🔸سفالگرى واختراع چرخ توسط ايرانيان
سفالگری یا کوزه گری ایرانی سابقه طولانی در تاریخ ایران دارد. سفالگری یکی از اولین و مهم ترین اختراعهای ساخته شده توسط انسان است. برای مورخان و باستان شناسان از مهم ترین مظاهر هنری است. باستان شناسان از راه سفالگری با شرایط اجتماعی و اقتصادی یک دوره یا یک منطقه آشنا میشوند. با مطالعه سفالها در مورد زندگی، دین مردم و تاریخ٬روابط اجتماعی و نگرش جامعه را نسبت به همسایگان تفسیر میکنند
ساخت سفال در ایران دارای سابقه ای طولانی و درخشان است. با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص کشور ایران، که در محل تقاطع تمدنهای باستانی و در مسیرهای کاروانهای مهم واقع است، تقریباً در هر بخشی از ایران، در زمانهای مختلف درگیر ساخت سفال بودهاند. با این حال، حفاریهای اخیر و تحقیقات باستان شناسی نشان داد که چهار منطقه عمده در تولید سفال در فلات ایران وجود دارد: بخش نخست شامل غرب کوههای زاگرس و نواحی لرستان است. بخش دوم شامل نواحی جنوب دریای خزر است که استانهای گیلان و مازندران را در بر میگیرد. این دو منطقه نخستین نواحی در فلات ایران بودهاند که سفالگری را آغاز نمودهاند. بخش سوم شامل شمال غرب کشور و نواحی آذربایجان را شامل میشود. بخش چهارم در جنوب شرقی است و استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان را شامل میشود. افزون بر این ۴ منطقه نواحی کویری ایران را نیز میتوان به آن اضافه کرد که قدمت ساخت سفال در آن به ۸ هزار سال پیش از میلاد بر میگردد.
سفال یکی از قدیمیترین ساختههای دست بشر است که در تمام طول عمر وی از قدیمیترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفتهاست. به این جهت درگاهنگاری دورانهای پیش از تاریخ نقش مهمی دارد. ساخت سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگهای پیش از تاریخی و تجربه اندوزی اقوام بشری از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییراتی چشمگیر شدهاست.
این تغییرات عاملی تعیین کننده در تقسیم بندی انواع سفالهای پیش از تاریخی و بعد از آن در مورد چگونگی ساخت اولین سفال بدست انسان نظرات مختلفی ارائه شدهاست. عدهای ریشه سفال را در صنعت سبد بافی میدانند و معتقدند برای اولین بار گلهای اندود کننده کف سبدهای گیاهی پس از خشک شدن و یا قرار گرفتن در آتش و سوختن چوبهای سبد، الهام بخش سفال سازی بوده است. عامل پیدایش صنعت سفال سازی هر چه باشد در این مورد شکی نیست که سفالهای اولیه دست ساز و خشن و ماده چسبندگی آنها شن و گیاهان خرد شده بود است.
در حدود ده هزار سال پیش که انسانهای ساکن بین النهرین زندگی غار نشینی و دوران جمع آوری غذا را پشت سر گذارده و به دوران تولید غذا شروع نموده بودند و در پهنه دشت بصورت اجتماعات اولیه کشاورزی مستقر شده بودند، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن ساخت سفالهای ظریف و زیبای نخودی و قرمز رنگ است. این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در این منطقه شکوفا گردید و به تدریج در دنیای پیش از تاریخ در منطقه وسیعی گسترش یافت. آثار و بقایای این نوع سفال از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند در حفاریهای باستانشناسی در مناطق باستانی آشکار گردیدهاست.
یکی از سنتهای مشخص سفالگری فلات ایران سفال قرمز رنگ منقوش است که در طول هزارههای ششم و پنجم ق. م. در حاشیه کویر در فلات مرکزی ایران شکل گرفت و متداول شد. این سفالها دست ساز و برنگ قرمز و دارای خمیری مخوط با پودر شن یا گیاهان خرد شده است. این نوع سفال طی حفریات باستانشناسی از محوطههای باستانی چشمه علی، قره تپه شهریار، اسماعیل آباد، تپه زاغه، سیلک و حصار شناسایی شدهاند.
در محل (سیلک کاشان) ظروف سفالین قرمز رنگی نیز پیدا کردهاند که از لحاظ صنعت نسبت به ظروف پیش تا حدی کاملتر به نظر میآید و معلوم میشود که آنها را در کورههای ابتدایی میساختند. در هزاره چهارم پیش از میلاد مردم دشتنشین فلات ایران در کار زندگی پیشرفت بیشتری کردند. در قریه سیلک نموداری از آن وجود دارد، ساکنین این محل ظروف سفالین ظریف میساختند و تصویر پرندگان و حیوانات وحشی را بر روی آنها با رنگ سیاه منقوش میکردند و به تدریج این ظروف شفافتر و شکل آنها منظمتر شد،از اینجا میتوان حدس زد که مردم آن ناحیه جهت انجام این عمل به اختراع چرخ نائل شده بودن، چرخ آنها تخته باریکی بوده است که بر زمین میگذاشتهاند و آنرا با دست میچرخاندند و به این ترتیب به ظروف خود شکل زیباتری میدادند.
تاکنون شبیه اینگونه ظروف در هیچیک از کشورهای آن دوران به دست نیامده است. چنین میتوان نتیجه گرفت که ایرانیان در این صنعت سرآمد اقوام دیگر بودند و شاید اختراع مزبور ویژه آنها باشد.
سفالگری یا کوزه گری ایرانی سابقه طولانی در تاریخ ایران دارد. سفالگری یکی از اولین و مهم ترین اختراعهای ساخته شده توسط انسان است. برای مورخان و باستان شناسان از مهم ترین مظاهر هنری است. باستان شناسان از راه سفالگری با شرایط اجتماعی و اقتصادی یک دوره یا یک منطقه آشنا میشوند. با مطالعه سفالها در مورد زندگی، دین مردم و تاریخ٬روابط اجتماعی و نگرش جامعه را نسبت به همسایگان تفسیر میکنند
ساخت سفال در ایران دارای سابقه ای طولانی و درخشان است. با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص کشور ایران، که در محل تقاطع تمدنهای باستانی و در مسیرهای کاروانهای مهم واقع است، تقریباً در هر بخشی از ایران، در زمانهای مختلف درگیر ساخت سفال بودهاند. با این حال، حفاریهای اخیر و تحقیقات باستان شناسی نشان داد که چهار منطقه عمده در تولید سفال در فلات ایران وجود دارد: بخش نخست شامل غرب کوههای زاگرس و نواحی لرستان است. بخش دوم شامل نواحی جنوب دریای خزر است که استانهای گیلان و مازندران را در بر میگیرد. این دو منطقه نخستین نواحی در فلات ایران بودهاند که سفالگری را آغاز نمودهاند. بخش سوم شامل شمال غرب کشور و نواحی آذربایجان را شامل میشود. بخش چهارم در جنوب شرقی است و استانهای کرمان و سیستان و بلوچستان را شامل میشود. افزون بر این ۴ منطقه نواحی کویری ایران را نیز میتوان به آن اضافه کرد که قدمت ساخت سفال در آن به ۸ هزار سال پیش از میلاد بر میگردد.
سفال یکی از قدیمیترین ساختههای دست بشر است که در تمام طول عمر وی از قدیمیترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفتهاست. به این جهت درگاهنگاری دورانهای پیش از تاریخ نقش مهمی دارد. ساخت سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگهای پیش از تاریخی و تجربه اندوزی اقوام بشری از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییراتی چشمگیر شدهاست.
این تغییرات عاملی تعیین کننده در تقسیم بندی انواع سفالهای پیش از تاریخی و بعد از آن در مورد چگونگی ساخت اولین سفال بدست انسان نظرات مختلفی ارائه شدهاست. عدهای ریشه سفال را در صنعت سبد بافی میدانند و معتقدند برای اولین بار گلهای اندود کننده کف سبدهای گیاهی پس از خشک شدن و یا قرار گرفتن در آتش و سوختن چوبهای سبد، الهام بخش سفال سازی بوده است. عامل پیدایش صنعت سفال سازی هر چه باشد در این مورد شکی نیست که سفالهای اولیه دست ساز و خشن و ماده چسبندگی آنها شن و گیاهان خرد شده بود است.
در حدود ده هزار سال پیش که انسانهای ساکن بین النهرین زندگی غار نشینی و دوران جمع آوری غذا را پشت سر گذارده و به دوران تولید غذا شروع نموده بودند و در پهنه دشت بصورت اجتماعات اولیه کشاورزی مستقر شده بودند، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن ساخت سفالهای ظریف و زیبای نخودی و قرمز رنگ است. این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در این منطقه شکوفا گردید و به تدریج در دنیای پیش از تاریخ در منطقه وسیعی گسترش یافت. آثار و بقایای این نوع سفال از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند در حفاریهای باستانشناسی در مناطق باستانی آشکار گردیدهاست.
یکی از سنتهای مشخص سفالگری فلات ایران سفال قرمز رنگ منقوش است که در طول هزارههای ششم و پنجم ق. م. در حاشیه کویر در فلات مرکزی ایران شکل گرفت و متداول شد. این سفالها دست ساز و برنگ قرمز و دارای خمیری مخوط با پودر شن یا گیاهان خرد شده است. این نوع سفال طی حفریات باستانشناسی از محوطههای باستانی چشمه علی، قره تپه شهریار، اسماعیل آباد، تپه زاغه، سیلک و حصار شناسایی شدهاند.
در محل (سیلک کاشان) ظروف سفالین قرمز رنگی نیز پیدا کردهاند که از لحاظ صنعت نسبت به ظروف پیش تا حدی کاملتر به نظر میآید و معلوم میشود که آنها را در کورههای ابتدایی میساختند. در هزاره چهارم پیش از میلاد مردم دشتنشین فلات ایران در کار زندگی پیشرفت بیشتری کردند. در قریه سیلک نموداری از آن وجود دارد، ساکنین این محل ظروف سفالین ظریف میساختند و تصویر پرندگان و حیوانات وحشی را بر روی آنها با رنگ سیاه منقوش میکردند و به تدریج این ظروف شفافتر و شکل آنها منظمتر شد،از اینجا میتوان حدس زد که مردم آن ناحیه جهت انجام این عمل به اختراع چرخ نائل شده بودن، چرخ آنها تخته باریکی بوده است که بر زمین میگذاشتهاند و آنرا با دست میچرخاندند و به این ترتیب به ظروف خود شکل زیباتری میدادند.
تاکنون شبیه اینگونه ظروف در هیچیک از کشورهای آن دوران به دست نیامده است. چنین میتوان نتیجه گرفت که ایرانیان در این صنعت سرآمد اقوام دیگر بودند و شاید اختراع مزبور ویژه آنها باشد.
از ظروف سفالینی که در سیلک به دست آمده است تصاویر بز کوهی و اسب و خورشید و همچنین اشکال هندسی فراوان دیده میشود و از این اکتشافات نتیجه میگیریم که با وجود آنکه آهن ومفرغ در تهیه آلات و ادوات گوناگون به کار میرفته است صنایع کوزهگری و سفالسازی رونق خود را حفظ کرده است.
مهمترین تحمل در صنعت سفالگری که این صنعت را به کلی دگرگون ساخت اختراع چرخ سفالگری است که در هزاره چهارم ق. م. اتفاق افتاده سفالگران ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی استفاده کرده و سپس به چرخهای پرسرعت و تند گردش که امروز نیز مورد استفاده کارگاههای سفالگری سنتی است دست یافتند.
از اوائل هزاره سوم ق. م. نوع دیگری سفال از مناطق شمال فلات ایران به سمت داخل فلات نفوذ میکند که به سفال خاکستری معروف است. این نوع سفال چرخساز میباشد و از نظر سبک ساخت و تزیینات تحت تأثیر ظروف فلزی هم عصر خود قرار گرفتهاست.
سفال خاکستری با تکنولوژی بالا و در کورهای مخصوصی که سفالگر بخوبی در آن کنترل حرارت و میزان اکسیداسیون فعال را اعمال میکردهاست پخته شدهاند.
فرهنگ سفال خاکستری از اوائل هزاره سوم ق. م. در مناطق باستانی یانیک تپه اردبیل، تورنگ تپه گرگان، تپه حصار دامغان شناسایی شدهاست. سفال خاکستری براق در طول عصر آهن یعنی از اواسط هزاره دوم ق. م. به بعد در اکثر نقاط فلات ایران گسترش یافت و در همین دوره به اوج زیبائی، ظرافت و پیشرفت تکنیکی در ساخت و پخت و و تزیین رسید. از نیمههای هزاره اول ق. م. با رونق فلزکاری صنعت سفالگری رو به افول میرود به طوری که در دوران تاریخی سفالهای ساخته شده، عمدتاً بسیار خشن و بدون نقش هستند و از ظرافت سفالهای پیش از تاریخی خبری نیست.
مجموعه سیلک تهران در موزه ملی ایران
یکی از نخستین سایتهای شناخته شده در کاوشهای باستان شناسی ماقبل تاریخ تپه گنج دره در کرمانشاه است که پیشینه آن به هشت هزار سال پیش از میلاد بر میگردد یکی دیگر از مناطق کشف شده با قدمت پیش از تاریخ غارهای کمربند در منطقه جنوبی دریای خزر در نزدیکی بهشهر است.
مادها و هخامنشیان (۷۲۸-۳۳۰ پیش از میلاد)
ریتون نمونهای از سفالگری در دوران هخامنشیان
از سفالگری در دوران ماد اطلاعات زیادی در دست نیست. آثار این دوره را میتوان در نزدیک ملایر و بیستون و همچنین استانهای کردستان و گیلان یافت. کاوشهای اخیر توسط مرکز تحقیقات باستان شناسی ایران نشان میدهد یکی از مهم ترین نوآوریها در فناوری سفالگری و سرامیک که دربرگیرنده ظروف لعاب دار میشود در این دوران رخ دادهاست.
با آمدن سلسله هخامنشی در سده ششم پیش از میلاد پیشرفتهای زیادی در ساخت سفال صورت گرفتهاست. در این دوران سفال ظریف با شکلهای تازه ساخته شدهاند. برای نمونه میتوان به ریتون یا تکوک اشاره کرد. سطوح سفالهای حکاکی و تزئین میشدهاند. کاوش و حفاری در تخت جمشید وشوش نشان دادهاست که دیوارهای کاخها با آجر لعاب، که شامل دکوراسیون استادانه درست شده بودند و با تصاویر حیوانات و سربازان پوشیده بودهاست.
اشکانیان (۲۴۸-۲۲۴ پیش از میلاد)
تاچندی پیش اطلاعات زیادی از هنراشکانی در دست نبود. پس از کاوشهای باستان شناسی پروفسور آرتور اوفام چندین سایت باستان شناسی وابسته به دوران اشکانی کشف، بررسی و شناخته شد. برخی از این سایتها فراتر از مرزهای کنونی ایران است برای نمونه نساء در آسیای میانه و یا دورا اروپوس رسوریه را میتوان نام برد که آثار هنر اشکانیان در آنها وجود دارد. سایتهای باستان شناسی وابسته به دوران اشکانی در داخل ایران نیز بسیارند که میتوان به سایتهای کنگاور، صددروازه٬هگمتانه و سایتهای گوناگون در دشت گرگان، گیلان و سیستان اشاره کرد.
از اکتشافات جدید باستانی اصلاعات بسیاری از سفالگری و هنر اشکانیان به دست آمده و نشان میدهد که سفالگری در در سراسر امپراتوری اشکانی یکسان نبودهاست. سفال اشکانی را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد: ظروف لعاب دار و بدون لعاب٬ سفالهای بدون لعاب بیشتر کاسه، فنجانهای کوچک و شیشههای بزرگ با پایگاههای محدب و بدون هیچ گونه تزیین سطح را شامل میشد.
ساسانیان (۲۲۴-۶۵۱ میلادی)
به طور کلی میتوان گفت که سفال ساسانی به بیان دقیق، با تفاوتهایی تداوم سنتهای اشکانی است. سفالهای دوران امپراتوری ساسانیان شامل دو دسته بدون لعاب که بیشتر کوزههای بزرگ، کوزهها، و انواع مختلف کاسه را شامل میشد. بیشاپور٬سیراف، کنگاور، دشت گرگان ٬تورنگ تپه٬تخت سلیمان٬تخت ابونصر در استان فارس و قابیرا در نزدیکی کرمان سایتهایی هستند که آثار هنر ساسانیان در آنها کشف شدهاند. در دوران ساسانی رنگ سبز فیروزهای یا آبی فیروزهای مهم ترین رنگ برای سفالهای میشود.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
مهمترین تحمل در صنعت سفالگری که این صنعت را به کلی دگرگون ساخت اختراع چرخ سفالگری است که در هزاره چهارم ق. م. اتفاق افتاده سفالگران ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی استفاده کرده و سپس به چرخهای پرسرعت و تند گردش که امروز نیز مورد استفاده کارگاههای سفالگری سنتی است دست یافتند.
از اوائل هزاره سوم ق. م. نوع دیگری سفال از مناطق شمال فلات ایران به سمت داخل فلات نفوذ میکند که به سفال خاکستری معروف است. این نوع سفال چرخساز میباشد و از نظر سبک ساخت و تزیینات تحت تأثیر ظروف فلزی هم عصر خود قرار گرفتهاست.
سفال خاکستری با تکنولوژی بالا و در کورهای مخصوصی که سفالگر بخوبی در آن کنترل حرارت و میزان اکسیداسیون فعال را اعمال میکردهاست پخته شدهاند.
فرهنگ سفال خاکستری از اوائل هزاره سوم ق. م. در مناطق باستانی یانیک تپه اردبیل، تورنگ تپه گرگان، تپه حصار دامغان شناسایی شدهاست. سفال خاکستری براق در طول عصر آهن یعنی از اواسط هزاره دوم ق. م. به بعد در اکثر نقاط فلات ایران گسترش یافت و در همین دوره به اوج زیبائی، ظرافت و پیشرفت تکنیکی در ساخت و پخت و و تزیین رسید. از نیمههای هزاره اول ق. م. با رونق فلزکاری صنعت سفالگری رو به افول میرود به طوری که در دوران تاریخی سفالهای ساخته شده، عمدتاً بسیار خشن و بدون نقش هستند و از ظرافت سفالهای پیش از تاریخی خبری نیست.
مجموعه سیلک تهران در موزه ملی ایران
یکی از نخستین سایتهای شناخته شده در کاوشهای باستان شناسی ماقبل تاریخ تپه گنج دره در کرمانشاه است که پیشینه آن به هشت هزار سال پیش از میلاد بر میگردد یکی دیگر از مناطق کشف شده با قدمت پیش از تاریخ غارهای کمربند در منطقه جنوبی دریای خزر در نزدیکی بهشهر است.
مادها و هخامنشیان (۷۲۸-۳۳۰ پیش از میلاد)
ریتون نمونهای از سفالگری در دوران هخامنشیان
از سفالگری در دوران ماد اطلاعات زیادی در دست نیست. آثار این دوره را میتوان در نزدیک ملایر و بیستون و همچنین استانهای کردستان و گیلان یافت. کاوشهای اخیر توسط مرکز تحقیقات باستان شناسی ایران نشان میدهد یکی از مهم ترین نوآوریها در فناوری سفالگری و سرامیک که دربرگیرنده ظروف لعاب دار میشود در این دوران رخ دادهاست.
با آمدن سلسله هخامنشی در سده ششم پیش از میلاد پیشرفتهای زیادی در ساخت سفال صورت گرفتهاست. در این دوران سفال ظریف با شکلهای تازه ساخته شدهاند. برای نمونه میتوان به ریتون یا تکوک اشاره کرد. سطوح سفالهای حکاکی و تزئین میشدهاند. کاوش و حفاری در تخت جمشید وشوش نشان دادهاست که دیوارهای کاخها با آجر لعاب، که شامل دکوراسیون استادانه درست شده بودند و با تصاویر حیوانات و سربازان پوشیده بودهاست.
اشکانیان (۲۴۸-۲۲۴ پیش از میلاد)
تاچندی پیش اطلاعات زیادی از هنراشکانی در دست نبود. پس از کاوشهای باستان شناسی پروفسور آرتور اوفام چندین سایت باستان شناسی وابسته به دوران اشکانی کشف، بررسی و شناخته شد. برخی از این سایتها فراتر از مرزهای کنونی ایران است برای نمونه نساء در آسیای میانه و یا دورا اروپوس رسوریه را میتوان نام برد که آثار هنر اشکانیان در آنها وجود دارد. سایتهای باستان شناسی وابسته به دوران اشکانی در داخل ایران نیز بسیارند که میتوان به سایتهای کنگاور، صددروازه٬هگمتانه و سایتهای گوناگون در دشت گرگان، گیلان و سیستان اشاره کرد.
از اکتشافات جدید باستانی اصلاعات بسیاری از سفالگری و هنر اشکانیان به دست آمده و نشان میدهد که سفالگری در در سراسر امپراتوری اشکانی یکسان نبودهاست. سفال اشکانی را میتوان به دو گروه عمده تقسیم کرد: ظروف لعاب دار و بدون لعاب٬ سفالهای بدون لعاب بیشتر کاسه، فنجانهای کوچک و شیشههای بزرگ با پایگاههای محدب و بدون هیچ گونه تزیین سطح را شامل میشد.
ساسانیان (۲۲۴-۶۵۱ میلادی)
به طور کلی میتوان گفت که سفال ساسانی به بیان دقیق، با تفاوتهایی تداوم سنتهای اشکانی است. سفالهای دوران امپراتوری ساسانیان شامل دو دسته بدون لعاب که بیشتر کوزههای بزرگ، کوزهها، و انواع مختلف کاسه را شامل میشد. بیشاپور٬سیراف، کنگاور، دشت گرگان ٬تورنگ تپه٬تخت سلیمان٬تخت ابونصر در استان فارس و قابیرا در نزدیکی کرمان سایتهایی هستند که آثار هنر ساسانیان در آنها کشف شدهاند. در دوران ساسانی رنگ سبز فیروزهای یا آبی فیروزهای مهم ترین رنگ برای سفالهای میشود.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
فرتورهایی نو ، از دورهمی شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم ، بهمراه خانواده گرانمایه ایشان در شب آغاز سال نو ترسایی
با آرزوی شادکامی و شادزیستی و تندرستی برای شهریار ایرانزمین و خاندان ایرانساز پهلوی
این فرتورها توسط مهربانو یاسمین پهلوی و در استوری اینستاگرام ایشان اشتراک گذاری شده .
#رنسانس_ایرانی
با آرزوی شادکامی و شادزیستی و تندرستی برای شهریار ایرانزمین و خاندان ایرانساز پهلوی
این فرتورها توسط مهربانو یاسمین پهلوی و در استوری اینستاگرام ایشان اشتراک گذاری شده .
#رنسانس_ایرانی
با نگاه به این فرتور لختی بیاندیشید که اگر شاهنشاه آریامهر آن نیروی هوایی عظیم را نساخته بودند و برای پدافند از مرزهای میهن و اقتدار و یکپارچگی ایرانشهر آن همه جنگنده نخریده بودند کسان که به آن پادشاه باشرف ،میهن پرست و آینده نگر میگویند خائن ، امروز چه داشتند که به آن بنازند؟
فریاد " جاوید شاه " همان کسان دسیسه گر و دشمنان ایرانشهر را پریشان خاطر و نا امید از فریبکاری و دسیسه خواهد نمود !
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
فریاد " جاوید شاه " همان کسان دسیسه گر و دشمنان ایرانشهر را پریشان خاطر و نا امید از فریبکاری و دسیسه خواهد نمود !
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸ضرب ویژه سکه زرین بوسیله داریوش دوم به مناسبت نوروز..
داريوش دوم به مناسبت نوروز، در سال 416 پيش از ميلاد سكه زرين ويژه اي ضرب كرد كه يك طرف آن شكل سربازي را در حال تيراندازي با كمان نشان مي دهد. ضرب سكه زر و سيم يک قرن پيش از آن توسط داريوش يكم آغاز شده بود. سكه هاي داريوش بزرگ به «داريك» يا «دريك» موسومند. بايد توجه داشت که رسم دادن سکه به عنوان عيدي از زمان هرمز دوم - شاه ساساني در سال 304 ميلادي آغاز شده است.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
.
داريوش دوم به مناسبت نوروز، در سال 416 پيش از ميلاد سكه زرين ويژه اي ضرب كرد كه يك طرف آن شكل سربازي را در حال تيراندازي با كمان نشان مي دهد. ضرب سكه زر و سيم يک قرن پيش از آن توسط داريوش يكم آغاز شده بود. سكه هاي داريوش بزرگ به «داريك» يا «دريك» موسومند. بايد توجه داشت که رسم دادن سکه به عنوان عيدي از زمان هرمز دوم - شاه ساساني در سال 304 ميلادي آغاز شده است.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#شاهنامه خوانی دخت ایرانشهری صبرین نسیم از پهنه زیبا و کهن #تاجیکستان ، پاره تن ایرانشهر بزرگ
رشد فرهنگ ایرانشهری در جای، جای این سرزمین اهورایی.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
رشد فرهنگ ایرانشهری در جای، جای این سرزمین اهورایی.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مبارزان ایرانگرا در #تهران ، بنرهای تروریست و کودک کش #قاسم_سلیمانی را با فریاد " جاوید شاه " ، پاره کرده و به زیر کشاندند
پیکار تا سرنگونی ضحاک ادامه دارد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
پیکار تا سرنگونی ضحاک ادامه دارد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
راویان اخبار و ناقلان آثار وطوطیان شکرشکن شیرین گفتار و خوشه چینان خرمن سخن دانی و صرافان سر بازار معانی وچابک سواران میدان دانش توسن خوش خرام خبر را بدینگونه به جولان در آورده اند که تمساح یزدی نشانه خدا بر روی زمین که در دهه شصت گفته بود : تجاوز به دختران باکره در زندان شرعی و به اندازه حج تمتع ثواب دارد تجاوز به زنان و مردان زندانی نیز برای گرفتن اعتراف شرعی و بلامانع است !
سرانجام به دیار گا شتافت
روانش در شکنجه ابدی باد
اما ایکاش اینان زنده بمانند و به مرگ بهنجار به درک نروند تا در چنگال دادگری گرفتار و در پیشگاه ملت ستمدیده به سزای کرده های ننگین شان برسند .
#رنسانس_ایرانی
سرانجام به دیار گا شتافت
روانش در شکنجه ابدی باد
اما ایکاش اینان زنده بمانند و به مرگ بهنجار به درک نروند تا در چنگال دادگری گرفتار و در پیشگاه ملت ستمدیده به سزای کرده های ننگین شان برسند .
#رنسانس_ایرانی
🔸نخستین تجدید سازمان ارتش ایران در قرن چهاردهم هجری (قرن 20) ـ اشاره به کار قهرمانی چند ژاندارم کرمانی
ژنرال رضاخان پهلوي سردار سپه 13 دي ماه سال 1300 خورشيدي (3 ژانويه 1921) سازمان ارتش ايران را كه خود تنظيم كرده بود به اين شرح اعلام داشت و تاكيد کرد كه از روز بعد به اجرا درخواهد آمد:
لشكر مركز (تهران)، لشكر اذربايجان (تبريز)، لشكر غرب (همدان)، لشكر جنوب ( شيراز ) و لشكر شرق (مشهد). ضمنا قرار شده بود كه براي آموزش افسر براي اين لشكرها يك مدرسه عالي نظام (دانشكده افسري) در تهران تاسيس شود و علاوه بر ایجاد چند دبیرستان نظام که برای دانشکده افسری دانشجو آماده کند، بر برنامه هفتگی دبیرستانهای پسران درس آموزش نظامی اضافه شود. [پس از اشغال نظامی ایران در شهریور 1320، به تصمیم دولتهای اشغالگر، این دبیرستانهای نظام منحل و برنامه آموزش نظامی دبیرستانها نیز لغو شد].
در دی ماه 1300 ضمن تجدید سازمان ارتش، ژنرال رضاخان [با درجه سرتیپ = میرپنج] خود فرماندهي لشكر مركزرا برعهده قرارگرفته بود که چهارسال بعد به نام رضاشاه پهلوی شاه ایران شد.
اين نخستين سازماندهي ارتش ايران پس از لغو مناطق نفوذ انگلستان و روسیه و خروج نيروهاي خارجي از كشور بود. بعدا اين واحدها افزايش يافته و ده لشكر شدند كه انضباطي سخت بر آنها حاكم بود. پایگاه لشکر هفتم شهر کرمان تعیین شده بود. ایران از همان دهه به صف کشورهای دارای قانون نظام وظیفه اجباری پیوست تا همه مردان کشور آموزش و تجربه نظامی یابند و پس از احضار، در اندک زمان آماده دفاع از وطن و دفع تجاوز باشند. با وجود اين، در شهريور 1320 چند خيانتكار به اين نظاميان فرصت ندادند كه توان و از جان گذشتگي خودرا در راه ميهن به منصّه ظهور بگذارند تا ملت مباهي و مفتخر شود و از حالت خمود طولاني به در آيد. لشکرهای کرمان و اهواز و نیز نیروی هوایی در شهریور 1320 از اجرای دستور مرخص کردن سربازان خودداری کردند و یک تیپ انگلیسی که از مرز بلوچستان وارد ایران شده بود از ترس لشکر کرمان که یک نیروی پیاده بود چند هفته در جلگه رایِن (یکصد کیلومتری جنوب کرمان) متوقف بود. فرمانده وقت لشکر هفتم پیاده از معتمدان محله ها، کدخدایان روستاها و سران ایلات استان کرمان [در آن زمان؛ استان کرمان و مکران] خواسته بود که داوطلبان دفاع از وطن را به پادگان سرآسیاب بفرستند تا آنان را مسلح سازد. در طول توقف تیپ انگلیسی در جلگه راین، چند ژاندارم سوار (وابسته به پاسگاه نی بید) که در جریان یک ماموریت قضایی با مشاهده نظامیان انگلیسی تحت تاثیر احساسات میهنی قرارگرفته بودند شبانه به اردوگاه تیپ سه هزار و ششصدنفری انگلیسی حمله بردند و آن را به آتش کشیدند و تلفات وارد ساختند و سپس به کوه هزار زدند و در آنجا پنهان شدند.
#رضاشاه_روحت_شاد 🌹
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ژنرال رضاخان پهلوي سردار سپه 13 دي ماه سال 1300 خورشيدي (3 ژانويه 1921) سازمان ارتش ايران را كه خود تنظيم كرده بود به اين شرح اعلام داشت و تاكيد کرد كه از روز بعد به اجرا درخواهد آمد:
لشكر مركز (تهران)، لشكر اذربايجان (تبريز)، لشكر غرب (همدان)، لشكر جنوب ( شيراز ) و لشكر شرق (مشهد). ضمنا قرار شده بود كه براي آموزش افسر براي اين لشكرها يك مدرسه عالي نظام (دانشكده افسري) در تهران تاسيس شود و علاوه بر ایجاد چند دبیرستان نظام که برای دانشکده افسری دانشجو آماده کند، بر برنامه هفتگی دبیرستانهای پسران درس آموزش نظامی اضافه شود. [پس از اشغال نظامی ایران در شهریور 1320، به تصمیم دولتهای اشغالگر، این دبیرستانهای نظام منحل و برنامه آموزش نظامی دبیرستانها نیز لغو شد].
در دی ماه 1300 ضمن تجدید سازمان ارتش، ژنرال رضاخان [با درجه سرتیپ = میرپنج] خود فرماندهي لشكر مركزرا برعهده قرارگرفته بود که چهارسال بعد به نام رضاشاه پهلوی شاه ایران شد.
اين نخستين سازماندهي ارتش ايران پس از لغو مناطق نفوذ انگلستان و روسیه و خروج نيروهاي خارجي از كشور بود. بعدا اين واحدها افزايش يافته و ده لشكر شدند كه انضباطي سخت بر آنها حاكم بود. پایگاه لشکر هفتم شهر کرمان تعیین شده بود. ایران از همان دهه به صف کشورهای دارای قانون نظام وظیفه اجباری پیوست تا همه مردان کشور آموزش و تجربه نظامی یابند و پس از احضار، در اندک زمان آماده دفاع از وطن و دفع تجاوز باشند. با وجود اين، در شهريور 1320 چند خيانتكار به اين نظاميان فرصت ندادند كه توان و از جان گذشتگي خودرا در راه ميهن به منصّه ظهور بگذارند تا ملت مباهي و مفتخر شود و از حالت خمود طولاني به در آيد. لشکرهای کرمان و اهواز و نیز نیروی هوایی در شهریور 1320 از اجرای دستور مرخص کردن سربازان خودداری کردند و یک تیپ انگلیسی که از مرز بلوچستان وارد ایران شده بود از ترس لشکر کرمان که یک نیروی پیاده بود چند هفته در جلگه رایِن (یکصد کیلومتری جنوب کرمان) متوقف بود. فرمانده وقت لشکر هفتم پیاده از معتمدان محله ها، کدخدایان روستاها و سران ایلات استان کرمان [در آن زمان؛ استان کرمان و مکران] خواسته بود که داوطلبان دفاع از وطن را به پادگان سرآسیاب بفرستند تا آنان را مسلح سازد. در طول توقف تیپ انگلیسی در جلگه راین، چند ژاندارم سوار (وابسته به پاسگاه نی بید) که در جریان یک ماموریت قضایی با مشاهده نظامیان انگلیسی تحت تاثیر احساسات میهنی قرارگرفته بودند شبانه به اردوگاه تیپ سه هزار و ششصدنفری انگلیسی حمله بردند و آن را به آتش کشیدند و تلفات وارد ساختند و سپس به کوه هزار زدند و در آنجا پنهان شدند.
#رضاشاه_روحت_شاد 🌹
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸 آرش کمانگیر
آرَشِ کَمانگیر نام یکی از اسطورههای کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت بنیادین این اسطورهاست.
اسطوره آرش کمانگیر از داستانهایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده است .
ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو میکند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش میداند.
در اوستا آرش را اِرِخشه خواندهاند و چم آنرا را نیز کسانی معناهایی کردهاند: از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان».
🔸 داستان آرش کمانگیر
در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره میکند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح میدهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را میپذیرند و قرار بر این میگذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار میشود. به فراز دماوند میرود و تیر را پرتاب میکند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود میآید. و آنجا مرز ایران و توران میشود. پس از این تیراندازی آرش از خستگی میمیرد. آرش هستیاش را بر پای تیر میریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش میشود و جانش در تیر دمیده میشود. مطابق با برخی روایتها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور میرود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.
اشارات اجمالی فردوسی به آرش
چو “آرش ” که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر “قارن” شیر گیر
از آن زخم آن پهلو آتشی
که سامیش گرز است و ، تیر، آرشی
دو فرزند او هم گرفتار شد
ازاو تخمهٔ آرشی خوار شد.
جوان بیهنر سخت ناخوش بود
اگر چند فرزند آرش بود.
من از تخمهٔ نامور آرشم
چو جنگ آورم آتش سرکشم.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
آرَشِ کَمانگیر نام یکی از اسطورههای کهن ایرانی و همچنین نام شخصیت بنیادین این اسطورهاست.
اسطوره آرش کمانگیر از داستانهایی است که در اوستا آمده و در شاهنامه از آرش در سه جا با افتخار نام برده شده است .
ابوریحان بیرونی، در کتاب خود به نام «آثارالباقیه» به هنگام توصیف «جشن تیرگان»، داستان آرش را بازگو میکند و ریشه این جشن را از روز حماسه آفرینی آرش میداند.
در اوستا آرش را اِرِخشه خواندهاند و چم آنرا را نیز کسانی معناهایی کردهاند: از آن دسته «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان».
🔸 داستان آرش کمانگیر
در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره میکند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح میدهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را میپذیرند و قرار بر این میگذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار میشود. به فراز دماوند میرود و تیر را پرتاب میکند. تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون یا آمودریا بر درخت گردویی فرود میآید. و آنجا مرز ایران و توران میشود. پس از این تیراندازی آرش از خستگی میمیرد. آرش هستیاش را بر پای تیر میریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش میشود و جانش در تیر دمیده میشود. مطابق با برخی روایتها اسفندارمذ تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور میرود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.
اشارات اجمالی فردوسی به آرش
چو “آرش ” که بردی به فرسنگ تیر
چو پیروزگر “قارن” شیر گیر
از آن زخم آن پهلو آتشی
که سامیش گرز است و ، تیر، آرشی
دو فرزند او هم گرفتار شد
ازاو تخمهٔ آرشی خوار شد.
جوان بیهنر سخت ناخوش بود
اگر چند فرزند آرش بود.
من از تخمهٔ نامور آرشم
چو جنگ آورم آتش سرکشم.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-renaissance
Image Iranian-renaissance hosted in ImgBB
🔸نخستین پادشاه بانو ایرانشهری پس از تازش اسلام
“شیرین” به لقب “ام رستم” دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی(۳۸۷ق. ـ ۳۶۶ق.) که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید او نخستین پادشاه بانو ایرانی پس از تازش اسلام بود.
او بر مازندران و گیلان ، ری ، همدان و اسپهان حکم می راند .
🔸ماجرای این شیر زن ایرانی با سلطان محمود غزنوی
به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است.
سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود :
باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی .
ام رستم ، به پیک محمود گفت : اگر خواست سرور شما را نپذیرم چه خواهد شد ؟
پیک گفت آنوقت محمود غزنوی سرزمین شما را براستی از آن خود خواهد کرد .
ام رستم به پیک گفت : که پاسخ مرا همین گونه که می گویم به سرورتان بگویید :
در عهد شوهرم همیشه می ترسیدم که محمود با سپاهش بیاید و کشور ما را نابود کند ولی امروز ترسم فرو ریخته است برای اینکه می بینم شخصی مانند محمود غزنوی که می گویند یک سلطانی باهوش و جوانمرد است برروی زنی شمشیر می کشد به سرورتان بگوییداگر میهنم مورد یورش قرار گیرد با شمشیر از او پذیرایی خواهم نمود اگر محمود را شکست دهم تاریخ خواهد نوشت که محمود غزنوی را زن جنگاور کشت و اگر کشته شوم باز تاریخ یک سخن خواهد گفت محمود غزنوی زنی را کشت .
پاسخ هوشمندانه بانو ام رستم ، سبب شد که محمود تا پایان زندگی خویش از لشکرکشی به ری خودداری کند .
ام رستم پادشاه بانوی ایرانشهری هشتاد سال زیست و همواره مردمدار و نیکخو بود.
درود بر تمام شیرزنان ایرانشهر بزرگ
ای خوشا بر من که من ایرانیم
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
“شیرین” به لقب “ام رستم” دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی(۳۸۷ق. ـ ۳۶۶ق.) که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید او نخستین پادشاه بانو ایرانی پس از تازش اسلام بود.
او بر مازندران و گیلان ، ری ، همدان و اسپهان حکم می راند .
🔸ماجرای این شیر زن ایرانی با سلطان محمود غزنوی
به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است.
سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود :
باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی .
ام رستم ، به پیک محمود گفت : اگر خواست سرور شما را نپذیرم چه خواهد شد ؟
پیک گفت آنوقت محمود غزنوی سرزمین شما را براستی از آن خود خواهد کرد .
ام رستم به پیک گفت : که پاسخ مرا همین گونه که می گویم به سرورتان بگویید :
در عهد شوهرم همیشه می ترسیدم که محمود با سپاهش بیاید و کشور ما را نابود کند ولی امروز ترسم فرو ریخته است برای اینکه می بینم شخصی مانند محمود غزنوی که می گویند یک سلطانی باهوش و جوانمرد است برروی زنی شمشیر می کشد به سرورتان بگوییداگر میهنم مورد یورش قرار گیرد با شمشیر از او پذیرایی خواهم نمود اگر محمود را شکست دهم تاریخ خواهد نوشت که محمود غزنوی را زن جنگاور کشت و اگر کشته شوم باز تاریخ یک سخن خواهد گفت محمود غزنوی زنی را کشت .
پاسخ هوشمندانه بانو ام رستم ، سبب شد که محمود تا پایان زندگی خویش از لشکرکشی به ری خودداری کند .
ام رستم پادشاه بانوی ایرانشهری هشتاد سال زیست و همواره مردمدار و نیکخو بود.
درود بر تمام شیرزنان ایرانشهر بزرگ
ای خوشا بر من که من ایرانیم
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
" در این راه، شما هر کدام یک کاوه هستید، و ایران به فداکاری و دلاوری شما نیاز دارد. کاوههایی، همراه و همپیمان، برای آزادی میهن، تا بازگشت عظمت ایران. "
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم #پهلوی_سوم رضا پهلوی
کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز - دیوار نویسی و برچسب نویسی
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم #پهلوی_سوم رضا پهلوی
کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز - دیوار نویسی و برچسب نویسی
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎