فریب نخوریم، روح الله زم،
برنامه ای در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۰ از اینستاگرام جنبش.
مسائل مختلفی در این برنامه گفته شده به مانند اعدام روح الله زم، کشورهای خارجی بمانند اسرائیل و آمریکا، همچنین نقش جمهوری اشغال اسلامی و شبکه اهریمنی دشمنان ایران زمین در فریب مردم و گمراهی شان از مبارزه برای براندازی رژیم ضحاک اسلامی.
https://youtu.be/-FkxbZinIx8
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
برنامه ای در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۰ از اینستاگرام جنبش.
مسائل مختلفی در این برنامه گفته شده به مانند اعدام روح الله زم، کشورهای خارجی بمانند اسرائیل و آمریکا، همچنین نقش جمهوری اشغال اسلامی و شبکه اهریمنی دشمنان ایران زمین در فریب مردم و گمراهی شان از مبارزه برای براندازی رژیم ضحاک اسلامی.
https://youtu.be/-FkxbZinIx8
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
YouTube
فریب نخوریم،روح الله زم، ۱۲ دسامبر ۲۰۲۰
مسائل مختلفی در این برنامه گفته شده به مانند اعدام روح الله زم، کشورهای خارجی بمانند اسرائیل
و آمریکا و همچنین نقش جمهوری اشغال اسلامی و شبکه اهریمنی دشمنان ایران زمین.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
برای ارسال مطالب خود و ارتباط…
و آمریکا و همچنین نقش جمهوری اشغال اسلامی و شبکه اهریمنی دشمنان ایران زمین.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
برای ارسال مطالب خود و ارتباط…
Forwarded from کانال ستاد مشترک مدیران پادشاهی خواه
🔴یک کلام،ختم کلام
همه ی پادشاهی خواهان بدانند که؛
ائتلاف میان مزاحمین خلق و ملی منقلی و نهضت آزادی و مارکسیسم و توده ای و کمونیست و آخوند و... که همه جمهوری خواه بودند باعث شد تا نهاد پادشاهی در ایران سقوط کند.
برای بازگشت پادشاهی به ایران تنها راه دل کندن از تمام این جریانات میباشد.
باید این ائتلاف شوم برهم بخورد تا پادشاهی به ایران بازگردد،غیر از این تمام راهها به بیراهه هستند...
⛔️محمد مهدوی فر #تخریبچی_اپوزیسیون با یک لیست بلند و بالا از #شاهزاده خواسته از پادشاهی انصراف دهد تا اپوزیسیون را متحد کنند.
پاسخ ما به این شخص و دوستانشان این است که ما خواهان از هم پاشیدن این اتحاد شوم و ضد ایرانی هستیم.
حال چند پرسش از محمد مهدوی فر؛
۱-آیا تا بحال از مریم قجر رئیس جمهور خود خوانده مزاحمین خلق خواسته اید از ریاست جمهوری خود خوانده اش دست بردارد؟
۲-تا کنون از حسن شریعتمداری رئیس شورای گراز خواسته اید که دست از اهداف تجزیه ایران و همچنین حمایت از تجزیه طلبان که با صراحت از خودمختاری و خودپخ داری دم میزنند، دست بردارند؟
جناب مهدوی فر همین دو پرسش را پاسخ دهید هنر کرده اید.
و در پایان؛شما از چه چیزی ترس دارید که اینهمه تأکید دارید شاهزاده از پادشاهی انصراف دهد؟
شاید مردم در رفراندوم به ایشان و نهاد پادشاهی رأی ندهند.
شما پیشاپیش چرا از نتیجه وحشت زده هستید؟
اگر تمام پادشاهی خواهان راستین ۱۰% در ایجاد محبوبیت شاهزاده موفق عمل کرده باشند،امثال شما با حمله به شاهزاده ۹۰% موجب محبوبیت ایشان شده اید.
یک پیشنهاد برای شما و دوستانتان:اگر میخواهید مردم ایران را از شاهزاده دور کنید تنها کافیست که شما و دوستانتان از ایشان حمایت کنید،بی شک مردم بواسطه نزدیک شدن شماها از شاهزاده فراری خواهند شد...
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
همه ی پادشاهی خواهان بدانند که؛
ائتلاف میان مزاحمین خلق و ملی منقلی و نهضت آزادی و مارکسیسم و توده ای و کمونیست و آخوند و... که همه جمهوری خواه بودند باعث شد تا نهاد پادشاهی در ایران سقوط کند.
برای بازگشت پادشاهی به ایران تنها راه دل کندن از تمام این جریانات میباشد.
باید این ائتلاف شوم برهم بخورد تا پادشاهی به ایران بازگردد،غیر از این تمام راهها به بیراهه هستند...
⛔️محمد مهدوی فر #تخریبچی_اپوزیسیون با یک لیست بلند و بالا از #شاهزاده خواسته از پادشاهی انصراف دهد تا اپوزیسیون را متحد کنند.
پاسخ ما به این شخص و دوستانشان این است که ما خواهان از هم پاشیدن این اتحاد شوم و ضد ایرانی هستیم.
حال چند پرسش از محمد مهدوی فر؛
۱-آیا تا بحال از مریم قجر رئیس جمهور خود خوانده مزاحمین خلق خواسته اید از ریاست جمهوری خود خوانده اش دست بردارد؟
۲-تا کنون از حسن شریعتمداری رئیس شورای گراز خواسته اید که دست از اهداف تجزیه ایران و همچنین حمایت از تجزیه طلبان که با صراحت از خودمختاری و خودپخ داری دم میزنند، دست بردارند؟
جناب مهدوی فر همین دو پرسش را پاسخ دهید هنر کرده اید.
و در پایان؛شما از چه چیزی ترس دارید که اینهمه تأکید دارید شاهزاده از پادشاهی انصراف دهد؟
شاید مردم در رفراندوم به ایشان و نهاد پادشاهی رأی ندهند.
شما پیشاپیش چرا از نتیجه وحشت زده هستید؟
اگر تمام پادشاهی خواهان راستین ۱۰% در ایجاد محبوبیت شاهزاده موفق عمل کرده باشند،امثال شما با حمله به شاهزاده ۹۰% موجب محبوبیت ایشان شده اید.
یک پیشنهاد برای شما و دوستانتان:اگر میخواهید مردم ایران را از شاهزاده دور کنید تنها کافیست که شما و دوستانتان از ایشان حمایت کنید،بی شک مردم بواسطه نزدیک شدن شماها از شاهزاده فراری خواهند شد...
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
Forwarded from جبهه هماهنگ مبارزان ايران
YouTube
Video 511, December 13, 2020, J. Daftarian, S. Hamzavi, I. Ansari and A. NasreEsfahani
تشکیل فرقه یاحزب دموکرات آذربایجان بدستور مستقیم اتحاد جماهیر شوروی
چگونگی تشکیل حکومت خود مختار درمهاباد
نقش مردم و دولتمردان وپادشاه در نجات آذرآبادگان
نقض آشکار قانون اساسی مشروطیت
کاربرد قانون انچمنهای ایالتی و ولایتی
چگونگی تشکیل حکومت خود مختار درمهاباد
نقش مردم و دولتمردان وپادشاه در نجات آذرآبادگان
نقض آشکار قانون اساسی مشروطیت
کاربرد قانون انچمنهای ایالتی و ولایتی
برگزاری کنفرانس اقتصادی اتحادیه اروپا با رژیم ضحاک نشانگر حمایت کامل اروپا از آخوند جماعت است. اگر همین اتحادیه اعدام بچه اخوند زم را محکوم کرده است، تعجب نکنید، در هر صورت حمایت از آخوند و بچه شان در دستور کارشان است. بر همین پایه اصولا کشور و ملت بزرگ ایران زمین برایشان مهم نیست.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Forwarded from کانال ستاد مشترک مدیران پادشاهی خواه
🔴این متن را به هر طریقی که میتوانید بدست #خرزوخان (اردوغان) برسانید.👇
ارس را از شما جدا نکردند،بلکه شما را از ارس جدا کردند.
خاک شما خود،قسمتی از ایران بزرگ است که از مام میهن جدا شده است.
کمی به نام خودت هم مراجعه کنی میبینی ریشه ایرانی دارد.
اردوغان=>اردووان=>اردوان
و این نام یک پادشاه ایرانیست که متاسفانه بر تو بی لیاقت گذارده شده است.
آن الهام الیف بیچاره هم خبر ندارد که نامش مال خودش نیست،بلکه به واسطه جدا شدن بادکوبه از مام میهن اکنون نام ناپدری(روس) بر خود دارد.
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
ارس را از شما جدا نکردند،بلکه شما را از ارس جدا کردند.
خاک شما خود،قسمتی از ایران بزرگ است که از مام میهن جدا شده است.
کمی به نام خودت هم مراجعه کنی میبینی ریشه ایرانی دارد.
اردوغان=>اردووان=>اردوان
و این نام یک پادشاه ایرانیست که متاسفانه بر تو بی لیاقت گذارده شده است.
آن الهام الیف بیچاره هم خبر ندارد که نامش مال خودش نیست،بلکه به واسطه جدا شدن بادکوبه از مام میهن اکنون نام ناپدری(روس) بر خود دارد.
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
تقسيم نيروهای مسلح ايران به چهار ارتش در زمان پادشاهی يزدگرد يکم
پس از دو سال مطالعه و بررسی، در سال 402 ميلادی يزدگرد يكم از دودمان ساسانی بر تجديد سازمان نيروهای مسلح ايران صحه گذارد. روابط حسنه ايران و روم در زمان يزدگرد يكم اين فرصت را به ژنرالهای ايران داده بود كه بنشينند و پس از نزديك به دو قرن، باتوجه به اوضاع جهان آن زمان و تهديد های تازه و با استفاده از تجربه گذشته به نوسازی سازمان ارتش بپردازند.
طبق سازمان تازه كه جزئيات آن در آرشيوهای منتقل شده از قسطنطنيه به رم در سال 1453 آمده است، نيروهای مسلح ايران به چهار ارتش به اين شرح تقسيم شده بودند:
ارتش يكم؛ قرارگاه ستاد در شهر مرو. واحدهای اين ارتش موظف به جلوگيری از مهاجرت و يا تجاوز مسلحانه اقوام زرد و نيمه زرد ساکن شمال شرقی آسيای مركزی و شمال غربی چين[آلتائيک ها] به اين سوی سيردريا (سيحون) بودند. هيچگاه و در هيچ شرايطی از واحدهای اين ارتش جز در همان منطقه نبايد استفاده مي شد، زيرا كه به نظر طرّاحان اين سازمان بندی ورود اقوام مذكور كه تمدنی عقب مانده و اخلاقياتی ضعيف داشتند به قلمرو ايران نه تنها تجاوز ارضی بود بلكه تخريب فرهنگي جبران ناپذير بشمار مي رفت. واحدهای معروف به مرزبان كه قبلا به وجود آمده بودند و در مرزهای شمال شرقی مستقر بودند بايد ضميمه اين ارتش مي شدند. در اين ارتش، نسبت سوار و پياده يك و دو بود.
ارتش دوم؛ قرارگاه سيّار. واحدهای اين ارتش متساويا به دو سپاه تقسيم و در طرفين دريای گرگان (دريای کاسپین ـ درياي قزوين ) مستقر و از دربند قفقاز تا معابر داغستان و نقاط رخنه خزرها در غرب آرال (شرق دريای مازندران) محافظت می كردند. واحدهای اين ارتش به نسبت چهار و يك سوار و پياده بايد بودند.
ارتش سوم ؛ قرارگاه تيسفون (جنوب بغداد)، اين ارتش از مرزهای غربی و شمال غربی و پايتخت حراست مي كرد و بازدارنده روميان در صورت تعرض ناگهانی؛ تا رسيدن ارتش های دو و چهار بود.
ارتش چهارم؛ قرارگاه سپاهان (اصفهان). اين ارتش كمكی و احتياط بود و جز آن قسمت از اين ارتش كه در سيستان و «قندهار امروز» مستقر بود، براي كمك به ارتشهاي ديگر اعزام مي شد. ستاد اين ارتش در شرايط جنك مامور بسيج نيرو و جمع آوري و آموزش سرباز بود. نسبت رده ها نيز متغيير بود.
اين تقسيم بندي نشان مي دهد كه خطری در پارس (فارس امروز، كرمان و يزد، مكران و جزاير ) وجود نداشت.
اين سازمان تا پايان حكومت ساسانيان به مدت نزديك به دو و نيم قرن تغيير نيافت. همين انعطاف ناپدير بودن اين سازمان از دلايل شكست ايران ازاعراب شد و يزدگرد سوم ارتش يكم را به كمك نطلبيد، بلكه خود پس از شكست نهاوند به سوی قرارگاه اين ارتش در مرو رفت كه همانجا كشته شد و پسر او هم نتوانست از واحد ثابت ارتش چهارم در سيستان استفاده كند. پس از فرو پاشی ارتش يكم بود كه اقوام غُز، سلجوقيان و طوايف مربوط به ماورالنهر مهاجرت كردند.
پس از پيوستن ايران به پيمای مركزی (سنتو)، در دهه 1960 بارديگر نيروهاي نظامی ايران كه شامل ده لشكر بود به چهار ارتش تبديل شدند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
پس از دو سال مطالعه و بررسی، در سال 402 ميلادی يزدگرد يكم از دودمان ساسانی بر تجديد سازمان نيروهای مسلح ايران صحه گذارد. روابط حسنه ايران و روم در زمان يزدگرد يكم اين فرصت را به ژنرالهای ايران داده بود كه بنشينند و پس از نزديك به دو قرن، باتوجه به اوضاع جهان آن زمان و تهديد های تازه و با استفاده از تجربه گذشته به نوسازی سازمان ارتش بپردازند.
طبق سازمان تازه كه جزئيات آن در آرشيوهای منتقل شده از قسطنطنيه به رم در سال 1453 آمده است، نيروهای مسلح ايران به چهار ارتش به اين شرح تقسيم شده بودند:
ارتش يكم؛ قرارگاه ستاد در شهر مرو. واحدهای اين ارتش موظف به جلوگيری از مهاجرت و يا تجاوز مسلحانه اقوام زرد و نيمه زرد ساکن شمال شرقی آسيای مركزی و شمال غربی چين[آلتائيک ها] به اين سوی سيردريا (سيحون) بودند. هيچگاه و در هيچ شرايطی از واحدهای اين ارتش جز در همان منطقه نبايد استفاده مي شد، زيرا كه به نظر طرّاحان اين سازمان بندی ورود اقوام مذكور كه تمدنی عقب مانده و اخلاقياتی ضعيف داشتند به قلمرو ايران نه تنها تجاوز ارضی بود بلكه تخريب فرهنگي جبران ناپذير بشمار مي رفت. واحدهای معروف به مرزبان كه قبلا به وجود آمده بودند و در مرزهای شمال شرقی مستقر بودند بايد ضميمه اين ارتش مي شدند. در اين ارتش، نسبت سوار و پياده يك و دو بود.
ارتش دوم؛ قرارگاه سيّار. واحدهای اين ارتش متساويا به دو سپاه تقسيم و در طرفين دريای گرگان (دريای کاسپین ـ درياي قزوين ) مستقر و از دربند قفقاز تا معابر داغستان و نقاط رخنه خزرها در غرب آرال (شرق دريای مازندران) محافظت می كردند. واحدهای اين ارتش به نسبت چهار و يك سوار و پياده بايد بودند.
ارتش سوم ؛ قرارگاه تيسفون (جنوب بغداد)، اين ارتش از مرزهای غربی و شمال غربی و پايتخت حراست مي كرد و بازدارنده روميان در صورت تعرض ناگهانی؛ تا رسيدن ارتش های دو و چهار بود.
ارتش چهارم؛ قرارگاه سپاهان (اصفهان). اين ارتش كمكی و احتياط بود و جز آن قسمت از اين ارتش كه در سيستان و «قندهار امروز» مستقر بود، براي كمك به ارتشهاي ديگر اعزام مي شد. ستاد اين ارتش در شرايط جنك مامور بسيج نيرو و جمع آوري و آموزش سرباز بود. نسبت رده ها نيز متغيير بود.
اين تقسيم بندي نشان مي دهد كه خطری در پارس (فارس امروز، كرمان و يزد، مكران و جزاير ) وجود نداشت.
اين سازمان تا پايان حكومت ساسانيان به مدت نزديك به دو و نيم قرن تغيير نيافت. همين انعطاف ناپدير بودن اين سازمان از دلايل شكست ايران ازاعراب شد و يزدگرد سوم ارتش يكم را به كمك نطلبيد، بلكه خود پس از شكست نهاوند به سوی قرارگاه اين ارتش در مرو رفت كه همانجا كشته شد و پسر او هم نتوانست از واحد ثابت ارتش چهارم در سيستان استفاده كند. پس از فرو پاشی ارتش يكم بود كه اقوام غُز، سلجوقيان و طوايف مربوط به ماورالنهر مهاجرت كردند.
پس از پيوستن ايران به پيمای مركزی (سنتو)، در دهه 1960 بارديگر نيروهاي نظامی ايران كه شامل ده لشكر بود به چهار ارتش تبديل شدند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸قرارداد ننگین گلستان سرآغاز کوچک شدن ایرانزمین ـ قراردادی که یک دیپلمات انگلیسی مَتن آن را نوشته بود! و قفقاز ایران را به روسیه داد !!
اوراق امضاء شده قرارداد گلستان که تاریخ نبیسان زیر نفوذ استعمارگرانِ اروپایی عنوان آن را عهدنامه و پیمان (تریتی) گذارده اند و 24 اکتبر 1813 با میانجی گری دولت لندن میان ایران و روسیه امضاء شد درست یک ماه بعد در 24 نوامبر به دربار تهران رسید! و فتحعلی شاه (شاه مغول تبار) وقت از متن آن اطلاع یافت. این قرارداد سرآغاز مرحله سوم کوچک شدن ایرانزمین بود ـ مرحله اول با شکست نظامی ایران از اسکندر مقدونی و مرحله دوم با شکست نظامی ایران در نبرد قادسیه. گور اوزلی (دارای لقب سِر) Sir Gore Ouseley دیپلمات انگلیسی پیشنویس قرارداد را تهیه کرده بود!!. طبق این قرارداد، دولت ناآگاه تهران از اوضاع جهان و تاریخ ایران و تکالیف خود در قبال تمامیت کشور و حق شهروندان نسبت به آن، از داغستان (جنوب روسیه امروز) و شهر معروف دربند (دربنت)، تمامی گرجستان و مناطق چهارگانه ساحلی غرب آن ازجمله آبخیزستان (آبخازیا)، مناطق باکو، قره باغ، شَکی و بخشی از طوالش که بیش از 2 هزار سال گوشهِ شمال غربی ایران بودند و دولت های ایران بویژه اشکانیان و ساسانیان برای محافظت از آنها جنگ ها کرده و خون ها داده بودند گذشت. گلستان یک روستا در قفقاز جنوبی است که این قرارداد در آنجا به امضای نیکلای رتیسچف N. Rtischev نماینده امپراتور روسیه و میرزا ابوالحسن خان (معروف به ایلچی = سفیر) نماینده شاه ایران رسیده بود.
جنگ یکم روسیه با ایران که به امضای قرار داد گلستان انجامید در پی لشکرکشی روسیه به تفلیس (حاکم نشین گرجستان شرقی وقت) و استقرار در آن منطقه که گوشه ای از قلمرو ایران در قفقاز بود روی داده بود. دولت تهران با اتکاء بر اتحاد خود با ناپلئون بناپارت [که ناپلئون در سال 1807 در تیلسیتTilsit با تزارروسیه آشتی کرد و از آن پس تعهد خود در قبال ایران را نادیده گرفت!] و اینکه ارتش ایران از لحاظ نفر پنج برابر نیروهای اعزامی روسیه به قفقاز بود وارد جنگ شده بود.
الکساندر یکم تزار وقت روسیه در آغاز سلطنت خود اعلام کرده بود که تصمیم قاطع به توسعه روسیه [به انجام رسانیدن آرزوهای پتر بزرگ و رسیدن به آب های گرم اقیانوس هند] دارد و از تصرف قفقازآغاز می کند. این خبر باعث نگرانی دولت لندن شده بود که بیم داشت، روس ها از طریق ایران [که افغانستان بخشی از آن بود] و خلیج فارس به هندوستان رخنه کنند. تعرّض به قلمرو ایران در قفقاز در دو ستون توسط دو ژنرال روس آغاز شده بود؛ ژنرال پاول دمترییویچ سیسیانوف Pavel Dmitryevich Tsitsianov حملات نظامی به باکو و ژنرال ایوان گودویچ Ivan Gudvich به ارمنستان را فرماندهی می کردند. سیسیانوف بیستم فوریه 1806 و در 50 سالگی در جریان معارضه با ایران در باکو کشته شد و در آخرین سال نبرد، ژنرال پیوتر کوتلیارفسکیPyotr Kotlyarevsky برنده بود. دولت لندن که از پیشروی روسها در قلمرو ایران نگران شده بود دست به میانجیگری زد و روسها که با تعرّض ارتش ناپلئون [که پس از آشتی در تیلسیت، دوباره برضد تزار روسیه شده بود] رو به رو بودند و نیاز به دوستی با انگلستان [دشمن شماره یک ناپلئون] داشتند با این میانجیگری و مذاکره برای ترک مخاصمه موافقت کردند مخصوصا که میانجیگری بر عهده سِر گور اوزلی Sir Gore Ousely ـ دیپلمات انگلیسی آشنا با تزار روسیه واگذار شده بود. متن قرارداد که با انشاء «اوزلی» تنظیم شده بود 24 اکتبر 1813 در دهکده گلستان امضاء شد و برپایه آن؛ گرجستان، مناطق ساحل دریای سیاه واقع در غرب گرجستان ازجمله آبخیزستان [آبخازیا = آبخازیه]، ایمِرتیاImeretia، مِگرلیاMegrelia (اودیشی) و گوریاGuria، همه داغستان (قفقاز شمالی) و ازجمله شهر دربند (دربنت)، و نیز باکو، گنجه، شیروان، شکین (شکیShakki)، قره باغ، لنکران و ... از ایران جدا شدند. از زمان تاسيس كشور ايران تا آن روز، تمامی قفقاز ازجمله اران (قفقاز جنوبي) گوشه اي از خاك اصلي ايران بود و به شهادت تاریخ، ایرانیان برای محافظت این منطقه دائما و با تمامی امکانات با رومیان و اقوام مهاجر آسیای شمال شرقی جنگیده بودند.
اوراق امضاء شده قرارداد گلستان که تاریخ نبیسان زیر نفوذ استعمارگرانِ اروپایی عنوان آن را عهدنامه و پیمان (تریتی) گذارده اند و 24 اکتبر 1813 با میانجی گری دولت لندن میان ایران و روسیه امضاء شد درست یک ماه بعد در 24 نوامبر به دربار تهران رسید! و فتحعلی شاه (شاه مغول تبار) وقت از متن آن اطلاع یافت. این قرارداد سرآغاز مرحله سوم کوچک شدن ایرانزمین بود ـ مرحله اول با شکست نظامی ایران از اسکندر مقدونی و مرحله دوم با شکست نظامی ایران در نبرد قادسیه. گور اوزلی (دارای لقب سِر) Sir Gore Ouseley دیپلمات انگلیسی پیشنویس قرارداد را تهیه کرده بود!!. طبق این قرارداد، دولت ناآگاه تهران از اوضاع جهان و تاریخ ایران و تکالیف خود در قبال تمامیت کشور و حق شهروندان نسبت به آن، از داغستان (جنوب روسیه امروز) و شهر معروف دربند (دربنت)، تمامی گرجستان و مناطق چهارگانه ساحلی غرب آن ازجمله آبخیزستان (آبخازیا)، مناطق باکو، قره باغ، شَکی و بخشی از طوالش که بیش از 2 هزار سال گوشهِ شمال غربی ایران بودند و دولت های ایران بویژه اشکانیان و ساسانیان برای محافظت از آنها جنگ ها کرده و خون ها داده بودند گذشت. گلستان یک روستا در قفقاز جنوبی است که این قرارداد در آنجا به امضای نیکلای رتیسچف N. Rtischev نماینده امپراتور روسیه و میرزا ابوالحسن خان (معروف به ایلچی = سفیر) نماینده شاه ایران رسیده بود.
جنگ یکم روسیه با ایران که به امضای قرار داد گلستان انجامید در پی لشکرکشی روسیه به تفلیس (حاکم نشین گرجستان شرقی وقت) و استقرار در آن منطقه که گوشه ای از قلمرو ایران در قفقاز بود روی داده بود. دولت تهران با اتکاء بر اتحاد خود با ناپلئون بناپارت [که ناپلئون در سال 1807 در تیلسیتTilsit با تزارروسیه آشتی کرد و از آن پس تعهد خود در قبال ایران را نادیده گرفت!] و اینکه ارتش ایران از لحاظ نفر پنج برابر نیروهای اعزامی روسیه به قفقاز بود وارد جنگ شده بود.
الکساندر یکم تزار وقت روسیه در آغاز سلطنت خود اعلام کرده بود که تصمیم قاطع به توسعه روسیه [به انجام رسانیدن آرزوهای پتر بزرگ و رسیدن به آب های گرم اقیانوس هند] دارد و از تصرف قفقازآغاز می کند. این خبر باعث نگرانی دولت لندن شده بود که بیم داشت، روس ها از طریق ایران [که افغانستان بخشی از آن بود] و خلیج فارس به هندوستان رخنه کنند. تعرّض به قلمرو ایران در قفقاز در دو ستون توسط دو ژنرال روس آغاز شده بود؛ ژنرال پاول دمترییویچ سیسیانوف Pavel Dmitryevich Tsitsianov حملات نظامی به باکو و ژنرال ایوان گودویچ Ivan Gudvich به ارمنستان را فرماندهی می کردند. سیسیانوف بیستم فوریه 1806 و در 50 سالگی در جریان معارضه با ایران در باکو کشته شد و در آخرین سال نبرد، ژنرال پیوتر کوتلیارفسکیPyotr Kotlyarevsky برنده بود. دولت لندن که از پیشروی روسها در قلمرو ایران نگران شده بود دست به میانجیگری زد و روسها که با تعرّض ارتش ناپلئون [که پس از آشتی در تیلسیت، دوباره برضد تزار روسیه شده بود] رو به رو بودند و نیاز به دوستی با انگلستان [دشمن شماره یک ناپلئون] داشتند با این میانجیگری و مذاکره برای ترک مخاصمه موافقت کردند مخصوصا که میانجیگری بر عهده سِر گور اوزلی Sir Gore Ousely ـ دیپلمات انگلیسی آشنا با تزار روسیه واگذار شده بود. متن قرارداد که با انشاء «اوزلی» تنظیم شده بود 24 اکتبر 1813 در دهکده گلستان امضاء شد و برپایه آن؛ گرجستان، مناطق ساحل دریای سیاه واقع در غرب گرجستان ازجمله آبخیزستان [آبخازیا = آبخازیه]، ایمِرتیاImeretia، مِگرلیاMegrelia (اودیشی) و گوریاGuria، همه داغستان (قفقاز شمالی) و ازجمله شهر دربند (دربنت)، و نیز باکو، گنجه، شیروان، شکین (شکیShakki)، قره باغ، لنکران و ... از ایران جدا شدند. از زمان تاسيس كشور ايران تا آن روز، تمامی قفقاز ازجمله اران (قفقاز جنوبي) گوشه اي از خاك اصلي ايران بود و به شهادت تاریخ، ایرانیان برای محافظت این منطقه دائما و با تمامی امکانات با رومیان و اقوام مهاجر آسیای شمال شرقی جنگیده بودند.
مورخان، قراردادهاي گلستان و تركمن چاي و از دست رفتن قفقاز ایران، قرارداد تخليه هرات و رسمیت یافتن جدایی ایران خاوری (افغانستان)، موافقت ضمنی (بدون مقاومت) با استقرار روسیه در منطقه فرارود و تأیید تصرف منطقه سرخس شمالی (اشک آباد)، بی اعتنایی به تصرف جزایر خلیج فارس از سوی خارجی، تسلیم منطقه سلیمانیه به عثمانی، از دست رفتن منطقه شیعه نشین بصره، بی اعتنایی به ترسیم خطوط مرزی مسئله دار ایران و عراق و ایران و هندوستان (امروزه؛ پاکستان) در منطقه بلوچستان را نتيجه سوء حكومت 131 ساله قاجاریه بر ايران بشمار آورده اند. بلشویک های روسیه برای بلعیدن آذربایجان ایران، نام آذربایجان بر قفقاز جنوبی (اران) گذاردند که اینک جمهوری آذربایجان شده است.
به اظهار برخی اصحاب نظر، رويدادها و تحولات قرن 20 به ويژه انحلال امپراتوري روسيه (يك طرف قرارداد با ایران) و بعدا فروپاشی اتحاد شوروي [جانشین آن] و نيز وضعیت افغانستان فرصت به دست تهران داده است که اگر بخواهد قراردادهاي گلستان، تركمنچاي، هرات و ... را كه طبق عرف تاريخ، تحميلات نظامي بشمار مي روند و قابل اعراض و اعتراض هستند ـ دست كم روي كاغذ ـ ابطال و كان لم يكن اعلام كند، همچنانکه پس از انقلاب، قرارداد سال 1921 روسيه شوروي با ایران را به طور يكجانبه لغو کرد!.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
به اظهار برخی اصحاب نظر، رويدادها و تحولات قرن 20 به ويژه انحلال امپراتوري روسيه (يك طرف قرارداد با ایران) و بعدا فروپاشی اتحاد شوروي [جانشین آن] و نيز وضعیت افغانستان فرصت به دست تهران داده است که اگر بخواهد قراردادهاي گلستان، تركمنچاي، هرات و ... را كه طبق عرف تاريخ، تحميلات نظامي بشمار مي روند و قابل اعراض و اعتراض هستند ـ دست كم روي كاغذ ـ ابطال و كان لم يكن اعلام كند، همچنانکه پس از انقلاب، قرارداد سال 1921 روسيه شوروي با ایران را به طور يكجانبه لغو کرد!.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸آزرمیدخت، آذرمیدخت، یا به گفته فردوسی بزرگ آزرم ، یکی از دختران خسرو پرویز و خواهر پوراندخت بود که در سال های پایانی حیات سلسله باشکوه ساسانی پس از فرآیین و با همکاری فرخ هرمز بر تخت نشست.
پس از بر تخت نشستن آذرمیدخت، فرخ هرمز برای پیوند دادن دو فراکسیون ایرانی (فراکسیون پهلو و پارسی) به آذرمیدخت پیشنهاد ازدواج داد.(یا شاید برای رسیدن به پادشاهی) ولی آذرمیدخت که خود را شاهزاده می دانست ازین پیشنهاد فرخ هرمز بر آشفت و از وی زمان برای تصمیم گیری خواست. اما در نهان پیرنگ قتل او را کشید. آذرمیدخت پس از آن با همکاری سیاوخش فرخ هرمز را کشت.
با قتل فرخ هرمز که خود فرمانده فراکسیون پهلو بود، بار دیگر دو فراکسیون پهلو و پارسی به جان یکدیگر افتادند. از آنسوی پسران فرخ هرمز یعنی رستم فرخزاد و فرخزاد هرمز به خونخواهی پدر از خراسان به تیسفون لشکر کشیدند. آذرمیدخت نیز سپاهش را به جنگ آنان فرستاد. در این جنگ رستم پیروز شد و تیسپون را سرنگون کرد رستم آذرمیدخت را به تلافی قتل پدرش نابینا و به کشت و همچنین کسانی که در کشتن فرخ هرمز دست داشتند را مجازات کرد. رستم پس از این گام ها خواهر وی پوراندخت را بر تخت شاهی می نشاند. (631 میلادی)
آذرمی دخت در درازای کوتاه پادشاهی اش اوضاع نابسامان ساسانی را بهبود بخشید.
در کتابی به نام صور ملوک بنی ساسان، او را چنین مدح کرده اند: «بنشسته بر تخت، پیراهن گلدوزی شده به رنگ سرخ و شلواری به رنگ آسمان به تن، در دست راستش تبرزینی زرین و در دست چپش شمشیری ظریف گرفته.
در شهر اسد آباد آتشکده ای به نام پی افکنی وجود داشت که به آزرم دخت نسبت داده می شود. همانگونه که گفته شد بنا بر نوشته های دیگر او به دست رستم کشته شده است ولی در شاهنامه دلیل مرگ وی به درستی روشن نیست.
🔸پادشاهی آذرمیدخت از زبان فردوسی بزرگ:
یکی دخت دیگر بد آزرم نام
ز تاج بزرگان رسیده به کام
بیامد به تخت کیان برنشست
گرفت این جهان جهان رابه دست
فردوسی آذرمیدخت را آزرم نامیده است (که این نام به چم پیری ناپذیر است) که بر تخت می نشیند و تاج کیانی را بر سرش می گذارد.
نخستین چنین گفت کای بخردان
جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آیین کنیم
کزین پس همه خشت بالین کنیم
او پس از رسیدن به پادشاهی،با بزرگان کشور از نابسامانی های کشور می گوید و از آنان می خواهد تا با دادگری اوضاع نابسامان کشور را بهبود ببخشند که سرنوشت همه انسان ها جز مرگ چیز دیگری نیست.
هر آنکس که باشد مرا دوستدار
چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پیمان من بگذرد
بپیچید ز آیین و راه خرد
به خواری تنش را برآرم بدار
ز دهقان و تازی و رومی شمار
در ادامه آذرمیدخت می گوید کسانی که با وی و ایران وفادار باشند آنان را گرامی می دارد ولی هر آن کس که بخواهد راه خیانت در پیش بگیرید او را مجازات خواهم کرد هرچند که اشراف زاده و یا مردم بهنجار باشد.
همی بود بر تخت بر چار ماه
به پنجم شکست اندر آمد به گاه
از آزرم گیتی بی آزرم گشت
پی اختر رفتنش نرم گشت
شد او نیز و آن تخت بی شاه ماند
به کام دل مرد بدخواه ماند
همه کار گردنده چرخ این بود
ز پروردهٔ خویش پرکین بود
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
پس از بر تخت نشستن آذرمیدخت، فرخ هرمز برای پیوند دادن دو فراکسیون ایرانی (فراکسیون پهلو و پارسی) به آذرمیدخت پیشنهاد ازدواج داد.(یا شاید برای رسیدن به پادشاهی) ولی آذرمیدخت که خود را شاهزاده می دانست ازین پیشنهاد فرخ هرمز بر آشفت و از وی زمان برای تصمیم گیری خواست. اما در نهان پیرنگ قتل او را کشید. آذرمیدخت پس از آن با همکاری سیاوخش فرخ هرمز را کشت.
با قتل فرخ هرمز که خود فرمانده فراکسیون پهلو بود، بار دیگر دو فراکسیون پهلو و پارسی به جان یکدیگر افتادند. از آنسوی پسران فرخ هرمز یعنی رستم فرخزاد و فرخزاد هرمز به خونخواهی پدر از خراسان به تیسفون لشکر کشیدند. آذرمیدخت نیز سپاهش را به جنگ آنان فرستاد. در این جنگ رستم پیروز شد و تیسپون را سرنگون کرد رستم آذرمیدخت را به تلافی قتل پدرش نابینا و به کشت و همچنین کسانی که در کشتن فرخ هرمز دست داشتند را مجازات کرد. رستم پس از این گام ها خواهر وی پوراندخت را بر تخت شاهی می نشاند. (631 میلادی)
آذرمی دخت در درازای کوتاه پادشاهی اش اوضاع نابسامان ساسانی را بهبود بخشید.
در کتابی به نام صور ملوک بنی ساسان، او را چنین مدح کرده اند: «بنشسته بر تخت، پیراهن گلدوزی شده به رنگ سرخ و شلواری به رنگ آسمان به تن، در دست راستش تبرزینی زرین و در دست چپش شمشیری ظریف گرفته.
در شهر اسد آباد آتشکده ای به نام پی افکنی وجود داشت که به آزرم دخت نسبت داده می شود. همانگونه که گفته شد بنا بر نوشته های دیگر او به دست رستم کشته شده است ولی در شاهنامه دلیل مرگ وی به درستی روشن نیست.
🔸پادشاهی آذرمیدخت از زبان فردوسی بزرگ:
یکی دخت دیگر بد آزرم نام
ز تاج بزرگان رسیده به کام
بیامد به تخت کیان برنشست
گرفت این جهان جهان رابه دست
فردوسی آذرمیدخت را آزرم نامیده است (که این نام به چم پیری ناپذیر است) که بر تخت می نشیند و تاج کیانی را بر سرش می گذارد.
نخستین چنین گفت کای بخردان
جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آیین کنیم
کزین پس همه خشت بالین کنیم
او پس از رسیدن به پادشاهی،با بزرگان کشور از نابسامانی های کشور می گوید و از آنان می خواهد تا با دادگری اوضاع نابسامان کشور را بهبود ببخشند که سرنوشت همه انسان ها جز مرگ چیز دیگری نیست.
هر آنکس که باشد مرا دوستدار
چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پیمان من بگذرد
بپیچید ز آیین و راه خرد
به خواری تنش را برآرم بدار
ز دهقان و تازی و رومی شمار
در ادامه آذرمیدخت می گوید کسانی که با وی و ایران وفادار باشند آنان را گرامی می دارد ولی هر آن کس که بخواهد راه خیانت در پیش بگیرید او را مجازات خواهم کرد هرچند که اشراف زاده و یا مردم بهنجار باشد.
همی بود بر تخت بر چار ماه
به پنجم شکست اندر آمد به گاه
از آزرم گیتی بی آزرم گشت
پی اختر رفتنش نرم گشت
شد او نیز و آن تخت بی شاه ماند
به کام دل مرد بدخواه ماند
همه کار گردنده چرخ این بود
ز پروردهٔ خویش پرکین بود
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
خیلی ساده بگوییم و شاید هم خودتان تا به اکنون دانسته اید
که آشوب و تنش و جنگ و خونریزی خواست مافیای جهانی است تا نفس کشد و بر جهان و دارایی های بیکران اش حکمرانی کند .
حال میخواهد این تنش با آلوده نمودن و نسل کشی ده ها میلیون انسان با یک ویروس دست ساز کمونیستی باشد یا یک بمب هسته ای
میخواهد آشوب آنتی فا را بر سراسر پهنه یگانه ابرقدرت سیاسی و نظامی دنیا روانه سازد و یا گروهک آدمخوار داعش را در میان رودان
عثمانی را به جان ایران اندازد یا باکو را به جان ارمنستان تا سربازان اش با پایکوبی و دست افشانی سر و گوش اسیران را گوش تا گوش ببرند یا در آنسوی روسیه را به جان اکراین تا یک شبه گوشه اش را تکه کنند و ببرند
به بازیگران اش دستور کشتار در کف خیابانهای ایران را بدهد و یا دستور سلاخی مسافران در هواپیمایی در سینه آسمان
و ......
جنگ و خونریزی و آشوب جان بیگناهان را می ستاند اما به اربابان سنگدل جانی دگر بار می دهد !
این جهان از پای بست ویران است ( کرده اند ) ....
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
که آشوب و تنش و جنگ و خونریزی خواست مافیای جهانی است تا نفس کشد و بر جهان و دارایی های بیکران اش حکمرانی کند .
حال میخواهد این تنش با آلوده نمودن و نسل کشی ده ها میلیون انسان با یک ویروس دست ساز کمونیستی باشد یا یک بمب هسته ای
میخواهد آشوب آنتی فا را بر سراسر پهنه یگانه ابرقدرت سیاسی و نظامی دنیا روانه سازد و یا گروهک آدمخوار داعش را در میان رودان
عثمانی را به جان ایران اندازد یا باکو را به جان ارمنستان تا سربازان اش با پایکوبی و دست افشانی سر و گوش اسیران را گوش تا گوش ببرند یا در آنسوی روسیه را به جان اکراین تا یک شبه گوشه اش را تکه کنند و ببرند
به بازیگران اش دستور کشتار در کف خیابانهای ایران را بدهد و یا دستور سلاخی مسافران در هواپیمایی در سینه آسمان
و ......
جنگ و خونریزی و آشوب جان بیگناهان را می ستاند اما به اربابان سنگدل جانی دگر بار می دهد !
این جهان از پای بست ویران است ( کرده اند ) ....
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
" انگیزه من برای ارائه این پیمان نوین، رسیدن به قدرت سیاسی نیست، بلکه تلاش برای برقراری سیستمی است که در آن، قدرت هرگز در انحصار یک فرد یا یک گروه نباشد. تکتک مردم ایران در سراسر کشور، فارغ از جنسیت، قومیت، مذهب و گرایش فکر و سبک زندگی، ضمن قبول مسئولیت، در تصمیمگیری برای آینده خود و کشورشان باید به یک اندازه سهیم باشند.
سکوت، بیتفاوتی و بیعملی امروز ما، پیامدهای بسیار فاجعهبارتری برای کشور و نسلهای آینده به همراه خواهد داشت.
بددلان در نقش “خندق نظام” به شما خواهند گفت آلترناتیوتان چیست؟ من به شما میگویم: تنها آلترناتیو مقبول، حاکمیت مردم ایران است! نظامی که در آن، قانونِ برآمده از رای آزاد مردم، بالاترین مرجع حکومت است.
باور کنیم که ما با هم و در کنار هم بیشماریم، و از سرکوبگران نیرومندتریم. اینگونه است که میتوانیم در مقیاسی بسیار بزرگتر از قبل، خیابانها را از سرکوبگران باز پس بگیریم. بزرگترین قدرت ما در همین واژه است: “ما“
فرازی از پیمان نوین شهریار ایرانزمین بتاریخ دوشنبه ۷ مهر ۲۵۷۹ شاهنشاهی برابر با ۱۳۹۹ تازی
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
سکوت، بیتفاوتی و بیعملی امروز ما، پیامدهای بسیار فاجعهبارتری برای کشور و نسلهای آینده به همراه خواهد داشت.
بددلان در نقش “خندق نظام” به شما خواهند گفت آلترناتیوتان چیست؟ من به شما میگویم: تنها آلترناتیو مقبول، حاکمیت مردم ایران است! نظامی که در آن، قانونِ برآمده از رای آزاد مردم، بالاترین مرجع حکومت است.
باور کنیم که ما با هم و در کنار هم بیشماریم، و از سرکوبگران نیرومندتریم. اینگونه است که میتوانیم در مقیاسی بسیار بزرگتر از قبل، خیابانها را از سرکوبگران باز پس بگیریم. بزرگترین قدرت ما در همین واژه است: “ما“
فرازی از پیمان نوین شهریار ایرانزمین بتاریخ دوشنبه ۷ مهر ۲۵۷۹ شاهنشاهی برابر با ۱۳۹۹ تازی
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
Forwarded from کانال ستاد مشترک مدیران پادشاهی خواه
🔴ترکیه افراد یک شبکه یازده نفره را که با سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم ایران همکاری میکردهاند، بازداشت کرد. این باند به سرکردگی یک قاچاقچی سابقه دار مواد مخدر، مخالفان حکومت ایران را در ترکیه می ربوده و به رژیم ایران تحویل میداده و یا به قتل میرسانده است.
پ.ن؛جالب اینجاست که تحویل دادن این تجزیه طلب(حبیب چعب) به جمهوری اسلامی صدای تمام اپوزیسیون نماها و رسانه های گلوبالیستی را در آورده،اما هنگامی که دولت ترکیه یک ملی گرا و پادشاهی خواه را دیپورت میکند یا اینکه در خاک اروپا ترور میشوند همگی خفه خون مرگ میگیرند.
⛔️راستی چرا شورای گراز و علی ناجوانمردی و دیگر دوستانشان درمورد اراجیف #خرزوخان (اردوغان) ماست به دهان هستند و هیچ موضعی نگرفتند؟؟؟
اگر واقعا دنبال تجزیه ایران نیستند الآن وقت ثابت کردن این موضوع است.
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
پ.ن؛جالب اینجاست که تحویل دادن این تجزیه طلب(حبیب چعب) به جمهوری اسلامی صدای تمام اپوزیسیون نماها و رسانه های گلوبالیستی را در آورده،اما هنگامی که دولت ترکیه یک ملی گرا و پادشاهی خواه را دیپورت میکند یا اینکه در خاک اروپا ترور میشوند همگی خفه خون مرگ میگیرند.
⛔️راستی چرا شورای گراز و علی ناجوانمردی و دیگر دوستانشان درمورد اراجیف #خرزوخان (اردوغان) ماست به دهان هستند و هیچ موضعی نگرفتند؟؟؟
اگر واقعا دنبال تجزیه ایران نیستند الآن وقت ثابت کردن این موضوع است.
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
Forwarded from Farah Pahlavi - فرح پهلوی
درگذشت دوست دیرینه مهندسامیر علی سردار افخمی که از برجسته ترین معماران تاریخ اخیر ایران بود اندوهی دیگر بر دل من نهاد.
در گذشت این دوست وفادار و این معمار ارزنده میهن را به همه اهل هنر ایران و به ویژه به لیلا عزیز فرزندان گرامیشعبدالحمید احمد علی و محمد حسین ازصمیم قلب
تسّلیت می گویم و در غم آنان شریکم.
در گذشت این دوست وفادار و این معمار ارزنده میهن را به همه اهل هنر ایران و به ویژه به لیلا عزیز فرزندان گرامیشعبدالحمید احمد علی و محمد حسین ازصمیم قلب
تسّلیت می گویم و در غم آنان شریکم.
🔸ابوجعفر محمد بن موسای خوارزمی
آموزگار جبر ورياضيات ايران و اروپا
(زاده حدود سال ۷۸۰ میلادی در خوارزم و درگذشته ۸۵۰ میلادی احتمالا در عراق)
ریاضیدان، ستارهشناس، فیلسوف، جغرافیدان و مورخ شهیر ایرانی.
در دوره عباسیان است. وی در حدود سال ۷۸۰ میلادی (قبل از ۱۸۵ قمری)
در خوارزم زاده شد. ابن ندیم و قفطی اصالت او را از خوارزم میدانند. لقب وی معمولاً اشاره به شهر خوارزم دارد که همان خیوه کنونی واقع در جنوب دریاچه آرال مرکزی و بخشی از جمهوری ازبکستان کنونی است.
شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات، بهویژه در رشته جبر، انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان سدههای میانه مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشتهاند و وی را «پدر جبر» نامیدهاند.
جرج سارتن، مورخ مشهور علم، در طبقهبندی سدهای کتاب خود مقدمهای بر تاریخ علم سده نهم هجری قمری را «عصر خوارزمی» مینامد.
خوارزمی ریاضیدان بنام قرون وسطی است که حاصل تحقیقات و تألیفات او هنوز مورد استفاده میباشد و کتاب جبر و مقابله او را بسیاری از مترجمان مشهور قرون وسطی ترجمه کردهاند. بیشترین چیرهدستی وی در حل معادلههای خطی و درجه دوم بودهاست. کتاب Algoritmi de numero Indorum که ترجمه کتاب جمع و تفریق با عددهای هندی او به لاتین است باعث شد تا دستگاه عددی در اروپا از عددنویسی رومی به عددنویسی هندی-عربی تغییر یابد؛ چیزی که هنوز نیز در اروپا و دیگر نقاط جهان فراگیر است.
واژه جبر را اروپائیان بطور کلی از کتاب خوارزمی و اصطلاح امروزی الگوریتم از نام خوارزمی گرفته شده است. به هنگام خلافت مامون، وی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید. خوارزمی کارهای دیوفانت را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت.
همچنین طبری به وی لقب «المجوسی» میدهد که نسبت او را به مغان زرتشتی میرساند و گمان میرود پدران او و حتی خودش، باید تا مدتی بر ائين پاك زرتشت بوده باشند . ولى به خاطر جبر حكومت اسلامى احتمال ميرود مسلمان شده باشد .
گویند قبل از اینکه محمد بن موسی خوارزمی در دارالحکمه مستقر شود او را به سرزمین هند فرستادند تا حساب هندی را بیاموزد خوارزمی پس از بازگشت از هند دو اثر «حساب الهند» و دیگری «الجبر و المقابله» را نگاشت. وی نتایجی را که یونانیان و هندیان بدست آورده بودند را تلفیق کرد و بدین ترتیب سبب انتقال مجموعهای از معلومات جبری حسابی شد که در ریاضیات قرون وسطی تاثیر عمیقی گذاشت.
خوارزمی در دربار مامون عباسی بسیار مورد توجه قرار داشته، وی بزرگترین ریاضیدان دربار و از منجمین و مشاورین رصدهای بیتالحکمه عباسی به حساب میآمده. گویند مامون بخشهای مربوط به هند را بدو واگذار کرده بود که این نشان از آشنایی وی به علوم و سرزمینهای هند دارد. وی همچنین مسئول تهیه اطلسی از نقشههای آسمان و زمین بود. شاید وی از جمله کسانی بوده که در اندازهگیری طول نصف النهار کره زمین در دشت سنجار شرکت داشته است.
محمد بن موسی خوارزمی در قرن سوم هجری، علمی را برای نخستین بار صورتبندی و تدوین کرد که خود آنرا «الجبر و المقابله» نامید، علمی که تمام شرایط یک دانش واقعی را داشت، یعنی همان که اروپاییان از آن به «ساینس» تعبیر میکنند. این ریاضیدان توانست با این دانش تمام معادلات درجه دوم زمان خود راحل و راه را برای حل معادلات درجه بالاتر هموار کند.
یک موضوع تاریخی را امروزه نمیتوان انکار کرد و آن این است که محمد بن موسی خوارزمی، معلم واقعی ملل اروپایی جدید در علم جبر بوده است
خوارزمی کارهای دیوفانتوس را در رشته جبر را دنبال کرد و به بسط آن پرداخت با توجه به این ابداع بزرگ ثابت کردند که علم نژاد و فرهنگ نمیشناسد و محصول ذهن انسانهای متفکری است که در این عرصه تلاش میکنند.
این علم از طریق کتاب وی «المختصر فی حساب الجبر و المقابله» در جهان شهرت یافت و ریاضیدانان بعد از خود را بشدت تحت تاثیر قرار داد که در سده ۱۲ میلادی به لاتین ترجمه شد.
خوارزمی نخست عدد را به صورت ترکیبی از واحدها توصیف میکند، سپس اصطلاحاتی را که در علم جبر به کارمیروند را تعریف میکند. این اصطلاحات عبارتند از «شیئ»، «مال»، «عدد» یا «درهم». سپس به تقسیم بندی معادلاتی میپردازد که از ترکیبهای مختلف این اصطلاحات با یکدیگر ایجاد میشوند. به این ترتیب شش دسته معادله از درجات اول و دوم بدست میآید:
آموزگار جبر ورياضيات ايران و اروپا
(زاده حدود سال ۷۸۰ میلادی در خوارزم و درگذشته ۸۵۰ میلادی احتمالا در عراق)
ریاضیدان، ستارهشناس، فیلسوف، جغرافیدان و مورخ شهیر ایرانی.
در دوره عباسیان است. وی در حدود سال ۷۸۰ میلادی (قبل از ۱۸۵ قمری)
در خوارزم زاده شد. ابن ندیم و قفطی اصالت او را از خوارزم میدانند. لقب وی معمولاً اشاره به شهر خوارزم دارد که همان خیوه کنونی واقع در جنوب دریاچه آرال مرکزی و بخشی از جمهوری ازبکستان کنونی است.
شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات، بهویژه در رشته جبر، انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان سدههای میانه مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشتهاند و وی را «پدر جبر» نامیدهاند.
جرج سارتن، مورخ مشهور علم، در طبقهبندی سدهای کتاب خود مقدمهای بر تاریخ علم سده نهم هجری قمری را «عصر خوارزمی» مینامد.
خوارزمی ریاضیدان بنام قرون وسطی است که حاصل تحقیقات و تألیفات او هنوز مورد استفاده میباشد و کتاب جبر و مقابله او را بسیاری از مترجمان مشهور قرون وسطی ترجمه کردهاند. بیشترین چیرهدستی وی در حل معادلههای خطی و درجه دوم بودهاست. کتاب Algoritmi de numero Indorum که ترجمه کتاب جمع و تفریق با عددهای هندی او به لاتین است باعث شد تا دستگاه عددی در اروپا از عددنویسی رومی به عددنویسی هندی-عربی تغییر یابد؛ چیزی که هنوز نیز در اروپا و دیگر نقاط جهان فراگیر است.
واژه جبر را اروپائیان بطور کلی از کتاب خوارزمی و اصطلاح امروزی الگوریتم از نام خوارزمی گرفته شده است. به هنگام خلافت مامون، وی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید. خوارزمی کارهای دیوفانت را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت.
همچنین طبری به وی لقب «المجوسی» میدهد که نسبت او را به مغان زرتشتی میرساند و گمان میرود پدران او و حتی خودش، باید تا مدتی بر ائين پاك زرتشت بوده باشند . ولى به خاطر جبر حكومت اسلامى احتمال ميرود مسلمان شده باشد .
گویند قبل از اینکه محمد بن موسی خوارزمی در دارالحکمه مستقر شود او را به سرزمین هند فرستادند تا حساب هندی را بیاموزد خوارزمی پس از بازگشت از هند دو اثر «حساب الهند» و دیگری «الجبر و المقابله» را نگاشت. وی نتایجی را که یونانیان و هندیان بدست آورده بودند را تلفیق کرد و بدین ترتیب سبب انتقال مجموعهای از معلومات جبری حسابی شد که در ریاضیات قرون وسطی تاثیر عمیقی گذاشت.
خوارزمی در دربار مامون عباسی بسیار مورد توجه قرار داشته، وی بزرگترین ریاضیدان دربار و از منجمین و مشاورین رصدهای بیتالحکمه عباسی به حساب میآمده. گویند مامون بخشهای مربوط به هند را بدو واگذار کرده بود که این نشان از آشنایی وی به علوم و سرزمینهای هند دارد. وی همچنین مسئول تهیه اطلسی از نقشههای آسمان و زمین بود. شاید وی از جمله کسانی بوده که در اندازهگیری طول نصف النهار کره زمین در دشت سنجار شرکت داشته است.
محمد بن موسی خوارزمی در قرن سوم هجری، علمی را برای نخستین بار صورتبندی و تدوین کرد که خود آنرا «الجبر و المقابله» نامید، علمی که تمام شرایط یک دانش واقعی را داشت، یعنی همان که اروپاییان از آن به «ساینس» تعبیر میکنند. این ریاضیدان توانست با این دانش تمام معادلات درجه دوم زمان خود راحل و راه را برای حل معادلات درجه بالاتر هموار کند.
یک موضوع تاریخی را امروزه نمیتوان انکار کرد و آن این است که محمد بن موسی خوارزمی، معلم واقعی ملل اروپایی جدید در علم جبر بوده است
خوارزمی کارهای دیوفانتوس را در رشته جبر را دنبال کرد و به بسط آن پرداخت با توجه به این ابداع بزرگ ثابت کردند که علم نژاد و فرهنگ نمیشناسد و محصول ذهن انسانهای متفکری است که در این عرصه تلاش میکنند.
این علم از طریق کتاب وی «المختصر فی حساب الجبر و المقابله» در جهان شهرت یافت و ریاضیدانان بعد از خود را بشدت تحت تاثیر قرار داد که در سده ۱۲ میلادی به لاتین ترجمه شد.
خوارزمی نخست عدد را به صورت ترکیبی از واحدها توصیف میکند، سپس اصطلاحاتی را که در علم جبر به کارمیروند را تعریف میکند. این اصطلاحات عبارتند از «شیئ»، «مال»، «عدد» یا «درهم». سپس به تقسیم بندی معادلاتی میپردازد که از ترکیبهای مختلف این اصطلاحات با یکدیگر ایجاد میشوند. به این ترتیب شش دسته معادله از درجات اول و دوم بدست میآید:
جبر خوارزمی کتابی مقدماتی در ریاضیات است که هدف آن بنابه گفته وی فراهم آوردن چیزی استکه مردم پیوسته درباره مسائل ارث و وصیت و تقسیم اموال و املاک و رسیدگیهای حقوقی و بازرگانی و در انجام دادن معاملات گوناگون با یکدیگر یا در آن هنگام که پای تقسیم کردن زمین و حفر مجاری آب ومحاسبات هندسی و غیره میان میآید بدان نیاز دارند. در واقع فقط قسمت اول این کتاب را میتوان مربوط به جبر و مقابله به معنی کنونی این اصطلاح علمی دانست. قسمت دوم کتاب درباره اندازهگیریهای علمی است وقسمت سوم آن به مسائل وصیت و تقسیم ارث اختصاص دارد.
دو واژه «جبر» و «الگوریتم» که امروزه در ریاضیات تمام ملل جهان راه یافته در واقع برگرفته از ترجمه لاتینی کتاب خوارزمی که اولی از نام کتاب و دومی اسم «الخوارزمی» یعنی الگوریتمی است.
اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رسالهای است مقدماتی در حساب به نام «الجمع و التفریق» که ارقام هندی (یا ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را (که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح میداد.
یکی از کارهای مهم خوارزمی را باید در تلفیق علوم یونانی و هندی دانست. کاری که در جهان برای نخستین بار توسط وی صورت گرفت و با نظر به اینکه سرزمین ایران و جهان به شکل حلقه پیوند دهندهای میان شرق و غرب عالم و دنیاهای اروپاییان و هندیان در میانه ایستاده بوده و با فواصل بعید و شرایط سخت و ناهموار که برای جابجایی انسانها و به تبع آن انتقال فرهنگها و دانشها وجود داشت، هر زمان اهمیت این خدمت بزرگ در چنان عصر و زمانی برای بشر امروزی بیشتر نمایان میشود. خوارزمی در سایر رشتههای علوم و مخصوصا نجوم هم کاری جالب و سودمند انجام داد؛ او دو کتاب در اسطرلاب نوشت؛ اطلسی از نقشه آسمان و زمین تهیه کرد؛ و نیز نقشههای جغرافیایی بطلمیوس را اصلاح کرد.
خوارزمى همچنین دو کتاب در اسطرلاب دارد که اسمهایی تقریباً نزدیک به هم دارند: یکی کتاب «عمل الاصطرلاب» درباره چگونگی ساختن اسطرلاب، و دیگری اثر «العمل بالاسطرلاب» در چگونگی به کار بردن و استفاده از این وسیله اندازهگیری نجومی.
جورج سارتن در کتاب مدخل تاریخ علم خود، نیمه نخست قرن نهم میلادی و قرن سوم هجری قمری را «عصر خوارزمی» نامیده است، و «اریستید مار» نوشته است: امروزه یک موضوع تاریخی را نمیتوان انکار کرد که محمدبن موسی خوارزمی معلم واقعی ملل اروپایی جدید در علم جبر بوده است.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
دو واژه «جبر» و «الگوریتم» که امروزه در ریاضیات تمام ملل جهان راه یافته در واقع برگرفته از ترجمه لاتینی کتاب خوارزمی که اولی از نام کتاب و دومی اسم «الخوارزمی» یعنی الگوریتمی است.
اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رسالهای است مقدماتی در حساب به نام «الجمع و التفریق» که ارقام هندی (یا ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را (که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح میداد.
یکی از کارهای مهم خوارزمی را باید در تلفیق علوم یونانی و هندی دانست. کاری که در جهان برای نخستین بار توسط وی صورت گرفت و با نظر به اینکه سرزمین ایران و جهان به شکل حلقه پیوند دهندهای میان شرق و غرب عالم و دنیاهای اروپاییان و هندیان در میانه ایستاده بوده و با فواصل بعید و شرایط سخت و ناهموار که برای جابجایی انسانها و به تبع آن انتقال فرهنگها و دانشها وجود داشت، هر زمان اهمیت این خدمت بزرگ در چنان عصر و زمانی برای بشر امروزی بیشتر نمایان میشود. خوارزمی در سایر رشتههای علوم و مخصوصا نجوم هم کاری جالب و سودمند انجام داد؛ او دو کتاب در اسطرلاب نوشت؛ اطلسی از نقشه آسمان و زمین تهیه کرد؛ و نیز نقشههای جغرافیایی بطلمیوس را اصلاح کرد.
خوارزمى همچنین دو کتاب در اسطرلاب دارد که اسمهایی تقریباً نزدیک به هم دارند: یکی کتاب «عمل الاصطرلاب» درباره چگونگی ساختن اسطرلاب، و دیگری اثر «العمل بالاسطرلاب» در چگونگی به کار بردن و استفاده از این وسیله اندازهگیری نجومی.
جورج سارتن در کتاب مدخل تاریخ علم خود، نیمه نخست قرن نهم میلادی و قرن سوم هجری قمری را «عصر خوارزمی» نامیده است، و «اریستید مار» نوشته است: امروزه یک موضوع تاریخی را نمیتوان انکار کرد که محمدبن موسی خوارزمی معلم واقعی ملل اروپایی جدید در علم جبر بوده است.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔴 #تخریبچی_مخلص...!!!
در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق هر لشکر یک واحد و بعدها یک گردان تخریب داشت که از سه دسته تخصصی #خنثی_کنندگان ، #انفجاراتی ها و #غواصان تشکیل میشد.
شرح وظایف هر کدام از این دسته ها بر حسب عنوانهایی که داشتند تا حدود زیادی مشخص است و در مجموع گردان تخریب وظیفه داشت موانع پیش روی رزمندگان را در خشکی و آب پاکسازی ، و با شناسایی و استتار و #نفود به خطوط دشمن قبل از شروع عملیات کار را برای سایر رزمندگان آسانتر نمایند.
تخریبچی ها از شجاعترین و مخلص ترین و وفادارترین افراد به انقلاب و خمینی در دوران جنگ بوده و هم اکنون نیز وفادار به نایب آن هستند.
اما یکی از این بازماندگان تخریبچی ها بنام #محمد_مهدویفر ، به زعم خود با پشت کردن به آرمانهای انقلابی خود در قامت اپوزیسیون برانداز ظاهر شده است.
وی از امضاء کنندگان نامه موسوم به ۱۴ تن که خواستار استعفای خامنه ایی شده بودند میباشد و بعد از #خروجاندن شبه ناک ، با اتخاذ مواضعی جنجالی سودای رهبری براندازان را نیز در سر دارد.
محمد مهدویفر در نامه ایی سرگشاده به #شاهزاده_رضاپهلوی بر خلاف مواضع قبلی بعد از تعارفات و تعاریف مشکوک ، سئوالات و درخواستهایی از ایشان داشته اند که در این مقال به آنان میپردازیم تا نوری بر تاریکخانه نهادهای اطلاعاتی و این سناریوی امنیتی بتابانیم..
ایشان در این نامه با کنار هم قرار دادن سه جریان سیاسیِ تجزیه طلب (شورای مدیریت گذار) ، گروه تروریستی ( سازمان مجاهدین خلق) و شاهزاده رضاپهلوی به عنوان اپوزیسیونهای جمهوری اسلامی به مخاطب القاء میکند که سرنوشت ایران در فردای براندازی توسط این سه جریان اصلی رقم خواهد خورد که خطر تجزیه توسط شورای گذار ؛ جنگهای داخلی و ترور توسط سازمان مجاهدین خلق ؛ سلطنت مطلقه توسط شاهزاده رضاپهلوی ؛؛ تمامیت ارضی ، امنیت و آزادی ایران را تهدید خواهد نمود!
چون گزاره های اول و دوم برای عموم مردم اثبات شده است ، #تخریبچی_مخلص با آوردن گزاره سوم و نظام پادشاهی گام اول در #مین_گذاری و #انفجارات بعدی را برمیدارد..!
مردم و بخصوص رزمندگان هشت سال جنگ ایران و عراق هیچگاه نمیتوانند جنایات و خیانتهای سازمان مجاهدین خلق را فراموش کنند و جای تعجب فراوان دارد که چگونه میشود یک #تخریبچی_مخلص در قامت سخنگو و دلال #سازمان_مجاهدین_خلق ظاهر میشود و این گروه تروریستی و خائن به مُلک و ملت را در ردیف اپوزیسیونها قرار داده و خواستار ائتلاف شاهزاده رضاپهلوی با این سازمان منفور میشود؟!؟
آیا جز اینست که این عنصر امنیتی و نفوذی هدفش از در کنار هم قرار دادن نام سازمان مجاهدین خلق و شاهزاده رضاپهلوی عادی سازی چنین پروپاگاندای رسانه ایی میباشد تا با مهندسی و انحراف افکارعمومی از آلترناتیو اصلی و خدشه وارد کردن به اعتبار سیاسی و مقبولیت اجتماعی شاهزاده رضاپهلوی در داخل و خارج از کشور ماموریت خود را به سرانجام برساند؟!؟
ایشان در بندی از سئوالات مطروحه به موروثی بودن سلطنت پهلوی در نظام سیاسی ایران فردا اشاره میکند تا بدین نحو مخاطب خود را با القای دیکتاتوری در نهاد پادشاهی گمراه نماید و به این نکته اساسی تعمدا اشاره ایی نمینماید که در تمام کشورهای پادشاهی برای حفظ ثبات و وحدت و حاکمیت ملی طبق قانون اساسی آن کشورها پادشاهی موروثی میباشد و تنها در کشور مالزی بدلیل شرایط جغرافیایی و بافت قبیله ایی جمعیت ، پادشاهی بصورت دوره ایی بین چند قبیله میباشد و پادشاهی پهلوی نیز نه بر اساس خواست و نفوذ خاندان پهلوی ، بلکه بر اساس قانون اساسی مشروطه ناگزیر از موروثی بودن میباشد..
#تخریبچی_مخلص در بخش دیگری از نامه از شاهزاده رضاپهلوی میخواهد تا در دوران گذار و بمدت دوسال از نقش نمادین خود جهت فراهم سازی بستر انتخابات ریاست جمهوری استفاده نماید!
در این گزاره نیز مانند سایر گزاره های اعلامی ، عدم ثبات فکری و سناریونویسی معیوب امنیتی کاملا مشهود است.
ایشان از کدام جایگاه برای نظام سیاسی ایران فردا بدون مراجعه به آرای عمومی تنها نسخه جمهوری را میپیچد و نظام پادشاهی را با دستور از بالا و با پیش شرطهای وقیحانه از گزینه های انتخابی مردم کنار میگذارد؟
#تخریبچی_مخلص که تا قبل از نگارش این نامه از توهین به شاهزاده و خاندان پهلوی هیچ ابایی نداشت ، در این نامه برای رسیدن به هدف اصلی خود که #نفوذ و #مین_گذاری و #انفجار خط دشمن فرضی که سامانه پادشاهی میباشد ، با #استتار ، اعتراف به میزان محبوبیت و مقبولیت اجتماعی شاهزاده رضاپهلوی میکند تا ایشان را در مقابل به اصطلاح یک مطالبه و خواست همگانی قرار دهد و در هر دو حالت پاسخ یا عدم پاسخ از سوی شاهزاده رضاپهلوی مرحله دیگر عملیات تخریب را آغاز نماید که گمان میرود با درایتی که شاهزاده رضاپهلوی تا کنون نشان داده اند این سناریوی نخ نمای امنیتی نیز با شکست مفتضحانه ایی روبرو خواهد شد.
در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق هر لشکر یک واحد و بعدها یک گردان تخریب داشت که از سه دسته تخصصی #خنثی_کنندگان ، #انفجاراتی ها و #غواصان تشکیل میشد.
شرح وظایف هر کدام از این دسته ها بر حسب عنوانهایی که داشتند تا حدود زیادی مشخص است و در مجموع گردان تخریب وظیفه داشت موانع پیش روی رزمندگان را در خشکی و آب پاکسازی ، و با شناسایی و استتار و #نفود به خطوط دشمن قبل از شروع عملیات کار را برای سایر رزمندگان آسانتر نمایند.
تخریبچی ها از شجاعترین و مخلص ترین و وفادارترین افراد به انقلاب و خمینی در دوران جنگ بوده و هم اکنون نیز وفادار به نایب آن هستند.
اما یکی از این بازماندگان تخریبچی ها بنام #محمد_مهدویفر ، به زعم خود با پشت کردن به آرمانهای انقلابی خود در قامت اپوزیسیون برانداز ظاهر شده است.
وی از امضاء کنندگان نامه موسوم به ۱۴ تن که خواستار استعفای خامنه ایی شده بودند میباشد و بعد از #خروجاندن شبه ناک ، با اتخاذ مواضعی جنجالی سودای رهبری براندازان را نیز در سر دارد.
محمد مهدویفر در نامه ایی سرگشاده به #شاهزاده_رضاپهلوی بر خلاف مواضع قبلی بعد از تعارفات و تعاریف مشکوک ، سئوالات و درخواستهایی از ایشان داشته اند که در این مقال به آنان میپردازیم تا نوری بر تاریکخانه نهادهای اطلاعاتی و این سناریوی امنیتی بتابانیم..
ایشان در این نامه با کنار هم قرار دادن سه جریان سیاسیِ تجزیه طلب (شورای مدیریت گذار) ، گروه تروریستی ( سازمان مجاهدین خلق) و شاهزاده رضاپهلوی به عنوان اپوزیسیونهای جمهوری اسلامی به مخاطب القاء میکند که سرنوشت ایران در فردای براندازی توسط این سه جریان اصلی رقم خواهد خورد که خطر تجزیه توسط شورای گذار ؛ جنگهای داخلی و ترور توسط سازمان مجاهدین خلق ؛ سلطنت مطلقه توسط شاهزاده رضاپهلوی ؛؛ تمامیت ارضی ، امنیت و آزادی ایران را تهدید خواهد نمود!
چون گزاره های اول و دوم برای عموم مردم اثبات شده است ، #تخریبچی_مخلص با آوردن گزاره سوم و نظام پادشاهی گام اول در #مین_گذاری و #انفجارات بعدی را برمیدارد..!
مردم و بخصوص رزمندگان هشت سال جنگ ایران و عراق هیچگاه نمیتوانند جنایات و خیانتهای سازمان مجاهدین خلق را فراموش کنند و جای تعجب فراوان دارد که چگونه میشود یک #تخریبچی_مخلص در قامت سخنگو و دلال #سازمان_مجاهدین_خلق ظاهر میشود و این گروه تروریستی و خائن به مُلک و ملت را در ردیف اپوزیسیونها قرار داده و خواستار ائتلاف شاهزاده رضاپهلوی با این سازمان منفور میشود؟!؟
آیا جز اینست که این عنصر امنیتی و نفوذی هدفش از در کنار هم قرار دادن نام سازمان مجاهدین خلق و شاهزاده رضاپهلوی عادی سازی چنین پروپاگاندای رسانه ایی میباشد تا با مهندسی و انحراف افکارعمومی از آلترناتیو اصلی و خدشه وارد کردن به اعتبار سیاسی و مقبولیت اجتماعی شاهزاده رضاپهلوی در داخل و خارج از کشور ماموریت خود را به سرانجام برساند؟!؟
ایشان در بندی از سئوالات مطروحه به موروثی بودن سلطنت پهلوی در نظام سیاسی ایران فردا اشاره میکند تا بدین نحو مخاطب خود را با القای دیکتاتوری در نهاد پادشاهی گمراه نماید و به این نکته اساسی تعمدا اشاره ایی نمینماید که در تمام کشورهای پادشاهی برای حفظ ثبات و وحدت و حاکمیت ملی طبق قانون اساسی آن کشورها پادشاهی موروثی میباشد و تنها در کشور مالزی بدلیل شرایط جغرافیایی و بافت قبیله ایی جمعیت ، پادشاهی بصورت دوره ایی بین چند قبیله میباشد و پادشاهی پهلوی نیز نه بر اساس خواست و نفوذ خاندان پهلوی ، بلکه بر اساس قانون اساسی مشروطه ناگزیر از موروثی بودن میباشد..
#تخریبچی_مخلص در بخش دیگری از نامه از شاهزاده رضاپهلوی میخواهد تا در دوران گذار و بمدت دوسال از نقش نمادین خود جهت فراهم سازی بستر انتخابات ریاست جمهوری استفاده نماید!
در این گزاره نیز مانند سایر گزاره های اعلامی ، عدم ثبات فکری و سناریونویسی معیوب امنیتی کاملا مشهود است.
ایشان از کدام جایگاه برای نظام سیاسی ایران فردا بدون مراجعه به آرای عمومی تنها نسخه جمهوری را میپیچد و نظام پادشاهی را با دستور از بالا و با پیش شرطهای وقیحانه از گزینه های انتخابی مردم کنار میگذارد؟
#تخریبچی_مخلص که تا قبل از نگارش این نامه از توهین به شاهزاده و خاندان پهلوی هیچ ابایی نداشت ، در این نامه برای رسیدن به هدف اصلی خود که #نفوذ و #مین_گذاری و #انفجار خط دشمن فرضی که سامانه پادشاهی میباشد ، با #استتار ، اعتراف به میزان محبوبیت و مقبولیت اجتماعی شاهزاده رضاپهلوی میکند تا ایشان را در مقابل به اصطلاح یک مطالبه و خواست همگانی قرار دهد و در هر دو حالت پاسخ یا عدم پاسخ از سوی شاهزاده رضاپهلوی مرحله دیگر عملیات تخریب را آغاز نماید که گمان میرود با درایتی که شاهزاده رضاپهلوی تا کنون نشان داده اند این سناریوی نخ نمای امنیتی نیز با شکست مفتضحانه ایی روبرو خواهد شد.
🔸سوگند پادشاهی رضا شاه پهلوی
روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۰۴ فرخنده روزی که اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی در برابر مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی خوردند و شاهنشاه ایران شدند.
پس از تصویب ماده واحده از سوی مجلس شورای ملی در روز ۹ آبان ماه ۱۳۰۴ که به نام سعادت ملت ایران، انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضا خان پهلوی واگذار نمود و تعیین تکلیف حکومت را به نظر مجلس موسسان قرارداد که برای دگرگون ساختن مادههای ۳۶ - ۳۷ - ۳۸ - ۴۰ متمم قانون اساسی برگزار شود. مجلس موسسان در روز ۱۵ آذر ماه ۱۳۰۴ نخستین نشست خود را با ۲۴۱ نماینده از سراسر کشور برگزار کرد. در پنجمین نشست مجلس موسسان در روز ۲۱ آذر ماه پس از دادن تغییرات در اصلهای چهارگانه ۳۶ - ۳۷ - ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی، پادشاهی ایران را به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سپرد.
روز ۱۴ آبان ماه ۱۳۰۴ از سوی اعلیحضرت رضا شاه پهلوی نامهای به مجلس فرستاده شد:
مقام مقدس مجلس شورای ملی شیداله ارکانه
در این موقع که ریاست حکومت موقتی مملکت به من تفویض شده است جناب مستطاب اجل آقای میرزا محمدعلی خان فروغی وزیر مالیه را برای تسهیل و تسریع جریان کار از جانب خود به کفالت امور راجعه، به ریاست وزرا معین و اینک معرفی مینمایم سایر آقایان وزرا هم کماکان در پستهای خود باقی خواهند بود.
رییس حکومت موقتی مملکت و ریاست عالی کل قوا - رضا
در روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی آذین بندان شده بود. از ساعت یک و نیم پس از نیم روز میهمانان به پارلمان وارد شدند. از ورودی مجلس تا ساختمان مجلس در دو سو شاگردان مدرسه نظام ایستاده بودند و از در ساختمان به بالا دو سوی پلکانها از یک سو تا سالن آیینه که جای درنگ برای اعلیحضرت همایونی قرارداده شده بود و از سوی دیگر تا در ورود به سالن اصلی مجلس شورای ملی که راهروی اعلیحضرت همایونی رضا شاه بود شاگردان مدرسه نظام با لباس رسمی و در حال سلام ایستاده بودند.
تالار کمیسیون خارجه مجلس برای هیات وزرا، تالار کمیسیون فواید عامه برای نخست وزیران پیشین، تالار کمیسیون نظام برای علمای اعلام و تالار بزرگ تنفس برای نمایندگان مجلس موسسان ویژه شده بود. آذین ورودی و راهروهای مجلس بسیار باشکوه و زیبا بود.
ساعت دو و نیم پس از نیم روز موکب اعلیحضرت همایونی که یساولان سلطنتی جلوی کالسکه سلطنتی با چماقهای نقرهای در دست و امیر لشکر خدایارخان که پرچم سلطنتی را در دست داشت دنبال کالسکه وارد پهنه مجلس شورای ملی شدند. هیات رییسه مجلس شورای ملی و هیات وزرا برای پیشباز در برابر ساختمان مجلس ایستاده بودند. اعلیحضرت همایونی در برابر ساختمان مجلس پیاده شدند و به سوی تالار آیینه که برای ایشان ویژه شده بود رفتند.
نخست نمایندگان هیات موسسان به سوی سالنی که در آن آیین سوگند برگزار میشد، رفتند و در جای ویژه برای آنها، سمت چپ مجلس ایستادند. سپس نمایندگان مجلس هر یک به سوی سندلیهای خود رفتند و نشستند. در لژ هیات نمایندگان خارجه سفیران انگلیس، فرانسه، مصر، روسیه، ترکیه و دیگران کشورها با پوشاک رسمی مشکی و یراقدار ایستاده بودند و کلاههای شاپوی خود را در دست داشتند. علما نیز به فرم یک نیم دایره دور میز شاهنشاه و سندلی جواهرنشان که به سندلی نادری آوازه دارد، نشستند.
در لژ ویژه وزیران پیشین و دیگر بزرگان کشور و همه طبقهها و در لژ روزنامهها، مدیران روزنامهها و هفته نامهها و بخشی از اصناف ایستاده بودند. در سوی چپ مجلس، سران ارتش و در لژ نوین رییسهای ادارههای دولتی ایستاده بودند. در لژ روبرو که لژ شاهنشاه است پروانه داده بودند که دو دوربین عکاسی گزارده شود.
هیات وزرا با گُبه یا پیراهنهای بلند و بی آستین که بر روی لباسها میپوشند، وارد شدند و در دایره جلوی مجلس در سوی راست و معاونین در سوی چپ ایستادند. سپس نخست وزیران پیشین نیز با گُبه ترمه وارد شدند و در زاویه سوی راست تریبون عبدالحسین فرمانفرما و سعدالدوله و در زاویه چپ محمد ولی خان تنکابنی سپهسالار ایستادند. هیات رییسه مجلس واپسین هیاتی بود که به مجلس وارد شد و بر سندلیهای روبروی تریبون جایگاه وزیران نشستند. پس از آنکه همه در جای خود قرارگرفتند، آقای جم مدیرالملک با گُبه ترمه وارد مجلس شد از همان بالا با آوای بلند گفت:
اعلیحضرت همایونی تشریف فرما شدند.
روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۰۴ فرخنده روزی که اعلیحضرت همایون رضا شاه پهلوی در برابر مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی خوردند و شاهنشاه ایران شدند.
پس از تصویب ماده واحده از سوی مجلس شورای ملی در روز ۹ آبان ماه ۱۳۰۴ که به نام سعادت ملت ایران، انقراض سلطنت قاجاریه را اعلام و حکومت موقتی را در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضا خان پهلوی واگذار نمود و تعیین تکلیف حکومت را به نظر مجلس موسسان قرارداد که برای دگرگون ساختن مادههای ۳۶ - ۳۷ - ۳۸ - ۴۰ متمم قانون اساسی برگزار شود. مجلس موسسان در روز ۱۵ آذر ماه ۱۳۰۴ نخستین نشست خود را با ۲۴۱ نماینده از سراسر کشور برگزار کرد. در پنجمین نشست مجلس موسسان در روز ۲۱ آذر ماه پس از دادن تغییرات در اصلهای چهارگانه ۳۶ - ۳۷ - ۳۸ و ۴۰ متمم قانون اساسی، پادشاهی ایران را به اعلیحضرت رضا شاه پهلوی سپرد.
روز ۱۴ آبان ماه ۱۳۰۴ از سوی اعلیحضرت رضا شاه پهلوی نامهای به مجلس فرستاده شد:
مقام مقدس مجلس شورای ملی شیداله ارکانه
در این موقع که ریاست حکومت موقتی مملکت به من تفویض شده است جناب مستطاب اجل آقای میرزا محمدعلی خان فروغی وزیر مالیه را برای تسهیل و تسریع جریان کار از جانب خود به کفالت امور راجعه، به ریاست وزرا معین و اینک معرفی مینمایم سایر آقایان وزرا هم کماکان در پستهای خود باقی خواهند بود.
رییس حکومت موقتی مملکت و ریاست عالی کل قوا - رضا
در روز ۲۵ آذر ماه ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی آذین بندان شده بود. از ساعت یک و نیم پس از نیم روز میهمانان به پارلمان وارد شدند. از ورودی مجلس تا ساختمان مجلس در دو سو شاگردان مدرسه نظام ایستاده بودند و از در ساختمان به بالا دو سوی پلکانها از یک سو تا سالن آیینه که جای درنگ برای اعلیحضرت همایونی قرارداده شده بود و از سوی دیگر تا در ورود به سالن اصلی مجلس شورای ملی که راهروی اعلیحضرت همایونی رضا شاه بود شاگردان مدرسه نظام با لباس رسمی و در حال سلام ایستاده بودند.
تالار کمیسیون خارجه مجلس برای هیات وزرا، تالار کمیسیون فواید عامه برای نخست وزیران پیشین، تالار کمیسیون نظام برای علمای اعلام و تالار بزرگ تنفس برای نمایندگان مجلس موسسان ویژه شده بود. آذین ورودی و راهروهای مجلس بسیار باشکوه و زیبا بود.
ساعت دو و نیم پس از نیم روز موکب اعلیحضرت همایونی که یساولان سلطنتی جلوی کالسکه سلطنتی با چماقهای نقرهای در دست و امیر لشکر خدایارخان که پرچم سلطنتی را در دست داشت دنبال کالسکه وارد پهنه مجلس شورای ملی شدند. هیات رییسه مجلس شورای ملی و هیات وزرا برای پیشباز در برابر ساختمان مجلس ایستاده بودند. اعلیحضرت همایونی در برابر ساختمان مجلس پیاده شدند و به سوی تالار آیینه که برای ایشان ویژه شده بود رفتند.
نخست نمایندگان هیات موسسان به سوی سالنی که در آن آیین سوگند برگزار میشد، رفتند و در جای ویژه برای آنها، سمت چپ مجلس ایستادند. سپس نمایندگان مجلس هر یک به سوی سندلیهای خود رفتند و نشستند. در لژ هیات نمایندگان خارجه سفیران انگلیس، فرانسه، مصر، روسیه، ترکیه و دیگران کشورها با پوشاک رسمی مشکی و یراقدار ایستاده بودند و کلاههای شاپوی خود را در دست داشتند. علما نیز به فرم یک نیم دایره دور میز شاهنشاه و سندلی جواهرنشان که به سندلی نادری آوازه دارد، نشستند.
در لژ ویژه وزیران پیشین و دیگر بزرگان کشور و همه طبقهها و در لژ روزنامهها، مدیران روزنامهها و هفته نامهها و بخشی از اصناف ایستاده بودند. در سوی چپ مجلس، سران ارتش و در لژ نوین رییسهای ادارههای دولتی ایستاده بودند. در لژ روبرو که لژ شاهنشاه است پروانه داده بودند که دو دوربین عکاسی گزارده شود.
هیات وزرا با گُبه یا پیراهنهای بلند و بی آستین که بر روی لباسها میپوشند، وارد شدند و در دایره جلوی مجلس در سوی راست و معاونین در سوی چپ ایستادند. سپس نخست وزیران پیشین نیز با گُبه ترمه وارد شدند و در زاویه سوی راست تریبون عبدالحسین فرمانفرما و سعدالدوله و در زاویه چپ محمد ولی خان تنکابنی سپهسالار ایستادند. هیات رییسه مجلس واپسین هیاتی بود که به مجلس وارد شد و بر سندلیهای روبروی تریبون جایگاه وزیران نشستند. پس از آنکه همه در جای خود قرارگرفتند، آقای جم مدیرالملک با گُبه ترمه وارد مجلس شد از همان بالا با آوای بلند گفت:
اعلیحضرت همایونی تشریف فرما شدند.
در این هنگام نمایندگان مجلس از جای خود برخاستند و اعلیحضرت همایونی از پلههای هیات رییسه به سالن مجلس وارد تشریف فرما شدند، با رخت پادشاهی و جقه و سردوشیهای الماس زده در جلوی سندلی ویژه و پشت میز شاهنشاهی ایستادند و چنین فرمودند:
« نظر به احساسات عالیهای که ملت محبوب من نسبت به من ابراز نموده و به پاس صمیمیت من در خدمت به مملکت برای تقدیر مراتب مزبور بلندترین مقامی را که در حیز امکان داشته به من تفویض کرده است، میل دارم در اولین موقع که برای من میسر میشود با کمال مسرت اظهار امتنان خود را از این صفت قدردانی ملت عزیز بنمایم و خاطر نشان کنم که هم چنانکه در گذشته از هیچ گونه مجاهدت و فداکاری برای مملکت فروگذار نکردهام در آینده نیز از نیت خود در سعی و کوشش برای خیر و سعادت ملت اطمینان کامل دارم و از خداوند تبارک و تعالی برای نیل به مقاصد بی آلایش خود طلب توفیق کرده اینک به ایفای مراسم تحلیف و ادای اولین تکلیفی که قانون اساسی برای من مقرر داشته است اقدام مینمایم. »
سپس رویه دیگری که سوگندنامه قانون اساسی در آن نوشته شده بود را برداشتند و چنین خواندند:
« من خداوند قادر متعال را گواه گرفته به کلام الله مجید و به آنچه نزد خدا محترم است قسم یاد میکنم که تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم. قانون اساسی و مشروطیت ایران را نگهبان و بر طبق آن و قوانین مقرره سلطنت نمایم و در ترویج مذهب جعفری اثنی عشری سعی و کوشش نمایم و در تمام اعمال و افعال خداوند عز شانه را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت. ملت ایران نداشته باشم و از خداوند مستعان در خدمت به ترقی ایران توفیق میطلبم و از ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد میکنم »
پس از آن اعلیحضرت قلم را برداشتند و رویه سوگندنامه را دستینه نهادند. سالن مجلس سکوت بود و تنها دوربینهای عکاسی بودند که آن سکوت را میشکستند.
سپس سیل تهنیت به سوی اعلیحضرت همایونی رضا شاه پهلوی سرازیر شد. پس از آیین تهنیت اعلیحضرت به سوی تالار آیینه تشریف فرما شدند و پس از کوتاه زمانی از تالار بیرون آمدند و در راهرو با نمایندگان که ایستاده بودند ابراز مهربانی فرمودند و از پلهها به پایین روانه شدند. هیات رییسه و وزیران تا جلوی کالسکه اعلیحضرت را همراهی کردند و آیین پسواز به جای آوردند تا اعلیحضرت سوار کالسکه سلطنتی شدند و از پهنه مجلس شورای ملی در ساعت سه پس از نیم روز خارج شدند. روز دهم دی ماه برنامه شناساندن ولیعهد شش ساله ایران محمدرضا پهلوی به مجلس شورای ملی اعلام شد. و آیین جشن تاجگذاری برای روز ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۵ در کاخ گلستان تعیین شد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رضا_شاه_روحت_شاد
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
« نظر به احساسات عالیهای که ملت محبوب من نسبت به من ابراز نموده و به پاس صمیمیت من در خدمت به مملکت برای تقدیر مراتب مزبور بلندترین مقامی را که در حیز امکان داشته به من تفویض کرده است، میل دارم در اولین موقع که برای من میسر میشود با کمال مسرت اظهار امتنان خود را از این صفت قدردانی ملت عزیز بنمایم و خاطر نشان کنم که هم چنانکه در گذشته از هیچ گونه مجاهدت و فداکاری برای مملکت فروگذار نکردهام در آینده نیز از نیت خود در سعی و کوشش برای خیر و سعادت ملت اطمینان کامل دارم و از خداوند تبارک و تعالی برای نیل به مقاصد بی آلایش خود طلب توفیق کرده اینک به ایفای مراسم تحلیف و ادای اولین تکلیفی که قانون اساسی برای من مقرر داشته است اقدام مینمایم. »
سپس رویه دیگری که سوگندنامه قانون اساسی در آن نوشته شده بود را برداشتند و چنین خواندند:
« من خداوند قادر متعال را گواه گرفته به کلام الله مجید و به آنچه نزد خدا محترم است قسم یاد میکنم که تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم. قانون اساسی و مشروطیت ایران را نگهبان و بر طبق آن و قوانین مقرره سلطنت نمایم و در ترویج مذهب جعفری اثنی عشری سعی و کوشش نمایم و در تمام اعمال و افعال خداوند عز شانه را حاضر و ناظر دانسته منظوری جز سعادت و عظمت دولت. ملت ایران نداشته باشم و از خداوند مستعان در خدمت به ترقی ایران توفیق میطلبم و از ارواح طیبه اولیای اسلام استمداد میکنم »
پس از آن اعلیحضرت قلم را برداشتند و رویه سوگندنامه را دستینه نهادند. سالن مجلس سکوت بود و تنها دوربینهای عکاسی بودند که آن سکوت را میشکستند.
سپس سیل تهنیت به سوی اعلیحضرت همایونی رضا شاه پهلوی سرازیر شد. پس از آیین تهنیت اعلیحضرت به سوی تالار آیینه تشریف فرما شدند و پس از کوتاه زمانی از تالار بیرون آمدند و در راهرو با نمایندگان که ایستاده بودند ابراز مهربانی فرمودند و از پلهها به پایین روانه شدند. هیات رییسه و وزیران تا جلوی کالسکه اعلیحضرت را همراهی کردند و آیین پسواز به جای آوردند تا اعلیحضرت سوار کالسکه سلطنتی شدند و از پهنه مجلس شورای ملی در ساعت سه پس از نیم روز خارج شدند. روز دهم دی ماه برنامه شناساندن ولیعهد شش ساله ایران محمدرضا پهلوی به مجلس شورای ملی اعلام شد. و آیین جشن تاجگذاری برای روز ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۰۵ در کاخ گلستان تعیین شد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رضا_شاه_روحت_شاد
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB