🔹سالگشت در گذشت «جامی» ـ نگاهي کوتاه به کارهای او و اشاره به چند اندرز وی
مؤلفان تاريخ فلسفه، پس از تطبيق تقويم ميلادی با تقويم هجری قمري، 16 نوامبر را سالگشت درگذشت نورالدين عبدالرحمن جامی شاعر و فيلسوف ايرانی ذكر كرده اند كه در سال1492 (13 محرم 898 هجری قمری) در شهر هرات از اين دنيا رفت. کرونيکلرهای غرب سالروز درگذشت جامی را 19 نوامبر اين سال نوشته اند. جامی برجسته ترين فارسی سرای قرن پانزدهم ميلادی که 18 آگوست سال 1414 ميلادی (817 هجری قمری) در «جام» واقع در خراسان به دنيا آمده بود، در هرات و سمرقند تحصيل کرد. وي در عين حال از آخرين صوفيان بزرگ بشمار مي آيد. جامی از مريدان خواجه سعدالدين كاشغری رئيس نقشبندی ها (گروهی از درويش ها) بود.
اين دو اصل مهم از جامی است: فرد صاحب مقامی را بزرگوار می توان خطاب كرد كه فروتن باشد و با حوصله و شكيبايی تمام به سخن ديگران، از جمله انتقاد و گلايه گوش دهد و نامه ها و مراسله ها را با دقت بخواند و به گوش گيرد و ترتيب اثر دهد. تا شخص خودش را نسازد و اصلاح نكند، جامعه را اصلاح نتواند كرد. اين اندرز نيز از جامی است: تا عاشقِ هدف خود نباشيد، به سوی آن گام برنداريد.
جامی 44، به قولی 87 و به قولی ديگر 99 كتاب و رساله نوشت. وي از تحسين كنندگان حافظ و سعدی بود و كتاب بهارستان را به سبك سعدی نوشت. مجموعه اشعار او كه بالغ بر 25 هزار بیت است «هفت اورنگ» عنوان دارد. جامی قصه های يوسف و زليخا ـ ليلي و مجنون را به شعر در آورد، همچنين خرَدنامه اسكندر را. «ديوان های سه گانه» عنوان کتاب ديگر جامی است. وي بيوگرافی صوفيان ارشد را در کتابی تحت عنوان «نفحات» جمع آوری کرد. کتاب لوايح او نيز درباره صوفيسم است.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
مؤلفان تاريخ فلسفه، پس از تطبيق تقويم ميلادی با تقويم هجری قمري، 16 نوامبر را سالگشت درگذشت نورالدين عبدالرحمن جامی شاعر و فيلسوف ايرانی ذكر كرده اند كه در سال1492 (13 محرم 898 هجری قمری) در شهر هرات از اين دنيا رفت. کرونيکلرهای غرب سالروز درگذشت جامی را 19 نوامبر اين سال نوشته اند. جامی برجسته ترين فارسی سرای قرن پانزدهم ميلادی که 18 آگوست سال 1414 ميلادی (817 هجری قمری) در «جام» واقع در خراسان به دنيا آمده بود، در هرات و سمرقند تحصيل کرد. وي در عين حال از آخرين صوفيان بزرگ بشمار مي آيد. جامی از مريدان خواجه سعدالدين كاشغری رئيس نقشبندی ها (گروهی از درويش ها) بود.
اين دو اصل مهم از جامی است: فرد صاحب مقامی را بزرگوار می توان خطاب كرد كه فروتن باشد و با حوصله و شكيبايی تمام به سخن ديگران، از جمله انتقاد و گلايه گوش دهد و نامه ها و مراسله ها را با دقت بخواند و به گوش گيرد و ترتيب اثر دهد. تا شخص خودش را نسازد و اصلاح نكند، جامعه را اصلاح نتواند كرد. اين اندرز نيز از جامی است: تا عاشقِ هدف خود نباشيد، به سوی آن گام برنداريد.
جامی 44، به قولی 87 و به قولی ديگر 99 كتاب و رساله نوشت. وي از تحسين كنندگان حافظ و سعدی بود و كتاب بهارستان را به سبك سعدی نوشت. مجموعه اشعار او كه بالغ بر 25 هزار بیت است «هفت اورنگ» عنوان دارد. جامی قصه های يوسف و زليخا ـ ليلي و مجنون را به شعر در آورد، همچنين خرَدنامه اسكندر را. «ديوان های سه گانه» عنوان کتاب ديگر جامی است. وي بيوگرافی صوفيان ارشد را در کتابی تحت عنوان «نفحات» جمع آوری کرد. کتاب لوايح او نيز درباره صوفيسم است.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance hosted at ImgBB
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
🔹اردشیر پاپکان از پارس برخاست و با حربه ی دین ارکان دولت اشکانی را به لرزه انداخت و اردوان پنجم رادر دشت هرمزگان شكست داد وتیسفون را تصرف كرد ودولت ساسانی را پی افکند.
اردوان وسپاه ايران زمين مشغول جنگ با روم وپاسدارى از ايران زمين بودند كه اردشير سر به اشوب زد و دولت اشكانى را در نهايت ضعف ونبود سپاه شكست داد .
وی حکومت خود را بر مبنای تمرکز قدرت و وحدت دینی قرار داد و سعی کرد قشون جاویدان داریوش اول را احیا کند.
همچنین تمام تلاش خود را به کار برد تا مشروعيت حکومت خود را بر پایه ی دین قرار دهد.
به همین خاطر دست به جمع آوری اوستا زد، آیین مغان را ترویج نمود و آتشکده های خاموش را روشن و مذهب زرتشتی را مذهب رسمی ایران نمود؛
و در عین حال برای کنترل و کاهش قدرت مغان که از مهمترین پایه های تشکیل دولت بودند، خود همچنان پریستار معبد آناهیذ که در خاندانش موروثی بود را بر عهده گرفت.
اردشیر به کمک شمشیر به قدرت رسید ولی به خوبی می دانست، پایداری این نظام نمی تواند در سایه ی شمشیر و اقتدار حاکمیت باشد.
بنابراین سعی کرد نسب خود را به اردشیر دراز دست پادشاه هخامنشى برساند.
اردشیر فرمان تا برای بزرگداشت پیروزیهایش نقشبرجستههای بسیاری در نقش رجب، نقش رستم و فیروزآباد احداث کنند. در نقش رستم او سوار بر بالای پیکر مرده اردوان ایستاده است.
اورمزد که او نیز بر اسبی نشسته، بر بالای پیکر اهریمن قرار گرفته و در حال اعطای نماد پادشاهی به اوست. اردشير اردوان را اهريمن جلوه داد در صورتى كه اردوان شاهنشاه قانون وحقيقى ايران بود ودر حال مبارزه با امپراطورى روم بود كه بى سپاه ماند واز اردشير شكست خورد .
این برجستهکاری نشان میدهد که اردشیر باور داشت یا میخواست دیگران باور کنند که خداوند او را برای فرمانروایی به سرزمینی که در کتیبه «ایران» نامیده شده، برگماشته است.
بى انصافى است يكسره تاريخ اشكانيان را نابود سازيم وبد جلوه دهيم اشكانيان بودند كه بعد ازشكست هخامنشيان در برابر اسكندر گجستك
ايران را از دست دولت سلوكى باقى مانده ارتش اسكندر گجستك بيرون اوردند وايران را به شكوه گذشته خود رساندند . وبسيار كارهاى اجرايى كردند مانند تاسيس مجلس مهستان كه در دوران ساسانى كمرنگ شد وديگر كارايى نداشت .زيرا شاهان ساسانى خود را نماينده اهورامزدا ميدانستند و مجلس را به رسميت نميشناختند .
اردشير نخستین پادشاه ساسانی بود که دست به تقسیم اهالی به طبقات و درجه بندی مستخدمین ادارات زد.
به این معنی که استعداد و لیاقت افراد در محل تعیین مناصب نقشی نداشت. با این نظام شبه کاست، چنین در اذهان جا انداختند که مطابق آیین های باستانی هر فردی یک فرّهی دارد. برای مثال یک کشاورز فرّهی کشاورزی دارد؛ اگر این فرد حتی با نشان دادن لیاقت و کاردانی خود به دبیری رسید چون فرّهی دبیری ندارد در کار خود موفق نیست. فرّهی به نوعی به پایگاه اجتماعی افراد بستگی دارد.
این اندیشه تا پایان دوره ساسانی وجود داشت و به مرور زمان کارایی خود در تثبیت قدرت شاهنشاهی ساسانی را از دست داد و خود همچون پتکی به ستون های امپراتوری ساسانیان ضربه زد.
اردشیر راه مبارزه با قدرت روحانیون را در این دید که همچنان خود را هواخواه و نگهبان دین معرفی کند.
او پریستار معبد آناهیتا در شهر استخر باقی ماند و در عین حال که شاه بود، بَغ نیز بود.
به همین خاطر است که شاه ساسانی نه تنها رئیس و نگهبان دین می باشد بلکه به عنوان برگزیدهی اهورمزدا در زمین فرمان میراند؛ و اهورمزداست که حلقه ی شاهی را به او هدیه می دهد ولی راهکارهای اردشیر و شاپور چندان مؤثر واقع نشد. این روحانیون که تنها مبلغین دین ملی زرتشتی بودند با به سلطنت رسیدن پادشاهانى كه تحت امر انان نبودند .دست به کار می شدند.
برای به دست آوردن مقام و ثروت بیشتر، بدعتها و خرافات زیادی را وارد دین کردند و برای لحظه لحظه ی زندگی مردم برنامه ریزی کردند.
به طوری که کم کم قدرت اختیار و تصمیم گیری از مردم گرفته شد و سمت و سوی جبر به خود گرفت. شاید به همین دلیل باشد که سقوط ساسانیان را با تحلیل های افسانه ای به خواست خداوند ارجاع می داده اند. چرا که پیش از آن زندگی روزمره ایشان از پیش تعیین شده بود.
در دوران چهل ساله ی شاهنشاهی اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، یزدگرد اول کشمکش بین دستگاه سلطنت ساسانی و مغان افزایش یافت.
چرا که این پادشاهان برای جلب نظر امپراتوری روم از مسیحیان حمایت میکردند و «نهایتاً موجب پریشانی امور و کودتاهای مذهبی علیه قدرت سلطنت ساسانی میگردید و بیشتر به یک رقابت فشرده و قدرت طلبانه در رأس نظام ساسانی منجر می شد.
مغان از فقدان امتیازات و قدرت های خود سخت بیمناک بودند به همین خاطر به محض اینکه شاه در برابر ادیان دیگر تسامح نشان می داد، واکنش سختی از خود نشان میدادند.
اردوان وسپاه ايران زمين مشغول جنگ با روم وپاسدارى از ايران زمين بودند كه اردشير سر به اشوب زد و دولت اشكانى را در نهايت ضعف ونبود سپاه شكست داد .
وی حکومت خود را بر مبنای تمرکز قدرت و وحدت دینی قرار داد و سعی کرد قشون جاویدان داریوش اول را احیا کند.
همچنین تمام تلاش خود را به کار برد تا مشروعيت حکومت خود را بر پایه ی دین قرار دهد.
به همین خاطر دست به جمع آوری اوستا زد، آیین مغان را ترویج نمود و آتشکده های خاموش را روشن و مذهب زرتشتی را مذهب رسمی ایران نمود؛
و در عین حال برای کنترل و کاهش قدرت مغان که از مهمترین پایه های تشکیل دولت بودند، خود همچنان پریستار معبد آناهیذ که در خاندانش موروثی بود را بر عهده گرفت.
اردشیر به کمک شمشیر به قدرت رسید ولی به خوبی می دانست، پایداری این نظام نمی تواند در سایه ی شمشیر و اقتدار حاکمیت باشد.
بنابراین سعی کرد نسب خود را به اردشیر دراز دست پادشاه هخامنشى برساند.
اردشیر فرمان تا برای بزرگداشت پیروزیهایش نقشبرجستههای بسیاری در نقش رجب، نقش رستم و فیروزآباد احداث کنند. در نقش رستم او سوار بر بالای پیکر مرده اردوان ایستاده است.
اورمزد که او نیز بر اسبی نشسته، بر بالای پیکر اهریمن قرار گرفته و در حال اعطای نماد پادشاهی به اوست. اردشير اردوان را اهريمن جلوه داد در صورتى كه اردوان شاهنشاه قانون وحقيقى ايران بود ودر حال مبارزه با امپراطورى روم بود كه بى سپاه ماند واز اردشير شكست خورد .
این برجستهکاری نشان میدهد که اردشیر باور داشت یا میخواست دیگران باور کنند که خداوند او را برای فرمانروایی به سرزمینی که در کتیبه «ایران» نامیده شده، برگماشته است.
بى انصافى است يكسره تاريخ اشكانيان را نابود سازيم وبد جلوه دهيم اشكانيان بودند كه بعد ازشكست هخامنشيان در برابر اسكندر گجستك
ايران را از دست دولت سلوكى باقى مانده ارتش اسكندر گجستك بيرون اوردند وايران را به شكوه گذشته خود رساندند . وبسيار كارهاى اجرايى كردند مانند تاسيس مجلس مهستان كه در دوران ساسانى كمرنگ شد وديگر كارايى نداشت .زيرا شاهان ساسانى خود را نماينده اهورامزدا ميدانستند و مجلس را به رسميت نميشناختند .
اردشير نخستین پادشاه ساسانی بود که دست به تقسیم اهالی به طبقات و درجه بندی مستخدمین ادارات زد.
به این معنی که استعداد و لیاقت افراد در محل تعیین مناصب نقشی نداشت. با این نظام شبه کاست، چنین در اذهان جا انداختند که مطابق آیین های باستانی هر فردی یک فرّهی دارد. برای مثال یک کشاورز فرّهی کشاورزی دارد؛ اگر این فرد حتی با نشان دادن لیاقت و کاردانی خود به دبیری رسید چون فرّهی دبیری ندارد در کار خود موفق نیست. فرّهی به نوعی به پایگاه اجتماعی افراد بستگی دارد.
این اندیشه تا پایان دوره ساسانی وجود داشت و به مرور زمان کارایی خود در تثبیت قدرت شاهنشاهی ساسانی را از دست داد و خود همچون پتکی به ستون های امپراتوری ساسانیان ضربه زد.
اردشیر راه مبارزه با قدرت روحانیون را در این دید که همچنان خود را هواخواه و نگهبان دین معرفی کند.
او پریستار معبد آناهیتا در شهر استخر باقی ماند و در عین حال که شاه بود، بَغ نیز بود.
به همین خاطر است که شاه ساسانی نه تنها رئیس و نگهبان دین می باشد بلکه به عنوان برگزیدهی اهورمزدا در زمین فرمان میراند؛ و اهورمزداست که حلقه ی شاهی را به او هدیه می دهد ولی راهکارهای اردشیر و شاپور چندان مؤثر واقع نشد. این روحانیون که تنها مبلغین دین ملی زرتشتی بودند با به سلطنت رسیدن پادشاهانى كه تحت امر انان نبودند .دست به کار می شدند.
برای به دست آوردن مقام و ثروت بیشتر، بدعتها و خرافات زیادی را وارد دین کردند و برای لحظه لحظه ی زندگی مردم برنامه ریزی کردند.
به طوری که کم کم قدرت اختیار و تصمیم گیری از مردم گرفته شد و سمت و سوی جبر به خود گرفت. شاید به همین دلیل باشد که سقوط ساسانیان را با تحلیل های افسانه ای به خواست خداوند ارجاع می داده اند. چرا که پیش از آن زندگی روزمره ایشان از پیش تعیین شده بود.
در دوران چهل ساله ی شاهنشاهی اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، یزدگرد اول کشمکش بین دستگاه سلطنت ساسانی و مغان افزایش یافت.
چرا که این پادشاهان برای جلب نظر امپراتوری روم از مسیحیان حمایت میکردند و «نهایتاً موجب پریشانی امور و کودتاهای مذهبی علیه قدرت سلطنت ساسانی میگردید و بیشتر به یک رقابت فشرده و قدرت طلبانه در رأس نظام ساسانی منجر می شد.
مغان از فقدان امتیازات و قدرت های خود سخت بیمناک بودند به همین خاطر به محض اینکه شاه در برابر ادیان دیگر تسامح نشان می داد، واکنش سختی از خود نشان میدادند.
زیرا اقتدار دین برای آنان قدرت و اعتبار به ارمغان می آورد. در اواخر دورهی ساسانی خصوصاً بعد از خسروپرویز آشفتگی و فساد در دربار این امکان را ایجاد کرده بود که روحانیون با آزادی عمل بیشتری دست به تعقیب ملحدان دینی بزنند ولی کم کم مجاب شدند که اقتدار دین بر پایهی تمرکز قدرت معنا میگیرد.
به همین دلیل با نجبا و بزرگان هم راستا شده و نبیرهی خسرو يزدگرد سوم که در معبد مقدس استخر بزرگ شده بود را بر تخت نشانیدند
هرگاه هر نوع دينى با دولت ادغام شود وبخواهد جامعه را اداره كند جامعه را به نابودى ميكشاند
اخر ميسر نيست جامعه را با قانون هاى الهى اداره كرد .
در شروع كار ساسانيان به دليل دراز بودن مدت حكومت اشكانى ساسانيان واردشير ساسانى دين را بركشيدند تا اتحاد ملى وميهنى ايجاد كنند وپايه هاى قدرت خود را محكم كنند اين بسيار عالى بود
ولى در دراز مدت جواب نداد امروز برخى ها بر اين باور هستند كه موبدان زرتشتى درحكومت دخالتى نداشتندكه چنين نبوده است .
ساسانيان يكى از پرافتخار ترين دوران پادشاهى ايران بودند اين را نبايد فراموش كرد ويك طرفه قضاوت كرد از انجايى كه ساسانيان در ميدان عرب شكست خوردند دشمنان ايران زمين سعى در بد نام كردن ساسانيان داشتند . علت شكست ساسانيان بسيار است كه بارها بازگو شده است.
اين مقاله اتهام زدن به ساسانيان و بد نام كردن انان نيست برسى نقاط ضعف وقوت شاهنشاهى ساسانى است . تاريخ را انچه هست بايد بازگو كرد كه بتوان از ان در راه درست استفاده كرد
شوربختانه امروز شاهد ان هستيم كه برخى انسان سود جو با به كار بردن دولت دينى ساسانى سعى در برپايى حكومت دينى در اينده ايران دارند .
وايرانيان را تقسيم بندى كرده اند به نام ايرانى حقيقى وحقوقى وميگويند هرشخصى زرتشتى نباشد ايرانى حقيقى نيست .
دين همانطور كه پدر ايران زمين كوروش بزرگ در فتح بابل فرمود يك امر شخصى است وهرشخصى بايد ازادانه بتواند به پرستش خداى خود بپردازد .
شوربختانه اين افراد به اسم ايرانشهرى وايرانيت حتى سخنان پدر ايران زمين كوروش بزرگ را هم قبول ندارند .
كجا كوروش بزرگ فرمود هركسى زرتشتى نيست پس ايرانى نيست ننگ بر شما كه در فلات ايران زمين تفرقه ايجاد ميكنيد شما با كلمات بازى ميكنيد واحساسات مردم را برانگيخته ميكنيد تا به هدف شوم خود برسيد .
وهدف شما فقط بد نام كردن تاريخ ايران زمين
وپايه هاى فرهنگى ايران زمين است .بدنام كردن اشو زرتشت بد نام كردن كوروش بزرگ .
بايداضافه كنم كه اشو زرتشت براى هر ايرانى قابل احترام است
ولى اگر بخواهيم دين زرتشتى را وارد امور جارى سياسى كنيم خطا است
ان هم در اين قرن پيشرفت علم ، ميسر نيست با داستان هاى كتاب هاى اسمانى و قانون هاى الهى هيچ جامعه اى را اداره كرد .
بايد بگويم كه دست اويزى براى انسان هاى سود جو نشود
اشو زرتشت يكى از پايه هاى فرهنگى ايران زمين است وبراى هر ايرانى قابل احترام
ولى مبلقين دينى در هر ديانتى وايينى پيش از انكه به هرچيز فكر كنند به قدرت ونفوذ خود انديشه ميكنند.
امروز هم شوربختانه نوزايى ايرانى جاى خود را به بازيابى ايرانى داده است
ما در جنبش نوزایی (رنسانس) ایرانی، تاریخ را انچه که هست عنوان میکنیم، یا خوب و یا بد، تاریخ ما خواهد بود و به ان افتخار خواهیم کرد، از اشتباهاتش درس میگیریم و از عملکردهای درست ان اموزش خواهیم دید..!
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
به همین دلیل با نجبا و بزرگان هم راستا شده و نبیرهی خسرو يزدگرد سوم که در معبد مقدس استخر بزرگ شده بود را بر تخت نشانیدند
هرگاه هر نوع دينى با دولت ادغام شود وبخواهد جامعه را اداره كند جامعه را به نابودى ميكشاند
اخر ميسر نيست جامعه را با قانون هاى الهى اداره كرد .
در شروع كار ساسانيان به دليل دراز بودن مدت حكومت اشكانى ساسانيان واردشير ساسانى دين را بركشيدند تا اتحاد ملى وميهنى ايجاد كنند وپايه هاى قدرت خود را محكم كنند اين بسيار عالى بود
ولى در دراز مدت جواب نداد امروز برخى ها بر اين باور هستند كه موبدان زرتشتى درحكومت دخالتى نداشتندكه چنين نبوده است .
ساسانيان يكى از پرافتخار ترين دوران پادشاهى ايران بودند اين را نبايد فراموش كرد ويك طرفه قضاوت كرد از انجايى كه ساسانيان در ميدان عرب شكست خوردند دشمنان ايران زمين سعى در بد نام كردن ساسانيان داشتند . علت شكست ساسانيان بسيار است كه بارها بازگو شده است.
اين مقاله اتهام زدن به ساسانيان و بد نام كردن انان نيست برسى نقاط ضعف وقوت شاهنشاهى ساسانى است . تاريخ را انچه هست بايد بازگو كرد كه بتوان از ان در راه درست استفاده كرد
شوربختانه امروز شاهد ان هستيم كه برخى انسان سود جو با به كار بردن دولت دينى ساسانى سعى در برپايى حكومت دينى در اينده ايران دارند .
وايرانيان را تقسيم بندى كرده اند به نام ايرانى حقيقى وحقوقى وميگويند هرشخصى زرتشتى نباشد ايرانى حقيقى نيست .
دين همانطور كه پدر ايران زمين كوروش بزرگ در فتح بابل فرمود يك امر شخصى است وهرشخصى بايد ازادانه بتواند به پرستش خداى خود بپردازد .
شوربختانه اين افراد به اسم ايرانشهرى وايرانيت حتى سخنان پدر ايران زمين كوروش بزرگ را هم قبول ندارند .
كجا كوروش بزرگ فرمود هركسى زرتشتى نيست پس ايرانى نيست ننگ بر شما كه در فلات ايران زمين تفرقه ايجاد ميكنيد شما با كلمات بازى ميكنيد واحساسات مردم را برانگيخته ميكنيد تا به هدف شوم خود برسيد .
وهدف شما فقط بد نام كردن تاريخ ايران زمين
وپايه هاى فرهنگى ايران زمين است .بدنام كردن اشو زرتشت بد نام كردن كوروش بزرگ .
بايداضافه كنم كه اشو زرتشت براى هر ايرانى قابل احترام است
ولى اگر بخواهيم دين زرتشتى را وارد امور جارى سياسى كنيم خطا است
ان هم در اين قرن پيشرفت علم ، ميسر نيست با داستان هاى كتاب هاى اسمانى و قانون هاى الهى هيچ جامعه اى را اداره كرد .
بايد بگويم كه دست اويزى براى انسان هاى سود جو نشود
اشو زرتشت يكى از پايه هاى فرهنگى ايران زمين است وبراى هر ايرانى قابل احترام
ولى مبلقين دينى در هر ديانتى وايينى پيش از انكه به هرچيز فكر كنند به قدرت ونفوذ خود انديشه ميكنند.
امروز هم شوربختانه نوزايى ايرانى جاى خود را به بازيابى ايرانى داده است
ما در جنبش نوزایی (رنسانس) ایرانی، تاریخ را انچه که هست عنوان میکنیم، یا خوب و یا بد، تاریخ ما خواهد بود و به ان افتخار خواهیم کرد، از اشتباهاتش درس میگیریم و از عملکردهای درست ان اموزش خواهیم دید..!
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کنشگری مبارزاتی ایرانگرایان در درون مرز
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
Forwarded from حزب پانایرانیست ≠
آبان
ماه خاک و خون و نان
ماه خشم و نرخ جان
ماه تو ماه من
ماه تیغ بر زبان
کشتگان جاودان
ماه آه مادران
ماه اشک رایگان
نسل عشق و آرمان
آرزوی لامکان
گلوله ، مغز کودکان
مرگ چند نوجوان
شهر بی پاسبان
رگبار بی امان
مرده های قهرمان
زنده های ناتوان
دستها به آسمان
انتظار و التهاب
مثل درد زایمان
جوی خونها روان
ننگ بر ظالمان
خون ، درد ، آه و سنگ
قیام پا برهنگان
دزدهای شارلاتان
جنگ نابرابری
آخوندهای گاوچران
گرسنگان مهربان
اشک های بی امان
بستگان و رفتگان
خنده های هرزه گان
بر مزار کشتگان
"دوباره میسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خویش"
ماه تو ماه من
ماه باز "ما" شدن
سهیل عطشانی
@paniranist_org
ماه خاک و خون و نان
ماه خشم و نرخ جان
ماه تو ماه من
ماه تیغ بر زبان
کشتگان جاودان
ماه آه مادران
ماه اشک رایگان
نسل عشق و آرمان
آرزوی لامکان
گلوله ، مغز کودکان
مرگ چند نوجوان
شهر بی پاسبان
رگبار بی امان
مرده های قهرمان
زنده های ناتوان
دستها به آسمان
انتظار و التهاب
مثل درد زایمان
جوی خونها روان
ننگ بر ظالمان
خون ، درد ، آه و سنگ
قیام پا برهنگان
دزدهای شارلاتان
جنگ نابرابری
آخوندهای گاوچران
گرسنگان مهربان
اشک های بی امان
بستگان و رفتگان
خنده های هرزه گان
بر مزار کشتگان
"دوباره میسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خویش"
ماه تو ماه من
ماه باز "ما" شدن
سهیل عطشانی
@paniranist_org
در نگر شما چه چیزی توانست چهره این دخترک زیبا بنام زبیده حسن را پس از رویدادی دهشتناک ، دگر بار به ریخت نخستین و بهنجار خویش بازگرداند !؟
علم یا دین ؟
اگر او و خانواده اش از بام تا شام دست به دامان امام و خدا و پیامبر و که و که می شدند ، و یا او به آن چاه کذایی می رفت و نامه می انداخت یا به فلان ضریح آویزان می شد ، آیا دستی از غیب می رسید و اورا درمان می کرد و امیدی به بازگشت به زندگی داشت !
پاسخ اش با خودتان
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
علم یا دین ؟
اگر او و خانواده اش از بام تا شام دست به دامان امام و خدا و پیامبر و که و که می شدند ، و یا او به آن چاه کذایی می رفت و نامه می انداخت یا به فلان ضریح آویزان می شد ، آیا دستی از غیب می رسید و اورا درمان می کرد و امیدی به بازگشت به زندگی داشت !
پاسخ اش با خودتان
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کنشگری مبارزاتی ایرانگرایان در درون مرز
" جاویدشاه " همان " جاوید ایران " است .
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
" جاویدشاه " همان " جاوید ایران " است .
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
🔹شاهنامه،
«فرهنگ گفتاری(شفاهی)؛ نگاهبان یادگارهای کهن»
هنگام خواندن شاهنامه، بارها به این باور می رسیم که سخن سنجی آموزگار توس، به راستی شگفت آور است.
او خردمندی هوشیار است که برای ساختن هر بنای تازه داستانی، زمینه گفتار را با ژرف بینی و هدفمندی پایه ریزی می کند.
در سرآغاز بخش داستانی شاهنامه و فراز بلند استوره های ایران زمین می خوانیم که دهقان آزاده ما، با یادآوری یک فرهنگ دیرپای تاریخی سخن خویش را می گشاید؛
«فرهنگ گفتاری(شفاهی) مردمی»
او در آغاز داستان پادشاهی کیومرس که نخستین شاه ایرانی در انگاره های باستانی نیاکان ما است،
چنین می سراید؛
سخنگوی دهقان چه گوید نخست
که تاج بزرگی به گیتی، که جست
که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد
ندارد کس آن روزگاران به یاد
مگر کز پدر، یاد دارد پسر
بگوید تو را یک به یک، در بدر
که نام بزرگی، که آورد پیش
که را بود از برتران، پایه بیش
اینجا سخن از فراموشی تاریخی مردم است.
مردمی که وادار به خاموشی و فراموشی شده اند.
سرزمینی که همه بن مایه های تاریخی، دستاوردهای تمدنی و ارزشهای فرهنگی مردمانش، در آتش رشک و کینه های دیرین بیابانگردان گرسنه چشم و تعصب نژادی و خشک مغزی دینی بیگانگان، سوخته است.
دستاورد کوشش نسلها ایرانی هوشمند برای آبادانی کشور و پیشرفت جهان، آنرنگهای زیبایی زندگی، روشنایی شبهای جشن و شادمانی، نواهای خوش فرهنگ و هنر، فر و شکوه پادشاهی های کهن، فرازمندی تمدنی درخشان که دیگر نیست و همه یادمانهای بی مانندش، زیر سم تاراج و ویرانی یورشگران صحرایی لگدکوب شده است.
دورانی که با نسکهای آیینی و کتابهای تاریخی ایرانیان، تنور گرمابه های هزار و یک شب خلیفه های بغداد را گرم می کنند و بر گورستان فرهنگ و تمدن مردمی که نخستین پایه گذاران شهرنشینی و امپراتوری در جهان بوده اند، مناره ها و کنگره ها را برمی افرازند.
و فردوسی با ما از چنین سرگذشتی می گوید؛
«ندارد کس آن روزگاران به یاد»
ولی هنوز امیدی هست.
از پس غبار فراموشی تاریخ و خاموشی مرگبار یک کشور، هنوز هم چراغی از دور سو سو می زنند.
این فروغ دل مردمی است که گُرده شان از تازیانه بیداد جزیه خواران خونبار است ولی گوهر فرهنگ نیاکان خود را در گنجینه سینه نگاه داشته اند.
نوای پیران خراسان، لالایی مادران سیستان و آواز تنبور زخمی کردستان...
و فردوسی از این امید به ما می گوید؛
«مگر کز پدر یاد دارد پسر»
فرهنگ گفتاری، تاریخ شفاهی، داستانهای کهن که سینه به سینه از پدران و مادران به فرزندان می رسد.
فردوسی این پاسداران فرهنگ ایران زمین را چنین می نامد؛
«سخنگوی دهقان»
دهقان، نژاده است.
پاک نهاد و دلاور است.
فرهیخته و خردمند است.
و در روزگار خاموشی و فراموشی، داستانهای کهن میهنش را به یاد دارد و خاموش نمی ماند.
و هنوز هم پس از یک هزاره،
این پهلوانان گمنام آوردگاه تاریخ، این پاسداران فرهنگ دیرپای ایران زمین و این داستانگویان بی نام ونشان، از سرگشتگی های ایل ایرانی برای ما می گویند.
این گویندگان فرهنگ مردمی، بنایی هستند که ویران نمی گردد، کتابی هستند که سوزانده نمی شود و تاریخی هستند که هرگز مدفون نخواهند شد.
و این همان نیروی شکست ناپذیر پایداری مردم یک کشور در برابر یورش ویرانگر بیگانگان در درازای تاریخ و در همه سرزمینها بوده است.
توانایی بازسازی فرهنگی و بازگشت حافظه تاریخی یک ملت که فردوسی خردمند با هوشمندی بی مانند خود، سرچشمه آنرا بیش از هزار سال پیش از ما یافته بود؛
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
«فرهنگ گفتاری(شفاهی)؛ نگاهبان یادگارهای کهن»
هنگام خواندن شاهنامه، بارها به این باور می رسیم که سخن سنجی آموزگار توس، به راستی شگفت آور است.
او خردمندی هوشیار است که برای ساختن هر بنای تازه داستانی، زمینه گفتار را با ژرف بینی و هدفمندی پایه ریزی می کند.
در سرآغاز بخش داستانی شاهنامه و فراز بلند استوره های ایران زمین می خوانیم که دهقان آزاده ما، با یادآوری یک فرهنگ دیرپای تاریخی سخن خویش را می گشاید؛
«فرهنگ گفتاری(شفاهی) مردمی»
او در آغاز داستان پادشاهی کیومرس که نخستین شاه ایرانی در انگاره های باستانی نیاکان ما است،
چنین می سراید؛
سخنگوی دهقان چه گوید نخست
که تاج بزرگی به گیتی، که جست
که بود آنکه دیهیم بر سر نهاد
ندارد کس آن روزگاران به یاد
مگر کز پدر، یاد دارد پسر
بگوید تو را یک به یک، در بدر
که نام بزرگی، که آورد پیش
که را بود از برتران، پایه بیش
اینجا سخن از فراموشی تاریخی مردم است.
مردمی که وادار به خاموشی و فراموشی شده اند.
سرزمینی که همه بن مایه های تاریخی، دستاوردهای تمدنی و ارزشهای فرهنگی مردمانش، در آتش رشک و کینه های دیرین بیابانگردان گرسنه چشم و تعصب نژادی و خشک مغزی دینی بیگانگان، سوخته است.
دستاورد کوشش نسلها ایرانی هوشمند برای آبادانی کشور و پیشرفت جهان، آنرنگهای زیبایی زندگی، روشنایی شبهای جشن و شادمانی، نواهای خوش فرهنگ و هنر، فر و شکوه پادشاهی های کهن، فرازمندی تمدنی درخشان که دیگر نیست و همه یادمانهای بی مانندش، زیر سم تاراج و ویرانی یورشگران صحرایی لگدکوب شده است.
دورانی که با نسکهای آیینی و کتابهای تاریخی ایرانیان، تنور گرمابه های هزار و یک شب خلیفه های بغداد را گرم می کنند و بر گورستان فرهنگ و تمدن مردمی که نخستین پایه گذاران شهرنشینی و امپراتوری در جهان بوده اند، مناره ها و کنگره ها را برمی افرازند.
و فردوسی با ما از چنین سرگذشتی می گوید؛
«ندارد کس آن روزگاران به یاد»
ولی هنوز امیدی هست.
از پس غبار فراموشی تاریخ و خاموشی مرگبار یک کشور، هنوز هم چراغی از دور سو سو می زنند.
این فروغ دل مردمی است که گُرده شان از تازیانه بیداد جزیه خواران خونبار است ولی گوهر فرهنگ نیاکان خود را در گنجینه سینه نگاه داشته اند.
نوای پیران خراسان، لالایی مادران سیستان و آواز تنبور زخمی کردستان...
و فردوسی از این امید به ما می گوید؛
«مگر کز پدر یاد دارد پسر»
فرهنگ گفتاری، تاریخ شفاهی، داستانهای کهن که سینه به سینه از پدران و مادران به فرزندان می رسد.
فردوسی این پاسداران فرهنگ ایران زمین را چنین می نامد؛
«سخنگوی دهقان»
دهقان، نژاده است.
پاک نهاد و دلاور است.
فرهیخته و خردمند است.
و در روزگار خاموشی و فراموشی، داستانهای کهن میهنش را به یاد دارد و خاموش نمی ماند.
و هنوز هم پس از یک هزاره،
این پهلوانان گمنام آوردگاه تاریخ، این پاسداران فرهنگ دیرپای ایران زمین و این داستانگویان بی نام ونشان، از سرگشتگی های ایل ایرانی برای ما می گویند.
این گویندگان فرهنگ مردمی، بنایی هستند که ویران نمی گردد، کتابی هستند که سوزانده نمی شود و تاریخی هستند که هرگز مدفون نخواهند شد.
و این همان نیروی شکست ناپذیر پایداری مردم یک کشور در برابر یورش ویرانگر بیگانگان در درازای تاریخ و در همه سرزمینها بوده است.
توانایی بازسازی فرهنگی و بازگشت حافظه تاریخی یک ملت که فردوسی خردمند با هوشمندی بی مانند خود، سرچشمه آنرا بیش از هزار سال پیش از ما یافته بود؛
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
ایران زمین محاصره و گرفتار شده انواع و اقسام کفتاران و شغالان است.تاراج و غارت و دزدی و کشتار و جنایت. بجایی رسیدیم که کلا جان وجودی ایران در خطر است
حال متوجه اتحاد شوم سرخ و سیاه میشوید؟
متوجه وعده وحشت بزرگ میشوید؟
اگر میشوید،بپاخیز!
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
.
حال متوجه اتحاد شوم سرخ و سیاه میشوید؟
متوجه وعده وحشت بزرگ میشوید؟
اگر میشوید،بپاخیز!
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
.
خيام مي گويد:
از دو حال خارج نيست، يا خدا قبلا می داند من چه خواهم كرد و يا نمی داند. اگر نمیداند كه در اين صورت خدا نيست و در صورتی كه می داند چگونه انتظار دارد كه من كاری بر خلاف دانايی او بكنم و با رعايت اين دو نكته چكونه مرا بعد از مرگ مسئوول نموده و كيفر خواهد داد.
- موريس مترلينگ - از کتاب "خدا و هستی"
وجود خالق خداوند يا هر اسم ديگرى دست اويزى براى بشر بوده است تا به امروز نبايد هيچ دين وائينى رد ويا قبول كرد .دين وائين در اين دوران بايد در چهار چوب قانون اساسى باشد و هيچ گونه دخالتى در امور سياست ، مردم ، نداشته باشد .
اشاره به رباعی زیر:
من مِی خورم و هرکه چو من اهل بوَد / مِی خوردن من به نزد حق سهل بوَد
مِی خوردن من حق از ازل میدانست / گر مِی نخورم علم خدا جهل بوَد
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
#پیمان_نوین
از دو حال خارج نيست، يا خدا قبلا می داند من چه خواهم كرد و يا نمی داند. اگر نمیداند كه در اين صورت خدا نيست و در صورتی كه می داند چگونه انتظار دارد كه من كاری بر خلاف دانايی او بكنم و با رعايت اين دو نكته چكونه مرا بعد از مرگ مسئوول نموده و كيفر خواهد داد.
- موريس مترلينگ - از کتاب "خدا و هستی"
وجود خالق خداوند يا هر اسم ديگرى دست اويزى براى بشر بوده است تا به امروز نبايد هيچ دين وائينى رد ويا قبول كرد .دين وائين در اين دوران بايد در چهار چوب قانون اساسى باشد و هيچ گونه دخالتى در امور سياست ، مردم ، نداشته باشد .
اشاره به رباعی زیر:
من مِی خورم و هرکه چو من اهل بوَد / مِی خوردن من به نزد حق سهل بوَد
مِی خوردن من حق از ازل میدانست / گر مِی نخورم علم خدا جهل بوَد
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 👑
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
#پیمان_نوین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهریار #ایرانزمین #رضا_شاه_دوم ، #پهلوی_سوم ، #رضا_پهلوی در پیامی تاریخی با نام #پیمان_نوین پرسشی را در میان گذاردند که همچنان توسط کسان ( #اپوزیسیون نماها و مدعیان آزادیخواهی و که و که ) بی پاسخ مانده .
" کدام طرف ایستادهاید؟ طرف #جمهوری_اسلامی یا طرف #ایران؟ "
پرسشی کوتاه اما پر از ناگفته از همان بسیارانی که امروز خود را #برانداز و آزادیخواهان میهن می نامند و مدعی پشت یبانی از مردم ستمدیده ایران هستند ، اما تمام و کمال در پیشکار(خدمت) اهریمنان دست به سینه ایستاده اند .
پرسشی که از روز انتشار این پیام #تاریخی تا به امروز نه تنها همچنان بی پاسخ مانده بلکه کسان مدعی با فرافکنی و سفسطه ، تازش بر شهریار ایران را به پاسخی در خور و در عین حال روشن ترجیح داده اند . بسان گذشته
اما هم میهنان
شما نیز به خوبی آگاهید و بیشک تا به اکنون دانسته اید که چه کسانی در سمت سیاهی و تباهی یا همان جمهوری اسلامی ایستاده اند و رسته کشی کرده اند و چه کسانی در سمت میهن مان ایران .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#۷آبان
🔥
💎
" کدام طرف ایستادهاید؟ طرف #جمهوری_اسلامی یا طرف #ایران؟ "
پرسشی کوتاه اما پر از ناگفته از همان بسیارانی که امروز خود را #برانداز و آزادیخواهان میهن می نامند و مدعی پشت یبانی از مردم ستمدیده ایران هستند ، اما تمام و کمال در پیشکار(خدمت) اهریمنان دست به سینه ایستاده اند .
پرسشی که از روز انتشار این پیام #تاریخی تا به امروز نه تنها همچنان بی پاسخ مانده بلکه کسان مدعی با فرافکنی و سفسطه ، تازش بر شهریار ایران را به پاسخی در خور و در عین حال روشن ترجیح داده اند . بسان گذشته
اما هم میهنان
شما نیز به خوبی آگاهید و بیشک تا به اکنون دانسته اید که چه کسانی در سمت سیاهی و تباهی یا همان جمهوری اسلامی ایستاده اند و رسته کشی کرده اند و چه کسانی در سمت میهن مان ایران .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#۷آبان
🔥
💎
🔹 آغاز پادشاهی بهرام گور
1600 سال پیش در 27 آبان سال 979 شاهنشاهی (420 میلادی)، بهرام پسر کوچکتر یزدگرد یکم پادشاه ساسانی، در پی کشته شدن پدر، خود را بهرام پنجم پادشاه ایران خواند.
طبری تاریخنگار نامی ایران (زادهی آمل مازندران) از بهرام پنجم به عنوان شاهی آبادگر نام برده که هرجا که توانسته بود باغ ملی (بوستان عمومی) و ساختمان دولتی پدید آورده بود. کاخ ساسانیان در سروستان (استان فارس) از یادگارهای دوران بهرام پنجم است.
در پی کشته شدن یزدگرد یکم پادشاه ساسانی با لگد اسب در نزدیکی نیشابور در 19 آبان 979 شاهنشاهی، بهرام پسر کوچکتر او خود را بهرام یا ورهرام پنجم پادشاه ایران خواند. شاهپور برادر بزرگ بهرام پیش از این در یک درگیری کشته شده بود و «نرسی» برادر میانی، پادشاهی را نمیپذیرفت.
بزرگان ایران با پادشاه شدن بهرام (معروف به بهرام گور) همرای نبودند. یکی از شوندهای ناسازگاری بزرگان این بود که مادر او سوشندخت بود. بزرگان ایران در دوران پادشاهی 21 ساله یزدگرد نسبت به پیروان ادیان دیگر، بسیار حساس شده بودند زیرا که یزدگرد به مسیحیان در گسترهی ایران آزادی مذهبی و پروانهی بنیادگذاری کلیسا داده بود.
با این گمان، بزرگان ایران شاهزادهای به نام «خسرو» را به عنوان پادشاه اعلام کردند. ولی بهرام که مردی نظامی و دلاور بود و در ارتش هواداران فراوان داشت بر آنان پیروز شد.
بهرام پس از نشستن برتخت پادشاهی، سیاست پدر (دادن آزادی مذهبی) را در پیش نگرفت و به خواست موبدان به آذربایجان رفت و نسبت به آتشکده «آذرگشنسپ» جاگرفته در سرزمین گزن (جزن) ادای احترام کرد.
بهرام که 17 سال و چند ماه پادشاهی کرد، خودمختاری تاریخی ارمنستان (از زمان داریوش بزرگ) را برهم زد و آن را به یک ساتراپی (استان) درآورد. بیشتر ارمنیان از دیرزمان مسیحی شده بودند.
بهرام، رومیان را هم که در تلاش پشتیبانی از مسیحیان در گسترهی ایرانزمین برآمده بودند، در جنگ شکست سخت داد و هپتالها را از مرزهای شمال شرقی ایران بیرون راند.
بهرام در سال 997 شاهنشاهی در جریان شکار «گور» ناپدید شد و ایرانیان نزدیک به دو سال او را زنده میپنداشتند و پادشاه تازه ای برنگزیدند. برخی از مورخان بر این گمان بودند که به باتلاقهای زاینده رود فرو رفته باشد.
فردوسی، فرزانهی توس، دربارهی مرگ بهرام گفته است: بهرام که گور می گرفتی همه عمر ـ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
1600 سال پیش در 27 آبان سال 979 شاهنشاهی (420 میلادی)، بهرام پسر کوچکتر یزدگرد یکم پادشاه ساسانی، در پی کشته شدن پدر، خود را بهرام پنجم پادشاه ایران خواند.
طبری تاریخنگار نامی ایران (زادهی آمل مازندران) از بهرام پنجم به عنوان شاهی آبادگر نام برده که هرجا که توانسته بود باغ ملی (بوستان عمومی) و ساختمان دولتی پدید آورده بود. کاخ ساسانیان در سروستان (استان فارس) از یادگارهای دوران بهرام پنجم است.
در پی کشته شدن یزدگرد یکم پادشاه ساسانی با لگد اسب در نزدیکی نیشابور در 19 آبان 979 شاهنشاهی، بهرام پسر کوچکتر او خود را بهرام یا ورهرام پنجم پادشاه ایران خواند. شاهپور برادر بزرگ بهرام پیش از این در یک درگیری کشته شده بود و «نرسی» برادر میانی، پادشاهی را نمیپذیرفت.
بزرگان ایران با پادشاه شدن بهرام (معروف به بهرام گور) همرای نبودند. یکی از شوندهای ناسازگاری بزرگان این بود که مادر او سوشندخت بود. بزرگان ایران در دوران پادشاهی 21 ساله یزدگرد نسبت به پیروان ادیان دیگر، بسیار حساس شده بودند زیرا که یزدگرد به مسیحیان در گسترهی ایران آزادی مذهبی و پروانهی بنیادگذاری کلیسا داده بود.
با این گمان، بزرگان ایران شاهزادهای به نام «خسرو» را به عنوان پادشاه اعلام کردند. ولی بهرام که مردی نظامی و دلاور بود و در ارتش هواداران فراوان داشت بر آنان پیروز شد.
بهرام پس از نشستن برتخت پادشاهی، سیاست پدر (دادن آزادی مذهبی) را در پیش نگرفت و به خواست موبدان به آذربایجان رفت و نسبت به آتشکده «آذرگشنسپ» جاگرفته در سرزمین گزن (جزن) ادای احترام کرد.
بهرام که 17 سال و چند ماه پادشاهی کرد، خودمختاری تاریخی ارمنستان (از زمان داریوش بزرگ) را برهم زد و آن را به یک ساتراپی (استان) درآورد. بیشتر ارمنیان از دیرزمان مسیحی شده بودند.
بهرام، رومیان را هم که در تلاش پشتیبانی از مسیحیان در گسترهی ایرانزمین برآمده بودند، در جنگ شکست سخت داد و هپتالها را از مرزهای شمال شرقی ایران بیرون راند.
بهرام در سال 997 شاهنشاهی در جریان شکار «گور» ناپدید شد و ایرانیان نزدیک به دو سال او را زنده میپنداشتند و پادشاه تازه ای برنگزیدند. برخی از مورخان بر این گمان بودند که به باتلاقهای زاینده رود فرو رفته باشد.
فردوسی، فرزانهی توس، دربارهی مرگ بهرام گفته است: بهرام که گور می گرفتی همه عمر ـ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۹۸، تصویر حماسی قدبرافراشتن امید و زندگی است در برابر نفرت و مرگ و مرگاندیشی؛ تصویر رویش هزاران هزار پویا، نیکتا، ابراهیم، آمنه، محسن، گلناز، ساسان، شبنم، مهرداد، آزاده، فرزاد و پژمان در گوشه گوشه ایران. #پسرم_را_اینجا_کشتند
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
" جاوید شاه "
تنها فریاد رهایی بخش است .
برافراشتن پرچم شیر و خورشید نشان در پاسارگاد - آرامگاه کورش - هفتم آبان ۲۵۷۵هخامنشی شاهنشاهی -۳۷۵۴ یکتایی زرتشتی - اکتبر ۲۰۱۶ ترسایی
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
تنها فریاد رهایی بخش است .
برافراشتن پرچم شیر و خورشید نشان در پاسارگاد - آرامگاه کورش - هفتم آبان ۲۵۷۵هخامنشی شاهنشاهی -۳۷۵۴ یکتایی زرتشتی - اکتبر ۲۰۱۶ ترسایی
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
اولين نمونه كپسول اكسيژن برای زیر آب در جهان
فرتور يكی از لشگريان آشورنصيرپال دوم در ٨٦٠ پيش از ميلاد كه با استفاده از پوست باد كرده حيوانات بعنوان كيسه هوا درحال عبور از رود فرات بوده اند.
کاری که اقوام بختیاری در ایران انجام میداده و هنوز انجام میدهند. این اقدام برای عبور از رودخانه های خروشان میباشد.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
فرتور يكی از لشگريان آشورنصيرپال دوم در ٨٦٠ پيش از ميلاد كه با استفاده از پوست باد كرده حيوانات بعنوان كيسه هوا درحال عبور از رود فرات بوده اند.
کاری که اقوام بختیاری در ایران انجام میداده و هنوز انجام میدهند. این اقدام برای عبور از رودخانه های خروشان میباشد.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبان ۹۸، تصویر حماسی قدبرافراشتن امید و زندگی است در برابر نفرت و مرگ و مرگاندیشی؛ تصویر رویش هزاران هزار پویا، نیکتا، ابراهیم، آمنه، محسن، گلناز، ساسان، شبنم، مهرداد، آزاده، فرزاد و پژمان در گوشه گوشه ایران. #پسرم_را_اینجا_کشتند
@OfficialRezaPahlavi
@OfficialRezaPahlavi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پس از خیزش های مردمی در #جمهوری های #فرانسه و #بلاروس و فریاد مردم به بازگشت دگر بار پادشاهی به کشورشان و پس از آن آشوب و نابسامانی و سلاخی #دموکراسی در مهد جمهوری و فدرال خواهان #آمریکا ، حال امروز خیزش مردم در جمهوری فدرالی دگر بنام #آلمان و پاسخ نیروهای پلیس با آبپاش دموکراسی !!
حال سیاستمداران دونمایه در همین کشورها نشسته اند و برای ما نسخه جمهوری موزی و از ریخت فدرالی اش را می پیچند !
یکی هم پیدا نمی شود بگوید اگر سیستم کشور داری جمهوری و آنهم جمهوری تکه و پاره اش خوبست چرا اکنون خودتان زیرش زاییده اید !؟ آنهم سه قلو ....
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
حال سیاستمداران دونمایه در همین کشورها نشسته اند و برای ما نسخه جمهوری موزی و از ریخت فدرالی اش را می پیچند !
یکی هم پیدا نمی شود بگوید اگر سیستم کشور داری جمهوری و آنهم جمهوری تکه و پاره اش خوبست چرا اکنون خودتان زیرش زاییده اید !؟ آنهم سه قلو ....
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
" یک فرمانروای خوب بر پایه ی قانون راستی باید شهریاری کند و رفاه و امنیت مردم را در نظر داشته باشد . "
اشو زرتشت اسپنتمان
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
اشو زرتشت اسپنتمان
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#زمان_رستاخیز_است
#آبان_ادامه_دارد
🔥
💎
🔹از چوگان ایرانی تا چوگان جهانی
چوگان از ورزشهای کهن ایرانی است که امروزه به ورزشی جهانی تبدیل شده است. این رشته به دلیل رواج در میان پادشاهان و بزرگان به بازی شاهان معروف است. نام چوگان از نام چوبی که در آن استفاده میشود برگرفته شدهاست. این بازی در ابتدا عنوانی نظامی و جنگی داشت و سوارکاران ایرانی در آن استعداد اسبهای جنگی خود را به نمایش میگذاشتند.
امروزه بیش از ۷۷ کشور مسابقات و برنامههای ویژهٔ چوگان برگزار میکنند. چوگان همچنین از جمله ورزشهایی است که از سال ۱۹۰۰ میلادی تا سال ۱۹۳۹ میلادی به عنوان یک ورزش درمسابقات جهانی المپیک بازی شده و هم اکنون نیز از سوی کمیته بینالمللی المپیک به عنوان یکی از ورزشهای جهانی شناخته شده است اما این ورزش در زادگاه خود ایران چندان مورد اقبال عمومی نیست.
تاریخچه:
این بازی از نزدیک ۶۰۰ قبل از میلاد در ایران شکل گرفت و در زمان هخامنشیان بازی میشده است. چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند، در آن سرزمین رواج یافت. همچنین در دوره ساسانیان بخشی از فرهنگ بازیهای این دوره بوده است.
رودکی نخستین شاعری است که پس از اسلام از چوگان گفتگو میکند و فردوسی نیز فراوان از آن نام میبرد. سعدی، حافظ، ناصرخسرو و مولانا هم به چوگان اشاره کردهاند.
مغولان پس از حمله به ایران و در زمانی که با فرهنگ و هنر ایران آشنا میشوند چوگان بازی را نیز یاد گرفته و در سراسر امپراطوری وسیع خود رواج میدهند. میتوان گفت که گرایش کشورهای شرق آسیا به چوگان به همین دلیل است. از این دوره بهعنوان جدّیترین برهه خروج چوگان از ایران یاد میشود. چوگان در دوره صفویه به شکوفایی رسید.
اسناد تاریخی نشان دادهاند که شاه عباس چوگان باز بوده است و حتی پیش از اینکه بهاصفهان بیاید در قزوین که پایتخت ایران بوده چوگان بازی میکرده است. همچنین میدان نقش جهان اصفهان برای چوگان بازی بنا نهاده شده بود. اروپاییان در زمان صفویان و در زمان استعمار خود در هند، با این بازی آشنا شدند و افسران انگلیسی نیز به طور حرفهای چوگان را در باشگاه کلکته آموخته و با خود با انگلیس بردند. بعدها نیز ورزشهایی از قبیل گلف و هاکی پدید آوردند که دستههای استفاده شده در این بازیها به همان چوب چوگان برمیگردد. در سال ۱۸۶۰ میلادی چوگان در انگلیس متداول میشود. سپس از این کشور بازی به آمریکای جنوبی میرود و به شدت رواج مییابد چنانکه اکنون چوگان در آمریکای جنوبی از همه جای دنیا بیشتر بازی میشود و طرفداران بسیاری نیز دارد.
این ورزش در ایران پس از صفویان کمکم رو به فراموشی رفت. البته در زمان پهلوی، در ارتباط با اروپاییان، چوگان دوباره مورد توجه قرار گرفت، ولی مانند گذشته رواج نیافت. امروزه سعی میشود توجه بیشتری به این ورزش نشان داده شود. همچنین اقداماتی برای تاُسیس زمینهایی سرپوشیده برای زنان انجام شدهاست.
چوگان بازی بیانگیزهای نبوده است و کاملاً یک بازی استراتژیک است که آمادگی سوار و اسب را با هم نیاز داشته است. سوار و اسب در بازی چوگان مشق رزم میکردهاند. اسب وقتی مقابل مانعی قرار میگیرد، فرار میکند اما اسب چوگان به سمت مانع رفته و خود را در شرایطی قرار میدهد که سوار، چوگان بزند. اسبی که خود با شرایط چوگان باز در میدان تطبیق میدهد براحتی در میدان جنگ نیز حضور مییابد.
یک بازی چوگان به ۶ دوره زمانی (چوکه) که هر کدام ۷ دقیقه میباشد تقسیم میشود. البته این استاندارد مربوط به کشور انگلستانمیباشد ولی در آرژانتین و آمریکا این مدت زمانی به هشت قسمت تقسیم شده و بین هر چوکه استراحتی معادل۳ دقیقه و بین دو نیمه ۵ دقیقه در نظر گرفته میشود.
در هر تیم چهار نفر بازی میکنند. نفر اول یک مهاجم است و کار او حمله و نیز کمک به مدافع است. نفر دوم نیز مهاجم است، ولی وظیفه او در دفاع مهمتر است. نفر سوم که معمولاً بهترین بازیکن تیم است، وظیفه دارد تا حرکات دفاعی را به ضد حمله تبدیل کند. نفر چهارم نیز مدافع است و وظیفه دارد توپ را از دروازه دور کند. از آن جایی که چوگان بازیای با روند سریع است، امکان دارد بازی کنان یک تیم در قسمتهای مختلفی از زمین قرار گیرند که مربوط به وظیفه بازیکن دیگر باشد.
در این حالت باید وظایف آن بازیکن را انجام دهند تا به جای خود بازگردند.
هدف این بازی فرستادن توپ در دروازهٔ حریف میباشد. هنگامی که توپ از پشت دروازه خارج میشود، پرتاب توپ به تیم مورد حمله قرار گرفته تعلق میگیرد، مگر این که خود این تیم باعث خارج شدن آن شده باشد. در این صورت به تیم مقابل یک پرتاب آزاد (از ۸۴ متری محل خروج) تعلق میگیرد. پس از هر گل، دو تیم زمین خود را تعویض میکنند و داور توپ را در مرکز زمین قرار میدهد. در صورتی که دو تیم برابر شوند، وقت اضافی به آنها تعلق میگیرد و اولین تیمی که گل بزند برنده اعلام میشود.
چوگان از ورزشهای کهن ایرانی است که امروزه به ورزشی جهانی تبدیل شده است. این رشته به دلیل رواج در میان پادشاهان و بزرگان به بازی شاهان معروف است. نام چوگان از نام چوبی که در آن استفاده میشود برگرفته شدهاست. این بازی در ابتدا عنوانی نظامی و جنگی داشت و سوارکاران ایرانی در آن استعداد اسبهای جنگی خود را به نمایش میگذاشتند.
امروزه بیش از ۷۷ کشور مسابقات و برنامههای ویژهٔ چوگان برگزار میکنند. چوگان همچنین از جمله ورزشهایی است که از سال ۱۹۰۰ میلادی تا سال ۱۹۳۹ میلادی به عنوان یک ورزش درمسابقات جهانی المپیک بازی شده و هم اکنون نیز از سوی کمیته بینالمللی المپیک به عنوان یکی از ورزشهای جهانی شناخته شده است اما این ورزش در زادگاه خود ایران چندان مورد اقبال عمومی نیست.
تاریخچه:
این بازی از نزدیک ۶۰۰ قبل از میلاد در ایران شکل گرفت و در زمان هخامنشیان بازی میشده است. چوگان به هنگام کشور گشایی داریوش اول در هند، در آن سرزمین رواج یافت. همچنین در دوره ساسانیان بخشی از فرهنگ بازیهای این دوره بوده است.
رودکی نخستین شاعری است که پس از اسلام از چوگان گفتگو میکند و فردوسی نیز فراوان از آن نام میبرد. سعدی، حافظ، ناصرخسرو و مولانا هم به چوگان اشاره کردهاند.
مغولان پس از حمله به ایران و در زمانی که با فرهنگ و هنر ایران آشنا میشوند چوگان بازی را نیز یاد گرفته و در سراسر امپراطوری وسیع خود رواج میدهند. میتوان گفت که گرایش کشورهای شرق آسیا به چوگان به همین دلیل است. از این دوره بهعنوان جدّیترین برهه خروج چوگان از ایران یاد میشود. چوگان در دوره صفویه به شکوفایی رسید.
اسناد تاریخی نشان دادهاند که شاه عباس چوگان باز بوده است و حتی پیش از اینکه بهاصفهان بیاید در قزوین که پایتخت ایران بوده چوگان بازی میکرده است. همچنین میدان نقش جهان اصفهان برای چوگان بازی بنا نهاده شده بود. اروپاییان در زمان صفویان و در زمان استعمار خود در هند، با این بازی آشنا شدند و افسران انگلیسی نیز به طور حرفهای چوگان را در باشگاه کلکته آموخته و با خود با انگلیس بردند. بعدها نیز ورزشهایی از قبیل گلف و هاکی پدید آوردند که دستههای استفاده شده در این بازیها به همان چوب چوگان برمیگردد. در سال ۱۸۶۰ میلادی چوگان در انگلیس متداول میشود. سپس از این کشور بازی به آمریکای جنوبی میرود و به شدت رواج مییابد چنانکه اکنون چوگان در آمریکای جنوبی از همه جای دنیا بیشتر بازی میشود و طرفداران بسیاری نیز دارد.
این ورزش در ایران پس از صفویان کمکم رو به فراموشی رفت. البته در زمان پهلوی، در ارتباط با اروپاییان، چوگان دوباره مورد توجه قرار گرفت، ولی مانند گذشته رواج نیافت. امروزه سعی میشود توجه بیشتری به این ورزش نشان داده شود. همچنین اقداماتی برای تاُسیس زمینهایی سرپوشیده برای زنان انجام شدهاست.
چوگان بازی بیانگیزهای نبوده است و کاملاً یک بازی استراتژیک است که آمادگی سوار و اسب را با هم نیاز داشته است. سوار و اسب در بازی چوگان مشق رزم میکردهاند. اسب وقتی مقابل مانعی قرار میگیرد، فرار میکند اما اسب چوگان به سمت مانع رفته و خود را در شرایطی قرار میدهد که سوار، چوگان بزند. اسبی که خود با شرایط چوگان باز در میدان تطبیق میدهد براحتی در میدان جنگ نیز حضور مییابد.
یک بازی چوگان به ۶ دوره زمانی (چوکه) که هر کدام ۷ دقیقه میباشد تقسیم میشود. البته این استاندارد مربوط به کشور انگلستانمیباشد ولی در آرژانتین و آمریکا این مدت زمانی به هشت قسمت تقسیم شده و بین هر چوکه استراحتی معادل۳ دقیقه و بین دو نیمه ۵ دقیقه در نظر گرفته میشود.
در هر تیم چهار نفر بازی میکنند. نفر اول یک مهاجم است و کار او حمله و نیز کمک به مدافع است. نفر دوم نیز مهاجم است، ولی وظیفه او در دفاع مهمتر است. نفر سوم که معمولاً بهترین بازیکن تیم است، وظیفه دارد تا حرکات دفاعی را به ضد حمله تبدیل کند. نفر چهارم نیز مدافع است و وظیفه دارد توپ را از دروازه دور کند. از آن جایی که چوگان بازیای با روند سریع است، امکان دارد بازی کنان یک تیم در قسمتهای مختلفی از زمین قرار گیرند که مربوط به وظیفه بازیکن دیگر باشد.
در این حالت باید وظایف آن بازیکن را انجام دهند تا به جای خود بازگردند.
هدف این بازی فرستادن توپ در دروازهٔ حریف میباشد. هنگامی که توپ از پشت دروازه خارج میشود، پرتاب توپ به تیم مورد حمله قرار گرفته تعلق میگیرد، مگر این که خود این تیم باعث خارج شدن آن شده باشد. در این صورت به تیم مقابل یک پرتاب آزاد (از ۸۴ متری محل خروج) تعلق میگیرد. پس از هر گل، دو تیم زمین خود را تعویض میکنند و داور توپ را در مرکز زمین قرار میدهد. در صورتی که دو تیم برابر شوند، وقت اضافی به آنها تعلق میگیرد و اولین تیمی که گل بزند برنده اعلام میشود.