اصولا ایرانگرایی و میهن پرستی با وجود جمهوری اشغالگر اسلامی امکان پذیر نیست که کسان میایند و با ژستهای دوزاری میخواهند به گونه ای مثلا به رژیم ضحاک هشدار ملی بدهند.
دفاع بد از ایرانگرایی بزرگترین ضربه به آن است.
کسان خفه شوند نیکو تر است.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
🔥
💎
دفاع بد از ایرانگرایی بزرگترین ضربه به آن است.
کسان خفه شوند نیکو تر است.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
🔥
💎
Forwarded from Rastakhiz simorgh رستاخیز سیمرغ (S Gh)
ارازل و اوباش در #شبکه_های_مافیای خیلی تلاش میکنند #قیام_دیماه و #قیام_آبان را به #زم نسبت دهند و قیام های ملی رامصادره به نفع کنند اما این ابله هان نمیدانند این قیام ها #قیام_بیداری ملت بود نه جریان #اصلاحطلبی
دستاورد زم #تشویق برای سیرک انتخابات رژیم بود نه قیام بر علیه رژیم
#بو_میده
دستاورد زم #تشویق برای سیرک انتخابات رژیم بود نه قیام بر علیه رژیم
#بو_میده
🔸هم میهنان
در نگر داشته باشید که قهقهه زدن ، واکنشی درست و خرد گرایانه به هزل گویی های قومی نیست !!
واکنش به توهین با نام جوک به خیشاوندگان ایرانی که در راستای سیاست های تفرقه افکنانه انجام می پذیرد ، میبایست محکم و بگونه جدی انجام گیرد .
بجای قهقهه زدن میبایست فرد هزل گو را بی درنگ از توهین آشکارش ، روشن و آگاه نموده و در صورت تکرار و یا ادامه ، او را از میان یاران و اشنایان تان برانید تا بداند و بفهمد که این کار او کاری ناپسند و نادرست و نابخردانه است .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
در نگر داشته باشید که قهقهه زدن ، واکنشی درست و خرد گرایانه به هزل گویی های قومی نیست !!
واکنش به توهین با نام جوک به خیشاوندگان ایرانی که در راستای سیاست های تفرقه افکنانه انجام می پذیرد ، میبایست محکم و بگونه جدی انجام گیرد .
بجای قهقهه زدن میبایست فرد هزل گو را بی درنگ از توهین آشکارش ، روشن و آگاه نموده و در صورت تکرار و یا ادامه ، او را از میان یاران و اشنایان تان برانید تا بداند و بفهمد که این کار او کاری ناپسند و نادرست و نابخردانه است .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸استقرار مجدد واحدهاي ارتش در سراسر آذربايجان و مجازات تجزيه طلبان
14 دسامبر سال 1946 (23 آذر 1325 خورشيدي)، دو روز پس از فرو پاشي دستگاهي كه به اراده و حمايت استالين در #آذربايجان به وجود آمده بود واحدهاي ارتش در سراسر اين سرزمين هميشه #ايراني مستقر شدند. اين واحدها دو روز پيش از آن وارد تبريز شده بودند. يك روز پيش از ورود واحدهاي ارتش به تبريز، جعفر پيشه وري و جمعي از همدستانش به خاك شوروي فرار كرده بودند. بقيه اطرافيان پيشه وري بازداشت شده بودند.
دولت #مسکو كه متعهد شده بود در پايان جنگ جهاني دوم نيروهاي خودرا بدون چون و چرا از #ايران خارج سازد با وجود اين كه در کنفرانس سران در تهران به رعايت تماميت ارضي و حاكميت ملي ايران متعهد شده بود حاضر به تخليه خاك ايران نبود. زماني دولت وقت ايران به رياست ابراهيم حكيمي به سوء نيت استالين پي بُرد كه پيشه وري در آذرماه سال 1324 دست به اقداماتي زد و قاضي محمد هم در كردستان اقدام مشابهي انجام داد و فرمانده نيروهاي شوروي مستقر در ايران، در شريف آباد قزوين مانع ادامه حركت واحدهاي اعزامي ارتش براي تقويت پادگانهاي آدربايجان شد.
دولت حكيمي به دولت مسكو اعتراض كرد و جاي خود را به قوام السلطنه داد. انگلستان براي اينكه استالين بهانه نداشته باشد واحدهاي نطامي خودرا از ايران خارج ساخت و دولت آمريكا استالين را تهديد كرد كه اگر نيروهايش را بيرون نبرد آن دولت هم به ايران نيروي نظامي خواهد فرستاد.
اين تهديدها موثر واقع نشد. قوام به مسكو رفت و با استالين مذاكره كرد و چون اقدامي صورت نگرفت، دولت ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متوسل شد كه شورا که دولت مسکو در آن از حق وتو برخوردار است ترجيح داد؛ نخست مسئله در مذاكرات دو دولت حل شود.
قوام (طبق برخي منابع، به توصيه پنهاني انگلستان و با هدف اغفال استالين) ضمن مذاکرات دوجانبه وعده هايي به شوروي داد و قرار شد كه چند ماه بعد قرارداد نفت شمال با شوروي به مجلس داده شود و سرانجام استالين به اميد يافتن فرصت ديگر، در آن زمان از پياده كردن طرحهايي كه در اروپاي شرقي انجام داده بود، در ايران دست برداشت و واحدهاي ارتش در آذرماه به سمت زنجان به حركت در آمدند و بدون برخورد با مانع قابل ملاحظه اي به تبريز وارد شدند و به غائله پايان دادند.
قاضي محمد که در منطقه کردنشين دستگير شده بود اعدام و شماري ديگر كه برضد وطن به تجزيه طلبان پيوسته بودند مجازات شدند.
سران وقت كرملين از دهه 1930 كه بر منطقه قفقاز اشغالي از ايران در جريان جنگهاي نيمه اول قرن 19 ايران و روسيه نام جمهوري شوروي آذربايجان گذاشتند چنين سوء نيتي را براي منطقه آذربايجان داشتند که نه تنها موفق نشدند بلکه با فروپاشي شوروي که بر جاي امپراتوري روسيه نشسته بود همه مناطقي را در قرن نوزدهم در قفقاز و آسياي ميانه (فرارود) از ايران جداکرده بودند از دست دادند.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
14 دسامبر سال 1946 (23 آذر 1325 خورشيدي)، دو روز پس از فرو پاشي دستگاهي كه به اراده و حمايت استالين در #آذربايجان به وجود آمده بود واحدهاي ارتش در سراسر اين سرزمين هميشه #ايراني مستقر شدند. اين واحدها دو روز پيش از آن وارد تبريز شده بودند. يك روز پيش از ورود واحدهاي ارتش به تبريز، جعفر پيشه وري و جمعي از همدستانش به خاك شوروي فرار كرده بودند. بقيه اطرافيان پيشه وري بازداشت شده بودند.
دولت #مسکو كه متعهد شده بود در پايان جنگ جهاني دوم نيروهاي خودرا بدون چون و چرا از #ايران خارج سازد با وجود اين كه در کنفرانس سران در تهران به رعايت تماميت ارضي و حاكميت ملي ايران متعهد شده بود حاضر به تخليه خاك ايران نبود. زماني دولت وقت ايران به رياست ابراهيم حكيمي به سوء نيت استالين پي بُرد كه پيشه وري در آذرماه سال 1324 دست به اقداماتي زد و قاضي محمد هم در كردستان اقدام مشابهي انجام داد و فرمانده نيروهاي شوروي مستقر در ايران، در شريف آباد قزوين مانع ادامه حركت واحدهاي اعزامي ارتش براي تقويت پادگانهاي آدربايجان شد.
دولت حكيمي به دولت مسكو اعتراض كرد و جاي خود را به قوام السلطنه داد. انگلستان براي اينكه استالين بهانه نداشته باشد واحدهاي نطامي خودرا از ايران خارج ساخت و دولت آمريكا استالين را تهديد كرد كه اگر نيروهايش را بيرون نبرد آن دولت هم به ايران نيروي نظامي خواهد فرستاد.
اين تهديدها موثر واقع نشد. قوام به مسكو رفت و با استالين مذاكره كرد و چون اقدامي صورت نگرفت، دولت ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متوسل شد كه شورا که دولت مسکو در آن از حق وتو برخوردار است ترجيح داد؛ نخست مسئله در مذاكرات دو دولت حل شود.
قوام (طبق برخي منابع، به توصيه پنهاني انگلستان و با هدف اغفال استالين) ضمن مذاکرات دوجانبه وعده هايي به شوروي داد و قرار شد كه چند ماه بعد قرارداد نفت شمال با شوروي به مجلس داده شود و سرانجام استالين به اميد يافتن فرصت ديگر، در آن زمان از پياده كردن طرحهايي كه در اروپاي شرقي انجام داده بود، در ايران دست برداشت و واحدهاي ارتش در آذرماه به سمت زنجان به حركت در آمدند و بدون برخورد با مانع قابل ملاحظه اي به تبريز وارد شدند و به غائله پايان دادند.
قاضي محمد که در منطقه کردنشين دستگير شده بود اعدام و شماري ديگر كه برضد وطن به تجزيه طلبان پيوسته بودند مجازات شدند.
سران وقت كرملين از دهه 1930 كه بر منطقه قفقاز اشغالي از ايران در جريان جنگهاي نيمه اول قرن 19 ايران و روسيه نام جمهوري شوروي آذربايجان گذاشتند چنين سوء نيتي را براي منطقه آذربايجان داشتند که نه تنها موفق نشدند بلکه با فروپاشي شوروي که بر جاي امپراتوري روسيه نشسته بود همه مناطقي را در قرن نوزدهم در قفقاز و آسياي ميانه (فرارود) از ايران جداکرده بودند از دست دادند.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
هر دم از این باغ بری میرسد .......
کایل بیدرمن، نماینده جمهوریخواه ایالت تگزاس ، مجلس نمایندگان آمریکا، برگزاری یک رفراندوم سرتاسری به هدف جدایی این ایالات از آمریکا را پیشنهاد داد.
آمریکا یی ، که بگفته کسان مهد جمهوری و فدرالی با عبای #دموکراسی است ، امروز در بیم تکه و پاره شدن است آنهم قانونی و با رای نمایندگان و فلان و پشمدان .... !
آفتاب آمد دلیل آفتاب ...
حال فهمیدید دلیل اینهمه دسیسه چینی دسیسه گران ایرانستیز از تهران تا لندن و پاریس و واشنگتن و پیشنهاد نسخه #جمهوری_فدرالی برای میهن مان چیست !؟
تکه و پاره نمودن ایرانشهر کهن آنهم بگونه ای قانونی که خون از دماغ کسی نریزد !
همینست که بارها و بارها گفته ایم و بازهم میگوییم که واژه #جمهوری بزرگترین فریب تاریخ است و گند آن هنگامی بیشتر میشود و مشام آدمی را می آزارد که با واژه #فدرال هم آمیخته شود !
تنها و تنها راه رهایی میهن مان ایرانشهر بزرگ ، بازگرداندن شهریاری است .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
کایل بیدرمن، نماینده جمهوریخواه ایالت تگزاس ، مجلس نمایندگان آمریکا، برگزاری یک رفراندوم سرتاسری به هدف جدایی این ایالات از آمریکا را پیشنهاد داد.
آمریکا یی ، که بگفته کسان مهد جمهوری و فدرالی با عبای #دموکراسی است ، امروز در بیم تکه و پاره شدن است آنهم قانونی و با رای نمایندگان و فلان و پشمدان .... !
آفتاب آمد دلیل آفتاب ...
حال فهمیدید دلیل اینهمه دسیسه چینی دسیسه گران ایرانستیز از تهران تا لندن و پاریس و واشنگتن و پیشنهاد نسخه #جمهوری_فدرالی برای میهن مان چیست !؟
تکه و پاره نمودن ایرانشهر کهن آنهم بگونه ای قانونی که خون از دماغ کسی نریزد !
همینست که بارها و بارها گفته ایم و بازهم میگوییم که واژه #جمهوری بزرگترین فریب تاریخ است و گند آن هنگامی بیشتر میشود و مشام آدمی را می آزارد که با واژه #فدرال هم آمیخته شود !
تنها و تنها راه رهایی میهن مان ایرانشهر بزرگ ، بازگرداندن شهریاری است .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸 زایشمهر (شب چله)؛ فلسفه، تاريخچه و پیوند آن با کريسمس
خاورشناسان و تاریخ نبیسان هم سخن كه ايرانيان نزديك به 4 هزار سال است كه شب چله ــ آخرين شب پاييز و آذرماه ــ را كه درازترين و تاريكترين شب در درازای سال است تا سپيده دم بيدار مانده، در كنار يكديگر خود را سرگرم كرده تا اندوه غيبت خورشيد و تاريكي و نيز سردی هوا روحيه آنان را سست نكند و با به روشنی گرائيدن آسمان (موجب اطمينان از بازگشت خورشيد در پی يك شب طولانی و سياه كه تولد تازه آن عنوان شده است)
پيشتر، ايرانيان (مردم سراسر ايران زمين) روز پس از شب چله (يكم دیماه) را «خور روز» و «ديگان = دی گان» مي خواندند و به استراحت مي پرداختند و آسوده روز همگانی بود. در اين روز به اين لحاظ از كار دست مي كشيدند كه نمي خواستند احيانا مرتكب بدی كردن شوند كه ميترائيسم ارتكاب هر كار بد، كوچك را در روز تولد خورشيد گناهی بزرگ مي شمرد.
«هرمان هيرت» زبانشناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبيقی زبانهای آريايی را نوشته است كه پارسی از جمله اين زبانها است نظر داده كه «دی» به معناي «روز» به اين دليل بر اين ماه ايرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشيد است. بايد دانست كه انگليسی يك زبان گرمانيك (خانواده زبانهای آلمانی) و ازخانواده بزرگتر زبانهای آريايی (آرين) است. هرمان هيرت در آستانه «دی گان» به دنيا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشيد بود، مباهات بسيار مي كرد.
فردوسي به استناد منابع خود، چله و «خور روز» را به هوشنگ از شاهان پيشدادی ايران ( كيانيان كه از سيستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در اين زمينه از جمله گفته است:
كه ما را ز دين بهي ننگ نيست
به گيتی، «به» از دين هوشنگ نيست
همه راه «داد» است و آيين مهر
..... نظر كردن اندر شمار سپهر
آداب شب چله در طول زمان تغيير نكرده و ايرانيان در اين شب، باقيمانده ميوه هايی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات مي خورند و دور هم گرد هيزم افروخته و بخاری روشن مي نشينند تا سپيده دم بشارت شكست تاريكي و ظلمت و آمدن روشنايی و
گرمي (در ايران باستان، از ميان نرفتن و زنده بودن خورشيد كه بدون آن حيات نخواهد بود) را بدهد، زيرا كه به زعم آنان در اين شب، تاريكي و سياهی در اوج خود است.
«خور روز (دی گان)، يكم دی ماه» در ايران باستان درعين حال روز برابری انسانها بود. در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت، نه تحت امر. در اين روز جنگ كردن و خونريزی، حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. اين موضوع را نيروهای دشمن ايرانيان مي دانستند و در جبهه ها رعايت مي كردند و خونريزی موقتا قطع مي شد و بسيار ديده شده است كه همين قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجاميده بود.
واژه «چله» از دوران ساسانيان كه متمايل به بكار گيری خط سريانی (الفبای از راست به چپ) شده بودند بكار رفته است. «يلدا » همان "ميلاد" به معنای زايش، زادروز يا تولد است كه از آن زبان سامي وارد پارسي شده است. بايد دانست كه هنوز در بسياری از نقاط ايران مخصوصا در جنوب و جنوب خاوري براي ناميدن بلندترين شب سال ، به جای شب يلدا از واژه مركب شب چله ( 40 روز مانده به جشن سده ــ شب سياه و سرد ) استفاده مي شود.
مراسم شب يلدا (شب چله) از طريق ايران به قلمرو روميان راه يافت و جشن «ساتورن» خوانده مي شد. جشن ساتورن پس از مسيحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه يافت كه در همان نخستين سده آزاد شدن پيروی از مسيحيت در ميان روميان، با تصويب رئيس وقت كليسا، كريسمس (مراسم ميلاد مسيح ) را 25 دسامبر قراردادند كه چهار روز و در سالهاي كبيسه سه روز پس از چله (شب 21 دسامبر) است و مفهوم هر دو واژه هم يكي است. از آن پس اين دو ميلاد تقريبا باهم بر گزار مي شده اند. آراستن سرو وكاج در كريسمس هم از ايران باستان اقتباس شده است، زيراكه ايرانيان به اين دو درخت مخصوصا سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند و در «خور روز» در برابر سرو می ايستادند و پیمان می كردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
خاورشناسان و تاریخ نبیسان هم سخن كه ايرانيان نزديك به 4 هزار سال است كه شب چله ــ آخرين شب پاييز و آذرماه ــ را كه درازترين و تاريكترين شب در درازای سال است تا سپيده دم بيدار مانده، در كنار يكديگر خود را سرگرم كرده تا اندوه غيبت خورشيد و تاريكي و نيز سردی هوا روحيه آنان را سست نكند و با به روشنی گرائيدن آسمان (موجب اطمينان از بازگشت خورشيد در پی يك شب طولانی و سياه كه تولد تازه آن عنوان شده است)
پيشتر، ايرانيان (مردم سراسر ايران زمين) روز پس از شب چله (يكم دیماه) را «خور روز» و «ديگان = دی گان» مي خواندند و به استراحت مي پرداختند و آسوده روز همگانی بود. در اين روز به اين لحاظ از كار دست مي كشيدند كه نمي خواستند احيانا مرتكب بدی كردن شوند كه ميترائيسم ارتكاب هر كار بد، كوچك را در روز تولد خورشيد گناهی بزرگ مي شمرد.
«هرمان هيرت» زبانشناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبيقی زبانهای آريايی را نوشته است كه پارسی از جمله اين زبانها است نظر داده كه «دی» به معناي «روز» به اين دليل بر اين ماه ايرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشيد است. بايد دانست كه انگليسی يك زبان گرمانيك (خانواده زبانهای آلمانی) و ازخانواده بزرگتر زبانهای آريايی (آرين) است. هرمان هيرت در آستانه «دی گان» به دنيا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشيد بود، مباهات بسيار مي كرد.
فردوسي به استناد منابع خود، چله و «خور روز» را به هوشنگ از شاهان پيشدادی ايران ( كيانيان كه از سيستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در اين زمينه از جمله گفته است:
كه ما را ز دين بهي ننگ نيست
به گيتی، «به» از دين هوشنگ نيست
همه راه «داد» است و آيين مهر
..... نظر كردن اندر شمار سپهر
آداب شب چله در طول زمان تغيير نكرده و ايرانيان در اين شب، باقيمانده ميوه هايی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات مي خورند و دور هم گرد هيزم افروخته و بخاری روشن مي نشينند تا سپيده دم بشارت شكست تاريكي و ظلمت و آمدن روشنايی و
گرمي (در ايران باستان، از ميان نرفتن و زنده بودن خورشيد كه بدون آن حيات نخواهد بود) را بدهد، زيرا كه به زعم آنان در اين شب، تاريكي و سياهی در اوج خود است.
«خور روز (دی گان)، يكم دی ماه» در ايران باستان درعين حال روز برابری انسانها بود. در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت، نه تحت امر. در اين روز جنگ كردن و خونريزی، حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. اين موضوع را نيروهای دشمن ايرانيان مي دانستند و در جبهه ها رعايت مي كردند و خونريزی موقتا قطع مي شد و بسيار ديده شده است كه همين قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجاميده بود.
واژه «چله» از دوران ساسانيان كه متمايل به بكار گيری خط سريانی (الفبای از راست به چپ) شده بودند بكار رفته است. «يلدا » همان "ميلاد" به معنای زايش، زادروز يا تولد است كه از آن زبان سامي وارد پارسي شده است. بايد دانست كه هنوز در بسياری از نقاط ايران مخصوصا در جنوب و جنوب خاوري براي ناميدن بلندترين شب سال ، به جای شب يلدا از واژه مركب شب چله ( 40 روز مانده به جشن سده ــ شب سياه و سرد ) استفاده مي شود.
مراسم شب يلدا (شب چله) از طريق ايران به قلمرو روميان راه يافت و جشن «ساتورن» خوانده مي شد. جشن ساتورن پس از مسيحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه يافت كه در همان نخستين سده آزاد شدن پيروی از مسيحيت در ميان روميان، با تصويب رئيس وقت كليسا، كريسمس (مراسم ميلاد مسيح ) را 25 دسامبر قراردادند كه چهار روز و در سالهاي كبيسه سه روز پس از چله (شب 21 دسامبر) است و مفهوم هر دو واژه هم يكي است. از آن پس اين دو ميلاد تقريبا باهم بر گزار مي شده اند. آراستن سرو وكاج در كريسمس هم از ايران باستان اقتباس شده است، زيراكه ايرانيان به اين دو درخت مخصوصا سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند و در «خور روز» در برابر سرو می ايستادند و پیمان می كردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸 ستیز با زبان پارسی خطرناکتر و رذیلانهتر از ستیز با یکپارچگی سرزمینی ایران است. نگاهداشت زبان فارسی از نگاهداشت یکپارچگی سرزمینی ایران مهمتر است. دلیل آن کاملاً روشن است: ایران کشوری درهمتنیده و تجزیهناپذیر است. تنها راه برای خط کشیدن میان مردم ایران و تکهتکه کردن کشور ایران، جدایی زبانی میان مردم و تضعیف زبان فارسی در مناطق و نواحی ایران است. کسانی که علیه زبان فارسی شمشیر کشیدهاند، بنای ستیز علیه موجودیت ایران را دارند. هیچ انگیزهای غیر از این نمیتوانند داشته باشند.
در مورد رسمیت زبان فارسی به عنوان زبان ملی و زبان تحصیل و تدریس دانش، و زبان سیاست و حقوق در سراسر ایران، ذرهای و اندازۀ تار مویی هم نباید کوتاه آمد. چون تنها زبان تحصیل و تدریس در ایران، همین زبان فارسی است. تقریباً همۀ گویشها و لهجههای زیبای مناطق و نواحی ایران، زبان محاوره و هنر و فرهنگ هستند و خوشبختانه هیچ خطری هم آنها را تهدید نمیکند، هر گویشی با حداقل دههزار گویشور خود را به عصر دیجیتال رسانده باشد با امکانات پرشمار این عصر به آسانی میتواند ماندگار شود. اتفاقاً کسانی که نغمه شوم «تحصیل به زبان مادری» را سر میدهند، بزرگترین خطر برای خردهفرهنگها و گویشهای متکثر سراسر ایران به شمار میروند. آنها میخواهند از خارج از مرزهای ایران، از آنکارا، باکو، اربیل و … زبان و خط بیاورند و افزون بر زبان فارسی، گویشها و فرهنگهای محلی و محاورهای متکثر در ایران را نابود کنند.
با صراحت میگویم، هر کسی، تأکید میکنم، هر کسی که در ایران و در میان ایرانیان، با هر ادبیاتی و از هر موضعی، از «حق تحصیل به زبان مادری» حرف میزند، هیچ انگیزهای غیر از خطکشی بین مردم ایران و تکهتکه کردن ایران ندارد و نمیتواند که داشته باشد. چون نخست، چنین حقی اساسا وجود ندارد، و تجربه هم ثابت کرده که تحصیل به زبان فارسی هیچ حقی از هیچ کسی ضایع نمیکند، بلکه این تحصیل به زبان محلی است که فرد را از ارتباط با سایر هممیهنان و محسنات فرهنگی و اقتصادی و …. آن ارتباط محروم میکند. در میان گویشوران مناطق و نواحی ایران، بیشترین فاصله زبانی با زبان معیار فارسی، زبان بیشتر باشندگان آذربایجان است. آیا تحصیل به زبان فارسی باعث افت تحصیلی آنان و عدم موفقیت آنها شده است؟! مطلقا نه! کافی است در تهران و شهرهای بزرگ ایران به دانشگاهها، آموزشگاهها، شرکتها و …. سری بزنید و ببینید که شمار بسیاری از استادان، مهندسان و دیگر دانشآموختگان اصالتی آذری دارند. دوم، گویشهای موجود در ایران، زبان تحصیل و تدریس دانش نیستند، و زبان علم تمام گویشوران لهجههای گوناگون در ایران در سیزده سدۀ اخیر، زبان فارسی جدید و یا زبان عربی بوده. همانطوری که قبل از آن هم، زبان دانش در ایران، زبان پارسی باستان و پارسی میانه (پهلوی) بوده است. این سنت را هیچکس به ملت ایران تحمیل نکرده. بلکه نتیجه تکوین تجارب ملت ایران بوده است. اکنون نیز زبان دانش در ایران میتواند فارسی و در کنارش انگلیسی باشد.
مسئله بسیار مهم اینکه، در چند دهه اخیر، با رشد فناوری و ابزارهای رسانهای و آموزشی نوین، زبان فارسی در ایران و در میان ایرانیان ماندگارتر شده است. اکنون در محرومترین و دوردستترین نقاط ایران، در خانههای بیشتر ایرانیان، تلویزیون و رایانه یافت میشود. دست همه ایرانیان یک گوشی یا تبلت وجود دارد و عمده ارتباطات ایرانیان با همدیگر در این دستگاهها با زبان فارسی صورت میگیرد. به نظر میرسد که تجزیهطلبان مفلوک و بیشرم، احساس خطر کرده و تلاش مذبوحانه خود را در جهت تضعیف زبان فارسی و شعارهای بیمحتوا و بیمعنی چون تحصیل به زبان مادری و مانند آن متمرکز کردهاند. از هر دهانی که ذرهای نغمه تضعیف زبان فارسی شنیده شود، بدون هیچ ملاحظه و درنگی، باید مشتی محکم بر آن دهان کوبید. ذرهای نباید با این جماعت مماشات کرد و آنها را به هیچ عنوان نباید تحویل گرفت.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
در مورد رسمیت زبان فارسی به عنوان زبان ملی و زبان تحصیل و تدریس دانش، و زبان سیاست و حقوق در سراسر ایران، ذرهای و اندازۀ تار مویی هم نباید کوتاه آمد. چون تنها زبان تحصیل و تدریس در ایران، همین زبان فارسی است. تقریباً همۀ گویشها و لهجههای زیبای مناطق و نواحی ایران، زبان محاوره و هنر و فرهنگ هستند و خوشبختانه هیچ خطری هم آنها را تهدید نمیکند، هر گویشی با حداقل دههزار گویشور خود را به عصر دیجیتال رسانده باشد با امکانات پرشمار این عصر به آسانی میتواند ماندگار شود. اتفاقاً کسانی که نغمه شوم «تحصیل به زبان مادری» را سر میدهند، بزرگترین خطر برای خردهفرهنگها و گویشهای متکثر سراسر ایران به شمار میروند. آنها میخواهند از خارج از مرزهای ایران، از آنکارا، باکو، اربیل و … زبان و خط بیاورند و افزون بر زبان فارسی، گویشها و فرهنگهای محلی و محاورهای متکثر در ایران را نابود کنند.
با صراحت میگویم، هر کسی، تأکید میکنم، هر کسی که در ایران و در میان ایرانیان، با هر ادبیاتی و از هر موضعی، از «حق تحصیل به زبان مادری» حرف میزند، هیچ انگیزهای غیر از خطکشی بین مردم ایران و تکهتکه کردن ایران ندارد و نمیتواند که داشته باشد. چون نخست، چنین حقی اساسا وجود ندارد، و تجربه هم ثابت کرده که تحصیل به زبان فارسی هیچ حقی از هیچ کسی ضایع نمیکند، بلکه این تحصیل به زبان محلی است که فرد را از ارتباط با سایر هممیهنان و محسنات فرهنگی و اقتصادی و …. آن ارتباط محروم میکند. در میان گویشوران مناطق و نواحی ایران، بیشترین فاصله زبانی با زبان معیار فارسی، زبان بیشتر باشندگان آذربایجان است. آیا تحصیل به زبان فارسی باعث افت تحصیلی آنان و عدم موفقیت آنها شده است؟! مطلقا نه! کافی است در تهران و شهرهای بزرگ ایران به دانشگاهها، آموزشگاهها، شرکتها و …. سری بزنید و ببینید که شمار بسیاری از استادان، مهندسان و دیگر دانشآموختگان اصالتی آذری دارند. دوم، گویشهای موجود در ایران، زبان تحصیل و تدریس دانش نیستند، و زبان علم تمام گویشوران لهجههای گوناگون در ایران در سیزده سدۀ اخیر، زبان فارسی جدید و یا زبان عربی بوده. همانطوری که قبل از آن هم، زبان دانش در ایران، زبان پارسی باستان و پارسی میانه (پهلوی) بوده است. این سنت را هیچکس به ملت ایران تحمیل نکرده. بلکه نتیجه تکوین تجارب ملت ایران بوده است. اکنون نیز زبان دانش در ایران میتواند فارسی و در کنارش انگلیسی باشد.
مسئله بسیار مهم اینکه، در چند دهه اخیر، با رشد فناوری و ابزارهای رسانهای و آموزشی نوین، زبان فارسی در ایران و در میان ایرانیان ماندگارتر شده است. اکنون در محرومترین و دوردستترین نقاط ایران، در خانههای بیشتر ایرانیان، تلویزیون و رایانه یافت میشود. دست همه ایرانیان یک گوشی یا تبلت وجود دارد و عمده ارتباطات ایرانیان با همدیگر در این دستگاهها با زبان فارسی صورت میگیرد. به نظر میرسد که تجزیهطلبان مفلوک و بیشرم، احساس خطر کرده و تلاش مذبوحانه خود را در جهت تضعیف زبان فارسی و شعارهای بیمحتوا و بیمعنی چون تحصیل به زبان مادری و مانند آن متمرکز کردهاند. از هر دهانی که ذرهای نغمه تضعیف زبان فارسی شنیده شود، بدون هیچ ملاحظه و درنگی، باید مشتی محکم بر آن دهان کوبید. ذرهای نباید با این جماعت مماشات کرد و آنها را به هیچ عنوان نباید تحویل گرفت.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
بر سر درِ "آتشگاهِ باکو 🔥 " به زبانِ شیرین پارسی نگاشته شده است:
آتشی صف کشیده همچون دک
جیی بِوانی رسیده تا بادک
سال نو نُزل مبارک باد گفت
خانۀ شد رو سمبلِ (؟) سنة ۱۱۵٨
ātaši saf kešide hamčon dak
jey bovāni reside tā bādak
sāl-e nav-e nozl mobārak bād goft
xāne šod ru *sombole sane-ye hazār-o-sad-o-panjāh-o-haštom
برگردان:
آتشی بر رویِ یک خط ، صف کشیده است.
از دهکده یِ "بوانی" (نزدیک به اصفهان) تا شهرِ "بادک"
(شهرِ "بادکوبه" قدیم، "باکو" ی امروزی)
سالِ نو یِ پر برکت ، را تبریک گفت
(خط پایانی کمی گنگ است) این خانه در سالِ ۱۱۵۸ (۱۷۴۵ ترسایی)
در ماهِ امرداد - شهریور (آگوست - سپتامبر) در بُرجِ سُنبُله (دوشیزه) Virgo ساخته شد.
آتشگاه باکو ساختمانی قلعه مانند در منطقه سوراخانی شهر باکو #جمهوری جعلی #آذربایجان میباشد.
#سوراخانی نام شهریست که این آتشگاه اطراف آن قرار گرفته است؛واژه سوراخانی ریشه #پارسی دارد و به احتمالاً به معنای محل سوراخها و یا به رنگ سرخ (یا سرخانی) آتش اشاره میکند.
آتشگاه باکو روی میدان گازی طبیعی بنا شده بنابراین از ابتدا گاز بطور طبیعی از هفت دریچه طبیعی در این محل بیرون میآمده و سبب آتشهای طبیعی میگشتهاست.
امروزه از شهر باکو صرفاً برای افزایش جاذبه #گردشگری به این محل گاز طبیعی کشیده شدهاست و #آتش این آتشگاه به وسیله این گاز روشن میشود.
این محل از مجتمع پنجگانهای تشکیل میشود که دارای یک حیاط است که توسط خانههای روحانیان #زرتشتی محاصره شدهاست. در وسط حیاط محرابی وجود دارد که در قرنهای ۱۷ و ۱۸ بنا شدهاست.
این جایگاه در سال ۱۸۸۳ هنگامی که تاسیسات #نفت و #گاز طبیعی در مجاورت آن تاسیس شد، بحال متروکه درآمد. این مجتمع در سال ۱۹۷۵ به #موزه تبدیل شد و امروزه هر سال ۱۵۰۰۰ #گردشگر به دیدن این محل میآیند. آتشگاه باکو در سال ۱۹۹۸ نامزد رفتن به فهرست #میراث جهانی #یونسکو شد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
آتشی صف کشیده همچون دک
جیی بِوانی رسیده تا بادک
سال نو نُزل مبارک باد گفت
خانۀ شد رو سمبلِ (؟) سنة ۱۱۵٨
ātaši saf kešide hamčon dak
jey bovāni reside tā bādak
sāl-e nav-e nozl mobārak bād goft
xāne šod ru *sombole sane-ye hazār-o-sad-o-panjāh-o-haštom
برگردان:
آتشی بر رویِ یک خط ، صف کشیده است.
از دهکده یِ "بوانی" (نزدیک به اصفهان) تا شهرِ "بادک"
(شهرِ "بادکوبه" قدیم، "باکو" ی امروزی)
سالِ نو یِ پر برکت ، را تبریک گفت
(خط پایانی کمی گنگ است) این خانه در سالِ ۱۱۵۸ (۱۷۴۵ ترسایی)
در ماهِ امرداد - شهریور (آگوست - سپتامبر) در بُرجِ سُنبُله (دوشیزه) Virgo ساخته شد.
آتشگاه باکو ساختمانی قلعه مانند در منطقه سوراخانی شهر باکو #جمهوری جعلی #آذربایجان میباشد.
#سوراخانی نام شهریست که این آتشگاه اطراف آن قرار گرفته است؛واژه سوراخانی ریشه #پارسی دارد و به احتمالاً به معنای محل سوراخها و یا به رنگ سرخ (یا سرخانی) آتش اشاره میکند.
آتشگاه باکو روی میدان گازی طبیعی بنا شده بنابراین از ابتدا گاز بطور طبیعی از هفت دریچه طبیعی در این محل بیرون میآمده و سبب آتشهای طبیعی میگشتهاست.
امروزه از شهر باکو صرفاً برای افزایش جاذبه #گردشگری به این محل گاز طبیعی کشیده شدهاست و #آتش این آتشگاه به وسیله این گاز روشن میشود.
این محل از مجتمع پنجگانهای تشکیل میشود که دارای یک حیاط است که توسط خانههای روحانیان #زرتشتی محاصره شدهاست. در وسط حیاط محرابی وجود دارد که در قرنهای ۱۷ و ۱۸ بنا شدهاست.
این جایگاه در سال ۱۸۸۳ هنگامی که تاسیسات #نفت و #گاز طبیعی در مجاورت آن تاسیس شد، بحال متروکه درآمد. این مجتمع در سال ۱۹۷۵ به #موزه تبدیل شد و امروزه هر سال ۱۵۰۰۰ #گردشگر به دیدن این محل میآیند. آتشگاه باکو در سال ۱۹۹۸ نامزد رفتن به فهرست #میراث جهانی #یونسکو شد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸گنجفه
گنجفه نوعی بازی ورق میباشد که در قرن شانزدهم در دربار صفویان به وجود آمدهاست. واژه گنجفه، هم به خود بازی و هم به دست ورق آن گفته میشود .شیوهٔ بازی گنجفه مانند بازی حکم امروزی است که با ورق انجام میگیرد.
🔸تاریخچه
از شواهد امر چنین برمیآید که گنجفه قبل از عصر صفویه بازی متداولی نبودهاست. با توجه به تقدم اقسام گوناگون بازی ورق در جهان به عصر صفویه، بی گمان گنجفه از بازی کهن تری اقتباس شدهاست. هر چند که گنجفه در شکل و جزئیات منحصربهفرد میباشد.
صادق مینای اصفهانی (متوفی ۱۰۶۱ هجری) مؤلف شاهد صادق که فصل شصت و چهارم کتاب خود را به گنجفه اختصاص داده مینویسد: «از مخترعات میر غیاث الدین منصور شیرازی است و گمان آن است که از گنجفه فرنگیان استخراج کرده و نام آن گنج فهم است به کثرت استعمال به گنجفه مشهور شده و آن بر چند قسم است و برخی از آن را این حقیر اختراع کرده». همین مؤلف اثر مفصلتری در باب بازیهای قمار به نام «رساله در علم ملاعب» تدوین کرده که در دست نیست.
تاورنیه مینویسد: در میان اقسام قمارهای ایرانی یک قسم بازی ورق دارند که گنجفه مینامند، ورقهای ما چهار نشان دارد، اما اوراق ایرانی دارای هشت نشان است».
گنجفه بازی در اوایل عصر صفویه و به خصوص در دربار شاه عباس اول (بزرگ) بسیار مرسوم و محبوب بودهاست. از میان پادشاهان صفویه، او به گنجفه علاقه زیادی داشت، همچنین سران سپاهش اغلب اوقات یه بازی گنجفه میپرداختند؛ ولی در زمان شاه عباس دوم اوضاع دیگرگون شد، بازی گنجفه مثل سایر بازیها قمار به حساب آمد و ممنوع گردید. در دورههای بعدی مقبولیت گنجفه بازی در دربار ایران فراز و نشیب پیدا میکند اما این بازی از ایران به هندوستان میرود و اکبر شاه از آن تقلید کرده و گنجفهای میسازد که دارای دوازده صنف بود. در میان گورکانیان هند گنجفه مقبولیت بسیار داشت.
ترتیب ورقها و خالها
اوراق گنجفه بر خلاف ورقهای امروزی که مستطیل هستند، گرد و مدور بودهاند. این اوراق با چوب، برگ نخل یا مقوا ساخته میشدند. گنجفه نود و شش ورق در هشت دسته دوازده برگی داشتهاست (هشت خال، دوازده برگ از هر خال). نام این خالهای هشتگانه به این ترتیب است: غلام، تاج، شمشیر، اشرفی (زر سرخ)، چنگ، برات، سکه (زر سفید)، قماش. هر دسته ۱۲ برگ داشت: دو تا به نام شاه و وزیر و بقیه به شماره یک تا ده شناخته میگردید.
🔸گنجفه در ادبیات پارسی
گنجفه و گنجفه بازی در ادبیات فارسی دوران صفوی و پس از آن بسیار به کار رفتهاست. چند نمونه در پی میآید:
مانند آن ورق که ز سر واکند کسی
حسنت به چرخ گنجفه داد آفتاب را
🔹
اسماعیل قشنگ آن گنجفهساز
میگفت همیشه با حریف و انباز
پیوسته کلک میزن و پا زخم مباز
شاید که به دست آوری یک دو سه غاز
🔹
گنجفه بازی است کار پلید
کس ازو خیر در زمانه ندید
🔹
پس گنجفه را از بغل خویش به درکن
از باده دماغ همه را تازه و ترکن
همچنین اهلی شیرازی درگذشته به سال ۹۴۲ هجری قمری گردآوردی به نام رباعیات گنجفه سرودهاست.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
گنجفه نوعی بازی ورق میباشد که در قرن شانزدهم در دربار صفویان به وجود آمدهاست. واژه گنجفه، هم به خود بازی و هم به دست ورق آن گفته میشود .شیوهٔ بازی گنجفه مانند بازی حکم امروزی است که با ورق انجام میگیرد.
🔸تاریخچه
از شواهد امر چنین برمیآید که گنجفه قبل از عصر صفویه بازی متداولی نبودهاست. با توجه به تقدم اقسام گوناگون بازی ورق در جهان به عصر صفویه، بی گمان گنجفه از بازی کهن تری اقتباس شدهاست. هر چند که گنجفه در شکل و جزئیات منحصربهفرد میباشد.
صادق مینای اصفهانی (متوفی ۱۰۶۱ هجری) مؤلف شاهد صادق که فصل شصت و چهارم کتاب خود را به گنجفه اختصاص داده مینویسد: «از مخترعات میر غیاث الدین منصور شیرازی است و گمان آن است که از گنجفه فرنگیان استخراج کرده و نام آن گنج فهم است به کثرت استعمال به گنجفه مشهور شده و آن بر چند قسم است و برخی از آن را این حقیر اختراع کرده». همین مؤلف اثر مفصلتری در باب بازیهای قمار به نام «رساله در علم ملاعب» تدوین کرده که در دست نیست.
تاورنیه مینویسد: در میان اقسام قمارهای ایرانی یک قسم بازی ورق دارند که گنجفه مینامند، ورقهای ما چهار نشان دارد، اما اوراق ایرانی دارای هشت نشان است».
گنجفه بازی در اوایل عصر صفویه و به خصوص در دربار شاه عباس اول (بزرگ) بسیار مرسوم و محبوب بودهاست. از میان پادشاهان صفویه، او به گنجفه علاقه زیادی داشت، همچنین سران سپاهش اغلب اوقات یه بازی گنجفه میپرداختند؛ ولی در زمان شاه عباس دوم اوضاع دیگرگون شد، بازی گنجفه مثل سایر بازیها قمار به حساب آمد و ممنوع گردید. در دورههای بعدی مقبولیت گنجفه بازی در دربار ایران فراز و نشیب پیدا میکند اما این بازی از ایران به هندوستان میرود و اکبر شاه از آن تقلید کرده و گنجفهای میسازد که دارای دوازده صنف بود. در میان گورکانیان هند گنجفه مقبولیت بسیار داشت.
ترتیب ورقها و خالها
اوراق گنجفه بر خلاف ورقهای امروزی که مستطیل هستند، گرد و مدور بودهاند. این اوراق با چوب، برگ نخل یا مقوا ساخته میشدند. گنجفه نود و شش ورق در هشت دسته دوازده برگی داشتهاست (هشت خال، دوازده برگ از هر خال). نام این خالهای هشتگانه به این ترتیب است: غلام، تاج، شمشیر، اشرفی (زر سرخ)، چنگ، برات، سکه (زر سفید)، قماش. هر دسته ۱۲ برگ داشت: دو تا به نام شاه و وزیر و بقیه به شماره یک تا ده شناخته میگردید.
🔸گنجفه در ادبیات پارسی
گنجفه و گنجفه بازی در ادبیات فارسی دوران صفوی و پس از آن بسیار به کار رفتهاست. چند نمونه در پی میآید:
مانند آن ورق که ز سر واکند کسی
حسنت به چرخ گنجفه داد آفتاب را
🔹
اسماعیل قشنگ آن گنجفهساز
میگفت همیشه با حریف و انباز
پیوسته کلک میزن و پا زخم مباز
شاید که به دست آوری یک دو سه غاز
🔹
گنجفه بازی است کار پلید
کس ازو خیر در زمانه ندید
🔹
پس گنجفه را از بغل خویش به درکن
از باده دماغ همه را تازه و ترکن
همچنین اهلی شیرازی درگذشته به سال ۹۴۲ هجری قمری گردآوردی به نام رباعیات گنجفه سرودهاست.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
#زایشمهر (شب چله)
زایش ایزد میترا و چیرگی نور و خورشید بر سیاهی شب و سرمای زمستان یکی از بزرگ ترین جشنهای ایرانیان باستان را پاس میداریم.
https://youtu.be/i1Hn7QdQ8X4
دل جهان است ایرانشهر🔥
برای دانستن بیشتر از این جشن به خاستگاه زیر بروید:
https://iircf.com/?page_id=439
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
زایش ایزد میترا و چیرگی نور و خورشید بر سیاهی شب و سرمای زمستان یکی از بزرگ ترین جشنهای ایرانیان باستان را پاس میداریم.
https://youtu.be/i1Hn7QdQ8X4
دل جهان است ایرانشهر🔥
برای دانستن بیشتر از این جشن به خاستگاه زیر بروید:
https://iircf.com/?page_id=439
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
YouTube
یلدا
سروده بسیار زیبای بانو هما ارژنگی با نام « جشن یلدا» را بخوانید و بشنوید
یلدا هزاران ساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پر فروغ و گرم و زیبا
در آخرین شام بلند و سرد پاییز
یادآور اسطورههای مانده برجا
یلدا نماد زایش مهر ایزد نور
«میترا» خجسته ایزد نور سحرگاه
آیین…
یلدا هزاران ساله جشنی آریایی
جشنی سپند و پر فروغ و گرم و زیبا
در آخرین شام بلند و سرد پاییز
یادآور اسطورههای مانده برجا
یلدا نماد زایش مهر ایزد نور
«میترا» خجسته ایزد نور سحرگاه
آیین…
فریب نخوریم، روح الله زم،
برنامه ای در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۰ از اینستاگرام جنبش.
مسائل مختلفی در این برنامه گفته شده به مانند اعدام روح الله زم، کشورهای خارجی بمانند اسرائیل و آمریکا، همچنین نقش جمهوری اشغال اسلامی و شبکه اهریمنی دشمنان ایران زمین در فریب مردم و گمراهی شان از مبارزه برای براندازی رژیم ضحاک اسلامی.
https://youtu.be/-FkxbZinIx8
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
برنامه ای در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۰ از اینستاگرام جنبش.
مسائل مختلفی در این برنامه گفته شده به مانند اعدام روح الله زم، کشورهای خارجی بمانند اسرائیل و آمریکا، همچنین نقش جمهوری اشغال اسلامی و شبکه اهریمنی دشمنان ایران زمین در فریب مردم و گمراهی شان از مبارزه برای براندازی رژیم ضحاک اسلامی.
https://youtu.be/-FkxbZinIx8
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
YouTube
فریب نخوریم،روح الله زم، ۱۲ دسامبر ۲۰۲۰
مسائل مختلفی در این برنامه گفته شده به مانند اعدام روح الله زم، کشورهای خارجی بمانند اسرائیل
و آمریکا و همچنین نقش جمهوری اشغال اسلامی و شبکه اهریمنی دشمنان ایران زمین.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
برای ارسال مطالب خود و ارتباط…
و آمریکا و همچنین نقش جمهوری اشغال اسلامی و شبکه اهریمنی دشمنان ایران زمین.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
برای ارسال مطالب خود و ارتباط…
Forwarded from کانال ستاد مشترک مدیران پادشاهی خواه
🔴یک کلام،ختم کلام
همه ی پادشاهی خواهان بدانند که؛
ائتلاف میان مزاحمین خلق و ملی منقلی و نهضت آزادی و مارکسیسم و توده ای و کمونیست و آخوند و... که همه جمهوری خواه بودند باعث شد تا نهاد پادشاهی در ایران سقوط کند.
برای بازگشت پادشاهی به ایران تنها راه دل کندن از تمام این جریانات میباشد.
باید این ائتلاف شوم برهم بخورد تا پادشاهی به ایران بازگردد،غیر از این تمام راهها به بیراهه هستند...
⛔️محمد مهدوی فر #تخریبچی_اپوزیسیون با یک لیست بلند و بالا از #شاهزاده خواسته از پادشاهی انصراف دهد تا اپوزیسیون را متحد کنند.
پاسخ ما به این شخص و دوستانشان این است که ما خواهان از هم پاشیدن این اتحاد شوم و ضد ایرانی هستیم.
حال چند پرسش از محمد مهدوی فر؛
۱-آیا تا بحال از مریم قجر رئیس جمهور خود خوانده مزاحمین خلق خواسته اید از ریاست جمهوری خود خوانده اش دست بردارد؟
۲-تا کنون از حسن شریعتمداری رئیس شورای گراز خواسته اید که دست از اهداف تجزیه ایران و همچنین حمایت از تجزیه طلبان که با صراحت از خودمختاری و خودپخ داری دم میزنند، دست بردارند؟
جناب مهدوی فر همین دو پرسش را پاسخ دهید هنر کرده اید.
و در پایان؛شما از چه چیزی ترس دارید که اینهمه تأکید دارید شاهزاده از پادشاهی انصراف دهد؟
شاید مردم در رفراندوم به ایشان و نهاد پادشاهی رأی ندهند.
شما پیشاپیش چرا از نتیجه وحشت زده هستید؟
اگر تمام پادشاهی خواهان راستین ۱۰% در ایجاد محبوبیت شاهزاده موفق عمل کرده باشند،امثال شما با حمله به شاهزاده ۹۰% موجب محبوبیت ایشان شده اید.
یک پیشنهاد برای شما و دوستانتان:اگر میخواهید مردم ایران را از شاهزاده دور کنید تنها کافیست که شما و دوستانتان از ایشان حمایت کنید،بی شک مردم بواسطه نزدیک شدن شماها از شاهزاده فراری خواهند شد...
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
همه ی پادشاهی خواهان بدانند که؛
ائتلاف میان مزاحمین خلق و ملی منقلی و نهضت آزادی و مارکسیسم و توده ای و کمونیست و آخوند و... که همه جمهوری خواه بودند باعث شد تا نهاد پادشاهی در ایران سقوط کند.
برای بازگشت پادشاهی به ایران تنها راه دل کندن از تمام این جریانات میباشد.
باید این ائتلاف شوم برهم بخورد تا پادشاهی به ایران بازگردد،غیر از این تمام راهها به بیراهه هستند...
⛔️محمد مهدوی فر #تخریبچی_اپوزیسیون با یک لیست بلند و بالا از #شاهزاده خواسته از پادشاهی انصراف دهد تا اپوزیسیون را متحد کنند.
پاسخ ما به این شخص و دوستانشان این است که ما خواهان از هم پاشیدن این اتحاد شوم و ضد ایرانی هستیم.
حال چند پرسش از محمد مهدوی فر؛
۱-آیا تا بحال از مریم قجر رئیس جمهور خود خوانده مزاحمین خلق خواسته اید از ریاست جمهوری خود خوانده اش دست بردارد؟
۲-تا کنون از حسن شریعتمداری رئیس شورای گراز خواسته اید که دست از اهداف تجزیه ایران و همچنین حمایت از تجزیه طلبان که با صراحت از خودمختاری و خودپخ داری دم میزنند، دست بردارند؟
جناب مهدوی فر همین دو پرسش را پاسخ دهید هنر کرده اید.
و در پایان؛شما از چه چیزی ترس دارید که اینهمه تأکید دارید شاهزاده از پادشاهی انصراف دهد؟
شاید مردم در رفراندوم به ایشان و نهاد پادشاهی رأی ندهند.
شما پیشاپیش چرا از نتیجه وحشت زده هستید؟
اگر تمام پادشاهی خواهان راستین ۱۰% در ایجاد محبوبیت شاهزاده موفق عمل کرده باشند،امثال شما با حمله به شاهزاده ۹۰% موجب محبوبیت ایشان شده اید.
یک پیشنهاد برای شما و دوستانتان:اگر میخواهید مردم ایران را از شاهزاده دور کنید تنها کافیست که شما و دوستانتان از ایشان حمایت کنید،بی شک مردم بواسطه نزدیک شدن شماها از شاهزاده فراری خواهند شد...
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
Forwarded from جبهه هماهنگ مبارزان ايران
YouTube
Video 511, December 13, 2020, J. Daftarian, S. Hamzavi, I. Ansari and A. NasreEsfahani
تشکیل فرقه یاحزب دموکرات آذربایجان بدستور مستقیم اتحاد جماهیر شوروی
چگونگی تشکیل حکومت خود مختار درمهاباد
نقش مردم و دولتمردان وپادشاه در نجات آذرآبادگان
نقض آشکار قانون اساسی مشروطیت
کاربرد قانون انچمنهای ایالتی و ولایتی
چگونگی تشکیل حکومت خود مختار درمهاباد
نقش مردم و دولتمردان وپادشاه در نجات آذرآبادگان
نقض آشکار قانون اساسی مشروطیت
کاربرد قانون انچمنهای ایالتی و ولایتی
برگزاری کنفرانس اقتصادی اتحادیه اروپا با رژیم ضحاک نشانگر حمایت کامل اروپا از آخوند جماعت است. اگر همین اتحادیه اعدام بچه اخوند زم را محکوم کرده است، تعجب نکنید، در هر صورت حمایت از آخوند و بچه شان در دستور کارشان است. بر همین پایه اصولا کشور و ملت بزرگ ایران زمین برایشان مهم نیست.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
Forwarded from کانال ستاد مشترک مدیران پادشاهی خواه
🔴این متن را به هر طریقی که میتوانید بدست #خرزوخان (اردوغان) برسانید.👇
ارس را از شما جدا نکردند،بلکه شما را از ارس جدا کردند.
خاک شما خود،قسمتی از ایران بزرگ است که از مام میهن جدا شده است.
کمی به نام خودت هم مراجعه کنی میبینی ریشه ایرانی دارد.
اردوغان=>اردووان=>اردوان
و این نام یک پادشاه ایرانیست که متاسفانه بر تو بی لیاقت گذارده شده است.
آن الهام الیف بیچاره هم خبر ندارد که نامش مال خودش نیست،بلکه به واسطه جدا شدن بادکوبه از مام میهن اکنون نام ناپدری(روس) بر خود دارد.
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
ارس را از شما جدا نکردند،بلکه شما را از ارس جدا کردند.
خاک شما خود،قسمتی از ایران بزرگ است که از مام میهن جدا شده است.
کمی به نام خودت هم مراجعه کنی میبینی ریشه ایرانی دارد.
اردوغان=>اردووان=>اردوان
و این نام یک پادشاه ایرانیست که متاسفانه بر تو بی لیاقت گذارده شده است.
آن الهام الیف بیچاره هم خبر ندارد که نامش مال خودش نیست،بلکه به واسطه جدا شدن بادکوبه از مام میهن اکنون نام ناپدری(روس) بر خود دارد.
#جاوید_شاه
#پیمان_نوین
@Setademodiran
تقسيم نيروهای مسلح ايران به چهار ارتش در زمان پادشاهی يزدگرد يکم
پس از دو سال مطالعه و بررسی، در سال 402 ميلادی يزدگرد يكم از دودمان ساسانی بر تجديد سازمان نيروهای مسلح ايران صحه گذارد. روابط حسنه ايران و روم در زمان يزدگرد يكم اين فرصت را به ژنرالهای ايران داده بود كه بنشينند و پس از نزديك به دو قرن، باتوجه به اوضاع جهان آن زمان و تهديد های تازه و با استفاده از تجربه گذشته به نوسازی سازمان ارتش بپردازند.
طبق سازمان تازه كه جزئيات آن در آرشيوهای منتقل شده از قسطنطنيه به رم در سال 1453 آمده است، نيروهای مسلح ايران به چهار ارتش به اين شرح تقسيم شده بودند:
ارتش يكم؛ قرارگاه ستاد در شهر مرو. واحدهای اين ارتش موظف به جلوگيری از مهاجرت و يا تجاوز مسلحانه اقوام زرد و نيمه زرد ساکن شمال شرقی آسيای مركزی و شمال غربی چين[آلتائيک ها] به اين سوی سيردريا (سيحون) بودند. هيچگاه و در هيچ شرايطی از واحدهای اين ارتش جز در همان منطقه نبايد استفاده مي شد، زيرا كه به نظر طرّاحان اين سازمان بندی ورود اقوام مذكور كه تمدنی عقب مانده و اخلاقياتی ضعيف داشتند به قلمرو ايران نه تنها تجاوز ارضی بود بلكه تخريب فرهنگي جبران ناپذير بشمار مي رفت. واحدهای معروف به مرزبان كه قبلا به وجود آمده بودند و در مرزهای شمال شرقی مستقر بودند بايد ضميمه اين ارتش مي شدند. در اين ارتش، نسبت سوار و پياده يك و دو بود.
ارتش دوم؛ قرارگاه سيّار. واحدهای اين ارتش متساويا به دو سپاه تقسيم و در طرفين دريای گرگان (دريای کاسپین ـ درياي قزوين ) مستقر و از دربند قفقاز تا معابر داغستان و نقاط رخنه خزرها در غرب آرال (شرق دريای مازندران) محافظت می كردند. واحدهای اين ارتش به نسبت چهار و يك سوار و پياده بايد بودند.
ارتش سوم ؛ قرارگاه تيسفون (جنوب بغداد)، اين ارتش از مرزهای غربی و شمال غربی و پايتخت حراست مي كرد و بازدارنده روميان در صورت تعرض ناگهانی؛ تا رسيدن ارتش های دو و چهار بود.
ارتش چهارم؛ قرارگاه سپاهان (اصفهان). اين ارتش كمكی و احتياط بود و جز آن قسمت از اين ارتش كه در سيستان و «قندهار امروز» مستقر بود، براي كمك به ارتشهاي ديگر اعزام مي شد. ستاد اين ارتش در شرايط جنك مامور بسيج نيرو و جمع آوري و آموزش سرباز بود. نسبت رده ها نيز متغيير بود.
اين تقسيم بندي نشان مي دهد كه خطری در پارس (فارس امروز، كرمان و يزد، مكران و جزاير ) وجود نداشت.
اين سازمان تا پايان حكومت ساسانيان به مدت نزديك به دو و نيم قرن تغيير نيافت. همين انعطاف ناپدير بودن اين سازمان از دلايل شكست ايران ازاعراب شد و يزدگرد سوم ارتش يكم را به كمك نطلبيد، بلكه خود پس از شكست نهاوند به سوی قرارگاه اين ارتش در مرو رفت كه همانجا كشته شد و پسر او هم نتوانست از واحد ثابت ارتش چهارم در سيستان استفاده كند. پس از فرو پاشی ارتش يكم بود كه اقوام غُز، سلجوقيان و طوايف مربوط به ماورالنهر مهاجرت كردند.
پس از پيوستن ايران به پيمای مركزی (سنتو)، در دهه 1960 بارديگر نيروهاي نظامی ايران كه شامل ده لشكر بود به چهار ارتش تبديل شدند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
پس از دو سال مطالعه و بررسی، در سال 402 ميلادی يزدگرد يكم از دودمان ساسانی بر تجديد سازمان نيروهای مسلح ايران صحه گذارد. روابط حسنه ايران و روم در زمان يزدگرد يكم اين فرصت را به ژنرالهای ايران داده بود كه بنشينند و پس از نزديك به دو قرن، باتوجه به اوضاع جهان آن زمان و تهديد های تازه و با استفاده از تجربه گذشته به نوسازی سازمان ارتش بپردازند.
طبق سازمان تازه كه جزئيات آن در آرشيوهای منتقل شده از قسطنطنيه به رم در سال 1453 آمده است، نيروهای مسلح ايران به چهار ارتش به اين شرح تقسيم شده بودند:
ارتش يكم؛ قرارگاه ستاد در شهر مرو. واحدهای اين ارتش موظف به جلوگيری از مهاجرت و يا تجاوز مسلحانه اقوام زرد و نيمه زرد ساکن شمال شرقی آسيای مركزی و شمال غربی چين[آلتائيک ها] به اين سوی سيردريا (سيحون) بودند. هيچگاه و در هيچ شرايطی از واحدهای اين ارتش جز در همان منطقه نبايد استفاده مي شد، زيرا كه به نظر طرّاحان اين سازمان بندی ورود اقوام مذكور كه تمدنی عقب مانده و اخلاقياتی ضعيف داشتند به قلمرو ايران نه تنها تجاوز ارضی بود بلكه تخريب فرهنگي جبران ناپذير بشمار مي رفت. واحدهای معروف به مرزبان كه قبلا به وجود آمده بودند و در مرزهای شمال شرقی مستقر بودند بايد ضميمه اين ارتش مي شدند. در اين ارتش، نسبت سوار و پياده يك و دو بود.
ارتش دوم؛ قرارگاه سيّار. واحدهای اين ارتش متساويا به دو سپاه تقسيم و در طرفين دريای گرگان (دريای کاسپین ـ درياي قزوين ) مستقر و از دربند قفقاز تا معابر داغستان و نقاط رخنه خزرها در غرب آرال (شرق دريای مازندران) محافظت می كردند. واحدهای اين ارتش به نسبت چهار و يك سوار و پياده بايد بودند.
ارتش سوم ؛ قرارگاه تيسفون (جنوب بغداد)، اين ارتش از مرزهای غربی و شمال غربی و پايتخت حراست مي كرد و بازدارنده روميان در صورت تعرض ناگهانی؛ تا رسيدن ارتش های دو و چهار بود.
ارتش چهارم؛ قرارگاه سپاهان (اصفهان). اين ارتش كمكی و احتياط بود و جز آن قسمت از اين ارتش كه در سيستان و «قندهار امروز» مستقر بود، براي كمك به ارتشهاي ديگر اعزام مي شد. ستاد اين ارتش در شرايط جنك مامور بسيج نيرو و جمع آوري و آموزش سرباز بود. نسبت رده ها نيز متغيير بود.
اين تقسيم بندي نشان مي دهد كه خطری در پارس (فارس امروز، كرمان و يزد، مكران و جزاير ) وجود نداشت.
اين سازمان تا پايان حكومت ساسانيان به مدت نزديك به دو و نيم قرن تغيير نيافت. همين انعطاف ناپدير بودن اين سازمان از دلايل شكست ايران ازاعراب شد و يزدگرد سوم ارتش يكم را به كمك نطلبيد، بلكه خود پس از شكست نهاوند به سوی قرارگاه اين ارتش در مرو رفت كه همانجا كشته شد و پسر او هم نتوانست از واحد ثابت ارتش چهارم در سيستان استفاده كند. پس از فرو پاشی ارتش يكم بود كه اقوام غُز، سلجوقيان و طوايف مربوط به ماورالنهر مهاجرت كردند.
پس از پيوستن ايران به پيمای مركزی (سنتو)، در دهه 1960 بارديگر نيروهاي نظامی ايران كه شامل ده لشكر بود به چهار ارتش تبديل شدند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸قرارداد ننگین گلستان سرآغاز کوچک شدن ایرانزمین ـ قراردادی که یک دیپلمات انگلیسی مَتن آن را نوشته بود! و قفقاز ایران را به روسیه داد !!
اوراق امضاء شده قرارداد گلستان که تاریخ نبیسان زیر نفوذ استعمارگرانِ اروپایی عنوان آن را عهدنامه و پیمان (تریتی) گذارده اند و 24 اکتبر 1813 با میانجی گری دولت لندن میان ایران و روسیه امضاء شد درست یک ماه بعد در 24 نوامبر به دربار تهران رسید! و فتحعلی شاه (شاه مغول تبار) وقت از متن آن اطلاع یافت. این قرارداد سرآغاز مرحله سوم کوچک شدن ایرانزمین بود ـ مرحله اول با شکست نظامی ایران از اسکندر مقدونی و مرحله دوم با شکست نظامی ایران در نبرد قادسیه. گور اوزلی (دارای لقب سِر) Sir Gore Ouseley دیپلمات انگلیسی پیشنویس قرارداد را تهیه کرده بود!!. طبق این قرارداد، دولت ناآگاه تهران از اوضاع جهان و تاریخ ایران و تکالیف خود در قبال تمامیت کشور و حق شهروندان نسبت به آن، از داغستان (جنوب روسیه امروز) و شهر معروف دربند (دربنت)، تمامی گرجستان و مناطق چهارگانه ساحلی غرب آن ازجمله آبخیزستان (آبخازیا)، مناطق باکو، قره باغ، شَکی و بخشی از طوالش که بیش از 2 هزار سال گوشهِ شمال غربی ایران بودند و دولت های ایران بویژه اشکانیان و ساسانیان برای محافظت از آنها جنگ ها کرده و خون ها داده بودند گذشت. گلستان یک روستا در قفقاز جنوبی است که این قرارداد در آنجا به امضای نیکلای رتیسچف N. Rtischev نماینده امپراتور روسیه و میرزا ابوالحسن خان (معروف به ایلچی = سفیر) نماینده شاه ایران رسیده بود.
جنگ یکم روسیه با ایران که به امضای قرار داد گلستان انجامید در پی لشکرکشی روسیه به تفلیس (حاکم نشین گرجستان شرقی وقت) و استقرار در آن منطقه که گوشه ای از قلمرو ایران در قفقاز بود روی داده بود. دولت تهران با اتکاء بر اتحاد خود با ناپلئون بناپارت [که ناپلئون در سال 1807 در تیلسیتTilsit با تزارروسیه آشتی کرد و از آن پس تعهد خود در قبال ایران را نادیده گرفت!] و اینکه ارتش ایران از لحاظ نفر پنج برابر نیروهای اعزامی روسیه به قفقاز بود وارد جنگ شده بود.
الکساندر یکم تزار وقت روسیه در آغاز سلطنت خود اعلام کرده بود که تصمیم قاطع به توسعه روسیه [به انجام رسانیدن آرزوهای پتر بزرگ و رسیدن به آب های گرم اقیانوس هند] دارد و از تصرف قفقازآغاز می کند. این خبر باعث نگرانی دولت لندن شده بود که بیم داشت، روس ها از طریق ایران [که افغانستان بخشی از آن بود] و خلیج فارس به هندوستان رخنه کنند. تعرّض به قلمرو ایران در قفقاز در دو ستون توسط دو ژنرال روس آغاز شده بود؛ ژنرال پاول دمترییویچ سیسیانوف Pavel Dmitryevich Tsitsianov حملات نظامی به باکو و ژنرال ایوان گودویچ Ivan Gudvich به ارمنستان را فرماندهی می کردند. سیسیانوف بیستم فوریه 1806 و در 50 سالگی در جریان معارضه با ایران در باکو کشته شد و در آخرین سال نبرد، ژنرال پیوتر کوتلیارفسکیPyotr Kotlyarevsky برنده بود. دولت لندن که از پیشروی روسها در قلمرو ایران نگران شده بود دست به میانجیگری زد و روسها که با تعرّض ارتش ناپلئون [که پس از آشتی در تیلسیت، دوباره برضد تزار روسیه شده بود] رو به رو بودند و نیاز به دوستی با انگلستان [دشمن شماره یک ناپلئون] داشتند با این میانجیگری و مذاکره برای ترک مخاصمه موافقت کردند مخصوصا که میانجیگری بر عهده سِر گور اوزلی Sir Gore Ousely ـ دیپلمات انگلیسی آشنا با تزار روسیه واگذار شده بود. متن قرارداد که با انشاء «اوزلی» تنظیم شده بود 24 اکتبر 1813 در دهکده گلستان امضاء شد و برپایه آن؛ گرجستان، مناطق ساحل دریای سیاه واقع در غرب گرجستان ازجمله آبخیزستان [آبخازیا = آبخازیه]، ایمِرتیاImeretia، مِگرلیاMegrelia (اودیشی) و گوریاGuria، همه داغستان (قفقاز شمالی) و ازجمله شهر دربند (دربنت)، و نیز باکو، گنجه، شیروان، شکین (شکیShakki)، قره باغ، لنکران و ... از ایران جدا شدند. از زمان تاسيس كشور ايران تا آن روز، تمامی قفقاز ازجمله اران (قفقاز جنوبي) گوشه اي از خاك اصلي ايران بود و به شهادت تاریخ، ایرانیان برای محافظت این منطقه دائما و با تمامی امکانات با رومیان و اقوام مهاجر آسیای شمال شرقی جنگیده بودند.
اوراق امضاء شده قرارداد گلستان که تاریخ نبیسان زیر نفوذ استعمارگرانِ اروپایی عنوان آن را عهدنامه و پیمان (تریتی) گذارده اند و 24 اکتبر 1813 با میانجی گری دولت لندن میان ایران و روسیه امضاء شد درست یک ماه بعد در 24 نوامبر به دربار تهران رسید! و فتحعلی شاه (شاه مغول تبار) وقت از متن آن اطلاع یافت. این قرارداد سرآغاز مرحله سوم کوچک شدن ایرانزمین بود ـ مرحله اول با شکست نظامی ایران از اسکندر مقدونی و مرحله دوم با شکست نظامی ایران در نبرد قادسیه. گور اوزلی (دارای لقب سِر) Sir Gore Ouseley دیپلمات انگلیسی پیشنویس قرارداد را تهیه کرده بود!!. طبق این قرارداد، دولت ناآگاه تهران از اوضاع جهان و تاریخ ایران و تکالیف خود در قبال تمامیت کشور و حق شهروندان نسبت به آن، از داغستان (جنوب روسیه امروز) و شهر معروف دربند (دربنت)، تمامی گرجستان و مناطق چهارگانه ساحلی غرب آن ازجمله آبخیزستان (آبخازیا)، مناطق باکو، قره باغ، شَکی و بخشی از طوالش که بیش از 2 هزار سال گوشهِ شمال غربی ایران بودند و دولت های ایران بویژه اشکانیان و ساسانیان برای محافظت از آنها جنگ ها کرده و خون ها داده بودند گذشت. گلستان یک روستا در قفقاز جنوبی است که این قرارداد در آنجا به امضای نیکلای رتیسچف N. Rtischev نماینده امپراتور روسیه و میرزا ابوالحسن خان (معروف به ایلچی = سفیر) نماینده شاه ایران رسیده بود.
جنگ یکم روسیه با ایران که به امضای قرار داد گلستان انجامید در پی لشکرکشی روسیه به تفلیس (حاکم نشین گرجستان شرقی وقت) و استقرار در آن منطقه که گوشه ای از قلمرو ایران در قفقاز بود روی داده بود. دولت تهران با اتکاء بر اتحاد خود با ناپلئون بناپارت [که ناپلئون در سال 1807 در تیلسیتTilsit با تزارروسیه آشتی کرد و از آن پس تعهد خود در قبال ایران را نادیده گرفت!] و اینکه ارتش ایران از لحاظ نفر پنج برابر نیروهای اعزامی روسیه به قفقاز بود وارد جنگ شده بود.
الکساندر یکم تزار وقت روسیه در آغاز سلطنت خود اعلام کرده بود که تصمیم قاطع به توسعه روسیه [به انجام رسانیدن آرزوهای پتر بزرگ و رسیدن به آب های گرم اقیانوس هند] دارد و از تصرف قفقازآغاز می کند. این خبر باعث نگرانی دولت لندن شده بود که بیم داشت، روس ها از طریق ایران [که افغانستان بخشی از آن بود] و خلیج فارس به هندوستان رخنه کنند. تعرّض به قلمرو ایران در قفقاز در دو ستون توسط دو ژنرال روس آغاز شده بود؛ ژنرال پاول دمترییویچ سیسیانوف Pavel Dmitryevich Tsitsianov حملات نظامی به باکو و ژنرال ایوان گودویچ Ivan Gudvich به ارمنستان را فرماندهی می کردند. سیسیانوف بیستم فوریه 1806 و در 50 سالگی در جریان معارضه با ایران در باکو کشته شد و در آخرین سال نبرد، ژنرال پیوتر کوتلیارفسکیPyotr Kotlyarevsky برنده بود. دولت لندن که از پیشروی روسها در قلمرو ایران نگران شده بود دست به میانجیگری زد و روسها که با تعرّض ارتش ناپلئون [که پس از آشتی در تیلسیت، دوباره برضد تزار روسیه شده بود] رو به رو بودند و نیاز به دوستی با انگلستان [دشمن شماره یک ناپلئون] داشتند با این میانجیگری و مذاکره برای ترک مخاصمه موافقت کردند مخصوصا که میانجیگری بر عهده سِر گور اوزلی Sir Gore Ousely ـ دیپلمات انگلیسی آشنا با تزار روسیه واگذار شده بود. متن قرارداد که با انشاء «اوزلی» تنظیم شده بود 24 اکتبر 1813 در دهکده گلستان امضاء شد و برپایه آن؛ گرجستان، مناطق ساحل دریای سیاه واقع در غرب گرجستان ازجمله آبخیزستان [آبخازیا = آبخازیه]، ایمِرتیاImeretia، مِگرلیاMegrelia (اودیشی) و گوریاGuria، همه داغستان (قفقاز شمالی) و ازجمله شهر دربند (دربنت)، و نیز باکو، گنجه، شیروان، شکین (شکیShakki)، قره باغ، لنکران و ... از ایران جدا شدند. از زمان تاسيس كشور ايران تا آن روز، تمامی قفقاز ازجمله اران (قفقاز جنوبي) گوشه اي از خاك اصلي ايران بود و به شهادت تاریخ، ایرانیان برای محافظت این منطقه دائما و با تمامی امکانات با رومیان و اقوام مهاجر آسیای شمال شرقی جنگیده بودند.
مورخان، قراردادهاي گلستان و تركمن چاي و از دست رفتن قفقاز ایران، قرارداد تخليه هرات و رسمیت یافتن جدایی ایران خاوری (افغانستان)، موافقت ضمنی (بدون مقاومت) با استقرار روسیه در منطقه فرارود و تأیید تصرف منطقه سرخس شمالی (اشک آباد)، بی اعتنایی به تصرف جزایر خلیج فارس از سوی خارجی، تسلیم منطقه سلیمانیه به عثمانی، از دست رفتن منطقه شیعه نشین بصره، بی اعتنایی به ترسیم خطوط مرزی مسئله دار ایران و عراق و ایران و هندوستان (امروزه؛ پاکستان) در منطقه بلوچستان را نتيجه سوء حكومت 131 ساله قاجاریه بر ايران بشمار آورده اند. بلشویک های روسیه برای بلعیدن آذربایجان ایران، نام آذربایجان بر قفقاز جنوبی (اران) گذاردند که اینک جمهوری آذربایجان شده است.
به اظهار برخی اصحاب نظر، رويدادها و تحولات قرن 20 به ويژه انحلال امپراتوري روسيه (يك طرف قرارداد با ایران) و بعدا فروپاشی اتحاد شوروي [جانشین آن] و نيز وضعیت افغانستان فرصت به دست تهران داده است که اگر بخواهد قراردادهاي گلستان، تركمنچاي، هرات و ... را كه طبق عرف تاريخ، تحميلات نظامي بشمار مي روند و قابل اعراض و اعتراض هستند ـ دست كم روي كاغذ ـ ابطال و كان لم يكن اعلام كند، همچنانکه پس از انقلاب، قرارداد سال 1921 روسيه شوروي با ایران را به طور يكجانبه لغو کرد!.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
به اظهار برخی اصحاب نظر، رويدادها و تحولات قرن 20 به ويژه انحلال امپراتوري روسيه (يك طرف قرارداد با ایران) و بعدا فروپاشی اتحاد شوروي [جانشین آن] و نيز وضعیت افغانستان فرصت به دست تهران داده است که اگر بخواهد قراردادهاي گلستان، تركمنچاي، هرات و ... را كه طبق عرف تاريخ، تحميلات نظامي بشمار مي روند و قابل اعراض و اعتراض هستند ـ دست كم روي كاغذ ـ ابطال و كان لم يكن اعلام كند، همچنانکه پس از انقلاب، قرارداد سال 1921 روسيه شوروي با ایران را به طور يكجانبه لغو کرد!.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸آزرمیدخت، آذرمیدخت، یا به گفته فردوسی بزرگ آزرم ، یکی از دختران خسرو پرویز و خواهر پوراندخت بود که در سال های پایانی حیات سلسله باشکوه ساسانی پس از فرآیین و با همکاری فرخ هرمز بر تخت نشست.
پس از بر تخت نشستن آذرمیدخت، فرخ هرمز برای پیوند دادن دو فراکسیون ایرانی (فراکسیون پهلو و پارسی) به آذرمیدخت پیشنهاد ازدواج داد.(یا شاید برای رسیدن به پادشاهی) ولی آذرمیدخت که خود را شاهزاده می دانست ازین پیشنهاد فرخ هرمز بر آشفت و از وی زمان برای تصمیم گیری خواست. اما در نهان پیرنگ قتل او را کشید. آذرمیدخت پس از آن با همکاری سیاوخش فرخ هرمز را کشت.
با قتل فرخ هرمز که خود فرمانده فراکسیون پهلو بود، بار دیگر دو فراکسیون پهلو و پارسی به جان یکدیگر افتادند. از آنسوی پسران فرخ هرمز یعنی رستم فرخزاد و فرخزاد هرمز به خونخواهی پدر از خراسان به تیسفون لشکر کشیدند. آذرمیدخت نیز سپاهش را به جنگ آنان فرستاد. در این جنگ رستم پیروز شد و تیسپون را سرنگون کرد رستم آذرمیدخت را به تلافی قتل پدرش نابینا و به کشت و همچنین کسانی که در کشتن فرخ هرمز دست داشتند را مجازات کرد. رستم پس از این گام ها خواهر وی پوراندخت را بر تخت شاهی می نشاند. (631 میلادی)
آذرمی دخت در درازای کوتاه پادشاهی اش اوضاع نابسامان ساسانی را بهبود بخشید.
در کتابی به نام صور ملوک بنی ساسان، او را چنین مدح کرده اند: «بنشسته بر تخت، پیراهن گلدوزی شده به رنگ سرخ و شلواری به رنگ آسمان به تن، در دست راستش تبرزینی زرین و در دست چپش شمشیری ظریف گرفته.
در شهر اسد آباد آتشکده ای به نام پی افکنی وجود داشت که به آزرم دخت نسبت داده می شود. همانگونه که گفته شد بنا بر نوشته های دیگر او به دست رستم کشته شده است ولی در شاهنامه دلیل مرگ وی به درستی روشن نیست.
🔸پادشاهی آذرمیدخت از زبان فردوسی بزرگ:
یکی دخت دیگر بد آزرم نام
ز تاج بزرگان رسیده به کام
بیامد به تخت کیان برنشست
گرفت این جهان جهان رابه دست
فردوسی آذرمیدخت را آزرم نامیده است (که این نام به چم پیری ناپذیر است) که بر تخت می نشیند و تاج کیانی را بر سرش می گذارد.
نخستین چنین گفت کای بخردان
جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آیین کنیم
کزین پس همه خشت بالین کنیم
او پس از رسیدن به پادشاهی،با بزرگان کشور از نابسامانی های کشور می گوید و از آنان می خواهد تا با دادگری اوضاع نابسامان کشور را بهبود ببخشند که سرنوشت همه انسان ها جز مرگ چیز دیگری نیست.
هر آنکس که باشد مرا دوستدار
چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پیمان من بگذرد
بپیچید ز آیین و راه خرد
به خواری تنش را برآرم بدار
ز دهقان و تازی و رومی شمار
در ادامه آذرمیدخت می گوید کسانی که با وی و ایران وفادار باشند آنان را گرامی می دارد ولی هر آن کس که بخواهد راه خیانت در پیش بگیرید او را مجازات خواهم کرد هرچند که اشراف زاده و یا مردم بهنجار باشد.
همی بود بر تخت بر چار ماه
به پنجم شکست اندر آمد به گاه
از آزرم گیتی بی آزرم گشت
پی اختر رفتنش نرم گشت
شد او نیز و آن تخت بی شاه ماند
به کام دل مرد بدخواه ماند
همه کار گردنده چرخ این بود
ز پروردهٔ خویش پرکین بود
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
پس از بر تخت نشستن آذرمیدخت، فرخ هرمز برای پیوند دادن دو فراکسیون ایرانی (فراکسیون پهلو و پارسی) به آذرمیدخت پیشنهاد ازدواج داد.(یا شاید برای رسیدن به پادشاهی) ولی آذرمیدخت که خود را شاهزاده می دانست ازین پیشنهاد فرخ هرمز بر آشفت و از وی زمان برای تصمیم گیری خواست. اما در نهان پیرنگ قتل او را کشید. آذرمیدخت پس از آن با همکاری سیاوخش فرخ هرمز را کشت.
با قتل فرخ هرمز که خود فرمانده فراکسیون پهلو بود، بار دیگر دو فراکسیون پهلو و پارسی به جان یکدیگر افتادند. از آنسوی پسران فرخ هرمز یعنی رستم فرخزاد و فرخزاد هرمز به خونخواهی پدر از خراسان به تیسفون لشکر کشیدند. آذرمیدخت نیز سپاهش را به جنگ آنان فرستاد. در این جنگ رستم پیروز شد و تیسپون را سرنگون کرد رستم آذرمیدخت را به تلافی قتل پدرش نابینا و به کشت و همچنین کسانی که در کشتن فرخ هرمز دست داشتند را مجازات کرد. رستم پس از این گام ها خواهر وی پوراندخت را بر تخت شاهی می نشاند. (631 میلادی)
آذرمی دخت در درازای کوتاه پادشاهی اش اوضاع نابسامان ساسانی را بهبود بخشید.
در کتابی به نام صور ملوک بنی ساسان، او را چنین مدح کرده اند: «بنشسته بر تخت، پیراهن گلدوزی شده به رنگ سرخ و شلواری به رنگ آسمان به تن، در دست راستش تبرزینی زرین و در دست چپش شمشیری ظریف گرفته.
در شهر اسد آباد آتشکده ای به نام پی افکنی وجود داشت که به آزرم دخت نسبت داده می شود. همانگونه که گفته شد بنا بر نوشته های دیگر او به دست رستم کشته شده است ولی در شاهنامه دلیل مرگ وی به درستی روشن نیست.
🔸پادشاهی آذرمیدخت از زبان فردوسی بزرگ:
یکی دخت دیگر بد آزرم نام
ز تاج بزرگان رسیده به کام
بیامد به تخت کیان برنشست
گرفت این جهان جهان رابه دست
فردوسی آذرمیدخت را آزرم نامیده است (که این نام به چم پیری ناپذیر است) که بر تخت می نشیند و تاج کیانی را بر سرش می گذارد.
نخستین چنین گفت کای بخردان
جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آیین کنیم
کزین پس همه خشت بالین کنیم
او پس از رسیدن به پادشاهی،با بزرگان کشور از نابسامانی های کشور می گوید و از آنان می خواهد تا با دادگری اوضاع نابسامان کشور را بهبود ببخشند که سرنوشت همه انسان ها جز مرگ چیز دیگری نیست.
هر آنکس که باشد مرا دوستدار
چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پیمان من بگذرد
بپیچید ز آیین و راه خرد
به خواری تنش را برآرم بدار
ز دهقان و تازی و رومی شمار
در ادامه آذرمیدخت می گوید کسانی که با وی و ایران وفادار باشند آنان را گرامی می دارد ولی هر آن کس که بخواهد راه خیانت در پیش بگیرید او را مجازات خواهم کرد هرچند که اشراف زاده و یا مردم بهنجار باشد.
همی بود بر تخت بر چار ماه
به پنجم شکست اندر آمد به گاه
از آزرم گیتی بی آزرم گشت
پی اختر رفتنش نرم گشت
شد او نیز و آن تخت بی شاه ماند
به کام دل مرد بدخواه ماند
همه کار گردنده چرخ این بود
ز پروردهٔ خویش پرکین بود
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
خیلی ساده بگوییم و شاید هم خودتان تا به اکنون دانسته اید
که آشوب و تنش و جنگ و خونریزی خواست مافیای جهانی است تا نفس کشد و بر جهان و دارایی های بیکران اش حکمرانی کند .
حال میخواهد این تنش با آلوده نمودن و نسل کشی ده ها میلیون انسان با یک ویروس دست ساز کمونیستی باشد یا یک بمب هسته ای
میخواهد آشوب آنتی فا را بر سراسر پهنه یگانه ابرقدرت سیاسی و نظامی دنیا روانه سازد و یا گروهک آدمخوار داعش را در میان رودان
عثمانی را به جان ایران اندازد یا باکو را به جان ارمنستان تا سربازان اش با پایکوبی و دست افشانی سر و گوش اسیران را گوش تا گوش ببرند یا در آنسوی روسیه را به جان اکراین تا یک شبه گوشه اش را تکه کنند و ببرند
به بازیگران اش دستور کشتار در کف خیابانهای ایران را بدهد و یا دستور سلاخی مسافران در هواپیمایی در سینه آسمان
و ......
جنگ و خونریزی و آشوب جان بیگناهان را می ستاند اما به اربابان سنگدل جانی دگر بار می دهد !
این جهان از پای بست ویران است ( کرده اند ) ....
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
که آشوب و تنش و جنگ و خونریزی خواست مافیای جهانی است تا نفس کشد و بر جهان و دارایی های بیکران اش حکمرانی کند .
حال میخواهد این تنش با آلوده نمودن و نسل کشی ده ها میلیون انسان با یک ویروس دست ساز کمونیستی باشد یا یک بمب هسته ای
میخواهد آشوب آنتی فا را بر سراسر پهنه یگانه ابرقدرت سیاسی و نظامی دنیا روانه سازد و یا گروهک آدمخوار داعش را در میان رودان
عثمانی را به جان ایران اندازد یا باکو را به جان ارمنستان تا سربازان اش با پایکوبی و دست افشانی سر و گوش اسیران را گوش تا گوش ببرند یا در آنسوی روسیه را به جان اکراین تا یک شبه گوشه اش را تکه کنند و ببرند
به بازیگران اش دستور کشتار در کف خیابانهای ایران را بدهد و یا دستور سلاخی مسافران در هواپیمایی در سینه آسمان
و ......
جنگ و خونریزی و آشوب جان بیگناهان را می ستاند اما به اربابان سنگدل جانی دگر بار می دهد !
این جهان از پای بست ویران است ( کرده اند ) ....
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎