🔸روز حقوق بشر ۱۹ آذر ماه
پیام همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در بیست و پنجمین سالروز صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹ آذر ماه ۱۳۵۲
فرا رسیدن بیست و پنجمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر را که امسال با اعلام دهه پیکار با نژادپرستی و تبعیض نژادی همزمان است به سازمان ملل متحد و به همه مردم نیک اندیش جهان تبریک میگوییم.
اکنون یک ربع قرن از هنگام صدور این اعلامیه تاریخی که ایران به عنوان یکی از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد در تنظیم و تصویب آن سهمی اساسی به عهده داشت میگذرد. در همه این مدت، کشور ما نه تنها پشتیبان کامل مفاد این اعلامیه بود، بلکه از راههای مختلف، منجمله تشکیل کنفرانس جهانی حقوق بشر در تهران کوشیده است تا راه را برای اجرای جهانی اصول این اعلامیه هموارتر سازد.
اعتقاد راسخ ما در این باره، گذشته از درک واقع بینانه نیازمندیهای حیاتی جامعه بشری در عصر حاضر، متکی بر سنن و موازین میراث فرهنگی ریشه دار ایرانی است که بشردوستی و احترام به شخصیت انسانی همواره از مهمترین اصول آن بوده است. ما معتقدیم که بقا و پیشرفت بشریت امروز، بیش از هر چیز مستلزم استقرار صلح و تفاهم بینالمللی در صورت مثبت آن، یعنی صلحی بر اساس حق و عدالت است که حقوق بشر هسته مرکزی آن را تشکیل میدهد، صلحی که مظهر پیروزی همه آن آرمانها و آرزوهایی باشد که نسلهای بیشمار بشری در طول قرون پیاپی با رنجها و تلاشهای پایان ناپذیر کوشیدهاند تا از ورای فرهنگها و تمدنها و اندیشهها و معتقدات خویش راهی به سوی تحقق آنها بگشایند. صلحی که بتواند سرانجام پس از اینهمه فداکاریها و قربانیها و رنجها، بشر را از حقوق مسلم خود یعنی از شخصیت انسانی، از آزادی و عدالت، از حق برخورداری از دانش و فرهنگ، از حق ایمنی، از فقر و گرسنگی و بیماری و تبعیضات مخرب، برخوردار سازد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر، درست بیست و پنج سال پیش در چنین روزی در پاریس از طرف کشور ما و سایر ممالکی که در آن هنگام سازمان ملل متحد را تشکیل میدادند، به منظور تضمین معنوی و جهانی این اصول صادر شد، ولی ما امروز در عین تجلیل از مفاد این اعلامیه ناگزیر از تذکر این واقعیت هستیم که متأسفانه در جریان عمل آنچه در این بیست و پنج سال در جهان روی داده بهیچوجه جوابگوی اصول اعلامیه حقوق بشر نبوده است، و ما در این مدت غالباً با نگرانی و تأسف فراوان ناظر آن بودهایم که کوتاهبینیها و خودخواهیها و تعصبات گوناگون به انواع وسائل حقوق و شخصیت بشری را در گوشه و کنار جهان مورد تخطی آشکار قرار داده است.
روح واقع بینی که حقّاً میباید راهنمای ما باشد آشکارا نشان میدهد که امروز جامعه بشری در راه طولانی و ناهموار تکامل خود بر سر دوراهی مرگ و زندگی رسیده است و اگر راه صحیح را که راه ایجاد یک جامعه انسانی آزاد و تندرست و فهمیده و برخوردار از صلح و عدالت است برنگزیند، به ناچار راه نابودی این جامعه خواهد بود که مخربترین وسائل انهدامی تاریخ جهان در این راه در کمین نشستهاند. آرزو کنیم که تلاش نیک اندیشان گیتی بشریت را در این پیکار مقدس با پیروزی همراه سازد تا دنیای فرزندان ما همان دنیایی باشد که آرمانها و آرزوهای همه مذاهب و فرهنگها و تمدنهای بشری و بخصوص اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر روح و هسته آن بشمار میرود.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
پیام همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در بیست و پنجمین سالروز صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹ آذر ماه ۱۳۵۲
فرا رسیدن بیست و پنجمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر را که امسال با اعلام دهه پیکار با نژادپرستی و تبعیض نژادی همزمان است به سازمان ملل متحد و به همه مردم نیک اندیش جهان تبریک میگوییم.
اکنون یک ربع قرن از هنگام صدور این اعلامیه تاریخی که ایران به عنوان یکی از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد در تنظیم و تصویب آن سهمی اساسی به عهده داشت میگذرد. در همه این مدت، کشور ما نه تنها پشتیبان کامل مفاد این اعلامیه بود، بلکه از راههای مختلف، منجمله تشکیل کنفرانس جهانی حقوق بشر در تهران کوشیده است تا راه را برای اجرای جهانی اصول این اعلامیه هموارتر سازد.
اعتقاد راسخ ما در این باره، گذشته از درک واقع بینانه نیازمندیهای حیاتی جامعه بشری در عصر حاضر، متکی بر سنن و موازین میراث فرهنگی ریشه دار ایرانی است که بشردوستی و احترام به شخصیت انسانی همواره از مهمترین اصول آن بوده است. ما معتقدیم که بقا و پیشرفت بشریت امروز، بیش از هر چیز مستلزم استقرار صلح و تفاهم بینالمللی در صورت مثبت آن، یعنی صلحی بر اساس حق و عدالت است که حقوق بشر هسته مرکزی آن را تشکیل میدهد، صلحی که مظهر پیروزی همه آن آرمانها و آرزوهایی باشد که نسلهای بیشمار بشری در طول قرون پیاپی با رنجها و تلاشهای پایان ناپذیر کوشیدهاند تا از ورای فرهنگها و تمدنها و اندیشهها و معتقدات خویش راهی به سوی تحقق آنها بگشایند. صلحی که بتواند سرانجام پس از اینهمه فداکاریها و قربانیها و رنجها، بشر را از حقوق مسلم خود یعنی از شخصیت انسانی، از آزادی و عدالت، از حق برخورداری از دانش و فرهنگ، از حق ایمنی، از فقر و گرسنگی و بیماری و تبعیضات مخرب، برخوردار سازد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر، درست بیست و پنج سال پیش در چنین روزی در پاریس از طرف کشور ما و سایر ممالکی که در آن هنگام سازمان ملل متحد را تشکیل میدادند، به منظور تضمین معنوی و جهانی این اصول صادر شد، ولی ما امروز در عین تجلیل از مفاد این اعلامیه ناگزیر از تذکر این واقعیت هستیم که متأسفانه در جریان عمل آنچه در این بیست و پنج سال در جهان روی داده بهیچوجه جوابگوی اصول اعلامیه حقوق بشر نبوده است، و ما در این مدت غالباً با نگرانی و تأسف فراوان ناظر آن بودهایم که کوتاهبینیها و خودخواهیها و تعصبات گوناگون به انواع وسائل حقوق و شخصیت بشری را در گوشه و کنار جهان مورد تخطی آشکار قرار داده است.
روح واقع بینی که حقّاً میباید راهنمای ما باشد آشکارا نشان میدهد که امروز جامعه بشری در راه طولانی و ناهموار تکامل خود بر سر دوراهی مرگ و زندگی رسیده است و اگر راه صحیح را که راه ایجاد یک جامعه انسانی آزاد و تندرست و فهمیده و برخوردار از صلح و عدالت است برنگزیند، به ناچار راه نابودی این جامعه خواهد بود که مخربترین وسائل انهدامی تاریخ جهان در این راه در کمین نشستهاند. آرزو کنیم که تلاش نیک اندیشان گیتی بشریت را در این پیکار مقدس با پیروزی همراه سازد تا دنیای فرزندان ما همان دنیایی باشد که آرمانها و آرزوهای همه مذاهب و فرهنگها و تمدنهای بشری و بخصوص اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر روح و هسته آن بشمار میرود.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸هارپاگ و کوروش هخامنشی
هارپاگ ، خویشاوند و سردار آستیاک که از طرف او مامور کشتن کورش شد. آستیاک شبی در خواب دید که از دخترش «ماندان » چندان آب رفت ، که همدان و تمام آسیا در آن غرق شد. شاه تعبیر آن را از مغها خواست و آنان بقدری شاه را از آینده ترسانیدند، که وی جرات نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد تا اینکه او را به کمبوجیه یکی از نجیب زادگان فارس که مرد آرامی بود داد.
باز در خواب دید که از شکم دخترش تاکی برآمد که شاخ و برگ آن تمام آسیا را پوشاند، تعبیری که مغها از این خواب کردند به مراتب بیش از خواب اول بر وحشتش افزود. بر اثر آن شاه دختر خود را، که حامله بود، مجبور کرد به دیدن وی آید. همینکه «ماندان » به همدان وارد شد، آستیاک او را مانند محبوسی نگاه داشت .
بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از خویشاوندان خود، هارپاگ نام ، داد و هارپاگ را مأمور کشتن طفل کرد. هارپاگ با طفل به خانه آمد و با زن خود این راز را در میان گذاشت . پس از آن یکی از چوپانهای شاهی را که «میترادات » (مهرداد) نام داشت ، فراخواند و طفل را به وی سپرد و گفت : امر اکبر شاه است که این طفل را به کوهی ، در میان جنگلی ، بیفکنی تا طعمه ٔ وحوش گردد. زن چوپان (سپاکو) که تازه زاییده و کودک مرده ای به دنیا آورده بود. شوهر را گفت : ما می توانیم این کودک مرده را به کوه افکنیم و جسدش را به مفتشان هارپاگ نشان دهیم و این طفل زیبا را نزد خویش نگاه داریم .
چوپان را تدبیر زن پسندیده آمد و چنان کرد. سپس نزد هارپاگ رفت و گفت : امر شاه را اجرا کردم ، کس بفرست تا جسدطفل را معاینه کند
میتراداتس ( ناپدری کوروش) پس از آنکه با تهدید استیاگ مواجه شد ، داستان کودکی کوروش و چگونگی زنده ماندن او را آنگونه که می دانست برای استیاگ بازگو کرد و طبعاً در این میان از هارپاگ نیز نام برد. شاه هارپاگ رااحضار کرد و پرسید: «طفل دخترم را، که به تو سپرده بودم ، چگونه کشتی ؟». هارپاک گفت :
چون میخواستم امر تو را اجرا کرده باشم و در ضمن قاتل دخترزاده ات نباشم این بود که طفل را به این چوپان سپردم و تأکید کردم او را بکشد. آستیاک باطناً نسبت به هارپاگ غضبناک شد ولی چنین وانمود کرد که خوشحال است ، سپس مجلس جشنی ترتیب داد و از هارپاگ خواست که پسرش را نزد وی فرستد تا همبازی کوروش شود. هارپاک تنها پسرش را که سیزده سال داشت نزد شاه فرستاد، استیاگ فرمان داد تا پسر هارپاگ را بکشند. آنچه هرودوت در تشریح نحوه ی اجرای این حکم آورده است بسیار سخت و دردناک است:
پسر هارپاگ را به فرمان پادشاه ماد کشتند و در دیگ بزرگی پختند ، آشپزباشی شاه خوراکی از آن درست کرد که در یک مهمانی شاهانه – که البته هارپاگ نیز یکی از مهمانان آن بود – بر سر سفره آوردند ؛ پس صرف غذا و باده خواری مفصل ، استیاگ نظر هارپاگ را در مورد غذا پرسید و هارپاگ نیز پاسخ آورد که در کاخ خود هرگز چنین غذای لذیذ و شاهانه ای نخورده بود ؛ آنگاه استیاگ در مقابل چشمان حیرت زده ی مهمانان خویش فاش ساخت که آن غذای لذیذ گوشت پسر هارپاگ بوده است.
صرف نظر از اینکه آیا آنچه هرودوت برای ما نقل می کند واقعاً رخ داده است یا نه ، استیاگ با قتل پسر هارپاگ یک دشمن سرسخت بر دشمنان خود افزود. هارپاگ به دلیل این بی رحمی پادشاه از وی کینه به دل گرفت و بعدها به کورش کمک کرد تا امپراطوری مادها را از بین ببرد. هرچند هارپاگ همواره می کوشید ظاهر آرام و خاضعانه اش را در مقابل استیاگ حفظ کند ولی در ورای این چهره آرام و فرمانبردار ، آتش انتقامی کینه توزانه را شعله ور نگاه می داشت ؛ به امید روزی که بتواند ستمهای استیاگ را تلافی کند. هارپاگ می دانست که به هیچ وجه در شرایطی نیست که توانایی اقدام بر علیه استیاگ را داشته باشد ، بنابرین ضمن پنهان کردن خشم و نفرتی که از استیاگ داشت تمام تلاشش را برای جلب نظر مثبت وی و تحکیم موقعیت خود در دستگاه ماد به کار گرفت. تا آنکه سرانجام با درگرفتن جنگ میان پارسیان( به رهبری کوروش ) و مادها ( به سرکردگی استیاگ ) فرصت فرونشاندن آتش انتقام فراهم آمد.
هارپاگ در سال ۵۴۷ پیش از میلاد، در زمان فتح لیدیه در سپاه کوروش حضور داشت و بعدها، در حدود سال ۵۴۰ پیش از میلاد، در مطیعکردن شهرهای غربیِ آسیای کوچک نقش داشت. بازماندگان هارپاگ احتمالاً تحت همین نام در آسیای کوچک باقی ماندند در بین سالهای ۴۹۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد، فرمانده نیروهای نظامی هخامنشیان در آسیای میانه، هارپاگ نام داشتهاست. محتمل است که وی نوه هارپاگ مادی باشد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
هارپاگ ، خویشاوند و سردار آستیاک که از طرف او مامور کشتن کورش شد. آستیاک شبی در خواب دید که از دخترش «ماندان » چندان آب رفت ، که همدان و تمام آسیا در آن غرق شد. شاه تعبیر آن را از مغها خواست و آنان بقدری شاه را از آینده ترسانیدند، که وی جرات نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد تا اینکه او را به کمبوجیه یکی از نجیب زادگان فارس که مرد آرامی بود داد.
باز در خواب دید که از شکم دخترش تاکی برآمد که شاخ و برگ آن تمام آسیا را پوشاند، تعبیری که مغها از این خواب کردند به مراتب بیش از خواب اول بر وحشتش افزود. بر اثر آن شاه دختر خود را، که حامله بود، مجبور کرد به دیدن وی آید. همینکه «ماندان » به همدان وارد شد، آستیاک او را مانند محبوسی نگاه داشت .
بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از خویشاوندان خود، هارپاگ نام ، داد و هارپاگ را مأمور کشتن طفل کرد. هارپاگ با طفل به خانه آمد و با زن خود این راز را در میان گذاشت . پس از آن یکی از چوپانهای شاهی را که «میترادات » (مهرداد) نام داشت ، فراخواند و طفل را به وی سپرد و گفت : امر اکبر شاه است که این طفل را به کوهی ، در میان جنگلی ، بیفکنی تا طعمه ٔ وحوش گردد. زن چوپان (سپاکو) که تازه زاییده و کودک مرده ای به دنیا آورده بود. شوهر را گفت : ما می توانیم این کودک مرده را به کوه افکنیم و جسدش را به مفتشان هارپاگ نشان دهیم و این طفل زیبا را نزد خویش نگاه داریم .
چوپان را تدبیر زن پسندیده آمد و چنان کرد. سپس نزد هارپاگ رفت و گفت : امر شاه را اجرا کردم ، کس بفرست تا جسدطفل را معاینه کند
میتراداتس ( ناپدری کوروش) پس از آنکه با تهدید استیاگ مواجه شد ، داستان کودکی کوروش و چگونگی زنده ماندن او را آنگونه که می دانست برای استیاگ بازگو کرد و طبعاً در این میان از هارپاگ نیز نام برد. شاه هارپاگ رااحضار کرد و پرسید: «طفل دخترم را، که به تو سپرده بودم ، چگونه کشتی ؟». هارپاک گفت :
چون میخواستم امر تو را اجرا کرده باشم و در ضمن قاتل دخترزاده ات نباشم این بود که طفل را به این چوپان سپردم و تأکید کردم او را بکشد. آستیاک باطناً نسبت به هارپاگ غضبناک شد ولی چنین وانمود کرد که خوشحال است ، سپس مجلس جشنی ترتیب داد و از هارپاگ خواست که پسرش را نزد وی فرستد تا همبازی کوروش شود. هارپاک تنها پسرش را که سیزده سال داشت نزد شاه فرستاد، استیاگ فرمان داد تا پسر هارپاگ را بکشند. آنچه هرودوت در تشریح نحوه ی اجرای این حکم آورده است بسیار سخت و دردناک است:
پسر هارپاگ را به فرمان پادشاه ماد کشتند و در دیگ بزرگی پختند ، آشپزباشی شاه خوراکی از آن درست کرد که در یک مهمانی شاهانه – که البته هارپاگ نیز یکی از مهمانان آن بود – بر سر سفره آوردند ؛ پس صرف غذا و باده خواری مفصل ، استیاگ نظر هارپاگ را در مورد غذا پرسید و هارپاگ نیز پاسخ آورد که در کاخ خود هرگز چنین غذای لذیذ و شاهانه ای نخورده بود ؛ آنگاه استیاگ در مقابل چشمان حیرت زده ی مهمانان خویش فاش ساخت که آن غذای لذیذ گوشت پسر هارپاگ بوده است.
صرف نظر از اینکه آیا آنچه هرودوت برای ما نقل می کند واقعاً رخ داده است یا نه ، استیاگ با قتل پسر هارپاگ یک دشمن سرسخت بر دشمنان خود افزود. هارپاگ به دلیل این بی رحمی پادشاه از وی کینه به دل گرفت و بعدها به کورش کمک کرد تا امپراطوری مادها را از بین ببرد. هرچند هارپاگ همواره می کوشید ظاهر آرام و خاضعانه اش را در مقابل استیاگ حفظ کند ولی در ورای این چهره آرام و فرمانبردار ، آتش انتقامی کینه توزانه را شعله ور نگاه می داشت ؛ به امید روزی که بتواند ستمهای استیاگ را تلافی کند. هارپاگ می دانست که به هیچ وجه در شرایطی نیست که توانایی اقدام بر علیه استیاگ را داشته باشد ، بنابرین ضمن پنهان کردن خشم و نفرتی که از استیاگ داشت تمام تلاشش را برای جلب نظر مثبت وی و تحکیم موقعیت خود در دستگاه ماد به کار گرفت. تا آنکه سرانجام با درگرفتن جنگ میان پارسیان( به رهبری کوروش ) و مادها ( به سرکردگی استیاگ ) فرصت فرونشاندن آتش انتقام فراهم آمد.
هارپاگ در سال ۵۴۷ پیش از میلاد، در زمان فتح لیدیه در سپاه کوروش حضور داشت و بعدها، در حدود سال ۵۴۰ پیش از میلاد، در مطیعکردن شهرهای غربیِ آسیای کوچک نقش داشت. بازماندگان هارپاگ احتمالاً تحت همین نام در آسیای کوچک باقی ماندند در بین سالهای ۴۹۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد، فرمانده نیروهای نظامی هخامنشیان در آسیای میانه، هارپاگ نام داشتهاست. محتمل است که وی نوه هارپاگ مادی باشد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
ایکاش این موجودات دوپا بخصوص از ریخت عمامه دار و از کارگزاران کشتار هم میهنان مان به مرگ بهنجار نمی مردند تا در دادگاهی به حساب ننگین شان رسیدگی شود و در اردوگاه های کار و پشت میله های زندان ، زندگی نکبت بارشان به پایان میرسید !
به هر روی آخوند فاسد ممد یزدی از دست اندرکاران کشتار و جور و ستم پیشه گی به ایرانیان امروز به دیار گا شتافت .
به هر روی آخوند فاسد ممد یزدی از دست اندرکاران کشتار و جور و ستم پیشه گی به ایرانیان امروز به دیار گا شتافت .
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸دختران بدخشان #افغانستان در آیین گشایش بازار مشترک در مرز افغانستان و تاجیکستان سرود همبستگی و همگرایی با مام میهن میخوانند .
🔸چامه زیبای این سرود :
سلام ای....
....خراسان زادگان آل سامان
.سلام ای ملت کاووس و کوروش
سلام ای تاجیکان تاجیکستان
شما از ما و ما هم از شماییم
شما و ما ز قوم آریاییم
قسم بر روح پاک زند شیراز
که ما از خون جمشید و یماییم
زبان ما زبان رودکی است ....
زبان ما و قلب ما یکی است
من و تو تاریخ از شهنامه داریم.
که ما دو همزبان و هم تباریم
تو از اهل بدخشانی من از ونج
ز نسل پارسیان سخن سنج
دگر این مرز را بردار از ما
که ما از این جدایی می کشیم رنج
پیوند ناگسستنی ایرانشهریان هماره مانا خواهد ماند .
پیوندی که دشواری ها و پستی های تاریخ نتوانسته و نخواهد توانست که خللی در آن بوجود آورد .
پیوندی ریشه دار به استواری ژرفای یک تاریخ کهن و دیرینه گی ماندگارش
روزی نه دیر و نه دور فرزندان جدا شده از دامان مام میهن دگر بار به گستره ایرانشهر بزرگ باز خواهند گشت .
به ایرانی بودن خویش ببالید .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸چامه زیبای این سرود :
سلام ای....
....خراسان زادگان آل سامان
.سلام ای ملت کاووس و کوروش
سلام ای تاجیکان تاجیکستان
شما از ما و ما هم از شماییم
شما و ما ز قوم آریاییم
قسم بر روح پاک زند شیراز
که ما از خون جمشید و یماییم
زبان ما زبان رودکی است ....
زبان ما و قلب ما یکی است
من و تو تاریخ از شهنامه داریم.
که ما دو همزبان و هم تباریم
تو از اهل بدخشانی من از ونج
ز نسل پارسیان سخن سنج
دگر این مرز را بردار از ما
که ما از این جدایی می کشیم رنج
پیوند ناگسستنی ایرانشهریان هماره مانا خواهد ماند .
پیوندی که دشواری ها و پستی های تاریخ نتوانسته و نخواهد توانست که خللی در آن بوجود آورد .
پیوندی ریشه دار به استواری ژرفای یک تاریخ کهن و دیرینه گی ماندگارش
روزی نه دیر و نه دور فرزندان جدا شده از دامان مام میهن دگر بار به گستره ایرانشهر بزرگ باز خواهند گشت .
به ایرانی بودن خویش ببالید .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
Forwarded from ایران زمین
.
🔴 ایرانشهر نام « کشور ایران » در دوره ساسانی بوده است. استاد تورج دریایی توضیح میدهند 👆👆...
.
در ماههای اخیر واژه « ایرانشهر » بصورت مشکوکی وِرد زبان « محافل ایرانستیز » شده است و بصورت هماهنگ درحال کوبیدن این مفهوم هستند! گویی از جایی دستور گرفتهاند که موضوع روز آنها « کوبش ایرانشهر » باشد!!!
.
ایرانشهر چیز عجیب و غریبی نیست! نام تاریخی ایران در دوره ساسانی بوده است. دو بخش دارد « ایران + شهر » ایران یعنی ایرها، آریاییها، ایرانیها و شهر هم بمعنای محدوده فرمانروایی پادشاه است، همان کشور امروزی!
.
ساسانیان هنگام روی کار آمدن ؛ همه میراث مذهبی، سیاسی، هویتی، تاریخی، زبانی، فرهنگی و جغرافیایی گذشته ایرانیان را گردهم آوردند و مفهومی بنام ایرانشهر ساختند که ریشههای ۱۰۰۰ ساله در فرهنگ ایرانی داشت و به اواخر هزاره دوم پیش.م و دوران زرتشت بازمیگشت
.
هرچند در دوره هخامنشی هم مفاهیم ایران و ایرانی وجود داشتهاند و در کتیبههای داریوش بکار رفتهاند، و در دوره اشکانی نیز ایرانشهر بصورت آریانخشتر کاربرد داشته، اما « ایده ایران » بمعنای واقعی کلمه در دوره ساسانی شکل گرفت ؛ سرآغازی بر « دولت ملت ایرانی » در سده سوم میلادی
.
شکلگیری ایرانشهر ساسانی و متمایز کردن « ایرها » (ایر+ان) از ملل همجوار خود دلایل مختلفی داشته که یکی از آنها خاطره ناگوار تازش اسکندر بر ایران، سقوط حکومت پارسیان و سالها فرمانروایی یونانیها بر ایرانزمین و جنگهای بعدی ایرانیاناشکانی با رومیان بود
.
.
🔴 حال مراکز ایرانستیز که در راس آنها محافل تجزیه طلب قرار دارند، بسیار میکوشند تا « هویت ملی » در اندیشه جوانان ایرانی فروزان نشود، و بخوبی میدانند که دوره ساسانی و ایده ایرانشهر آنها، یکی از پایههای این هویت ملی است
🆔 @iranzamin777
🔴 ایرانشهر نام « کشور ایران » در دوره ساسانی بوده است. استاد تورج دریایی توضیح میدهند 👆👆...
.
در ماههای اخیر واژه « ایرانشهر » بصورت مشکوکی وِرد زبان « محافل ایرانستیز » شده است و بصورت هماهنگ درحال کوبیدن این مفهوم هستند! گویی از جایی دستور گرفتهاند که موضوع روز آنها « کوبش ایرانشهر » باشد!!!
.
ایرانشهر چیز عجیب و غریبی نیست! نام تاریخی ایران در دوره ساسانی بوده است. دو بخش دارد « ایران + شهر » ایران یعنی ایرها، آریاییها، ایرانیها و شهر هم بمعنای محدوده فرمانروایی پادشاه است، همان کشور امروزی!
.
ساسانیان هنگام روی کار آمدن ؛ همه میراث مذهبی، سیاسی، هویتی، تاریخی، زبانی، فرهنگی و جغرافیایی گذشته ایرانیان را گردهم آوردند و مفهومی بنام ایرانشهر ساختند که ریشههای ۱۰۰۰ ساله در فرهنگ ایرانی داشت و به اواخر هزاره دوم پیش.م و دوران زرتشت بازمیگشت
.
هرچند در دوره هخامنشی هم مفاهیم ایران و ایرانی وجود داشتهاند و در کتیبههای داریوش بکار رفتهاند، و در دوره اشکانی نیز ایرانشهر بصورت آریانخشتر کاربرد داشته، اما « ایده ایران » بمعنای واقعی کلمه در دوره ساسانی شکل گرفت ؛ سرآغازی بر « دولت ملت ایرانی » در سده سوم میلادی
.
شکلگیری ایرانشهر ساسانی و متمایز کردن « ایرها » (ایر+ان) از ملل همجوار خود دلایل مختلفی داشته که یکی از آنها خاطره ناگوار تازش اسکندر بر ایران، سقوط حکومت پارسیان و سالها فرمانروایی یونانیها بر ایرانزمین و جنگهای بعدی ایرانیاناشکانی با رومیان بود
.
.
🔴 حال مراکز ایرانستیز که در راس آنها محافل تجزیه طلب قرار دارند، بسیار میکوشند تا « هویت ملی » در اندیشه جوانان ایرانی فروزان نشود، و بخوبی میدانند که دوره ساسانی و ایده ایرانشهر آنها، یکی از پایههای این هویت ملی است
🆔 @iranzamin777
فرزندان پاک بسیاری در درازنای تاریخ کهن ایرانشهر جان گرانمایه شان را در راه میهن فدا کرده اند تا درس آزاده گی و میهن پرستی را به هم میهنان شان بیاموزند ، به مردمانی که خواهان رهایی میهن از چنگال اشغالگران اند .
نام ایران ورجاوند است و همبستگی ایرانگرایان و تلاش برای زنده نگاه داشتن این نام و پیکار برای رهایی اش ، خویشکاری هر میهن پرست ایرانگراست .
جاوید نام #نوید_افکاری هم ، همین راه را برگزید و نام اش جاودانه شد .
بر فروهر پاک فرزندان ایران که امروز تنها جسم شان در میان ما نیست اما یادشان هماره زنده و جاوید است ، هزاران درود میفرستیم .
#راه_نوید_ادامه_دارد
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
نام ایران ورجاوند است و همبستگی ایرانگرایان و تلاش برای زنده نگاه داشتن این نام و پیکار برای رهایی اش ، خویشکاری هر میهن پرست ایرانگراست .
جاوید نام #نوید_افکاری هم ، همین راه را برگزید و نام اش جاودانه شد .
بر فروهر پاک فرزندان ایران که امروز تنها جسم شان در میان ما نیست اما یادشان هماره زنده و جاوید است ، هزاران درود میفرستیم .
#راه_نوید_ادامه_دارد
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
تمدن سومر باستان در بين النهرين وشاخاب پارس و اذربايجان
نخستین وكهن ترين تمدن تاريخ بشرى
سومریان از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق وخوزستان ايران یعنی میانرودان (سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال شاخاب پارس و آذربايجان بودند. سومر یکی از باستانیترین تمدنها و تاریخیترین مناطق جنوب میانرودان در دورهٔ مسسنگی و اوایل دورهٔ مفرغ بود. هر چند نخستین نمونههای خطی کشفشده در این ناحیه قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد را نشان نمیدهند اما مورخان جدید بر این باورند که با توجه به نام شهرها، رودها، شغلها و دیگر مدارک بدست آمده، این منطقه نخستین بار بین سالهای ۵۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد توسط قومی غیرسامی که به زبان سومری سخن میگفتند مسکونی شدهاست.
تمدن سومر در دورهٔ اوروک (هزارهٔ ۴ پیش از میلاد) شکل گرفت و در دورهٔ جمدت نصر و دورهٔ دودمانی اولیه ادامه یافت. در طول هزارهٔ سوم پیش از میلاد نوعی همزیستی نزدیک بین سومریان (که زبانی تکخانواده داشتند) و اکدیهای سامیزبان ایجاد شد که منجر به دوزبانی شدن وسیع در این ناحیه گردید.
دولتشهرهای سومری در دورانهای پیشاتاریخی عبید و اوروک به قدرت رسیدند. تاریخ مکتوب سومر به ۲۷ سده پیش از میلاد باز میگردد اما مدارک تاریخی تا دورهٔ سوم دودمانی در حدود سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد مبهم باقی ماند تا این که سامانهٔ نگارشی مبتنی بر هجابندی ایجاد شد و اکنون باستانشناسان میتوانند این مدارک و کتیبهها را بخوانند. سومر کلاسیک با ظهور امپراتوری اکد در سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد به پایان میرسد. بعد از دورهٔ گوتیها، رنسانس سومری در سدهٔ ۲۱ پیش از میلاد روی داد که با هجوم اموریهای سامینژاد در سدهٔ ۲۰ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان اموری ساکن در دولتشهر ایسن تا سدهٔ ۱۷۰۰ پیش از میلاد باقی ماندند تا این که میانرودان تحت حکومت بابل متحد شد. در نهایت سومریها در جمعیت اکدی (آشوری-بابلی) حل شدند.
دورهٔ عبید را میتوان با سبک متمایز سفالهای منقش و باکیفیتی که در تمام میانرودان و خلیج فارس گسترش یافته بودند شناخت. در همین زمان نخستین اسکان در جنوب میانرودان در اریدو (به خط میخی: نون.کی) انجام گرفت.
این امپراتوری تقریباً توانست تمام دولتشهرهای سومر از قبیل کیش، اوروک، اور و لارسا را به خاک خود پیوست کند و اوما را که رقیب اصلی لاگاش بود باجگذار خود سازد. همچنین قلمرو این امپراتوری بخشهایی از ایلام در طول خلیج فارس را هم شامل میشد.
بعدها دودمان سوم اور تحت فرمان اورنامو و شولگیتوانست تا شمال میانرودان را در اختیار بگیرد. این دودمان آخرین قدرتنمایی سومریان بود که با عنوان رنسانس سومریان شناخته میشود. اما در همین زمان هم این منطقه بیشتر سامی بود تا سومری زیرا شاهان سامیزبان اکدی زیادی در آن به قدرت رسیده بودند و سامیهای مارتو (اموری) زیادی به این منطقه آمده بودند که بعدها شهرهای رقیب نیرومندی نظیر ایسن، لارسا و بابل را ساختند. بابل در نهایت توانست تحت نام امپراتوری بابل تمام مناطق جنوبی میانرودان را تحت سیطرهٔ خود در آورد؛ آشوریان همین موفقیت را در شمال میانرودان به دست آوردند. زبان سومری توانست تا زمانی که استفاده از خط میخی ادامه داشت به صورت یک زبان کشیشی در مدارس بابل و آشور به حیات خود ادامه دهد؛ چیزی شبیه به وضعیت زبان لاتین در قرون وسطای اروپا.
تخمین زده میشود یکی از بزرگترین شهرهای سومر به نام اوروک در دوران اوجِ خود بین ۵۰ تا ۸۰ هزار نفر جمعیت داشته است. با احتساب دیگر شهرهای سومر و جمعیت زیاد کشاورزان میتوان به طور تقریبی به جمعیت بین ۸۰۰ هزار تا ۱٫۵ میلیون نفر برای کل سومر رسید. بر اساس تخمینها جمعیت جهان در آن دوره ۲۷ میلیون نفر بوده است. سومریها مردمانی غیرسامی بودند و به زبانی تکخانواده سخن میگفتند. شماری از زبانشناسان بر این باورند که میتوانند زبانی زیرلایه را تحت زبان سومری تشخیص دهند. نام برخی از شهرهای بزرگ سومری به زبان سومری نیست که نشان از تاثیر ساکنین پیشین دارد. با این حال یافتههای باستانشناسی نشان از تداوم روشن و لاینقطع فرهنگی از زمان دورهٔ عبید (۴۷۰۰-۵۳۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در جنوب میانرودان دارند. مردمان سومری که در این مناطق سکونت گزیدند در مزارعی به کشت پرداختند که توسط رسوبات رودهای دجله و فرات بارور گشته بودند.
برخی از باستانشناسان احتمال میدهند سومریزبانها کشاورزانی بوده باشند که پس از تکامل آبیاری به جنوب آمدهاند (توجه کنید که پژوهشگران هیچ اجماعی در مورد خاستگاه اصلی سومریان ندارند).
نخستین وكهن ترين تمدن تاريخ بشرى
سومریان از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق وخوزستان ايران یعنی میانرودان (سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال شاخاب پارس و آذربايجان بودند. سومر یکی از باستانیترین تمدنها و تاریخیترین مناطق جنوب میانرودان در دورهٔ مسسنگی و اوایل دورهٔ مفرغ بود. هر چند نخستین نمونههای خطی کشفشده در این ناحیه قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد را نشان نمیدهند اما مورخان جدید بر این باورند که با توجه به نام شهرها، رودها، شغلها و دیگر مدارک بدست آمده، این منطقه نخستین بار بین سالهای ۵۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد توسط قومی غیرسامی که به زبان سومری سخن میگفتند مسکونی شدهاست.
تمدن سومر در دورهٔ اوروک (هزارهٔ ۴ پیش از میلاد) شکل گرفت و در دورهٔ جمدت نصر و دورهٔ دودمانی اولیه ادامه یافت. در طول هزارهٔ سوم پیش از میلاد نوعی همزیستی نزدیک بین سومریان (که زبانی تکخانواده داشتند) و اکدیهای سامیزبان ایجاد شد که منجر به دوزبانی شدن وسیع در این ناحیه گردید.
دولتشهرهای سومری در دورانهای پیشاتاریخی عبید و اوروک به قدرت رسیدند. تاریخ مکتوب سومر به ۲۷ سده پیش از میلاد باز میگردد اما مدارک تاریخی تا دورهٔ سوم دودمانی در حدود سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد مبهم باقی ماند تا این که سامانهٔ نگارشی مبتنی بر هجابندی ایجاد شد و اکنون باستانشناسان میتوانند این مدارک و کتیبهها را بخوانند. سومر کلاسیک با ظهور امپراتوری اکد در سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد به پایان میرسد. بعد از دورهٔ گوتیها، رنسانس سومری در سدهٔ ۲۱ پیش از میلاد روی داد که با هجوم اموریهای سامینژاد در سدهٔ ۲۰ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان اموری ساکن در دولتشهر ایسن تا سدهٔ ۱۷۰۰ پیش از میلاد باقی ماندند تا این که میانرودان تحت حکومت بابل متحد شد. در نهایت سومریها در جمعیت اکدی (آشوری-بابلی) حل شدند.
دورهٔ عبید را میتوان با سبک متمایز سفالهای منقش و باکیفیتی که در تمام میانرودان و خلیج فارس گسترش یافته بودند شناخت. در همین زمان نخستین اسکان در جنوب میانرودان در اریدو (به خط میخی: نون.کی) انجام گرفت.
این امپراتوری تقریباً توانست تمام دولتشهرهای سومر از قبیل کیش، اوروک، اور و لارسا را به خاک خود پیوست کند و اوما را که رقیب اصلی لاگاش بود باجگذار خود سازد. همچنین قلمرو این امپراتوری بخشهایی از ایلام در طول خلیج فارس را هم شامل میشد.
بعدها دودمان سوم اور تحت فرمان اورنامو و شولگیتوانست تا شمال میانرودان را در اختیار بگیرد. این دودمان آخرین قدرتنمایی سومریان بود که با عنوان رنسانس سومریان شناخته میشود. اما در همین زمان هم این منطقه بیشتر سامی بود تا سومری زیرا شاهان سامیزبان اکدی زیادی در آن به قدرت رسیده بودند و سامیهای مارتو (اموری) زیادی به این منطقه آمده بودند که بعدها شهرهای رقیب نیرومندی نظیر ایسن، لارسا و بابل را ساختند. بابل در نهایت توانست تحت نام امپراتوری بابل تمام مناطق جنوبی میانرودان را تحت سیطرهٔ خود در آورد؛ آشوریان همین موفقیت را در شمال میانرودان به دست آوردند. زبان سومری توانست تا زمانی که استفاده از خط میخی ادامه داشت به صورت یک زبان کشیشی در مدارس بابل و آشور به حیات خود ادامه دهد؛ چیزی شبیه به وضعیت زبان لاتین در قرون وسطای اروپا.
تخمین زده میشود یکی از بزرگترین شهرهای سومر به نام اوروک در دوران اوجِ خود بین ۵۰ تا ۸۰ هزار نفر جمعیت داشته است. با احتساب دیگر شهرهای سومر و جمعیت زیاد کشاورزان میتوان به طور تقریبی به جمعیت بین ۸۰۰ هزار تا ۱٫۵ میلیون نفر برای کل سومر رسید. بر اساس تخمینها جمعیت جهان در آن دوره ۲۷ میلیون نفر بوده است. سومریها مردمانی غیرسامی بودند و به زبانی تکخانواده سخن میگفتند. شماری از زبانشناسان بر این باورند که میتوانند زبانی زیرلایه را تحت زبان سومری تشخیص دهند. نام برخی از شهرهای بزرگ سومری به زبان سومری نیست که نشان از تاثیر ساکنین پیشین دارد. با این حال یافتههای باستانشناسی نشان از تداوم روشن و لاینقطع فرهنگی از زمان دورهٔ عبید (۴۷۰۰-۵۳۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در جنوب میانرودان دارند. مردمان سومری که در این مناطق سکونت گزیدند در مزارعی به کشت پرداختند که توسط رسوبات رودهای دجله و فرات بارور گشته بودند.
برخی از باستانشناسان احتمال میدهند سومریزبانها کشاورزانی بوده باشند که پس از تکامل آبیاری به جنوب آمدهاند (توجه کنید که پژوهشگران هیچ اجماعی در مورد خاستگاه اصلی سومریان ندارند).
سفالگری دورهٔ عبید در جنوب میانرودان توسط سفالهای چوگامامی به سفالگری فرهنگ سامرا (حدوداً ۴۹۰۰-۵۷۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در شمال که برای اولین بار توانست ابتداییترین شکل آبیاری کنار رود دجله و انشعابات آن را تجربه کند مرتبط میشود. این ارتباط را میتوان به روشنی در تل اوایلی نزدیک لارسا که در دههٔ ۱۹۸۰ توسط فرانسویها مورد کاوش قرار گرفت مشاهده کرد. در پی کاوشها در هشت لایه سفالهای دورهٔ پیش از عبید به دست آمد که شبیه به سفالهای فرهنگ سامرا بودند. بر اساس این دیدگاه، دلیل مهاجرت مردمان کشاورز به سمت جنوب دستیابی به نوعی ساختار اجتماعی معبدمحور برای بسیج نیروی کار و فناوری به منظور کنترل آب بود که به آنها توانایی میداد در شرایط سخت زنده بمانند و پیشرفت کنند.
مهمترین یافتههای باستانشناسی در سومر تعداد زیادی لوح به خط میخی است. هر چند سامانهٔ نگارشیِ سومریان کهنترین نمونهٔ موجود روی زمین نیست اما خط ابداعی آنها باعث موفقیت بزرگی در توسعهٔ تواناییهای بشر شد. این سامانهٔ نگارشی نه تنها در ایجاد و ثبت اسناد تاریخی نقش بزرگی بر عهده داشت بلکه باعث شد آثار ادبی به شکل اشعار حماسی و داستانها و همچنین آثار دیگری نظیر نیایشها و قوانین ثبت و ضبط گردند. هر چند در ابتدا برای نگارش از تصویرنگاشتها استفاده میشد اما بعدها از نمادهای متنوع برای نشان دادن هجاها استفاده کردند. سومریان از نیهای سهگوش برای نوشتن روی سفالهای نمدار استفاده میکردند. تا کنون صدها هزار قطعه متن به زبان سومری به دست آمده که شامل نامههای شخصی یا بازرگانی، رسید معاملات، فهرست واژگان، متن قوانین، سرودهای مذهبی، نیایشها، داستانها، وقایع روزانه و حتی کتابخانههایی مملو از لوحهای رسی بوده است. نمونههای زیادی از متون و کتیبههای تاریخی که روی مجسمهها یا آجر نوشته شدهاند نیز کشف شده. متون زیادی در چند نسخه به دست آمدهاند که دلیلی جز بازنویسی توسط رونویسان تحت آموزش ندارد. زبان سومری حتی پس از آمدن اقوام سامیزبان، مدت زیادی زبان دین و قانون در خاور میانه به شمار میرفت.
نخستين تمدن هاى بشرى از سرزمين هاى ايران برخاست در اينكه تمدن سومرى يك تمدن ايرانى است يا خير بحث هاى زيادى وجود دارد ولى بلا شك اين تمدن تاثير زيادى بر تاريخ وتمدن بشرى گذاشته است .
در كاوش هاى باستان شناسى وكتيبه هاى باستانى به دست امده از تمدن سومر باستان نشان فروهر يافت شده است واز اين روى ميتوان گفت كه تمدن سومر باستان يك تمدن ايرانى به حساب ميايد .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
مهمترین یافتههای باستانشناسی در سومر تعداد زیادی لوح به خط میخی است. هر چند سامانهٔ نگارشیِ سومریان کهنترین نمونهٔ موجود روی زمین نیست اما خط ابداعی آنها باعث موفقیت بزرگی در توسعهٔ تواناییهای بشر شد. این سامانهٔ نگارشی نه تنها در ایجاد و ثبت اسناد تاریخی نقش بزرگی بر عهده داشت بلکه باعث شد آثار ادبی به شکل اشعار حماسی و داستانها و همچنین آثار دیگری نظیر نیایشها و قوانین ثبت و ضبط گردند. هر چند در ابتدا برای نگارش از تصویرنگاشتها استفاده میشد اما بعدها از نمادهای متنوع برای نشان دادن هجاها استفاده کردند. سومریان از نیهای سهگوش برای نوشتن روی سفالهای نمدار استفاده میکردند. تا کنون صدها هزار قطعه متن به زبان سومری به دست آمده که شامل نامههای شخصی یا بازرگانی، رسید معاملات، فهرست واژگان، متن قوانین، سرودهای مذهبی، نیایشها، داستانها، وقایع روزانه و حتی کتابخانههایی مملو از لوحهای رسی بوده است. نمونههای زیادی از متون و کتیبههای تاریخی که روی مجسمهها یا آجر نوشته شدهاند نیز کشف شده. متون زیادی در چند نسخه به دست آمدهاند که دلیلی جز بازنویسی توسط رونویسان تحت آموزش ندارد. زبان سومری حتی پس از آمدن اقوام سامیزبان، مدت زیادی زبان دین و قانون در خاور میانه به شمار میرفت.
نخستين تمدن هاى بشرى از سرزمين هاى ايران برخاست در اينكه تمدن سومرى يك تمدن ايرانى است يا خير بحث هاى زيادى وجود دارد ولى بلا شك اين تمدن تاثير زيادى بر تاريخ وتمدن بشرى گذاشته است .
در كاوش هاى باستان شناسى وكتيبه هاى باستانى به دست امده از تمدن سومر باستان نشان فروهر يافت شده است واز اين روى ميتوان گفت كه تمدن سومر باستان يك تمدن ايرانى به حساب ميايد .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
رژیم اسلامی اهریمنی یک روز آتش به جان جنگل های کهن چندین هزار ساله می اندازد و روز دگر سیل را به جان یادگارهای کهن تاریخی نیاکان مان !
رژیمی براستی انیرانی که از همان روزهای نخست بارها و بارها نشان دادن که هیچگونه پیوندی با ایران و میراث کهن آن پهنه ورجاوند نداشته و ندارد .
میلیاردها تومان از دارایی های کشور را هزینه سازمان های دینی واپسگرایش در هر زمینه و ریختی میکند اما دریغ از کوچکترین روی آوری و به کارگیری زمان و هزینه برای سر و سامان دهی به دارایی های تاریخی مان !!
دارایی هایی که کشورهای امروز در دنیا آرزویش را میکنند ...
کاخ اردشیر پاپکان بنیانگذار دودمان ساسانی ، ایرانگرا ترین و مقتدر ترین دودمان تاریخ ایرانشهر ، امروز بدلیل جاری شدن سیل دستخوش یک ناگواری بدون جبران است .
هم میهنان میهن پرست میبایست از این یادگار ورجاوند نگاهداری و پدافند کنند تا آسیبی به آن وارد نیاید .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
رژیمی براستی انیرانی که از همان روزهای نخست بارها و بارها نشان دادن که هیچگونه پیوندی با ایران و میراث کهن آن پهنه ورجاوند نداشته و ندارد .
میلیاردها تومان از دارایی های کشور را هزینه سازمان های دینی واپسگرایش در هر زمینه و ریختی میکند اما دریغ از کوچکترین روی آوری و به کارگیری زمان و هزینه برای سر و سامان دهی به دارایی های تاریخی مان !!
دارایی هایی که کشورهای امروز در دنیا آرزویش را میکنند ...
کاخ اردشیر پاپکان بنیانگذار دودمان ساسانی ، ایرانگرا ترین و مقتدر ترین دودمان تاریخ ایرانشهر ، امروز بدلیل جاری شدن سیل دستخوش یک ناگواری بدون جبران است .
هم میهنان میهن پرست میبایست از این یادگار ورجاوند نگاهداری و پدافند کنند تا آسیبی به آن وارد نیاید .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸تنسر بزرگ
تنسر یا توسر روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و حامیان اردشیر بابکان بودهاست. ظاهراً تنسر از اشرافزادگان اشکانی بود اما به عقاید نوافلاطونی و دیانت روی آورد.
نام تنسر در منابع مختلف به اشکال گوناگون مانند، لوسر، دوسر و غیره آمده است. تنسر پس از ظهور اردشیر بابکان به او پیوست و سمت هیربدان هیربد که بالاترین مقام در میان هیربدان بود، را داشت.
نامه تنسر رساله کوچکی است که آن را ابن مقفع( روزبه پسر دادویه) از زبان پهلوی به عربی ترجمه کردهاست. اکنون اصل پهلوی و ترجمه عربی آن در دست نیست.
در آغاز تأسیس سلسله ساسانی برخی از رؤسای ملوکالطوایف یا به عبارت دیگر شاهان کوچکی که حق استفاده از تاج را داشتند، نسبت به سیاستهای اردشیر تردیدها و بدبینیهایی پیدا کردند. از جمله این شاهان محلی جُشْنَسْف یا گُشْنَسپْ پادشاه طبرستان بود که طی نامهای پرسشها و اعتراضات خود را عنوان کرد و پاسخ تنسر به آن نامه موجب پدید آمدن نوشتهای شد به نام نامه تنسر.
قدیمترین کتابی که ذکر تنسر در آن آمده، کتاب پهلوی دینکرد است که از تألیفات قرن سوم هجری است. دینکرد او را به عنوان هیرپذان هیرپذ میخواند. ابن اسفندیار این متن را به فارسى ترجمه کرد و آن را در تاریخ طبرستان خود قرار دارد و بدین سان این اثر گرانبهای ادبیات پهلوی را از گزند روزگار حفظ کرد.
بعضی از دانشمندان بین تنسر و کرتیر شباهتهایی یافته و به این نتیجه رسیدهاند که کرتیر لقبی برای تنسر بودهاست.
اما این نظر کاملاً رد شدهاست زیرا کرتیر و تنسر هر دو نام خاصند نه عنوان. به علاوه اینکه تنسر در زمان اردشیر یکم میزیسته اما فعالیت کرتیر از دوران شاپور یکم شروع شدهاست. تنسر نقش اجرایی چندانی در سیاست دینی اوائل دوران ساسانی نداشتهاست و بیشتر فرضیه پرداز و مدون آثار مذهبی بودهاست تا سیاستمدار دینی در حالی که کرتیر برعکس مجری سخت گیر سیاستهای دینی بوده و توجه و علاقه بیش از حد او به سیاست نام او را از نوشتههای دینی زدوده است.
نامه تنسر یکى از مهمترین اسنادی است که در باره تشکیلات زمان ساسانیان نوشته شده است .گشنسب به بعضی از اقدامات اردشیر به دیده انتقاد مینگریسته و در نامهای به تنسر از او خواستهاست که دلیل چنین اقداماتی برای او بیان گردد. تنسر درباره خویش چنین مینویسد: پنجاه سال است تا نفس اماره خویش را برین داشتم، به ریاضتها که از لذت نکاح و مباشرت و اکتساب اموال و معاشرت امتناع نمودهام.
در مورد اینکه تنسر یک شخصیت تاریخی بوده یا افسانهای بین پژوهشگران اختلاف وجود دارد.
به گمان برخی تنسر یا توسر روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و پشتیبانان اردشیر بابکان بودهاست. تنسر پس از برخاستن اردشیر بابکان به او پیوست و سمت هیربدان هیربد که بالاترین مقام در میان هیربدان بود، را داشت.
تنسر شخصیتی است که سیصد سال پس از روزگاری که به زندگی و فعالیت او نسبت دادهاند، از وی سخن راندهاند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
تنسر یا توسر روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و حامیان اردشیر بابکان بودهاست. ظاهراً تنسر از اشرافزادگان اشکانی بود اما به عقاید نوافلاطونی و دیانت روی آورد.
نام تنسر در منابع مختلف به اشکال گوناگون مانند، لوسر، دوسر و غیره آمده است. تنسر پس از ظهور اردشیر بابکان به او پیوست و سمت هیربدان هیربد که بالاترین مقام در میان هیربدان بود، را داشت.
نامه تنسر رساله کوچکی است که آن را ابن مقفع( روزبه پسر دادویه) از زبان پهلوی به عربی ترجمه کردهاست. اکنون اصل پهلوی و ترجمه عربی آن در دست نیست.
در آغاز تأسیس سلسله ساسانی برخی از رؤسای ملوکالطوایف یا به عبارت دیگر شاهان کوچکی که حق استفاده از تاج را داشتند، نسبت به سیاستهای اردشیر تردیدها و بدبینیهایی پیدا کردند. از جمله این شاهان محلی جُشْنَسْف یا گُشْنَسپْ پادشاه طبرستان بود که طی نامهای پرسشها و اعتراضات خود را عنوان کرد و پاسخ تنسر به آن نامه موجب پدید آمدن نوشتهای شد به نام نامه تنسر.
قدیمترین کتابی که ذکر تنسر در آن آمده، کتاب پهلوی دینکرد است که از تألیفات قرن سوم هجری است. دینکرد او را به عنوان هیرپذان هیرپذ میخواند. ابن اسفندیار این متن را به فارسى ترجمه کرد و آن را در تاریخ طبرستان خود قرار دارد و بدین سان این اثر گرانبهای ادبیات پهلوی را از گزند روزگار حفظ کرد.
بعضی از دانشمندان بین تنسر و کرتیر شباهتهایی یافته و به این نتیجه رسیدهاند که کرتیر لقبی برای تنسر بودهاست.
اما این نظر کاملاً رد شدهاست زیرا کرتیر و تنسر هر دو نام خاصند نه عنوان. به علاوه اینکه تنسر در زمان اردشیر یکم میزیسته اما فعالیت کرتیر از دوران شاپور یکم شروع شدهاست. تنسر نقش اجرایی چندانی در سیاست دینی اوائل دوران ساسانی نداشتهاست و بیشتر فرضیه پرداز و مدون آثار مذهبی بودهاست تا سیاستمدار دینی در حالی که کرتیر برعکس مجری سخت گیر سیاستهای دینی بوده و توجه و علاقه بیش از حد او به سیاست نام او را از نوشتههای دینی زدوده است.
نامه تنسر یکى از مهمترین اسنادی است که در باره تشکیلات زمان ساسانیان نوشته شده است .گشنسب به بعضی از اقدامات اردشیر به دیده انتقاد مینگریسته و در نامهای به تنسر از او خواستهاست که دلیل چنین اقداماتی برای او بیان گردد. تنسر درباره خویش چنین مینویسد: پنجاه سال است تا نفس اماره خویش را برین داشتم، به ریاضتها که از لذت نکاح و مباشرت و اکتساب اموال و معاشرت امتناع نمودهام.
در مورد اینکه تنسر یک شخصیت تاریخی بوده یا افسانهای بین پژوهشگران اختلاف وجود دارد.
به گمان برخی تنسر یا توسر روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و پشتیبانان اردشیر بابکان بودهاست. تنسر پس از برخاستن اردشیر بابکان به او پیوست و سمت هیربدان هیربد که بالاترین مقام در میان هیربدان بود، را داشت.
تنسر شخصیتی است که سیصد سال پس از روزگاری که به زندگی و فعالیت او نسبت دادهاند، از وی سخن راندهاند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸 ایرانیان از نخستین آفرینندگان دبیره (خط)
فرانسوا دوسه باستان شناس نامدار فرانسوی می گوید: خط ایلامی افقی اولین بار در سال ۱۹۰۱ در بازماندههای شوش در ایران کشف شد اما به مدت ۱۲۰ سال ناشناخته ماند و تا پیش از او هیچکس کلید رمز این خط ۴۴۰۰ ساله را نیافته بود.
تاکنون تصور میشد که قدیمی ترین نمونههای شناخته شده خط به عصر بُرنز، یعنی به ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در بین النهرین (عراق کنونی) تعلق داشتهاند. اما رمزگشایی خط ایلامی افقی نشان میدهد که قدیمی ترین نمونۀ آن به ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح یعنی همزمان با خط میخی در بین النهرین متعلق بوده است. "
امروز میتوانیم بگویم که خط ابتدا در بین النهرین کشف نشد که از آنجا به ایران آمده باشد. خط میخی در بین النهرین و خط ایلامی ایرانی معاصر یکدیگر بودهاند. بنابراین، خط میخی در بین النهرین خط مادر نبوده که خط ایلامی فرزند آن بوده باشد. هر دو خط همزمان متولد شدند. "
باستان شناس فرانسوی نخستین مرحله از کشفیات خود را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد. نتیجۀ کامل کشفیات او در سال ۲۰۲۱ منتشر خواهد شد. متنی که فرانسوا دوسه رمزگشایی کرده کنده کاریی است روی دو گلدان نقرهای نیایشگاه های باستانی ایرانی که در سالهای ۱۹۶۰ در مرودشت کشف شده است .
ریزگان بیشتر در تارنمای این خبر
https://bit.ly/39XJdJz
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
فرانسوا دوسه باستان شناس نامدار فرانسوی می گوید: خط ایلامی افقی اولین بار در سال ۱۹۰۱ در بازماندههای شوش در ایران کشف شد اما به مدت ۱۲۰ سال ناشناخته ماند و تا پیش از او هیچکس کلید رمز این خط ۴۴۰۰ ساله را نیافته بود.
تاکنون تصور میشد که قدیمی ترین نمونههای شناخته شده خط به عصر بُرنز، یعنی به ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در بین النهرین (عراق کنونی) تعلق داشتهاند. اما رمزگشایی خط ایلامی افقی نشان میدهد که قدیمی ترین نمونۀ آن به ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح یعنی همزمان با خط میخی در بین النهرین متعلق بوده است. "
امروز میتوانیم بگویم که خط ابتدا در بین النهرین کشف نشد که از آنجا به ایران آمده باشد. خط میخی در بین النهرین و خط ایلامی ایرانی معاصر یکدیگر بودهاند. بنابراین، خط میخی در بین النهرین خط مادر نبوده که خط ایلامی فرزند آن بوده باشد. هر دو خط همزمان متولد شدند. "
باستان شناس فرانسوی نخستین مرحله از کشفیات خود را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد. نتیجۀ کامل کشفیات او در سال ۲۰۲۱ منتشر خواهد شد. متنی که فرانسوا دوسه رمزگشایی کرده کنده کاریی است روی دو گلدان نقرهای نیایشگاه های باستانی ایرانی که در سالهای ۱۹۶۰ در مرودشت کشف شده است .
ریزگان بیشتر در تارنمای این خبر
https://bit.ly/39XJdJz
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ار.اف.ای - RFI
برای اولین بار یک باستان شناس فرانسوی ایران را از اولین مخترعان خط معرفی کرد
باستان شناس فرانسوی، فرانسوا دوسه François Dosset، با رمزگشایی نخستین خط عیلامی که قدمتی بیش از چهار هزار سال دارد، ایرانیان را نخستین مخترعان خط در کنار تمدن بین النهرین اعلام کرد.
۲۱ آذر ، فرخنده روز نجات آذربایجان
روز پیروزی تاریخی ، ایرانگرایی بر پلیدی و رهایی میهن از چنگال شوم ارتجاع ، در همبستگی دلیرانه فرزندان میهن پرست آذری با آرتش شاهنشاهی و بدستور همایون محمد رضا پهلوی شاهنشاه آریامهر و بازگرداندن پاره تن ایران به مام میهن ، بر همه ایرانگرایان و ایران دوستان و میهن پرستان خجسته و همایون باد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
روز پیروزی تاریخی ، ایرانگرایی بر پلیدی و رهایی میهن از چنگال شوم ارتجاع ، در همبستگی دلیرانه فرزندان میهن پرست آذری با آرتش شاهنشاهی و بدستور همایون محمد رضا پهلوی شاهنشاه آریامهر و بازگرداندن پاره تن ایران به مام میهن ، بر همه ایرانگرایان و ایران دوستان و میهن پرستان خجسته و همایون باد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸نجات آذربایجان
۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان روزی بود که یکانهای ارتش شاهنشاهی به فرماندهی همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شد و استانهای شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز جشن ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند.
۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاههای شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقهسازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیستها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از ادارههای دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهیندژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشهوری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکانهای ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ روز نجات آذربایجان روزی بود که یکانهای ارتش شاهنشاهی به فرماندهی همایون محمدرضا شاه پهلوی شاهنشاه ایران در میان شور و هیجان و فریادهای شادی مردم وارد تبریز و رضاییه شد و استانهای شمالی ایران را از چنگ استالین و مزدورانش بیرون آورد. ۲۱ آذر ۱۳۲۵ روز جشن ملی اعلام شد و از سال ۱۳۲۵ همه ساله در آن روز به یاد نجات آذربایجان و اعاده حق حاکمیت ایران بر آن خطه جشن گرفته شد. نه تنها ایرانیان باید پیوسته به یاد این روز باشند بلکه تمام ملل آزاد جهان نیز بایستی این واقعه تاریخی را به خاطر سپرده و فراموش ننمایند.
۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ شاهنشاه که خود فرماندهی نیروهای فرستاده شده به آذربایجان را برعهده گرفته بودند با هواپیما بر فراز قرارگاههای شورشیان و خائنین پرواز کردند تا از میزان نیروی آنان آگاه شوند. مردم که از پرواز هواپیمای شاهنشاه برفراز آذربایجان آگاهی یافته بودند بپاخاستند و بر فرقهسازان حکومت خودمختار پیشه وری تاختند و بسیاری از کمونیستها را نابود کردند. با پیشروی ارتش ایران به تبریز، مردم و ارتش، اعضای فرقه دموکرات را از ادارههای دولتی بیرون آوردند و آنها را بازداشت کردند. نیروهای زیر فرماندهی سرهنگ بایندر پس از پیروزی در تکاب وارد شاهیندژ شدند. صد نفر از سران فرقه دموکرات همراه با پیشهوری با شتاب وارد جلفا شدند و با مقدار زیادی اموال غارت شده به شوروی گریختند. ستون دوم ارتش وارد شهر میاندوآب شد و قاضی محمد و حاج بابا و بسیاری از جدایی خواهان در کردستان تسلیم شدند. ستون سوم فرستاده شده به رشت پس از زد و خورد با فداییان فرقه دموکرات آنها را شکست داده و آستارا را زیر کنترل خود درآوردند. سپس مهاباد مهار ارتش ایران شد و سربازان به سوی مرند و ماکو پیشروی کردند. یک ستون ارتش پس از آزاد کردن چند شهر آذربایجان، جلفا شهر مرزی را پس از یکسال آزاد کردند. سران مزدور فرقه دموکرات پیش از ورود یکانهای ارتش بارو بنه خود را بسته بودند و راه مرزهای شوروی را پیش گرفته بودند و آن سوی رود ارس به کمیسرهای سیاسی و نظامی ارتش پیوستند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸پايان کار گروه پيشه وري و شکست برنامه گسترش نفوذ دولت مسکو در خاورمیانه از طریق آذربایجان و کردستان ايران...
جعفر پيشه وري
21 آذر 1325 (12 دسامبر 1946) عمليات برای سرکوبی گروه پيشه وری در آذربايجان به پايان رسيد و عوامل آن کشته، دستگير و يا به خارج از کشور فرار کردند.
مرحله اصلی اين عمليات با ورود واحدهای چهار لشکر، از 19 آذرماه آغاز شده بود ولی آذربايجاني های میهندوست پيش از آغاز عمليات ارتش، خود به سرکوب کردن گروه پيشه وری پرداخته بودند. گروه پيشه وري که در حزبي به نام فرقه دمکرات فعاليت داشتند با پنجاه خودرو از طريق جلفا به شوروي رفتند و در باکو اقامت داده شدند. باقراُف مسئول وقت آذربايجان شوروي جعفر پيشه وري و در آن سال 54 ساله را مسئول شکست فرقه مي دانست و انتقاد مي کرد. در تابستان سال بعد (11 ژوئن 1947) در باکو اعلام شد که پيشه وري در يک حادثه اتومبيل در آن شهر مجروح و درگذشته است. گزارش هاي بعدي ترديد به اتفاقي بودن مرگ افزايش داده است.
تاخير یکساله اين سرکوبی به اين سبب بود که دولت شوروی حاضر نمی شد به تعهدی که در سال 1943 در جريان کنفرانس تهران سپرده بود عمل کند و نيروهای خود را از آن منطقه از ايران که از 1941 (شهریور 1320) اشغال نظامی کرده بود خارج سازد و يا اجازه دهد كه واحدهاي ارتش ایران به آن منطقه وارد شوند.
پس از آنکه بلشویک های روس با قصد بلعیدن همه آذربایجان، نام منطقه اَران و شمال اَرَس را آذربایجان گذاردند که قبلا نبود، وطن دوستان ایرانی از دولت تهران خواستند که استان های کشور را به جای نامگذاری، شماره گذاری کند تا مستمسک تفکّر تجزیه قرار نگیرد که به آن توجه نشده بود. دولت بلشویکی مسکو از همان زمان كه شهرهاي متصرفي از ايران (به موجب قرارداد هاي ننگين گلستان و تركمن چاي و دستنویس دولت لندن) در قفقاز را «آذربايجان» نام نهاد، مقاصد سوء براي تماميت ايران داشت. پیروزی شوروی بر آلمان در بهار سال 1945، سران مسکو را بر آن داشته بود تا در اجرای برنامه قدیمی رسیدن به خلیج فارس، اقیانوس هند و مدیترانه (شمال آفریقا) از کمونیست کردن یونان، تحریک دولت کابل (دوست وقت روسیه) به برانگیزی پشتونها و بلوچهای هند (امرزه پاکستان) به کسب استقلال و پیشروی از آذربایجان و کردستان ایران به عراق، جزیرة العرب و خوزستان آغاز کنند که دکترین ترومن راه را در یونان بر آنان بست، با اخطار وی راه بر ورود ارتش ایران به آذربایجان نیز باز شد و با ایجاد پاکستان از بطن هندوستان، برنامه تحریک کردن دولت کابل هم عملی نشد، نقشه محاصره شوروی تکمیل شد و جنگ سرد را باخت و فروپاشید. مسکو می دانست که کُردها بویژه کُردهای عراق به دلایل متعدد ازجمله اصالت آریایی، مورد حمایت آمریکا و دولت های آلمان (از زمان امپراتوری و بیسمارک) بوده اند و لذا در جریان ماجرای آذربایجان می کوشید تا مناطق کُردنشین ایران را در دست داشته باشد.
با پايان یافتن کار گروه پيشه وري در آذربایجان در 21 آذرماه 1325 اظهار نظر درباره ریشه، علل و انگیزه ماجرا آغاز شده بود که تا هفته ها ادامه داشت.
به باور مورخان، پیشه وری در آغاز کار نظر به تجزیه ایران نداشت و تنها می خواست که آذربایجان استقلال داخلی داشته و یک بخش از ایران باشد (که در صورت تحقّق، ایران به صورت یک فدراسیون در می آمد)، ولی «باقراُف» دبیر اول وقت حزب کمونیست جمهوری آذربایجان به کمتر از تجزیه ایران و مآلا ایجاد یک جمهوری آذربایجان بزرگتر راضی نمی شد. پس از آنکه پیشه وری به اجبار تسلیم نظر باقراُف شد، حمایت مردم را از دست داد بگونه ای که آذربايجاني های ایراندوست پيش از آغاز عمليات ارتش، خود به سرکوب کردن گروه پيشه وری پرداخته بودند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
جعفر پيشه وري
21 آذر 1325 (12 دسامبر 1946) عمليات برای سرکوبی گروه پيشه وری در آذربايجان به پايان رسيد و عوامل آن کشته، دستگير و يا به خارج از کشور فرار کردند.
مرحله اصلی اين عمليات با ورود واحدهای چهار لشکر، از 19 آذرماه آغاز شده بود ولی آذربايجاني های میهندوست پيش از آغاز عمليات ارتش، خود به سرکوب کردن گروه پيشه وری پرداخته بودند. گروه پيشه وري که در حزبي به نام فرقه دمکرات فعاليت داشتند با پنجاه خودرو از طريق جلفا به شوروي رفتند و در باکو اقامت داده شدند. باقراُف مسئول وقت آذربايجان شوروي جعفر پيشه وري و در آن سال 54 ساله را مسئول شکست فرقه مي دانست و انتقاد مي کرد. در تابستان سال بعد (11 ژوئن 1947) در باکو اعلام شد که پيشه وري در يک حادثه اتومبيل در آن شهر مجروح و درگذشته است. گزارش هاي بعدي ترديد به اتفاقي بودن مرگ افزايش داده است.
تاخير یکساله اين سرکوبی به اين سبب بود که دولت شوروی حاضر نمی شد به تعهدی که در سال 1943 در جريان کنفرانس تهران سپرده بود عمل کند و نيروهای خود را از آن منطقه از ايران که از 1941 (شهریور 1320) اشغال نظامی کرده بود خارج سازد و يا اجازه دهد كه واحدهاي ارتش ایران به آن منطقه وارد شوند.
پس از آنکه بلشویک های روس با قصد بلعیدن همه آذربایجان، نام منطقه اَران و شمال اَرَس را آذربایجان گذاردند که قبلا نبود، وطن دوستان ایرانی از دولت تهران خواستند که استان های کشور را به جای نامگذاری، شماره گذاری کند تا مستمسک تفکّر تجزیه قرار نگیرد که به آن توجه نشده بود. دولت بلشویکی مسکو از همان زمان كه شهرهاي متصرفي از ايران (به موجب قرارداد هاي ننگين گلستان و تركمن چاي و دستنویس دولت لندن) در قفقاز را «آذربايجان» نام نهاد، مقاصد سوء براي تماميت ايران داشت. پیروزی شوروی بر آلمان در بهار سال 1945، سران مسکو را بر آن داشته بود تا در اجرای برنامه قدیمی رسیدن به خلیج فارس، اقیانوس هند و مدیترانه (شمال آفریقا) از کمونیست کردن یونان، تحریک دولت کابل (دوست وقت روسیه) به برانگیزی پشتونها و بلوچهای هند (امرزه پاکستان) به کسب استقلال و پیشروی از آذربایجان و کردستان ایران به عراق، جزیرة العرب و خوزستان آغاز کنند که دکترین ترومن راه را در یونان بر آنان بست، با اخطار وی راه بر ورود ارتش ایران به آذربایجان نیز باز شد و با ایجاد پاکستان از بطن هندوستان، برنامه تحریک کردن دولت کابل هم عملی نشد، نقشه محاصره شوروی تکمیل شد و جنگ سرد را باخت و فروپاشید. مسکو می دانست که کُردها بویژه کُردهای عراق به دلایل متعدد ازجمله اصالت آریایی، مورد حمایت آمریکا و دولت های آلمان (از زمان امپراتوری و بیسمارک) بوده اند و لذا در جریان ماجرای آذربایجان می کوشید تا مناطق کُردنشین ایران را در دست داشته باشد.
با پايان یافتن کار گروه پيشه وري در آذربایجان در 21 آذرماه 1325 اظهار نظر درباره ریشه، علل و انگیزه ماجرا آغاز شده بود که تا هفته ها ادامه داشت.
به باور مورخان، پیشه وری در آغاز کار نظر به تجزیه ایران نداشت و تنها می خواست که آذربایجان استقلال داخلی داشته و یک بخش از ایران باشد (که در صورت تحقّق، ایران به صورت یک فدراسیون در می آمد)، ولی «باقراُف» دبیر اول وقت حزب کمونیست جمهوری آذربایجان به کمتر از تجزیه ایران و مآلا ایجاد یک جمهوری آذربایجان بزرگتر راضی نمی شد. پس از آنکه پیشه وری به اجبار تسلیم نظر باقراُف شد، حمایت مردم را از دست داد بگونه ای که آذربايجاني های ایراندوست پيش از آغاز عمليات ارتش، خود به سرکوب کردن گروه پيشه وری پرداخته بودند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم سان دیدن بزرگ ارتشتاران ، سواربر اسب از یگان های باشنده در میدان ، رژه شکوه و عظمت شاهنشاه آریامهر چشم دشمنان ایران راکور میکرد.
مراسم زیبای پیشکش پرچم به فرماندهان یگانها،
به مناسبت سیامین سالروز آزادسازی #آذربایجان
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
مراسم زیبای پیشکش پرچم به فرماندهان یگانها،
به مناسبت سیامین سالروز آزادسازی #آذربایجان
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸 خواندن این نبشته را توصیه میکنیم
با این توضیح که این نبشته شناسه های افکار جوزف گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر است که بدلیل اینکه این افکار آینه تمام نمای افکار و دکترین های هیتلر بود.رهبر آلمان نازی ،وی را تا انتها بعنوان یار غار خویش در کنار خود داشت.نگاهی باین گفتار ،نشان میدهد.خامنه ای اندیشه سیاسی خویش درنوع حاکمیت اش را درین سخنان جسته و به تنهایی افکار و اندیشه های هیتلرو گویلز را در مملکت داری الگوو نقشه راه خویش ساخته است.با این تفاوت روشن ،که نه هیتلر و نه گوبلز مذهبی نبودند.اما خامنه ای با افکارغیر حقیقی امام زمانی و استبداد دینی اش اگر قدرت نظامی هیتلر را داشت. تا کنون،کره زمین را نابود و نسل بشر را، برای همیشه درین کره خاکی از بین برده بود .
این است آن افکار پلید:
گوبلز می گفت:
"ما نه به دوست، بلکه نیاز به دشمن داریم".
او معتقد بود که وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی، فساد، ناکارآمدی، و فلاکت اقتصادی شود، و وقتی نتواند نیازهای ابتدایی مردم اش، از قبیل نان، کار، رفاه، امنیت، اعتبار، و آسایش شان را تامین کند، با موجی از نارضایتی، خشم و اعتراض عمومی مواجه می شود، و در این حال، کشور به سوی انقلاب و سقوط حکومت پیش می رود.
"در چنین حالتی، حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ، منحرف کند.
- باید وارد یک جنگ شد.
- حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد.
- دشمنان خارجی،
- دشمنان داخلی.
- ولی اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتی دشمن خیالی...
- باید دایم از توطئه ها گفت.
- از نقشه هایی که دشمنان برای ما می کشند.
- باید از هر فرصت و حادثه ای، برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد.
- باید همیشه درگیر بود.
- درگیر جنگ،
- درگیر تبلیغات علیه همسایگان،
- علیه کشورهای قدرتمند،
- علیه سازمان های جهانی،
- باید بحران ساخت..."
وی معتقد بود:
"رمز موفقیت و ماندگاری حکومت های ضعیف، در وضعیت جنگی و بحران ها است.
در جنگ ها و بحران ها است که مردم، بدبختی های مالی، شغلی، شخصی، و معیشتی شان را فراموش کرده، و با حکومت همدل می شوند !!!!
و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدین داخلی است.
کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت می شوند".
توصیه ی او این بود که:
- باید کشور را دایم در حالت جنگی نگه داشت.
حال مقایسه کنید با ریخت کنشگری های امروز رژیم و رخداد های روی داده !
خرد یارتان
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
با این توضیح که این نبشته شناسه های افکار جوزف گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر است که بدلیل اینکه این افکار آینه تمام نمای افکار و دکترین های هیتلر بود.رهبر آلمان نازی ،وی را تا انتها بعنوان یار غار خویش در کنار خود داشت.نگاهی باین گفتار ،نشان میدهد.خامنه ای اندیشه سیاسی خویش درنوع حاکمیت اش را درین سخنان جسته و به تنهایی افکار و اندیشه های هیتلرو گویلز را در مملکت داری الگوو نقشه راه خویش ساخته است.با این تفاوت روشن ،که نه هیتلر و نه گوبلز مذهبی نبودند.اما خامنه ای با افکارغیر حقیقی امام زمانی و استبداد دینی اش اگر قدرت نظامی هیتلر را داشت. تا کنون،کره زمین را نابود و نسل بشر را، برای همیشه درین کره خاکی از بین برده بود .
این است آن افکار پلید:
گوبلز می گفت:
"ما نه به دوست، بلکه نیاز به دشمن داریم".
او معتقد بود که وقتی یک حکومت دچار ضعف مدیریتی، فساد، ناکارآمدی، و فلاکت اقتصادی شود، و وقتی نتواند نیازهای ابتدایی مردم اش، از قبیل نان، کار، رفاه، امنیت، اعتبار، و آسایش شان را تامین کند، با موجی از نارضایتی، خشم و اعتراض عمومی مواجه می شود، و در این حال، کشور به سوی انقلاب و سقوط حکومت پیش می رود.
"در چنین حالتی، حکومت باید اذهان عمومی را به سوی یک موضوع فرعی، اما بزرگ، منحرف کند.
- باید وارد یک جنگ شد.
- حکومت باید برای ملت دشمن بتراشد.
- دشمنان خارجی،
- دشمنان داخلی.
- ولی اگر دشمن واقعی پیدا نشد، حتی دشمن خیالی...
- باید دایم از توطئه ها گفت.
- از نقشه هایی که دشمنان برای ما می کشند.
- باید از هر فرصت و حادثه ای، برای راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی استفاده کرد.
- باید همیشه درگیر بود.
- درگیر جنگ،
- درگیر تبلیغات علیه همسایگان،
- علیه کشورهای قدرتمند،
- علیه سازمان های جهانی،
- باید بحران ساخت..."
وی معتقد بود:
"رمز موفقیت و ماندگاری حکومت های ضعیف، در وضعیت جنگی و بحران ها است.
در جنگ ها و بحران ها است که مردم، بدبختی های مالی، شغلی، شخصی، و معیشتی شان را فراموش کرده، و با حکومت همدل می شوند !!!!
و این بهترین فرصت برای سرکوب منتقدین داخلی است.
کشور که آرام شود، مردم طلبکار حکومت می شوند".
توصیه ی او این بود که:
- باید کشور را دایم در حالت جنگی نگه داشت.
حال مقایسه کنید با ریخت کنشگری های امروز رژیم و رخداد های روی داده !
خرد یارتان
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
فرتور روز 📸
«بوسه بر دستان منجی»
فرتوری که پس از آزادسازی زنجان از چنگ اشرار فرقه دموکرات و ورود آرتش شاهنشاهی و نیروهای مردمی به زنجان گرفته شده و یکی از دهقانان را در حالی که بر دستان سلطان محمود ذوالفقاری (فرمانده نیروهای مردمی) بوسه میزند، نشان میدهد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#نجات_آذربایجان
🔥
💎
«بوسه بر دستان منجی»
فرتوری که پس از آزادسازی زنجان از چنگ اشرار فرقه دموکرات و ورود آرتش شاهنشاهی و نیروهای مردمی به زنجان گرفته شده و یکی از دهقانان را در حالی که بر دستان سلطان محمود ذوالفقاری (فرمانده نیروهای مردمی) بوسه میزند، نشان میدهد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#نجات_آذربایجان
🔥
💎
#وحید_صیاد_نصیری مبارز پادشاهی خواه که در راه ایرانگرایی در چنگال ضحاک گرفتار آمد و جاودانه شد ، یاد و نامش را گرامی می داریم .
امروز ۲۱ آذر سالروز جاودانه گی اوست .
بر فروهر پاکش درود ها می فرستیم .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
امروز ۲۱ آذر سالروز جاودانه گی اوست .
بر فروهر پاکش درود ها می فرستیم .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
پاسخ ارتش ایران زمین، به غلط خوری های مغول تازی زاده، اردوغان.
اما ما میبایست هرچه سریعتر کشور را از اشغال مشتی آخوند شیپشو ایرانستیز و بی وطن نجات دهیم تا خود و کشور را بتوانیم حفظ کنیم.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#Repost @i.r.iran.army
• • • • • •
.
به میدان نبرد آمدیم مردی به چشم ندیدیم،
فقط سگ ها بودند، گله کفتار ها......
@i.r.iran.army
#ارتش_فدای_ملت
#اگر_ارتش_نبود_ایران_هم_نبود
#من_ارتش_را_دوست_دارم
#من_یک_ارتشی_ام
#من_ارتشی_ام
⚊⚊⚊⚊⚊⚊
#ارتش #ارتش_ایران
#ارتشی #امنیت #نزاجا #نیروی_زمینی #نیروی_زمینی_ارتش #ایران
#army #commando #airborne #soldier #FORCE #marine #military #war #airforce
⚊⚊⚊⚊⚊⚊
اما ما میبایست هرچه سریعتر کشور را از اشغال مشتی آخوند شیپشو ایرانستیز و بی وطن نجات دهیم تا خود و کشور را بتوانیم حفظ کنیم.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#Repost @i.r.iran.army
• • • • • •
.
به میدان نبرد آمدیم مردی به چشم ندیدیم،
فقط سگ ها بودند، گله کفتار ها......
@i.r.iran.army
#ارتش_فدای_ملت
#اگر_ارتش_نبود_ایران_هم_نبود
#من_ارتش_را_دوست_دارم
#من_یک_ارتشی_ام
#من_ارتشی_ام
⚊⚊⚊⚊⚊⚊
#ارتش #ارتش_ایران
#ارتشی #امنیت #نزاجا #نیروی_زمینی #نیروی_زمینی_ارتش #ایران
#army #commando #airborne #soldier #FORCE #marine #military #war #airforce
⚊⚊⚊⚊⚊⚊
این پیام شهریار ایران زمین، هزاران سخن نهفته در سینه دارد. فقط میهن پرستان متوجه اش خواهند بود.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین