" در این راه، شما هر کدام یک کاوه هستید، و ایران به فداکاری و دلاوری شما نیاز دارد. کاوههایی، همراه و همپیمان، برای آزادی میهن، تا بازگشت عظمت ایران. "
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم #پهلوی_سوم رضا پهلوی
کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز - دیوار نویسی و برچسب نویسی
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم #پهلوی_سوم رضا پهلوی
کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز - دیوار نویسی و برچسب نویسی
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸قدردانی باستانشناسان معاصر از شاپور يكم که هنگام تصرف سلوکيه (شهر زوگما) دستور داده بود به آثار هنری شهر آسيب نرسد
ارتش ايران پس از شكست دادن ارتش روم، شهر سلوكيه شمالی (واقع در تركيه امروز) كه روميان آن را «زوگما» مي خواندند و در كنار فرات قرار داشت و پايگاه اصلی ارتش روم در شرق مديترانه بود تسخير كرد.
شاپور يكم پس از تسخير سلوكيه آناتولی (متفاوت از سلوكيه بين النهرين)، اجازه نداد كه سربازانش كوچكترين آسيب به آثار هنری اين شهر ثروتمند و يادگار دوران سلوكی ها برسانند و به همين دليل مجسمه ها، موزائيك كاري ها، تونل هاي سنگي و انبارهای زير زمينيی اين شهر براي انسان امروز به همان صورت دست نخورده باقی مانده و باستان شناسان در برنامه «نوا» كه هفتم ژوئن 2005 از تلويزيون عمومی آمريكا (پی بی اس) پخش شد از اين كار شاپور يكم قدردانی كردند.
شهر زوگما بعدا بر اثر زلزله ويران شد و در زير خاك مدفون گرديد و در كنار آن دهكده بلكيس (بلقيس) به وجود آمد كه پس از ساختن سد فرات، هر دو تقريبا به زير آب فرو رفته اند، اما باستانشناسان پيش از بالا آمدن آب، آثار هنری، مجسمه ها و موزائيك ها را از دل خاك بيرون آورده و به موزه ها منتقل كردند.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ارتش ايران پس از شكست دادن ارتش روم، شهر سلوكيه شمالی (واقع در تركيه امروز) كه روميان آن را «زوگما» مي خواندند و در كنار فرات قرار داشت و پايگاه اصلی ارتش روم در شرق مديترانه بود تسخير كرد.
شاپور يكم پس از تسخير سلوكيه آناتولی (متفاوت از سلوكيه بين النهرين)، اجازه نداد كه سربازانش كوچكترين آسيب به آثار هنری اين شهر ثروتمند و يادگار دوران سلوكی ها برسانند و به همين دليل مجسمه ها، موزائيك كاري ها، تونل هاي سنگي و انبارهای زير زمينيی اين شهر براي انسان امروز به همان صورت دست نخورده باقی مانده و باستان شناسان در برنامه «نوا» كه هفتم ژوئن 2005 از تلويزيون عمومی آمريكا (پی بی اس) پخش شد از اين كار شاپور يكم قدردانی كردند.
شهر زوگما بعدا بر اثر زلزله ويران شد و در زير خاك مدفون گرديد و در كنار آن دهكده بلكيس (بلقيس) به وجود آمد كه پس از ساختن سد فرات، هر دو تقريبا به زير آب فرو رفته اند، اما باستانشناسان پيش از بالا آمدن آب، آثار هنری، مجسمه ها و موزائيك ها را از دل خاك بيرون آورده و به موزه ها منتقل كردند.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
فرتور روز !
در شهرستان #ایرانشهر در استان زیبا و کهن سیستان و بلوچستان ایران ، در یکی از میادین بخاطر وجود تندیس هایی از خمینی گجستک و خامنه ای ضحاک ، با نام ولایت نامگذاری شده ، اما در بین مردم شهر با نام #فلکه_دو_شیطان معروف است !
حال جالب اینجاست که در نقشه های جهانی گوگل و ویز با نام فلکه دو شیطان نیز به ثبت رسیده ! 😁
این هم خودش نوعی مبارزه است ..
#رنسانس_ایرانی
در شهرستان #ایرانشهر در استان زیبا و کهن سیستان و بلوچستان ایران ، در یکی از میادین بخاطر وجود تندیس هایی از خمینی گجستک و خامنه ای ضحاک ، با نام ولایت نامگذاری شده ، اما در بین مردم شهر با نام #فلکه_دو_شیطان معروف است !
حال جالب اینجاست که در نقشه های جهانی گوگل و ویز با نام فلکه دو شیطان نیز به ثبت رسیده ! 😁
این هم خودش نوعی مبارزه است ..
#رنسانس_ایرانی
🔸قطبالدین محمود بن مسعود مصلح کازرونی (زاده ۶۳۳ درگذشته ۷۱۰ ه.ق) یکی از عالمان ایرانی قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است که نقش مهمی در گسترش حکمت و فلسفه، علوم طبیعی، پزشکی و هنر خود داشته است.
فرزند مولانا ضیاءالدین مسعودبن مصلح کازرونی پزشک معروف و ازموسيقى دان هاى برجسته در سال ۶۳۳ هجری قمری در دوتنگ کازرون پا به عرصه هستی نهاد.
قطبالدین علاوه بر شاگردی در نزد پدر از محضر بزرگانی چون کمالالدین ابوالخیر بن مصلح کازرونی، شمسالدین محمد بن احمدالحکیم الکیشی، شرفالدین زکی بوشکانی، خواجه نصیر طوسی، نجمالدین کاتبی، علامه قطبالدین مؤیدالدین عرضی و کمال کوفی بهره فراوانی یافت تا آنجا که علاوه بر پزشکی، بر علوم دیگری چون ریاضی، فلسفه، علوم ادبی، دین شناسی، موسیقی، نواختن رباب و سرودن شعر، بازی شطرنج و فنون شعبدهبازی به چیرگی شگفتانگیزی دست یافت. او مدتی در شهرهای سیواس و ملطیه به شغل قضاوت اشتغال یافت و در زمانی دیگر از طرف تکودار، ایلخان مغول به سمت سفارت، همراه اتابک پهلوان به مصر نزد ملک قلادون الفی اعزام شد. آرامگاه وی در مقبرةالوزرای چرنداب تبریز است.
علامه در اندک زمانی در علوم معقول و منقول سرآمد فضلای عصر خود بود و در طول مدت حیات خود بیش از بیست اثر به فارسی و عربی از خود باقی گذاشت.
قطبالدین کازرونی در علم موسیقی، فیزیک از سرآمدان زمان خود بودهاست. اگرچه قطبالدین را نمیتوان شاگرد صفیالدین ارموی -نظریهپرداز موسیقی قرن هفتم- دانست؛ وی او را باید بدون شک نخستین شارح کتب صفیالدین ارموی قلمداد کرد. قطبالدین بخش مفصلی از کتاب دائرةالمعارف چندجلدی خود به نام درةالتاج را به موسیقی اختصاص داده و در آنجا به تشریح نظریات صفیالدین ارموی، مخصوصاً مطالبی که در رساله الشرفیه بیان شده، پرداختهاست.
در سال ۱۳۹۰ هزار و دویست و پنجاهمین سالگرد تولد قطب الدین کازرونی از طرف ایران و سازمان یونسکو جشن گرفته شد.
شوربختانه شاهد ان هستيم كه نام اين بزرگان از ياد رفته است وحتى كسانى هستند كه بزرگان ايران زمين را نميشناسند .
رژيم اشغالگر اسلامى جاى بزرگان ومفاخر ملى را به تازيان ودزدان مدينه داده است وفرهنگ تازى منشى را رواج ميدهد .
امروز ما با زنده نگه داشتن نام اين بزرگان قدم بزرگى براى ايران زمين بر ميداريم .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
فرزند مولانا ضیاءالدین مسعودبن مصلح کازرونی پزشک معروف و ازموسيقى دان هاى برجسته در سال ۶۳۳ هجری قمری در دوتنگ کازرون پا به عرصه هستی نهاد.
قطبالدین علاوه بر شاگردی در نزد پدر از محضر بزرگانی چون کمالالدین ابوالخیر بن مصلح کازرونی، شمسالدین محمد بن احمدالحکیم الکیشی، شرفالدین زکی بوشکانی، خواجه نصیر طوسی، نجمالدین کاتبی، علامه قطبالدین مؤیدالدین عرضی و کمال کوفی بهره فراوانی یافت تا آنجا که علاوه بر پزشکی، بر علوم دیگری چون ریاضی، فلسفه، علوم ادبی، دین شناسی، موسیقی، نواختن رباب و سرودن شعر، بازی شطرنج و فنون شعبدهبازی به چیرگی شگفتانگیزی دست یافت. او مدتی در شهرهای سیواس و ملطیه به شغل قضاوت اشتغال یافت و در زمانی دیگر از طرف تکودار، ایلخان مغول به سمت سفارت، همراه اتابک پهلوان به مصر نزد ملک قلادون الفی اعزام شد. آرامگاه وی در مقبرةالوزرای چرنداب تبریز است.
علامه در اندک زمانی در علوم معقول و منقول سرآمد فضلای عصر خود بود و در طول مدت حیات خود بیش از بیست اثر به فارسی و عربی از خود باقی گذاشت.
قطبالدین کازرونی در علم موسیقی، فیزیک از سرآمدان زمان خود بودهاست. اگرچه قطبالدین را نمیتوان شاگرد صفیالدین ارموی -نظریهپرداز موسیقی قرن هفتم- دانست؛ وی او را باید بدون شک نخستین شارح کتب صفیالدین ارموی قلمداد کرد. قطبالدین بخش مفصلی از کتاب دائرةالمعارف چندجلدی خود به نام درةالتاج را به موسیقی اختصاص داده و در آنجا به تشریح نظریات صفیالدین ارموی، مخصوصاً مطالبی که در رساله الشرفیه بیان شده، پرداختهاست.
در سال ۱۳۹۰ هزار و دویست و پنجاهمین سالگرد تولد قطب الدین کازرونی از طرف ایران و سازمان یونسکو جشن گرفته شد.
شوربختانه شاهد ان هستيم كه نام اين بزرگان از ياد رفته است وحتى كسانى هستند كه بزرگان ايران زمين را نميشناسند .
رژيم اشغالگر اسلامى جاى بزرگان ومفاخر ملى را به تازيان ودزدان مدينه داده است وفرهنگ تازى منشى را رواج ميدهد .
امروز ما با زنده نگه داشتن نام اين بزرگان قدم بزرگى براى ايران زمين بر ميداريم .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
" سکوت، بیتفاوتی و بیعملی امروز ما، پیامدهای بسیار فاجعهبارتری برای کشور و نسلهای آینده به همراه خواهد داشت.
تلاش من برای قرار دادن کشور در یک مسیر صحیح است، نه برای یافتن یک مرهم سریع که راه را برای بازآفرینی استبداد و انحصار قدرت باز بگذارد.
گام نخست برای رسیدن به چنین شرایطی، گذار از جمهوری اسلامی است که نماد انحصار و انباشت ثروت و قدرت در دست گروهی اندک است. "
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم رضا پهلوی - پیمان نوین ۷ مهر ۲۵۷۹
کنشگری شیرمبارزان لُر ایرانگرا و پشتیبانی از شهریار ایرانزمین
پیکار تا سرنگونی ضحاک ادامه دارد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
تلاش من برای قرار دادن کشور در یک مسیر صحیح است، نه برای یافتن یک مرهم سریع که راه را برای بازآفرینی استبداد و انحصار قدرت باز بگذارد.
گام نخست برای رسیدن به چنین شرایطی، گذار از جمهوری اسلامی است که نماد انحصار و انباشت ثروت و قدرت در دست گروهی اندک است. "
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم رضا پهلوی - پیمان نوین ۷ مهر ۲۵۷۹
کنشگری شیرمبارزان لُر ایرانگرا و پشتیبانی از شهریار ایرانزمین
پیکار تا سرنگونی ضحاک ادامه دارد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
نبرد با اسکندر مقدونی ۳۳۰ (پیش از زادروز)
از آنجا که بزرگ ترین کتابخانه های ملی و تاریخی و علمی ایران (گندی شاپور -کسروی) بوسیله تازیان (اعراب) به آتش کشیده شد و هزاران کتاب ایرانی به گفته مورخ و جامع شناس بزرگ عرب (ابن خلدون) نابود شد و به دریا ریخته شدند و بسیاری از بزرگان این سرزمین گمنام ماندند و اثری از آنان یافت نشد. اما با همه فراز و نشیب های یورش اسکندر گجستک و یورش تازی بدوی هنوز نام شیرزنان بزرگی از سرزمین ورجاوند ایران برای ما به جای مانده است ..
در نوشتارهای فیلسوف کلیستینس یونانی اشاره شده که بوسیله خود اسکندر کشته شد.
تنها به دلیل اینکه از شجاعت و دلیری اریوبرزن و بانو یوتاب یاد کرده بود.
🔸 یوتاب بانوی سردار ایرانی و خواهر آریو برزن سردارایرانی بود.آریو برزن یکی از سرداران نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بودهاست.یوتاب در هنگام حمله اسکندر مقدونی فرماندهی قسمتی از سپاه را به عهده گرفت و مانند برادرش آریو برزن در کوهستانهای محل نبرد، در دربند پارس، تکاب در حوالی استان کهکیلویه و بویراحمد امروزی یا نواحی بهبهان امروزی در استان خوزستان تا آخرین نفس مبارزه کرد.
این شیرزن قهرمان تا آخرین لحظه زندگی در کنار برادرش جلوی سپاه اسکندر ایستاد و قهرمانانه جنگید.می گویند این شیرزن دست کمی از برادرش آریوبرزن نداشت و سپاهیان مقدونی در عجب بودند که این زن چگونه می جنگد و برخی از آنان را می کشد.اما اگر همینطور پیش می رفت این دو می توانستند جلو اسکندر را بگیرند ولی اسکندر از کاری که ایرانیان در جنگ تروموپیل با یونانی ها کرد استفاده کرد و با کمک یک چوپان خا ئن آریو برزن و خواهرش را دور زد و با گذشتن از راه های سخت پشت سر آن دو قرار گرفت و آن دو را محاصره کرد. آن ها محاصره را شکستند و به کمک پایتخت شتافتند اما قبل از آنها سپاه دیگر مقدونیان شهر را از ویران کرده بود و این دو تصمیم گرفتند در همانجا ایستادگی کنند. به علت کمی سپاهیان ایرانی و افزونی سپاه مقدونی این دو سردار ایرانی نتوانستند جلو دشمن را بگیرند.یوتاب نیز مانند برادرش تا آخرین لحظات عمرش در برابر مقدونیان ایستادگی کرد تا اینکه بعد از اینکه جانانه جنگیدند سرانجام با وارد آمدن صدمات بسیار زیاد به آنها آن دو هم به زمین افتادند و در راه دفاع از میهنمان جان به جان آفرین تقدیم کردند.با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند. یادشان همیشه برای ما زنده خواهد ماند..
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
از آنجا که بزرگ ترین کتابخانه های ملی و تاریخی و علمی ایران (گندی شاپور -کسروی) بوسیله تازیان (اعراب) به آتش کشیده شد و هزاران کتاب ایرانی به گفته مورخ و جامع شناس بزرگ عرب (ابن خلدون) نابود شد و به دریا ریخته شدند و بسیاری از بزرگان این سرزمین گمنام ماندند و اثری از آنان یافت نشد. اما با همه فراز و نشیب های یورش اسکندر گجستک و یورش تازی بدوی هنوز نام شیرزنان بزرگی از سرزمین ورجاوند ایران برای ما به جای مانده است ..
در نوشتارهای فیلسوف کلیستینس یونانی اشاره شده که بوسیله خود اسکندر کشته شد.
تنها به دلیل اینکه از شجاعت و دلیری اریوبرزن و بانو یوتاب یاد کرده بود.
🔸 یوتاب بانوی سردار ایرانی و خواهر آریو برزن سردارایرانی بود.آریو برزن یکی از سرداران نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بودهاست.یوتاب در هنگام حمله اسکندر مقدونی فرماندهی قسمتی از سپاه را به عهده گرفت و مانند برادرش آریو برزن در کوهستانهای محل نبرد، در دربند پارس، تکاب در حوالی استان کهکیلویه و بویراحمد امروزی یا نواحی بهبهان امروزی در استان خوزستان تا آخرین نفس مبارزه کرد.
این شیرزن قهرمان تا آخرین لحظه زندگی در کنار برادرش جلوی سپاه اسکندر ایستاد و قهرمانانه جنگید.می گویند این شیرزن دست کمی از برادرش آریوبرزن نداشت و سپاهیان مقدونی در عجب بودند که این زن چگونه می جنگد و برخی از آنان را می کشد.اما اگر همینطور پیش می رفت این دو می توانستند جلو اسکندر را بگیرند ولی اسکندر از کاری که ایرانیان در جنگ تروموپیل با یونانی ها کرد استفاده کرد و با کمک یک چوپان خا ئن آریو برزن و خواهرش را دور زد و با گذشتن از راه های سخت پشت سر آن دو قرار گرفت و آن دو را محاصره کرد. آن ها محاصره را شکستند و به کمک پایتخت شتافتند اما قبل از آنها سپاه دیگر مقدونیان شهر را از ویران کرده بود و این دو تصمیم گرفتند در همانجا ایستادگی کنند. به علت کمی سپاهیان ایرانی و افزونی سپاه مقدونی این دو سردار ایرانی نتوانستند جلو دشمن را بگیرند.یوتاب نیز مانند برادرش تا آخرین لحظات عمرش در برابر مقدونیان ایستادگی کرد تا اینکه بعد از اینکه جانانه جنگیدند سرانجام با وارد آمدن صدمات بسیار زیاد به آنها آن دو هم به زمین افتادند و در راه دفاع از میهنمان جان به جان آفرین تقدیم کردند.با اینهمه هم آریوبرزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند. یادشان همیشه برای ما زنده خواهد ماند..
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
بی گمان درگذشت شاهپور علیرضا پهلوی، سومین فرزند شاهنشاه آریامهر یکی از تلخ ترین و پیچیده ترین پرسمانات تاریخ معاصر ما ایرانیان میباشد.
او که براستی و درستی یک ایرانگرا و در این زمینه هم دانش پژوه و صاحب سبک بود جایش خالیست، جای خالی اش در کنار شهریار ایران زمین رضا پهلوی به روشنی دیده میشود.
درود میفرستیم بر فروهر پاک اش و آرزوی دل آرامی برای شهبانو و شهریار ایران زمین، همچنین همسراو بانو رها دیده ور و دخت او شاهدخت ایرانا پهلوی را داریم.
(۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ – ۱۴ دی ۱۳۸۹)
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
او که براستی و درستی یک ایرانگرا و در این زمینه هم دانش پژوه و صاحب سبک بود جایش خالیست، جای خالی اش در کنار شهریار ایران زمین رضا پهلوی به روشنی دیده میشود.
درود میفرستیم بر فروهر پاک اش و آرزوی دل آرامی برای شهبانو و شهریار ایران زمین، همچنین همسراو بانو رها دیده ور و دخت او شاهدخت ایرانا پهلوی را داریم.
(۸ اردیبهشت ۱۳۴۵ – ۱۴ دی ۱۳۸۹)
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
" بیایید باور کنیم که هیچ شخص یا گروه یا نیرویی به تنهایی نمیتواند ما را نجات دهد. ما، یا با هم این کشتی طوفانزده را به ساحل امن میرسانیم، یا جدا جدا غرق خواهیم شد.
من از واژه «باور» به جای «امید» استفاده میکنم، و خود باور دارم که رسیدن به آزادی و رفاه، تنها با تلاش تکتک ما و قبول این مسئولیت میهنی میسر است. این مسئولیت بر دوش یک فرد یک گروه یا یک جریان نیست بلکه بر دوش همه ماست. "
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم رضا پهلوی - پیمان نوین ۷ مهر ۲۵۷۹
شیربانوان ایرانگرا امروز در رسته نخستین پیکار با اشغالگران میهن شان قرار دارند .
آنها بروشنی برای رهایی میهن میجنگند و سرنگونی رژیم انیرانی در تمامیت اش و نه تنها بدنبال رسیدن به حقوق ابتدایی فردی شان که چهار دهه است از آنها گرفته شده !!
پیکار تا سرنگونی ضحاک ادامه دارد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
من از واژه «باور» به جای «امید» استفاده میکنم، و خود باور دارم که رسیدن به آزادی و رفاه، تنها با تلاش تکتک ما و قبول این مسئولیت میهنی میسر است. این مسئولیت بر دوش یک فرد یک گروه یا یک جریان نیست بلکه بر دوش همه ماست. "
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم رضا پهلوی - پیمان نوین ۷ مهر ۲۵۷۹
شیربانوان ایرانگرا امروز در رسته نخستین پیکار با اشغالگران میهن شان قرار دارند .
آنها بروشنی برای رهایی میهن میجنگند و سرنگونی رژیم انیرانی در تمامیت اش و نه تنها بدنبال رسیدن به حقوق ابتدایی فردی شان که چهار دهه است از آنها گرفته شده !!
پیکار تا سرنگونی ضحاک ادامه دارد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸ققنوس
قُقنوس به پارسی: ققنوس، به عربی: العنقاء و به انگلیسی: Phoenix پرنده مقدّس افسانهای است که در اساطیر ایران، اساطیر یونان، اساطیر مصر، واساطیر چین از آن نام برده شده. درباره این موجود افسانهای گفته میشود که وی مرغی نادر و تنهاست و جفتی و زایشی ندارد. اما هزار سال یک بار، بر تودهای بزرگ از هیزم بال میگشاید و آواز میخواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد، به منقار خویش آتشی میافروزد و با سوختن در آتش تخمی از وی پدید میآید که بلافاصله آتش میگیرد و میسوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد میشود. ققنوس در اغلب فرهنگها نماد جاودانگی و عمر دگربار تلقی شدهاست. امّا برخی فرهنگها ویژگیهای دیگر هم به او نسبت دادهاند. از جمله در مورد او گفته شده: اشک ققنوس زخم را درمان میکند. .ققنوس صدای دل نشینی دارد، موسیقیاز آوای او پدید آمدهاست و...
علامه دهخدا در توصیف ققنوس نوشتهاست: گویند ققنوس هزار سال عمر کند و چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آید هیزم بسیار جمع سازد و بر بالای آن نشیند و سرودن آغاز کند و مست گردد و بال بر هم زند چنانکه آتشی از بال او بجهد و در هیزم افتد و خود با هیزم بسوزد و از خاکسترش بیضه ای پدید آید و او را جفت نمیباشد و موسیقی را از آواز او دریافتهاند.
در اساطیر ایران، قُقنوس یا قُقنُس، معرب کلمه یونانی کوکنوس (Kuknos)، و همتای کلمه هند و اروپایی و چینی فونیکس است و چنین مینماید که شکل آن ترتیب و برآیندی از قرقاول، مرغ چینی و آمیزه آن با دیگر مرغان اسطوره ایست.
این مرغ در روایتهای ایرانی نیز، مرغی نادر و تنهاست که او را جفتی نیست و در نتیجه از او زایشی نیز پدید نخواهد آمد.
ققنوس هزار سال زندگی میکند و چون عمرش به پایان میرسد، تودهای بزرگ از هیزم فراهم میآورد و با نشستن بر آن توده چندان آواز میخواند که از آواز خود به وجد میآید و با بر هم زدن بال و به یاری منقار، آتشی میافروزد و با سوختن در آتش از وی بیضه ای(تخم مرغی) پدیدار میشود و بدینسان ققنوسی دیگر زاده میشود.
در این روایت ققنوس همتای قو در ادبیات اروپایی است که با آوازخوانی، زیست و زندگی خود را به پایان میبرد. اساساً در ادبیات ایران نیز همچون ادبیات هندواروپایی، سوختن در رنج خویش و از خاکستر خود برآمدن و تولدی دیگر، راه به اسطوره ققنوس دارند.
🔸در منطق الطیر
به ققنوس در شعر کهن فارسی تقریباً هیچگاه اشاره نشدهاست و میتوان گفت که طی هزار سال شعر فارسی، تنها عطار نیشابوریاست که در اشعار خود از این پرنده نام بردهاست، و جالب این که وی نیز به صراحت با این باور دیرینه که ققنوس حیات جاودان دارد، مخالفت ورزیده و برعکس ققنوس را نیز به سان دیگر موجودات فانی دانسته و بر همه گیر بودن پدیده مرگ تاکید ورزیدهاست.
در منطق الطیر عطار، ققنوس طُرفه مرغی دلستان است که مأوای او در هندوستان میباشد. او پرنده ای است که نزدیک به صد سوراخ در منقار دارد و او را جفتی نیست. بنا بر این روایت، ققنوس در بلندیها مینشیند و با وزیدن باد بر منقار او، نوایی دلنشین پدیدار میشود و مرغان دیگر بدین آواز گرد او جمع میشوند و مدهوش و صید وی میشوند.
عطار نیشابوری در اشعارش از ققنوس به عنوان پرندهای یاد میکند که بر روی نوک او ۳۶۰ سوراخ وجود دارد و از هر سوراخ آن نوایی دلنشین خارج میگردد. او خاستگاه ققنوس را در هندوستان میداند
قُقنوس به پارسی: ققنوس، به عربی: العنقاء و به انگلیسی: Phoenix پرنده مقدّس افسانهای است که در اساطیر ایران، اساطیر یونان، اساطیر مصر، واساطیر چین از آن نام برده شده. درباره این موجود افسانهای گفته میشود که وی مرغی نادر و تنهاست و جفتی و زایشی ندارد. اما هزار سال یک بار، بر تودهای بزرگ از هیزم بال میگشاید و آواز میخواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد، به منقار خویش آتشی میافروزد و با سوختن در آتش تخمی از وی پدید میآید که بلافاصله آتش میگیرد و میسوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد میشود. ققنوس در اغلب فرهنگها نماد جاودانگی و عمر دگربار تلقی شدهاست. امّا برخی فرهنگها ویژگیهای دیگر هم به او نسبت دادهاند. از جمله در مورد او گفته شده: اشک ققنوس زخم را درمان میکند. .ققنوس صدای دل نشینی دارد، موسیقیاز آوای او پدید آمدهاست و...
علامه دهخدا در توصیف ققنوس نوشتهاست: گویند ققنوس هزار سال عمر کند و چون هزار سال بگذرد و عمرش به آخر آید هیزم بسیار جمع سازد و بر بالای آن نشیند و سرودن آغاز کند و مست گردد و بال بر هم زند چنانکه آتشی از بال او بجهد و در هیزم افتد و خود با هیزم بسوزد و از خاکسترش بیضه ای پدید آید و او را جفت نمیباشد و موسیقی را از آواز او دریافتهاند.
در اساطیر ایران، قُقنوس یا قُقنُس، معرب کلمه یونانی کوکنوس (Kuknos)، و همتای کلمه هند و اروپایی و چینی فونیکس است و چنین مینماید که شکل آن ترتیب و برآیندی از قرقاول، مرغ چینی و آمیزه آن با دیگر مرغان اسطوره ایست.
این مرغ در روایتهای ایرانی نیز، مرغی نادر و تنهاست که او را جفتی نیست و در نتیجه از او زایشی نیز پدید نخواهد آمد.
ققنوس هزار سال زندگی میکند و چون عمرش به پایان میرسد، تودهای بزرگ از هیزم فراهم میآورد و با نشستن بر آن توده چندان آواز میخواند که از آواز خود به وجد میآید و با بر هم زدن بال و به یاری منقار، آتشی میافروزد و با سوختن در آتش از وی بیضه ای(تخم مرغی) پدیدار میشود و بدینسان ققنوسی دیگر زاده میشود.
در این روایت ققنوس همتای قو در ادبیات اروپایی است که با آوازخوانی، زیست و زندگی خود را به پایان میبرد. اساساً در ادبیات ایران نیز همچون ادبیات هندواروپایی، سوختن در رنج خویش و از خاکستر خود برآمدن و تولدی دیگر، راه به اسطوره ققنوس دارند.
🔸در منطق الطیر
به ققنوس در شعر کهن فارسی تقریباً هیچگاه اشاره نشدهاست و میتوان گفت که طی هزار سال شعر فارسی، تنها عطار نیشابوریاست که در اشعار خود از این پرنده نام بردهاست، و جالب این که وی نیز به صراحت با این باور دیرینه که ققنوس حیات جاودان دارد، مخالفت ورزیده و برعکس ققنوس را نیز به سان دیگر موجودات فانی دانسته و بر همه گیر بودن پدیده مرگ تاکید ورزیدهاست.
در منطق الطیر عطار، ققنوس طُرفه مرغی دلستان است که مأوای او در هندوستان میباشد. او پرنده ای است که نزدیک به صد سوراخ در منقار دارد و او را جفتی نیست. بنا بر این روایت، ققنوس در بلندیها مینشیند و با وزیدن باد بر منقار او، نوایی دلنشین پدیدار میشود و مرغان دیگر بدین آواز گرد او جمع میشوند و مدهوش و صید وی میشوند.
عطار نیشابوری در اشعارش از ققنوس به عنوان پرندهای یاد میکند که بر روی نوک او ۳۶۰ سوراخ وجود دارد و از هر سوراخ آن نوایی دلنشین خارج میگردد. او خاستگاه ققنوس را در هندوستان میداند
🔸در شعر نو پارسی
چامه زیر از چامه سرا بزرگ ایران، نیما یوشیج، که عنوان ققنوس دارد، بازگوکننده مناسبی از اسطوره ققنوس است:
قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه جهان،
آواره مانده از وزش بادهای سرد،
بر شاخ خیزران،
بنشستهاست فرد.
بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.
او نالههای گمشده ترکیب میکند،
از رشتههای پاره صدها صدای دور،
در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه،
دیوار یک بنای خیالی
میسازد.
از آن زمان که زردی خورشید روی موج
کمرنگ ماندهاست و به ساحل گرفته اوج
بانگ شغال، و مرد دهاتی
کرده ست روشن آتش پنهان خانه را
قرمز به چشم، شعله خردی
خط میکشد به زیر دو چشم درشت شب
وندر نقاط دور،
خلق اند در عبور ...
او، آن نوای نادره، پنهان چنان که هست،
از آن مکان که جای گزیده ست میپرد
در بین چیزها که گره خورده میشود
یا روشنی و تیرگی این شب دراز
میگذرد.
یک شعله را به پیش
مینگرد.
جایی که نه گیاه در آنجاست، نه دمی
ترکیده آفتاب سمج روی سنگهاش،
نه این زمین و زندگی اش چیز دلکش است
حس میکند که آرزوی مرغها چو او
تیره ست همچو دود. اگر چند امیدشان
چون خرمنی ز آتش
در چشم مینماید و صبح سپیدشان.
حس میکند که زندگی او چنان
مرغان دیگر ار بسر آید
در خواب و خورد
رنجی بود کز آن نتوانند نام برد.
آن مرغ نغزخوان،
در آن مکان ز آتش تجلیل یافته،
اکنون، به یک جهنم تبدیل یافته،
بسته ست دمبدم نظر و میدهد تکان
چشمان تیزبین.
وز روی تپه،
ناگاه، چون بجای پر و بال میزند
بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ،
که معنیش نداند هر مرغ رهگذر.
آنگه ز رنجهای درونیش مست،
خود را به روی هیبت آتش میافکند.
باد شدید میدمد و سوخته ست مرغ!
خاکستر تنش را اندوخته ست مرغ!
پس جوجه هاش از دل خاکسترش به در.
در نمونهای دیگر از اشاره به ققنوس در شعر پارسی، میتوان به سروده دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی اشاره کرد:
در آنجای که آن ققنوس آتش میزند خود را
پس از آنجا کجا ققنوس بال افشان کند در آتشی دیگر
خوشا مرگی دگر
با آرزوی زایشی دیگر
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
چامه زیر از چامه سرا بزرگ ایران، نیما یوشیج، که عنوان ققنوس دارد، بازگوکننده مناسبی از اسطوره ققنوس است:
قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه جهان،
آواره مانده از وزش بادهای سرد،
بر شاخ خیزران،
بنشستهاست فرد.
بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.
او نالههای گمشده ترکیب میکند،
از رشتههای پاره صدها صدای دور،
در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه،
دیوار یک بنای خیالی
میسازد.
از آن زمان که زردی خورشید روی موج
کمرنگ ماندهاست و به ساحل گرفته اوج
بانگ شغال، و مرد دهاتی
کرده ست روشن آتش پنهان خانه را
قرمز به چشم، شعله خردی
خط میکشد به زیر دو چشم درشت شب
وندر نقاط دور،
خلق اند در عبور ...
او، آن نوای نادره، پنهان چنان که هست،
از آن مکان که جای گزیده ست میپرد
در بین چیزها که گره خورده میشود
یا روشنی و تیرگی این شب دراز
میگذرد.
یک شعله را به پیش
مینگرد.
جایی که نه گیاه در آنجاست، نه دمی
ترکیده آفتاب سمج روی سنگهاش،
نه این زمین و زندگی اش چیز دلکش است
حس میکند که آرزوی مرغها چو او
تیره ست همچو دود. اگر چند امیدشان
چون خرمنی ز آتش
در چشم مینماید و صبح سپیدشان.
حس میکند که زندگی او چنان
مرغان دیگر ار بسر آید
در خواب و خورد
رنجی بود کز آن نتوانند نام برد.
آن مرغ نغزخوان،
در آن مکان ز آتش تجلیل یافته،
اکنون، به یک جهنم تبدیل یافته،
بسته ست دمبدم نظر و میدهد تکان
چشمان تیزبین.
وز روی تپه،
ناگاه، چون بجای پر و بال میزند
بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ،
که معنیش نداند هر مرغ رهگذر.
آنگه ز رنجهای درونیش مست،
خود را به روی هیبت آتش میافکند.
باد شدید میدمد و سوخته ست مرغ!
خاکستر تنش را اندوخته ست مرغ!
پس جوجه هاش از دل خاکسترش به در.
در نمونهای دیگر از اشاره به ققنوس در شعر پارسی، میتوان به سروده دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی اشاره کرد:
در آنجای که آن ققنوس آتش میزند خود را
پس از آنجا کجا ققنوس بال افشان کند در آتشی دیگر
خوشا مرگی دگر
با آرزوی زایشی دیگر
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB