روزی که كازروني های داوخواه ( داوطلب) ، نيروهاي انگليسي را شكست دادند

مقامات انگليسي كه طبق سازشنامه سن پترزبورگ (قراردادِ استعماریِ تقسیم ایران میان انگلستان و روسيه ـ آگوست 1907) نيمه جنوبي و شرقي ايران را و اصطلاحا به نام منطقه نفود در كنترل داشتند در پي حملات كازروني هاي ميهندوست به تاسيسات انگليسي در اين شهر و ناامن ساختن راههاي اطراف براي جلوگيري از تردّد آزادانه انگليسي ها و عوامل آنان، 28 دسامبر سال 1916 دستور دادند كه پانصد تَن از نظاميان تحت فرمان آنان مركب از سپاهیان هِندي و افراد «اِس پي آر» با چند توپ و مسلسل از شيراز به كازرون بروند و كازروني ها را سركوب كنند. در آن زمان توده ی ایرانی (نه مقامات تهران) ناخرسند از استقرار روس ها و انگلیسی ها در وطنشان، با آنان به صورت های مختلف مبارزه می کردند و جنبش کازرونی ها هم در همین راستا بود.
واحد نظامی انگلستان 29 دسامبر (هشتم دي ماه 1295 هجری) شيراز را به عزم كازرون ترك كرد. این نيروي اعزامي پس از درگيري با كازروني ها كه شماري داوطلب و خودجوش با تجهيزاتي ناچيز بودند ولی قبلا سنگربندی کرده بودند با تحمل تلفات سنگين از نیمه راه به شيراز بازگشت.
مجسّم كنيد كه اگر در امُرداد و شهريور 1320 (25 سال بعد) چند ايراني! به ميهن خود خيانت نكرده بودند و ارتش ايران را مرخص نساخته بودند چگونه انگلستان مي توانست با نزديك به چهار هزار نظامی عمدتا هندي (یک پنجاهم نیروهای مسلح و آماده ایران در آن زمان) كه آنان را از طريق خاك عراق به ايران فرستاده بود این کشوررا كه صدها سال يك امپراتوري مافوق نيرومند بود تصرف كند و شاه آن را به تبعيد بفرستد و زندانی خود سازد!. اين ادعا كه تسليم شدن بهتر از تحمل تلفات بود مسخره است. اگر اين استدلال (حرف مُفت) درست بود، روس ها هم در دوران جنگ جهاني دوم به جاي تحمل 27 ميليون كشته بايد استالین را مي گرفتند و تسليم هيتلر مي كردند و به زندگي خود ادامه مي دادند و .... تلفات ايرانيان پس از اشغال نظامی و در طول آن از گرسنگي و بيماري و دشواری هاي دیگر بمراتب بيشتر از جنگيدن بود. در دوران اشغال نظامی، بیشتر تولید خوار و بار ایران به روسیه حمل می شد و برخی از مردم، شکم خودرا با یونجه سیر می کردند.

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر لطیف پدرام
" زبان پارسی با وجود تازش های بسیار همچنان زنده ماند و تمدن و جفرافیای ما را حفظ کرد . چگونه می شود با چنین زبانی بی رحمی کرد !؟ "

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
همانگونه که هر کشوری پرچمی دارد و یا هر شرکت، سازمان یا گروه برای شناسایی و همبستگی بهتر افرادش و بر اساس کارشان نماد یا علامتی را برمی‌گزینند،

زَرتُشتیان نیز از نَماد فِرَوَهَر بهره می گیرند و با اندیشۀ نیک می‌دانند که در این نماد، بسیاری از اندیشه‌ها و گفته های نیک اشوزَرتُشتنهفته است؛ همبستگی، برابری زن و مرد، احترام به مقامِ بشریت، دادگری، آبادانی، پاکیزه نگهداشتنِ زمین، محیط زیست و دیگر نیکویی ها، پاک نگهداشتنِ جسم و روان و دوری گزیدن از کژی‌ها نمونه‌هایی از این اندیشۀ والا و ارزشمند است. این نقش در همۀ مکان‌های سپندینه، رسانه های گروهی زرتشتیان و یا با هر فرد نیک نهاد دیده می شود.

البته این را هم متذکر شویم که نماد فرهر یک نماد ملیست و هیچ دینی نمیتواند ادعا کند که این نماد فقط مختص ماست


🔸بیانِ نِگاره (نقش) فِرَوَهَر

روشن تر و نیک تر بدانیم سَمبُل و نَماد فِرَوَهَر شامل سه پَند نیک: اندیشۀ نیک، گفتار نیک و کِردار نیک برای پیروانِ کیش اَشو زَرتُشت است.

▫️ نِگاره فِرَوَهَر از سر تا سینه،نقش پیرمردیست که تجربه، جهاندیدگی و داناییِ پیرانِ دانا و باخِرَد را می نمایاند.

▫️ دستِ اَفراشته به سمت بالا، نشانۀ ستایش به درگاهِ آفریدگار و والامَنشی و بالا اندیشی است.

▫️ حلقۀ دایره ای که در دستِ پیر مرد قرار دارد، نشانۀ پیمان با پروردگار و همبستگی هاست.

▫️ بال های گشوده، نشانۀ اَندیشه، گفتار و کِردارِ نیک است که با پیروی از آن، بشر به کمال می رسد و نیز نشانۀ برابری هاست. خط های روی بالِ فِرَوَهَرهم نشانۀ از سی و سه اَمشاسپندان (نام فرشتگان) می باشد.

▫️ حلقۀ میانِ نگاره، نشانۀ بی پایانی روزگار، و برگشتِ رفتار و کردار آدمی به خود اوست.

▫️ دو رشتۀ آویز، یکی در سمتِ راست، نماد سِپَنتا مِینوبه چَم (به معنا)، مقدس، راهنمایی به نیکویی ها، اندیشۀ نیک و سازندگی است و دیگری درسمتِ چپ نماد اَنگِرَه مِینو به چَم (به معنا)، اهریمن، راهنمای بدی و مظهرِ شَرّ و فساد و پَلیدیست. این دو رشتۀ آویز به چم (به معنی) دو نیروی متضاد نیکی و بدیست، که در نهادِ آدمی وجود دارند و نشانه‌ای برای مبارزۀ همیشگی و درونی برای سازندگی‌هاست.

▫️ دامندر سه ردیف در پایینِ نگاره، نشانۀ بداندیشی، بد گفتاری و بد کرداری است که در پایین قرار دارند، به‌این چم (معنی)، که بدی ها باید به زیرِ پا افکنده شوند.

▫️ فَرتورِ(عکس) فِرَوَهَر،رویش به سمت راست (نه چپ) است که سوی راست همان سوی خاور (شرق) است که به چمِ (به معنا) روشنایی، راستی، پاکی و شادی است.

واژۀ فِرَوَهَر از دو واژه فِرَه به چمِ «پیش رو»، ووَهَر به چمِ «بَرَنده و کِشَنده»تشکیل شده است و به چمِ (به معنایِ) «پیش بَرندۀ جوهَرِ تن و روان» است که بشر را بسوی پیشرفت و رسایی و جاودانی رهبری می کند.

فِرَوَهَر یکی از بخش‌های پنج گانه وجودِ بشر (تن و روان، جان، وجدان و فروهر) است و فِرَوَهَر در حقیقت ذرّه‌ای از پرتوِ اَهورایی (یزدان) است که در وجودِ بشر نهاده شده است.

این اثر از دوره هخامنشیان باقی مانده است و بَر سَردرِ بنایِ تاریخیِ کهَن تخت جمشید به نام کاخِ سه دروازه نقش بسته است. این نگاره را که در پاسارگاد و نقش رستم نیز حَکّ شده است،برخی به اشتباه اَهورامَزدا می نامند.

زرتشتیان نیک اندیش و باورمند به گفته‌های خردمندانۀ اَشو زَرتُشت (زرتشت پاک)، نَقش فِرَوَهَر را که قدمتی بس طولانی دارد، سالهای سال است که به عنوانِ نماد یا نشان برای خود برگزیده اند. برخی از خوش باوران و نیک نهادان، نیز که آشنا به کار بُرد نمادِها و یا نمادِ فِرَوَهَر نیستند و آن را فقط زیبا و دلنشین می پندارند، با این تصورکه از نژادِ آریایی هستند،از آن استفاده می کنند. بدون توجه به این که در سرزمینِ باستانیِ ایرانِ آریایی نژاد، نژادهای گوناگونی چون آشوری ها، کلدانی ها و مادها و دیگر نژادها زندگی می کردند که پس از گذشت زمان، هنگامی که آنان نیز به دین یا مذهبی پایبند شدند، نمادِ آن دین ها را برگزیدند.

در طی دوره‌های طولانی در تاریخ این سرزمین، گهگاهی خراشی بر کشور اَهورایی وارد شده، ولی برای همیشه نقشِ فِرَوَهَر پاک در فرهنگ این سرزمین، درخشان و ابدی باقی خواهد ماند. با توجه به اصل این نماد یا آرم، بهتر است با رعایتِ به‌جا و احترام به قوانین و نمادهایدین زرتشتی و دین های دیگر، دین و فرهنگ خود را بهتر بشناسیم و آن را پاس بداریم.

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
فرتور روز !

شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم و مهربانو یاسمین پهلوی

در دیده ما شاه بود سایه یزدان
تا کور شود دیده بیگانه پرستان

پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
تجزیه طلب یک مجرم است 👇🏻
🔺جدایی طلب یا تجزیه طلب واژه هایی است که شاید اینروزها بارها به گوشمان خورده ، واژه هایی براستی متعفن که مشام هر میهن پرستی را بنهایت می آزارد .
جدایی طلب ها ، وطنفروشان و مزدورانی شانتاژ شده هستند که در ازای دریافت مبالغ هنگفتی پول در راستای تجاوز و تازش به کیستی و تمامیت ارضی یک کشور با دسیسه های گوناگون ، روز خود را میگذرانند .
کشور ما نیز از نکبت این گرگ صفتان سالهاست که روی خوش به خود ندیده و تاریخ ایرانشهر گواه است که خیانت کاران در این پیشه ننگین در راستای تجاوز به تمامیت ارضی میهن تلاش های بسیار نمودند که البته در انتها بدست میهن پرستان سرکوب و حتی سر به نیست شدند .

🔸حال نیکست بدانید که
تجزیه طلبی امروز در همه جای دنیا حتی در مردمسالار ترین حکومت ها جرم است و مجرم خیانتکار را به مجازات های بسیار سنگین و زندان و تبعید و حتی مرگ نیز محکوم میکنند .
از کشور دزدان دریایی انگلیس بگیرید تا فرانسه و اسپانیا و اکراین و روسیه و چین .....

🔻به همین روی تجزیه طلبان امروز با استفاده از ضعف تاریخی واداشته شده به میهن مان به نام جمهوری اشغالگر اسلامی از این فرصت استفاده میکنند ، اما به نیکی آگاه اند که ایرانشهر پهنه ای نیست که بتوانند به اسانی تکه و پاره اش کنند چون مردمانی با شرف و میهن پرست و ایرانگرا در آن خاک پاک می زی اند که برای یک وجب از خاک خانه و کاشانه شان حاضرند جان را نیز فدا کنند .
حال بازی با کلمات را در دستور کار ننگین شان قرار داده و در تلاش که با تازش به همبستگی و همازوری ایرانشهریان که ریشه در هزاره های تاریخ کهن مان دارد به هدف شوم شان برسند ، بازی با واژه هایی بمانند جمهوری فدرال و فدرال خواهی و زبان مادری و تحصیل به زبان مادری و سرکوب اقوام و اتنیک و قوم فلان و قوم بیسار و .... از این دست واژه گان ، بدنبال گسست در لایه های در هم تنیده همبستگی خیشاوندگان ایرانی اند اما زهی خیال باطل .

میبایست این نکته را در نگر داشته باشیم که تفاوتی نمیکند که زبان یا گویش مان چیست و یا در کدام شهر زندگی میکنیم و از کدام خیشاوندگان ایرانشهری هستیم ، بلکه مهند آنست که همه ما " ایرانی " هستیم .
اگر از تان پرسیدند اهل کجا هستید با افتخار تنها بگویید ایرانی ام .

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔹زو در شاهنامه
زو، زوتهماسپ، زاب یا اوزاو (بر اساس اوستا)، در شاهنامه فردوسی پسر تهماسب است.

پس از آن که افراسیاب، نوذر را کشت؛ زو به شاهی رسید. زو پنج سال پادشاهی کرد و به یاری توس، گستهم و رزمان با افراسیاب جنگید و پس از خشکسالی در ایران و توران، افراسیاب و زو صلح را پذیرفتند.

زو در ۸۶ سالگی مُرد. پس از مرگ او، گرشاسب به پادشاهی رسید.
پادشاهی زو در دورانی بود که ایران به سبب فقدان اتحاد و همبستگی دچار ضعف شدید و در فقدان پادشاه قانونی، هر قوم و قبیله در اینسو و آنسوی کشور ادعای پادشاهی می‌نمود مضاف بر این مشکل دوران قحطی نیز بر مشکلات عدیده افزوده شد.

پس از مرگ منوچهر فرزندش نوذر بر تخت سلطنت ایران جلوس نمود و تا هنگامیکه منوچهر زنده بود تورانیان جسارت تجاوز به خاک ایران را نداشتند ولی پس از مرگ وی، تورانیان دوباره ایران را آماج تاخت و تاز قرار دادند. در زمان نوذر ایران تجزیه گشت و این وضعیت احتمالا تا پایان جنگ بزرگ کیخسرو ادامه داشت در این مدت اطراف و اکناف کشور شاهان خودکامه و نیمه مستقل به حکمرانی ادامه می‌دادند. شاید زابلیان هم نتوانستند در برابر تورانیان مقاومت نمایند و همهٔ اقوام و طوایف دوباره یوغ توران را متحمل گشت.

جنبش‌های اینجا و آنجا در ایران کاملا محو و نابود نشد این مسئله را همهٔ منابع چون آثار میخی، منابع یونانی و شاهنامه تأئید می‌کنند. مانند «قیام مادی‌ها» به رهبری دیاکو که در سال - ۷۱۵ پ. م. - سرکوب شد و وی توسط سارگون دوم به اسارت در آمد. مشابه همین اتفاق در شاهنامه کیکاووس است که با تلاش و اعتماد به نفس به جنگ دیوان مازندارن رفت ولی اسیر شد.

شباهت تاریخی کیکاووس شاهنامه و دیاکو در تاریخی، این فرض را تقویت می‌نماید که کیکاووس در سال ۷۱۵ پ. م. می‌زیسته و در اسلاف او به اسامی کی‌قباد و گرشاسپ تا زو دو نسل فاصله داشته است. چون به تاریخ‌گذاری شاهنامه نمی‌توان اعتماد داشت، حداقل باید زوتهماسپ پنجاه سال پیش از کیکاووس حکومت کرده باشد. سال قحطی و خشکسالی بزرگ احتمالا باید پیرامون سال‌ - ۷۶۵ پ. م. - وقوع یافته باشد.
در دورهٔ حکوکت پنج سالهٔ زو قحطی ارزاق شدید شد و با هم‌وزن درهم نان تهیه می‌شد. در آن دوران « نان‌جو » قُوت اصلی مردم را تشکیل می‌داد و هنوز گندم شناخته شده نبود.
شبی زال بنشست هنگام خواب//سخن گفت بسیار ز افراسیاب

هم از رزم‌زن نامداران خویش//وزان پهلوانان و یاران خویش
همی گفت هرچند کز پهلوان//بود بخت بیدار و روشن روان
بباید یکی شاه خسرونژاد//که دارد گذشته سخنها بیاد
به کردار کشتیست کار سپاه//همش باد و هم بادبان تخت شاه
اگر داردی طوس و گستهم فر//سپاهست و گردان بسیار مر
نزیبد بریشان همی تاج و تخت//بباید یکی شاه بیداربخت
که باشد بدو فرهٔ ایزدی//بتابد ز دیهیم او بخردی
ز تخم فریدون بجستند چند//یکی شاه زیبای تخت بلند
ندیدند جز پور طهماسپ زو//که زور کیان داشت و فرهنگ‌گو
بشد قارن و موبد و مرزبان//سپاهی ز بامین و ز گرزبان
یکی مژده بردند نزدیک زو//که تاج فریدون به تو گشت نو
سپهدار دستان و یکسر سپاه//ترا خواستند ای سزاوار گاه
چو بشنید زو گفتهٔ موبدان//همان گفتهٔ قارن و بخردان
بیامد به نزدیک ایران سپاه// به سر بر نهاده کیانی کلاه
به شاهی برو آفرین خواند زال// نشست از بر تخت زو پنج سال
کهن بود بر سال هشتاد مرد// بداد و به خوبی جهان تازه کرد
سپه را ز کار بدی باز داشت// که با پاک یزدان یکی راز داشت
گرفتن نیارست و بستن کسی// وزان پس ندیدند کشتن بسی
همان بد که تنگی بد اندر جهان// شده خشک خاک و گیا را دهان
نیامد همی ز اسمان هیچ نم// همی برکشیدند نان با درم
دو لشکر بران گونه تا هشت ماه// به روی اندر آورده روی سپاه
نکردند یکروز جنگی گران// نه روز یلان بود و رزم سران
ز تنگی چنان شد که چاره نماند// سپه را همی پود و تاره نماند
سخن رفتشان یک به یک همزبان// که از ماست بر ما بد آسمان
ز هر دو سپه خاست فریاد و غو// فرستاده آمد به نزدیک زو
که گر بهر ما زین سرای سپنج// نیامد بجز درد و اندوه و رنج
بیا تا ببخشیم روی زمین// سراییم یک با دگر آفرین
سر نامداران تهی شد ز جنگ// ز تنگی نبد روزگار درنگ
بر آن برنهادند هر دو سخن// که در دل ندارند کین کهن
ببخشند گیتی به رسم و به داد// ز کار گذشته نیارند یاد
ز دریای پیکند تا مرز تور// ازان بخش گیتی ز نزدیک و دور
روارو چنین تا به چین و ختن// سپردند شاهی بران انجمن
ز مرزی کجا مرز خرگاه بود// ازو زال را دست کوتاه بود
وزین روی ترکان نجویند راه// چنین بخش کردند تخت و کلاه
سوی پارس لشکر برون راند زو// کهن بود لیکن جهان کرد نو
سوی زابلستان بشد زال زر// جهانی گرفتند هر یک به بر
پر از غلغل و رعد شد کوهسار// زمین شد پر از رنگ و بوی و نگار
جهان چون عروسی رسیده جوان// پر از چشمه و باغ و آب روان
چو مردم بدارد نهاد پلنگ// بگردد زمانه برو تار و تنگ
مهان را همه انجمن کرد زو// به دادار بر آفرین خواند نو
فراخی که آمد ز تنگی پدید// جهان آفرین داشت آن را کلید
به هر سو یکی جشنگه ساختند// دل از کین و نفرین بپرداختند
چنین تا برآمد برین سال پنج// نبودند آگه کس از درد و رنج
ببد بخت ایرانیان کندرو// شد آن دادگستر جهاندار زو

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸سورنا - سردار بزرگ ایرانی

آنچه درباره سورنا سردار دلاور اشکانی گفته شده است
سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ ایران در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومی‌ها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستی سخت و تاریخی روبرو کرد.
سورنا از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند است.
ژولیوس سزار، پمپی و کراسوس سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک و تحت عنوان کنسول اداره می‌کردند. آنها در سوم اکتبر سال 56 پیش از میلاد در جلسه لوکا تصمیم حمله به ایران را گرفتند.
کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی ، آسیای صغیر( ترکیه و سوریه امروزی) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، رویای پیروزی برایران، فتح ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند . وی فاتح جنگ بردگان و اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.
کراسوس (رییس دوره‌ای شورای کنسولی) با سپاهی شامل بیش از 40 هزار نفر از لژیونرهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد اول پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومی‌ها کرد.
نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه‌های میان رودان و در نزدیکی شهر حران یا کاره روی داد. بر اساس روایات تاریخی، قبل از آغاز جنگ سورنا پیامی را برای کراسوس فرستاد و کنسول روم در جواب گفت : پاسخ تو را در پایتخت ایران می دهم.
سورنا در جواب کراسوس پیام داد: اگر در کف دست من مویی می بینی ، پایتخت ایران را نیز خواهی دید.
درجنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و اسیر کند.
کراسوس و پسرش فابیوس دراین جنگ کشته شدند و تنها تعداد اندکی از رومی‌ها موفق به فرار گردیدند.روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ وگریز بود.
این سردار ایرانی را مبتکر جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان می‌دانند. ارتش او شامل زرهپوشان سوارکار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان دلیر و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار آذوقه، آب و مهمات بود.
جنگ حران که نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیاری در تاریخ است زیرا رومی ها پس از پیروزیهای پی درپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آنروز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.
پس از پیروزی سورنا بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیک به یک قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو کشور گردید و مناطق ارمنستان و آسیای صغیر (ترکیه، سوریه، عراق) تبدیل به ایالاتی از ایران شدند.
سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت. وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب اصالت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهررفت و با دست خود دشمنانی را که مقاومت می‌کردند بزیر افکند.
سورنا در این هنگام بیش از 30 سال نداشت.اما متاسفانه سورنا هیچ بهره‌ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به قتل رساند.
سورنا در زمان پادشاهی اشک سیزدهم، ارد اول اشکانی، سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان (نبرد حران) فرماندهی کرد و رومیان را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار به سختی شکست داد. در این جنگ کراسوس، پسرش و بیشتر سربازانش نابود شدند که این یکی از بزرگ‌ترین شکست رومی‌ها از ایرانیان در طول تاریخ بوده‌است.کراسوس که قصد داشت به تقلیداز اسکندر، ایران و هند را فتح کند، از سورنا، سردار ایرانی، شکست خورد و خود و اغلب سربازانش کشته شدند.

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم
" با مطالبات حداقلی ما نخواهیم توانست جلوی این ضرر را بگیریم . ما امروز بایستی دست به دست یکدیگر بدهیم از هر بخشی از جامعه هستیم از هر طبقه از اجتماع که هستیم هر دغدغه و هر مطالبه ای که داریم بعنوان " یک ملت یکپارچه " بپاخیزیم . "

در یک رژیم تمامیت خواه و یکه تاز آنهم از ریخت مذهبی ، خواست های صنفی و حزبی و چه و چه و واخواهی و تلاش برای ازادی پوشش و آزادی فلان و پشمدان جوکی بیش نیست و تنها تلف نمودن زمان است و بیشک هر آنکس که در این راستا کنشگری کند ، در مسیر اصلاح رژیم گام برداشته و خواسته و یا ناخواسته یک #استمرارطلب است و نه یک سرنگونی طلب .
تنها میبایست تلاش و کنشگری ها در راستای سرنگونی رژیم در تمامیت اش باشد .



پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#راه_نوید_ادامه_دارد
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
🔸دیوها نمادی از پلیدی در فرهنگ ایران باستان

دیو به چم خدا در نزد هندواروپایی ها بوده است و می‌باشد؛ اما، در ایران هم زمان با آغاز دوره مزدیسنی، رهبران مذهب نوین این خدایان باستان هندواروپایی را نشان شرک واهریمن تصویر کردند. با توجه به این که در هندوستان این تغییر دین پیش نیامد خدایان باستان همچونان محترم شمرده شده اند که بزرگ‌ترین این خدایان ایندیرا می‌باشد.

خلاصه:دیو در اسطوره های اروپایی به معنای خدا و در ایران باستان به معنای پلیدی بوده

در اروپا واژه دیو Dio همچونان چم خدای خود را به ریخت عام تا امروز نگاه داشته است به ویژه نزد قوم‌های لاتین . در پهلوی دِو و در هندی باستان دیو. واژه از ریشه دیو به معنی درخشیدن می‌باشد. همین ریشه به معنی فریب دادن نیز هست.

لبته از دیدگاه کلی، دسته بندی دیوان در وندیداد ممکن است، اما این دسته بندی در هر مرحله‌ای به دسته‌های کوچک تری نیز تقسیم می‌شوند، و این بر اثر آن است که این جهان وهم‌انگیز و تابویی، یکسر جولانگاه آنان است.

گروهی از این دیوان، اهریمنان بیماری و انتشاردهندگان انواع بیماری‌ها هستند که شناخت آنان با آگاهی‌های کنونی امکان ندارد، چون دیو کپس تی، یا دیوهای دریوی و دوی. از همین گروه هستند دیوان سستی و تنبلی، چون کسویش به معنی ناتوانی دیو مرشَوَن به معنی فرتوتی، دیو نسو که دیو گند و لاشه است. و با این گند و تفعن کسانی را که مرده را لمس می‌کنند آلوده می‌سازد.

یسنای سی و دو بند یک تا سه: برای رسیدن به خوش بختی و بخشایش اهورا باید همه شما ای خویشان و هم کاران و یاران و نیز شما ای دیو پرستان رو به خدای یکتا آورید. پروردگارا باشد که همه پیامبر پیام تو باشیم و کسانی را که دشمن نام و راه تو اند از خود دور نگاه داریم. ای دیو پرستان و گم راهان شما و هواخواهان شما از گروه کج منشان و تیره دلانی هستید که مدت‌ها است کردار زشت شما در هفت کشور زمین بر همه آشکار است و به بدی شناخته شده اید.

دل جهان است ایرانشهر 🔥

پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
حجاریان: حرفمان را از زبان سلبریتی‌ها بزنیم
سعید حجاریان از اصلاح‌طلبان خواست که سیاست‌هایشان را با سلبریتی‌ها در میان بگذارند و توسط آنان در جامعه منعکس کنند.

با این سرنخ کوتاه خواهید فهمید که تلخک هایی با نام سلبریدی چه لوس آنجلس نشین و چه تهران نشین اش از خوان انقلاب اسلامی ( شورش) بی بهره نیستند و گستاخانه نان در خون ملت میزنند !
فائقه خودفروخته آتشین یا همان #گوگوش بتازه گی ترانه ای را استفراغ کرده که بوی گندش مشام هر میهن پرستی را می آزارد !!
ترانه ای که بیشک دستور تهیه و تولید و انتشار آن از اتاق فکر #اصلاحات به سرکرده گی #سعید_حجاریان پی ریزی شده .

روزهایی که میبایست در مردم حس همبستگی و مبارزه برای به زیر کشاندن اشغالگران را شعله ور نمود ، بجایش حس رخوت و ناامیدی و دست از مبارزه کشیدن را ترویج می دهند درست بمانند سلبریدی های خودفروخته دگر ( #شهره_آغداشلو ) که در همین راستا شبانه روز تلاش میکنند و عجیب تر آنکه این تلاشهای ننگین ، درست پس از #پیمان_نوین شهریار ایرانزمین که همه را به همبستگی برای سرنگونی فراخواندند ، بیشتر شده !
روزی همه تان میبایست در بربر ملت ستمدیده ایران پاسخگو باشید و پاسخگو تان خواهیم کرد شک نکنید ...

متن این ترانه که بوی گند #ارتجاع_سرخ_و_سیاه و اصلاحات و #مماشات و #تحولخواهی و #استمرارطلبی آن بنهایت ازاردهنده است !!
"به پشت سر نگاه نکن دلت میگیره همسفر،
خاطره های خوبتو بردار و با خودت ببر
بزار فراموشم بشه کی خونه‌مو آتیش زده!
تو هم بیا و مثل من به روت نیار حالت بده!
به روت نیار که رو دلت امیدتو آتیش زدن
به روت نیار کیا خوبن، به روت نیار کیا بدن!
به پشت سر نگاه نکن، هیچی نمونده از قدیم
کوبه رو محکم تر نزن، ما اشتباهی در زدیم!
تو هم بیا و مثل من، به روت نیار حالت بده!
بزار فراموشم بشه کی خونه‌مو آتیش زده
با هر مرور خاطره با اشکای گونه نشین
ببین تو آغوش جهان نه جا داریم نه سرزمین
ادامه قصه‌مونو به #بغض صد ساله! ببخش
به برگی از تاریخ ما، افتادن از عرش به فرش.."

خرد یارتان

#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسیر پیروزی مشخص است: اعتصابات و اعتراضات و نافرمانی‌های مدنی را در نقاط مختلف کشور به هم پیوند بزنیم. در واحدهای کار و محلات، حلقه‌های کوچک اعتراض را شکل دهیم و نافرمانی مدنی را در هر شکلش تبلیغ کنیم. از خانواده‌های اعتصاب‌کنندگان و زندانیان سیاسی و عقیدتی پشتیبانی کنیم.

فرازی از #پیمان_نوین شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم - دوشنبه ۷ مهر ۲۵۷۹

کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز و پخش سخنان شهریار ایرانزمین در پیمان نوین

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸جاوید شاه قوی ترین حلّال اپوزیسیون است.
نقاب ها را می شوید و دودوزه باز ها و گژدیسه گران ( منحرف کننده ها) و کژ فهمان سیاسی تریبون به دست شبکه های اجنبی را نمایان میکند.
🔸جاوید شاه هیستریک ترین شعار برای شبهه روشنفکران فکستنی و خیانت کاران و جا انداز هاست.
🔸جاوید شاه سرشت سره را از ناسره غربال و آنرا نمایان میکند .
🔸جاوید شاه مرز بین ایرانگرایی و انیرانی گری است .
🔸جاوید شاه خرد ، نابخردان واپسگرا را چنان به چالش می کشاند که ناگزیر مجبورند روی خبیث شان را نمایان و تاریخ کارکرد شان را ناخواسته تباه نمایند !

🔸جاوید شاه دست یاری و همبستگی و همازوری است به سوی پیمان تاریخی #رضا_شاه_دوم ، پیمان نوینی که براستی از روز پیدایش اش حس میهن پرستی و ایرانگرایی را در کالبد ایرانیان دمید و شور رهایی را جانی دگر بار بخشید .

جاوید شاه را در هر کجا و هر هنگام فریادش زنید .

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸سدشاه عباسى بلندترين ونازكترين سد جهان .

طاق شاه عباسی پر رکوردترین بنای تاریخی ایران است! سدی با ۶۰متر ارتفاع که نه تنها لقب قدیمی‌ترین و بزرگ‌ ترین سد قوسی جهان را با خود یدک می کشد، بلکه به مدت ۵۵۰ سال هم به عنوان بلندترین سد در جهان شناخته می شد. اما سد شاه عباسی یک لقب دیگر هم دارد که هنوز هیچ سدی موفق به تصاحب آن نشده است: نازکترین سد جهان که به خاطر عرض تاج یک متری اش به این نام شناخته می شود.

برای دیدن طاق شاه عباسی که به سد شاه عباسی هم معروف است، باید به روستای ۷۰۰ ساله خرو و در فاصله ۲۷ کیلومتری شهر طبس سفر کنید. جایی در نزدیکی چشمه آب گرم مرتضی علی.

بالاتر از این چشمه، دره تنگی وجود دارد که در آن طاق شاه عباسی بنا شده است. قدمت این طاق را به دوره صفویه نسبت می دهند و معتقدند که سنگ نگاره‌های بزکوهی که بر آن حک شده اند، نمادی از درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت است. عده ای هم این بزها را نمادی از فرشتگانی می دانند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیواره‌های طاق دعا می کنند.

تفرجگاه «مرتضی علی»

اگر گذارتان به طبس و روستای خرو افتاد، بعد از تماشای این سد جالب و شگفت انگیز حتما سری هم به چشمه دیدنی مرتضی علی بزنید که برگ های جدیدی برای غافلگیری شما رو خواهد کرد!

این چشمه در آن واحد دو بخش سرد و گرم دارد که به موازات یکدیگر جریان پیدا می کنند. به این معنی که یک سمت چشمه سرد و سمت دیگر آن گرم است و شما با قدم زدن در آن می توانید یک پای خود را در آب سرد چشمه فرو کنید و پای دیگرتان را در آب گرم آن!

دلیل این اتفاق آن است که آب گرم چشمه از دیواره سمت راست به داخل رودخانه می ریزد و همین، اختلاف دمایی را در چشمه ایجاد می کند که گاهی به ۱۰درجه هم می رسد! غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه باعث می‌شود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر رودخانه قابل تفکیک هستند! به این ترتیب می بینید که در یک طرف رودخانه آب سرد و در طرف دیگر آب گرم جریان دارد.

برای رسیدن به آبگرم مرتضی علی باید از شهر طبس بگذرید و بعد، حدود پنج کیلومتر را با پای پیاده طی کنید که بیشتر این مسیر از داخل آب می گذرد. در طول راه، دیواره‌های بلند دره مانندی در دو طرف همراهی تان می کنند که روی آنها حفره‌های کوچک و بزرگ با نظم خاصی قرار گرفته اند. بعضی از این حفره ها، چشمه های جوشان آب هستند که بزرگترین شان به حمام مرتضی علی معروف شده‌ است.

کویری با دو چشمه سرد و گرم! این شاید بهترین تعبیری باشد که بتوان درباره تفرجگاه «مرتضی علی» گفت. منطقه ای در دل طبس همیشه گرم، که زیباترین منظره و متنوع ترین طبیعت را مقابل چشمان شما می آورد.

غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه

باعث می‌شود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم

پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر

رودخانه قابل تفکیک هستند!

چشمه آبگرم مرتضی علی را باید در روستای «خرو» از توابع شهرستان طبس ببینید. منطقه ای که با وجود دسترسی نه چندان آسانش، هر سال میزبان حدود ششصد هزار گردشگری می شود که به یزد سفر کرده اند.

برای رسیدن به آبگرم مرتضی علی باید از شهر طبس بگذرید و بعد، حدود پنج کیلومتر را با پای پیاده طی کنید که بیشتر این مسیر از داخل آب می گذرد! در طول راه، دیواره‌های بلند دره مانندی در دو طرف همراهی تان می کنند که روی آنها حفره‌های کوچک و بزرگ با نظم خاصی قرار گرفته اند. بعضی از این حفره ها، چشمه های جوشان آب هستند که بزرگترین شان به حمام مرتضی علی معروف شده‌ است. حمامی برای چند دقیقه آب تنی مسافران!

اگر گذارتان به چشمه آبگرم مرتضی علی افتاد و توانستید دل از حمام معدنی آن بکنید، کمی بالاتر دره محصور و تنگی را می بینید به نام دره سد نهرین که شاید تماشای آن یکی از دیدنی ترین تجربه های سفرتان باشد.

خیلی ها معتقدند این دره باریک، شباهت زیادی با تنگه واشی تهران دارد. اگر باز هم مسیر را ادامه دهید، به طاق یا سد شاه عباسی خواهید رسید که از آثار تاریخی دوران صفویه محسوب می‌شود.

سنگ نگاره های این طاق را که نگاه کنید، نقش بزکوهی، نماد درخواست فراوانی آب، زایندگی و فراوانی نعمت را می بینید که بر گوشه گوشه آن ترسیم شده اند.اینها نمادی از فرشتگانی هستند که برای نگهبانی آب، افزایش و فراوانی نعمت بر دیواره های طاق حک شده اند.

یک بستر، دو رودخانه
آب گرم چشمه از دیواره سمت راست به داخل رودخانه می ریزد و همین، اختلاف دمایی را در چشمه ایجاد می کند که گاهی به ۱۰درجه هم می رسد! غلظت بیشتر آب گرم و تفاوت ساختاری آن با آب سرد جاری در کف رودخانه باعث می‌شود که این آب ها تا مسافت حدود سیصد متری بستر رودخانه هم پیش بروند در حالی که به طور کامل با هم مخلوط نشده اند و در بستر رودخانه قابل تفکیک هستند! به این ترتیب می بینید که در یک طرف رودخانه آب سرد و در طرف دیگر آب گرم جریان دارد و شما می توانید یک پایتان را در طرف گرم رودخانه فرو کنید و پای دیگرتان را در طرف سرد رودخانه! پدیده‌ نادری که شاید در هیچ نقطه دیگر کشور فرصت تجربه آن را نداشته باشید!

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
فرتور روز !
رژه ارتش نوین ایران ، پیش روی رضاشاه بزرگ - سال ۱۳۱۵

پدر ایران نوین ، که با نام ایران برخاست و سرزمینی زخم خورده و تاخت و تاز شده را با تلاش و پشتکاری وصف ناپذیر به کشوری پیشرو و پرتوان دگرگون ساخت .

#رضاشاه_روحت_شاد

پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ناسیونالیسم و نقش آن در تاریخ ملت ها

ناسیونالیسم مهمترین نیرو در جامعه ی انسانی است که می تواند حیات ملی از دست رفته ی ملتی را به آنان بازگرداند. پروفسور پیتر تیلور انگلیسی، ایران را بهترین نمونه این نقش آفرینی ویژه ناسیونالیسم معرفی می کند.* اگر تلاش ایرانیان برای بازسازی ایران و ایرانی بودن در دوران صفوی در برابر خطر چیرگی عثمانی نمونه هایی از اثربخشی ناسیونالیسم به عنوان یک نیروی آزادیبخش و یک نیروی بازدارنده به شمار آید، تلاش آنان در بازگرداندن شکوه و عظمت ایران باستان که از اواخر دوره ی قاجار آغاز شد و در سرتاسر پهلوی دوام پیدا کرد، بدون تردید بهترین نمونه از کارکرد ناسیونالیسم به عنوان «نیروی حیات بخش» است.

دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎