نگاهی ژرف داشته باشیم به تاریخچه تنگ ماهی بر سر سفره های #هفت_سین و ماهی کوچولوی نازنازی
این نبشتار مهند را با ریزبینی بخوانید ..!

نوروز 💐 و ماهی 🐟 :
چرا در پایان سال ماهی را که در فرهنگ ما استوار کننده هستی است میکشیم و میخوریم و سال نو را با نگاه به ماهی زنده آغاز میکنیم؟
ماهی های قرمز و دوست داشتنی، در آبگیرِ خانه ها، نه تنها زیبا، بلکه برای ما و بوم زیست هم سودمند هم بودند. آبهای راکد در آب انبارها و آبگیرها (حوضها) را پالایش میکردند تا پاک بمانند و ماندگار شوند. همچنین جانوران آبزی ریزِ و تخم پشه های آزار رسان در آبگیر (حوض) خانه ها را میخوردند که با کاهش آنها، بتوانیم در تابستان، با آسایش، زیر آسمان پر ستاره بخوابیم. برخی، برای درمانِ بیماریِ "یَرَقان"، ماهی های ریز و زرد رنگ یا قهوه ای قناتها را، زنده و نجویده میخوردند. ولی کسی ماهی های خانگی را نمی خورد. در آخرین روزهای زمستان، بچه ماهی های قرمز تازه به دنیا آمده را به خانه می آوردیم که در سرما نمانند. سپس، دو یا چند ماهی قرمز را درون تُنگ یا کاسه بلورین، بر خوان نوروزی (بر سفره هفت سین)، کنار سبزه، آینه و شمع می گذاردیم و پس از سیزده به در، هنگامی که دیگر هوا برای بچه ماهی ها سرد نبود، آنها را به آبگیرها باز می گرداندیم تا پایدار بمانند و افزون شوند. در کودکی ام، برای من، این میهمانِ قرمز کوچکِ آسمانی، یادآورِ شادیِ جشن نوروز و نو شدن پوشش و کفشهایم بود.
بخشی از سنگ کنده شکسته ای که از نزدیک دو هزار و هفتصد- هشتصد سال پیش در شوش به جا مانده و اکنون در موزه لوور است. نگاره بانویی با پوشش فاخر که بر کرسی نشسته، نخ میریسد و ماهی بزرگی روی میز در برابرش جای دارد، زن خدمتکاری با بادبزن پشت او ایستاده. برخی این بانو را یکی از خدابانوان عیلامی میدانند.
ماهی نمادین در فرهنگ ما، ریشه ای بسیار کهن با پیامهایی شگفت آور دارد. نمادهایی که هنوز بسیاری از آنها را به کار میبریم ولی نمی شناسیم. ماهی، در اِنگارش هایِ ما (تصَورهای ما)، نه تنها نیمه آدم، نیمه جانور، در آب و روی زمین، بلکه در آسمان جای داشته، بال داشته، پرواز میکرده و خودش بال بوده. ماهی در فرهنگ ما، پیام آور پایان سرمای زمستانی و در افسانه های بومی ما نمادی بوده از پری دریایی و در باورهایمان، باشنده ای (موجودی) مینوی و آسمانی. تندیس کوچک ماهی با سرشت استخوان، از نزدیک هفت هزار و پانصد سال پیش در زیورهای مردم شوش جای داشته و نمیدانیم چرا.
زیور و افسون (طلسم) پنج هزار ساله، به ریخت پیکرک ماهی باسرشت استخوان در شوش-موزه ملی ایران
همچنین نمیدانیم چرا از شش هزار سال پیش نگاره نمادین ماهی های چرخنده به دور یک کانون یا یک گیاه در درون و بیرون آوندهای (ظرفهای) سفالین شرق تا غرب این سرزمین، در زیستگاه های کوهستانی، کویری و کنار دریا جای داشته اند. از آن زمان تا کنون، نه تنها در روزگار مغولها بلکه هنوز در سفالهای صنایع دستی شهرضا و در فرشهایمان چنین نگاره هایی را می آفرینیم. (کسانی که نگاره های چند هزار ساله نیاکان ما در شوش، شهر سوخته، جیرفت و شهداد را نمی شناسند گمان میکنند نگاره ماهی چرخان در بشقابهای ما، پس از یورش مغولها، از هنر چینی گرته برداری و به فرهنگ ما وارد شده).
هنوز نمیدانیم نگاره های نمادین ماهی بر جامها یا تبرهای پنج هزار ساله آیینی ما (در شهداد) نماد چه بوده اند. همچنین نمیدانیم چرا شش هزار سال پیش ماهی را در کنار پهلوانان افسانه ای در شوش، سه هزار سال پیش در کنار چهره خدابانوان در لرستان نگارگری کرده و خدابانوی آبها را به ریختِ بانویی با دو دُم ماهی نمایش میداده ایم. از پانصد ششصد سال پیش تا کنون درفشهای (علمات) سوگواری حسینی را با پیکرک ماهی دولفین (که بومی خلیج فارس است) در هم آمیخته ایم. اینک آنکه پنج شش هزار سال پیش، در میانرودان، ماهی نماد اِآ (EA) خدای بزرگ دانایی و آبهای شیرین بوده (این خدا زن نبوده). روزگاری مصریان، پیکرک طلسم گونه ماهی را برای پیشگیری از مرگ کودکان در آب، به گیسوان فرزندانشان می آویختند و نگاره ماهی را روی بدن آنان خالکوبی میکرده اند. ولی گمان ندارم در ایران چنین بوده.
از کودکی، افسونهایی (طلسمهایی) دیده بودم با نگاره ماهی، برای دورکردن پلیدی و زنده و پاک نگهداشتن دارنده آن. در بزرگسالی دانستم در دین زرتشت واژگون بر فرهنگ مردم میانرودان و هندوستان، باور داشته ایم که "اورمزد" برای جاودانگیِ مردمان در پایان جهان، گیاهی به نام "هوم سپید" را آفریده و اهریمن "وزغی" (قورباغه ای) را برای نابودی ریشه های آن گیاه بگمارده. آنگاه، "اهورامزدا" دو ماهیِ مینوی آفریده تا گردِ ریشهِ این درختّ زندگی بخش و جاودانگی بگَردند و آنرا از آسیبِ وزغِ اهریمنی دور بدارند. این ماهیان (چرنده به دور ریشه سرور گیاهان)، "کَرَ ماهی" (kara) نامیده میشوند. هرگز به هوش نبودم که از سه هزار سال پیش، ماهیِ نمادین را نگهبان زندگی و دور نگهدارنده اهریمنیان نیز میدانسته ایم.
در دین زرتشت ماهی یکی از پنج نمودِ گیتایی (مادی) امشاسپند"وَهومَه/بهمن" بوده. این امشاسپند نماد شادی، دانایی و آورنده اندیشه نیک مردمان، راهبر آنان به سوی آفریدگار و خوش آمد گوی روان پارسایان پس از مرگ دانسته شده. دومین روز فروردین به نام امشاسپند "وَهومَه/بهمن" است. همچنین در افسانه های ما در جایگاه شهریارِ دریاها و آگاه از رازهای نهان هستی بوده و به درستی نمیدانم از چه زمان در فرهنگ ما، نمادِ ارزشمندِ پیوستن به فرهود (حق) و یگانه شدن با آن گشته. پس از اسلام، ماهی در فرهنگ درویشیِ ما، شاید با نگرش به حکمت خسروانی، نمادِ جانِ شیفتگان الهی و رهروانِ پیوسته به فرهود (حق) دانسته شده که به دریای بی کرانِ عشق و پاکی پیوسته اند، از رازهای نهان آگاه گردیده، آبِ روان از بی مکان مینوشند و در آبِ دریایِ زندگی بخش جاودان می مانند.
از زمانهای دور، ماهیِ نمادین، نزد ما جایگاهی بسار بلند داشته و تا چند سال پیش، آنرا استوار کنندهِ همهِ هستی میدانسته ایم. ماهی، نگهدارندهِ گاوی بوده که زمین بر پشتش یا شاخهایش جای داشته و خود در آب و آب بر باد جای داشته و پس از اسلام، بر بال یک فرشته جای گرفته و بی گمان در سرنوشت گاهنامه ها و گردش سال و نوروز کارساز بوده.
هنگام جشن نوروز، آخرین خوراکمان در سال کهنه، سبزی پلو با ماهی دریا یا رودخانه بوده. در پایان سال ماهی را میکشتیم و میخوردیم، ولی سال نو را با نگاه به ماهی زنده آغاز میکردیم. در کودکی، سبزی پلو ماهی پایان سال را خوراکی خوشمزه و کمیاب میدانستم، هر چند یکبار تیغ ماهی در گلویم گیر کرد!!!. نمیدانستم خوردنِ این خوراک در پایان سال، یک آیین بوده و هنوز پابرجا است. آیینی که بسیاری از ما، سالیانه، در گستره بزرگی از ایران فرهنگی، همزمان، در خانه های خود بر پا میکردیم و شوندِ (سبب) یکپارچگی و همبستگی همه ما بوده. بسیاری از ما چنانچه در کویر (نزدیک قنات)، کوهستان (نزدیک رودخانه) یا کنار دریا زندگی می کردیم و هر روز ماهی می خوریم یا تمام سال نمی توانستیم ماهی بخوریم، آخرین خوراکمان در پایان سال، یا نخستین خوراکمان در آغاز سال نو، سبزی پلو با ماهی بود. (امروزه گروهی از زرتشتیان روز دوم فروردین ماهی میخورند که روز امشاسپند "وَهومَه/بهمن" با نمود گستایی ماهی است). چنانچه دسترسی به ماهی تازه نداشتیم ماهی دودی یا نمک سود میخوردیم. کوکو سبزی، دلمه و آش سبزی نیز از خوراک های ویژه آیین جشن نوروز در بخشهایی از این سرزمین بودند. شوربختانه، امروزه، فلسفه و درونمایه این آیین فراگیر و چندین لایه در پبوند با ماهی و سبزی را به درستی به یاد نداریم.
به دید من، جشن نوروز در پیوند با گیاه در بوم زیست (طبیعت) و آمیخته ای است از چندین باور و افسانه (اسطوره) از چرخه کیهانی، آفرینش هستی، مرگ و زندگی، آغاز و پایان جهان، ارزشهای مردمی و آیینهایی برای زندگی در گیتی و دنیای پس از مرگ، که از روزگار بسیار کهن تا کنون، با دگرگونیهای فرهنگی ما هماهنگ گشته ولی برخی بنیادهای آن در این سرزمین پایدار مانده.
به گفته پیشینیان ما (همچون بیرونی، فردوسی، خیام و دیگران)، جشن نوروز، یادبودِ سالگردِ برتخت نشستنِ سر نمونه شهریاریِ دادگرانه و آرمانیِ جمشید از خاندان پیشدادی، پیش از زرتشت در این سرزمین است. جمشید، به یاری "فَرّ کیانی"، برپا کننده آیینِ "داد"، آموزنده فن و دانش، نرم کننده آهن و آورنده هنرهای بسیار، همچنین افزاینده آب و گیاه و پايه گذار شهر نشینی، آبادانی و دادگری بوده. این شهریار، بر دیوان و اهريمنان پیروز گشته و خشكسالی، مرگ، بيماری، رشک، خشم، آز و زیاده روی را مهار کرده بود. در روزگار شهریاری او مردمان با دادگری، میانهِ رَوی و ترازمندی، در آرامش، با شادی و تند رستی و بی مرگی می زیسته اند. برگزاری این آیین میتوانسته هر روزی از سال باشد، ولی همزمان کردن آن با جشن آغاز بهار که شب و روز با هم برابراند و هوا نه سرد است نه گرم، برای نمایش میانه گرایی (اعتدال) در دوران افسانه ای شهریاری جمشید بوده، روزگاری که نه بادِ گرم می وزیده نه بادِ سرد، نه مرگ بوده نه درد.
در فرهنگ ما، همچون بسیاری از دیگر فرهنگهای گیتی، آغاز بهار، زمان دوباره زنده شدن گیاهان در چرخه نمادین کیهانی و نو شدن هستی است. برخی از تیره های مردمان در این سرزمین، جشن نوروز را نو شدن هستی و آیینی برای پشیمانی (توبه) از گناهان و آغاز زندگی دوباره میدانستند. در ایران باستان، نخستین روز فروردین ماه را روز "اهورمزدا" نامیده و این روز را سالگردِ نخستین روز آفرینش و آغاز زمان کرانمند میدانسته ایم. دوازه ماهِ سال، نمونه ای بوده از دوازده هزار سال زمان کرانمند (کرانه مند) و پایانِ هر سال نمادی از پایان جهان و آغاز روز رستاخیز و فرشگرد، هنگام جاودانگی و بی مرگی همه مردمان پس از مرگ.
در میانرودان باستان و برخی فرهنگهای دیگر، واژگون بر فرهنگ مردم سرزمین ما، زمانِ پیش از آفرینش را بی سامان و آشفته می پنداشته اند ار این روی در پایان زمستان، برای بازگشت به شب کیهانی پیش از آفرینش و باور پذیری (حصول اطمینان از) نو شدن زندگی در بهار، به میگساری، هرزگی و بی بند و باری می پرداخته اند. اینک آنکه در همه دینهای ایرانی، نه تنها پیش از آغاز آن، بلکه پایان جهان نیز با آشفتگی و بی سامانی همراه خواهد بود. به دید من، برخی آیینهای نوروزی، همچون آیین "کوسه بر نشین" نیز نمایش دهنده درهم بر همی، آشفتگی و بی سامانی گیتی در پایان جهان بوده و زمان پیش از آفرینش. شاید یکی از سویه های برگزاری آیین خوردن ماهی نیز نمادی باشد از پایان جهان، روزی که اهریمن و همه بدیها از میان خواهند رفت. با نابودی اهریمن، خویشکاری (وظیفه) "کَرَ ماهیان" نیز پایان خواهد یافت. "سوشیانس"، گاو "هدیوش" را خواهد کشت و از آمیزه چربی آن با گیاه "هوم سپید" انوشه ای خواهد ساخت برای جاودانگی مردگان به پا خواسته، که با نوشیدن انوشه "هوم سپید"، بی مرگ و درخشان خواهند شد. آنگاه زمین و بهشت به هم خواهند پیوست، آب همیشه پاک، آتش بدون دود، خوشبختی بی پایان و بی اندازه خواهد بود و زمان کرانه مند به زمان بی کرانه خواهد پیوست.
شاید خوردنِ سبزی پلو ماهی در پایان سال، آیینی در پیوندِ نمادین جشن نوروز با پایان جهان و آغاز رستاخیر باشد. خوردن ماهی در نوروز میتواند نماد افزونی (برکت)، داد و دهش (نعمت)، دارایی، فراوانی، شادی و سپاسگزاری باشد. ولی به دید من، شاید افزون بر آن، نماد "کَرَ ماهیان"، نگهبانانِ گیاه زندگی بخش و جاودانگی، سرور گیاهان، "گیاهِ هوم سپید"، است. نماد ماهیانِ نگهبانِ گیاهی که در روز رستاخیز مردگانِ به پا خواسته، انوشه آنرا میخورند تا جاوید گردند. در پایان جهان با نابودی اهریمن، خویشکاری (وظیفه) "کَرَ ماهیان" نیز پایان خواهد یافت. اگر چنین باشد، شاید افزون بر نمادهای دیگر، ماهی را از آب میگیریم چون جهان پایان یافته و میخوریم تا پایان جهان را باور پذیر نماییم یا با باوری جادویی، ویژگیها و فروزه های (صفتهای) ماهی را دریافت کنیم و با نگرش درویشی ایرانی، همچو ماهی با شیفتگی، به فرهود (حق) پیوندیم و جاودانه در دریای بی کرانِ عشق و پاکیِ اهورایی بمانیم. اگر چنین باشد شاید کوکو، دلمه و آش سبزی نیز نمادی از "هوم" باشند.
یکی دیگر از آیین های نوروزی که هنوز پابرجا است، جایگرین کردن کهنه است با نو در آغاز سال، همچون شکستن جامها و کوزه های سفالین کهنه و جایگزین کردن آنها با سفالهای نو، پوشیدن پوشش نو و تازه و نو کردن هر آنچه میتوانیم، به ویژه درون خودمان. از آنجا که ماهی نماد پیچیده و چندین هزار ساله در سرزمین ما است، به گمان من آیین کشتن و خوردن ماهی در پایان سال همچنین میتواند نمادی باشد از نو شدن و باز آفرینی ماهیِ استوار کننده هستی که گاو نمادین نگهدارنده زمین بر گُرده (پشت) آن ایستاده. اگر چنین باشد، آنرا میکشیم تا در سال نو روان ورجاوند و جاوید ماهیِ استوار کننده هستی از كالبد كهنه و فساد پذیر به كالبد ماهی جوان وارد گشته و (روان آن) در خانه ى نو، پایدار بماند. آنرا میخوریم تا ویژگیها و فروزه های آن به ما برسد. زیرا مردمان روزگار کهن باور داشته اند ویژگیهای روان ورجاوند در پی هم نشینی با جانور نمادینی همچون گاو یا ماهی، به کالبد آن رسیده و با خوردن آن به ما خواهد رسید.
از سوی دیگر سال نو را با ماهی زنده در جام آبِ پاک، بر خوان نوروزی آغاز میکنیم و باور داشته ایم ماهیان هنگام "سال گشت" (تحویل سال)، ناگهان پشتک میزنند. شاید چنین چشم داشتی، برآمده از باور دیرین ما به استواری زمین بر شاخ گاو نمادین ایستاده بر گُردهء ماهی است. شاید ماهی بر خوان نوروزی را نماد ماهیِ استوار کنندهِ هستی و جنبش ماهی و گاو را شوند چرخش هستی میدانسته ایم. به ویژه آنکه برخی سکه های پیشکش نوروزی پادشاهان صفوی، زند و قاجار آراسته به چنین نگاره ای بوده اند. از آنجا که هنگام "سال گشت" (تحویل سال)، چشم به راه جنبش ماهی هستیم، سال نو را با نگاه به ماهی و آبِ پاک آغاز میکنیم که تا پایان سال با فرخندگی، جُنب و جوش، شادمانی، فراوانی و آزادگی زندگی کنیم. زیرا ماهی را نماد با شگونی میدانیم از نو شدنِ زندگی، فرخندگی و همایونی، جنبش و شادمانی، زایش و نو زایی، افزونی (برکت) و فراوانی، مِهر ورزی و مهر بانی، همراهی و همدلی، دانش و آگاهی، توانمندی و کامروایی، بخت گشایی و راه گشایی. همچنین، چنانچه باورهای جادوگرانه پیش از زرتشت در ناخودآگاه جمعی ما پایدار بوده، میتوانسته ماهی های جوان و تازه نفس، بر خوان نوروزی، جایگزینی باشند نمادین برای کالبدِ کهنه "کَرَ ماهیان" نگهبانِ "هوم" در سال نو و/یا جایگزین روان ماهی استوار دارنده هستی.
با خواندن نوشته های گذشتگان دریافتم که آب پاشیدن به یکدیگر آیینی بوده همگانی در جشن نوروز، که اکنون فراموش کرده ایم و فراگیر نیست. بی گمان، این آیین هم نمادی بوده برای نمایش زنده شدن مردگان پس از پایان جهان و گواهی است بر اینکه نوروز را نه تنها نمادی از آغاز آفرزنش بلکه نمادی از پایان جهان و همتای روز رستاخیز هم میدانسته ایم.

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 به نام خاک پاک ایران کُهن

ما تا امروز از تمام راه‌ های انسان دوستانه تلاش کردیم که سرکوبگران و نیروهای مسلح به مردم ملحق شوند و برای اینکار در این مسیر خونهای زیادی پرداختیم اما جواب ما مردم حق طلب هميشه گلوله، باطوم و زندان بوده...
حال زمان آن رسیده است که ما در جهت دفاع مشروع از خود مجهز و مسلح بشیم، دردی را که کشیدیم در این چندین سال به سرکوبگران و نیروهای مسلح منتقل کنیم...
اگر جواب حق طلبی ما مردم گلوله و آتش است، پس از امروز جواب شما از طرف مردم ایران گلوله خواهد بود چرا که باید یادآور باشیم که تفنگ شما برای حفاظت از جان و مال مردم ایران است نه حفاظت از ملایان وطن فروش...

#براندازی #قیام_سراسری #دفاع_مشروع

⚠️Warning⚠️
This is just a research video
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴آموزش ساخت " ک و ک ت ل م و ل و ت و ف"

🔻#ایران بشکه باروت خشم ملت است و خیزش سراسری در راه

🔹در زمان خیزش بزرگ، بر هر ایرانی میهن پرست واجب است تا اصول #مبارزه و دفاع از خود و همرزمان خود را بداند

🔹دفاع مشروع در برابر نیروهای سرکوبگر ضحاک حق هر ایرانی آزادیخواهی است که در سلسله کلیپ های آموزشی به این اصول میپردازیم


⚠️Warning⚠️
This is just a research video


#کابوس_مزدوران
Forwarded from Master Of Persia
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امسال چهارشنبه سوری برابر است با ۲۴اسفند زادروز رضاشاه بزرگ...
بنابراین روزی ورجاوند و ملی ست برای یک قیام ملی بر علیه جمهوری اشغالگر اسلامی

دیدار ما "چهارشنبه سوری" کف خیابان های ایران

پاینده ایران جاویدشاه

مراج M.O.P

ویدئو #چهارشنبه_سوری از گروه ما "اِم او پی".
https://youtu.be/TTmdVd_yS48
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چپ های بی میهن که با دسیسه و همبستگی با مافیای اهریمنی جهانی ( الترالیبرال یا همان گلوبالیست ) ایران مان را یک بار در سال شوم پنجاه و هفت به اشغال درآوردند ، امروز نیز پس مانده ها و فسیل های باقیمانده از آن شورش ننگین ، اینبار در لباس اپوزیسیون در تلاش برای استمرار #جمهوری و ادامه چپاول و دست درازی و استثمار ایران و تهی دستی و ستم فزاینده بر ملت بزرگ ایران و بی گمان پیرنگ شوم #ایرانستان و تکه و پاره نمودن ایرانزمین ، میگویند که همین جمهوری خوبست ولی جمهوری ما به جای آب و برق و اتوبوس رایگان ، #دموکراسی دارد !
چپ های پست فطرت ، ایران را آزمایشگاه اندیشه ها و رویاهای اهریمنی حزبی و دسته ای و ملت ایران را موشهای آن آزمایشگاه کرده اند که هر چند سال یک بار نسخه ای ویرانگر را بر روی ایران و ملت ایران آزمایش کنند .
کور خوانده اید ..

کثافت بزنند بر چپ و هر چه چپگراست

فریاد ایرانگرایانه " جاویدشاه " ریشه این اهریمنان و مافیا را نشانه میرود .

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین

🔥
💎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گُروپ سکس یا تری سامِ #بهشتی از زبان آخوند !!!

همین کفتارها که از بام تا شام با آیه و حدیث و روایت و کوفت از یک دنیای موهوم بنام #اخرت یاوه می بافند، خود نانجیب شان چهاردستی این دنیارا با همه چیزش چسبیده اند و به مثال اگر بادی در فتق منحوس شان افتد به بیمارستانهای لندن و آلمان میروند تا مباد جانشان در رود و این دنیا را ترک گویند !
حدیث و آیه و روایت و آخرت موهوم برای #امت نادان است و مال و منال و ثروت اندوزی و شکم باره گی دنیوی برای خود و نکبت زاده هایشان .
آخوند مرده اش هم برای ایرانزمین سم است .

#رنسانس_ایرانی
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
شعر زیبای ویژه جشنواره سوری
========================
جشن آتش جشن شادی جشن نور
گاه آتش بازی و شام سرور
آتشِ زرتشت و نور ایزدی
پرتوی از بارگاهِ سرمدی
از اهورایی که شادی آفرید
در پناهش مهر و نیکی شد پدید
رمزٍ آتش پاکی و روشنگری
سرخی و گرما و شادی پروری
یادگاری از کهن آیین ما
روزگارانِ خوش و شیرین ما
آری امشب جشن سور و آتش است
جشنِ رقص شعله های سرکش است
هموطن ای یارِ هم پیمان من
زنده کن این جشن و آیین کهن
خیز و از آتش تو سرخی وام گیر
کام دل از گردش ایام گیر
باید امشب از غم و زردی گذشت
همچو شاخی در بهاران سبز گشت
کم کمک چاووشی شاد بهار
دامن افشان میرسد از کوهسار
چشم تا برهم زنی عید آمده
روزِ خوب جشن جمشید آمده
فروهرها میهمانت میشوند
همنشین مهربانت میشوند
ای درخت سرفراز آریا
ای به دردِ مام میهن آشنا
هر کجای این جهان داری سرا
گوش کن با جان و دل پند مرا
ما همه از یک تبار و ریشه ایم
پیروان نیکی اندیشه ایم
مهد ایران ریشه و ما شاخه سار
بهر ماندن ریشه باید استوار
ور نه در توفان سرای روزگار
شاخه ساران را نمی ماند قرار
لیک اگر روزی من و تو ما شویم
جنگلی سبز و گشن می پروریم
مهرِ میهن در سرشت و جان ما
تا ابد پاینده باد ایران ما
“هما ارژنگی”
پاینده ایران.
رنسانس ایرانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیامهای هم میهنان از درون مرز و فراخوان برای برگزاری هرچه باشکوه تر جشن سوری و همبستگی برای رستاخیز میهنی با فریاد " جاویدشاه "

با سازماندهی های محلی خود را برای یک #چهارشنبه_سوری باشکوه و ایرانی و پیوند آن با یک #قیام_سراسری آماده میکنیم .
در این هنگامه مهند که دنیای بی شرافت و اخلاق کمونیست و گلوبالیست به جان یکدیگر افتاده اند میبایست از این مجال بهره جوییم و در یک #رستاخیز میهن ورجاوند مان را باز پس بگیریم .

همازور بیم همازور همآشوبیم ....

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین

🔥
💎
یادداشتی در باره، نوروز، سفره هفت سین و ماهی سرخ!

در چند سال گذشته بحث و گفتگو بر سر تحریم "ماهی های سرخ" [:قرمز] بر سر ِ سفرهٔ هفت سین آغاز و امروز مبدل به درگیری های لفظی و حتا موجب اختلاف میان ایرانیان شده است، که البته بیگانگان بویژه آمریکایی ها و اسرائیلی ها که همواره در انتظار چنین رخدادهایی می باشند تا به ایران و فرهنگ ایرانی حمله ور شوند با اشک تمساح ریختن در طیفی گسترده و پرخاشگویانه آن را رسانه ای کرده و مورد سواستفاده قرار داده اند.

این درگیری واژه ها که گویا از سوی قشر یا گروه فعالان محیط زیست و پشتیبانان حقوق جانوران آغاز شده است و خواهان تحریم ماهی های سرخ شده اند، دلایل منطقی را مطرح ساخته اند که نشانگر تلاششان در جلوگیری از مرگ و میر ماهیان است؛ - ولی آنان همزمان در دفاع از حقوق جانوران، خودخواهانه و متعصبانه نیز عمل کرده و آئین ها، باورها و سنت های ملی را در نظر نگرفته اند که موجب رویارویی ملی گرایان با این عده شده است. بگفته ای دیگر، این عده همهٔ نیرو و توجه خود را معطوف متوقف ساختن و از میان بردنش ساخته اند، تا آنکه در پی فرهنگسازی بوده باشند، تا هم از جان ماهی ها پاسداری کنند و هم به سنت های ملی و آئین نوروزی که عنصر اصلی هویت ایرانیست، آسیبی وارد نشود.

بدینروی نیاز دیده شد تا جستاری آماده شود تا نه تنها این عده متوجه اهمیت نماد "ماهی" در تاریخ و فرهنگ ایران شوند، بلکه راهکاری نیز ارائه داده شود تا هم از جان ماهی های "سرخ رنگ" و هم از آئین نوروزی پاسداری شود.

این جستار را در خاستگاه زیر بخوانید
https://bit.ly/3pVavYj

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین

🔥
💎
جشن سوری 🔥 در اصفهان :

نگاره ای از یكی از دیوار نگاره‌های چهل‌ستون، پیوند دار به دوران صفویه به گفته باستان شناسان جشن و پایكوبی #ایرانیان را در شب چهارشنبه ‌سوری به نگار كشیده ‌است كه از آن می توان پیشنیه كهن این آیین را در نصف جهان دریافت.
مردم #اصفهان در درازای تاریخ به تائید تاریخ نبیسان با شور و شكوه ویژه ای #چهارشنبه_سوری را جشن می گرفتند به ریختی كه افزون بر بسیاری از آئین های میانوند ایرانیان، رسوم خاص این دامنه نیز در این شب انجام می شد. در اصفهان چهارشنبه سوری را 'چهارشنبه سرخی' نیز می گویند.
افزون بر آتش افروختن در گذرگاه ها ، رسوم دیگری مانند كوزه شكستن، فالگوش و گره گشایی در بین اصفهانی ها رواج داشت است.
در گذشته شامگاه سه‌ شنبه آخر سال بانوی خانه بوته‌ای را آتش می‌ زد و آن‌را در كوچه مي ‌انداخت، كوزه آبي با چند دانه اسفند هم روی آتش مي ‌ریخت تا بلا دور شود

قاشق زنی در حقیقت برای خبر دادن چهارشنبه سوری انجام می شد، در این سنت هنگام یكی از هموندان خانه آوای قاشق زن ها را كه ناشناس بودند می شنید كاسه را از او می گرفت و آن را با آش یا آجیل و شكلات پر می كرد و به شخص بازمی گرداند.
فراهم آوردن آجیل مشكل گشا را یكی دیگر از رسوم چهارشنبه سوری در اصفهان است .
این آجیل شامل هفت مغزینه یا میوه خشك است: پسته، بادام، سنجد، كشمش، گردو، انجیر و خرما كه گاهی در لابه‌لای این آجیل تكه‌های كوچك نبات و نارگیل هم دیده می‌شد.

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین

🔥
💎
این فرتور چراغ راه ایرانگرایان راستین میباشد.
تلاش بسیار برای طراحی این فرتور شده است.
این فرتور را ذخیره و هر روز نگاه اش کنید، برای دوستانتان بفرستید، تا بدانید چگونه سره را از ناسره تشخیص دهید، تا دوست از دشمن را بتوانید تشخیص دهید، تا راه ایرانگرایی را بتوانید پیدا کنید.
این فرتور همان فانوس راهی میباشد که در این دریای پرتلاطم، کشتی طوفان زده ایران زمین را در این شب تار و سیاه به سر منزل مقصود هدایت و خواهد رساند.

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
قاشق زنی نبایستی از یادها برود
قاشق زنی را به یک نافرمانی مدنی در سرتاسر ایرانزمین دگرگون کنیم

قاشق زني یک چیزی مانند همان مراسم Trick Or Treat هالوين است و بچه ها در خانه همسايه ها را مي زنند و افراد خوراكي به بچه ها مي دادند و بده بستان داشتند که البته و بیگمان برگرفته از قاشق زنی ما #ایرانیان است .
یكى دیگر از دلایلى كه براى پدید آمدن پدیده قاشق زنى نام برده شده، كمك به تهیدستان و نیازمندانی بوده که به فرمی ناشناس به درب خانه ها میرفتنند تا شناخته نشوند.
نه تنها قاشق زنی بلکه در اکثر شهر های ایران دارای رسومات خاصی نسبت به روزهای #نوروز را دارا میباشند.
این مراسم پس از مراسم آتش بازى و خواندن سرود «زردى من از تو، سرخى تو از من»، مردم كوچه‌ها را خالى كرده و گرد كرسى و سفره خود مى‌نشستند. آوای كلون در به گوش مى‌رسید. نگاه‌ها روى خوراک میانه خوان كه معمولاً سبزى پلو با ماهى بود لحظه اى به هم دوخته مى‌شد. تكه اى غذا، آجیل، شیرینى یا پول مى‌توانست دلى را خرسند و خوشحال كند. پسر بزرگ خانه یا پدر به هواى پیشکش خوراكى یا نقدینگى خود را پشت در میان سرا مى‌رساند.قاشق زن‌ها، پوششى بر چهره خود مى‌كشیدند تا شناخته نشوند. كسى پافشاری در شناخت ایشان نداشت و هرچه از دستش برمى‌آمد در دستمال وى مى‌گذاشت. ترتیب رسم قاشق زنى به این شكل بود: قاشق زن‌ها كه معمولاً براى ناشناس ماندن تك نفره اقدام به قاشق زنى مى‌كردند با قاشق بر پشت كاسه مسى مى‌كوبیدند. با شنیدن سداى قاشق لقمه در گلوى سفره دار گره مى‌خورد و پایین نمى‌رفت. كسى پشت در اعلام گرسنگى مى‌كند. پیش از رسیدن میزبان، قاشق زن دستمال اش را از زیر یا بالاى در داخل خانه مى‌فرستاد. وقتى نیم لاى در بازتر مى‌شد كه دستمال پر شده از خوراكى، قند یا پول در دستشان قرار مى‌گرفت. قاشق زن با شتاب از جای دور مى‌شد و تنها خواسته اش ناشناس ماندنش بود. از آنجا كه در هر محله آدم خیررسان پیدا مى‌شود، قاشق زن بى آنكه بداند در پیگرد آدم نیکوکار قرار مى‌گرفت. و شاید روز و روزهاى پس، دستمال یا كیسه اى از پیش کش های گوناگون جلوى سكوى منزلش مى‌یافت و شادمان تر سال نو را آغاز مى‌كرد..
یکی دیگر از مراسم قاشق زدن کردار زنان قدیم در شب چهارشنبه سوری که برای گرفتن مراد و رسیدن به مقصود به ریخت ناشناس و نقاب زده به درخانه ها رفته و به وسیله ٔ زدن قاشق بر کاسه و یا بر در خانه باشندگان خانه را از آمدن قاشق زن خبر کرده ، ایشان نیز به وظیفه ٔ خود که آوردن مقداری آذوقه ٔ خشک و ناپخته است او را جواب گویند. و بایسته آن است که گفتگو واقع نشود.

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین

🔥
💎
Forwarded from Master Of Persia
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدار ما ۲۴اسفند زادروز #رضاشاه بزرگ و #چهارشنبه_سوری

برخیز هموطن کوروش زمان خود باش, تاریخ بی عمل افسانه است...

روزی سوار بر رخش و سپاه و درفش
به رهانیدن دیگر ملل از سیطره ی حکومتهای ظلم می شتافتیم
اینک چنین در بند ستم زیستن شرم آور است

برخیز هموطن ناجی زمان خود باش, تاریخ بی عمل افسانه است...

پاینده ایران #جاویدشاه #رضاشاه_روحت_شاد


ام او پی M.O.P
این کاوه مدنی ، اوسکول پژوهشگره قصه ما ، نگران ماهی ها و زیست بوم جنوب که بوسیله اربابان چینی اش کشتار و نابود میشوند نیست یا برای اورانیومی که همین زیر دماغش در #ترقوزاباد انبار شده و سلامتی مردم را به خطر انداخته کلامی نمیگوید ، ولی تا دلتان بخواد برای نمادهای میهنی سبزه و ماهی سرخِ #هفت_سین با آروغ روشنفکری یاوه سرایی میکند .
چپ اندیش مادرقحبه پول میگیرد تا با ایران و ایرانی گری ستیز کند و بر کیستی مان بتازد .

کثافت بزنند بر چپ
جمهوری اسلامی هیچ پیوندی چه از نگر تاریخی و چه از نگر فرهنگی با ایران زمین ندارد.جمهوری اش ساختاری غربی،اسلامی اش آیین غربی و برگر فته از یهودیت و مسیحیت،شیعه اش نوعی جنس وارداتی بوسیله شاه عباس از جبل العامل لبنان و همه اش اشغاگری و غارت و تجاوز و نابودی ایران و مردمان اش میباشد.

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی

🔥
💎
برنامه ای با جستار جشن #سوری
روانشاد کاردان و جناب #رضا_مهربانی در شبکه اندیشه

ملت بزرگ ایران، بیاییم با یک همازوری بر پایه محورهای میانوند که همانا ایرانگرایی و کیستی میهنی است ، جشنهای میهنی را بصورت باستانی ان برگزار کرده و با کیستی میهنی خود آشتی کنیم.
جشنهای میهنی سنگرهای پدافند از کیان و هویت ملی ماست.
جشنهای میهنی در همبودگاه همبستگی و نیرویی را بوجود خواهند اورد که برگزاری متدوام جشنهای ماهیانه و میهنی ما را به رستاخیز بزرگ #ایرانی خواهد رساند.
#نافرمانیهای_مدنی با برگزاری جشنهای ایرانی ، راهیست برای رهایی.
آتشی بپا کن از خرمن مهر که شعله های فروزانش یخهای زمستانی شب سیه و تار را به جویباری از رهایی دگرگون سازد.
قیام کن، که قیامتی به گستره تاریخ بپا کنیم.

خاستگاه این برنامه در کانال یوتوب جنبش
youtu.be/w9JjJy506bs

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی

🔥
💎
" خشنو تَره اهورا مزدا
اَشِم وُهو وَهیشتِم اَستی،
اوشْتا اَستی
اوشتا اَهمائی
هْیَت اَشایی
وَهیشْتائی اَشِم
اَترا اهورایی مزاد
مزدایی
به خشنودی اهورا مزدا
اشویی بهترین نیکی است، خرسندی و روشنایی است
خرسندی راستین از آن کسی است که بهترین ارزش،
بهترین راستی،
اشویی پیشه کنند.
ای اهورامزدا
هورمزد "

بیست و دوم #اسفند ماه
سالروز جاودانه گی عقاب تیزپرواز نیروی هوایی آرتش #شاهنشاهی #ایران ، تیمسار #نادر_جهانبانی است .
نام این مرد بزرگ تاریخ #ایرانزمین جاودان و یاد ایشان گرامی باد .

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
پیامهای هم میهنان از درون مرز از #آتورپاتکان تاج سر ایرانشهر تا #گیلان سرفراز و فراخوان برای برگزاری هرچه باشکوه تر جشن سوری و همبستگی برای رستاخیز میهنی با فریاد " جاویدشاه "

#چهارشنبه_سوری امسال که برابر شده با بیست و چهارم #اسفند زادروز پدر ایران نوین #رضاشاه_بزرگ میبایست باشکوه و ایرانی برگزار کنیم و مسیری باشد به سمت و سوی یک قیام میهنی و رستاخیز سراسری برای بازپس گیری ایرانزمین از چنگال ضحاک و اهریمنان مافیایی جهانی

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎