🔹سپاس ملت ایران به پیشگاه شاهنشاه آریامهر و سران کشورها به یادبود کوروش شاهنشاه هخامنشی در آیین ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران - در روز ۱۷ مهر ماه ۲۵۳۰
شاهنشاهی مجلس سنا و مجلس شورای ملی به نمایندگی از سوی ملت ایران از شاهنشاه ایران و سران کشورهای جهان و دانشمندان برای سازمان دادن به این آیین بزرگداشت ملی و جهانی و ارج نهادن به ملت ایران و تاریخ و فرهنگ کهن کشور ایران، نمودگار ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران سپاسگزاری نمودند.
ساعت ۱۱ بامداد روز ۱۷ مهر ماه ۲۵۳۰ شاهنشاهی دو سوارکار پیک با جامه دوره هخامنشیان در برابر رییس مجلس سنا و رییس مجلس شورای ملی ایستادند. دو پیک آیین درود به روش هخامنشیان را انجام دادند. سپس مهندس جعفر شریف امامی رییس مجلس سنا سخنانی ایراد کرد و گفت:
امروز یکی از روزهای باشکوه و فراموش نشدنی زندگی ماست زیرا مراسمی در این روز انجام میگیرد که مسلما نظیر آن در دوران زندگی ما دیگر تکرار نخواهد شد. این اقدام به خاطر آن است که پیام ملت ایران را که به تصویب نمایندگان ملت رسیده است به وسیله پیک مخصوص به تخت جمشید میفرستیم تا به حضور شاهنشاه آریامهر تقدیم گردد.
هم چنین این اقدام برای نشان دادن نحوه ارتباط زمان هخامنشیان است و همانطور که ملاحظه میفرمایید در آن زمان که هیچ وسیله ارتباطی موجود نبود، مدیران این مملکت ترتیباتی اتخاذ کرده بودند که از نقطهای به نقطه دیگر فرامین و مکاتبات و پیامها به وسیله پیکهای مخصوص و با اسبهای تندرو و در کوتاهترین مدت به مقصد برسد و این نشان دهنده اداره صحیح یک کشوری است که واقعا در آن موقع بی نظیر بوده و ما به آن افتخار میکنیم
آنگاه رییس مجلس سنا پیام ملت را که روی پوست آهو با خط خوش نوشته شده و در نگهدانی قرارداشت به سوارکار داد تا در تخت جمشید به پیشگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران برده شود. سپس دو سوارکار بر اسب نشستند و به سوی فارس و تخت جمشید تاختند. این دو سوارکار دو درجهدار ارتش شاهنشاهی هستند که درازای راه تا کیلومتر ۱۲ را از راه غیراسفالت جاده تهران - قم چهارنعل میتازند و در آنجا پیام را به دو سوارکار تازه نفس دیگر با جامه هخامنشی که سوار بر اسب آماده تاختن هستند وا میسپارند. بدین سان در هر ۱۲ کیلومتر به روش هخامنشیان، دو پیک سوار بر اسب پیام را گرفته و به راه میافتند.
آماده سازی سوارکار و اسب از تهران تا میمه با فدراسیون چوگان بود. از « میمه » تا « ایزد خواست » سپاه اسپهان در هر ۱۲ کیلومتر اسب و سوارکار آماده ساخته و از ایزد خواست تا تخت جمشید، سپاه پارس در هر ۱۲ کیلومتر سوارکار و اسب آماده کردند. بدین سان دو شبانه روز و ۱۷ ساعت یا ۶۵ ساعت از جلوی مجلس سنا به درازا کشید تا آخرین سوارکار با جامه هخامنشی وارد تخت جمشید شد.
روز ۲۳ مهر ماه ۱۳۵۰ ساعت ۱۶ ، جشن ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران در تخت جمشید برگزار شد. در این هنگام دو پیک سوار بر اسب که از مجلس شورای ملی پیام ملت ایران را دریافت کرده بودند، از اسب به زیر آمدند، یکی از سواران در برابر شاهنشاه زانو زد و پس از ادای ادب فریاد برآورد " سپاس، شاهنشاهی را که شادی و پیروزی بخشید " و پیام سپاس ملت ایران را به پیشگاه همایونی پیشکش نمود. در این هنگام اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاهی پیام ملت را از پیک گرفت و به جعفر شریف امامی رییس مجلس سنا داد. جعفر شریف امامی سپاس ملت ایران را چنین خواند:
در این هنگام که آیین فرخنده بیست و پنجمین سده بنیانگذاری شاهنشاهی ایران به یادبود کوروش شاهنشاه بزرگ دودمان هخامنشی آن رادمرد نامدار تاریخ ایران و ستایش اندیشه بلند و تابناک آن پایهگذار نخستین اصول حقوق بشر در پیشگاه با عظمت همایون محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران و بسیاری از سران کشورهای جهان با فر و شکوهی تمام انجام میپذیرد، مجلسین سنا و شورای ملی ایران با این پیک خجستهپی سپاس و پیام ملت ایران را به فرزند برومند میهن و وارث و نگهبان تاج و تخت باستانی ایران که زندگانیش پاینده و خورشید اقبالش در افق کامیابی تابنده باد تقدیم میدارد.
مجلسین این مراسم گرانقدر را به عنوان یادبودی از عالیترین خصایص ملی و معنوی و اصیلترین ارزشهای فرهنگی و هنری ملت ایران میستاید. مراسمی که پیروزیها و افتخارات درخشان تاریخ کشور ما را در طول ۲۵ قرن شاهنشاهی به دوران آریامهر و اصل انقلاب ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ و پیشرفتهای شگرف دوران سلطنت پر برکت آن شهریار کشورمدار و نقش عظیم ایران در برقراری مبانی عدالت اجتماعی و صلح جویی و بشردوستی و استقرار اصول مقدس انقلاب سفید میپیوندد و پیوندهای معنوی و روحی ملت ایران را در طی قرون و اعصار آشکار و نمودار میسازد.
شاهنشاهی مجلس سنا و مجلس شورای ملی به نمایندگی از سوی ملت ایران از شاهنشاه ایران و سران کشورهای جهان و دانشمندان برای سازمان دادن به این آیین بزرگداشت ملی و جهانی و ارج نهادن به ملت ایران و تاریخ و فرهنگ کهن کشور ایران، نمودگار ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران سپاسگزاری نمودند.
ساعت ۱۱ بامداد روز ۱۷ مهر ماه ۲۵۳۰ شاهنشاهی دو سوارکار پیک با جامه دوره هخامنشیان در برابر رییس مجلس سنا و رییس مجلس شورای ملی ایستادند. دو پیک آیین درود به روش هخامنشیان را انجام دادند. سپس مهندس جعفر شریف امامی رییس مجلس سنا سخنانی ایراد کرد و گفت:
امروز یکی از روزهای باشکوه و فراموش نشدنی زندگی ماست زیرا مراسمی در این روز انجام میگیرد که مسلما نظیر آن در دوران زندگی ما دیگر تکرار نخواهد شد. این اقدام به خاطر آن است که پیام ملت ایران را که به تصویب نمایندگان ملت رسیده است به وسیله پیک مخصوص به تخت جمشید میفرستیم تا به حضور شاهنشاه آریامهر تقدیم گردد.
هم چنین این اقدام برای نشان دادن نحوه ارتباط زمان هخامنشیان است و همانطور که ملاحظه میفرمایید در آن زمان که هیچ وسیله ارتباطی موجود نبود، مدیران این مملکت ترتیباتی اتخاذ کرده بودند که از نقطهای به نقطه دیگر فرامین و مکاتبات و پیامها به وسیله پیکهای مخصوص و با اسبهای تندرو و در کوتاهترین مدت به مقصد برسد و این نشان دهنده اداره صحیح یک کشوری است که واقعا در آن موقع بی نظیر بوده و ما به آن افتخار میکنیم
آنگاه رییس مجلس سنا پیام ملت را که روی پوست آهو با خط خوش نوشته شده و در نگهدانی قرارداشت به سوارکار داد تا در تخت جمشید به پیشگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران برده شود. سپس دو سوارکار بر اسب نشستند و به سوی فارس و تخت جمشید تاختند. این دو سوارکار دو درجهدار ارتش شاهنشاهی هستند که درازای راه تا کیلومتر ۱۲ را از راه غیراسفالت جاده تهران - قم چهارنعل میتازند و در آنجا پیام را به دو سوارکار تازه نفس دیگر با جامه هخامنشی که سوار بر اسب آماده تاختن هستند وا میسپارند. بدین سان در هر ۱۲ کیلومتر به روش هخامنشیان، دو پیک سوار بر اسب پیام را گرفته و به راه میافتند.
آماده سازی سوارکار و اسب از تهران تا میمه با فدراسیون چوگان بود. از « میمه » تا « ایزد خواست » سپاه اسپهان در هر ۱۲ کیلومتر اسب و سوارکار آماده ساخته و از ایزد خواست تا تخت جمشید، سپاه پارس در هر ۱۲ کیلومتر سوارکار و اسب آماده کردند. بدین سان دو شبانه روز و ۱۷ ساعت یا ۶۵ ساعت از جلوی مجلس سنا به درازا کشید تا آخرین سوارکار با جامه هخامنشی وارد تخت جمشید شد.
روز ۲۳ مهر ماه ۱۳۵۰ ساعت ۱۶ ، جشن ۲۵۰۰ سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران در تخت جمشید برگزار شد. در این هنگام دو پیک سوار بر اسب که از مجلس شورای ملی پیام ملت ایران را دریافت کرده بودند، از اسب به زیر آمدند، یکی از سواران در برابر شاهنشاه زانو زد و پس از ادای ادب فریاد برآورد " سپاس، شاهنشاهی را که شادی و پیروزی بخشید " و پیام سپاس ملت ایران را به پیشگاه همایونی پیشکش نمود. در این هنگام اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاهی پیام ملت را از پیک گرفت و به جعفر شریف امامی رییس مجلس سنا داد. جعفر شریف امامی سپاس ملت ایران را چنین خواند:
در این هنگام که آیین فرخنده بیست و پنجمین سده بنیانگذاری شاهنشاهی ایران به یادبود کوروش شاهنشاه بزرگ دودمان هخامنشی آن رادمرد نامدار تاریخ ایران و ستایش اندیشه بلند و تابناک آن پایهگذار نخستین اصول حقوق بشر در پیشگاه با عظمت همایون محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران و بسیاری از سران کشورهای جهان با فر و شکوهی تمام انجام میپذیرد، مجلسین سنا و شورای ملی ایران با این پیک خجستهپی سپاس و پیام ملت ایران را به فرزند برومند میهن و وارث و نگهبان تاج و تخت باستانی ایران که زندگانیش پاینده و خورشید اقبالش در افق کامیابی تابنده باد تقدیم میدارد.
مجلسین این مراسم گرانقدر را به عنوان یادبودی از عالیترین خصایص ملی و معنوی و اصیلترین ارزشهای فرهنگی و هنری ملت ایران میستاید. مراسمی که پیروزیها و افتخارات درخشان تاریخ کشور ما را در طول ۲۵ قرن شاهنشاهی به دوران آریامهر و اصل انقلاب ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ و پیشرفتهای شگرف دوران سلطنت پر برکت آن شهریار کشورمدار و نقش عظیم ایران در برقراری مبانی عدالت اجتماعی و صلح جویی و بشردوستی و استقرار اصول مقدس انقلاب سفید میپیوندد و پیوندهای معنوی و روحی ملت ایران را در طی قرون و اعصار آشکار و نمودار میسازد.
مجلسین هم چنین مراتب سپاسگزاری و قدردانی خود را به سران کشورهایی که در این بزرگداشت ملی و جهانی شرکت جستهاند و نیز به همه دانشمندان و کسانی که به پاس احترام به اصول انسانی و اخلاقی و خدمات ارزنده ایران به دانش و تمدن و فرهنگ جهان در این مراسم با ملت ایران پیوستگی و هماهنگی نشان دادهاند تقدیم میدارد.
مجلسین این پیام را که به اتفاق آرا در تاریخ سیزدهم مهر ماه ۱۳۵۰ به تصویب رسیده است همراه با آرزوی پیروزی هر چه بیشتر ملت ایران و همه ملل جهان در راه وصول به هدفهای عالی انسانی و تحقق آرمانهای بشری به پیشگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران معروض میدارد.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
🔥
💎
مجلسین این پیام را که به اتفاق آرا در تاریخ سیزدهم مهر ماه ۱۳۵۰ به تصویب رسیده است همراه با آرزوی پیروزی هر چه بیشتر ملت ایران و همه ملل جهان در راه وصول به هدفهای عالی انسانی و تحقق آرمانهای بشری به پیشگاه اعلیحضرت همایون محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران معروض میدارد.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
مبارزه برای رهایی میهن منتی بر سر ما و میهن نیست ، یک خویشکاری تاریخی بر گردن تک به تک ما است تا با گام نهادن در این مسیر نشان دهیم که راه یکی است و آن رهایی است .
کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
Forwarded from حزب پانایرانیست ≠
در بحبوحه خبرهای ریز و درشت و بی تدبیری های نظام و بی کفایتی دولت و جنگ قدرت بالادستی ها و گرانی و سقوط ارزش ریال و فقر و فلاکت گسترده اتفاقاتی در مرزهای ایران در حال وقوع است که می تواند ایران را وارد یک جنگ فرقه ای دیگر و برادرکشی نماید.
بی تدبیری جمهوری اسلامی در سیاست خارجی ایران را در معرض تهاجم همسایگان قرار داده است. اسراییل که قرار بود نابود شود در رأس تحرکات ضد ایرانی به سامان بخشی دشمنان داخلی و خارجی ایران کوشاست و نه تنها با سرانگشت قدرت نظامی جمهوری اسلامی از صفحه روزگار محو نشده بلکه دشمنان تاریخی خود را به دوستان ارزشی تبدیل کرده و با رایزنی های زیرکانه ترکیه را به حلقه دوستان استراتژیک در آورده و بخشی از تحریکات ضد ایرانی را با بهره برداری از بلند پروازی های اردوغان سامان داده است.
جمهوری اسلامی که در توهم و رویای رهبری جهان شیعه بسر میبرد هم چنان بر بوق تبلیغات فرقه ای دمیده و از درک منافع ملی و مصالح کشوری عاجز است.
در چنین شرایط خطرناک دو صدای ناهماهنگ از درون نظام شنیده میشود. یکی نعره و فریاد ملاها هم آوا با پانترکیست های نظام است که بر طبل جنگ و نفرت پراکنی می کوبند و دیگر صدای ضعیف و لرزان دیپلماسی ایران که نگاه بیطرفی به جنگ قره باغ دارد. هر دو این صداها از حقیقت تلخ دوگانگی تصمیم گیری در حاکمیت ایران حکایت دارد.
حقیقت آنست که مردم ارمنستان و آران و قره باغ فرزندان جدا افتاده از مام میهن ایران هستند و ملت ایران هیچگونه مرزی و جدایی بین آنان احساس نمی کند و اختلاف موجود در آن سرزمین را حاصل دسیسه دولت های منطقه میداند که در نتیجه سیاست های غلط جمهوری اسلامی به دشمنان ایران تبدیل شده اند که فرصت را برای ناآرام کردن مرزهای ایران مناسب تشخیص داده اند.
انتقال گروههای تروریست به قفقاز و استقرار آنان در مرزهای کشور خبر از اتحاد شوم ترکیه و اسراییل میدهد. این اقدام ادامه بسیج داعش در مرزهای غربی ایران است که با اعمال سیاست های جدید ترامپ از منطقه رانده شدند ولی اینک از گوشه دیگر مرزهای ایران سر بر آورده اند.
ایران و منطقه روزهای پر التهاب و خطرناکی را می گذراند. وظیفه هر ایرانی میهن پرست به ویژه پان ایرانیستها اینست که به اتفاقات منطقه با حساسیت نگاه کنند و رویدادها را دنبال نمایند و به ایراد نظر بپردازند. بی تردید اهمیت حوادث قره باغ به مراتب بیش از مسابقات فوتبال آسیایی است. دقت نظر و توجهی که به بازی ها اعمال میشود بیش از کشتار برادران ارمنی و آذری ما نیست. همان اندازه که فریاد شادی گل های زده شده در آسمان ایران طنین انداز است، صفیر گلوله های توپ که که جانها را می ستاند و خانه ها را ویران میکند دردناک و غم انگیز است.
باید پیگیرانه و مصرانه از حاکمان ایران بخواهیم که هم آوایی با پانترکها که بخشی از بدنه نظام را تشکیل میدهند جداً خودداری ورزند و این صدای نفرت و جنگ و نفاق را خاموش سازند.
منوچهر یزدی
۱٧ مهر ۱٣٩٩
@paniranist_org
بی تدبیری جمهوری اسلامی در سیاست خارجی ایران را در معرض تهاجم همسایگان قرار داده است. اسراییل که قرار بود نابود شود در رأس تحرکات ضد ایرانی به سامان بخشی دشمنان داخلی و خارجی ایران کوشاست و نه تنها با سرانگشت قدرت نظامی جمهوری اسلامی از صفحه روزگار محو نشده بلکه دشمنان تاریخی خود را به دوستان ارزشی تبدیل کرده و با رایزنی های زیرکانه ترکیه را به حلقه دوستان استراتژیک در آورده و بخشی از تحریکات ضد ایرانی را با بهره برداری از بلند پروازی های اردوغان سامان داده است.
جمهوری اسلامی که در توهم و رویای رهبری جهان شیعه بسر میبرد هم چنان بر بوق تبلیغات فرقه ای دمیده و از درک منافع ملی و مصالح کشوری عاجز است.
در چنین شرایط خطرناک دو صدای ناهماهنگ از درون نظام شنیده میشود. یکی نعره و فریاد ملاها هم آوا با پانترکیست های نظام است که بر طبل جنگ و نفرت پراکنی می کوبند و دیگر صدای ضعیف و لرزان دیپلماسی ایران که نگاه بیطرفی به جنگ قره باغ دارد. هر دو این صداها از حقیقت تلخ دوگانگی تصمیم گیری در حاکمیت ایران حکایت دارد.
حقیقت آنست که مردم ارمنستان و آران و قره باغ فرزندان جدا افتاده از مام میهن ایران هستند و ملت ایران هیچگونه مرزی و جدایی بین آنان احساس نمی کند و اختلاف موجود در آن سرزمین را حاصل دسیسه دولت های منطقه میداند که در نتیجه سیاست های غلط جمهوری اسلامی به دشمنان ایران تبدیل شده اند که فرصت را برای ناآرام کردن مرزهای ایران مناسب تشخیص داده اند.
انتقال گروههای تروریست به قفقاز و استقرار آنان در مرزهای کشور خبر از اتحاد شوم ترکیه و اسراییل میدهد. این اقدام ادامه بسیج داعش در مرزهای غربی ایران است که با اعمال سیاست های جدید ترامپ از منطقه رانده شدند ولی اینک از گوشه دیگر مرزهای ایران سر بر آورده اند.
ایران و منطقه روزهای پر التهاب و خطرناکی را می گذراند. وظیفه هر ایرانی میهن پرست به ویژه پان ایرانیستها اینست که به اتفاقات منطقه با حساسیت نگاه کنند و رویدادها را دنبال نمایند و به ایراد نظر بپردازند. بی تردید اهمیت حوادث قره باغ به مراتب بیش از مسابقات فوتبال آسیایی است. دقت نظر و توجهی که به بازی ها اعمال میشود بیش از کشتار برادران ارمنی و آذری ما نیست. همان اندازه که فریاد شادی گل های زده شده در آسمان ایران طنین انداز است، صفیر گلوله های توپ که که جانها را می ستاند و خانه ها را ویران میکند دردناک و غم انگیز است.
باید پیگیرانه و مصرانه از حاکمان ایران بخواهیم که هم آوایی با پانترکها که بخشی از بدنه نظام را تشکیل میدهند جداً خودداری ورزند و این صدای نفرت و جنگ و نفاق را خاموش سازند.
منوچهر یزدی
۱٧ مهر ۱٣٩٩
@paniranist_org
هم میهنان اگر شیون و مویه تان برای درگذشت #شجریان پایان یافت بایست اینرا بگوییم که #ماله_کش_اعظم ظریف الدوله به #چین سفر کرده تا نقشه ایرانفروشی اشغالگران را به سرانجام رساند .
جسم بیجان را به بهانه کما نگاه داشتند تا خبر درگذشت ، همزمان با خبر آزادی #نرگس_محمدی اصلاحاتچی ، خبر بسیار مهم خیانت شان به میهن مان را پنهان کنند .
سکوت در مقابل این خیانت بزرگترین اشتباه تاریخی مان را رقم خواهد زد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#راه_نوید_ادامه_دارد
#۷آبان
🔥
💎
جسم بیجان را به بهانه کما نگاه داشتند تا خبر درگذشت ، همزمان با خبر آزادی #نرگس_محمدی اصلاحاتچی ، خبر بسیار مهم خیانت شان به میهن مان را پنهان کنند .
سکوت در مقابل این خیانت بزرگترین اشتباه تاریخی مان را رقم خواهد زد .
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
#پیمان_نوین
#راه_نوید_ادامه_دارد
#۷آبان
🔥
💎
Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
همیشه تلاش کردی تا بر چهره ما، شادی و بر لبانمان، خنده بیاوری. در چهار دهه ممنوعیت، از یادمان نرفتی؛ پس از این نیز از یادمان نخواهی رفت.
#نصرت_الله_وحدت
@OfficialRezaPahlavi
#نصرت_الله_وحدت
@OfficialRezaPahlavi
فریاد " جاوید شاه " و پدافند و پشتیبانی تمام قد از نهاد ایرانگرای شهریاری امروز بیش از پیش نیاز است تا نانجیبان و دون مایه گان ایرانستیز کلاهی دگر اما اینبار گشاد تر از پنجاه و هفت بر سرمان نگذارند .
این رژیم رفتنی است اما چگونه برود و پس از آن چه شود ، وابسته به ما خواهد بود .
کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
این رژیم رفتنی است اما چگونه برود و پس از آن چه شود ، وابسته به ما خواهد بود .
کنشگری مبارزان ایرانگرا در درون مرز
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
Forwarded from Rastakhiz simorgh رستاخیز سیمرغ (S Gh)
#رضاشاه_دوم بگونه ای محسوس تلویزیون و ارازل اوباش #شهرام_شارلاتان را رسما مزدوران رژیم اخوندی خواندند!!
توجه داشته باشید اکثر #شایعه ها در مورد خاندان پهلوی از جمله خود ایشان از #لجن_خانه #ماپستیم بیرون میزند
#شارلاتانیزم_همایون
توجه داشته باشید اکثر #شایعه ها در مورد خاندان پهلوی از جمله خود ایشان از #لجن_خانه #ماپستیم بیرون میزند
#شارلاتانیزم_همایون
Rastakhiz simorgh رستاخیز سیمرغ
#رضاشاه_دوم بگونه ای محسوس تلویزیون و ارازل اوباش #شهرام_شارلاتان را رسما مزدوران رژیم اخوندی خواندند!! توجه داشته باشید اکثر #شایعه ها در مورد خاندان پهلوی از جمله خود ایشان از #لجن_خانه #ماپستیم بیرون میزند #شارلاتانیزم_همایون
زمانی که هشتگ #تحریم_شهرام_شارلاتان را ترند کردیم، برای این بود که درب یکی از بنگاه های لجن پراکنی رژیم ضحاک یعنی کانال یک را گل بگیرید و متوجه این موضوع باشید که اصولا رسانه ها همگی پادوی رژیم و اربابان رژیم جمهوری اسلامی هستند.
امیدواریم که دوزاری کج کسان افتاده باشد
امیدواریم که دوزاری کج کسان افتاده باشد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ایرانگرایان در #سوییس در واخواهی به اشغال میهن مان توسط رژیم جمهوری اسلامی ، گرد هم آمدند و فریاد آزادیخواهی سر دادند .
پنجشنبه هشتم اکتبر برابر با هفده مهرماه
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
پنجشنبه هشتم اکتبر برابر با هفده مهرماه
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
به اتش کشاندن بنرهای #ضحاک و تروریست #قاسم_سلیمانی در #شیراز و #همدان بدست مبارزان ایرانگرا
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
پاینده ایران
#جاویدشاه
#پیمان_نوین
#رنسانس_ایرانی
#۷آبان
#زمان_رستاخیز_است
🔥
💎
🔹 پالایش زبان پارسی
هرچه از سدههای چهارم و پنجم پیشتر میآییم نثر پارسی بیشتر با وامواژههای عربی آمیخته میشود و بازیهای زبانی و سجعپردازی زبان پارسی را از سرشت زاستاری(:طبیعی) خود دور و دورتر میکند. ترزبانش (:ترجمه) تاریخ طبری سادهتر و پارسیتر از تاریخ بیهقی است. تاریخ بیهقی پارسیتر از کلیلهودمنه است و کلیله و دمنه پارسیتر از تاریخ وَصّاف.
با روی کار آمدن پادشاهی پهلوی، همراه با گسترش اندیشههای میهندوستانه، پایش و پالایش زبان پارسی آغاز می شود. از آن زمان تاکنون نثر پارسی پیوسته روی به سادگی و روانی بیشتر دارد. سَهانها (:جملهها) کوتاهتر و کاربرد واژههای ناآشنا و دیریاب عربی کمتر و کمتر میشوند؛ تاجایی که میتوان گفت نثر امروز بیش از هر زمانی به نثرهای پیراسته و روان سدهی چهارم و پنجم ماننده است.
من خود تا آنجا که بتوانم از واژههای سرهی پارسی بهره میبرم و باور دارم که این شیوه، برکامه(:به رغم) دردسری که به خواننده میدهد، کمک میکند واژههای ناآشنا و سَرهی پارسی به گوش پارسیزبانان آشنا شوند و رفتهرفته جایی در میان واژهها برای خود باز کنند.
بیشتر پارسیزبانان در نوشتههایشان از وامواژههای جاافتاده در زبان پارسی بهره میبرند. این کار زاستاری است و جایی برای خردهگیری ندارد؛ هرچند همیشه میتوان پارسیگرایی بیشترِ آنها را نیز آرزومند بود. کار آنجایی آکناک(:عیبدار) میشود که کسی وامواژههای ناآشنای عربی و انگلیسی را به نوواژههای پارسی و بدتر از آن به واژههای آشنای پارسی برتری دهد. اگر به هر انگیزهای قرار است از خط میانهروی خارج شویم و به سویی غش کنیم، بهتر است به سوی زبان پارسی غش کنیم تا عربی و انگلیسی. اگر قرار است در نوشتهی خود واژهای به کار ببریم که خواننده برای فهمیدنش نیازمند جستجو در فرهنگ واژگان شود، بهتر است رنج و زمانی که بر خواننده بار میشود، در راه یادگیری واژهای پارسی هزینه شود.
در زیر شماری از واژههای عربی بهکار رفته در یکی از کتابهای تازهمنتشرشده را میآورم:
لُجّه، مَعَهذا، مُتَفَطِّن، مَضار، قابل اِرصاد، تحریض، مطروح، فَقد، مستوفا، موالید، ابتنا، مُشبَع، سَیِّئات، اَضعَف، عادالمحذور و…
نمونهای از سَهانهای این کتاب:
• از خلال متن نوشتههای آنان قابل ارصاد است
• به دقیقهای متفطن شده است.
• و ثانیا «لیس فیها کثیرا من الفایده»
• غالبا فصولی مشبع بود
جای دریغ اینجاست که بسیاری از این واژههای عربی، برابرنهادههای آشنای پارسی دارند؛ برای نمونه نویسندگان به جای واژۀ «زادِ ولد» میتوانند بهآسانی از واژهی پارسی «زادآوری» بهره ببرد یا به جای سَهان «منافعش بیش از مضارش بود» میشود بهسادگی بنویسند:«سودهایش بیش از زیانهایش بود».
اگر انگیزهی نویسندگان در بهکارگیری گستردهی وامواژههای عربی، پُرگونی(تنوع) و رنگارنگی پَرهون(:دایره) واژگانی نوشته است، باید از ایشان پرسید چرا به سراغ نوواژههای کمتر آشنا یا ناآشنای زبان مادری و میهنی خویش نمیروید.
به نگر میرسد سایهی بلند نثر عربیگرا اگرچه نه به پررنگی گذشته، تا به امروز نیز کشیده شده است. برای نشان دادن ریشههای این گرایش میتوان نمونههای روشنگری در تاریخ نوشتاری زبان پارسی یافت. همسنجی(:مقایسه) نثر کتاب «کلیله و دمنه» از نصرالله منشی با کتاب «داستانهای بیدپای» از محمدبن عبدالله بُخاری در این زمینه راهگشا خواهد بود. هر دو کتاب در سدهی ششم نوشته شدهاند و ترزبانشی(:ترجمهای) از متن عربی «کلیله و دمنه» از روزبه پوردادویه (اِبن مُقَفَّع) هستند:
• نصرالله منشی: قویتر رُکنی بناء مودّت را کتمان اَسرار است.
• محمد بخاری: هیچ خصلتی از رازداری و پیشبینی بهتر نیست
هرچه از سدههای چهارم و پنجم پیشتر میآییم نثر پارسی بیشتر با وامواژههای عربی آمیخته میشود و بازیهای زبانی و سجعپردازی زبان پارسی را از سرشت زاستاری(:طبیعی) خود دور و دورتر میکند. ترزبانش (:ترجمه) تاریخ طبری سادهتر و پارسیتر از تاریخ بیهقی است. تاریخ بیهقی پارسیتر از کلیلهودمنه است و کلیله و دمنه پارسیتر از تاریخ وَصّاف.
با روی کار آمدن پادشاهی پهلوی، همراه با گسترش اندیشههای میهندوستانه، پایش و پالایش زبان پارسی آغاز می شود. از آن زمان تاکنون نثر پارسی پیوسته روی به سادگی و روانی بیشتر دارد. سَهانها (:جملهها) کوتاهتر و کاربرد واژههای ناآشنا و دیریاب عربی کمتر و کمتر میشوند؛ تاجایی که میتوان گفت نثر امروز بیش از هر زمانی به نثرهای پیراسته و روان سدهی چهارم و پنجم ماننده است.
من خود تا آنجا که بتوانم از واژههای سرهی پارسی بهره میبرم و باور دارم که این شیوه، برکامه(:به رغم) دردسری که به خواننده میدهد، کمک میکند واژههای ناآشنا و سَرهی پارسی به گوش پارسیزبانان آشنا شوند و رفتهرفته جایی در میان واژهها برای خود باز کنند.
بیشتر پارسیزبانان در نوشتههایشان از وامواژههای جاافتاده در زبان پارسی بهره میبرند. این کار زاستاری است و جایی برای خردهگیری ندارد؛ هرچند همیشه میتوان پارسیگرایی بیشترِ آنها را نیز آرزومند بود. کار آنجایی آکناک(:عیبدار) میشود که کسی وامواژههای ناآشنای عربی و انگلیسی را به نوواژههای پارسی و بدتر از آن به واژههای آشنای پارسی برتری دهد. اگر به هر انگیزهای قرار است از خط میانهروی خارج شویم و به سویی غش کنیم، بهتر است به سوی زبان پارسی غش کنیم تا عربی و انگلیسی. اگر قرار است در نوشتهی خود واژهای به کار ببریم که خواننده برای فهمیدنش نیازمند جستجو در فرهنگ واژگان شود، بهتر است رنج و زمانی که بر خواننده بار میشود، در راه یادگیری واژهای پارسی هزینه شود.
در زیر شماری از واژههای عربی بهکار رفته در یکی از کتابهای تازهمنتشرشده را میآورم:
لُجّه، مَعَهذا، مُتَفَطِّن، مَضار، قابل اِرصاد، تحریض، مطروح، فَقد، مستوفا، موالید، ابتنا، مُشبَع، سَیِّئات، اَضعَف، عادالمحذور و…
نمونهای از سَهانهای این کتاب:
• از خلال متن نوشتههای آنان قابل ارصاد است
• به دقیقهای متفطن شده است.
• و ثانیا «لیس فیها کثیرا من الفایده»
• غالبا فصولی مشبع بود
جای دریغ اینجاست که بسیاری از این واژههای عربی، برابرنهادههای آشنای پارسی دارند؛ برای نمونه نویسندگان به جای واژۀ «زادِ ولد» میتوانند بهآسانی از واژهی پارسی «زادآوری» بهره ببرد یا به جای سَهان «منافعش بیش از مضارش بود» میشود بهسادگی بنویسند:«سودهایش بیش از زیانهایش بود».
اگر انگیزهی نویسندگان در بهکارگیری گستردهی وامواژههای عربی، پُرگونی(تنوع) و رنگارنگی پَرهون(:دایره) واژگانی نوشته است، باید از ایشان پرسید چرا به سراغ نوواژههای کمتر آشنا یا ناآشنای زبان مادری و میهنی خویش نمیروید.
به نگر میرسد سایهی بلند نثر عربیگرا اگرچه نه به پررنگی گذشته، تا به امروز نیز کشیده شده است. برای نشان دادن ریشههای این گرایش میتوان نمونههای روشنگری در تاریخ نوشتاری زبان پارسی یافت. همسنجی(:مقایسه) نثر کتاب «کلیله و دمنه» از نصرالله منشی با کتاب «داستانهای بیدپای» از محمدبن عبدالله بُخاری در این زمینه راهگشا خواهد بود. هر دو کتاب در سدهی ششم نوشته شدهاند و ترزبانشی(:ترجمهای) از متن عربی «کلیله و دمنه» از روزبه پوردادویه (اِبن مُقَفَّع) هستند:
• نصرالله منشی: قویتر رُکنی بناء مودّت را کتمان اَسرار است.
• محمد بخاری: هیچ خصلتی از رازداری و پیشبینی بهتر نیست
• نصرالله منشی: ای نفس، میان منافع و مضارّ خویش فرق نمیتوانی کردن و خردمند چگونه آرزوی چیزی کند که رنج و تَعَب آن بسیار باشد و انِتفاع و اِستِمتاع از آن اندک؟
• محمد بُخاری: ای نفس، چرا سود خود از زیان بازنشناسی؟ چرا عِنان را از جُستن توانگری بازنکشی که هر چند بیشتر گردد رنج تو بیفزاید؟
«آسیبهای بنیادی که از راه دانشفروشی منشیان و اهل علم به فارسی رسیده بیشمار است و عادتهای زیانباری که اینگونه رفتار با زبان در ما پدید آورده سبب شده است که زبان فارسی نتواند نیازهای تازۀ خود را چنانکه باید برآورد. باز برای مثال، هنگامیکه هضم و هاضمه جای گواردن و گوارش را میگیرد، یعنی رفتهرفته چنان جا را برای این فعل درست و زیبا و کارآمد فارسی تنگ میکند کهاندک-اندک غریب به نظر میآید یا واژه «شیکی» که فقط برای بازیهای شیک زبانی باید نگاه داشت، همراه آن دیرگوار و زودگوار و خوشگوار و بدگوار و گوارا و گواردنی و ناگوار جای خود را به ترکیبهای زشت و ناهنجار و سترونی مثل «سوءهاضمه» و «سهل الهضم» و «بطیء الهضم» میدهند و آنگاه دیگر نمیتوانیم، مثلا برای واژهای مثلdyspepsia واژۀ کهن و درست و دقیق «دژگواری» را زنده کنیم. امروز اگر پزشکی در نوشتۀ خود بنویسد «بدگواری» به جای «سوءهاضمه» چه بسا فضلا گمان کنند که این شخص «سوء نیتی» دارد و برای خراب کردن «زبان حافظ و سعدی» توطئهای ترتیب داده است، در حالی که خون هزاران واژۀ خوب، ساده، درست، و سودمند فارسی از اینگونه به گردن دستهای «فضل» و «سواد» است که اینها همه را به کشتارگاه فرستاده و زبانی زمخنت و بینفس و لنگ برایمان ساخته است»
نثر منشیانه برای زبان پارسی زیانها داشته و دارد. کمترینش آنکه راه شکوفایی و آفرینشگری زبان پارسی را تنگ میکند و دستگاه واژهسازی پارسی را به سود واژههای عربی از کارایی میاندازد؛ چنانکه تا پیش از فرهنگستان نخست چنین کرده بود. ادامه دهندهی راه کسانی چون نصرالله منشی نباشیم.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
• محمد بُخاری: ای نفس، چرا سود خود از زیان بازنشناسی؟ چرا عِنان را از جُستن توانگری بازنکشی که هر چند بیشتر گردد رنج تو بیفزاید؟
«آسیبهای بنیادی که از راه دانشفروشی منشیان و اهل علم به فارسی رسیده بیشمار است و عادتهای زیانباری که اینگونه رفتار با زبان در ما پدید آورده سبب شده است که زبان فارسی نتواند نیازهای تازۀ خود را چنانکه باید برآورد. باز برای مثال، هنگامیکه هضم و هاضمه جای گواردن و گوارش را میگیرد، یعنی رفتهرفته چنان جا را برای این فعل درست و زیبا و کارآمد فارسی تنگ میکند کهاندک-اندک غریب به نظر میآید یا واژه «شیکی» که فقط برای بازیهای شیک زبانی باید نگاه داشت، همراه آن دیرگوار و زودگوار و خوشگوار و بدگوار و گوارا و گواردنی و ناگوار جای خود را به ترکیبهای زشت و ناهنجار و سترونی مثل «سوءهاضمه» و «سهل الهضم» و «بطیء الهضم» میدهند و آنگاه دیگر نمیتوانیم، مثلا برای واژهای مثلdyspepsia واژۀ کهن و درست و دقیق «دژگواری» را زنده کنیم. امروز اگر پزشکی در نوشتۀ خود بنویسد «بدگواری» به جای «سوءهاضمه» چه بسا فضلا گمان کنند که این شخص «سوء نیتی» دارد و برای خراب کردن «زبان حافظ و سعدی» توطئهای ترتیب داده است، در حالی که خون هزاران واژۀ خوب، ساده، درست، و سودمند فارسی از اینگونه به گردن دستهای «فضل» و «سواد» است که اینها همه را به کشتارگاه فرستاده و زبانی زمخنت و بینفس و لنگ برایمان ساخته است»
نثر منشیانه برای زبان پارسی زیانها داشته و دارد. کمترینش آنکه راه شکوفایی و آفرینشگری زبان پارسی را تنگ میکند و دستگاه واژهسازی پارسی را به سود واژههای عربی از کارایی میاندازد؛ چنانکه تا پیش از فرهنگستان نخست چنین کرده بود. ادامه دهندهی راه کسانی چون نصرالله منشی نباشیم.
پاینده ایران
#جاویدشاه
#رنسانس_ایرانی
🔥
💎
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB