نمونه بارز یک مردمسالاری امروز بیشک همبستگی و همازوری ارتشیان باشرف در یک حکومت یکه تاز و دست نشانده ، برای به دست گرفتن قدرت و نجات کشور و مردمان از یوغ استثمار و استعمار است .
ارتشی راستین برای نجات کشور بدنبال حقوق به تاخیر افتاده و وام مسکن و کوپن خرید و فلان و پشمدان نمی رود !
خویشکاری یک ارتشی راستین در هر شرایطی ، پشتیبانی از کشور و مردم و پدافند از مردم سالاری راستین و ارمغان بی هراسی و ارامش برای مردم است نه آنکه همراه با دسیسه گران و یکه تازان و آدمکشان نانش را در خون مردم زند و از ستم ستمدیده گان برای خود کیسه دوزد .
ارتشیان میانمار نشان دادند ، که ارتش میتواند رهایی بخش کشور و مردمان اش باشد و یکپارچگی را فدای ذلت و خواری و دست بوسی از دیکتاتور نکند .
حال از آنسوی ببینید بازیگردانان استعمار و چپاول ، انگلیس شیاد و دموکرات های آمریکا چگونه از این کودتای به حق ، نالان اند و ضجه و مویه میکنند .
چون نیروی میهن پرست ارتش برای رهایی کشور بپاخاست و دست نشانده شان آنگ سان سوچی را گرفتار نمود و پشت میله ها افکند و قدرت کشور را برای استقرار یک حکومت مردمی در دست گرفت ! درست همان کاری که امروز ارتشیان با شرف و میهن پرست ایرانشهر میبایست که انجام دهند .
پانوشته : این بانو سوچی دیکتاتور کنونی میانمار ، برنده جایزه صلح نوبل نیز هست !
پیدا کنید پرتقال فروش را ...
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ارتشی راستین برای نجات کشور بدنبال حقوق به تاخیر افتاده و وام مسکن و کوپن خرید و فلان و پشمدان نمی رود !
خویشکاری یک ارتشی راستین در هر شرایطی ، پشتیبانی از کشور و مردم و پدافند از مردم سالاری راستین و ارمغان بی هراسی و ارامش برای مردم است نه آنکه همراه با دسیسه گران و یکه تازان و آدمکشان نانش را در خون مردم زند و از ستم ستمدیده گان برای خود کیسه دوزد .
ارتشیان میانمار نشان دادند ، که ارتش میتواند رهایی بخش کشور و مردمان اش باشد و یکپارچگی را فدای ذلت و خواری و دست بوسی از دیکتاتور نکند .
حال از آنسوی ببینید بازیگردانان استعمار و چپاول ، انگلیس شیاد و دموکرات های آمریکا چگونه از این کودتای به حق ، نالان اند و ضجه و مویه میکنند .
چون نیروی میهن پرست ارتش برای رهایی کشور بپاخاست و دست نشانده شان آنگ سان سوچی را گرفتار نمود و پشت میله ها افکند و قدرت کشور را برای استقرار یک حکومت مردمی در دست گرفت ! درست همان کاری که امروز ارتشیان با شرف و میهن پرست ایرانشهر میبایست که انجام دهند .
پانوشته : این بانو سوچی دیکتاتور کنونی میانمار ، برنده جایزه صلح نوبل نیز هست !
پیدا کنید پرتقال فروش را ...
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
" ما امروز نه تنها میدانیم چه نمیخواهیم بلکه به روشنی میدانیم که چه میخواهیم: یک ساختار سیاسی پایدار مبتنی بر اراده مردم که در آن، قدرت در خدمت مردم و مدافع منافع ملی باشد، نه در انحصار گروهی خاص.
سکوت، بیتفاوتی و بیعملی امروز ما، پیامدهای بسیار فاجعهبارتری برای کشور و نسلهای آینده به همراه خواهد داشت."
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم رضا پهلوی - پیمان نوین ۷ مهر ۲۵۷۹
کنشگری شیر مبارزان ایرانگرا در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
سکوت، بیتفاوتی و بیعملی امروز ما، پیامدهای بسیار فاجعهبارتری برای کشور و نسلهای آینده به همراه خواهد داشت."
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم رضا پهلوی - پیمان نوین ۷ مهر ۲۵۷۹
کنشگری شیر مبارزان ایرانگرا در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸 تو این را دروغ و فسانه مدان
چنانچه فردوسی با آن روش باستانی داستانهای خردمندانه را نمیسرود، چه بسی زبان پارسی دستخوش فراموشی میشد و فراموشی زبان پارسی میتوانست بسیاری از دستاوردهای فرهنگی و شهر آیینی را نابود کند! مردمان را از منش نیکوی کشورداری و فرمانروایی و همچنین منش زندگی نیکو دور کند! بنابراین جدا از جایگاه والای شاهنامه فردوسی در فرهنگ ایرانی، نباید کارایی شاهنامه فردوسی در پاسداری از ارزشهای نیکو در گستره جهانی را فراموش کرد.
در جهان ایرانی از هزاران سال پیش، با شیوهای نیکو، پندارهها و دریافتههای والای خردمندانه را به گونهی داستانهای زیبا و گیرا در میآوردند و در پایان سرودههایی ماندگار از این داستانها به جای میماند. همین سرودهها و سخنان آهنگین برای مردمان شنیدنی بود و آنها را فراموش نمیکردند. با این روش، خِرَد ایرانی در میان مردمان آن روزگار جا میگرفت.
در بخشهایی مانند سغد باستان دیوارنگاریهایی از داستانهای ایرانی به جای مانده است و در بن مایههای باستانی میخوانیم که گوسانها در کویها و برزنها داستانهای کیان را با ساز و آواز میخواندند.
پس از اسلام هم چنین روشهای هرچند با دگرگونی ادامه یافت به گونهای که شاهنامه فردوسی و مثنوی معنوی مولوی بهترین نمونههای بازمانده از این روش باستانی هستند.
داستانهای ایرانی در روزگاری که امیران خود را خلیفهالله میخواندند و سلطانها خود را سایه خدا میدانستند، از کژی و نابخردی جمشید و ضحاک سخنها گفت و یادآوری کرد که پهلوانانی مانند رستم هم بدون لغزش نبودند. داستانهای ایرانی به وارونه داستانهای تیرهها و فرهنگهای دیگر پادشاهان و پهلوانان را بدون لغزش نمیدانست.
در این میان شاهنامه فردوسی ویژگیهای خود را دارد. هرچند ایرانیان با رنج فراوان سالیان سال این داستانها را نگاه داشته بودند و فردوسی هم گفته است که «یکی نامه بود از گه باستان» ولی سرودن این داستانها آن هم در آن روزگار کاری شگفت آور بود و افزون بر ماندگاری دستاوردهای فرهنگی و شهرآیینی (تمدنی) ایرانیان، منش نیکو را در میان مردمان جهان نگاه داشت. برای همین بود که فردوسی سی سال رنج برد.
دوران فردوسی روزگاری بسیار آشفته شده بود و تیرههای بیگانه جدا از عربها هم نیرو یافته بودند. درست است برخی از سلطانها خود را هوادار زبان پارسی میشناساندند ولی همه سلطانها اینگونه نبودند. میدانیم که با فردوسی هم چندان رفتار خوبی نشد و خردمند توس در پایان زندگی خود اندوهگین از دنیا رفت.
به هر روی چنانچه فردوسی با آن روش باستانی داستانهای خردمندانه را نمیسرود، چه بسی زبان پارسی دستخوش فراموشی میشد و فراموشی زبان پارسی میتوانست بسیاری از دستاوردهای فرهنگی و شهر آیینی را نابود کند! مردمان را از منش نیکوی کشورداری و فرمانروایی و همچنین منش زندگی نیکو دور کند!
بنابراین شاهنامه نه تنها رهایی بخش ایرانیان از این ناگواریها بود ونکه خردمند توس نامهای خردمندانه را برای همه مردمان جهان به یادگار گذاشت.
می دانیم سالیان پس از روزگار فردوسی هم یورشهای خونین فراوانی رخ داد. یورشهایی مانند یورش مغولان، تیموریان و…
همه این تندبادهای ناگوار برای فرهگ مرگ آور است و همین رویدادها میتوانستند زبان پارسی را به فراموشی بسپاردند! ولی این شاهنامه بود که کارایی فزایندهای برای نگاه داری این زبان کهن داشت و همین زبان کهن بود که در دل خود درونمایههای نیکو داشت که در سرودههای نظامی، مولوی و حافظ و… نمودار شد و این نیکوییها به دیگر مردمان جهان راه یافت.
بنابراین جدا از جایگاه والای شاهنامه فردوسی در فرهنگ ایرانی، نباید کارایی شاهنامه فردوسی در پاسداری از ارزشهای نیکو در گستره جهانی را فراموش کرد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
چنانچه فردوسی با آن روش باستانی داستانهای خردمندانه را نمیسرود، چه بسی زبان پارسی دستخوش فراموشی میشد و فراموشی زبان پارسی میتوانست بسیاری از دستاوردهای فرهنگی و شهر آیینی را نابود کند! مردمان را از منش نیکوی کشورداری و فرمانروایی و همچنین منش زندگی نیکو دور کند! بنابراین جدا از جایگاه والای شاهنامه فردوسی در فرهنگ ایرانی، نباید کارایی شاهنامه فردوسی در پاسداری از ارزشهای نیکو در گستره جهانی را فراموش کرد.
در جهان ایرانی از هزاران سال پیش، با شیوهای نیکو، پندارهها و دریافتههای والای خردمندانه را به گونهی داستانهای زیبا و گیرا در میآوردند و در پایان سرودههایی ماندگار از این داستانها به جای میماند. همین سرودهها و سخنان آهنگین برای مردمان شنیدنی بود و آنها را فراموش نمیکردند. با این روش، خِرَد ایرانی در میان مردمان آن روزگار جا میگرفت.
در بخشهایی مانند سغد باستان دیوارنگاریهایی از داستانهای ایرانی به جای مانده است و در بن مایههای باستانی میخوانیم که گوسانها در کویها و برزنها داستانهای کیان را با ساز و آواز میخواندند.
پس از اسلام هم چنین روشهای هرچند با دگرگونی ادامه یافت به گونهای که شاهنامه فردوسی و مثنوی معنوی مولوی بهترین نمونههای بازمانده از این روش باستانی هستند.
داستانهای ایرانی در روزگاری که امیران خود را خلیفهالله میخواندند و سلطانها خود را سایه خدا میدانستند، از کژی و نابخردی جمشید و ضحاک سخنها گفت و یادآوری کرد که پهلوانانی مانند رستم هم بدون لغزش نبودند. داستانهای ایرانی به وارونه داستانهای تیرهها و فرهنگهای دیگر پادشاهان و پهلوانان را بدون لغزش نمیدانست.
در این میان شاهنامه فردوسی ویژگیهای خود را دارد. هرچند ایرانیان با رنج فراوان سالیان سال این داستانها را نگاه داشته بودند و فردوسی هم گفته است که «یکی نامه بود از گه باستان» ولی سرودن این داستانها آن هم در آن روزگار کاری شگفت آور بود و افزون بر ماندگاری دستاوردهای فرهنگی و شهرآیینی (تمدنی) ایرانیان، منش نیکو را در میان مردمان جهان نگاه داشت. برای همین بود که فردوسی سی سال رنج برد.
دوران فردوسی روزگاری بسیار آشفته شده بود و تیرههای بیگانه جدا از عربها هم نیرو یافته بودند. درست است برخی از سلطانها خود را هوادار زبان پارسی میشناساندند ولی همه سلطانها اینگونه نبودند. میدانیم که با فردوسی هم چندان رفتار خوبی نشد و خردمند توس در پایان زندگی خود اندوهگین از دنیا رفت.
به هر روی چنانچه فردوسی با آن روش باستانی داستانهای خردمندانه را نمیسرود، چه بسی زبان پارسی دستخوش فراموشی میشد و فراموشی زبان پارسی میتوانست بسیاری از دستاوردهای فرهنگی و شهر آیینی را نابود کند! مردمان را از منش نیکوی کشورداری و فرمانروایی و همچنین منش زندگی نیکو دور کند!
بنابراین شاهنامه نه تنها رهایی بخش ایرانیان از این ناگواریها بود ونکه خردمند توس نامهای خردمندانه را برای همه مردمان جهان به یادگار گذاشت.
می دانیم سالیان پس از روزگار فردوسی هم یورشهای خونین فراوانی رخ داد. یورشهایی مانند یورش مغولان، تیموریان و…
همه این تندبادهای ناگوار برای فرهگ مرگ آور است و همین رویدادها میتوانستند زبان پارسی را به فراموشی بسپاردند! ولی این شاهنامه بود که کارایی فزایندهای برای نگاه داری این زبان کهن داشت و همین زبان کهن بود که در دل خود درونمایههای نیکو داشت که در سرودههای نظامی، مولوی و حافظ و… نمودار شد و این نیکوییها به دیگر مردمان جهان راه یافت.
بنابراین جدا از جایگاه والای شاهنامه فردوسی در فرهنگ ایرانی، نباید کارایی شاهنامه فردوسی در پاسداری از ارزشهای نیکو در گستره جهانی را فراموش کرد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
درگذشت لوتر الخاصه سبب تاثر و تأسف همه کسانی شد که با او و خدماتش در راه آزادی میهن آشنا هستند. من هم فقدان آن شادروان را به فرزندانش و جامعه آشوریان ایران صمیمانه تسلیت میگویم.
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
🔸اشکانیان و پهلوانان حماسی ایران
با آنکه از اشکانیان در داستانهای حماسی ایرانیان، از جمله در شاهنامه، کمتر نام برده شده است اما بسیاری از داستانهای شاهنامه یادآور دوران اشکانیان هستند.
چنین مینماید که تاریخ و سازو برگ دوران اشکانی رخنه محکمی در داستانهای حماسی و قهرمانی ایرانیان گذاشت به گونه ای که شمار بسیاری از پهلوانان حماسی مانند قارن، گودرز، گیو، بیژن، زراسب، پلاشان، فرهاد، اشکش یادآور ملوک الطوایف پارتها میباشند. افزون بر این زمینه، نامهای برخی از این پهلوانان بر روی اشخاص و پادشاهان اشکانی دیده میشود. حتی رستم در شاهنامه هم شاید بدون پیوند با دلاوریهای زمان اشکانیان نباشد.
با آنکه جانشینان حکومت اشکانی یعنی ساسانیان با شدت فراوان از احیا ذکر و آثار شاهان اشکانی جلوگیری میکردند با این حال یاد سلاطین جنگاور و میهن دوست اشکانی که در نگاهبانی ایران و رهانیدن آن از مخاطرات فراوان زحمات بسیاری محتمل شدند، از خاطر ایرانیان محو نشد و به بهترین نحوی در داستانهای ملی ما باقی ماند (صفا، ۱۳۷۶: ۳۶).
اشکانیان با شکست سلوکیان بار دگر خودسالاری را به ایرانشهر برگرداندند و با ایستاده گی در برابر حکومت روم، کشورگشایی های آنها را متوقف ساختند. اشکانیان رویارویی سختی هم در برابر سکاها و دیگر اقوام بیابانگردی که گهگاه به خاک ایران یورش میبردند داشتند. این موارد همه و همه موجب میشد که یاد و خاطره آنها در قالب داستانهای حماسی پهلوانان ایرانی باقی بماند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
با آنکه از اشکانیان در داستانهای حماسی ایرانیان، از جمله در شاهنامه، کمتر نام برده شده است اما بسیاری از داستانهای شاهنامه یادآور دوران اشکانیان هستند.
چنین مینماید که تاریخ و سازو برگ دوران اشکانی رخنه محکمی در داستانهای حماسی و قهرمانی ایرانیان گذاشت به گونه ای که شمار بسیاری از پهلوانان حماسی مانند قارن، گودرز، گیو، بیژن، زراسب، پلاشان، فرهاد، اشکش یادآور ملوک الطوایف پارتها میباشند. افزون بر این زمینه، نامهای برخی از این پهلوانان بر روی اشخاص و پادشاهان اشکانی دیده میشود. حتی رستم در شاهنامه هم شاید بدون پیوند با دلاوریهای زمان اشکانیان نباشد.
با آنکه جانشینان حکومت اشکانی یعنی ساسانیان با شدت فراوان از احیا ذکر و آثار شاهان اشکانی جلوگیری میکردند با این حال یاد سلاطین جنگاور و میهن دوست اشکانی که در نگاهبانی ایران و رهانیدن آن از مخاطرات فراوان زحمات بسیاری محتمل شدند، از خاطر ایرانیان محو نشد و به بهترین نحوی در داستانهای ملی ما باقی ماند (صفا، ۱۳۷۶: ۳۶).
اشکانیان با شکست سلوکیان بار دگر خودسالاری را به ایرانشهر برگرداندند و با ایستاده گی در برابر حکومت روم، کشورگشایی های آنها را متوقف ساختند. اشکانیان رویارویی سختی هم در برابر سکاها و دیگر اقوام بیابانگردی که گهگاه به خاک ایران یورش میبردند داشتند. این موارد همه و همه موجب میشد که یاد و خاطره آنها در قالب داستانهای حماسی پهلوانان ایرانی باقی بماند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸سوم فوریه:
آغاز تجربه اي نامطلوب براي ايران، تجربه اي كه به سيه روزي ايران انجاميد
سال ميلادي 1803 آغاز تجربه تازه اي براي ايران بود كه نتايجي بس نا مطلوب براي اين ملت كهن و قرنها يك ابر قدرت توانمند به بار آورده است.
از فوريه اين سال، رقابت قدرتهاي اروپايي بر سر ايران و استفاده از ايران براي رسيدن به هدفهاي استعماري خود در مشرق زمين وارد مرحله تازه و شديد خود شد و مقامات دولتي ايران كه با اين بازي نا آشنا، وآگاهي هاي درست و جامعي از اوضاع جهان و تحولات روز نداشتند و بيشتر وقتشان در حرمسرا و چاپلوسي از يگديكر مي گذشت وطن را قرباني و بازنده دراز مدت آن كردند . اين اصحاب اختيار به دليل اين گرفتاري ها و نيز كوته فكري ؛ حتي تلاشي براي آشنا شدن با تحولات سياسي روز به عمل نياوردند و سرزمين ايران كوچك و از قافله پيشرفت عقب افتاد و ....
تا اين سال لرد«ولسلي Lord Wellesley» نماينده انگلستان در هند اين سرزمين را به صورت گوشه ثابت امپراتوري در آورده بود. وي كه به عنوان نماينده انگلستان در بنگال وارد هند شده بود با سركوب قدرتهاي محلي هند كه با هم اتحاد ضمني داشتند و اخراج فرانسويان و ساير اروپائيان همه اين سرزمين پهناور را مستعمره انگلستان كرده بود و فرماندار كل و تام الاختيار آن شده بود و در صدد بستن راههاي رخنه غير به هند و مسدود كردن ديوارهاي كوتاه اطراف آن بر آمده بود و ايران را رخنه گاه تشخيص داده بود و به طرح نقشه مداخله پرداخته بود.
ناپلئون دشمن سوگند خورده انگلستان كه اين را مي دانست به فرستادن نماينده پشت نماينده به تهران و دادن هر گونه وعده مساعدت دست زده بود . الكساندر اول تزار تازه روسيه كه به سبب برخورداري ازآموزگاري همچون« لاهارپ » سويسي ، نسبت به پدرش اطلاعات تاريخ ــ جغرافيايي و منطقه اي بيشتري داشت در صدد گسترش قلمرو روسيه در جهات جنوب و شرق برآمده بود و در اجراي اين سياست به ژنرال« سي سيانوف » دستور حركت از تفليس به سوي ارس را داده بود و در اين ميان تهران بي خبر از همه جا ، صحنه بازي هاي اين سه قدرت شده بود. نمايندگان اين سه قدرت ، هركدام بر پايه منافع دولت متبوع و بر ضد دو حريف ديگر حرفهايي به مقامات تهران مي زدند ؛ به گونه اي كه تهران به تدريج به صورت ابزاري در آمده بود كه هر چند وقت در دست يكي از قدرت هاي اروپايي قرار مي گرفت و از آن پس ، تاريخ ايران عمدتا شرح همين بازي ها بوده و ....
براي دولت وقت تهران ( زمان سلطنت فتحعلي شاه و وليعهد نسبتا لايق او عباس ميرزا) خطر روسيه لمس شدني بود ، زيرا نيروهاي آن دولت به سرعت شهرهاي قفقاز را تصرف مي كردند و پيش مي آمدند و معلوم نبود كه در كجا متوقف شوند .
در اين شرايط عباس ميرزا دست بكار شد ، نيروهاي سي سيانوف را در برخورد اول شكست داد و بسياري از شهرهاي از دست رفته از جمله ايروان ، شوشي ، گنجه و باكو را پس گرفت كه در اين ميان ژنرال روس هم در باكو كشته شد .
عوامل انگلستان و فرانسه كه همانند سايه عباس ميرزا را دنبال مي كردند آموخته بودند كه چگونه راه او را به سود سياست خود تغيير دهند و ديديم كه همين بازي ها ايران را به روز سياه نشاندو ....
سازش ناپلئون و تزار الكساندر اول در هفتم ژوئيه 1807 در « تيلسيت » و تقسيم اروپا ميان خود و باز شدن دست روسيه براي جنگ با عثماني و ايران و تصرف آلاسكا طعم تلخ ديپلماسي غرب را به عباس ميرزا چشانيد و تهران با مرخص كردن مستشاران نظامي فرانسه به فرماندهي ژنرال گاردان عملا در آغوش قدرت سوم يعني انگلستان قرار گرفت كه در آرزوي چنين فرصتي بود.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
آغاز تجربه اي نامطلوب براي ايران، تجربه اي كه به سيه روزي ايران انجاميد
سال ميلادي 1803 آغاز تجربه تازه اي براي ايران بود كه نتايجي بس نا مطلوب براي اين ملت كهن و قرنها يك ابر قدرت توانمند به بار آورده است.
از فوريه اين سال، رقابت قدرتهاي اروپايي بر سر ايران و استفاده از ايران براي رسيدن به هدفهاي استعماري خود در مشرق زمين وارد مرحله تازه و شديد خود شد و مقامات دولتي ايران كه با اين بازي نا آشنا، وآگاهي هاي درست و جامعي از اوضاع جهان و تحولات روز نداشتند و بيشتر وقتشان در حرمسرا و چاپلوسي از يگديكر مي گذشت وطن را قرباني و بازنده دراز مدت آن كردند . اين اصحاب اختيار به دليل اين گرفتاري ها و نيز كوته فكري ؛ حتي تلاشي براي آشنا شدن با تحولات سياسي روز به عمل نياوردند و سرزمين ايران كوچك و از قافله پيشرفت عقب افتاد و ....
تا اين سال لرد«ولسلي Lord Wellesley» نماينده انگلستان در هند اين سرزمين را به صورت گوشه ثابت امپراتوري در آورده بود. وي كه به عنوان نماينده انگلستان در بنگال وارد هند شده بود با سركوب قدرتهاي محلي هند كه با هم اتحاد ضمني داشتند و اخراج فرانسويان و ساير اروپائيان همه اين سرزمين پهناور را مستعمره انگلستان كرده بود و فرماندار كل و تام الاختيار آن شده بود و در صدد بستن راههاي رخنه غير به هند و مسدود كردن ديوارهاي كوتاه اطراف آن بر آمده بود و ايران را رخنه گاه تشخيص داده بود و به طرح نقشه مداخله پرداخته بود.
ناپلئون دشمن سوگند خورده انگلستان كه اين را مي دانست به فرستادن نماينده پشت نماينده به تهران و دادن هر گونه وعده مساعدت دست زده بود . الكساندر اول تزار تازه روسيه كه به سبب برخورداري ازآموزگاري همچون« لاهارپ » سويسي ، نسبت به پدرش اطلاعات تاريخ ــ جغرافيايي و منطقه اي بيشتري داشت در صدد گسترش قلمرو روسيه در جهات جنوب و شرق برآمده بود و در اجراي اين سياست به ژنرال« سي سيانوف » دستور حركت از تفليس به سوي ارس را داده بود و در اين ميان تهران بي خبر از همه جا ، صحنه بازي هاي اين سه قدرت شده بود. نمايندگان اين سه قدرت ، هركدام بر پايه منافع دولت متبوع و بر ضد دو حريف ديگر حرفهايي به مقامات تهران مي زدند ؛ به گونه اي كه تهران به تدريج به صورت ابزاري در آمده بود كه هر چند وقت در دست يكي از قدرت هاي اروپايي قرار مي گرفت و از آن پس ، تاريخ ايران عمدتا شرح همين بازي ها بوده و ....
براي دولت وقت تهران ( زمان سلطنت فتحعلي شاه و وليعهد نسبتا لايق او عباس ميرزا) خطر روسيه لمس شدني بود ، زيرا نيروهاي آن دولت به سرعت شهرهاي قفقاز را تصرف مي كردند و پيش مي آمدند و معلوم نبود كه در كجا متوقف شوند .
در اين شرايط عباس ميرزا دست بكار شد ، نيروهاي سي سيانوف را در برخورد اول شكست داد و بسياري از شهرهاي از دست رفته از جمله ايروان ، شوشي ، گنجه و باكو را پس گرفت كه در اين ميان ژنرال روس هم در باكو كشته شد .
عوامل انگلستان و فرانسه كه همانند سايه عباس ميرزا را دنبال مي كردند آموخته بودند كه چگونه راه او را به سود سياست خود تغيير دهند و ديديم كه همين بازي ها ايران را به روز سياه نشاندو ....
سازش ناپلئون و تزار الكساندر اول در هفتم ژوئيه 1807 در « تيلسيت » و تقسيم اروپا ميان خود و باز شدن دست روسيه براي جنگ با عثماني و ايران و تصرف آلاسكا طعم تلخ ديپلماسي غرب را به عباس ميرزا چشانيد و تهران با مرخص كردن مستشاران نظامي فرانسه به فرماندهي ژنرال گاردان عملا در آغوش قدرت سوم يعني انگلستان قرار گرفت كه در آرزوي چنين فرصتي بود.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
دانشگاه تهران در روز ۱۵ بهمن ماه ۱۳۱۳ لوحه ساختمان دانشگاه تهران به دست رضا شاه بزرگ در زمینهای پردیس جلالیه تهران بر زمین نشانده شد. نزدیک به ۲۵۰ هزار متر مربع از زمینهای جلالیه ویژه ساختمان دانشگاه تهران شد و بنا بر امر همایون شاهنشاه قرار شد که کار ساختمان دانشکده پزشکی زودتر از دیگر دانشکدهها آغاز شود. بر روی لوح فلزی تاریخ ساختمان دانشگاه تهران چنین نوشته شد:
« هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا شاه پهلوی سردودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نبشته که به یادگار در دل سنگ جای گرفته، به زمین سپرده شد. بهمن ماه یک هزار و سیصد و سیزده خورشیدی »
🔹در روز ۲۴ اسفند ماه ۱۳۱۳ زادروز رضا شاه بزرگ، دانشگاه تهران در آیین باشکوهی در پیشگاه همایون رضا شاه بزرگ گشوده شد. مهدیقلی هدایت نخستوزیر پیشین و کهنسال ایران که در این آیین باشکوه بود گفت این رویداد به همان اندازه برای ایران مهم است که ساختن راهآهن ایران و او از خداوند سپاس دارد که این روز بزرگ را دید و تجربه کرد. دانشگاه تهران با ۱۰۴۳ تن دانشجو آغاز به کار کرد. قانون بنیان دانشگاه تهران و آییننامه استخدامی دانشگاه تهران در روز ۸ خرداد ۱۳۱۳ به تصویب مجلس شورای ملی رسید .
#رضاشاه_روحت_شاد 🌹
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
« هنگام شاهنشاهی پادشاه ایران رضا شاه پهلوی سردودمان پهلوی، ساختمان دانشگاه تهران به فرمان او آغاز و این نبشته که به یادگار در دل سنگ جای گرفته، به زمین سپرده شد. بهمن ماه یک هزار و سیصد و سیزده خورشیدی »
🔹در روز ۲۴ اسفند ماه ۱۳۱۳ زادروز رضا شاه بزرگ، دانشگاه تهران در آیین باشکوهی در پیشگاه همایون رضا شاه بزرگ گشوده شد. مهدیقلی هدایت نخستوزیر پیشین و کهنسال ایران که در این آیین باشکوه بود گفت این رویداد به همان اندازه برای ایران مهم است که ساختن راهآهن ایران و او از خداوند سپاس دارد که این روز بزرگ را دید و تجربه کرد. دانشگاه تهران با ۱۰۴۳ تن دانشجو آغاز به کار کرد. قانون بنیان دانشگاه تهران و آییننامه استخدامی دانشگاه تهران در روز ۸ خرداد ۱۳۱۳ به تصویب مجلس شورای ملی رسید .
#رضاشاه_روحت_شاد 🌹
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مبارزات_مدنی و کنشگری های میدانی را میبایست از خودمان آغاز کنیم
با یک برچسب و یا اسکناس نویسی ساده میتوان گام در مسیر مبارزه بر پاد ضحاک و اشغالگران نهاد .
تنها میبایست که بخواهیم و #بیتفاوت_نباشیم
کسی کاو هوای فریدون کند / دل از بند ضحاک بیرون کند
کنشگری شیر مبارزان ایرانگرا در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
با یک برچسب و یا اسکناس نویسی ساده میتوان گام در مسیر مبارزه بر پاد ضحاک و اشغالگران نهاد .
تنها میبایست که بخواهیم و #بیتفاوت_نباشیم
کسی کاو هوای فریدون کند / دل از بند ضحاک بیرون کند
کنشگری شیر مبارزان ایرانگرا در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Forwarded from تاريخ و سياست با دكتر مهرا ملكي
هفت خواهران نفتی.pdf
66.4 MB
🔴 برای نخستین بار در اینترنت :
کتاب ارزشمند و نایاب "هفت خواهران نفتی" (چاپ زمان شاه).
✍در این کتاب با هفت شرکت نفتی بزرگ جهان آشنا میشوید و خواهید دید که چطور محمدرضا شاه با تأسیس سازمان " اوپِک" (OPEC) و متحد کردن کشورهای نفتخیز، نه تنها برای حقوق ملت ایران، بلکه برای گرفتن حق سایر کشورهای جهان گام بر میداشت و چگونه در دهه هفتاد میلادی (دهه پنجاه خورشیدی)، در تقابل با استعمارگران، شاهنشاه ایران قیمت نفت را چهار برابر کرد.
این کتاب در سال ١٣۵٧ توسط "ذبیحالله منصور" ترجمه شد و چاپ شد؛ اما پس از روی کار آمدن جمهوری اشغالگر اسلامی، دیگر هرگز مجوز چاپ نگرفت و تا امروز هیچ نسخه پی دی اف نیز از آن برای دانلود در دسترس نبوده است.
👈🏼امروز برای نخستین بار، نسخه الکترونیک این کتاب را که برای تهیه آن ساعتها وقت صرف شده، با شما هم میهنانم به اشتراک میگذارم. لطفاً کتاب را بخوانید و به اشتراک بگذارید.
مهرا ملکی
نهم بهمن ٢۵٧٩ ایرانی (١٣٩٩)
@DrMehraMaleki
کتاب ارزشمند و نایاب "هفت خواهران نفتی" (چاپ زمان شاه).
✍در این کتاب با هفت شرکت نفتی بزرگ جهان آشنا میشوید و خواهید دید که چطور محمدرضا شاه با تأسیس سازمان " اوپِک" (OPEC) و متحد کردن کشورهای نفتخیز، نه تنها برای حقوق ملت ایران، بلکه برای گرفتن حق سایر کشورهای جهان گام بر میداشت و چگونه در دهه هفتاد میلادی (دهه پنجاه خورشیدی)، در تقابل با استعمارگران، شاهنشاه ایران قیمت نفت را چهار برابر کرد.
این کتاب در سال ١٣۵٧ توسط "ذبیحالله منصور" ترجمه شد و چاپ شد؛ اما پس از روی کار آمدن جمهوری اشغالگر اسلامی، دیگر هرگز مجوز چاپ نگرفت و تا امروز هیچ نسخه پی دی اف نیز از آن برای دانلود در دسترس نبوده است.
👈🏼امروز برای نخستین بار، نسخه الکترونیک این کتاب را که برای تهیه آن ساعتها وقت صرف شده، با شما هم میهنانم به اشتراک میگذارم. لطفاً کتاب را بخوانید و به اشتراک بگذارید.
مهرا ملکی
نهم بهمن ٢۵٧٩ ایرانی (١٣٩٩)
@DrMehraMaleki
🔸جا دارد یادی کنیم از زنده یاد #ناصر_حجازی که نان بازویش را خورد و تن به ذلت و خاری نداد و هیچگاه در پشتیبانی از هم میهنان اش کم نگذاشت . او در هر گفتمانی پژواک فریاد هم میهنان ستمدیده اش بود و ستم حاکمان را بر نمی تابید .
او یک بار برای ثبت نام ریاست جمهوری مبادرت نمود اما هدفش نوعی مبارزه مدنی بود .
او گفت : من میروم ثبتنام میکنم تا همه متعجب شوند و ببینند حضور یک ورزشی در یک مقام سیاسی چقدر عجیب است بلکه بفهمند حضور آنها هم در ورزش عجیب و نگرانکننده است. اگر تأیید صلاحیتم کردند که بعید است و رأی آوردم برای هر وزارتخانه بهترین گزینه را پیدا میکنم اما اجازه نمیدهند تا آن مرحله جلو بروم و اصلاً تأیید صلاحیت نمیکنند اما حداقل این جوری حرفم که ورزش جای آنها نیست را زدهام.
ناصر خان حجازی هماره این چامه را زیر لب زمزمه می کرد :
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با ذلت و خواری پی شبنم نمی گردم
یاد و نامش جاودان باد .
#رنسانس_ایرانی
او یک بار برای ثبت نام ریاست جمهوری مبادرت نمود اما هدفش نوعی مبارزه مدنی بود .
او گفت : من میروم ثبتنام میکنم تا همه متعجب شوند و ببینند حضور یک ورزشی در یک مقام سیاسی چقدر عجیب است بلکه بفهمند حضور آنها هم در ورزش عجیب و نگرانکننده است. اگر تأیید صلاحیتم کردند که بعید است و رأی آوردم برای هر وزارتخانه بهترین گزینه را پیدا میکنم اما اجازه نمیدهند تا آن مرحله جلو بروم و اصلاً تأیید صلاحیت نمیکنند اما حداقل این جوری حرفم که ورزش جای آنها نیست را زدهام.
ناصر خان حجازی هماره این چامه را زیر لب زمزمه می کرد :
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با ذلت و خواری پی شبنم نمی گردم
یاد و نامش جاودان باد .
#رنسانس_ایرانی