"وظیفه شما سربازان وطن، دفاع از تمامیت ارضی میهنمان است. امروز که حکومت اسلامی برای حفظ قدرت آب و خاک کشور را به بیگانه واگذار کرده و به روی مردم بیدفاع شلیک میکند وظیفه شما بیش از هر زمانی دفاع و حفاظت از ملت ایران دربرابر رژیم سرکوبگر است."
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸بارها به این نکته اشاره کردیم اما بازهم میگوییم
در حکومتی گماشته و نامشروع که رژیم حاکم با دسیسه مافیای پرنفوذ بر سر کار آمده و بدست همان سیستم مافیایی مهار و اداره و به همچنین سر پا نگاه داشته می شود ، دگرگونی و جابجایی در راس هرم قدرت ( رهبری یا نخست وزیر یا ریاست جمهور ) هیچگونه تاثیری در روند حکومت داری و ریخت زندگی مردم نخواهد داشت و تنها راس قدرت از کسی به کس دگر دست به دست می شود ، و همچنان نفوذ سیاسی و مهار قدرت آن حکومت در دستان مافیا ست !
حال در رژیم #جمهوری اشغالگر اسلام اهریمنی کنونی در میهن مان که قدرت در دستان رهبر با نام مضحک ولایت فقیه است ، روح الله گجستک برود و سد علی امرد بیاید و سپس بجای او توله اش مجتبی ، یا صغری و اصغر یا حتی مدونا هم نیز با نام رهبر جمهوری ( حال چه اسلامی و یا چه فدرالی و یا دموکراتیک یا .. ) بر سر کار بیاید هیچگونه دگرگونی در ریخت کشور داری و الیگارشی حکومت سالار بوجود نخواهد آمد .
تنها سرنگونی " در تمامیت " این رژیم اشغالگر هست که پایندان ( ضامن) رهایی میهن است .
در تمامیت به چم سرنگونی رژیم بهمراه کوتاه نمودن تمام و کمال دست مافیا و سر کار آوردن یک نهاد ایرانگرا و مردمسالار است .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
در حکومتی گماشته و نامشروع که رژیم حاکم با دسیسه مافیای پرنفوذ بر سر کار آمده و بدست همان سیستم مافیایی مهار و اداره و به همچنین سر پا نگاه داشته می شود ، دگرگونی و جابجایی در راس هرم قدرت ( رهبری یا نخست وزیر یا ریاست جمهور ) هیچگونه تاثیری در روند حکومت داری و ریخت زندگی مردم نخواهد داشت و تنها راس قدرت از کسی به کس دگر دست به دست می شود ، و همچنان نفوذ سیاسی و مهار قدرت آن حکومت در دستان مافیا ست !
حال در رژیم #جمهوری اشغالگر اسلام اهریمنی کنونی در میهن مان که قدرت در دستان رهبر با نام مضحک ولایت فقیه است ، روح الله گجستک برود و سد علی امرد بیاید و سپس بجای او توله اش مجتبی ، یا صغری و اصغر یا حتی مدونا هم نیز با نام رهبر جمهوری ( حال چه اسلامی و یا چه فدرالی و یا دموکراتیک یا .. ) بر سر کار بیاید هیچگونه دگرگونی در ریخت کشور داری و الیگارشی حکومت سالار بوجود نخواهد آمد .
تنها سرنگونی " در تمامیت " این رژیم اشغالگر هست که پایندان ( ضامن) رهایی میهن است .
در تمامیت به چم سرنگونی رژیم بهمراه کوتاه نمودن تمام و کمال دست مافیا و سر کار آوردن یک نهاد ایرانگرا و مردمسالار است .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
Forwarded from Rastakhiz simorgh رستاخیز سیمرغ (مهران کمال پور)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاری از عزیزان درونمرز
#گزیده_هایی از سخنان #شاهزاده_رضا_پهلوی
اینکه باید بدانیم
منظور از #ما_کیست؟
#ما_چه_نمیخواهیم؟
#ماچه_میخواهیم؟
#راه_همبستگی_چیست؟
و در نهایت
#رمز_پیروزی_چیست؟
دوستان، عزیزان و همرزمان ببینید و با انتشار باعث دلگرمی نیروهای درونمرز شوید....
با سپاس ویژه از تلاش نیروهای درونمرز برای انتشار درست فرامین شاهزاده رضا پهلوی
@rastakhiz_30morgh
#گزیده_هایی از سخنان #شاهزاده_رضا_پهلوی
اینکه باید بدانیم
منظور از #ما_کیست؟
#ما_چه_نمیخواهیم؟
#ماچه_میخواهیم؟
#راه_همبستگی_چیست؟
و در نهایت
#رمز_پیروزی_چیست؟
دوستان، عزیزان و همرزمان ببینید و با انتشار باعث دلگرمی نیروهای درونمرز شوید....
با سپاس ویژه از تلاش نیروهای درونمرز برای انتشار درست فرامین شاهزاده رضا پهلوی
@rastakhiz_30morgh
🔸ابوالحسن قابوس بن وشمگیر بن زیار دیلمی ملقب به شمس المعالی، از امیران سلسلسهٔ زیاری، شاعر و خوشنویس بود. وی صاحب گرگان و طبرستان و فرزند امیر وشمگیر بن زیار بود.
در ۳۶۷ ه. ق. پس از برادرش بیستون در شهر جرجان (شهری در مکان فعلی گنبد کاووس امروز) به تخت نشست. در همین سال رکنالدوله فرمانروای آلبویه نیز درگذشت و سرزمینهای تحت حکومت او میان سه پسرش عضدالدوله و مویدالدوله و فخرالدوله تقسیم شد. عضدالدوله و مویدالدوله با فخرالدوله اختلاف پیدا کردند و بین آنها جنگ درگرفت. فخرالدوله به طبرستان گریخت و به قابوس که شوهرخالهٔ او بود پناه برد. عضدالدوله و مویدالدوله به قابوس پیغام فرستادند که فخرالدوله را به ایشان تحویل دهد. قابوس نپذیرفت و عضدالدوله به طبرستان و گرگان لشکرکشی کرد اما قابوس تاب مقاومت نداشت و در جنگی کوتاهمدت در نزدیکی استرآباد شکست خورد و در ۳۷۱ ه. ق. پس از چهار سال حکمرانی از حکومت معزول و با فخرالدوله به خراسان گریختند. قابوس نزدیک به ۱۸ سال (۳۷۱ - ۳۸۸) از حکومت محروم بود و در خراسان در پناه سامانیان زندگی میکرد. در تحولات بعدی و با مرگ عضدالدوله و سپس فخرالدوله و ضعیف شدن حکومت آل بویه او با کمک یاران دیلمی و طبری خود به گرگان حمله کرد و توانست گرگان را از آلبویه پس بگیرد و در ۳۸۸ ه. ق. دوباره به تخت نشیند. او تا سال ۴۰۳ ه. ق. حکومت کرد و دامنه متصرفات خود را از سوی مغرب گسترش داد.
در سال ۴۰۳ ه. ق. قابوس پردهدار مخصوص خود را که مردی بیآزار و محبوب لشکر بود کشت. لشکریان به خاطر این کار او شورش کرده او را به زندان انداختند و کشتند.
قابوس وشمگیر از سویی ادیب و خوشنویس بود و در نظم و نثر به عربی و فارسی سرآمد روزگار خود بود اما از سوی دیگر بسیار خشن و سنگدل بود. لغتنامه دهخدا درباره او نوشتهاست: «قابوس مردی درشتخو و بیرحم و با خشم و غضب بود و به آسانی حکم به کشتن میداد و به اندک سوءظنی دست به قتل هر بیگناهی میزد و به همین علت جمعی بسیار به دست او کشته شدند و کینهٔ او در سینهٔ غالب سران لشکری جا گرفت.»و در چند سطر پایینتر مینویسد: «قابوس مشهورترین افراد خاندان زیاری است چه او مردی فاضل و ادیب و فضلدوست و خوشخط بود. گویند صاحب بن عباد هرگاه خط او را دیدی گفتی اهذا خط قابوس او جناح طاوس. در انشاء نثر عربی با بهترین بلغای این زمان دم برابری میزد و در شعر فارسی و تازی هر دو ماهر بود.»»
در هر حال او از دانشمندان و ادبای عصر خود حمایت میکرد و ابوریحان بیرونی چند سال را در دربار او گذراند و کتاب معروف خود آثارالباقیه عن القرون الخالیه را در سال ۳۹۰ ه. ق. در گرگان (جرجان) نوشت و به قابوس تقدیم کرد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
در ۳۶۷ ه. ق. پس از برادرش بیستون در شهر جرجان (شهری در مکان فعلی گنبد کاووس امروز) به تخت نشست. در همین سال رکنالدوله فرمانروای آلبویه نیز درگذشت و سرزمینهای تحت حکومت او میان سه پسرش عضدالدوله و مویدالدوله و فخرالدوله تقسیم شد. عضدالدوله و مویدالدوله با فخرالدوله اختلاف پیدا کردند و بین آنها جنگ درگرفت. فخرالدوله به طبرستان گریخت و به قابوس که شوهرخالهٔ او بود پناه برد. عضدالدوله و مویدالدوله به قابوس پیغام فرستادند که فخرالدوله را به ایشان تحویل دهد. قابوس نپذیرفت و عضدالدوله به طبرستان و گرگان لشکرکشی کرد اما قابوس تاب مقاومت نداشت و در جنگی کوتاهمدت در نزدیکی استرآباد شکست خورد و در ۳۷۱ ه. ق. پس از چهار سال حکمرانی از حکومت معزول و با فخرالدوله به خراسان گریختند. قابوس نزدیک به ۱۸ سال (۳۷۱ - ۳۸۸) از حکومت محروم بود و در خراسان در پناه سامانیان زندگی میکرد. در تحولات بعدی و با مرگ عضدالدوله و سپس فخرالدوله و ضعیف شدن حکومت آل بویه او با کمک یاران دیلمی و طبری خود به گرگان حمله کرد و توانست گرگان را از آلبویه پس بگیرد و در ۳۸۸ ه. ق. دوباره به تخت نشیند. او تا سال ۴۰۳ ه. ق. حکومت کرد و دامنه متصرفات خود را از سوی مغرب گسترش داد.
در سال ۴۰۳ ه. ق. قابوس پردهدار مخصوص خود را که مردی بیآزار و محبوب لشکر بود کشت. لشکریان به خاطر این کار او شورش کرده او را به زندان انداختند و کشتند.
قابوس وشمگیر از سویی ادیب و خوشنویس بود و در نظم و نثر به عربی و فارسی سرآمد روزگار خود بود اما از سوی دیگر بسیار خشن و سنگدل بود. لغتنامه دهخدا درباره او نوشتهاست: «قابوس مردی درشتخو و بیرحم و با خشم و غضب بود و به آسانی حکم به کشتن میداد و به اندک سوءظنی دست به قتل هر بیگناهی میزد و به همین علت جمعی بسیار به دست او کشته شدند و کینهٔ او در سینهٔ غالب سران لشکری جا گرفت.»و در چند سطر پایینتر مینویسد: «قابوس مشهورترین افراد خاندان زیاری است چه او مردی فاضل و ادیب و فضلدوست و خوشخط بود. گویند صاحب بن عباد هرگاه خط او را دیدی گفتی اهذا خط قابوس او جناح طاوس. در انشاء نثر عربی با بهترین بلغای این زمان دم برابری میزد و در شعر فارسی و تازی هر دو ماهر بود.»»
در هر حال او از دانشمندان و ادبای عصر خود حمایت میکرد و ابوریحان بیرونی چند سال را در دربار او گذراند و کتاب معروف خود آثارالباقیه عن القرون الخالیه را در سال ۳۹۰ ه. ق. در گرگان (جرجان) نوشت و به قابوس تقدیم کرد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaisance
Image Iranian-Renaisance hosted in ImgBB
🔸دیوار دربند را ایرانیها در روسیه ساختند.
این دیوار در روسیه در دوران ساسانیان برای جلوگیری از حمله خزرها به ایران ساخته شد.
خزرها به همراه دیگر اقوام بیابانگرد شمال قفقاز، در زمان ساسانیان، بارها و بارها به سرزمین ایران میتاختند و پس از حضور کوتاه مدت خود معمولاً به دست سپاه ساسانی از مرزهای ایران بیرون رانده میشدند.
این قوم همواره با بیزانس بر ضد ایران همپیمان بود بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست.
خزرها در بین شمال غربی دریا و دریای سیاه سکونت داشتند که بیشتر قوم روس بودن تا ایران که هر وقت میتوانستند به ایران حمله می کردند.
استحکامات دربند دیوار سنگی بسیار بلندی بود که در زمان خسرو انوشیروان ساخته شد. طول آن چهل کیلومتر و از کوهستان تا کرانه دریای خزر امتداد داشت و خط دفاعی بسیار مستحکمی در برابر سواران مهاجم به شمار میامد.
این دیوار که از تخته سنگهای بسیار بزرگ ساخته شده بود، هیجده تا بیست متر ارتفاع داشت. سی برج برفراز این دیوار قرار گرفته بود. دیوار سه دروازه آهنی داشت که یک دروازه آن به دریا گشوده میشد.
دربند فعلی شهری بندری در حاشیه دریای خزر است که در جنوبیترین قسمت فدراسیون روسیه واقع شده. این شهر به لحاظ اهمیت دومین شهر جمهوری داغستان با جمعیتی بالغ بر ۱۱۹۲۰۰ نفر (آمار سال ۲۰۱۰) است. آذربایجانیها، لزگیها و تاباساریها بیشترین ساکنان این شهر را تشکیل میدهند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
این دیوار در روسیه در دوران ساسانیان برای جلوگیری از حمله خزرها به ایران ساخته شد.
خزرها به همراه دیگر اقوام بیابانگرد شمال قفقاز، در زمان ساسانیان، بارها و بارها به سرزمین ایران میتاختند و پس از حضور کوتاه مدت خود معمولاً به دست سپاه ساسانی از مرزهای ایران بیرون رانده میشدند.
این قوم همواره با بیزانس بر ضد ایران همپیمان بود بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست.
خزرها در بین شمال غربی دریا و دریای سیاه سکونت داشتند که بیشتر قوم روس بودن تا ایران که هر وقت میتوانستند به ایران حمله می کردند.
استحکامات دربند دیوار سنگی بسیار بلندی بود که در زمان خسرو انوشیروان ساخته شد. طول آن چهل کیلومتر و از کوهستان تا کرانه دریای خزر امتداد داشت و خط دفاعی بسیار مستحکمی در برابر سواران مهاجم به شمار میامد.
این دیوار که از تخته سنگهای بسیار بزرگ ساخته شده بود، هیجده تا بیست متر ارتفاع داشت. سی برج برفراز این دیوار قرار گرفته بود. دیوار سه دروازه آهنی داشت که یک دروازه آن به دریا گشوده میشد.
دربند فعلی شهری بندری در حاشیه دریای خزر است که در جنوبیترین قسمت فدراسیون روسیه واقع شده. این شهر به لحاظ اهمیت دومین شهر جمهوری داغستان با جمعیتی بالغ بر ۱۱۹۲۰۰ نفر (آمار سال ۲۰۱۰) است. آذربایجانیها، لزگیها و تاباساریها بیشترین ساکنان این شهر را تشکیل میدهند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-renaissance
Image Iranian-renaissance hosted in ImgBB
اگر در مسیر باز پس گیری میهن مان فریب دسیسه گران و ایرانستیزان را نخوریم بیشک رهایی دست یافتنی تر و مسیرش هموار تر خواهد بود .
تنها میبایست که بدانیم و آگاه شویم که چه می خواهیم .
دیوارنبیسی ایرانگرایان در درون مرز
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
تنها میبایست که بدانیم و آگاه شویم که چه می خواهیم .
دیوارنبیسی ایرانگرایان در درون مرز
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸شوربختانه یکی از بزرگترین کاستی ها در اندیشه ای آمیخته با انیرانی گری ، بخصوص پس از تازش تازیان و چیره گی کیش اهریمنی #اسلام بر پهنه ایرانشهر ، برگزیدن نامهای تازش گران و تازیان برای فرزندان مان است .
میبایست بدانیم که برگزیدن نامی ایرانی و پارسی برای فرزندان در حقیقت زنده نگاه داشتن نام ایرانشهر بزرگ و زبان شیرین و کهن پارسی و نام نیاکان مان است .
🔸شماری از نام های زیبای ایرانی :
آروند = شکوهمند، فر مند
آترین = آتشین
آرتام = راستگوی نیک اندیش
برانوش = جاودانی والا
برزو = شکوهمند، با فر
پهلبد = نگهبان دلیری
تهمان = توانا، نیرومند
بَرداد = والاتبار، ارجمند
دارشاد = پر فروغ، درخشان، شادی آفرین
رانا = فرشته بخشش، نیکوکاری
زرآوند = پر بها، ارزشمند
ژاویز = جاوید، پاینده
ساینا = فرشته پیروزی
شروین = دارنده شهریاری
فرجاد = دانا، خردمند
مهدیس = مانند ماه، بگونه ماه
مایا = بخشایشگر، دهشمند
پارتاد = از نژاد جنگجو، دلاور
گیلزاد = زاده گیلان
تارا = ستاره، اختر
رادنوش = دهشگر زیبا، بخشنده
میترا = ایزد خورشید و مهر
گیتاوند = جهانی، سپهری
پَرشاد = سر شاد، خرم
بُرزاد = زاده دلاوری، شکوه
سوشیان = نجات دهنده ( ریشه اوستایی)
مارات = همانند مرد، پر صلابت
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
میبایست بدانیم که برگزیدن نامی ایرانی و پارسی برای فرزندان در حقیقت زنده نگاه داشتن نام ایرانشهر بزرگ و زبان شیرین و کهن پارسی و نام نیاکان مان است .
🔸شماری از نام های زیبای ایرانی :
آروند = شکوهمند، فر مند
آترین = آتشین
آرتام = راستگوی نیک اندیش
برانوش = جاودانی والا
برزو = شکوهمند، با فر
پهلبد = نگهبان دلیری
تهمان = توانا، نیرومند
بَرداد = والاتبار، ارجمند
دارشاد = پر فروغ، درخشان، شادی آفرین
رانا = فرشته بخشش، نیکوکاری
زرآوند = پر بها، ارزشمند
ژاویز = جاوید، پاینده
ساینا = فرشته پیروزی
شروین = دارنده شهریاری
فرجاد = دانا، خردمند
مهدیس = مانند ماه، بگونه ماه
مایا = بخشایشگر، دهشمند
پارتاد = از نژاد جنگجو، دلاور
گیلزاد = زاده گیلان
تارا = ستاره، اختر
رادنوش = دهشگر زیبا، بخشنده
میترا = ایزد خورشید و مهر
گیتاوند = جهانی، سپهری
پَرشاد = سر شاد، خرم
بُرزاد = زاده دلاوری، شکوه
سوشیان = نجات دهنده ( ریشه اوستایی)
مارات = همانند مرد، پر صلابت
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸اسماعيل سامانی بزرگ مردی كه تنها به ايران و ايرانی می انديشيد
اسماعيل سامانی مردی كه پرچم زنده كردن زبان پارسی و فرهنگ ايرانی را به دوش گرفت در ماه می سال 849 ميلادی در فرغانه (واقع در منطقه فرارود) خراسان به دنيا آمد. مورخان هريك روزی از ماه می را زادروز او نوشته اند كه تازه ترين اين زادروزها كه كشف مورخان روس است «24 ماه مي» است!. در زمان تولد اسماعيل، پدر او احمد حكمران ناحيه فرغانه بود. سامان خدا (كدخدا = رئيس، رئيس دهقانان و ...) پدر بزرگ اسماعيل كه در منطقه بلخ به دنيا آمده بود و يك تاجيك (پارس) بود خودرا از فرزندزادگان بهرام چوبين اسپهبد بزرگ ايران معرفی مي كرد.
اميراسماعيل (مير اسماعيل) كه خودرا شاه خواند پس از تمركز امور خراسان بزرگتر (اينك شامل سه كشور تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان، نيمه شمالی افغانستان، گوشه هايی از قزاقستان و قرقيزستان و خراسان ايران) در دست خود، احياء زبان و ادبيات فارسی و فرهنگ و رسوم ايرانی را سرلوحه كار خود قرارداد. همزمان با او، صفاريان در جنوب و جنوب شرقی ايران، ديلميان در شمال و مركز و طاهريان در نيشابور ـ هر گروه در مناطق خود استقلال داشتند و در اين مناطق تنها نامی از خليفه برجای مانده بود.
شاه اسماعيل با اينكه توان لشكركشي به بغداد و برانداختن خليفه را داشت چنين نكرد زيرا كه احياء فرهنگ ايرانی و زبان فارسی برايش مهمتر بود. استراتژی شاه اسماعيل جنگ دفاع بود يعنی تنها با مهاجم مي جنگيد و جنگ او با عمروليث كه به شكست و اسارت عمرو انجاميد برهمين پايه صورت گرفت.
شاه اسماعيل در سال 907 ميلادي درگذشت و در بخارا مدفون شد و آرامگاه او كه يك بناي تاريخي است مورد احترام ويژه تاجيكيان و همه ايرانيان و ايراني تبارها است. نوه اسماعيل هم در همين آرامگاه (عكس بالا) دفن شده است. شاه اسماعيل سامانی چنان زيربنای فرهنگی را استوار گذارده بود كه تا سال 1920، فارسی زبان رسمی منطقه بخارا بود.
در دهه سوم قرن 20 در منطقه «فرارود»، گروهی از وطندوستان تاجيك از جمله پدر احمدشاه مسعود برضد تقسيمات جغرافيايی حكومت شوروی (مسکو) كه به زيان تاجيكيان بود دست به قيام مسلحانه زدند و چون شكست خوردند، پدر مسعودها به هرات گريخت و در افغانستان ماندنی شد، يكي از پسران او (احمدشاه) هنگامي كه نيروهای ضد مداخله خارجی را در شمال افغانستان رياست مي كرد، هدف توطئه قرار گرفت و كشته شد و پسر ديگر او ـ احمد ضياء بعدا معاون رئيس جمهور افغانستان شد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
اسماعيل سامانی مردی كه پرچم زنده كردن زبان پارسی و فرهنگ ايرانی را به دوش گرفت در ماه می سال 849 ميلادی در فرغانه (واقع در منطقه فرارود) خراسان به دنيا آمد. مورخان هريك روزی از ماه می را زادروز او نوشته اند كه تازه ترين اين زادروزها كه كشف مورخان روس است «24 ماه مي» است!. در زمان تولد اسماعيل، پدر او احمد حكمران ناحيه فرغانه بود. سامان خدا (كدخدا = رئيس، رئيس دهقانان و ...) پدر بزرگ اسماعيل كه در منطقه بلخ به دنيا آمده بود و يك تاجيك (پارس) بود خودرا از فرزندزادگان بهرام چوبين اسپهبد بزرگ ايران معرفی مي كرد.
اميراسماعيل (مير اسماعيل) كه خودرا شاه خواند پس از تمركز امور خراسان بزرگتر (اينك شامل سه كشور تاجيكستان، ازبكستان، تركمنستان، نيمه شمالی افغانستان، گوشه هايی از قزاقستان و قرقيزستان و خراسان ايران) در دست خود، احياء زبان و ادبيات فارسی و فرهنگ و رسوم ايرانی را سرلوحه كار خود قرارداد. همزمان با او، صفاريان در جنوب و جنوب شرقی ايران، ديلميان در شمال و مركز و طاهريان در نيشابور ـ هر گروه در مناطق خود استقلال داشتند و در اين مناطق تنها نامی از خليفه برجای مانده بود.
شاه اسماعيل با اينكه توان لشكركشي به بغداد و برانداختن خليفه را داشت چنين نكرد زيرا كه احياء فرهنگ ايرانی و زبان فارسی برايش مهمتر بود. استراتژی شاه اسماعيل جنگ دفاع بود يعنی تنها با مهاجم مي جنگيد و جنگ او با عمروليث كه به شكست و اسارت عمرو انجاميد برهمين پايه صورت گرفت.
شاه اسماعيل در سال 907 ميلادي درگذشت و در بخارا مدفون شد و آرامگاه او كه يك بناي تاريخي است مورد احترام ويژه تاجيكيان و همه ايرانيان و ايراني تبارها است. نوه اسماعيل هم در همين آرامگاه (عكس بالا) دفن شده است. شاه اسماعيل سامانی چنان زيربنای فرهنگی را استوار گذارده بود كه تا سال 1920، فارسی زبان رسمی منطقه بخارا بود.
در دهه سوم قرن 20 در منطقه «فرارود»، گروهی از وطندوستان تاجيك از جمله پدر احمدشاه مسعود برضد تقسيمات جغرافيايی حكومت شوروی (مسکو) كه به زيان تاجيكيان بود دست به قيام مسلحانه زدند و چون شكست خوردند، پدر مسعودها به هرات گريخت و در افغانستان ماندنی شد، يكي از پسران او (احمدشاه) هنگامي كه نيروهای ضد مداخله خارجی را در شمال افغانستان رياست مي كرد، هدف توطئه قرار گرفت و كشته شد و پسر ديگر او ـ احمد ضياء بعدا معاون رئيس جمهور افغانستان شد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
باشندگان ایرانشهر بزرگ امروز به نیکی می دانند که برای فردای میهن چه می خواهند ، همان شد که در خیزش های دیماه و آبان ، آن را دلاورانه فریاد زدند و بازگشت شهریاری را تنها راه برون رفت از این سیاهی دهشتناک تاریخی دانستند .
از آنسوی شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم در یک پیمان تاریخی با نام #پیمان_نوین بار دگر و در راستای همبستگی و همازوری با میهن پرستان و ایرانگرایان راستین ، دست یاری به سوی شان دراز نمودند و از همه گان که دل در گرو رهایی میهن دارند ، خواستند که به این پیمان همبستگی در راستای بازپس گیری میهن مان بپیوندند .
امروز هنگام سکوت و بی تفاوتی نیست ، هنگام قیام است .
دیوار نبیسی ایرانگرایان مبارز در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
از آنسوی شهریار ایرانزمین #رضا_شاه_دوم در یک پیمان تاریخی با نام #پیمان_نوین بار دگر و در راستای همبستگی و همازوری با میهن پرستان و ایرانگرایان راستین ، دست یاری به سوی شان دراز نمودند و از همه گان که دل در گرو رهایی میهن دارند ، خواستند که به این پیمان همبستگی در راستای بازپس گیری میهن مان بپیوندند .
امروز هنگام سکوت و بی تفاوتی نیست ، هنگام قیام است .
دیوار نبیسی ایرانگرایان مبارز در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
🔸روز حقوق بشر ۱۹ آذر ماه
پیام همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در بیست و پنجمین سالروز صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹ آذر ماه ۱۳۵۲
فرا رسیدن بیست و پنجمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر را که امسال با اعلام دهه پیکار با نژادپرستی و تبعیض نژادی همزمان است به سازمان ملل متحد و به همه مردم نیک اندیش جهان تبریک میگوییم.
اکنون یک ربع قرن از هنگام صدور این اعلامیه تاریخی که ایران به عنوان یکی از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد در تنظیم و تصویب آن سهمی اساسی به عهده داشت میگذرد. در همه این مدت، کشور ما نه تنها پشتیبان کامل مفاد این اعلامیه بود، بلکه از راههای مختلف، منجمله تشکیل کنفرانس جهانی حقوق بشر در تهران کوشیده است تا راه را برای اجرای جهانی اصول این اعلامیه هموارتر سازد.
اعتقاد راسخ ما در این باره، گذشته از درک واقع بینانه نیازمندیهای حیاتی جامعه بشری در عصر حاضر، متکی بر سنن و موازین میراث فرهنگی ریشه دار ایرانی است که بشردوستی و احترام به شخصیت انسانی همواره از مهمترین اصول آن بوده است. ما معتقدیم که بقا و پیشرفت بشریت امروز، بیش از هر چیز مستلزم استقرار صلح و تفاهم بینالمللی در صورت مثبت آن، یعنی صلحی بر اساس حق و عدالت است که حقوق بشر هسته مرکزی آن را تشکیل میدهد، صلحی که مظهر پیروزی همه آن آرمانها و آرزوهایی باشد که نسلهای بیشمار بشری در طول قرون پیاپی با رنجها و تلاشهای پایان ناپذیر کوشیدهاند تا از ورای فرهنگها و تمدنها و اندیشهها و معتقدات خویش راهی به سوی تحقق آنها بگشایند. صلحی که بتواند سرانجام پس از اینهمه فداکاریها و قربانیها و رنجها، بشر را از حقوق مسلم خود یعنی از شخصیت انسانی، از آزادی و عدالت، از حق برخورداری از دانش و فرهنگ، از حق ایمنی، از فقر و گرسنگی و بیماری و تبعیضات مخرب، برخوردار سازد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر، درست بیست و پنج سال پیش در چنین روزی در پاریس از طرف کشور ما و سایر ممالکی که در آن هنگام سازمان ملل متحد را تشکیل میدادند، به منظور تضمین معنوی و جهانی این اصول صادر شد، ولی ما امروز در عین تجلیل از مفاد این اعلامیه ناگزیر از تذکر این واقعیت هستیم که متأسفانه در جریان عمل آنچه در این بیست و پنج سال در جهان روی داده بهیچوجه جوابگوی اصول اعلامیه حقوق بشر نبوده است، و ما در این مدت غالباً با نگرانی و تأسف فراوان ناظر آن بودهایم که کوتاهبینیها و خودخواهیها و تعصبات گوناگون به انواع وسائل حقوق و شخصیت بشری را در گوشه و کنار جهان مورد تخطی آشکار قرار داده است.
روح واقع بینی که حقّاً میباید راهنمای ما باشد آشکارا نشان میدهد که امروز جامعه بشری در راه طولانی و ناهموار تکامل خود بر سر دوراهی مرگ و زندگی رسیده است و اگر راه صحیح را که راه ایجاد یک جامعه انسانی آزاد و تندرست و فهمیده و برخوردار از صلح و عدالت است برنگزیند، به ناچار راه نابودی این جامعه خواهد بود که مخربترین وسائل انهدامی تاریخ جهان در این راه در کمین نشستهاند. آرزو کنیم که تلاش نیک اندیشان گیتی بشریت را در این پیکار مقدس با پیروزی همراه سازد تا دنیای فرزندان ما همان دنیایی باشد که آرمانها و آرزوهای همه مذاهب و فرهنگها و تمدنهای بشری و بخصوص اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر روح و هسته آن بشمار میرود.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
پیام همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در بیست و پنجمین سالروز صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر ۱۹ آذر ماه ۱۳۵۲
فرا رسیدن بیست و پنجمین سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر را که امسال با اعلام دهه پیکار با نژادپرستی و تبعیض نژادی همزمان است به سازمان ملل متحد و به همه مردم نیک اندیش جهان تبریک میگوییم.
اکنون یک ربع قرن از هنگام صدور این اعلامیه تاریخی که ایران به عنوان یکی از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد در تنظیم و تصویب آن سهمی اساسی به عهده داشت میگذرد. در همه این مدت، کشور ما نه تنها پشتیبان کامل مفاد این اعلامیه بود، بلکه از راههای مختلف، منجمله تشکیل کنفرانس جهانی حقوق بشر در تهران کوشیده است تا راه را برای اجرای جهانی اصول این اعلامیه هموارتر سازد.
اعتقاد راسخ ما در این باره، گذشته از درک واقع بینانه نیازمندیهای حیاتی جامعه بشری در عصر حاضر، متکی بر سنن و موازین میراث فرهنگی ریشه دار ایرانی است که بشردوستی و احترام به شخصیت انسانی همواره از مهمترین اصول آن بوده است. ما معتقدیم که بقا و پیشرفت بشریت امروز، بیش از هر چیز مستلزم استقرار صلح و تفاهم بینالمللی در صورت مثبت آن، یعنی صلحی بر اساس حق و عدالت است که حقوق بشر هسته مرکزی آن را تشکیل میدهد، صلحی که مظهر پیروزی همه آن آرمانها و آرزوهایی باشد که نسلهای بیشمار بشری در طول قرون پیاپی با رنجها و تلاشهای پایان ناپذیر کوشیدهاند تا از ورای فرهنگها و تمدنها و اندیشهها و معتقدات خویش راهی به سوی تحقق آنها بگشایند. صلحی که بتواند سرانجام پس از اینهمه فداکاریها و قربانیها و رنجها، بشر را از حقوق مسلم خود یعنی از شخصیت انسانی، از آزادی و عدالت، از حق برخورداری از دانش و فرهنگ، از حق ایمنی، از فقر و گرسنگی و بیماری و تبعیضات مخرب، برخوردار سازد.
اعلامیه جهانی حقوق بشر، درست بیست و پنج سال پیش در چنین روزی در پاریس از طرف کشور ما و سایر ممالکی که در آن هنگام سازمان ملل متحد را تشکیل میدادند، به منظور تضمین معنوی و جهانی این اصول صادر شد، ولی ما امروز در عین تجلیل از مفاد این اعلامیه ناگزیر از تذکر این واقعیت هستیم که متأسفانه در جریان عمل آنچه در این بیست و پنج سال در جهان روی داده بهیچوجه جوابگوی اصول اعلامیه حقوق بشر نبوده است، و ما در این مدت غالباً با نگرانی و تأسف فراوان ناظر آن بودهایم که کوتاهبینیها و خودخواهیها و تعصبات گوناگون به انواع وسائل حقوق و شخصیت بشری را در گوشه و کنار جهان مورد تخطی آشکار قرار داده است.
روح واقع بینی که حقّاً میباید راهنمای ما باشد آشکارا نشان میدهد که امروز جامعه بشری در راه طولانی و ناهموار تکامل خود بر سر دوراهی مرگ و زندگی رسیده است و اگر راه صحیح را که راه ایجاد یک جامعه انسانی آزاد و تندرست و فهمیده و برخوردار از صلح و عدالت است برنگزیند، به ناچار راه نابودی این جامعه خواهد بود که مخربترین وسائل انهدامی تاریخ جهان در این راه در کمین نشستهاند. آرزو کنیم که تلاش نیک اندیشان گیتی بشریت را در این پیکار مقدس با پیروزی همراه سازد تا دنیای فرزندان ما همان دنیایی باشد که آرمانها و آرزوهای همه مذاهب و فرهنگها و تمدنهای بشری و بخصوص اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر روح و هسته آن بشمار میرود.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸هارپاگ و کوروش هخامنشی
هارپاگ ، خویشاوند و سردار آستیاک که از طرف او مامور کشتن کورش شد. آستیاک شبی در خواب دید که از دخترش «ماندان » چندان آب رفت ، که همدان و تمام آسیا در آن غرق شد. شاه تعبیر آن را از مغها خواست و آنان بقدری شاه را از آینده ترسانیدند، که وی جرات نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد تا اینکه او را به کمبوجیه یکی از نجیب زادگان فارس که مرد آرامی بود داد.
باز در خواب دید که از شکم دخترش تاکی برآمد که شاخ و برگ آن تمام آسیا را پوشاند، تعبیری که مغها از این خواب کردند به مراتب بیش از خواب اول بر وحشتش افزود. بر اثر آن شاه دختر خود را، که حامله بود، مجبور کرد به دیدن وی آید. همینکه «ماندان » به همدان وارد شد، آستیاک او را مانند محبوسی نگاه داشت .
بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از خویشاوندان خود، هارپاگ نام ، داد و هارپاگ را مأمور کشتن طفل کرد. هارپاگ با طفل به خانه آمد و با زن خود این راز را در میان گذاشت . پس از آن یکی از چوپانهای شاهی را که «میترادات » (مهرداد) نام داشت ، فراخواند و طفل را به وی سپرد و گفت : امر اکبر شاه است که این طفل را به کوهی ، در میان جنگلی ، بیفکنی تا طعمه ٔ وحوش گردد. زن چوپان (سپاکو) که تازه زاییده و کودک مرده ای به دنیا آورده بود. شوهر را گفت : ما می توانیم این کودک مرده را به کوه افکنیم و جسدش را به مفتشان هارپاگ نشان دهیم و این طفل زیبا را نزد خویش نگاه داریم .
چوپان را تدبیر زن پسندیده آمد و چنان کرد. سپس نزد هارپاگ رفت و گفت : امر شاه را اجرا کردم ، کس بفرست تا جسدطفل را معاینه کند
میتراداتس ( ناپدری کوروش) پس از آنکه با تهدید استیاگ مواجه شد ، داستان کودکی کوروش و چگونگی زنده ماندن او را آنگونه که می دانست برای استیاگ بازگو کرد و طبعاً در این میان از هارپاگ نیز نام برد. شاه هارپاگ رااحضار کرد و پرسید: «طفل دخترم را، که به تو سپرده بودم ، چگونه کشتی ؟». هارپاک گفت :
چون میخواستم امر تو را اجرا کرده باشم و در ضمن قاتل دخترزاده ات نباشم این بود که طفل را به این چوپان سپردم و تأکید کردم او را بکشد. آستیاک باطناً نسبت به هارپاگ غضبناک شد ولی چنین وانمود کرد که خوشحال است ، سپس مجلس جشنی ترتیب داد و از هارپاگ خواست که پسرش را نزد وی فرستد تا همبازی کوروش شود. هارپاک تنها پسرش را که سیزده سال داشت نزد شاه فرستاد، استیاگ فرمان داد تا پسر هارپاگ را بکشند. آنچه هرودوت در تشریح نحوه ی اجرای این حکم آورده است بسیار سخت و دردناک است:
پسر هارپاگ را به فرمان پادشاه ماد کشتند و در دیگ بزرگی پختند ، آشپزباشی شاه خوراکی از آن درست کرد که در یک مهمانی شاهانه – که البته هارپاگ نیز یکی از مهمانان آن بود – بر سر سفره آوردند ؛ پس صرف غذا و باده خواری مفصل ، استیاگ نظر هارپاگ را در مورد غذا پرسید و هارپاگ نیز پاسخ آورد که در کاخ خود هرگز چنین غذای لذیذ و شاهانه ای نخورده بود ؛ آنگاه استیاگ در مقابل چشمان حیرت زده ی مهمانان خویش فاش ساخت که آن غذای لذیذ گوشت پسر هارپاگ بوده است.
صرف نظر از اینکه آیا آنچه هرودوت برای ما نقل می کند واقعاً رخ داده است یا نه ، استیاگ با قتل پسر هارپاگ یک دشمن سرسخت بر دشمنان خود افزود. هارپاگ به دلیل این بی رحمی پادشاه از وی کینه به دل گرفت و بعدها به کورش کمک کرد تا امپراطوری مادها را از بین ببرد. هرچند هارپاگ همواره می کوشید ظاهر آرام و خاضعانه اش را در مقابل استیاگ حفظ کند ولی در ورای این چهره آرام و فرمانبردار ، آتش انتقامی کینه توزانه را شعله ور نگاه می داشت ؛ به امید روزی که بتواند ستمهای استیاگ را تلافی کند. هارپاگ می دانست که به هیچ وجه در شرایطی نیست که توانایی اقدام بر علیه استیاگ را داشته باشد ، بنابرین ضمن پنهان کردن خشم و نفرتی که از استیاگ داشت تمام تلاشش را برای جلب نظر مثبت وی و تحکیم موقعیت خود در دستگاه ماد به کار گرفت. تا آنکه سرانجام با درگرفتن جنگ میان پارسیان( به رهبری کوروش ) و مادها ( به سرکردگی استیاگ ) فرصت فرونشاندن آتش انتقام فراهم آمد.
هارپاگ در سال ۵۴۷ پیش از میلاد، در زمان فتح لیدیه در سپاه کوروش حضور داشت و بعدها، در حدود سال ۵۴۰ پیش از میلاد، در مطیعکردن شهرهای غربیِ آسیای کوچک نقش داشت. بازماندگان هارپاگ احتمالاً تحت همین نام در آسیای کوچک باقی ماندند در بین سالهای ۴۹۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد، فرمانده نیروهای نظامی هخامنشیان در آسیای میانه، هارپاگ نام داشتهاست. محتمل است که وی نوه هارپاگ مادی باشد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
هارپاگ ، خویشاوند و سردار آستیاک که از طرف او مامور کشتن کورش شد. آستیاک شبی در خواب دید که از دخترش «ماندان » چندان آب رفت ، که همدان و تمام آسیا در آن غرق شد. شاه تعبیر آن را از مغها خواست و آنان بقدری شاه را از آینده ترسانیدند، که وی جرات نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد تا اینکه او را به کمبوجیه یکی از نجیب زادگان فارس که مرد آرامی بود داد.
باز در خواب دید که از شکم دخترش تاکی برآمد که شاخ و برگ آن تمام آسیا را پوشاند، تعبیری که مغها از این خواب کردند به مراتب بیش از خواب اول بر وحشتش افزود. بر اثر آن شاه دختر خود را، که حامله بود، مجبور کرد به دیدن وی آید. همینکه «ماندان » به همدان وارد شد، آستیاک او را مانند محبوسی نگاه داشت .
بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از خویشاوندان خود، هارپاگ نام ، داد و هارپاگ را مأمور کشتن طفل کرد. هارپاگ با طفل به خانه آمد و با زن خود این راز را در میان گذاشت . پس از آن یکی از چوپانهای شاهی را که «میترادات » (مهرداد) نام داشت ، فراخواند و طفل را به وی سپرد و گفت : امر اکبر شاه است که این طفل را به کوهی ، در میان جنگلی ، بیفکنی تا طعمه ٔ وحوش گردد. زن چوپان (سپاکو) که تازه زاییده و کودک مرده ای به دنیا آورده بود. شوهر را گفت : ما می توانیم این کودک مرده را به کوه افکنیم و جسدش را به مفتشان هارپاگ نشان دهیم و این طفل زیبا را نزد خویش نگاه داریم .
چوپان را تدبیر زن پسندیده آمد و چنان کرد. سپس نزد هارپاگ رفت و گفت : امر شاه را اجرا کردم ، کس بفرست تا جسدطفل را معاینه کند
میتراداتس ( ناپدری کوروش) پس از آنکه با تهدید استیاگ مواجه شد ، داستان کودکی کوروش و چگونگی زنده ماندن او را آنگونه که می دانست برای استیاگ بازگو کرد و طبعاً در این میان از هارپاگ نیز نام برد. شاه هارپاگ رااحضار کرد و پرسید: «طفل دخترم را، که به تو سپرده بودم ، چگونه کشتی ؟». هارپاک گفت :
چون میخواستم امر تو را اجرا کرده باشم و در ضمن قاتل دخترزاده ات نباشم این بود که طفل را به این چوپان سپردم و تأکید کردم او را بکشد. آستیاک باطناً نسبت به هارپاگ غضبناک شد ولی چنین وانمود کرد که خوشحال است ، سپس مجلس جشنی ترتیب داد و از هارپاگ خواست که پسرش را نزد وی فرستد تا همبازی کوروش شود. هارپاک تنها پسرش را که سیزده سال داشت نزد شاه فرستاد، استیاگ فرمان داد تا پسر هارپاگ را بکشند. آنچه هرودوت در تشریح نحوه ی اجرای این حکم آورده است بسیار سخت و دردناک است:
پسر هارپاگ را به فرمان پادشاه ماد کشتند و در دیگ بزرگی پختند ، آشپزباشی شاه خوراکی از آن درست کرد که در یک مهمانی شاهانه – که البته هارپاگ نیز یکی از مهمانان آن بود – بر سر سفره آوردند ؛ پس صرف غذا و باده خواری مفصل ، استیاگ نظر هارپاگ را در مورد غذا پرسید و هارپاگ نیز پاسخ آورد که در کاخ خود هرگز چنین غذای لذیذ و شاهانه ای نخورده بود ؛ آنگاه استیاگ در مقابل چشمان حیرت زده ی مهمانان خویش فاش ساخت که آن غذای لذیذ گوشت پسر هارپاگ بوده است.
صرف نظر از اینکه آیا آنچه هرودوت برای ما نقل می کند واقعاً رخ داده است یا نه ، استیاگ با قتل پسر هارپاگ یک دشمن سرسخت بر دشمنان خود افزود. هارپاگ به دلیل این بی رحمی پادشاه از وی کینه به دل گرفت و بعدها به کورش کمک کرد تا امپراطوری مادها را از بین ببرد. هرچند هارپاگ همواره می کوشید ظاهر آرام و خاضعانه اش را در مقابل استیاگ حفظ کند ولی در ورای این چهره آرام و فرمانبردار ، آتش انتقامی کینه توزانه را شعله ور نگاه می داشت ؛ به امید روزی که بتواند ستمهای استیاگ را تلافی کند. هارپاگ می دانست که به هیچ وجه در شرایطی نیست که توانایی اقدام بر علیه استیاگ را داشته باشد ، بنابرین ضمن پنهان کردن خشم و نفرتی که از استیاگ داشت تمام تلاشش را برای جلب نظر مثبت وی و تحکیم موقعیت خود در دستگاه ماد به کار گرفت. تا آنکه سرانجام با درگرفتن جنگ میان پارسیان( به رهبری کوروش ) و مادها ( به سرکردگی استیاگ ) فرصت فرونشاندن آتش انتقام فراهم آمد.
هارپاگ در سال ۵۴۷ پیش از میلاد، در زمان فتح لیدیه در سپاه کوروش حضور داشت و بعدها، در حدود سال ۵۴۰ پیش از میلاد، در مطیعکردن شهرهای غربیِ آسیای کوچک نقش داشت. بازماندگان هارپاگ احتمالاً تحت همین نام در آسیای کوچک باقی ماندند در بین سالهای ۴۹۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد، فرمانده نیروهای نظامی هخامنشیان در آسیای میانه، هارپاگ نام داشتهاست. محتمل است که وی نوه هارپاگ مادی باشد.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
ایکاش این موجودات دوپا بخصوص از ریخت عمامه دار و از کارگزاران کشتار هم میهنان مان به مرگ بهنجار نمی مردند تا در دادگاهی به حساب ننگین شان رسیدگی شود و در اردوگاه های کار و پشت میله های زندان ، زندگی نکبت بارشان به پایان میرسید !
به هر روی آخوند فاسد ممد یزدی از دست اندرکاران کشتار و جور و ستم پیشه گی به ایرانیان امروز به دیار گا شتافت .
به هر روی آخوند فاسد ممد یزدی از دست اندرکاران کشتار و جور و ستم پیشه گی به ایرانیان امروز به دیار گا شتافت .
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸دختران بدخشان #افغانستان در آیین گشایش بازار مشترک در مرز افغانستان و تاجیکستان سرود همبستگی و همگرایی با مام میهن میخوانند .
🔸چامه زیبای این سرود :
سلام ای....
....خراسان زادگان آل سامان
.سلام ای ملت کاووس و کوروش
سلام ای تاجیکان تاجیکستان
شما از ما و ما هم از شماییم
شما و ما ز قوم آریاییم
قسم بر روح پاک زند شیراز
که ما از خون جمشید و یماییم
زبان ما زبان رودکی است ....
زبان ما و قلب ما یکی است
من و تو تاریخ از شهنامه داریم.
که ما دو همزبان و هم تباریم
تو از اهل بدخشانی من از ونج
ز نسل پارسیان سخن سنج
دگر این مرز را بردار از ما
که ما از این جدایی می کشیم رنج
پیوند ناگسستنی ایرانشهریان هماره مانا خواهد ماند .
پیوندی که دشواری ها و پستی های تاریخ نتوانسته و نخواهد توانست که خللی در آن بوجود آورد .
پیوندی ریشه دار به استواری ژرفای یک تاریخ کهن و دیرینه گی ماندگارش
روزی نه دیر و نه دور فرزندان جدا شده از دامان مام میهن دگر بار به گستره ایرانشهر بزرگ باز خواهند گشت .
به ایرانی بودن خویش ببالید .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸چامه زیبای این سرود :
سلام ای....
....خراسان زادگان آل سامان
.سلام ای ملت کاووس و کوروش
سلام ای تاجیکان تاجیکستان
شما از ما و ما هم از شماییم
شما و ما ز قوم آریاییم
قسم بر روح پاک زند شیراز
که ما از خون جمشید و یماییم
زبان ما زبان رودکی است ....
زبان ما و قلب ما یکی است
من و تو تاریخ از شهنامه داریم.
که ما دو همزبان و هم تباریم
تو از اهل بدخشانی من از ونج
ز نسل پارسیان سخن سنج
دگر این مرز را بردار از ما
که ما از این جدایی می کشیم رنج
پیوند ناگسستنی ایرانشهریان هماره مانا خواهد ماند .
پیوندی که دشواری ها و پستی های تاریخ نتوانسته و نخواهد توانست که خللی در آن بوجود آورد .
پیوندی ریشه دار به استواری ژرفای یک تاریخ کهن و دیرینه گی ماندگارش
روزی نه دیر و نه دور فرزندان جدا شده از دامان مام میهن دگر بار به گستره ایرانشهر بزرگ باز خواهند گشت .
به ایرانی بودن خویش ببالید .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
Forwarded from ایران زمین
.
🔴 ایرانشهر نام « کشور ایران » در دوره ساسانی بوده است. استاد تورج دریایی توضیح میدهند 👆👆...
.
در ماههای اخیر واژه « ایرانشهر » بصورت مشکوکی وِرد زبان « محافل ایرانستیز » شده است و بصورت هماهنگ درحال کوبیدن این مفهوم هستند! گویی از جایی دستور گرفتهاند که موضوع روز آنها « کوبش ایرانشهر » باشد!!!
.
ایرانشهر چیز عجیب و غریبی نیست! نام تاریخی ایران در دوره ساسانی بوده است. دو بخش دارد « ایران + شهر » ایران یعنی ایرها، آریاییها، ایرانیها و شهر هم بمعنای محدوده فرمانروایی پادشاه است، همان کشور امروزی!
.
ساسانیان هنگام روی کار آمدن ؛ همه میراث مذهبی، سیاسی، هویتی، تاریخی، زبانی، فرهنگی و جغرافیایی گذشته ایرانیان را گردهم آوردند و مفهومی بنام ایرانشهر ساختند که ریشههای ۱۰۰۰ ساله در فرهنگ ایرانی داشت و به اواخر هزاره دوم پیش.م و دوران زرتشت بازمیگشت
.
هرچند در دوره هخامنشی هم مفاهیم ایران و ایرانی وجود داشتهاند و در کتیبههای داریوش بکار رفتهاند، و در دوره اشکانی نیز ایرانشهر بصورت آریانخشتر کاربرد داشته، اما « ایده ایران » بمعنای واقعی کلمه در دوره ساسانی شکل گرفت ؛ سرآغازی بر « دولت ملت ایرانی » در سده سوم میلادی
.
شکلگیری ایرانشهر ساسانی و متمایز کردن « ایرها » (ایر+ان) از ملل همجوار خود دلایل مختلفی داشته که یکی از آنها خاطره ناگوار تازش اسکندر بر ایران، سقوط حکومت پارسیان و سالها فرمانروایی یونانیها بر ایرانزمین و جنگهای بعدی ایرانیاناشکانی با رومیان بود
.
.
🔴 حال مراکز ایرانستیز که در راس آنها محافل تجزیه طلب قرار دارند، بسیار میکوشند تا « هویت ملی » در اندیشه جوانان ایرانی فروزان نشود، و بخوبی میدانند که دوره ساسانی و ایده ایرانشهر آنها، یکی از پایههای این هویت ملی است
🆔 @iranzamin777
🔴 ایرانشهر نام « کشور ایران » در دوره ساسانی بوده است. استاد تورج دریایی توضیح میدهند 👆👆...
.
در ماههای اخیر واژه « ایرانشهر » بصورت مشکوکی وِرد زبان « محافل ایرانستیز » شده است و بصورت هماهنگ درحال کوبیدن این مفهوم هستند! گویی از جایی دستور گرفتهاند که موضوع روز آنها « کوبش ایرانشهر » باشد!!!
.
ایرانشهر چیز عجیب و غریبی نیست! نام تاریخی ایران در دوره ساسانی بوده است. دو بخش دارد « ایران + شهر » ایران یعنی ایرها، آریاییها، ایرانیها و شهر هم بمعنای محدوده فرمانروایی پادشاه است، همان کشور امروزی!
.
ساسانیان هنگام روی کار آمدن ؛ همه میراث مذهبی، سیاسی، هویتی، تاریخی، زبانی، فرهنگی و جغرافیایی گذشته ایرانیان را گردهم آوردند و مفهومی بنام ایرانشهر ساختند که ریشههای ۱۰۰۰ ساله در فرهنگ ایرانی داشت و به اواخر هزاره دوم پیش.م و دوران زرتشت بازمیگشت
.
هرچند در دوره هخامنشی هم مفاهیم ایران و ایرانی وجود داشتهاند و در کتیبههای داریوش بکار رفتهاند، و در دوره اشکانی نیز ایرانشهر بصورت آریانخشتر کاربرد داشته، اما « ایده ایران » بمعنای واقعی کلمه در دوره ساسانی شکل گرفت ؛ سرآغازی بر « دولت ملت ایرانی » در سده سوم میلادی
.
شکلگیری ایرانشهر ساسانی و متمایز کردن « ایرها » (ایر+ان) از ملل همجوار خود دلایل مختلفی داشته که یکی از آنها خاطره ناگوار تازش اسکندر بر ایران، سقوط حکومت پارسیان و سالها فرمانروایی یونانیها بر ایرانزمین و جنگهای بعدی ایرانیاناشکانی با رومیان بود
.
.
🔴 حال مراکز ایرانستیز که در راس آنها محافل تجزیه طلب قرار دارند، بسیار میکوشند تا « هویت ملی » در اندیشه جوانان ایرانی فروزان نشود، و بخوبی میدانند که دوره ساسانی و ایده ایرانشهر آنها، یکی از پایههای این هویت ملی است
🆔 @iranzamin777
فرزندان پاک بسیاری در درازنای تاریخ کهن ایرانشهر جان گرانمایه شان را در راه میهن فدا کرده اند تا درس آزاده گی و میهن پرستی را به هم میهنان شان بیاموزند ، به مردمانی که خواهان رهایی میهن از چنگال اشغالگران اند .
نام ایران ورجاوند است و همبستگی ایرانگرایان و تلاش برای زنده نگاه داشتن این نام و پیکار برای رهایی اش ، خویشکاری هر میهن پرست ایرانگراست .
جاوید نام #نوید_افکاری هم ، همین راه را برگزید و نام اش جاودانه شد .
بر فروهر پاک فرزندان ایران که امروز تنها جسم شان در میان ما نیست اما یادشان هماره زنده و جاوید است ، هزاران درود میفرستیم .
#راه_نوید_ادامه_دارد
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
نام ایران ورجاوند است و همبستگی ایرانگرایان و تلاش برای زنده نگاه داشتن این نام و پیکار برای رهایی اش ، خویشکاری هر میهن پرست ایرانگراست .
جاوید نام #نوید_افکاری هم ، همین راه را برگزید و نام اش جاودانه شد .
بر فروهر پاک فرزندان ایران که امروز تنها جسم شان در میان ما نیست اما یادشان هماره زنده و جاوید است ، هزاران درود میفرستیم .
#راه_نوید_ادامه_دارد
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
تمدن سومر باستان در بين النهرين وشاخاب پارس و اذربايجان
نخستین وكهن ترين تمدن تاريخ بشرى
سومریان از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق وخوزستان ايران یعنی میانرودان (سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال شاخاب پارس و آذربايجان بودند. سومر یکی از باستانیترین تمدنها و تاریخیترین مناطق جنوب میانرودان در دورهٔ مسسنگی و اوایل دورهٔ مفرغ بود. هر چند نخستین نمونههای خطی کشفشده در این ناحیه قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد را نشان نمیدهند اما مورخان جدید بر این باورند که با توجه به نام شهرها، رودها، شغلها و دیگر مدارک بدست آمده، این منطقه نخستین بار بین سالهای ۵۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد توسط قومی غیرسامی که به زبان سومری سخن میگفتند مسکونی شدهاست.
تمدن سومر در دورهٔ اوروک (هزارهٔ ۴ پیش از میلاد) شکل گرفت و در دورهٔ جمدت نصر و دورهٔ دودمانی اولیه ادامه یافت. در طول هزارهٔ سوم پیش از میلاد نوعی همزیستی نزدیک بین سومریان (که زبانی تکخانواده داشتند) و اکدیهای سامیزبان ایجاد شد که منجر به دوزبانی شدن وسیع در این ناحیه گردید.
دولتشهرهای سومری در دورانهای پیشاتاریخی عبید و اوروک به قدرت رسیدند. تاریخ مکتوب سومر به ۲۷ سده پیش از میلاد باز میگردد اما مدارک تاریخی تا دورهٔ سوم دودمانی در حدود سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد مبهم باقی ماند تا این که سامانهٔ نگارشی مبتنی بر هجابندی ایجاد شد و اکنون باستانشناسان میتوانند این مدارک و کتیبهها را بخوانند. سومر کلاسیک با ظهور امپراتوری اکد در سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد به پایان میرسد. بعد از دورهٔ گوتیها، رنسانس سومری در سدهٔ ۲۱ پیش از میلاد روی داد که با هجوم اموریهای سامینژاد در سدهٔ ۲۰ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان اموری ساکن در دولتشهر ایسن تا سدهٔ ۱۷۰۰ پیش از میلاد باقی ماندند تا این که میانرودان تحت حکومت بابل متحد شد. در نهایت سومریها در جمعیت اکدی (آشوری-بابلی) حل شدند.
دورهٔ عبید را میتوان با سبک متمایز سفالهای منقش و باکیفیتی که در تمام میانرودان و خلیج فارس گسترش یافته بودند شناخت. در همین زمان نخستین اسکان در جنوب میانرودان در اریدو (به خط میخی: نون.کی) انجام گرفت.
این امپراتوری تقریباً توانست تمام دولتشهرهای سومر از قبیل کیش، اوروک، اور و لارسا را به خاک خود پیوست کند و اوما را که رقیب اصلی لاگاش بود باجگذار خود سازد. همچنین قلمرو این امپراتوری بخشهایی از ایلام در طول خلیج فارس را هم شامل میشد.
بعدها دودمان سوم اور تحت فرمان اورنامو و شولگیتوانست تا شمال میانرودان را در اختیار بگیرد. این دودمان آخرین قدرتنمایی سومریان بود که با عنوان رنسانس سومریان شناخته میشود. اما در همین زمان هم این منطقه بیشتر سامی بود تا سومری زیرا شاهان سامیزبان اکدی زیادی در آن به قدرت رسیده بودند و سامیهای مارتو (اموری) زیادی به این منطقه آمده بودند که بعدها شهرهای رقیب نیرومندی نظیر ایسن، لارسا و بابل را ساختند. بابل در نهایت توانست تحت نام امپراتوری بابل تمام مناطق جنوبی میانرودان را تحت سیطرهٔ خود در آورد؛ آشوریان همین موفقیت را در شمال میانرودان به دست آوردند. زبان سومری توانست تا زمانی که استفاده از خط میخی ادامه داشت به صورت یک زبان کشیشی در مدارس بابل و آشور به حیات خود ادامه دهد؛ چیزی شبیه به وضعیت زبان لاتین در قرون وسطای اروپا.
تخمین زده میشود یکی از بزرگترین شهرهای سومر به نام اوروک در دوران اوجِ خود بین ۵۰ تا ۸۰ هزار نفر جمعیت داشته است. با احتساب دیگر شهرهای سومر و جمعیت زیاد کشاورزان میتوان به طور تقریبی به جمعیت بین ۸۰۰ هزار تا ۱٫۵ میلیون نفر برای کل سومر رسید. بر اساس تخمینها جمعیت جهان در آن دوره ۲۷ میلیون نفر بوده است. سومریها مردمانی غیرسامی بودند و به زبانی تکخانواده سخن میگفتند. شماری از زبانشناسان بر این باورند که میتوانند زبانی زیرلایه را تحت زبان سومری تشخیص دهند. نام برخی از شهرهای بزرگ سومری به زبان سومری نیست که نشان از تاثیر ساکنین پیشین دارد. با این حال یافتههای باستانشناسی نشان از تداوم روشن و لاینقطع فرهنگی از زمان دورهٔ عبید (۴۷۰۰-۵۳۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در جنوب میانرودان دارند. مردمان سومری که در این مناطق سکونت گزیدند در مزارعی به کشت پرداختند که توسط رسوبات رودهای دجله و فرات بارور گشته بودند.
برخی از باستانشناسان احتمال میدهند سومریزبانها کشاورزانی بوده باشند که پس از تکامل آبیاری به جنوب آمدهاند (توجه کنید که پژوهشگران هیچ اجماعی در مورد خاستگاه اصلی سومریان ندارند).
نخستین وكهن ترين تمدن تاريخ بشرى
سومریان از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق وخوزستان ايران یعنی میانرودان (سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال شاخاب پارس و آذربايجان بودند. سومر یکی از باستانیترین تمدنها و تاریخیترین مناطق جنوب میانرودان در دورهٔ مسسنگی و اوایل دورهٔ مفرغ بود. هر چند نخستین نمونههای خطی کشفشده در این ناحیه قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد را نشان نمیدهند اما مورخان جدید بر این باورند که با توجه به نام شهرها، رودها، شغلها و دیگر مدارک بدست آمده، این منطقه نخستین بار بین سالهای ۵۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد توسط قومی غیرسامی که به زبان سومری سخن میگفتند مسکونی شدهاست.
تمدن سومر در دورهٔ اوروک (هزارهٔ ۴ پیش از میلاد) شکل گرفت و در دورهٔ جمدت نصر و دورهٔ دودمانی اولیه ادامه یافت. در طول هزارهٔ سوم پیش از میلاد نوعی همزیستی نزدیک بین سومریان (که زبانی تکخانواده داشتند) و اکدیهای سامیزبان ایجاد شد که منجر به دوزبانی شدن وسیع در این ناحیه گردید.
دولتشهرهای سومری در دورانهای پیشاتاریخی عبید و اوروک به قدرت رسیدند. تاریخ مکتوب سومر به ۲۷ سده پیش از میلاد باز میگردد اما مدارک تاریخی تا دورهٔ سوم دودمانی در حدود سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد مبهم باقی ماند تا این که سامانهٔ نگارشی مبتنی بر هجابندی ایجاد شد و اکنون باستانشناسان میتوانند این مدارک و کتیبهها را بخوانند. سومر کلاسیک با ظهور امپراتوری اکد در سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد به پایان میرسد. بعد از دورهٔ گوتیها، رنسانس سومری در سدهٔ ۲۱ پیش از میلاد روی داد که با هجوم اموریهای سامینژاد در سدهٔ ۲۰ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان اموری ساکن در دولتشهر ایسن تا سدهٔ ۱۷۰۰ پیش از میلاد باقی ماندند تا این که میانرودان تحت حکومت بابل متحد شد. در نهایت سومریها در جمعیت اکدی (آشوری-بابلی) حل شدند.
دورهٔ عبید را میتوان با سبک متمایز سفالهای منقش و باکیفیتی که در تمام میانرودان و خلیج فارس گسترش یافته بودند شناخت. در همین زمان نخستین اسکان در جنوب میانرودان در اریدو (به خط میخی: نون.کی) انجام گرفت.
این امپراتوری تقریباً توانست تمام دولتشهرهای سومر از قبیل کیش، اوروک، اور و لارسا را به خاک خود پیوست کند و اوما را که رقیب اصلی لاگاش بود باجگذار خود سازد. همچنین قلمرو این امپراتوری بخشهایی از ایلام در طول خلیج فارس را هم شامل میشد.
بعدها دودمان سوم اور تحت فرمان اورنامو و شولگیتوانست تا شمال میانرودان را در اختیار بگیرد. این دودمان آخرین قدرتنمایی سومریان بود که با عنوان رنسانس سومریان شناخته میشود. اما در همین زمان هم این منطقه بیشتر سامی بود تا سومری زیرا شاهان سامیزبان اکدی زیادی در آن به قدرت رسیده بودند و سامیهای مارتو (اموری) زیادی به این منطقه آمده بودند که بعدها شهرهای رقیب نیرومندی نظیر ایسن، لارسا و بابل را ساختند. بابل در نهایت توانست تحت نام امپراتوری بابل تمام مناطق جنوبی میانرودان را تحت سیطرهٔ خود در آورد؛ آشوریان همین موفقیت را در شمال میانرودان به دست آوردند. زبان سومری توانست تا زمانی که استفاده از خط میخی ادامه داشت به صورت یک زبان کشیشی در مدارس بابل و آشور به حیات خود ادامه دهد؛ چیزی شبیه به وضعیت زبان لاتین در قرون وسطای اروپا.
تخمین زده میشود یکی از بزرگترین شهرهای سومر به نام اوروک در دوران اوجِ خود بین ۵۰ تا ۸۰ هزار نفر جمعیت داشته است. با احتساب دیگر شهرهای سومر و جمعیت زیاد کشاورزان میتوان به طور تقریبی به جمعیت بین ۸۰۰ هزار تا ۱٫۵ میلیون نفر برای کل سومر رسید. بر اساس تخمینها جمعیت جهان در آن دوره ۲۷ میلیون نفر بوده است. سومریها مردمانی غیرسامی بودند و به زبانی تکخانواده سخن میگفتند. شماری از زبانشناسان بر این باورند که میتوانند زبانی زیرلایه را تحت زبان سومری تشخیص دهند. نام برخی از شهرهای بزرگ سومری به زبان سومری نیست که نشان از تاثیر ساکنین پیشین دارد. با این حال یافتههای باستانشناسی نشان از تداوم روشن و لاینقطع فرهنگی از زمان دورهٔ عبید (۴۷۰۰-۵۳۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در جنوب میانرودان دارند. مردمان سومری که در این مناطق سکونت گزیدند در مزارعی به کشت پرداختند که توسط رسوبات رودهای دجله و فرات بارور گشته بودند.
برخی از باستانشناسان احتمال میدهند سومریزبانها کشاورزانی بوده باشند که پس از تکامل آبیاری به جنوب آمدهاند (توجه کنید که پژوهشگران هیچ اجماعی در مورد خاستگاه اصلی سومریان ندارند).
سفالگری دورهٔ عبید در جنوب میانرودان توسط سفالهای چوگامامی به سفالگری فرهنگ سامرا (حدوداً ۴۹۰۰-۵۷۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در شمال که برای اولین بار توانست ابتداییترین شکل آبیاری کنار رود دجله و انشعابات آن را تجربه کند مرتبط میشود. این ارتباط را میتوان به روشنی در تل اوایلی نزدیک لارسا که در دههٔ ۱۹۸۰ توسط فرانسویها مورد کاوش قرار گرفت مشاهده کرد. در پی کاوشها در هشت لایه سفالهای دورهٔ پیش از عبید به دست آمد که شبیه به سفالهای فرهنگ سامرا بودند. بر اساس این دیدگاه، دلیل مهاجرت مردمان کشاورز به سمت جنوب دستیابی به نوعی ساختار اجتماعی معبدمحور برای بسیج نیروی کار و فناوری به منظور کنترل آب بود که به آنها توانایی میداد در شرایط سخت زنده بمانند و پیشرفت کنند.
مهمترین یافتههای باستانشناسی در سومر تعداد زیادی لوح به خط میخی است. هر چند سامانهٔ نگارشیِ سومریان کهنترین نمونهٔ موجود روی زمین نیست اما خط ابداعی آنها باعث موفقیت بزرگی در توسعهٔ تواناییهای بشر شد. این سامانهٔ نگارشی نه تنها در ایجاد و ثبت اسناد تاریخی نقش بزرگی بر عهده داشت بلکه باعث شد آثار ادبی به شکل اشعار حماسی و داستانها و همچنین آثار دیگری نظیر نیایشها و قوانین ثبت و ضبط گردند. هر چند در ابتدا برای نگارش از تصویرنگاشتها استفاده میشد اما بعدها از نمادهای متنوع برای نشان دادن هجاها استفاده کردند. سومریان از نیهای سهگوش برای نوشتن روی سفالهای نمدار استفاده میکردند. تا کنون صدها هزار قطعه متن به زبان سومری به دست آمده که شامل نامههای شخصی یا بازرگانی، رسید معاملات، فهرست واژگان، متن قوانین، سرودهای مذهبی، نیایشها، داستانها، وقایع روزانه و حتی کتابخانههایی مملو از لوحهای رسی بوده است. نمونههای زیادی از متون و کتیبههای تاریخی که روی مجسمهها یا آجر نوشته شدهاند نیز کشف شده. متون زیادی در چند نسخه به دست آمدهاند که دلیلی جز بازنویسی توسط رونویسان تحت آموزش ندارد. زبان سومری حتی پس از آمدن اقوام سامیزبان، مدت زیادی زبان دین و قانون در خاور میانه به شمار میرفت.
نخستين تمدن هاى بشرى از سرزمين هاى ايران برخاست در اينكه تمدن سومرى يك تمدن ايرانى است يا خير بحث هاى زيادى وجود دارد ولى بلا شك اين تمدن تاثير زيادى بر تاريخ وتمدن بشرى گذاشته است .
در كاوش هاى باستان شناسى وكتيبه هاى باستانى به دست امده از تمدن سومر باستان نشان فروهر يافت شده است واز اين روى ميتوان گفت كه تمدن سومر باستان يك تمدن ايرانى به حساب ميايد .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
مهمترین یافتههای باستانشناسی در سومر تعداد زیادی لوح به خط میخی است. هر چند سامانهٔ نگارشیِ سومریان کهنترین نمونهٔ موجود روی زمین نیست اما خط ابداعی آنها باعث موفقیت بزرگی در توسعهٔ تواناییهای بشر شد. این سامانهٔ نگارشی نه تنها در ایجاد و ثبت اسناد تاریخی نقش بزرگی بر عهده داشت بلکه باعث شد آثار ادبی به شکل اشعار حماسی و داستانها و همچنین آثار دیگری نظیر نیایشها و قوانین ثبت و ضبط گردند. هر چند در ابتدا برای نگارش از تصویرنگاشتها استفاده میشد اما بعدها از نمادهای متنوع برای نشان دادن هجاها استفاده کردند. سومریان از نیهای سهگوش برای نوشتن روی سفالهای نمدار استفاده میکردند. تا کنون صدها هزار قطعه متن به زبان سومری به دست آمده که شامل نامههای شخصی یا بازرگانی، رسید معاملات، فهرست واژگان، متن قوانین، سرودهای مذهبی، نیایشها، داستانها، وقایع روزانه و حتی کتابخانههایی مملو از لوحهای رسی بوده است. نمونههای زیادی از متون و کتیبههای تاریخی که روی مجسمهها یا آجر نوشته شدهاند نیز کشف شده. متون زیادی در چند نسخه به دست آمدهاند که دلیلی جز بازنویسی توسط رونویسان تحت آموزش ندارد. زبان سومری حتی پس از آمدن اقوام سامیزبان، مدت زیادی زبان دین و قانون در خاور میانه به شمار میرفت.
نخستين تمدن هاى بشرى از سرزمين هاى ايران برخاست در اينكه تمدن سومرى يك تمدن ايرانى است يا خير بحث هاى زيادى وجود دارد ولى بلا شك اين تمدن تاثير زيادى بر تاريخ وتمدن بشرى گذاشته است .
در كاوش هاى باستان شناسى وكتيبه هاى باستانى به دست امده از تمدن سومر باستان نشان فروهر يافت شده است واز اين روى ميتوان گفت كه تمدن سومر باستان يك تمدن ايرانى به حساب ميايد .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
رژیم اسلامی اهریمنی یک روز آتش به جان جنگل های کهن چندین هزار ساله می اندازد و روز دگر سیل را به جان یادگارهای کهن تاریخی نیاکان مان !
رژیمی براستی انیرانی که از همان روزهای نخست بارها و بارها نشان دادن که هیچگونه پیوندی با ایران و میراث کهن آن پهنه ورجاوند نداشته و ندارد .
میلیاردها تومان از دارایی های کشور را هزینه سازمان های دینی واپسگرایش در هر زمینه و ریختی میکند اما دریغ از کوچکترین روی آوری و به کارگیری زمان و هزینه برای سر و سامان دهی به دارایی های تاریخی مان !!
دارایی هایی که کشورهای امروز در دنیا آرزویش را میکنند ...
کاخ اردشیر پاپکان بنیانگذار دودمان ساسانی ، ایرانگرا ترین و مقتدر ترین دودمان تاریخ ایرانشهر ، امروز بدلیل جاری شدن سیل دستخوش یک ناگواری بدون جبران است .
هم میهنان میهن پرست میبایست از این یادگار ورجاوند نگاهداری و پدافند کنند تا آسیبی به آن وارد نیاید .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
رژیمی براستی انیرانی که از همان روزهای نخست بارها و بارها نشان دادن که هیچگونه پیوندی با ایران و میراث کهن آن پهنه ورجاوند نداشته و ندارد .
میلیاردها تومان از دارایی های کشور را هزینه سازمان های دینی واپسگرایش در هر زمینه و ریختی میکند اما دریغ از کوچکترین روی آوری و به کارگیری زمان و هزینه برای سر و سامان دهی به دارایی های تاریخی مان !!
دارایی هایی که کشورهای امروز در دنیا آرزویش را میکنند ...
کاخ اردشیر پاپکان بنیانگذار دودمان ساسانی ، ایرانگرا ترین و مقتدر ترین دودمان تاریخ ایرانشهر ، امروز بدلیل جاری شدن سیل دستخوش یک ناگواری بدون جبران است .
هم میهنان میهن پرست میبایست از این یادگار ورجاوند نگاهداری و پدافند کنند تا آسیبی به آن وارد نیاید .
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
🔸تنسر بزرگ
تنسر یا توسر روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و حامیان اردشیر بابکان بودهاست. ظاهراً تنسر از اشرافزادگان اشکانی بود اما به عقاید نوافلاطونی و دیانت روی آورد.
نام تنسر در منابع مختلف به اشکال گوناگون مانند، لوسر، دوسر و غیره آمده است. تنسر پس از ظهور اردشیر بابکان به او پیوست و سمت هیربدان هیربد که بالاترین مقام در میان هیربدان بود، را داشت.
نامه تنسر رساله کوچکی است که آن را ابن مقفع( روزبه پسر دادویه) از زبان پهلوی به عربی ترجمه کردهاست. اکنون اصل پهلوی و ترجمه عربی آن در دست نیست.
در آغاز تأسیس سلسله ساسانی برخی از رؤسای ملوکالطوایف یا به عبارت دیگر شاهان کوچکی که حق استفاده از تاج را داشتند، نسبت به سیاستهای اردشیر تردیدها و بدبینیهایی پیدا کردند. از جمله این شاهان محلی جُشْنَسْف یا گُشْنَسپْ پادشاه طبرستان بود که طی نامهای پرسشها و اعتراضات خود را عنوان کرد و پاسخ تنسر به آن نامه موجب پدید آمدن نوشتهای شد به نام نامه تنسر.
قدیمترین کتابی که ذکر تنسر در آن آمده، کتاب پهلوی دینکرد است که از تألیفات قرن سوم هجری است. دینکرد او را به عنوان هیرپذان هیرپذ میخواند. ابن اسفندیار این متن را به فارسى ترجمه کرد و آن را در تاریخ طبرستان خود قرار دارد و بدین سان این اثر گرانبهای ادبیات پهلوی را از گزند روزگار حفظ کرد.
بعضی از دانشمندان بین تنسر و کرتیر شباهتهایی یافته و به این نتیجه رسیدهاند که کرتیر لقبی برای تنسر بودهاست.
اما این نظر کاملاً رد شدهاست زیرا کرتیر و تنسر هر دو نام خاصند نه عنوان. به علاوه اینکه تنسر در زمان اردشیر یکم میزیسته اما فعالیت کرتیر از دوران شاپور یکم شروع شدهاست. تنسر نقش اجرایی چندانی در سیاست دینی اوائل دوران ساسانی نداشتهاست و بیشتر فرضیه پرداز و مدون آثار مذهبی بودهاست تا سیاستمدار دینی در حالی که کرتیر برعکس مجری سخت گیر سیاستهای دینی بوده و توجه و علاقه بیش از حد او به سیاست نام او را از نوشتههای دینی زدوده است.
نامه تنسر یکى از مهمترین اسنادی است که در باره تشکیلات زمان ساسانیان نوشته شده است .گشنسب به بعضی از اقدامات اردشیر به دیده انتقاد مینگریسته و در نامهای به تنسر از او خواستهاست که دلیل چنین اقداماتی برای او بیان گردد. تنسر درباره خویش چنین مینویسد: پنجاه سال است تا نفس اماره خویش را برین داشتم، به ریاضتها که از لذت نکاح و مباشرت و اکتساب اموال و معاشرت امتناع نمودهام.
در مورد اینکه تنسر یک شخصیت تاریخی بوده یا افسانهای بین پژوهشگران اختلاف وجود دارد.
به گمان برخی تنسر یا توسر روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و پشتیبانان اردشیر بابکان بودهاست. تنسر پس از برخاستن اردشیر بابکان به او پیوست و سمت هیربدان هیربد که بالاترین مقام در میان هیربدان بود، را داشت.
تنسر شخصیتی است که سیصد سال پس از روزگاری که به زندگی و فعالیت او نسبت دادهاند، از وی سخن راندهاند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
تنسر یا توسر روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و حامیان اردشیر بابکان بودهاست. ظاهراً تنسر از اشرافزادگان اشکانی بود اما به عقاید نوافلاطونی و دیانت روی آورد.
نام تنسر در منابع مختلف به اشکال گوناگون مانند، لوسر، دوسر و غیره آمده است. تنسر پس از ظهور اردشیر بابکان به او پیوست و سمت هیربدان هیربد که بالاترین مقام در میان هیربدان بود، را داشت.
نامه تنسر رساله کوچکی است که آن را ابن مقفع( روزبه پسر دادویه) از زبان پهلوی به عربی ترجمه کردهاست. اکنون اصل پهلوی و ترجمه عربی آن در دست نیست.
در آغاز تأسیس سلسله ساسانی برخی از رؤسای ملوکالطوایف یا به عبارت دیگر شاهان کوچکی که حق استفاده از تاج را داشتند، نسبت به سیاستهای اردشیر تردیدها و بدبینیهایی پیدا کردند. از جمله این شاهان محلی جُشْنَسْف یا گُشْنَسپْ پادشاه طبرستان بود که طی نامهای پرسشها و اعتراضات خود را عنوان کرد و پاسخ تنسر به آن نامه موجب پدید آمدن نوشتهای شد به نام نامه تنسر.
قدیمترین کتابی که ذکر تنسر در آن آمده، کتاب پهلوی دینکرد است که از تألیفات قرن سوم هجری است. دینکرد او را به عنوان هیرپذان هیرپذ میخواند. ابن اسفندیار این متن را به فارسى ترجمه کرد و آن را در تاریخ طبرستان خود قرار دارد و بدین سان این اثر گرانبهای ادبیات پهلوی را از گزند روزگار حفظ کرد.
بعضی از دانشمندان بین تنسر و کرتیر شباهتهایی یافته و به این نتیجه رسیدهاند که کرتیر لقبی برای تنسر بودهاست.
اما این نظر کاملاً رد شدهاست زیرا کرتیر و تنسر هر دو نام خاصند نه عنوان. به علاوه اینکه تنسر در زمان اردشیر یکم میزیسته اما فعالیت کرتیر از دوران شاپور یکم شروع شدهاست. تنسر نقش اجرایی چندانی در سیاست دینی اوائل دوران ساسانی نداشتهاست و بیشتر فرضیه پرداز و مدون آثار مذهبی بودهاست تا سیاستمدار دینی در حالی که کرتیر برعکس مجری سخت گیر سیاستهای دینی بوده و توجه و علاقه بیش از حد او به سیاست نام او را از نوشتههای دینی زدوده است.
نامه تنسر یکى از مهمترین اسنادی است که در باره تشکیلات زمان ساسانیان نوشته شده است .گشنسب به بعضی از اقدامات اردشیر به دیده انتقاد مینگریسته و در نامهای به تنسر از او خواستهاست که دلیل چنین اقداماتی برای او بیان گردد. تنسر درباره خویش چنین مینویسد: پنجاه سال است تا نفس اماره خویش را برین داشتم، به ریاضتها که از لذت نکاح و مباشرت و اکتساب اموال و معاشرت امتناع نمودهام.
در مورد اینکه تنسر یک شخصیت تاریخی بوده یا افسانهای بین پژوهشگران اختلاف وجود دارد.
به گمان برخی تنسر یا توسر روحانی زرتشتی در اواخرِ عصرِ اشکانی و از نزدیکان و پشتیبانان اردشیر بابکان بودهاست. تنسر پس از برخاستن اردشیر بابکان به او پیوست و سمت هیربدان هیربد که بالاترین مقام در میان هیربدان بود، را داشت.
تنسر شخصیتی است که سیصد سال پس از روزگاری که به زندگی و فعالیت او نسبت دادهاند، از وی سخن راندهاند.
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔸 ایرانیان از نخستین آفرینندگان دبیره (خط)
فرانسوا دوسه باستان شناس نامدار فرانسوی می گوید: خط ایلامی افقی اولین بار در سال ۱۹۰۱ در بازماندههای شوش در ایران کشف شد اما به مدت ۱۲۰ سال ناشناخته ماند و تا پیش از او هیچکس کلید رمز این خط ۴۴۰۰ ساله را نیافته بود.
تاکنون تصور میشد که قدیمی ترین نمونههای شناخته شده خط به عصر بُرنز، یعنی به ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در بین النهرین (عراق کنونی) تعلق داشتهاند. اما رمزگشایی خط ایلامی افقی نشان میدهد که قدیمی ترین نمونۀ آن به ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح یعنی همزمان با خط میخی در بین النهرین متعلق بوده است. "
امروز میتوانیم بگویم که خط ابتدا در بین النهرین کشف نشد که از آنجا به ایران آمده باشد. خط میخی در بین النهرین و خط ایلامی ایرانی معاصر یکدیگر بودهاند. بنابراین، خط میخی در بین النهرین خط مادر نبوده که خط ایلامی فرزند آن بوده باشد. هر دو خط همزمان متولد شدند. "
باستان شناس فرانسوی نخستین مرحله از کشفیات خود را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد. نتیجۀ کامل کشفیات او در سال ۲۰۲۱ منتشر خواهد شد. متنی که فرانسوا دوسه رمزگشایی کرده کنده کاریی است روی دو گلدان نقرهای نیایشگاه های باستانی ایرانی که در سالهای ۱۹۶۰ در مرودشت کشف شده است .
ریزگان بیشتر در تارنمای این خبر
https://bit.ly/39XJdJz
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
فرانسوا دوسه باستان شناس نامدار فرانسوی می گوید: خط ایلامی افقی اولین بار در سال ۱۹۰۱ در بازماندههای شوش در ایران کشف شد اما به مدت ۱۲۰ سال ناشناخته ماند و تا پیش از او هیچکس کلید رمز این خط ۴۴۰۰ ساله را نیافته بود.
تاکنون تصور میشد که قدیمی ترین نمونههای شناخته شده خط به عصر بُرنز، یعنی به ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در بین النهرین (عراق کنونی) تعلق داشتهاند. اما رمزگشایی خط ایلامی افقی نشان میدهد که قدیمی ترین نمونۀ آن به ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح یعنی همزمان با خط میخی در بین النهرین متعلق بوده است. "
امروز میتوانیم بگویم که خط ابتدا در بین النهرین کشف نشد که از آنجا به ایران آمده باشد. خط میخی در بین النهرین و خط ایلامی ایرانی معاصر یکدیگر بودهاند. بنابراین، خط میخی در بین النهرین خط مادر نبوده که خط ایلامی فرزند آن بوده باشد. هر دو خط همزمان متولد شدند. "
باستان شناس فرانسوی نخستین مرحله از کشفیات خود را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرد. نتیجۀ کامل کشفیات او در سال ۲۰۲۱ منتشر خواهد شد. متنی که فرانسوا دوسه رمزگشایی کرده کنده کاریی است روی دو گلدان نقرهای نیایشگاه های باستانی ایرانی که در سالهای ۱۹۶۰ در مرودشت کشف شده است .
ریزگان بیشتر در تارنمای این خبر
https://bit.ly/39XJdJz
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
🔥
💎
ار.اف.ای - RFI
برای اولین بار یک باستان شناس فرانسوی ایران را از اولین مخترعان خط معرفی کرد
باستان شناس فرانسوی، فرانسوا دوسه François Dosset، با رمزگشایی نخستین خط عیلامی که قدمتی بیش از چهار هزار سال دارد، ایرانیان را نخستین مخترعان خط در کنار تمدن بین النهرین اعلام کرد.