شايد يکي از زيباترين صحنههاي آميختگي عشق و حماسه در همين نبرد باشد ،در کشاکش حملههاي سخت اين دو، ناگاه نقاب و کلاه جنگي از سر گلشاه به زمين ميافتد وحتي خصم مقابل خود (غلام دلاور) را به دام عشق خويش گرفتار ميسازد.
چــو ايشان به کينه بـرآويختنـــد /نشــاط و بـــلا درهــــم آميختنـد
غــلام دلاور درآمـد چـــو بـــاد /به حمـله به نزديــک گلـشاه شـــاد
بزد نيـزه اي، آمـد انــدر بــرش /بــه يک طعنه بفگندخود از ســــرش
برهنه شد آن مشـک پرتــاب اوي /پديد آمــد آن ورد و سيمـاب اوي
زميـن گشــت گلنار از روي اوي /هوا گــشت عــطار از بـــــوي اوي
بسا کس که آن روز دل خسته شد /بــه دام بـلا جـان او بستــه شـــــد
چو پيدا شد آن مـاه از زيـر ابـــر /از آن هر دو لشــکر بـــپالود صبــــر
دل دختـر از درد شـد پــر گـــره /بـــه ســر بــرفکنــد آستيـن زره
خجل گشت وز شرم گم کرد راي /شدش سسـت از خيرگي دسـتوپاي
غــلام دلاور چــو او را بــديــد /به دلش اندرون فرش غم گستـــــريد
دلش از غم عشـق شــد سوختــه /چو شمعي شــد از آتـش افروختــــه
به عشق آن پسر از پدر درگذشت /به يکبارگي سسـت و بيچاره گشـــت
چو دختر چنان سر برهنه بمانـــد /سبـک نامـه شيــر مــردي بخـــوانـد
بــزد نيـــزه و خـود را از زميـن /بــرآورد آن دخـت نسريـن سريــــن
مر آن خود را زود بر ســر نهــاد /تو گفتي که مه بـر سـر افسـر نهــــاد
التماسهاي عاشقانه پسر ربيع و عتاب و تمسخر گلشاه ادامه مييابد ومجدداً جنگ سخت آن دو آغاز ميشود
.
پس از پايان يافتن اين جنگ و جدالها، ورقه قصد ازدواج با گلشاه را دارد اما هيچ مال و بضاعتي در بساط ندارد. از طرفي آوازه زيبايي گلشاه، بزرگان قبايل مختلف را با مال و جاه فراوان به خواستگاري وي ميکشاند. پدر گلشاه که فريفته مال و ثروت است ازدواج ورقه را مشروط به تحصيل مال و مقام ميکند و ورقه براي اين منظور پس از وداعي غمانگيز با گلشاه که از قسمتهاي غنايي قصه است روانه يمن ميشود تا از پادشاه آنجا که دايي وي ميباشد استمداد جويد. درهمان زمان شاهان بحرين و عدن به يمن حمله و دايي وي را اسير کرده بودند. ورقه وارد يمن شده، هزار سوار رشيد انتخاب ميکند و به مقابله با دشمن ميشتابد. او درجنگي تن به تن 63 نفر از حريفان را کشته، با حمله همه جانبه به سپاه پنجاههزار نفري عدن و بحرين آنان را شکست ميدهد و دايي خود را آزاد ميسازد
يکي حمـله آورد چــون شـــير نــر /بــه نيزه همي جسـت بـر وي ظــــفر
سبک ورقه بگرفت رمحش به چنــگ /ســوار عـــرب ورقــه شيــر مــــرد
بزد نيـزه بــر مــرد لشــکر شکــــر /زکيـن دل آمــد بــه بــــازوش بـــر
دو بازوش بر هر دو پهلـو بــدوخت /چو برخاست آن زخم جانش بسـوخت
ســوار دگـر صفــدر و کينـه خــواه /بــرون زد ستــور از ميــــان سپــــاه
درآمــد بــدو ورقـه بــر ســـان دود /گرفتـش کمــر وز فــــرس در ربــود
ميان مصاف انــدر آن خشـم و کيـن /بــه بــالا بــرآورد و زد بــر زميـــن...
...ز پنجم بــه نيــزه جــدا کــرد جــان /ز ششـــم بــه شمشــير بستـــد روان
ز هفت و ز هشـت و ز نـه در گذشـت /همي گشت تـا دشت پر کشته گشـــت
همــي کشــت تــا از سپــاه عــــدن /به شمشير کم کــرد شســت وسـه تـن
نيارســـت ديگــر کــس آمـد بــرش /ز هــول ســـر نيـــزه و خنجرش
بعد از اين جنگ و پيروزي، ورقه با اموال بسيار به سوي قبيله خود رهسپار ميشود؛ غافل از اين که پدر و مادر گلشاه با حيله و ناجوانمردي و با اين دروغ که ورقه مرده است، دختر را به همسري شاه شام درآوردهاند
بالاخره ورقه از مکر عمو واقف ميشود و راه شام را در پيش ميگيرد. در نزديکي شام به کمين چهل دزد ميافتد و پس از کشتن سي تن از آنها، با وجود زخمهاي فراواني که برداشته، خود را به کنار چشمهاي رسانده بيهوش ميگردد. شاه شام هنگام عبور، دلش به حال وي ميسوزد و او را به قصر برده به درمانش ميپردازد.
بعد از ماجراهايي گلشاه، همسر شاه به وجود ورقه در قصر پي ميبرد و به ملاقات او ميرود و هر دو بيتاب و بيهوش ميشوند.
شاه شام با شناختن ورقه، از او دلجويي ميکند و گلشاه و ورقه را با هم تنها ميگذارد تا غمگسار يکديگر باشند و خود پنهاني آنها را زير نظر ميگيرد.
نمونه زيبا و با شکوه عشق عاطفي و عشق پاک وعفيف دو دلداده در اين قسمت نمايان است که هرگز پا از گليم خويش درازتر نکردند و فکر ناصواب به خود راه ندادند. تمايز اين عشق عاطفي با عشقهاي هوسآميز از همين موارد آشکار ميگردد.
به هر حال بعد از چند روز، ورقه از شاه شام اجازه رفتن مي گيرد و به گلشاه هم ميگويد که:
نگردم همي سير از روي تو /همي شرم دارم من از شوي تو
چــو ايشان به کينه بـرآويختنـــد /نشــاط و بـــلا درهــــم آميختنـد
غــلام دلاور درآمـد چـــو بـــاد /به حمـله به نزديــک گلـشاه شـــاد
بزد نيـزه اي، آمـد انــدر بــرش /بــه يک طعنه بفگندخود از ســــرش
برهنه شد آن مشـک پرتــاب اوي /پديد آمــد آن ورد و سيمـاب اوي
زميـن گشــت گلنار از روي اوي /هوا گــشت عــطار از بـــــوي اوي
بسا کس که آن روز دل خسته شد /بــه دام بـلا جـان او بستــه شـــــد
چو پيدا شد آن مـاه از زيـر ابـــر /از آن هر دو لشــکر بـــپالود صبــــر
دل دختـر از درد شـد پــر گـــره /بـــه ســر بــرفکنــد آستيـن زره
خجل گشت وز شرم گم کرد راي /شدش سسـت از خيرگي دسـتوپاي
غــلام دلاور چــو او را بــديــد /به دلش اندرون فرش غم گستـــــريد
دلش از غم عشـق شــد سوختــه /چو شمعي شــد از آتـش افروختــــه
به عشق آن پسر از پدر درگذشت /به يکبارگي سسـت و بيچاره گشـــت
چو دختر چنان سر برهنه بمانـــد /سبـک نامـه شيــر مــردي بخـــوانـد
بــزد نيـــزه و خـود را از زميـن /بــرآورد آن دخـت نسريـن سريــــن
مر آن خود را زود بر ســر نهــاد /تو گفتي که مه بـر سـر افسـر نهــــاد
التماسهاي عاشقانه پسر ربيع و عتاب و تمسخر گلشاه ادامه مييابد ومجدداً جنگ سخت آن دو آغاز ميشود
.
پس از پايان يافتن اين جنگ و جدالها، ورقه قصد ازدواج با گلشاه را دارد اما هيچ مال و بضاعتي در بساط ندارد. از طرفي آوازه زيبايي گلشاه، بزرگان قبايل مختلف را با مال و جاه فراوان به خواستگاري وي ميکشاند. پدر گلشاه که فريفته مال و ثروت است ازدواج ورقه را مشروط به تحصيل مال و مقام ميکند و ورقه براي اين منظور پس از وداعي غمانگيز با گلشاه که از قسمتهاي غنايي قصه است روانه يمن ميشود تا از پادشاه آنجا که دايي وي ميباشد استمداد جويد. درهمان زمان شاهان بحرين و عدن به يمن حمله و دايي وي را اسير کرده بودند. ورقه وارد يمن شده، هزار سوار رشيد انتخاب ميکند و به مقابله با دشمن ميشتابد. او درجنگي تن به تن 63 نفر از حريفان را کشته، با حمله همه جانبه به سپاه پنجاههزار نفري عدن و بحرين آنان را شکست ميدهد و دايي خود را آزاد ميسازد
يکي حمـله آورد چــون شـــير نــر /بــه نيزه همي جسـت بـر وي ظــــفر
سبک ورقه بگرفت رمحش به چنــگ /ســوار عـــرب ورقــه شيــر مــــرد
بزد نيـزه بــر مــرد لشــکر شکــــر /زکيـن دل آمــد بــه بــــازوش بـــر
دو بازوش بر هر دو پهلـو بــدوخت /چو برخاست آن زخم جانش بسـوخت
ســوار دگـر صفــدر و کينـه خــواه /بــرون زد ستــور از ميــــان سپــــاه
درآمــد بــدو ورقـه بــر ســـان دود /گرفتـش کمــر وز فــــرس در ربــود
ميان مصاف انــدر آن خشـم و کيـن /بــه بــالا بــرآورد و زد بــر زميـــن...
...ز پنجم بــه نيــزه جــدا کــرد جــان /ز ششـــم بــه شمشــير بستـــد روان
ز هفت و ز هشـت و ز نـه در گذشـت /همي گشت تـا دشت پر کشته گشـــت
همــي کشــت تــا از سپــاه عــــدن /به شمشير کم کــرد شســت وسـه تـن
نيارســـت ديگــر کــس آمـد بــرش /ز هــول ســـر نيـــزه و خنجرش
بعد از اين جنگ و پيروزي، ورقه با اموال بسيار به سوي قبيله خود رهسپار ميشود؛ غافل از اين که پدر و مادر گلشاه با حيله و ناجوانمردي و با اين دروغ که ورقه مرده است، دختر را به همسري شاه شام درآوردهاند
بالاخره ورقه از مکر عمو واقف ميشود و راه شام را در پيش ميگيرد. در نزديکي شام به کمين چهل دزد ميافتد و پس از کشتن سي تن از آنها، با وجود زخمهاي فراواني که برداشته، خود را به کنار چشمهاي رسانده بيهوش ميگردد. شاه شام هنگام عبور، دلش به حال وي ميسوزد و او را به قصر برده به درمانش ميپردازد.
بعد از ماجراهايي گلشاه، همسر شاه به وجود ورقه در قصر پي ميبرد و به ملاقات او ميرود و هر دو بيتاب و بيهوش ميشوند.
شاه شام با شناختن ورقه، از او دلجويي ميکند و گلشاه و ورقه را با هم تنها ميگذارد تا غمگسار يکديگر باشند و خود پنهاني آنها را زير نظر ميگيرد.
نمونه زيبا و با شکوه عشق عاطفي و عشق پاک وعفيف دو دلداده در اين قسمت نمايان است که هرگز پا از گليم خويش درازتر نکردند و فکر ناصواب به خود راه ندادند. تمايز اين عشق عاطفي با عشقهاي هوسآميز از همين موارد آشکار ميگردد.
به هر حال بعد از چند روز، ورقه از شاه شام اجازه رفتن مي گيرد و به گلشاه هم ميگويد که:
نگردم همي سير از روي تو /همي شرم دارم من از شوي تو
🔹جشن تیرگان
یکی جشن در کیش ِ ایرانیان
به گهنامه نامیده شد تیرگان
.....
چو بر ماه ِ تیر آیدی سیزده
یکی تیشتر آید از پشت مَه
.....
چنان بارد این روشنایی، کزو
شود آب ِچشمه روان جوبه جو
.....
کمی پیش هنگام ِگندم شمار
که خرمن دروگردد این روزگار
.....
سپس نان ِمیهن به مِهر آورند
وزین مِهر در سفره ها گسترند
.....
به هر سوی شادی فراوان رسد
ز تشتر فرهمند باران رسد
.....
بسا کودکان آب بازی کنند
بزرگان جهان پاکسازی کنند
.....
درین روز فرخنده زرتشتیان
بنا بر ره و رسم پیشینگان
.....
یکی بندِ ابریشم ِ هفت رنگ
ببندند بر کله قندی قشنگ
.....
فرستند بر نامزد ها هزار
بسا هدیه های دگر بیشمار
.....
ترا گویم اکنون گپی آتشین
زآرش کمانگیر ِاین سرزمین
.....
یکی رویدادی درین ماه ِ تیر
نگارش شده ست از نیاکان پیر
.....
که در بین توران و ایرانزمین
در افتاد جنگی شکست آفرین
.....
شهنشاه ایران منوچهر بود
که لشکربراو شاه توران گشود
.....
دو لشکرپس از کارزاری فراز
کشیدند دست از نبردی دراز
.....
شکستی به ایران رسید از نبرد
ولی هردو لشکرفرو شد به درد
.....
سپس پرسش ِآشتی را جواب
پذیرش برآمد ز افراسیاب
.....
برآن شد که تیری ز مازندران
ز البرز گردد رها از کمان
.....
در آنجا که این تیر آید به خاک
همانجا شود مرز ِایران ِ پاک
.....
نمودند مردم ز آرش نشان
که چون او نباشد دگر پهلوان
.....
چنان آمد آرش کمان برگرفت
که گویی دماوند آذر گرفت
.....
ازآن کوه یک تیروجان درکمان
رهانید بر پشت ِ هفت آسمان
.....
یکی روز و یک شب سفرگاه بود
که تیر ِکمانگیر در راه بود
.....
سرانجام از تیر چون پر گسست
به گردو درختی به جیحون نشست
.....
بدینگونه آمد رهی راستین
که نامیده شد مرز ایرانزمین
.....
به هر ماه از سال ِایرانیان
بپا بود جشنی درین باستان
.....
کنون تیرگان بر تو فرخنده باد
که ایران ِ فرزانه پاینده باد
.....
🖋آذر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
یکی جشن در کیش ِ ایرانیان
به گهنامه نامیده شد تیرگان
.....
چو بر ماه ِ تیر آیدی سیزده
یکی تیشتر آید از پشت مَه
.....
چنان بارد این روشنایی، کزو
شود آب ِچشمه روان جوبه جو
.....
کمی پیش هنگام ِگندم شمار
که خرمن دروگردد این روزگار
.....
سپس نان ِمیهن به مِهر آورند
وزین مِهر در سفره ها گسترند
.....
به هر سوی شادی فراوان رسد
ز تشتر فرهمند باران رسد
.....
بسا کودکان آب بازی کنند
بزرگان جهان پاکسازی کنند
.....
درین روز فرخنده زرتشتیان
بنا بر ره و رسم پیشینگان
.....
یکی بندِ ابریشم ِ هفت رنگ
ببندند بر کله قندی قشنگ
.....
فرستند بر نامزد ها هزار
بسا هدیه های دگر بیشمار
.....
ترا گویم اکنون گپی آتشین
زآرش کمانگیر ِاین سرزمین
.....
یکی رویدادی درین ماه ِ تیر
نگارش شده ست از نیاکان پیر
.....
که در بین توران و ایرانزمین
در افتاد جنگی شکست آفرین
.....
شهنشاه ایران منوچهر بود
که لشکربراو شاه توران گشود
.....
دو لشکرپس از کارزاری فراز
کشیدند دست از نبردی دراز
.....
شکستی به ایران رسید از نبرد
ولی هردو لشکرفرو شد به درد
.....
سپس پرسش ِآشتی را جواب
پذیرش برآمد ز افراسیاب
.....
برآن شد که تیری ز مازندران
ز البرز گردد رها از کمان
.....
در آنجا که این تیر آید به خاک
همانجا شود مرز ِایران ِ پاک
.....
نمودند مردم ز آرش نشان
که چون او نباشد دگر پهلوان
.....
چنان آمد آرش کمان برگرفت
که گویی دماوند آذر گرفت
.....
ازآن کوه یک تیروجان درکمان
رهانید بر پشت ِ هفت آسمان
.....
یکی روز و یک شب سفرگاه بود
که تیر ِکمانگیر در راه بود
.....
سرانجام از تیر چون پر گسست
به گردو درختی به جیحون نشست
.....
بدینگونه آمد رهی راستین
که نامیده شد مرز ایرانزمین
.....
به هر ماه از سال ِایرانیان
بپا بود جشنی درین باستان
.....
کنون تیرگان بر تو فرخنده باد
که ایران ِ فرزانه پاینده باد
.....
🖋آذر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیدگاه شهریار ایرانزمین رضا شاه دوم پهلوی سوم رضا پهلوی پیرامون انتخابات با فریب واژه #اصلاحات در رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
نابکاران و نا بخردان ایرانستیز در هر گروه و حزب و شکل و رنگی از مجاهد و توده ای و کمونیست و اصلاح طلب و تحولخاه و اکثریتی و فدرالخاه و ملی-مذهبی و مصدقی و چه و چه وچه یک نقطه مشترک دارند و آن ستیز با شهریاری و سنگ اندازی در مسیر بازگشت شهریاری به میهن و تلاش برای ( به گفته خودشان ) پایان دادن به این شناسه میهنی و کهن ایرانشهریان است .
اما با این هجمه از ستیز و تلاشهای شبانه روزی این نابکاران احزاب و دسته های انیرانی هنوز نتوانسته و نخاهند توانست که پیوند ناگسستنی شهریاری و ملت ایرانشهر را از یکدیگر گسیخته کنند و روز به روز بر ابراز دلبستگی به شهریار ایران زمین رضا شاه دوم و نهاد شهریاری در میان باشندگان ایرانشهر افزوده می شود .
اسکناس نویسی میهن پرستان و ایرانگرایان درون مرز در پشت یبانی از نهاد شهریاری
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
اما با این هجمه از ستیز و تلاشهای شبانه روزی این نابکاران احزاب و دسته های انیرانی هنوز نتوانسته و نخاهند توانست که پیوند ناگسستنی شهریاری و ملت ایرانشهر را از یکدیگر گسیخته کنند و روز به روز بر ابراز دلبستگی به شهریار ایران زمین رضا شاه دوم و نهاد شهریاری در میان باشندگان ایرانشهر افزوده می شود .
اسکناس نویسی میهن پرستان و ایرانگرایان درون مرز در پشت یبانی از نهاد شهریاری
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Forwarded from حزب پانایرانیست ≠
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حزب پان ایرانیست از قبل تا بعد از انقلاب اسلامی
گفتگوی بانو پانتهآ مدیری با سرور منوچهر یزدی (سخنگو و عضو شورای رهبری حزب پان ایرانیست)
@paniranist_org
گفتگوی بانو پانتهآ مدیری با سرور منوچهر یزدی (سخنگو و عضو شورای رهبری حزب پان ایرانیست)
@paniranist_org
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ظاهرا بسیارانی این سید حمید موسوی نژاد، معروف به شاهین نژاد را فراموش کردند. گوشه کوچکی از این خرفستری که هماره از خامنه ای گجستک و سپاه اهریمن پدافند کرده است را نگاه و پخش کنید، تا ذات اهریمنی این شخص را مردم بشناسند و فریبش را نخورند.
به برنامه ای با مستندات بسیار هم که دکتر سروش مهراد انجام داده است توجه بفرمایید: https://www.facebook.com/watch/?v=274758882928761
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
.
به برنامه ای با مستندات بسیار هم که دکتر سروش مهراد انجام داده است توجه بفرمایید: https://www.facebook.com/watch/?v=274758882928761
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
.
اینهم پدر بزرگ سید حمید موسوی نژاد. این مقاله را تا به انتها بخوانید و نامهایی که در ان ذکر شده را ببینید، تا متوجه شوید شبکه اهریمنی چگونه در حال نقش بازی کردن است
https://fa.shafaqna.com/news/158172/?fbclid=IwAR1mRXzgc435y_qN-SmhTkJhC_-hCQEu_Mx-YYltDB-4CQafjqpSDQnEKUY
https://fa.shafaqna.com/news/158172/?fbclid=IwAR1mRXzgc435y_qN-SmhTkJhC_-hCQEu_Mx-YYltDB-4CQafjqpSDQnEKUY
خبرگزاری بین المللی شفقنا
آئین بزرگداشت آیت الله موسوی نژاد در قم برگزار شد | خبرگزاری بین المللی شفقنا
شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)- مراسم بزرگداشت آیت الله موسوی نژاد از اساتید حوزه علمیه خراسان در قم برگزار شد. به گزارش شفقنا، مراسم بزرگداشت مرحوم آیت الله موسوی نژاد از اساتید برجسته حوزه علمیه خراسان و تولیت مدرسه علمیه موسوی نژاد چهارشنبه…
دیدن و پخش این برنامه مهم را به همه میهن پرستان پیشنهاد میدهیم.
https://www.facebook.com/137941219943862/videos/192042878888580/?v=192042878888580¬if_id=1593107786308008¬if_t=live_video_explicit
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
https://www.facebook.com/137941219943862/videos/192042878888580/?v=192042878888580¬if_id=1593107786308008¬if_t=live_video_explicit
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Facebook Watch
Rastakhize Simorgh - رستاخیز سیمرغ
افشاگری مهم بخش سوم از شناخت بیشتر از #رضا_هازلی و اساتید وی برنامه ای از #رستاخیز_سیمرغ مهران کمال پور و سعید قاسمی با حضور جناب دکتر سروش مهراد در...
گردهمای ایرانگرایان و میهن پرستان ساکن آلمان و شهر #کلن در اعتراض به دستورنامه اعدام سه تن از مبارزان راه رهایی میهن #امیرحسین_مرادی، #سعید_تمجیدی و #محمد_رجبی
هنگام یکشنبه 28 ژوئن
کلن روبروی درب کلیسای دم
18 تا 20 پس از نیمروز
ایرانگرایان برون مرز میبایست در اینگونه گردهمای ها هم انبازی کنند . این یک خویشکاری میهنی ست .
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
هنگام یکشنبه 28 ژوئن
کلن روبروی درب کلیسای دم
18 تا 20 پس از نیمروز
ایرانگرایان برون مرز میبایست در اینگونه گردهمای ها هم انبازی کنند . این یک خویشکاری میهنی ست .
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹تمدن سومر باستان در بين النهرين وشاخاب پارس و اذرآبادگان
نخستین وكهن ترين تمدن تاريخ بشرى
سومریان از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق وخوزستان ايران یعنی میانرودان (سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال خلیج فارس و اذربايجان بودند. سومر یکی از باستانیترین تمدنها و تاریخیترین مناطق جنوب میانرودان در دورهٔ مسسنگی و اوایل دورهٔ مفرغ بود. هر چند نخستین نمونههای خطی کشفشده در این ناحیه قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد را نشان نمیدهند اما مورخان جدید بر این باورند که با توجه به نام شهرها، رودها، شغلها و دیگر مدارک بدست آمده، این منطقه نخستین بار بین سالهای ۵۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد توسط قومی غیرسامی که به زبان سومری سخن میگفتند مسکونی شدهاست.
تمدن سومر در دورهٔ اوروک (هزارهٔ ۴ پیش از میلاد) شکل گرفت و در دورهٔ جمدت نصر و دورهٔ دودمانی اولیه ادامه یافت. در طول هزارهٔ سوم پیش از میلاد نوعی همزیستی نزدیک بین سومریان (که زبانی تکخانواده داشتند) و اکدیهای سامیزبان ایجاد شد که منجر به دوزبانی شدن وسیع در این ناحیه گردید.
دولتشهرهای سومری در دورانهای پیشاتاریخی عبید و اوروک به قدرت رسیدند. تاریخ مکتوب سومر به ۲۷ سده پیش از میلاد باز میگردد اما مدارک تاریخی تا دورهٔ سوم دودمانی در حدود سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد مبهم باقی ماند تا این که سامانهٔ نگارشی مبتنی بر هجابندی ایجاد شد و اکنون باستانشناسان میتوانند این مدارک و کتیبهها را بخوانند. سومر کلاسیک با ظهور امپراتوری اکد در سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد به پایان میرسد. بعد از دورهٔ گوتیها، رنسانس سومری در سدهٔ ۲۱ پیش از میلاد روی داد که با هجوم اموریهای سامینژاد در سدهٔ ۲۰ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان اموری ساکن در دولتشهر ایسن تا سدهٔ ۱۷۰۰ پیش از میلاد باقی ماندند تا این که میانرودان تحت حکومت بابل متحد شد. در نهایت سومریها در جمعیت اکدی (آشوری-بابلی) حل شدند.
دورهٔ عبید را میتوان با سبک متمایز سفالهای منقش و باکیفیتی که در تمام میانرودان و خلیج فارس گسترش یافته بودند شناخت. در همین زمان نخستین اسکان در جنوب میانرودان در اریدو (به خط میخی: نون.کی) انجام گرفت.
این امپراتوری تقریباً توانست تمام دولتشهرهای سومر از قبیل کیش، اوروک، اور و لارسا را به خاک خود پیوست کند و اوما را که رقیب اصلی لاگاش بود باجگذار خود سازد. همچنین قلمرو این امپراتوری بخشهایی از ایلام در طول خلیج فارس را هم شامل میشد.
بعدها دودمان سوم اور تحت فرمان اورنامو و شولگیتوانست تا شمال میانرودان را در اختیار بگیرد. این دودمان آخرین قدرتنمایی سومریان بود که با عنوان رنسانس سومریان شناخته میشود. اما در همین زمان هم این منطقه بیشتر سامی بود تا سومری زیرا شاهان سامیزبان اکدی زیادی در آن به قدرت رسیده بودند و سامیهای مارتو (اموری) زیادی به این منطقه آمده بودند که بعدها شهرهای رقیب نیرومندی نظیر ایسن، لارسا و بابل را ساختند. بابل در نهایت توانست تحت نام امپراتوری بابل تمام مناطق جنوبی میانرودان را تحت سیطرهٔ خود در آورد؛ آشوریان همین موفقیت را در شمال میانرودان به دست آوردند. زبان سومری توانست تا زمانی که استفاده از خط میخی ادامه داشت به صورت یک زبان کشیشی در مدارس بابل و آشور به حیات خود ادامه دهد؛ چیزی شبیه به وضعیت زبان لاتین در قرون وسطای اروپا.
تخمین زده میشود یکی از بزرگترین شهرهای سومر به نام اوروک در دوران اوجِ خود بین ۵۰ تا ۸۰ هزار نفر جمعیت داشته است. با احتساب دیگر شهرهای سومر و جمعیت زیاد کشاورزان میتوان به طور تقریبی به جمعیت بین ۸۰۰ هزار تا ۱٫۵ میلیون نفر برای کل سومر رسید. بر اساس تخمینها جمعیت جهان در آن دوره ۲۷ میلیون نفر بوده است. سومریها مردمانی غیرسامی بودند و به زبانی تکخانواده سخن میگفتند. شماری از زبانشناسان بر این باورند که میتوانند زبانی زیرلایه را تحت زبان سومری تشخیص دهند. نام برخی از شهرهای بزرگ سومری به زبان سومری نیست که نشان از تاثیر ساکنین پیشین دارد. با این حال یافتههای باستانشناسی نشان از تداوم روشن و لاینقطع فرهنگی از زمان دورهٔ عبید (۴۷۰۰-۵۳۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در جنوب میانرودان دارند. مردمان سومری که در این مناطق سکونت گزیدند در مزارعی به کشت پرداختند که توسط رسوبات رودهای دجله و فرات بارور گشته بودند.
برخی از باستانشناسان احتمال میدهند سومریزبانها کشاورزانی بوده باشند که پس از تکامل آبیاری به جنوب آمدهاند (توجه کنید که پژوهشگران هیچ اجماعی در مورد خاستگاه اصلی سومریان ندارند).
نخستین وكهن ترين تمدن تاريخ بشرى
سومریان از اقوام باستانی ساکن در جنوب سرزمین کنونی عراق وخوزستان ايران یعنی میانرودان (سرزمین میانِ دو رود دجله وفرات) و شمال خلیج فارس و اذربايجان بودند. سومر یکی از باستانیترین تمدنها و تاریخیترین مناطق جنوب میانرودان در دورهٔ مسسنگی و اوایل دورهٔ مفرغ بود. هر چند نخستین نمونههای خطی کشفشده در این ناحیه قدمتی بیش از ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد را نشان نمیدهند اما مورخان جدید بر این باورند که با توجه به نام شهرها، رودها، شغلها و دیگر مدارک بدست آمده، این منطقه نخستین بار بین سالهای ۵۵۰۰ تا ۴۰۰۰ پیش از میلاد توسط قومی غیرسامی که به زبان سومری سخن میگفتند مسکونی شدهاست.
تمدن سومر در دورهٔ اوروک (هزارهٔ ۴ پیش از میلاد) شکل گرفت و در دورهٔ جمدت نصر و دورهٔ دودمانی اولیه ادامه یافت. در طول هزارهٔ سوم پیش از میلاد نوعی همزیستی نزدیک بین سومریان (که زبانی تکخانواده داشتند) و اکدیهای سامیزبان ایجاد شد که منجر به دوزبانی شدن وسیع در این ناحیه گردید.
دولتشهرهای سومری در دورانهای پیشاتاریخی عبید و اوروک به قدرت رسیدند. تاریخ مکتوب سومر به ۲۷ سده پیش از میلاد باز میگردد اما مدارک تاریخی تا دورهٔ سوم دودمانی در حدود سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد مبهم باقی ماند تا این که سامانهٔ نگارشی مبتنی بر هجابندی ایجاد شد و اکنون باستانشناسان میتوانند این مدارک و کتیبهها را بخوانند. سومر کلاسیک با ظهور امپراتوری اکد در سدهٔ ۲۳ پیش از میلاد به پایان میرسد. بعد از دورهٔ گوتیها، رنسانس سومری در سدهٔ ۲۱ پیش از میلاد روی داد که با هجوم اموریهای سامینژاد در سدهٔ ۲۰ پیش از میلاد به پایان رسید. دودمان اموری ساکن در دولتشهر ایسن تا سدهٔ ۱۷۰۰ پیش از میلاد باقی ماندند تا این که میانرودان تحت حکومت بابل متحد شد. در نهایت سومریها در جمعیت اکدی (آشوری-بابلی) حل شدند.
دورهٔ عبید را میتوان با سبک متمایز سفالهای منقش و باکیفیتی که در تمام میانرودان و خلیج فارس گسترش یافته بودند شناخت. در همین زمان نخستین اسکان در جنوب میانرودان در اریدو (به خط میخی: نون.کی) انجام گرفت.
این امپراتوری تقریباً توانست تمام دولتشهرهای سومر از قبیل کیش، اوروک، اور و لارسا را به خاک خود پیوست کند و اوما را که رقیب اصلی لاگاش بود باجگذار خود سازد. همچنین قلمرو این امپراتوری بخشهایی از ایلام در طول خلیج فارس را هم شامل میشد.
بعدها دودمان سوم اور تحت فرمان اورنامو و شولگیتوانست تا شمال میانرودان را در اختیار بگیرد. این دودمان آخرین قدرتنمایی سومریان بود که با عنوان رنسانس سومریان شناخته میشود. اما در همین زمان هم این منطقه بیشتر سامی بود تا سومری زیرا شاهان سامیزبان اکدی زیادی در آن به قدرت رسیده بودند و سامیهای مارتو (اموری) زیادی به این منطقه آمده بودند که بعدها شهرهای رقیب نیرومندی نظیر ایسن، لارسا و بابل را ساختند. بابل در نهایت توانست تحت نام امپراتوری بابل تمام مناطق جنوبی میانرودان را تحت سیطرهٔ خود در آورد؛ آشوریان همین موفقیت را در شمال میانرودان به دست آوردند. زبان سومری توانست تا زمانی که استفاده از خط میخی ادامه داشت به صورت یک زبان کشیشی در مدارس بابل و آشور به حیات خود ادامه دهد؛ چیزی شبیه به وضعیت زبان لاتین در قرون وسطای اروپا.
تخمین زده میشود یکی از بزرگترین شهرهای سومر به نام اوروک در دوران اوجِ خود بین ۵۰ تا ۸۰ هزار نفر جمعیت داشته است. با احتساب دیگر شهرهای سومر و جمعیت زیاد کشاورزان میتوان به طور تقریبی به جمعیت بین ۸۰۰ هزار تا ۱٫۵ میلیون نفر برای کل سومر رسید. بر اساس تخمینها جمعیت جهان در آن دوره ۲۷ میلیون نفر بوده است. سومریها مردمانی غیرسامی بودند و به زبانی تکخانواده سخن میگفتند. شماری از زبانشناسان بر این باورند که میتوانند زبانی زیرلایه را تحت زبان سومری تشخیص دهند. نام برخی از شهرهای بزرگ سومری به زبان سومری نیست که نشان از تاثیر ساکنین پیشین دارد. با این حال یافتههای باستانشناسی نشان از تداوم روشن و لاینقطع فرهنگی از زمان دورهٔ عبید (۴۷۰۰-۵۳۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در جنوب میانرودان دارند. مردمان سومری که در این مناطق سکونت گزیدند در مزارعی به کشت پرداختند که توسط رسوبات رودهای دجله و فرات بارور گشته بودند.
برخی از باستانشناسان احتمال میدهند سومریزبانها کشاورزانی بوده باشند که پس از تکامل آبیاری به جنوب آمدهاند (توجه کنید که پژوهشگران هیچ اجماعی در مورد خاستگاه اصلی سومریان ندارند).
سفالگری دورهٔ عبید در جنوب میانرودان توسط سفالهای چوگامامی به سفالگری فرهنگ سامرا (حدوداً ۴۹۰۰-۵۷۰۰ پ.م. کربن ۱۴) در شمال که برای اولین بار توانست ابتداییترین شکل آبیاری کنار رود دجله و انشعابات آن را تجربه کند مرتبط میشود. این ارتباط را میتوان به روشنی در تل اوایلی نزدیک لارسا که در دههٔ ۱۹۸۰ توسط فرانسویها مورد کاوش قرار گرفت مشاهده کرد. در پی کاوشها در هشت لایه سفالهای دورهٔ پیش از عبید به دست آمد که شبیه به سفالهای فرهنگ سامرا بودند. بر اساس این دیدگاه، دلیل مهاجرت مردمان کشاورز به سمت جنوب دستیابی به نوعی ساختار اجتماعی معبدمحور برای بسیج نیروی کار و فناوری به منظور کنترل آب بود که به آنها توانایی میداد در شرایط سخت زنده بمانند و پیشرفت کنند.
مهمترین یافتههای باستانشناسی در سومر تعداد زیادی لوح به خط میخی است. هر چند سامانهٔ نگارشیِ سومریان کهنترین نمونهٔ موجود روی زمین نیست اما خط ابداعی آنها باعث موفقیت بزرگی در توسعهٔ تواناییهای بشر شد. این سامانهٔ نگارشی نه تنها در ایجاد و ثبت اسناد تاریخی نقش بزرگی بر عهده داشت بلکه باعث شد آثار ادبی به شکل اشعار حماسی و داستانها و همچنین آثار دیگری نظیر نیایشها و قوانین ثبت و ضبط گردند. هر چند در ابتدا برای نگارش از تصویرنگاشتها استفاده میشد اما بعدها از نمادهای متنوع برای نشان دادن هجاها استفاده کردند. سومریان از نیهای سهگوش برای نوشتن روی سفالهای نمدار استفاده میکردند. تا کنون صدها هزار قطعه متن به زبان سومری به دست آمده که شامل نامههای شخصی یا بازرگانی، رسید معاملات، فهرست واژگان، متن قوانین، سرودهای مذهبی، نیایشها، داستانها، وقایع روزانه و حتی کتابخانههایی مملو از لوحهای رسی بوده است. نمونههای زیادی از متون و کتیبههای تاریخی که روی مجسمهها یا آجر نوشته شدهاند نیز کشف شده. متون زیادی در چند نسخه به دست آمدهاند که دلیلی جز بازنویسی توسط رونویسان تحت آموزش ندارد. زبان سومری حتی پس از آمدن اقوام سامیزبان، مدت زیادی زبان دین و قانون در خاور میانه به شمار میرفت.
نخستين تمدن هاى بشرى از سرزمين هاى ايران برخاست در اينكه تمدن سومرى يك تمدن ايرانى است يا خير بحث هاى زيادى وجود دارد ولى بلا شك اين تمدن تاثير زيادى بر تاريخ وتمدن بشرى گذاشته است .
در كاوش هاى باستان شناسى وكتيبه هاى باستانى به دست امده از تمدن سومر باستان نشان فروهر يافت شده است واز اين روى ميتوان گفت كه تمدن سومر باستان يك تمدن ايرانى به حساب ميايد .
📌تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه 💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
مهمترین یافتههای باستانشناسی در سومر تعداد زیادی لوح به خط میخی است. هر چند سامانهٔ نگارشیِ سومریان کهنترین نمونهٔ موجود روی زمین نیست اما خط ابداعی آنها باعث موفقیت بزرگی در توسعهٔ تواناییهای بشر شد. این سامانهٔ نگارشی نه تنها در ایجاد و ثبت اسناد تاریخی نقش بزرگی بر عهده داشت بلکه باعث شد آثار ادبی به شکل اشعار حماسی و داستانها و همچنین آثار دیگری نظیر نیایشها و قوانین ثبت و ضبط گردند. هر چند در ابتدا برای نگارش از تصویرنگاشتها استفاده میشد اما بعدها از نمادهای متنوع برای نشان دادن هجاها استفاده کردند. سومریان از نیهای سهگوش برای نوشتن روی سفالهای نمدار استفاده میکردند. تا کنون صدها هزار قطعه متن به زبان سومری به دست آمده که شامل نامههای شخصی یا بازرگانی، رسید معاملات، فهرست واژگان، متن قوانین، سرودهای مذهبی، نیایشها، داستانها، وقایع روزانه و حتی کتابخانههایی مملو از لوحهای رسی بوده است. نمونههای زیادی از متون و کتیبههای تاریخی که روی مجسمهها یا آجر نوشته شدهاند نیز کشف شده. متون زیادی در چند نسخه به دست آمدهاند که دلیلی جز بازنویسی توسط رونویسان تحت آموزش ندارد. زبان سومری حتی پس از آمدن اقوام سامیزبان، مدت زیادی زبان دین و قانون در خاور میانه به شمار میرفت.
نخستين تمدن هاى بشرى از سرزمين هاى ايران برخاست در اينكه تمدن سومرى يك تمدن ايرانى است يا خير بحث هاى زيادى وجود دارد ولى بلا شك اين تمدن تاثير زيادى بر تاريخ وتمدن بشرى گذاشته است .
در كاوش هاى باستان شناسى وكتيبه هاى باستانى به دست امده از تمدن سومر باستان نشان فروهر يافت شده است واز اين روى ميتوان گفت كه تمدن سومر باستان يك تمدن ايرانى به حساب ميايد .
📌تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه 💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
ImgBB
Iranian-Renaissance
Image Iranian-Renaissance hosted in ImgBB
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پخش برچسب با شعار ایرانگرایانه " جاوید شاه " کنشگری مبارزاتی مهر بانوان میهن پرست و ایرانگرا در درون مرز
تنها راه باز پس گیری میهن عزیزمان در نیروی اراده و خاست من و ماست و نه هیچ چیز دگری
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
تنها راه باز پس گیری میهن عزیزمان در نیروی اراده و خاست من و ماست و نه هیچ چیز دگری
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
یک مستند کوتاه و جالب از ایرانیان مقیم اسرائیل که از عشقشان به ایران و آرزوی بازگشتشان به سرزمین مادری سخن میگویند.
جالب اینجاست که بسیاری تصاویر شاهنشاه آریامهر، شهبانو فرح پهلوی و پرچم شیروخورشید نشان را با افتخار بر دیوارهایشان زنده اند.
https://www.radiofarda.com/a/30692607.html
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
جالب اینجاست که بسیاری تصاویر شاهنشاه آریامهر، شهبانو فرح پهلوی و پرچم شیروخورشید نشان را با افتخار بر دیوارهایشان زنده اند.
https://www.radiofarda.com/a/30692607.html
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
رادیو فردا
نگاهی به زندگی ایرانیان اسرائیل
یهودیان ایرانی تبار اسرائیل، بخشی مهم و تاثیرگذار از جامعه این کشور را تشکیل میدهند. گروهی که با وجود داشتن شهروندی کشور تازهشان، همچنان پیوندهای عمیقی با ایران دارند: نه فقط با یهودیان ایران، که با فرهنگ و تاریخ و هنر این کشور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
براستی که شهریار ایرانزمین رضا شاه دوم رضا پهلوی در درازای این چهاردهه برای رهایی میهن و هم میهنان از هیچ کوششی دریغ نورزیده اند .
ایشان تنها امید ایرانشهریان برای ساخت ایرانشهری اباد و آزاد هستند .
خویشکاری ماست که با همه توان از ایشان و خاندان ایرانساز پهلوی و تا بازگشت دگر باره شان به مام میهن پشت یبانی کنیم .
گفتگو در اندیشکده واشنگتن
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
ایشان تنها امید ایرانشهریان برای ساخت ایرانشهری اباد و آزاد هستند .
خویشکاری ماست که با همه توان از ایشان و خاندان ایرانساز پهلوی و تا بازگشت دگر باره شان به مام میهن پشت یبانی کنیم .
گفتگو در اندیشکده واشنگتن
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایرانگرایان و مهین پرستان هماره در تلاش آزادی میهن سرافرازانه جاوید شاه سر میدهند.
زنده و جاوید باد / سلسله پهلوی
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
زنده و جاوید باد / سلسله پهلوی
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نو آوری چشمگیر از ایرانگرایان هم میهن سختکوش شالیکار اپاختری ( شمالی) میهن مان در پشت یبانی از خاندان ایرانساز پهلوی
در دیده ما شاه بود سایه یزدان
تاکورشود دیده بیگانه و تازی پرستان
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
در دیده ما شاه بود سایه یزدان
تاکورشود دیده بیگانه و تازی پرستان
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهریار ایرانزمین رضا شاه دوم پهلوی سوم رضا پهلوی : «امروز زمان تاریخنویسی نیست. بلکه زمان تاریخسازیست!» - بهمن ۱۳۸۱ - لس آنجلس
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
دل جهان است ایرانشهر
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱