سالگرد خیزش نود و شش، خیزشی ایرانگرایانه برای بازگشت به شناسه آریایی ایرانیان که با فریاد #جاویدشاه جهان عاری از شرافت و اخلاق (دمکراسی)را به لرزه و وحشت انداخت،گرامی باد.
این خیزش در پی خیزشهای پاسارگاد و برگزاری جشنهای ملی راه رهایی را نشان داد
پاینده ایران
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
این خیزش در پی خیزشهای پاسارگاد و برگزاری جشنهای ملی راه رهایی را نشان داد
پاینده ایران
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸افسانه اَپوش
یکی از کهن ترین داستان های، بی تردید اسطوره ای، اپوش دیو خشکی است، که به پیکره ی اسب سیاه، باز دارنده ی تشتر، ایزد باران است، ایزدی که طبق آنچه در تیریشت بند ۵۰ آمده است اهروا مزدا، در طرف ستایش و نیایش قرار گرفتن، برابر خود آفریده است. ایزدی که جانوران وحشی کوهساران و درندگان بیابان ها، در فصل بی آبی چشم به راه برخاستن اویند. اهمیت نقش آب، باران و ستارگان در ایران باستان، نبرد تشتر با اپوش را به صورت یکی از زیباترین افسانه های اساطیری ایرانیان عهد باستان در آورده است.
آبشخور داستان کشته شدن دیو خشکی به دست تشتر را باید در سینه های غالب باشندگانِ نخستین ایران و در قلمرو جغرافیایی ایران امروز جست نه در دوره ی مشترک هند و ایرانی. از همین روی است که این داستان در اوستای متأخر و دیگر بخش های ادب مزدیسنا متبلور شده است. بهترین شرح نبرد اپوش با ستاره ی تشتر در تیریشت آمده، که به سبب همین موضوع به شیوا ترین شکل ممکن سروده شده است. تشتر ستاره ای است که نطفه ی آب، زمین و گیاهان با اوست و برای اینکه بتواند به سرزمین خشک و تشنه ی آب، باران ارزانی بدارد، باید بر اپوش دیو خشکی چیره گردد.
نبرد تشتر با اپوش در سه مرحله و هر مرحله در ده شب با صورت های فلکی متفاوت، انجام می گیرد.
در هر سه مرحله تشتر برای پیروزی بر اپوش تقاضای هوم و قربانی می کند و وعده ی رفاه گاو و اسب و بیشتر از همه وعده ی کمال روان می دهد. او قربانی می خواهد تا برای چیره شدن بر اپوش، که سر راه او را برای رسیدن به آب می گیرد، نیروی پایداری لازم را داشته باشد. یکی دیگر از نشانه های فقر آسمان و زمین، جدا از آموزه های اخلاقی، این اصل است که از گوشت قربانی، نباید راهزنان، زنان بدکار، بی دینان و بر هم زنندگان زندگی بخورند.
در ده شب نخست تشتر پیکری جهانی می پذیرد و به شکل جوانی ۱۵ ساله رعنا و درخشان، با چشمان روشن، بلند بالا، توانا و چست و مردی که برای نخستین بار کمربند بسته و نیرو گرفته و به بلوغ رسیده است، در فروغ به پرواز در می آید. این مرحله از نبرد که سه شب و روز به طول می کشد به پیروزی اپوش می انجامد. اپوش تشتر را یک هاثو (فرسنگ) از دریای فراخکرت به دور می راند.
سپس تشتر در ده شب دوم به شکل یک گاو زرین شاخ در فروغ به پرواز در می آید. سرانجام در ده شب سوم به پیکر اسبی سفید و زیبا، با گوش های زرین و لگام زر نشان در فروغ پرواز می کند، تا سرانجام، به هنگام ظهر، رعد آسا بر دیو اپوش که پیکر اسبی سیاه و کَل (بی مو) را دارد پیروز می شود و او را به مسافت یک هاثر از دریای فراخکرت به دور می راند و باران بر زمین فرو می بارد. ظاهراً اپوش از این روی کَل خوانده شده است که دیو خشکی است و با تابستان خشک و زمین سوخته و بی گیاه همسان است.
گزیده های زادسپرم و بندهش نیز نبرد تشتر با اپوش را آورده اند. گزارش این دو متن بر نقش باد در یاری رساندن به تشتر تأکید شده است، در کلیات با هم برابرند و در مقایسه با تیر یشت مفصل تر.
تشتر به سه پیکر مردتن، گاوتن و اسب تن با اپوش می جنگد و به هر تن ده شبانه روز باران می آورد.
همه ی زمین را به بلندی یک مرد آب فرا می گیرد. همه ی خرفستران (حشره ها و خزندگان موذی و زهر دار) می میرند و زهر و گندشان با زمین می آمیزد. تشتر برای بردن این زهر از زمین به پیکر اسبی سپید و دراز دُم در دریا فرو می رود و اپوش به پیکر اسبی سیاه و کوتاه دُم به رویارویی با او برمی خیزد و تشتر را به ستوهی می راند. او اپوش را یک فرسنگ به ستوهی می تازد. در این نبرد اسپنجروز (سپنجغره) یار اپوش است و آتِش و ازِشت یاور تشتر. آتِش و ازِشت با گرز آتِش اسپنجروز را نابود می کند. سه شبانه روز بارانی می آید که هر قطره اش به اندازه ی یک تشت آب بوده است. آب با زهر خرفستران می آمیزد. باد را به دریای فراخکورت می راند و ۳ دریای بزرگ و ۳۰ دریای کوچک پدید می آیند؛ و از همین روی است که آب دریاها شور است.
در اشتادیشت فرّ ایرانی در شکست دادن اپوش سهیم است. در بندهش از پاشیده شدن تخم و نطفه ی همه گیاهان و جانوران به کمک باد بر روی زمین سخن رفته است که نشانه هایی از نوزایی زمین پس از پیروزی بر اپوش دارد. در وندیداد اهورا مزدا به زرتشت می گوید که او آب را با ابرها و بادها از دریای فراخکورت روان می کند، آب ها را بر مردارها و دخمه ها و بازمانده های چرکین واستخوان های چرکین روان می کند و آب ها را به دریای پاک کننده ی پوئیتیکه باز می گرداند.
یکی از کهن ترین داستان های، بی تردید اسطوره ای، اپوش دیو خشکی است، که به پیکره ی اسب سیاه، باز دارنده ی تشتر، ایزد باران است، ایزدی که طبق آنچه در تیریشت بند ۵۰ آمده است اهروا مزدا، در طرف ستایش و نیایش قرار گرفتن، برابر خود آفریده است. ایزدی که جانوران وحشی کوهساران و درندگان بیابان ها، در فصل بی آبی چشم به راه برخاستن اویند. اهمیت نقش آب، باران و ستارگان در ایران باستان، نبرد تشتر با اپوش را به صورت یکی از زیباترین افسانه های اساطیری ایرانیان عهد باستان در آورده است.
آبشخور داستان کشته شدن دیو خشکی به دست تشتر را باید در سینه های غالب باشندگانِ نخستین ایران و در قلمرو جغرافیایی ایران امروز جست نه در دوره ی مشترک هند و ایرانی. از همین روی است که این داستان در اوستای متأخر و دیگر بخش های ادب مزدیسنا متبلور شده است. بهترین شرح نبرد اپوش با ستاره ی تشتر در تیریشت آمده، که به سبب همین موضوع به شیوا ترین شکل ممکن سروده شده است. تشتر ستاره ای است که نطفه ی آب، زمین و گیاهان با اوست و برای اینکه بتواند به سرزمین خشک و تشنه ی آب، باران ارزانی بدارد، باید بر اپوش دیو خشکی چیره گردد.
نبرد تشتر با اپوش در سه مرحله و هر مرحله در ده شب با صورت های فلکی متفاوت، انجام می گیرد.
در هر سه مرحله تشتر برای پیروزی بر اپوش تقاضای هوم و قربانی می کند و وعده ی رفاه گاو و اسب و بیشتر از همه وعده ی کمال روان می دهد. او قربانی می خواهد تا برای چیره شدن بر اپوش، که سر راه او را برای رسیدن به آب می گیرد، نیروی پایداری لازم را داشته باشد. یکی دیگر از نشانه های فقر آسمان و زمین، جدا از آموزه های اخلاقی، این اصل است که از گوشت قربانی، نباید راهزنان، زنان بدکار، بی دینان و بر هم زنندگان زندگی بخورند.
در ده شب نخست تشتر پیکری جهانی می پذیرد و به شکل جوانی ۱۵ ساله رعنا و درخشان، با چشمان روشن، بلند بالا، توانا و چست و مردی که برای نخستین بار کمربند بسته و نیرو گرفته و به بلوغ رسیده است، در فروغ به پرواز در می آید. این مرحله از نبرد که سه شب و روز به طول می کشد به پیروزی اپوش می انجامد. اپوش تشتر را یک هاثو (فرسنگ) از دریای فراخکرت به دور می راند.
سپس تشتر در ده شب دوم به شکل یک گاو زرین شاخ در فروغ به پرواز در می آید. سرانجام در ده شب سوم به پیکر اسبی سفید و زیبا، با گوش های زرین و لگام زر نشان در فروغ پرواز می کند، تا سرانجام، به هنگام ظهر، رعد آسا بر دیو اپوش که پیکر اسبی سیاه و کَل (بی مو) را دارد پیروز می شود و او را به مسافت یک هاثر از دریای فراخکرت به دور می راند و باران بر زمین فرو می بارد. ظاهراً اپوش از این روی کَل خوانده شده است که دیو خشکی است و با تابستان خشک و زمین سوخته و بی گیاه همسان است.
گزیده های زادسپرم و بندهش نیز نبرد تشتر با اپوش را آورده اند. گزارش این دو متن بر نقش باد در یاری رساندن به تشتر تأکید شده است، در کلیات با هم برابرند و در مقایسه با تیر یشت مفصل تر.
تشتر به سه پیکر مردتن، گاوتن و اسب تن با اپوش می جنگد و به هر تن ده شبانه روز باران می آورد.
همه ی زمین را به بلندی یک مرد آب فرا می گیرد. همه ی خرفستران (حشره ها و خزندگان موذی و زهر دار) می میرند و زهر و گندشان با زمین می آمیزد. تشتر برای بردن این زهر از زمین به پیکر اسبی سپید و دراز دُم در دریا فرو می رود و اپوش به پیکر اسبی سیاه و کوتاه دُم به رویارویی با او برمی خیزد و تشتر را به ستوهی می راند. او اپوش را یک فرسنگ به ستوهی می تازد. در این نبرد اسپنجروز (سپنجغره) یار اپوش است و آتِش و ازِشت یاور تشتر. آتِش و ازِشت با گرز آتِش اسپنجروز را نابود می کند. سه شبانه روز بارانی می آید که هر قطره اش به اندازه ی یک تشت آب بوده است. آب با زهر خرفستران می آمیزد. باد را به دریای فراخکورت می راند و ۳ دریای بزرگ و ۳۰ دریای کوچک پدید می آیند؛ و از همین روی است که آب دریاها شور است.
در اشتادیشت فرّ ایرانی در شکست دادن اپوش سهیم است. در بندهش از پاشیده شدن تخم و نطفه ی همه گیاهان و جانوران به کمک باد بر روی زمین سخن رفته است که نشانه هایی از نوزایی زمین پس از پیروزی بر اپوش دارد. در وندیداد اهورا مزدا به زرتشت می گوید که او آب را با ابرها و بادها از دریای فراخکورت روان می کند، آب ها را بر مردارها و دخمه ها و بازمانده های چرکین واستخوان های چرکین روان می کند و آب ها را به دریای پاک کننده ی پوئیتیکه باز می گرداند.
در آنجا آب ها به جوش و خروش در می آیند و پس از پالایش، دیگر بار به دریای فراخکورت روی می آورند و به سوی درخت ویسپوبیش پیش می روند. ویسپوبیش نام درختی است افسانه ای، که بر روی آن تخم همه گونه گیاه قرار داده شده است. این همان درختی است که آشیانه ی سیمرغ بر آن قرار دارد. در آنجا بذر هر گونه از گیاهان می رویانند : صدها، هزارها، صدها هزارها …، آنگاه اهورا مزدا باران را به بذر گیاهان فرو می باراند، تا مردم اَشَوَن را خوراک و گاو افزونی بخش را گیاه فراهم آید. به این ترتیب نطفه ی همه ی زمین تغذیه می شود
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔴 جمهوری اشغالگر اسلامی به اپوزیسیون صادراتی و ملیجکان خود مجوز داده هر چه میخواهند بر پاد او بگویند، آنها حتی مجوز دارند به مقدسات جمهوری اسلامی هم توهین کنند ، آنها میتوانند مرگ بر خامنه ای بگویند و به روح خمینی نفزین بفرستند ، آنها اجازه دارند سنگ زندانیهای سیاسی و اعدامی ها را به سینه بکوبند؛ آنها مثل آب خوردن در رسانه های لندنی جا خوش میکنند و اجازه دارند بر پاد نظام جمهوری اشغالگر اسلامی آوازه گری ( تبلیغ ) کنند تنها آنها به یک کار مجبورند : آنها میبایست #پهلوی ایرانساز را بکوبند ، حتی گاهی حق دارند رضاشاه و محمد رضا شاه را بستایند اما شهریار ایران #رضا_شاه_دوم رضاپهلوی را بکوبند و با او دشمنی بورزند.
میدانید چرا ؟! چون رژیم جمهوری اسلامی آگاه شده که با ریخت و سیاق کنونی دیگر قادر به ادامه حکومت نخواهد بود پس شاید نیاز به یک رژیم جنچ خفیف وساختگی و پوست اندازی باشد.
امروز کسی هم پیدا میشود که مرگ بر خامنه ای نگوید؟!
اپوزیسیون جعلی تنها و تنها یک رسالت دارد آنهم ممانعت از بازگشت شهریاری و برپایی مشروطه و پهلوی به ایرانشهر است.
بنابراین ورد زبانتان #جاویدشاه باشد . بر درو دیوار و اسکناس بنویسید #جاویدشاه بنویسید #پیمان_نوین بنویسید #بازگشت_مشروطه
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
میدانید چرا ؟! چون رژیم جمهوری اسلامی آگاه شده که با ریخت و سیاق کنونی دیگر قادر به ادامه حکومت نخواهد بود پس شاید نیاز به یک رژیم جنچ خفیف وساختگی و پوست اندازی باشد.
امروز کسی هم پیدا میشود که مرگ بر خامنه ای نگوید؟!
اپوزیسیون جعلی تنها و تنها یک رسالت دارد آنهم ممانعت از بازگشت شهریاری و برپایی مشروطه و پهلوی به ایرانشهر است.
بنابراین ورد زبانتان #جاویدشاه باشد . بر درو دیوار و اسکناس بنویسید #جاویدشاه بنویسید #پیمان_نوین بنویسید #بازگشت_مشروطه
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸جاماسب حکیم و پیشگویی آینده ایران
جاماسب جزو دوم این کلمه همان اسب است ولی جزو اول آن معلوم نیست.
بنا به نظر احتمالی برخی نویسندگان ، این نامِ مرکّب می تواند به معنای دارنده ، راننده یا مهارکنندة اسب، دارندة اسب یدک و یا دارندة اسب درخشان باشد.
جاماسپ فرزند هوگوه وزیر گشتاسب شاه (از پادشاهان کیانی و فرزند لهراسپ که زرتشت در زمان او ظهور کرد) بودهاست. جاماسب همسر پوروچیستا جوانترین دختر زرتشت بود. جاماسپ را از نخستین فیلسوفان ایرانی میدانند.
جاماسپ و برادرش فرشوشتر از حامیان زرتشت بودهاند. و زرتشتیان در جشن بهمنگان، به یاد جاماسپ جامه سفید میپوشند.
پوشندگان لباس سفید در حقیقت با این عمل نمادین بیزاری و برائت خود را از هرگونه ناپاکی و پلیدی، خونریزی و کشتار و آزار و اذیت حیوانات نشان داده و با دستههای گل سفید به دیدار یکدیگر میرفتند و این گلها را به یکدیگر تقدیم میکردند. و بر آنند که جاماسپ، وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام دادهاست.
در منظومه پهلوی یادگار زریران از جاماسپ با صفت «بیدخش» به معنی صدر اعظم نام برده شدهاست. کتابی نیز به نام جاماسبنامه به زبان پارسی میانه در دست است که به پازند و فارسی هم ترجمه شدهاست. این کتاب پاسخهای جاماسپ به گشتاسپ را دربرمیگیرد و موضوعی فلسفی دارد. در کتاب حکمةالاشراق فیلسوف نامدار ایرانی شهابالدین سهروردی از جاماسب و فرشوشتر نام برده شده و ستوده شده اند. پسران جاماسپ گرامی و هنگاوروَش بودند.
جاماسب در ادبیات ایران و عرب «فرزانه »و «حکیم » خوانده شده است و بدو پیشگوئیهائی نسبت داده اند که ذکر آنها در رساله پهلوی «یادگار زریران » و«گشتاسب نامه دقیقی » و «جاماسب نامه » آمده است.
تمام آثار جاماسب حکیم در بارة ستاره شناسی و احکام نجوم است ، جز یکی که در بارة کیمیاست . مهم ترین این آثار، جاماسب نامه است که آمیزه ای است از احکام نجوم و پیش بینیهای جاماسب ، و دو تحریر فارسی و عربی از آن وجود دارد. رساله ای منسوب به جاماسب در موضوع کیمیا نیز به فارسی و عربی موجود است . عنوان رسالة عربی ، رسالة جاماسب الی اردشیر فی السرّ المکتوم است و رسالة فارسی نیز با نامهای متعددی از جمله جاماسب نامه ، رسالة تدبیر و رساله در کیمیا معرفی شده است
میگویند خداوند به جاماسب گفت که در روزی معین عمرت بهپایان میرسد و جاماسب در روز موعود به این منطقه وارد شده و در همان جا جان به جان آفرین تسلیم کرد و اهالی گاره برایش مقبرهای ساختند. بنا بر نوشتههای منابع جاماسب از پیشگویان بود و مرگ خویش را پیش بینی کرده بود که در تاریخی معین براثر نیش عقرب وفات خواهد یافت.بنابراین در آن ساعت موعود برهنه سوار بر اسبی عریان گردید وبه میان رودخانه قره قاج رفت.اما براثر نیش عقرب جان به جان آفرین تسلیم کرد. ظاهرا عقرب به خاربنی چسبیده و برآب سوار بود که به دم اسب رسید و ماموریت خویش را انجام داد.
آرامگاه او در شهرستان جهرم و در مسیر جاده جهرم به شیراز در سمت راست جاده و نرسیده به شهر باب انار قرار گرفتهاست که پس از ورود به جاده فرعی به روستای کراده منتهی میشود و پس از آن در شرق کراده روستای گاره واقع شده که آرامگاه جاماسب حکیم در بیرون این روستا قرار دارد.
از میان کوچه باغهای سرسبز راهی باریک و خاکی ناهموار را بهطرف آرامگاه طی میکند. نام اصلی این روستا گاره یا کاره میباشد که اهالی منطقه بهآن جومه بزرگی میگویند که مخفف جاماسب بزرگ است.
پیرمردان و پیرزنان این منطقه جاماسب را خانباز هم میخوانند و دربارهٔ جاماسب یا خانبازخان داستانها و اشعار بسیاری در منطقه استان فارس گفته شدهاست. حال باید تحقیق شود که آیا این آرامگاه جاماسب همان داماد زرتشت است؟ یا اینکه جاماسب دیگری است؟در حقیقت این آرامگاه در بین دیگر آثار باستانی ایران مظلوم واقع شدهاست و حتی نامی از آن برده نمیشود و تنها در کتاب اقلیم پارسنوشته آقای مصطفوی چند سطر جزئی دربارهاش نوشته شده و دیگرکتابها تنها بهنام قبر جاماسب اکتفا کردهاند.
پيشگويي شگفت انگيز جاماسب از اوضاع گرفتار ايران در آينده
این پیشگوییها مجموعاً در بارة جنگ گشتاسپ شاه با ارجاسپ تورانی، آنچه در رستاخیز اتفاق خواهد افتاد و مدت پادشاهی پادشاهان ایران پس از گشتاسپ تا مسلمان شدن مردم ایران است. برخی از آنها به شرح زیر است:
- همه ايرانشهر به دست دشمنان تازي افتد و انيران ( ضد ايرانيان ) در ايران فراوان شوند به طوري که ايراني از انيراني مشخص نشود .
- مردان زن صفت که ناپديد بودند در ايرانشهر هويدا ميشوند و دروغ گسترده ميشود :
كه قرن ها بعد فردوسى بزرگ اين رويداد را از زبان رستم فرخ هرمز بيان ميكند .
چو با تخت منبر برابر شود// همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد اين رنجهاي دراز //شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه ديهيم بيني نه شهر// ز اختر همه تازيان راست بهر
جاماسب جزو دوم این کلمه همان اسب است ولی جزو اول آن معلوم نیست.
بنا به نظر احتمالی برخی نویسندگان ، این نامِ مرکّب می تواند به معنای دارنده ، راننده یا مهارکنندة اسب، دارندة اسب یدک و یا دارندة اسب درخشان باشد.
جاماسپ فرزند هوگوه وزیر گشتاسب شاه (از پادشاهان کیانی و فرزند لهراسپ که زرتشت در زمان او ظهور کرد) بودهاست. جاماسب همسر پوروچیستا جوانترین دختر زرتشت بود. جاماسپ را از نخستین فیلسوفان ایرانی میدانند.
جاماسپ و برادرش فرشوشتر از حامیان زرتشت بودهاند. و زرتشتیان در جشن بهمنگان، به یاد جاماسپ جامه سفید میپوشند.
پوشندگان لباس سفید در حقیقت با این عمل نمادین بیزاری و برائت خود را از هرگونه ناپاکی و پلیدی، خونریزی و کشتار و آزار و اذیت حیوانات نشان داده و با دستههای گل سفید به دیدار یکدیگر میرفتند و این گلها را به یکدیگر تقدیم میکردند. و بر آنند که جاماسپ، وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام دادهاست.
در منظومه پهلوی یادگار زریران از جاماسپ با صفت «بیدخش» به معنی صدر اعظم نام برده شدهاست. کتابی نیز به نام جاماسبنامه به زبان پارسی میانه در دست است که به پازند و فارسی هم ترجمه شدهاست. این کتاب پاسخهای جاماسپ به گشتاسپ را دربرمیگیرد و موضوعی فلسفی دارد. در کتاب حکمةالاشراق فیلسوف نامدار ایرانی شهابالدین سهروردی از جاماسب و فرشوشتر نام برده شده و ستوده شده اند. پسران جاماسپ گرامی و هنگاوروَش بودند.
جاماسب در ادبیات ایران و عرب «فرزانه »و «حکیم » خوانده شده است و بدو پیشگوئیهائی نسبت داده اند که ذکر آنها در رساله پهلوی «یادگار زریران » و«گشتاسب نامه دقیقی » و «جاماسب نامه » آمده است.
تمام آثار جاماسب حکیم در بارة ستاره شناسی و احکام نجوم است ، جز یکی که در بارة کیمیاست . مهم ترین این آثار، جاماسب نامه است که آمیزه ای است از احکام نجوم و پیش بینیهای جاماسب ، و دو تحریر فارسی و عربی از آن وجود دارد. رساله ای منسوب به جاماسب در موضوع کیمیا نیز به فارسی و عربی موجود است . عنوان رسالة عربی ، رسالة جاماسب الی اردشیر فی السرّ المکتوم است و رسالة فارسی نیز با نامهای متعددی از جمله جاماسب نامه ، رسالة تدبیر و رساله در کیمیا معرفی شده است
میگویند خداوند به جاماسب گفت که در روزی معین عمرت بهپایان میرسد و جاماسب در روز موعود به این منطقه وارد شده و در همان جا جان به جان آفرین تسلیم کرد و اهالی گاره برایش مقبرهای ساختند. بنا بر نوشتههای منابع جاماسب از پیشگویان بود و مرگ خویش را پیش بینی کرده بود که در تاریخی معین براثر نیش عقرب وفات خواهد یافت.بنابراین در آن ساعت موعود برهنه سوار بر اسبی عریان گردید وبه میان رودخانه قره قاج رفت.اما براثر نیش عقرب جان به جان آفرین تسلیم کرد. ظاهرا عقرب به خاربنی چسبیده و برآب سوار بود که به دم اسب رسید و ماموریت خویش را انجام داد.
آرامگاه او در شهرستان جهرم و در مسیر جاده جهرم به شیراز در سمت راست جاده و نرسیده به شهر باب انار قرار گرفتهاست که پس از ورود به جاده فرعی به روستای کراده منتهی میشود و پس از آن در شرق کراده روستای گاره واقع شده که آرامگاه جاماسب حکیم در بیرون این روستا قرار دارد.
از میان کوچه باغهای سرسبز راهی باریک و خاکی ناهموار را بهطرف آرامگاه طی میکند. نام اصلی این روستا گاره یا کاره میباشد که اهالی منطقه بهآن جومه بزرگی میگویند که مخفف جاماسب بزرگ است.
پیرمردان و پیرزنان این منطقه جاماسب را خانباز هم میخوانند و دربارهٔ جاماسب یا خانبازخان داستانها و اشعار بسیاری در منطقه استان فارس گفته شدهاست. حال باید تحقیق شود که آیا این آرامگاه جاماسب همان داماد زرتشت است؟ یا اینکه جاماسب دیگری است؟در حقیقت این آرامگاه در بین دیگر آثار باستانی ایران مظلوم واقع شدهاست و حتی نامی از آن برده نمیشود و تنها در کتاب اقلیم پارسنوشته آقای مصطفوی چند سطر جزئی دربارهاش نوشته شده و دیگرکتابها تنها بهنام قبر جاماسب اکتفا کردهاند.
پيشگويي شگفت انگيز جاماسب از اوضاع گرفتار ايران در آينده
این پیشگوییها مجموعاً در بارة جنگ گشتاسپ شاه با ارجاسپ تورانی، آنچه در رستاخیز اتفاق خواهد افتاد و مدت پادشاهی پادشاهان ایران پس از گشتاسپ تا مسلمان شدن مردم ایران است. برخی از آنها به شرح زیر است:
- همه ايرانشهر به دست دشمنان تازي افتد و انيران ( ضد ايرانيان ) در ايران فراوان شوند به طوري که ايراني از انيراني مشخص نشود .
- مردان زن صفت که ناپديد بودند در ايرانشهر هويدا ميشوند و دروغ گسترده ميشود :
كه قرن ها بعد فردوسى بزرگ اين رويداد را از زبان رستم فرخ هرمز بيان ميكند .
چو با تخت منبر برابر شود// همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد اين رنجهاي دراز //شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه ديهيم بيني نه شهر// ز اختر همه تازيان راست بهر
ازايران واز ترک و از تازيان / نژادي پديد آيد اندر ميان
نه دهقان نه ترک و نه تازي/ بود سخن ها به کردار بازي بود
همه گنجها زير دامن نهند / بميرند و کوشش به دشمن دهند
- سوار پيدا ميشود و پيداه سوار ميشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( درست همان صحبتي که فردوسي بزرگ درباره ايران پيش بيني کرده بود و مي بينيم که به واقعيت پيوسته و کساني سردمدار ايران شدند که کارشان چيز ديگري بوده است ) فردوسي :
پياده شود مردم جنگجوي//سوار آنکه لاف آرد و گفتگوي
- پادشاهي و حکمراني ايران بدست کساني خواهد افتاد که انيران اند و در ظاهر بسيار دين مدار و آئيين و مسلک دار هستند.
به نوعى سر گذشت امروز كشور عزيزمان هم باشد
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
نه دهقان نه ترک و نه تازي/ بود سخن ها به کردار بازي بود
همه گنجها زير دامن نهند / بميرند و کوشش به دشمن دهند
- سوار پيدا ميشود و پيداه سوار ميشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( درست همان صحبتي که فردوسي بزرگ درباره ايران پيش بيني کرده بود و مي بينيم که به واقعيت پيوسته و کساني سردمدار ايران شدند که کارشان چيز ديگري بوده است ) فردوسي :
پياده شود مردم جنگجوي//سوار آنکه لاف آرد و گفتگوي
- پادشاهي و حکمراني ايران بدست کساني خواهد افتاد که انيران اند و در ظاهر بسيار دين مدار و آئيين و مسلک دار هستند.
به نوعى سر گذشت امروز كشور عزيزمان هم باشد
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرازی کوتاه از گفتگوی شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم در موسسه هادسون
چه رخدادی پس از سرنگونی رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی رخ خواهد داد و چه چیز قرارست جایش را بگیرد و همچنین خویشکاری نیروهای نظامی در این روزهای سرنوشت ساز در پیوستن به صف قیام مردم ایران .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
چه رخدادی پس از سرنگونی رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی رخ خواهد داد و چه چیز قرارست جایش را بگیرد و همچنین خویشکاری نیروهای نظامی در این روزهای سرنوشت ساز در پیوستن به صف قیام مردم ایران .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸هشتم دیماه روز گرامیداشت #یعقوب_لیث_صفاری (رادمان پور ماهک)احیاگر زبان و فرهنگ کهن پارسی گرامی باد .
زنده و جاوید باد شاهنشاهی ایران
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رادمان_پورماهک
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
زنده و جاوید باد شاهنشاهی ایران
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رادمان_پورماهک
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
رژیم اشغالگر اسلامی پا به پای کشورک های جعلی و نوباوه گان تاریخی در همسایه گی میهن مان ، از ایرانستیزی و ستیز با تاریخ و فرهنگ و کیستی ایرانشهر بزرگ ، چیزی به کم و کاست نگذاشته و روز به روز مرزهای دریده گی و پتیاره گی و دون مایه گی را بیشتر و بیشتر در می نوردد !
در نوشتارهای درسی از زدایش نام هایی بزرگ چون کوروش بزرگ و خسرو انوشیروان و .. بگیرید و امروز نام مولانا چامه سرای پارسی گوی و ایرانی و زدایش نام او از نسک های درسی آموزشگاه ها !!
براستی که #دشمن_ما_همینجاست
حال
این خویشکاری پدران و مادران است که به فرزندان خویش تاریخ و نام های بزرگ تاریخی که براستی سرمایه و هست و نیست میهن ورجاوند ایرانشهر بزرگ است را بیاموزند تا نام ایران زنده و جاوید مانده و بماند .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
در نوشتارهای درسی از زدایش نام هایی بزرگ چون کوروش بزرگ و خسرو انوشیروان و .. بگیرید و امروز نام مولانا چامه سرای پارسی گوی و ایرانی و زدایش نام او از نسک های درسی آموزشگاه ها !!
براستی که #دشمن_ما_همینجاست
حال
این خویشکاری پدران و مادران است که به فرزندان خویش تاریخ و نام های بزرگ تاریخی که براستی سرمایه و هست و نیست میهن ورجاوند ایرانشهر بزرگ است را بیاموزند تا نام ایران زنده و جاوید مانده و بماند .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
مسئله شادی صدر ها رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی نبوده و نیست.
حقیقت آنست که این دریوزه گان سیاسی ، اپوزسیون جمهوری اسلامی نیستند،بلکه اپوزسیون ایران اند !
با بهانه قرار دادن حقوق بشر، با گستاخی تمام به یکپارچگی ایرانشهر کهن می تازند .
تاریخ گواه است که بمانند شادی صدر و حسن شریعتمداری و حسین بر و شهریار آهی و محسن سازگارا و .... آمده اند و با خفت وخواری رفته اند و سربه نیست شده اند ، اما ایرانشهر بزرگ همچنان استوار و یکپارچه ، پابرجا مانده است و اما روزی نه دیر و نه دور میبایست یکبار برای همیشه تخم این نفرت پراکنی و تفرقه افکنی چنین انیرانیان بی ریشه را خشکاند .
فرتور باشندگی در جلسه های ایرانستیزان تازی و ایستادن در کنار پرچم گروه های تروریستی و تجزیه طلب الاحوازی پرده از خباثت شادی صدر برداشته است.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
حقیقت آنست که این دریوزه گان سیاسی ، اپوزسیون جمهوری اسلامی نیستند،بلکه اپوزسیون ایران اند !
با بهانه قرار دادن حقوق بشر، با گستاخی تمام به یکپارچگی ایرانشهر کهن می تازند .
تاریخ گواه است که بمانند شادی صدر و حسن شریعتمداری و حسین بر و شهریار آهی و محسن سازگارا و .... آمده اند و با خفت وخواری رفته اند و سربه نیست شده اند ، اما ایرانشهر بزرگ همچنان استوار و یکپارچه ، پابرجا مانده است و اما روزی نه دیر و نه دور میبایست یکبار برای همیشه تخم این نفرت پراکنی و تفرقه افکنی چنین انیرانیان بی ریشه را خشکاند .
فرتور باشندگی در جلسه های ایرانستیزان تازی و ایستادن در کنار پرچم گروه های تروریستی و تجزیه طلب الاحوازی پرده از خباثت شادی صدر برداشته است.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
خروجی های رسمی جنبش،
Iranian Renaissance, Children of Ferdowsi
https://iircf.com
facebook.com/iranrenaissance
https://twitter.com/IranRenaissance
https://www.instagram.com/iranian_renaissance/
https://t.me/IIRCF
https://youtube.com/channel/UCbNL3OppsAhTbBANjdiL0zg
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Iranian Renaissance, Children of Ferdowsi
https://iircf.com
facebook.com/iranrenaissance
https://twitter.com/IranRenaissance
https://www.instagram.com/iranian_renaissance/
https://t.me/IIRCF
https://youtube.com/channel/UCbNL3OppsAhTbBANjdiL0zg
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
#شادی_صدر خیانت کار و شرکا ، با نام ایران از سازمانهای حقوق بشری ( که البته همه آنها نیز زیر نظر گلوبالیست ها اداره می شوند ) و به گفته خودشان برای حقوق بشر درایران اما به کام جیب شان و خوشگذرانی و اما در ستیز با یکپارچه گی میهن مان و تفرقه افکنی میان مردم ، سالانه صد ها هزار پوند پول نقد میگیرد تا امروز گستاخانه بیاید و در یک تلویزیون لندنی با مشتی یاوه ایرانیان را به جان هم بیندازد !
او امروز نان در خون مردم می زند تا دنیای اش را بسازد و اباد کند.
حال لحظه ای فکر کنید که چهره ها و سازمانهای گردن کلفت تر از این شادی صدر وکیل مدافع تجزیه طلبان ، مانند شورای گراز حسن شریعتمداری و سایر تجزیه طلبان لندن و پاریس نشین چقدر از سیه روزی مردم ایران پول به جیب میزنند !!
از ستم روا رفته بر مردم ایران برای خودشان کیسه میدوزند .
همه تان را به دادگاه خواهیم کشاند .
خاستگاه دریافت پول شادی صدر از بنیاد سیگرید راوزینگ:
http://bit.ly/2WN3aev
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
او امروز نان در خون مردم می زند تا دنیای اش را بسازد و اباد کند.
حال لحظه ای فکر کنید که چهره ها و سازمانهای گردن کلفت تر از این شادی صدر وکیل مدافع تجزیه طلبان ، مانند شورای گراز حسن شریعتمداری و سایر تجزیه طلبان لندن و پاریس نشین چقدر از سیه روزی مردم ایران پول به جیب میزنند !!
از ستم روا رفته بر مردم ایران برای خودشان کیسه میدوزند .
همه تان را به دادگاه خواهیم کشاند .
خاستگاه دریافت پول شادی صدر از بنیاد سیگرید راوزینگ:
http://bit.ly/2WN3aev
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
از شنیدن خبر ناگوار جان باختن گروهی از کوهنوردان ایران در ارتفاعات کلکچال و آهار بسیار متأثر شدم. ارتفاعات شمال تهران برای من یادآور خاطرات دوران کودکی و نوجوانی است و اندوهگینم که عزیزانمان گرفتار سقوط بهمن در این ارتفاعات شدند. فقدان ورزشکاران جانباخته را به خانوادههایشان و جامعه کوهنوردی ایران تسلیت میگویم.
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
روزی که كازروني های داوخواه ( داوطلب) ، نيروهاي انگليسي را شكست دادند
مقامات انگليسي كه طبق سازشنامه سن پترزبورگ (قراردادِ استعماریِ تقسیم ایران میان انگلستان و روسيه ـ آگوست 1907) نيمه جنوبي و شرقي ايران را و اصطلاحا به نام منطقه نفود در كنترل داشتند در پي حملات كازروني هاي ميهندوست به تاسيسات انگليسي در اين شهر و ناامن ساختن راههاي اطراف براي جلوگيري از تردّد آزادانه انگليسي ها و عوامل آنان، 28 دسامبر سال 1916 دستور دادند كه پانصد تَن از نظاميان تحت فرمان آنان مركب از سپاهیان هِندي و افراد «اِس پي آر» با چند توپ و مسلسل از شيراز به كازرون بروند و كازروني ها را سركوب كنند. در آن زمان توده ی ایرانی (نه مقامات تهران) ناخرسند از استقرار روس ها و انگلیسی ها در وطنشان، با آنان به صورت های مختلف مبارزه می کردند و جنبش کازرونی ها هم در همین راستا بود.
واحد نظامی انگلستان 29 دسامبر (هشتم دي ماه 1295 هجری) شيراز را به عزم كازرون ترك كرد. این نيروي اعزامي پس از درگيري با كازروني ها كه شماري داوطلب و خودجوش با تجهيزاتي ناچيز بودند ولی قبلا سنگربندی کرده بودند با تحمل تلفات سنگين از نیمه راه به شيراز بازگشت.
مجسّم كنيد كه اگر در امُرداد و شهريور 1320 (25 سال بعد) چند ايراني! به ميهن خود خيانت نكرده بودند و ارتش ايران را مرخص نساخته بودند چگونه انگلستان مي توانست با نزديك به چهار هزار نظامی عمدتا هندي (یک پنجاهم نیروهای مسلح و آماده ایران در آن زمان) كه آنان را از طريق خاك عراق به ايران فرستاده بود این کشوررا كه صدها سال يك امپراتوري مافوق نيرومند بود تصرف كند و شاه آن را به تبعيد بفرستد و زندانی خود سازد!. اين ادعا كه تسليم شدن بهتر از تحمل تلفات بود مسخره است. اگر اين استدلال (حرف مُفت) درست بود، روس ها هم در دوران جنگ جهاني دوم به جاي تحمل 27 ميليون كشته بايد استالین را مي گرفتند و تسليم هيتلر مي كردند و به زندگي خود ادامه مي دادند و .... تلفات ايرانيان پس از اشغال نظامی و در طول آن از گرسنگي و بيماري و دشواری هاي دیگر بمراتب بيشتر از جنگيدن بود. در دوران اشغال نظامی، بیشتر تولید خوار و بار ایران به روسیه حمل می شد و برخی از مردم، شکم خودرا با یونجه سیر می کردند.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
مقامات انگليسي كه طبق سازشنامه سن پترزبورگ (قراردادِ استعماریِ تقسیم ایران میان انگلستان و روسيه ـ آگوست 1907) نيمه جنوبي و شرقي ايران را و اصطلاحا به نام منطقه نفود در كنترل داشتند در پي حملات كازروني هاي ميهندوست به تاسيسات انگليسي در اين شهر و ناامن ساختن راههاي اطراف براي جلوگيري از تردّد آزادانه انگليسي ها و عوامل آنان، 28 دسامبر سال 1916 دستور دادند كه پانصد تَن از نظاميان تحت فرمان آنان مركب از سپاهیان هِندي و افراد «اِس پي آر» با چند توپ و مسلسل از شيراز به كازرون بروند و كازروني ها را سركوب كنند. در آن زمان توده ی ایرانی (نه مقامات تهران) ناخرسند از استقرار روس ها و انگلیسی ها در وطنشان، با آنان به صورت های مختلف مبارزه می کردند و جنبش کازرونی ها هم در همین راستا بود.
واحد نظامی انگلستان 29 دسامبر (هشتم دي ماه 1295 هجری) شيراز را به عزم كازرون ترك كرد. این نيروي اعزامي پس از درگيري با كازروني ها كه شماري داوطلب و خودجوش با تجهيزاتي ناچيز بودند ولی قبلا سنگربندی کرده بودند با تحمل تلفات سنگين از نیمه راه به شيراز بازگشت.
مجسّم كنيد كه اگر در امُرداد و شهريور 1320 (25 سال بعد) چند ايراني! به ميهن خود خيانت نكرده بودند و ارتش ايران را مرخص نساخته بودند چگونه انگلستان مي توانست با نزديك به چهار هزار نظامی عمدتا هندي (یک پنجاهم نیروهای مسلح و آماده ایران در آن زمان) كه آنان را از طريق خاك عراق به ايران فرستاده بود این کشوررا كه صدها سال يك امپراتوري مافوق نيرومند بود تصرف كند و شاه آن را به تبعيد بفرستد و زندانی خود سازد!. اين ادعا كه تسليم شدن بهتر از تحمل تلفات بود مسخره است. اگر اين استدلال (حرف مُفت) درست بود، روس ها هم در دوران جنگ جهاني دوم به جاي تحمل 27 ميليون كشته بايد استالین را مي گرفتند و تسليم هيتلر مي كردند و به زندگي خود ادامه مي دادند و .... تلفات ايرانيان پس از اشغال نظامی و در طول آن از گرسنگي و بيماري و دشواری هاي دیگر بمراتب بيشتر از جنگيدن بود. در دوران اشغال نظامی، بیشتر تولید خوار و بار ایران به روسیه حمل می شد و برخی از مردم، شکم خودرا با یونجه سیر می کردند.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر لطیف پدرام
" زبان پارسی با وجود تازش های بسیار همچنان زنده ماند و تمدن و جفرافیای ما را حفظ کرد . چگونه می شود با چنین زبانی بی رحمی کرد !؟ "
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
" زبان پارسی با وجود تازش های بسیار همچنان زنده ماند و تمدن و جفرافیای ما را حفظ کرد . چگونه می شود با چنین زبانی بی رحمی کرد !؟ "
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
همانگونه که هر کشوری پرچمی دارد و یا هر شرکت، سازمان یا گروه برای شناسایی و همبستگی بهتر افرادش و بر اساس کارشان نماد یا علامتی را برمیگزینند،
زَرتُشتیان نیز از نَماد فِرَوَهَر بهره می گیرند و با اندیشۀ نیک میدانند که در این نماد، بسیاری از اندیشهها و گفته های نیک اشوزَرتُشتنهفته است؛ همبستگی، برابری زن و مرد، احترام به مقامِ بشریت، دادگری، آبادانی، پاکیزه نگهداشتنِ زمین، محیط زیست و دیگر نیکویی ها، پاک نگهداشتنِ جسم و روان و دوری گزیدن از کژیها نمونههایی از این اندیشۀ والا و ارزشمند است. این نقش در همۀ مکانهای سپندینه، رسانه های گروهی زرتشتیان و یا با هر فرد نیک نهاد دیده می شود.
البته این را هم متذکر شویم که نماد فرهر یک نماد ملیست و هیچ دینی نمیتواند ادعا کند که این نماد فقط مختص ماست
🔸بیانِ نِگاره (نقش) فِرَوَهَر
روشن تر و نیک تر بدانیم سَمبُل و نَماد فِرَوَهَر شامل سه پَند نیک: اندیشۀ نیک، گفتار نیک و کِردار نیک برای پیروانِ کیش اَشو زَرتُشت است.
▫️ نِگاره فِرَوَهَر از سر تا سینه،نقش پیرمردیست که تجربه، جهاندیدگی و داناییِ پیرانِ دانا و باخِرَد را می نمایاند.
▫️ دستِ اَفراشته به سمت بالا، نشانۀ ستایش به درگاهِ آفریدگار و والامَنشی و بالا اندیشی است.
▫️ حلقۀ دایره ای که در دستِ پیر مرد قرار دارد، نشانۀ پیمان با پروردگار و همبستگی هاست.
▫️ بال های گشوده، نشانۀ اَندیشه، گفتار و کِردارِ نیک است که با پیروی از آن، بشر به کمال می رسد و نیز نشانۀ برابری هاست. خط های روی بالِ فِرَوَهَرهم نشانۀ از سی و سه اَمشاسپندان (نام فرشتگان) می باشد.
▫️ حلقۀ میانِ نگاره، نشانۀ بی پایانی روزگار، و برگشتِ رفتار و کردار آدمی به خود اوست.
▫️ دو رشتۀ آویز، یکی در سمتِ راست، نماد سِپَنتا مِینوبه چَم (به معنا)، مقدس، راهنمایی به نیکویی ها، اندیشۀ نیک و سازندگی است و دیگری درسمتِ چپ نماد اَنگِرَه مِینو به چَم (به معنا)، اهریمن، راهنمای بدی و مظهرِ شَرّ و فساد و پَلیدیست. این دو رشتۀ آویز به چم (به معنی) دو نیروی متضاد نیکی و بدیست، که در نهادِ آدمی وجود دارند و نشانهای برای مبارزۀ همیشگی و درونی برای سازندگیهاست.
▫️ دامندر سه ردیف در پایینِ نگاره، نشانۀ بداندیشی، بد گفتاری و بد کرداری است که در پایین قرار دارند، بهاین چم (معنی)، که بدی ها باید به زیرِ پا افکنده شوند.
▫️ فَرتورِ(عکس) فِرَوَهَر،رویش به سمت راست (نه چپ) است که سوی راست همان سوی خاور (شرق) است که به چمِ (به معنا) روشنایی، راستی، پاکی و شادی است.
واژۀ فِرَوَهَر از دو واژه فِرَه به چمِ «پیش رو»، ووَهَر به چمِ «بَرَنده و کِشَنده»تشکیل شده است و به چمِ (به معنایِ) «پیش بَرندۀ جوهَرِ تن و روان» است که بشر را بسوی پیشرفت و رسایی و جاودانی رهبری می کند.
فِرَوَهَر یکی از بخشهای پنج گانه وجودِ بشر (تن و روان، جان، وجدان و فروهر) است و فِرَوَهَر در حقیقت ذرّهای از پرتوِ اَهورایی (یزدان) است که در وجودِ بشر نهاده شده است.
این اثر از دوره هخامنشیان باقی مانده است و بَر سَردرِ بنایِ تاریخیِ کهَن تخت جمشید به نام کاخِ سه دروازه نقش بسته است. این نگاره را که در پاسارگاد و نقش رستم نیز حَکّ شده است،برخی به اشتباه اَهورامَزدا می نامند.
زرتشتیان نیک اندیش و باورمند به گفتههای خردمندانۀ اَشو زَرتُشت (زرتشت پاک)، نَقش فِرَوَهَر را که قدمتی بس طولانی دارد، سالهای سال است که به عنوانِ نماد یا نشان برای خود برگزیده اند. برخی از خوش باوران و نیک نهادان، نیز که آشنا به کار بُرد نمادِها و یا نمادِ فِرَوَهَر نیستند و آن را فقط زیبا و دلنشین می پندارند، با این تصورکه از نژادِ آریایی هستند،از آن استفاده می کنند. بدون توجه به این که در سرزمینِ باستانیِ ایرانِ آریایی نژاد، نژادهای گوناگونی چون آشوری ها، کلدانی ها و مادها و دیگر نژادها زندگی می کردند که پس از گذشت زمان، هنگامی که آنان نیز به دین یا مذهبی پایبند شدند، نمادِ آن دین ها را برگزیدند.
در طی دورههای طولانی در تاریخ این سرزمین، گهگاهی خراشی بر کشور اَهورایی وارد شده، ولی برای همیشه نقشِ فِرَوَهَر پاک در فرهنگ این سرزمین، درخشان و ابدی باقی خواهد ماند. با توجه به اصل این نماد یا آرم، بهتر است با رعایتِ بهجا و احترام به قوانین و نمادهایدین زرتشتی و دین های دیگر، دین و فرهنگ خود را بهتر بشناسیم و آن را پاس بداریم.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
زَرتُشتیان نیز از نَماد فِرَوَهَر بهره می گیرند و با اندیشۀ نیک میدانند که در این نماد، بسیاری از اندیشهها و گفته های نیک اشوزَرتُشتنهفته است؛ همبستگی، برابری زن و مرد، احترام به مقامِ بشریت، دادگری، آبادانی، پاکیزه نگهداشتنِ زمین، محیط زیست و دیگر نیکویی ها، پاک نگهداشتنِ جسم و روان و دوری گزیدن از کژیها نمونههایی از این اندیشۀ والا و ارزشمند است. این نقش در همۀ مکانهای سپندینه، رسانه های گروهی زرتشتیان و یا با هر فرد نیک نهاد دیده می شود.
البته این را هم متذکر شویم که نماد فرهر یک نماد ملیست و هیچ دینی نمیتواند ادعا کند که این نماد فقط مختص ماست
🔸بیانِ نِگاره (نقش) فِرَوَهَر
روشن تر و نیک تر بدانیم سَمبُل و نَماد فِرَوَهَر شامل سه پَند نیک: اندیشۀ نیک، گفتار نیک و کِردار نیک برای پیروانِ کیش اَشو زَرتُشت است.
▫️ نِگاره فِرَوَهَر از سر تا سینه،نقش پیرمردیست که تجربه، جهاندیدگی و داناییِ پیرانِ دانا و باخِرَد را می نمایاند.
▫️ دستِ اَفراشته به سمت بالا، نشانۀ ستایش به درگاهِ آفریدگار و والامَنشی و بالا اندیشی است.
▫️ حلقۀ دایره ای که در دستِ پیر مرد قرار دارد، نشانۀ پیمان با پروردگار و همبستگی هاست.
▫️ بال های گشوده، نشانۀ اَندیشه، گفتار و کِردارِ نیک است که با پیروی از آن، بشر به کمال می رسد و نیز نشانۀ برابری هاست. خط های روی بالِ فِرَوَهَرهم نشانۀ از سی و سه اَمشاسپندان (نام فرشتگان) می باشد.
▫️ حلقۀ میانِ نگاره، نشانۀ بی پایانی روزگار، و برگشتِ رفتار و کردار آدمی به خود اوست.
▫️ دو رشتۀ آویز، یکی در سمتِ راست، نماد سِپَنتا مِینوبه چَم (به معنا)، مقدس، راهنمایی به نیکویی ها، اندیشۀ نیک و سازندگی است و دیگری درسمتِ چپ نماد اَنگِرَه مِینو به چَم (به معنا)، اهریمن، راهنمای بدی و مظهرِ شَرّ و فساد و پَلیدیست. این دو رشتۀ آویز به چم (به معنی) دو نیروی متضاد نیکی و بدیست، که در نهادِ آدمی وجود دارند و نشانهای برای مبارزۀ همیشگی و درونی برای سازندگیهاست.
▫️ دامندر سه ردیف در پایینِ نگاره، نشانۀ بداندیشی، بد گفتاری و بد کرداری است که در پایین قرار دارند، بهاین چم (معنی)، که بدی ها باید به زیرِ پا افکنده شوند.
▫️ فَرتورِ(عکس) فِرَوَهَر،رویش به سمت راست (نه چپ) است که سوی راست همان سوی خاور (شرق) است که به چمِ (به معنا) روشنایی، راستی، پاکی و شادی است.
واژۀ فِرَوَهَر از دو واژه فِرَه به چمِ «پیش رو»، ووَهَر به چمِ «بَرَنده و کِشَنده»تشکیل شده است و به چمِ (به معنایِ) «پیش بَرندۀ جوهَرِ تن و روان» است که بشر را بسوی پیشرفت و رسایی و جاودانی رهبری می کند.
فِرَوَهَر یکی از بخشهای پنج گانه وجودِ بشر (تن و روان، جان، وجدان و فروهر) است و فِرَوَهَر در حقیقت ذرّهای از پرتوِ اَهورایی (یزدان) است که در وجودِ بشر نهاده شده است.
این اثر از دوره هخامنشیان باقی مانده است و بَر سَردرِ بنایِ تاریخیِ کهَن تخت جمشید به نام کاخِ سه دروازه نقش بسته است. این نگاره را که در پاسارگاد و نقش رستم نیز حَکّ شده است،برخی به اشتباه اَهورامَزدا می نامند.
زرتشتیان نیک اندیش و باورمند به گفتههای خردمندانۀ اَشو زَرتُشت (زرتشت پاک)، نَقش فِرَوَهَر را که قدمتی بس طولانی دارد، سالهای سال است که به عنوانِ نماد یا نشان برای خود برگزیده اند. برخی از خوش باوران و نیک نهادان، نیز که آشنا به کار بُرد نمادِها و یا نمادِ فِرَوَهَر نیستند و آن را فقط زیبا و دلنشین می پندارند، با این تصورکه از نژادِ آریایی هستند،از آن استفاده می کنند. بدون توجه به این که در سرزمینِ باستانیِ ایرانِ آریایی نژاد، نژادهای گوناگونی چون آشوری ها، کلدانی ها و مادها و دیگر نژادها زندگی می کردند که پس از گذشت زمان، هنگامی که آنان نیز به دین یا مذهبی پایبند شدند، نمادِ آن دین ها را برگزیدند.
در طی دورههای طولانی در تاریخ این سرزمین، گهگاهی خراشی بر کشور اَهورایی وارد شده، ولی برای همیشه نقشِ فِرَوَهَر پاک در فرهنگ این سرزمین، درخشان و ابدی باقی خواهد ماند. با توجه به اصل این نماد یا آرم، بهتر است با رعایتِ بهجا و احترام به قوانین و نمادهایدین زرتشتی و دین های دیگر، دین و فرهنگ خود را بهتر بشناسیم و آن را پاس بداریم.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
فرتور روز !
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم و مهربانو یاسمین پهلوی
در دیده ما شاه بود سایه یزدان
تا کور شود دیده بیگانه پرستان
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم و مهربانو یاسمین پهلوی
در دیده ما شاه بود سایه یزدان
تا کور شود دیده بیگانه پرستان
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎