Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کنشگری مبارزاتی ایرانگرایان در درون مرز
" جاویدشاه " همان " جاوید ایران " است .
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
" جاویدشاه " همان " جاوید ایران " است .
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
🔹شاهنامه،
«فرهنگ گفتاری(شفاهی)؛ نگاهبان یادگارهای کهن»
هنگام خواندن شاهنامه، بارها به این باور می رسیم که سخن سنجی آموزگار توس، به راستی شگفت آور است.
او خردمندی هوشیار است که برای ساختن هر بنای تازه داستانی، زمینه گفتار را با ژرف بینی و هدفمندی پایه ریزی می کند.
در سرآغاز بخش داستانی شاهنامه و فراز بلند استوره های ایران زمین می خوانیم که دهقان آزاده ما، با یادآوری یک فرهنگ دیرپای تاریخی سخن خویش را می گشاید؛
«فرهنگ گفتاری(شفاهی) مردمی»
او در آغاز داستان پادشاهی کیومرس که نخستین شاه ایرانی در انگاره های باستانی نیاکان ما است،
چنین می سراید؛
سخنگوی دهقان چه گوید نخست
که تاج بزرگی به گیتی، که جست
که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد
ندارد کس آن روزگاران به یاد
مگر کز پدر، یاد دارد پسر
بگوید تو را یک به یک، در بدر
که نام بزرگی، که آورد پیش
که را بود از برتران، پایه بیش
اینجا سخن از فراموشی تاریخی مردم است.
مردمی که وادار به خاموشی و فراموشی شده اند.
سرزمینی که همه بن مایه های تاریخی، دستاوردهای تمدنی و ارزشهای فرهنگی مردمانش، در آتش رشک و کینه های دیرین بیابانگردان گرسنه چشم و تعصب نژادی و خشک مغزی دینی بیگانگان، سوخته است.
دستاورد کوشش نسلها ایرانی هوشمند برای آبادانی کشور و پیشرفت جهان، آنرنگهای زیبایی زندگی، روشنایی شبهای جشن و شادمانی، نواهای خوش فرهنگ و هنر، فر و شکوه پادشاهی های کهن، فرازمندی تمدنی درخشان که دیگر نیست و همه یادمانهای بی مانندش، زیر سم تاراج و ویرانی یورشگران صحرایی لگدکوب شده است.
دورانی که با نسکهای آیینی و کتابهای تاریخی ایرانیان، تنور گرمابه های هزار و یک شب خلیفه های بغداد را گرم می کنند و بر گورستان فرهنگ و تمدن مردمی که نخستین پایه گذاران شهرنشینی و امپراتوری در جهان بوده اند، مناره ها و کنگره ها را برمی افرازند.
و فردوسی با ما از چنین سرگذشتی می گوید؛
«ندارد کس آن روزگاران به یاد»
ولی هنوز امیدی هست.
از پس غبار فراموشی تاریخ و خاموشی مرگبار یک کشور، هنوز هم چراغی از دور سو سو می زنند.
این فروغ دل مردمی است که گُرده شان از تازیانه بیداد جزیه خواران خونبار است ولی گوهر فرهنگ نیاکان خود را در گنجینه سینه نگاه داشته اند.
نوای پیران خراسان، لالایی مادران سیستان و آواز تنبور زخمی کردستان...
و فردوسی از این امید به ما می گوید؛
«مگر کز پدر یاد دارد پسر»
فرهنگ گفتاری، تاریخ شفاهی، داستانهای کهن که سینه به سینه از پدران و مادران به فرزندان می رسد.
فردوسی این پاسداران فرهنگ ایران زمین را چنین می نامد؛
«سخنگوی دهقان»
دهقان، نژاده است.
پاک نهاد و دلاور است.
فرهیخته و خردمند است.
و در روزگار خاموشی و فراموشی، داستانهای کهن میهنش را به یاد دارد و خاموش نمی ماند.
و هنوز هم پس از یک هزاره،
این پهلوانان گمنام آوردگاه تاریخ، این پاسداران فرهنگ دیرپای ایران زمین و این داستانگویان بی نام ونشان، از سرگشتگی های ایل ایرانی برای ما می گویند.
این گویندگان فرهنگ مردمی، بنایی هستند که ویران نمی گردد، کتابی هستند که سوزانده نمی شود و تاریخی هستند که هرگز مدفون نخواهند شد.
و این همان نیروی شکست ناپذیر پایداری مردم یک کشور در برابر یورش ویرانگر بیگانگان در درازای تاریخ و در همه سرزمینها بوده است.
توانایی بازسازی فرهنگی و بازگشت حافظه تاریخی یک ملت که فردوسی خردمند با هوشمندی بی مانند خود، سرچشمه آنرا بیش از هزار سال پیش از ما یافته بود؛
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
«فرهنگ گفتاری(شفاهی)؛ نگاهبان یادگارهای کهن»
هنگام خواندن شاهنامه، بارها به این باور می رسیم که سخن سنجی آموزگار توس، به راستی شگفت آور است.
او خردمندی هوشیار است که برای ساختن هر بنای تازه داستانی، زمینه گفتار را با ژرف بینی و هدفمندی پایه ریزی می کند.
در سرآغاز بخش داستانی شاهنامه و فراز بلند استوره های ایران زمین می خوانیم که دهقان آزاده ما، با یادآوری یک فرهنگ دیرپای تاریخی سخن خویش را می گشاید؛
«فرهنگ گفتاری(شفاهی) مردمی»
او در آغاز داستان پادشاهی کیومرس که نخستین شاه ایرانی در انگاره های باستانی نیاکان ما است،
چنین می سراید؛
سخنگوی دهقان چه گوید نخست
که تاج بزرگی به گیتی، که جست
که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد
ندارد کس آن روزگاران به یاد
مگر کز پدر، یاد دارد پسر
بگوید تو را یک به یک، در بدر
که نام بزرگی، که آورد پیش
که را بود از برتران، پایه بیش
اینجا سخن از فراموشی تاریخی مردم است.
مردمی که وادار به خاموشی و فراموشی شده اند.
سرزمینی که همه بن مایه های تاریخی، دستاوردهای تمدنی و ارزشهای فرهنگی مردمانش، در آتش رشک و کینه های دیرین بیابانگردان گرسنه چشم و تعصب نژادی و خشک مغزی دینی بیگانگان، سوخته است.
دستاورد کوشش نسلها ایرانی هوشمند برای آبادانی کشور و پیشرفت جهان، آنرنگهای زیبایی زندگی، روشنایی شبهای جشن و شادمانی، نواهای خوش فرهنگ و هنر، فر و شکوه پادشاهی های کهن، فرازمندی تمدنی درخشان که دیگر نیست و همه یادمانهای بی مانندش، زیر سم تاراج و ویرانی یورشگران صحرایی لگدکوب شده است.
دورانی که با نسکهای آیینی و کتابهای تاریخی ایرانیان، تنور گرمابه های هزار و یک شب خلیفه های بغداد را گرم می کنند و بر گورستان فرهنگ و تمدن مردمی که نخستین پایه گذاران شهرنشینی و امپراتوری در جهان بوده اند، مناره ها و کنگره ها را برمی افرازند.
و فردوسی با ما از چنین سرگذشتی می گوید؛
«ندارد کس آن روزگاران به یاد»
ولی هنوز امیدی هست.
از پس غبار فراموشی تاریخ و خاموشی مرگبار یک کشور، هنوز هم چراغی از دور سو سو می زنند.
این فروغ دل مردمی است که گُرده شان از تازیانه بیداد جزیه خواران خونبار است ولی گوهر فرهنگ نیاکان خود را در گنجینه سینه نگاه داشته اند.
نوای پیران خراسان، لالایی مادران سیستان و آواز تنبور زخمی کردستان...
و فردوسی از این امید به ما می گوید؛
«مگر کز پدر یاد دارد پسر»
فرهنگ گفتاری، تاریخ شفاهی، داستانهای کهن که سینه به سینه از پدران و مادران به فرزندان می رسد.
فردوسی این پاسداران فرهنگ ایران زمین را چنین می نامد؛
«سخنگوی دهقان»
دهقان، نژاده است.
پاک نهاد و دلاور است.
فرهیخته و خردمند است.
و در روزگار خاموشی و فراموشی، داستانهای کهن میهنش را به یاد دارد و خاموش نمی ماند.
و هنوز هم پس از یک هزاره،
این پهلوانان گمنام آوردگاه تاریخ، این پاسداران فرهنگ دیرپای ایران زمین و این داستانگویان بی نام ونشان، از سرگشتگی های ایل ایرانی برای ما می گویند.
این گویندگان فرهنگ مردمی، بنایی هستند که ویران نمی گردد، کتابی هستند که سوزانده نمی شود و تاریخی هستند که هرگز مدفون نخواهند شد.
و این همان نیروی شکست ناپذیر پایداری مردم یک کشور در برابر یورش ویرانگر بیگانگان در درازای تاریخ و در همه سرزمینها بوده است.
توانایی بازسازی فرهنگی و بازگشت حافظه تاریخی یک ملت که فردوسی خردمند با هوشمندی بی مانند خود، سرچشمه آنرا بیش از هزار سال پیش از ما یافته بود؛
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
ایران زمین محاصره و گرفتار شده انواع و اقسام کفتاران و شغالان است.تاراج و غارت و دزدی و کشتار و جنایت. بجایی رسیدیم که کلا جان وجودی ایران در خطر است
حال متوجه اتحاد شوم سرخ و سیاه میشوید؟
متوجه وعده وحشت بزرگ میشوید؟
اگر میشوید،بپاخیز!
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
.
حال متوجه اتحاد شوم سرخ و سیاه میشوید؟
متوجه وعده وحشت بزرگ میشوید؟
اگر میشوید،بپاخیز!
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
.
خيام مي گويد:
از دو حال خارج نيست، يا خدا قبلا می داند من چه خواهم كرد و يا نمی داند. اگر نمیداند كه در اين صورت خدا نيست و در صورتی كه می داند چگونه انتظار دارد كه من كاری بر خلاف دانايی او بكنم و با رعايت اين دو نكته چكونه مرا بعد از مرگ مسئوول نموده و كيفر خواهد داد.
- موريس مترلينگ - از کتاب "خدا و هستی"
وجود خالق خداوند يا هر اسم ديگرى دست اويزى براى بشر بوده است تا به امروز نبايد هيچ دين وائينى رد ويا قبول كرد .دين وائين در اين دوران بايد در چهار چوب قانون اساسى باشد و هيچ گونه دخالتى در امور سياست ، مردم ، نداشته باشد .
اشاره به رباعی زیر:
من مِی خورم و هرکه چو من اهل بوَد / مِی خوردن من به نزد حق سهل بوَد
مِی خوردن من حق از ازل میدانست / گر مِی نخورم علم خدا جهل بوَد
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
#پیمان_نوین
از دو حال خارج نيست، يا خدا قبلا می داند من چه خواهم كرد و يا نمی داند. اگر نمیداند كه در اين صورت خدا نيست و در صورتی كه می داند چگونه انتظار دارد كه من كاری بر خلاف دانايی او بكنم و با رعايت اين دو نكته چكونه مرا بعد از مرگ مسئوول نموده و كيفر خواهد داد.
- موريس مترلينگ - از کتاب "خدا و هستی"
وجود خالق خداوند يا هر اسم ديگرى دست اويزى براى بشر بوده است تا به امروز نبايد هيچ دين وائينى رد ويا قبول كرد .دين وائين در اين دوران بايد در چهار چوب قانون اساسى باشد و هيچ گونه دخالتى در امور سياست ، مردم ، نداشته باشد .
اشاره به رباعی زیر:
من مِی خورم و هرکه چو من اهل بوَد / مِی خوردن من به نزد حق سهل بوَد
مِی خوردن من حق از ازل میدانست / گر مِی نخورم علم خدا جهل بوَد
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
#پیمان_نوین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهریار #ایرانزمین #رضا_شاه_دوم ، #پهلوی_سوم ، #رضا_پهلوی در پیامی تاریخی با نام #پیمان_نوین پرسشی را در میان گذاردند که همچنان توسط کسان ( #اپوزیسیون نماها و مدعیان آزادیخواهی و که و که ) بی پاسخ مانده .
" کدام طرف ایستادهاید؟ طرف #جمهوری_اسلامی یا طرف #ایران؟ "
پرسشی کوتاه اما پر از ناگفته از همان بسیارانی که امروز خود را #برانداز و آزادیخواهان میهن می نامند و مدعی پشت یبانی از مردم ستمدیده ایران هستند ، اما تمام و کمال در پیشکار(خدمت) اهریمنان دست به سینه ایستاده اند .
پرسشی که از روز انتشار این پیام #تاریخی تا به امروز نه تنها همچنان بی پاسخ مانده بلکه کسان مدعی با فرافکنی و سفسطه ، تازش بر شهریار ایران را به پاسخی در خور و در عین حال روشن ترجیح داده اند . بسان گذشته
اما هم میهنان
شما نیز به خوبی آگاهید و بیشک تا به اکنون دانسته اید که چه کسانی در سمت سیاهی و تباهی یا همان جمهوری اسلامی ایستاده اند و رسته کشی کرده اند و چه کسانی در سمت میهن مان ایران .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#۷آبان
🔥
💎
" کدام طرف ایستادهاید؟ طرف #جمهوری_اسلامی یا طرف #ایران؟ "
پرسشی کوتاه اما پر از ناگفته از همان بسیارانی که امروز خود را #برانداز و آزادیخواهان میهن می نامند و مدعی پشت یبانی از مردم ستمدیده ایران هستند ، اما تمام و کمال در پیشکار(خدمت) اهریمنان دست به سینه ایستاده اند .
پرسشی که از روز انتشار این پیام #تاریخی تا به امروز نه تنها همچنان بی پاسخ مانده بلکه کسان مدعی با فرافکنی و سفسطه ، تازش بر شهریار ایران را به پاسخی در خور و در عین حال روشن ترجیح داده اند . بسان گذشته
اما هم میهنان
شما نیز به خوبی آگاهید و بیشک تا به اکنون دانسته اید که چه کسانی در سمت سیاهی و تباهی یا همان جمهوری اسلامی ایستاده اند و رسته کشی کرده اند و چه کسانی در سمت میهن مان ایران .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#۷آبان
🔥
💎
🔹 آغاز پادشاهی بهرام گور
1600 سال پیش در 27 آبان سال 979 شاهنشاهی (420 میلادی)، بهرام پسر کوچکتر یزدگرد یکم پادشاه ساسانی، در پی کشته شدن پدر، خود را بهرام پنجم پادشاه ایران خواند.
طبری تاریخنگار نامی ایران (زادهی آمل مازندران) از بهرام پنجم به عنوان شاهی آبادگر نام برده که هرجا که توانسته بود باغ ملی (بوستان عمومی) و ساختمان دولتی پدید آورده بود. کاخ ساسانیان در سروستان (استان فارس) از یادگارهای دوران بهرام پنجم است.
در پی کشته شدن یزدگرد یکم پادشاه ساسانی با لگد اسب در نزدیکی نیشابور در 19 آبان 979 شاهنشاهی، بهرام پسر کوچکتر او خود را بهرام یا ورهرام پنجم پادشاه ایران خواند. شاهپور برادر بزرگ بهرام پیش از این در یک درگیری کشته شده بود و «نرسی» برادر میانی، پادشاهی را نمیپذیرفت.
بزرگان ایران با پادشاه شدن بهرام (معروف به بهرام گور) همرای نبودند. یکی از شوندهای ناسازگاری بزرگان این بود که مادر او سوشندخت بود. بزرگان ایران در دوران پادشاهی 21 ساله یزدگرد نسبت به پیروان ادیان دیگر، بسیار حساس شده بودند زیرا که یزدگرد به مسیحیان در گسترهی ایران آزادی مذهبی و پروانهی بنیادگذاری کلیسا داده بود.
با این گمان، بزرگان ایران شاهزادهای به نام «خسرو» را به عنوان پادشاه اعلام کردند. ولی بهرام که مردی نظامی و دلاور بود و در ارتش هواداران فراوان داشت بر آنان پیروز شد.
بهرام پس از نشستن برتخت پادشاهی، سیاست پدر (دادن آزادی مذهبی) را در پیش نگرفت و به خواست موبدان به آذربایجان رفت و نسبت به آتشکده «آذرگشنسپ» جاگرفته در سرزمین گزن (جزن) ادای احترام کرد.
بهرام که 17 سال و چند ماه پادشاهی کرد، خودمختاری تاریخی ارمنستان (از زمان داریوش بزرگ) را برهم زد و آن را به یک ساتراپی (استان) درآورد. بیشتر ارمنیان از دیرزمان مسیحی شده بودند.
بهرام، رومیان را هم که در تلاش پشتیبانی از مسیحیان در گسترهی ایرانزمین برآمده بودند، در جنگ شکست سخت داد و هپتالها را از مرزهای شمال شرقی ایران بیرون راند.
بهرام در سال 997 شاهنشاهی در جریان شکار «گور» ناپدید شد و ایرانیان نزدیک به دو سال او را زنده میپنداشتند و پادشاه تازه ای برنگزیدند. برخی از مورخان بر این گمان بودند که به باتلاقهای زاینده رود فرو رفته باشد.
فردوسی، فرزانهی توس، دربارهی مرگ بهرام گفته است: بهرام که گور می گرفتی همه عمر ـ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
1600 سال پیش در 27 آبان سال 979 شاهنشاهی (420 میلادی)، بهرام پسر کوچکتر یزدگرد یکم پادشاه ساسانی، در پی کشته شدن پدر، خود را بهرام پنجم پادشاه ایران خواند.
طبری تاریخنگار نامی ایران (زادهی آمل مازندران) از بهرام پنجم به عنوان شاهی آبادگر نام برده که هرجا که توانسته بود باغ ملی (بوستان عمومی) و ساختمان دولتی پدید آورده بود. کاخ ساسانیان در سروستان (استان فارس) از یادگارهای دوران بهرام پنجم است.
در پی کشته شدن یزدگرد یکم پادشاه ساسانی با لگد اسب در نزدیکی نیشابور در 19 آبان 979 شاهنشاهی، بهرام پسر کوچکتر او خود را بهرام یا ورهرام پنجم پادشاه ایران خواند. شاهپور برادر بزرگ بهرام پیش از این در یک درگیری کشته شده بود و «نرسی» برادر میانی، پادشاهی را نمیپذیرفت.
بزرگان ایران با پادشاه شدن بهرام (معروف به بهرام گور) همرای نبودند. یکی از شوندهای ناسازگاری بزرگان این بود که مادر او سوشندخت بود. بزرگان ایران در دوران پادشاهی 21 ساله یزدگرد نسبت به پیروان ادیان دیگر، بسیار حساس شده بودند زیرا که یزدگرد به مسیحیان در گسترهی ایران آزادی مذهبی و پروانهی بنیادگذاری کلیسا داده بود.
با این گمان، بزرگان ایران شاهزادهای به نام «خسرو» را به عنوان پادشاه اعلام کردند. ولی بهرام که مردی نظامی و دلاور بود و در ارتش هواداران فراوان داشت بر آنان پیروز شد.
بهرام پس از نشستن برتخت پادشاهی، سیاست پدر (دادن آزادی مذهبی) را در پیش نگرفت و به خواست موبدان به آذربایجان رفت و نسبت به آتشکده «آذرگشنسپ» جاگرفته در سرزمین گزن (جزن) ادای احترام کرد.
بهرام که 17 سال و چند ماه پادشاهی کرد، خودمختاری تاریخی ارمنستان (از زمان داریوش بزرگ) را برهم زد و آن را به یک ساتراپی (استان) درآورد. بیشتر ارمنیان از دیرزمان مسیحی شده بودند.
بهرام، رومیان را هم که در تلاش پشتیبانی از مسیحیان در گسترهی ایرانزمین برآمده بودند، در جنگ شکست سخت داد و هپتالها را از مرزهای شمال شرقی ایران بیرون راند.
بهرام در سال 997 شاهنشاهی در جریان شکار «گور» ناپدید شد و ایرانیان نزدیک به دو سال او را زنده میپنداشتند و پادشاه تازه ای برنگزیدند. برخی از مورخان بر این گمان بودند که به باتلاقهای زاینده رود فرو رفته باشد.
فردوسی، فرزانهی توس، دربارهی مرگ بهرام گفته است: بهرام که گور می گرفتی همه عمر ـ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۹۸، تصویر حماسی قدبرافراشتن امید و زندگی است در برابر نفرت و مرگ و مرگاندیشی؛ تصویر رویش هزاران هزار پویا، نیکتا، ابراهیم، آمنه، محسن، گلناز، ساسان، شبنم، مهرداد، آزاده، فرزاد و پژمان در گوشه گوشه ایران. #پسرم_را_اینجا_کشتند
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" جاوید شاه "
تنها فریاد رهایی بخش است .
برافراشتن پرچم شیر و خورشید نشان در پاسارگاد - آرامگاه کورش - هفتم آبان ۲۵۷۵هخامنشی شاهنشاهی -۳۷۵۴ یکتایی زرتشتی - اکتبر ۲۰۱۶ ترسایی
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
تنها فریاد رهایی بخش است .
برافراشتن پرچم شیر و خورشید نشان در پاسارگاد - آرامگاه کورش - هفتم آبان ۲۵۷۵هخامنشی شاهنشاهی -۳۷۵۴ یکتایی زرتشتی - اکتبر ۲۰۱۶ ترسایی
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
اولين نمونه كپسول اكسيژن برای زیر آب در جهان
فرتور يكی از لشگريان آشورنصيرپال دوم در ٨٦٠ پيش از ميلاد كه با استفاده از پوست باد كرده حيوانات بعنوان كيسه هوا درحال عبور از رود فرات بوده اند.
کاری که اقوام بختیاری در ایران انجام میداده و هنوز انجام میدهند. این اقدام برای عبور از رودخانه های خروشان میباشد.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
فرتور يكی از لشگريان آشورنصيرپال دوم در ٨٦٠ پيش از ميلاد كه با استفاده از پوست باد كرده حيوانات بعنوان كيسه هوا درحال عبور از رود فرات بوده اند.
کاری که اقوام بختیاری در ایران انجام میداده و هنوز انجام میدهند. این اقدام برای عبور از رودخانه های خروشان میباشد.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۹۸، تصویر حماسی قدبرافراشتن امید و زندگی است در برابر نفرت و مرگ و مرگاندیشی؛ تصویر رویش هزاران هزار پویا، نیکتا، ابراهیم، آمنه، محسن، گلناز، ساسان، شبنم، مهرداد، آزاده، فرزاد و پژمان در گوشه گوشه ایران. #پسرم_را_اینجا_کشتند
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس از خیزش های مردمی در #جمهوری های #فرانسه و #بلاروس و فریاد مردم به بازگشت دگر بار پادشاهی به کشورشان و پس از آن آشوب و نابسامانی و سلاخی #دموکراسی در مهد جمهوری و فدرال خواهان #آمریکا ، حال امروز خیزش مردم در جمهوری فدرالی دگر بنام #آلمان و پاسخ نیروهای پلیس با آبپاش دموکراسی !!
حال سیاستمداران دونمایه در همین کشورها نشسته اند و برای ما نسخه جمهوری موزی و از ریخت فدرالی اش را می پیچند !
یکی هم پیدا نمی شود بگوید اگر سیستم کشور داری جمهوری و آنهم جمهوری تکه و پاره اش خوبست چرا اکنون خودتان زیرش زاییده اید !؟ آنهم سه قلو ....
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
حال سیاستمداران دونمایه در همین کشورها نشسته اند و برای ما نسخه جمهوری موزی و از ریخت فدرالی اش را می پیچند !
یکی هم پیدا نمی شود بگوید اگر سیستم کشور داری جمهوری و آنهم جمهوری تکه و پاره اش خوبست چرا اکنون خودتان زیرش زاییده اید !؟ آنهم سه قلو ....
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
" یک فرمانروای خوب بر پایه ی قانون راستی باید شهریاری کند و رفاه و امنیت مردم را در نظر داشته باشد . "
اشو زرتشت اسپنتمان
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
اشو زرتشت اسپنتمان
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
🔹از چوگان ایرانی تا چوگان جهانی
چوگان از ورزشهای کهن ایرانی است که امروزه به ورزشی جهانی تبدیل شده است. این رشته به دلیل رواج در میان پادشاهان و بزرگان به بازی شاهان معروف است. نام چوگان از نام چوبی که در آن استفاده میشود برگرفته شدهاست. این بازی در ابتدا عنوانی نظامی و جنگی داشت و سوارکاران ایرانی در آن استعداد اسبهای جنگی خود را به نمایش میگذاشتند.
امروزه بیش از ۷۷ کشور مسابقات و برنامههای ویژهٔ چوگان برگزار میکنند. چوگان همچنین از جمله ورزشهایی است که از سال ۱۹۰۰ میلادی تا سال ۱۹۳۹ میلادی به عنوان یک ورزش درمسابقات جهانی المپیک بازی شده و هم اکنون نیز از سوی کمیته بینالمللی المپیک به عنوان یکی از ورزشهای جهانی شناخته شده است اما این ورزش در زادگاه خود ایران چندان مورد اقبال عمومی نیست.
تاریخچه:
این بازی از نزدیک ۶۰۰ قبل از میلاد در ایران شکل گرفت و در زمان هخامنشیان بازی میشده است. چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند، در آن سرزمین رواج یافت. همچنین در دوره ساسانیان بخشی از فرهنگ بازیهای این دوره بوده است.
رودکی نخستین شاعری است که پس از اسلام از چوگان گفتگو میکند و فردوسی نیز فراوان از آن نام میبرد. سعدی، حافظ، ناصرخسرو و مولانا هم به چوگان اشاره کردهاند.
مغولان پس از حمله به ایران و در زمانی که با فرهنگ و هنر ایران آشنا میشوند چوگان بازی را نیز یاد گرفته و در سراسر امپراطوری وسیع خود رواج میدهند. میتوان گفت که گرایش کشورهای شرق آسیا به چوگان به همین دلیل است. از این دوره بهعنوان جدّیترین برهه خروج چوگان از ایران یاد میشود. چوگان در دوره صفویه به شکوفایی رسید.
اسناد تاریخی نشان دادهاند که شاه عباس چوگان باز بوده است و حتی پیش از اینکه بهاصفهان بیاید در قزوین که پایتخت ایران بوده چوگان بازی میکرده است. همچنین میدان نقش جهان اصفهان برای چوگان بازی بنا نهاده شده بود. اروپاییان در زمان صفویان و در زمان استعمار خود در هند، با این بازی آشنا شدند و افسران انگلیسی نیز به طور حرفهای چوگان را در باشگاه کلکته آموخته و با خود با انگلیس بردند. بعدها نیز ورزشهایی از قبیل گلف و هاکی پدید آوردند که دستههای استفاده شده در این بازیها به همان چوب چوگان برمیگردد. در سال ۱۸۶۰ میلادی چوگان در انگلیس متداول میشود. سپس از این کشور بازی به آمریکای جنوبی میرود و به شدت رواج مییابد چنانکه اکنون چوگان در آمریکای جنوبی از همه جای دنیا بیشتر بازی میشود و طرفداران بسیاری نیز دارد.
این ورزش در ایران پس از صفویان کمکم رو به فراموشی رفت. البته در زمان پهلوی، در ارتباط با اروپاییان، چوگان دوباره مورد توجه قرار گرفت، ولی مانند گذشته رواج نیافت. امروزه سعی میشود توجه بیشتری به این ورزش نشان داده شود. همچنین اقداماتی برای تاُسیس زمینهایی سرپوشیده برای زنان انجام شدهاست.
چوگان بازی بیانگیزهای نبوده است و کاملاً یک بازی استراتژیک است که آمادگی سوار و اسب را با هم نیاز داشته است. سوار و اسب در بازی چوگان مشق رزم میکردهاند. اسب وقتی مقابل مانعی قرار میگیرد، فرار میکند اما اسب چوگان به سمت مانع رفته و خود را در شرایطی قرار میدهد که سوار، چوگان بزند. اسبی که خود با شرایط چوگان باز در میدان تطبیق میدهد براحتی در میدان جنگ نیز حضور مییابد.
یک بازی چوگان به ۶ دوره زمانی (چوکه) که هر کدام ۷ دقیقه میباشد تقسیم میشود. البته این استاندارد مربوط به کشور انگلستانمیباشد ولی در آرژانتین و آمریکا این مدت زمانی به هشت قسمت تقسیم شده و بین هر چوکه استراحتی معادل۳ دقیقه و بین دو نیمه ۵ دقیقه در نظر گرفته میشود.
در هر تیم چهار نفر بازی میکنند. نفر اول یک مهاجم است و کار او حمله و نیز کمک به مدافع است. نفر دوم نیز مهاجم است، ولی وظیفه او در دفاع مهمتر است. نفر سوم که معمولاً بهترین بازیکن تیم است، وظیفه دارد تا حرکات دفاعی را به ضد حمله تبدیل کند. نفر چهارم نیز مدافع است و وظیفه دارد توپ را از دروازه دور کند. از آن جایی که چوگان بازیای با روند سریع است، امکان دارد بازی کنان یک تیم در قسمتهای مختلفی از زمین قرار گیرند که مربوط به وظیفه بازیکن دیگر باشد.
در این حالت باید وظایف آن بازیکن را انجام دهند تا به جای خود بازگردند.
هدف این بازی فرستادن توپ در دروازهٔ حریف میباشد. هنگامی که توپ از پشت دروازه خارج میشود، پرتاب توپ به تیم مورد حمله قرار گرفته تعلق میگیرد، مگر این که خود این تیم باعث خارج شدن آن شده باشد. در این صورت به تیم مقابل یک پرتاب آزاد (از ۸۴ متری محل خروج) تعلق میگیرد. پس از هر گل، دو تیم زمین خود را تعویض میکنند و داور توپ را در مرکز زمین قرار میدهد. در صورتی که دو تیم برابر شوند، وقت اضافی به آنها تعلق میگیرد و اولین تیمی که گل بزند برنده اعلام میشود.
چوگان از ورزشهای کهن ایرانی است که امروزه به ورزشی جهانی تبدیل شده است. این رشته به دلیل رواج در میان پادشاهان و بزرگان به بازی شاهان معروف است. نام چوگان از نام چوبی که در آن استفاده میشود برگرفته شدهاست. این بازی در ابتدا عنوانی نظامی و جنگی داشت و سوارکاران ایرانی در آن استعداد اسبهای جنگی خود را به نمایش میگذاشتند.
امروزه بیش از ۷۷ کشور مسابقات و برنامههای ویژهٔ چوگان برگزار میکنند. چوگان همچنین از جمله ورزشهایی است که از سال ۱۹۰۰ میلادی تا سال ۱۹۳۹ میلادی به عنوان یک ورزش درمسابقات جهانی المپیک بازی شده و هم اکنون نیز از سوی کمیته بینالمللی المپیک به عنوان یکی از ورزشهای جهانی شناخته شده است اما این ورزش در زادگاه خود ایران چندان مورد اقبال عمومی نیست.
تاریخچه:
این بازی از نزدیک ۶۰۰ قبل از میلاد در ایران شکل گرفت و در زمان هخامنشیان بازی میشده است. چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند، در آن سرزمین رواج یافت. همچنین در دوره ساسانیان بخشی از فرهنگ بازیهای این دوره بوده است.
رودکی نخستین شاعری است که پس از اسلام از چوگان گفتگو میکند و فردوسی نیز فراوان از آن نام میبرد. سعدی، حافظ، ناصرخسرو و مولانا هم به چوگان اشاره کردهاند.
مغولان پس از حمله به ایران و در زمانی که با فرهنگ و هنر ایران آشنا میشوند چوگان بازی را نیز یاد گرفته و در سراسر امپراطوری وسیع خود رواج میدهند. میتوان گفت که گرایش کشورهای شرق آسیا به چوگان به همین دلیل است. از این دوره بهعنوان جدّیترین برهه خروج چوگان از ایران یاد میشود. چوگان در دوره صفویه به شکوفایی رسید.
اسناد تاریخی نشان دادهاند که شاه عباس چوگان باز بوده است و حتی پیش از اینکه بهاصفهان بیاید در قزوین که پایتخت ایران بوده چوگان بازی میکرده است. همچنین میدان نقش جهان اصفهان برای چوگان بازی بنا نهاده شده بود. اروپاییان در زمان صفویان و در زمان استعمار خود در هند، با این بازی آشنا شدند و افسران انگلیسی نیز به طور حرفهای چوگان را در باشگاه کلکته آموخته و با خود با انگلیس بردند. بعدها نیز ورزشهایی از قبیل گلف و هاکی پدید آوردند که دستههای استفاده شده در این بازیها به همان چوب چوگان برمیگردد. در سال ۱۸۶۰ میلادی چوگان در انگلیس متداول میشود. سپس از این کشور بازی به آمریکای جنوبی میرود و به شدت رواج مییابد چنانکه اکنون چوگان در آمریکای جنوبی از همه جای دنیا بیشتر بازی میشود و طرفداران بسیاری نیز دارد.
این ورزش در ایران پس از صفویان کمکم رو به فراموشی رفت. البته در زمان پهلوی، در ارتباط با اروپاییان، چوگان دوباره مورد توجه قرار گرفت، ولی مانند گذشته رواج نیافت. امروزه سعی میشود توجه بیشتری به این ورزش نشان داده شود. همچنین اقداماتی برای تاُسیس زمینهایی سرپوشیده برای زنان انجام شدهاست.
چوگان بازی بیانگیزهای نبوده است و کاملاً یک بازی استراتژیک است که آمادگی سوار و اسب را با هم نیاز داشته است. سوار و اسب در بازی چوگان مشق رزم میکردهاند. اسب وقتی مقابل مانعی قرار میگیرد، فرار میکند اما اسب چوگان به سمت مانع رفته و خود را در شرایطی قرار میدهد که سوار، چوگان بزند. اسبی که خود با شرایط چوگان باز در میدان تطبیق میدهد براحتی در میدان جنگ نیز حضور مییابد.
یک بازی چوگان به ۶ دوره زمانی (چوکه) که هر کدام ۷ دقیقه میباشد تقسیم میشود. البته این استاندارد مربوط به کشور انگلستانمیباشد ولی در آرژانتین و آمریکا این مدت زمانی به هشت قسمت تقسیم شده و بین هر چوکه استراحتی معادل۳ دقیقه و بین دو نیمه ۵ دقیقه در نظر گرفته میشود.
در هر تیم چهار نفر بازی میکنند. نفر اول یک مهاجم است و کار او حمله و نیز کمک به مدافع است. نفر دوم نیز مهاجم است، ولی وظیفه او در دفاع مهمتر است. نفر سوم که معمولاً بهترین بازیکن تیم است، وظیفه دارد تا حرکات دفاعی را به ضد حمله تبدیل کند. نفر چهارم نیز مدافع است و وظیفه دارد توپ را از دروازه دور کند. از آن جایی که چوگان بازیای با روند سریع است، امکان دارد بازی کنان یک تیم در قسمتهای مختلفی از زمین قرار گیرند که مربوط به وظیفه بازیکن دیگر باشد.
در این حالت باید وظایف آن بازیکن را انجام دهند تا به جای خود بازگردند.
هدف این بازی فرستادن توپ در دروازهٔ حریف میباشد. هنگامی که توپ از پشت دروازه خارج میشود، پرتاب توپ به تیم مورد حمله قرار گرفته تعلق میگیرد، مگر این که خود این تیم باعث خارج شدن آن شده باشد. در این صورت به تیم مقابل یک پرتاب آزاد (از ۸۴ متری محل خروج) تعلق میگیرد. پس از هر گل، دو تیم زمین خود را تعویض میکنند و داور توپ را در مرکز زمین قرار میدهد. در صورتی که دو تیم برابر شوند، وقت اضافی به آنها تعلق میگیرد و اولین تیمی که گل بزند برنده اعلام میشود.
هنگامی که بازیکنی به سمت جهتی که توپ در آن پرتاب شدهاست میتازد، تقدم با اوست در صورتی که (و تنها در این صورت) که توپ در سمت راست او باشد. در این صورت هیچ بازکنی اجازه ندارد راه او را سد کند، مگر آن که در فاصلهٔ معقولی قرار گیرد که هیچ جای خطر نباشد.
در ورزش چوگان معمولاً از اسبهای کوتاه قد استفاده میشود، بدین منظور پونیها از جایگاه ویژهای برخوردارند. در یک بازی معمولاً از یک اسب حداکثر در دو چوکه استفاده میشود، البته باید بین آنها یک چوکه استراحت به اسب داده شود.
جمهوری جعلی آذربایجان در دوازدهم آذر ماه یکهزارو سیصدو نودو دو شمسی چوگان، تنها ورزش کاملاً ایرانی، را به عنوان میراث معنوی خود در هشتمین اجلاس سالیانه یونسکو ثبت کردند. از ایران محمدحسن طالبیان، مدیر دفتر تدوین پروندههای نامزدی ثبت جهانی ایران، یدالله پرمون رئیس مرکز منطقهای میراث معنوی یونسکو در ایران، محمد رضا مجیدی سفیر و نماینده دائم جمهوری منفور اسلامی ایران در یونسکو و مرتضی رضوانفر معاون پژوهشی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای دفاع از پرونده طب سنتی ایران و اعتراض به ثبت چوگان به نام آذربایجان در این اجلاس شرکت کردند اما در نهایت اجلاس به گونهای پیش رفته که نماینده آذربایجان از کشورهای حاضر به واسطه آنکه مخالفتی با ثبت این بازی باستانی و ورزش امروزی به نام آذربایجان نداشتهاند، تشکر کرد.
ننگ بر جمهورى اسلامى كه به اسانى گذاشت ورزش پاك نياكانمان وشاهان بزرگ به نام كشور ديگرى به ثبت برسد .
بیش از سه هزار سال است که در ایران بازی چوگان توسط پادشاهان و بزرگان این سرزمین برگزار میشود، داریوش بزرگ در تخت جمشیدبازی چوگان را برگزار میکرده است و میدان نقش جهان در اصفهان برای برگزاری بازی چوگان در پیشگاه شاهان صفوی طراحی شده است. در آثار شاعران بزرگی همچون فردوسی و رودکی به رواج این بازی در ایران بارها اشاره شده است.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
در ورزش چوگان معمولاً از اسبهای کوتاه قد استفاده میشود، بدین منظور پونیها از جایگاه ویژهای برخوردارند. در یک بازی معمولاً از یک اسب حداکثر در دو چوکه استفاده میشود، البته باید بین آنها یک چوکه استراحت به اسب داده شود.
جمهوری جعلی آذربایجان در دوازدهم آذر ماه یکهزارو سیصدو نودو دو شمسی چوگان، تنها ورزش کاملاً ایرانی، را به عنوان میراث معنوی خود در هشتمین اجلاس سالیانه یونسکو ثبت کردند. از ایران محمدحسن طالبیان، مدیر دفتر تدوین پروندههای نامزدی ثبت جهانی ایران، یدالله پرمون رئیس مرکز منطقهای میراث معنوی یونسکو در ایران، محمد رضا مجیدی سفیر و نماینده دائم جمهوری منفور اسلامی ایران در یونسکو و مرتضی رضوانفر معاون پژوهشی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای دفاع از پرونده طب سنتی ایران و اعتراض به ثبت چوگان به نام آذربایجان در این اجلاس شرکت کردند اما در نهایت اجلاس به گونهای پیش رفته که نماینده آذربایجان از کشورهای حاضر به واسطه آنکه مخالفتی با ثبت این بازی باستانی و ورزش امروزی به نام آذربایجان نداشتهاند، تشکر کرد.
ننگ بر جمهورى اسلامى كه به اسانى گذاشت ورزش پاك نياكانمان وشاهان بزرگ به نام كشور ديگرى به ثبت برسد .
بیش از سه هزار سال است که در ایران بازی چوگان توسط پادشاهان و بزرگان این سرزمین برگزار میشود، داریوش بزرگ در تخت جمشیدبازی چوگان را برگزار میکرده است و میدان نقش جهان در اصفهان برای برگزاری بازی چوگان در پیشگاه شاهان صفوی طراحی شده است. در آثار شاعران بزرگی همچون فردوسی و رودکی به رواج این بازی در ایران بارها اشاره شده است.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
" انگیزه من برای ارائه این #پیمان_نوین، رسیدن به قدرت سیاسی نیست، بلکه تلاش برای برقراری سیستمی است که در آن، قدرت هرگز در انحصار یک فرد یا یک گروه نباشد. تکتک مردم ایران فارغ از جنسیت/قومیت/مذهب، ضمن قبول مسوولیت، در تصمیمگیری برای آینده کشورشان باید به یک اندازه سهیم باشند.
حکومت فردی و ساختار هرمی قدرت در دنیای امروز، پاسخگوی نیازهای یک جامعه پیشرو و پویا نیست. رفاه و پیشرفت در دنیای امروز، در برپایی حکومتی است که بر خرد جمعی، مشارکت عمومی و مسئولیتپذیری شهروندی استوار باشد.
تلاش من برای قرار دادن کشور در یک مسیر صحیح است، نه برای یافتن یک مرهم سریع که راه را برای بازآفرینی استبداد و انحصار قدرت باز بگذارد. گام نخست برای رسیدن به چنین شرایطی، گذار از جمهوری اسلامی است که نماد انحصار و انباشت ثروت و قدرت در دست گروهی اندک است. "
فرازی از پیام #رضا_شاه_دوم در پیمان نوین - آدینه ۱۱ مهر ۲۵۷۹
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
حکومت فردی و ساختار هرمی قدرت در دنیای امروز، پاسخگوی نیازهای یک جامعه پیشرو و پویا نیست. رفاه و پیشرفت در دنیای امروز، در برپایی حکومتی است که بر خرد جمعی، مشارکت عمومی و مسئولیتپذیری شهروندی استوار باشد.
تلاش من برای قرار دادن کشور در یک مسیر صحیح است، نه برای یافتن یک مرهم سریع که راه را برای بازآفرینی استبداد و انحصار قدرت باز بگذارد. گام نخست برای رسیدن به چنین شرایطی، گذار از جمهوری اسلامی است که نماد انحصار و انباشت ثروت و قدرت در دست گروهی اندک است. "
فرازی از پیام #رضا_شاه_دوم در پیمان نوین - آدینه ۱۱ مهر ۲۵۷۹
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔹اعلان جنگ قباد ساسانی در پی پیمانشکنی فرمانروای روم شرقی
1518 سال پیش در چنین روزی، 29 آبان سال 1061 شاهنشاهی (502 میلادی)، دولت ایران در زمان پادشاهی قباد ساسانی، در پی پیمانشکنی روم شرقی (قسطنطنیه) اعلان جنگ داد.
این اعلان جنگ پس از سه گوشزد پیدرپی به دولت روم که این دولت در پایبندی به پیمان صلح سال 1001 شاهنشاهی میان یزدگرد دوم و تئودور کوتاهی کرده است، داده شده بود. در اخطاریههای کتبی سهگانه، دولت روم متهم شده بود که از روی آگاهی و به عمد از اجرای چند بند از پیمان سازش سال 1001 شاهنشاهی بر نیامده و تاکید شده بود که ادامهی کوتاهی رومیها، بیش از آن شکیبایی نمیپذیرد.
در پی فرستادن این اعلان جنگ، یکانهای ارتش ایران چند منطقه از قلمرو رومیان ازجمله شهر تئودوراپولیس را بهدست آورد که آناستازیوس امپراتور تازهی روم درخواست ترک دشمنی کرد.
پیمان صلح سال 1001 شاهنشاهی در پی تجاوز رومیان به گسترهی ایران در قفقاز و شکست آنان در سرزمین «دربند» از ارتش ایران امضاء شده بود. تئودور امپراتور وقت، نامدار به تئودور بزرگ بهانه آورده بود که هدف نیروهای رومی جلوگیری از ورود اقوام یورشگر از آسیای مرکزی بود، نه به چنگ آوردن «دربند» قفقاز وابسته به ایران.
برپایهی قرارداد سال 1001 شاهنشاهی، دولت ایران پذیرفته بود که در ازای دریافت پول (طلا) از دولت قسطنطنیه، بازدارندهی تعرّض مهاجران آسیای مرکزی به قلمرو رومیان شود.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
1518 سال پیش در چنین روزی، 29 آبان سال 1061 شاهنشاهی (502 میلادی)، دولت ایران در زمان پادشاهی قباد ساسانی، در پی پیمانشکنی روم شرقی (قسطنطنیه) اعلان جنگ داد.
این اعلان جنگ پس از سه گوشزد پیدرپی به دولت روم که این دولت در پایبندی به پیمان صلح سال 1001 شاهنشاهی میان یزدگرد دوم و تئودور کوتاهی کرده است، داده شده بود. در اخطاریههای کتبی سهگانه، دولت روم متهم شده بود که از روی آگاهی و به عمد از اجرای چند بند از پیمان سازش سال 1001 شاهنشاهی بر نیامده و تاکید شده بود که ادامهی کوتاهی رومیها، بیش از آن شکیبایی نمیپذیرد.
در پی فرستادن این اعلان جنگ، یکانهای ارتش ایران چند منطقه از قلمرو رومیان ازجمله شهر تئودوراپولیس را بهدست آورد که آناستازیوس امپراتور تازهی روم درخواست ترک دشمنی کرد.
پیمان صلح سال 1001 شاهنشاهی در پی تجاوز رومیان به گسترهی ایران در قفقاز و شکست آنان در سرزمین «دربند» از ارتش ایران امضاء شده بود. تئودور امپراتور وقت، نامدار به تئودور بزرگ بهانه آورده بود که هدف نیروهای رومی جلوگیری از ورود اقوام یورشگر از آسیای مرکزی بود، نه به چنگ آوردن «دربند» قفقاز وابسته به ایران.
برپایهی قرارداد سال 1001 شاهنشاهی، دولت ایران پذیرفته بود که در ازای دریافت پول (طلا) از دولت قسطنطنیه، بازدارندهی تعرّض مهاجران آسیای مرکزی به قلمرو رومیان شود.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ضحاک در #بندرعباس دستور به تخریب سرپناه مادر و فرزندی را می دهد و دخترک فریاد می زند که دیوار خانه مان را خراب نکنید از لشگریان تاریکی اشغالگر عاجزانه خواهش میکند اما آنها نمی شنوند و نمی خواهند که بشنوند و بیرحمانه دخترک را از سر راه بر میدارند تا تنها امید زندگانی شان را جلوی چشمان اش خراب کنند اما دخترک دست از تلاش و ایستاده گی بر نمیدارد و در برابر آن سنگدلان دونمایه می ایستد و ره به جایی نمی برد و مادر به کمک فرزند می آید و متجاوزان را دور میکند اما دگر خانه ای برایشان نمانده !!
براستی به کجا رسیده ایم که اشغالگران اینچنین در روز روشن به هم میهنان ستمدیده مان زور میگویند و ستم می کنند !
#بیتفاوت_نباشیم و سکوت نکنیم
که
سکوت امروز ما ، دیر یا زود گریبان تک به تک ما را خواهد گرفت ..
سرنگون باد جمهوری اشغالگر اسلامی در تمامیت اش
براستی به کجا رسیده ایم که اشغالگران اینچنین در روز روشن به هم میهنان ستمدیده مان زور میگویند و ستم می کنند !
#بیتفاوت_نباشیم و سکوت نکنیم
که
سکوت امروز ما ، دیر یا زود گریبان تک به تک ما را خواهد گرفت ..
سرنگون باد جمهوری اشغالگر اسلامی در تمامیت اش
🔹آشنایی با جشنهای ایرانی
🔥 🍁 زمان برگزاری جشن آذرگان
"جشن آذرگان" از جشنهای ماهانهی ایران باستان است که بر پایهی گاهشمار(تقویم) یزدگردی که پیش از گاهشمار خیامی رواگ(رواج) داشت، در روز نهم آذر و برابر با "آذر روز" برگزار میشد. نهم هر ماه "آذر روز" نام داشت. پس از آن گاهشمار خیامی رواگدار شد که رُشمَندترین(دقیقترین) گاهشمار جهان تا امروز است و ما همچنان برپایهی آن، روزها و سالها را سَر میکنیم.
یکی از دگرسانی(تفاوت)های برجستهی گاهشماری خیامی و یزدگردی این است که در گاهشمار یزدگردی، همهی ماهها سی روز بود و پس از سیام اسپند و پیش از نوروز، پنج روز را "پنجه دزدیده" مینامیدند و بدین گونه سال ۳۶۵ روز میشد. همچنین هر یک از سی روزِ ماه یک نام داشتند که همنام شدن روز و ماه(مانند آذر روز از آذرماه یا آبان روز از آبانماه)، روز جشنی به همان نام در ایران بود.
در سالنامهی(تقویمِ) خیامی، ماههای بهار و تابستان سیویک روز شدند، اسپند ۲۹روز شد، "پنجهدزدیده" برداشته شد و هر چهار سال، یک سال بهیزک(کبیسه) نامیده شد.
این دگرگونی، زمان برگزاری جشنها را دگرگون کرد، هرچند که تا زمان خیام و با دگرگونیها و جنگهای پیاپی، بسیاری از جشنها رنگ باخته بودند.
اکنون زرتشتیان جشنها را بر پایهی همان گاهشمار یزدگردی گرامی میدارند. با نگر به آن، در جشن آذرگان، شش روزی که به بهار و تابستان افزوده شده بهشمار نمیآید و روزهای ماه همچون سالنامه یزدگردی نامگذاری و جشنها برگزار میشوند. با این دیدگاه، آذر روز از آذرماه که برابر با روز نهم آذر بود، به سوم آذر جابجا شده است.
ولی ایرانشناسان باور دارند که با ارجنهادن به دانش ژرف و گستردهی خیام، همچنین برای نگهداشت زنجیره و زمانبندی جشنها، آیینهای ایرانی باید در روزِ برابر با گاهشمار خیامی برگزار شوند. برای نمونه جشن آذرگان در نهم آذر و سپندارمذگان در روز پنجم اسپند برگزار شود.
از سویی امروزه جشنهای ایرانی یکی از بزرگترین کارکردهای باستانی خود را از دست دادهاند و دیگر جایگاهی برای بخشبندی سال ندارند و دیسهای نمادین و فرهنگی یافتهاند.
پاسخی که ایرانشناسان به زرتشتیانِ پیرو گاهشمار یزدگردی میدهند و بسیار درخور نگریستن است، این است که چنانچه جشنها را برپایهی گاهشمار یزدگردی برگزار کنیم، جشنهای بزرگی چون سده و یلدا که با گاهشمار خیامی برگزار میشوند را نیز باید شش روز زودتر برگزار کنیم. هتا(حتی) نوروز هم جابجا میشود. زیرا اکنون ایراندوستان، شماری از جشنها مانند آبانگان و آذرگان را بر پایهی گاهشمار یزدگردی گرامی میدارند و شماری از جشنها همچون سده، یلدا و نوروز را بر پایهی سالنامهی خیامی، که این نادرست است.
اکنون ایرانشناسان بزرگی چون "فریدون جنیدی" برای همبستهکردن آیینها پیشنهاد کردهاند که در آیینهای بزرگی چون سپندارمذگان، مهرگان و... هفته یا روزهای گرامیداشت آیین(از روز یزدگردی تا روز خیامی) نامگذاری شود. برای نمونه هفتهی سپندارمذگان(بزرگداشت زن و زمین) داشته باشیم که شوربختانه این پیشنهاد تاکنون به جایی نرسیده است.
ادبسار، با ارجنهادن به زرتشتیان کشور که در سدههای گذشته بار سپردهی(امانتِ) بخش بزرگی از فرهنگ کهن ایران را به دوش کشیدهاند، دیدگاه ایرانشناسان را دانشیک(علمی)تر یافته و آن را الگوی زمانبندی جشنها میداند.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
🔥 🍁 زمان برگزاری جشن آذرگان
"جشن آذرگان" از جشنهای ماهانهی ایران باستان است که بر پایهی گاهشمار(تقویم) یزدگردی که پیش از گاهشمار خیامی رواگ(رواج) داشت، در روز نهم آذر و برابر با "آذر روز" برگزار میشد. نهم هر ماه "آذر روز" نام داشت. پس از آن گاهشمار خیامی رواگدار شد که رُشمَندترین(دقیقترین) گاهشمار جهان تا امروز است و ما همچنان برپایهی آن، روزها و سالها را سَر میکنیم.
یکی از دگرسانی(تفاوت)های برجستهی گاهشماری خیامی و یزدگردی این است که در گاهشمار یزدگردی، همهی ماهها سی روز بود و پس از سیام اسپند و پیش از نوروز، پنج روز را "پنجه دزدیده" مینامیدند و بدین گونه سال ۳۶۵ روز میشد. همچنین هر یک از سی روزِ ماه یک نام داشتند که همنام شدن روز و ماه(مانند آذر روز از آذرماه یا آبان روز از آبانماه)، روز جشنی به همان نام در ایران بود.
در سالنامهی(تقویمِ) خیامی، ماههای بهار و تابستان سیویک روز شدند، اسپند ۲۹روز شد، "پنجهدزدیده" برداشته شد و هر چهار سال، یک سال بهیزک(کبیسه) نامیده شد.
این دگرگونی، زمان برگزاری جشنها را دگرگون کرد، هرچند که تا زمان خیام و با دگرگونیها و جنگهای پیاپی، بسیاری از جشنها رنگ باخته بودند.
اکنون زرتشتیان جشنها را بر پایهی همان گاهشمار یزدگردی گرامی میدارند. با نگر به آن، در جشن آذرگان، شش روزی که به بهار و تابستان افزوده شده بهشمار نمیآید و روزهای ماه همچون سالنامه یزدگردی نامگذاری و جشنها برگزار میشوند. با این دیدگاه، آذر روز از آذرماه که برابر با روز نهم آذر بود، به سوم آذر جابجا شده است.
ولی ایرانشناسان باور دارند که با ارجنهادن به دانش ژرف و گستردهی خیام، همچنین برای نگهداشت زنجیره و زمانبندی جشنها، آیینهای ایرانی باید در روزِ برابر با گاهشمار خیامی برگزار شوند. برای نمونه جشن آذرگان در نهم آذر و سپندارمذگان در روز پنجم اسپند برگزار شود.
از سویی امروزه جشنهای ایرانی یکی از بزرگترین کارکردهای باستانی خود را از دست دادهاند و دیگر جایگاهی برای بخشبندی سال ندارند و دیسهای نمادین و فرهنگی یافتهاند.
پاسخی که ایرانشناسان به زرتشتیانِ پیرو گاهشمار یزدگردی میدهند و بسیار درخور نگریستن است، این است که چنانچه جشنها را برپایهی گاهشمار یزدگردی برگزار کنیم، جشنهای بزرگی چون سده و یلدا که با گاهشمار خیامی برگزار میشوند را نیز باید شش روز زودتر برگزار کنیم. هتا(حتی) نوروز هم جابجا میشود. زیرا اکنون ایراندوستان، شماری از جشنها مانند آبانگان و آذرگان را بر پایهی گاهشمار یزدگردی گرامی میدارند و شماری از جشنها همچون سده، یلدا و نوروز را بر پایهی سالنامهی خیامی، که این نادرست است.
اکنون ایرانشناسان بزرگی چون "فریدون جنیدی" برای همبستهکردن آیینها پیشنهاد کردهاند که در آیینهای بزرگی چون سپندارمذگان، مهرگان و... هفته یا روزهای گرامیداشت آیین(از روز یزدگردی تا روز خیامی) نامگذاری شود. برای نمونه هفتهی سپندارمذگان(بزرگداشت زن و زمین) داشته باشیم که شوربختانه این پیشنهاد تاکنون به جایی نرسیده است.
ادبسار، با ارجنهادن به زرتشتیان کشور که در سدههای گذشته بار سپردهی(امانتِ) بخش بزرگی از فرهنگ کهن ایران را به دوش کشیدهاند، دیدگاه ایرانشناسان را دانشیک(علمی)تر یافته و آن را الگوی زمانبندی جشنها میداند.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
ImgBB
iranian-renaissance hosted at ImgBB
Image iranian-renaissance hosted in ImgBB
آتش ۱۵۰۰ ساله 🔥
در شهر #یزد آتشی وجود دارد که ۱۵۰۰ سال است خاموش نشده است و همچنان می سوزد .
این آتش " ورهرام " نام دارد که مراد از پیروزی است.
کسی که سرپرست روشن نگاه داشتن آتش است " هیربد " نام دارد، وی روزانه در چند نوبت با افزودن تکه های چوب خشک که مقاوم تر از تکه های دیگر است این آتش را برافروخته و زنده نگاه می دارد .
بازدیدکنندگان می توانند این آتش را از پشت شیشه ببینند،
چرا که نفس های آدمی نباید با آتش پاک تماس پیدا کند حتی نگهبان مخصوص هم با پوشاندن صورت با نقابی به نام " پدام " ، که بر روی دهان و بینی قرار می گیرد به این آتش نزدیک می شوند.
در گاتها سرودهای اشو زرتشت، واژه ی آتش هشت بار بکار برده شده است. در سرودهای گاهان، آتش پدیده ای مینوی و از آن مزداست. او پاداش دهنده به دو گروه راستکاران و دروغکاران است و نگاهبان و کمک دهنده ی اشو زرتشت در برابر پلیدان و دروغکاران.
«در برابر آذر فروزان مزدا، به سخن استوار باید گوش داد.» یسنا۱۹-۳۱
«آذر مزدا که از َاشا نیرومند است به دوستان رامش دهد و بدشمن رنج.» یسنا ۴-۳۴
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
در شهر #یزد آتشی وجود دارد که ۱۵۰۰ سال است خاموش نشده است و همچنان می سوزد .
این آتش " ورهرام " نام دارد که مراد از پیروزی است.
کسی که سرپرست روشن نگاه داشتن آتش است " هیربد " نام دارد، وی روزانه در چند نوبت با افزودن تکه های چوب خشک که مقاوم تر از تکه های دیگر است این آتش را برافروخته و زنده نگاه می دارد .
بازدیدکنندگان می توانند این آتش را از پشت شیشه ببینند،
چرا که نفس های آدمی نباید با آتش پاک تماس پیدا کند حتی نگهبان مخصوص هم با پوشاندن صورت با نقابی به نام " پدام " ، که بر روی دهان و بینی قرار می گیرد به این آتش نزدیک می شوند.
در گاتها سرودهای اشو زرتشت، واژه ی آتش هشت بار بکار برده شده است. در سرودهای گاهان، آتش پدیده ای مینوی و از آن مزداست. او پاداش دهنده به دو گروه راستکاران و دروغکاران است و نگاهبان و کمک دهنده ی اشو زرتشت در برابر پلیدان و دروغکاران.
«در برابر آذر فروزان مزدا، به سخن استوار باید گوش داد.» یسنا۱۹-۳۱
«آذر مزدا که از َاشا نیرومند است به دوستان رامش دهد و بدشمن رنج.» یسنا ۴-۳۴
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین