This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربانو ناهید، مادر بزرگوار جاویدنام پویا بختیاری در یک اقدام شجاعانه سکوت را خواهد شکست.
میهن پرستان همگی آماده باشند که نبرد نهایی در راه است.
سازماندهی های محلی رمز پیروزی میباشد.
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
@m__bakhtyari
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یاد داشته باشیم جاویدنام #پویا_بختیاری برای رهایی میهن جان عزیزش ستانده شد این پدر شبانه روز کاوه وار در پیکار با ضحاکیان ست که با نام جگرگوشه اش برای من و ما #دادخواهی کند .
او از ستمی که بر همه ما رفته و می رود سخن می گوید و یک تنه پایه های سست حکومت ضحاک را به لرزه درآورده است .
خویشکاری ماست که نه تنها برای فرزندش بلکه با نام بلند آوازه فرزندش و برای رهایی میهن از چنگال استبداد همراه او باشیم و این مرد بزرگ و خانواده او را تنها نگذاریم .
پژواک فریاد ازادیخاهی اش باشیم و پرچم شیر و خورشید نشان را در جای جای میهن برافرازیم تا بگوییم که اگر جان پویا را ستاندید اما پویاهایی بیشمار زنده اند و ادامه دهنده راهش .
سکوت نکنیم و بیتفاوت نباشیم .

خاستگاه این پیام در برگه رسمی ایشان :
https://bit.ly/2Bw8hrY

پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹 #تیرگان ' یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با دهم تیرماه است

«از جمله ۶ گاهنبار مهم مِیدیوشَهم به معنی « میان تابستان » است که جشن برداشت خرمن نیز بوده است. افزون بر تیر روز ۱۵ تیرماه(۱۰۵ روز از سال گذشته) بتیکان (دی به مهر) جشن می گرفته اند، آفرینش آب در این گهنبار رخ داده است. در بندهشن آمده است:

«دیگر، آب را آفرید به پنجاه و پنج روز كه از روز مهر، ماه اردیبهشت است تا روز آبان، ماه تیر، پنج روز درنگ كرد تا روز دی به مهر. آن پنج روز گاهنبار و آن را نام مدیوشم(فرنبغ دادگی، ترجمه بهار،۱۳۷۵، ص ۴۱)» در اوستا، کرده ی چهارم می خوانیم: « تشتر، ستارهی رایومند فرهمند را می ستاییم؛ که شتابان به سوی فراخکرت بتازد چون آن تیر ِدر هوا پَران که آرش تیرانداز - بهترین تیرانداز ایرانی -از کوه «اَیریو خشتوثَ» به سوی کوه «خوانونـَت» بیانداخت ...

آنگاه آفریدگار اهوره مزدا بدان دمید، پس آنگاه [ایزدان] آب و گیاه، مهر فراخ چراگاه، آن [تیر] را راهی پدید آوردند.(دوستخواه،ج ۱ ، ص ۳۳) » «جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر» (تِشتـَر- تیر-شباهنگ- شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.

جشن تیرگان در آیین های آب پاشی (آب ریزان یا آب پاشان) ، فال کوزه، دست بند تیر و باد نمود بارزد دارد.»

این جشن در کنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده‌است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده‌است.

ابوریحان بیرونی و گردیزی در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه‌ای دانسته‌اند.

جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده‌بدر) و سیزدهم مهرماه (قالیشویان اردهال) نیز برگزار می‌شود.

ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین‌هایی برگزار می‌کنند که برگرفته و در ادامه جشن تیرگان است. در برخی مناطق مانند فراهان صدها سال است این جشن به شکل با شکوه در اول تیر برگزار می‌شود

یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن‌های ایرانی «فال کوزه» (چکُ دولَه) می‌باشد. روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه‌ای را برمی‌گزینند و کوزه سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می‌دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می‌کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه آن می‌اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه کسانی که می‌برد که آرزویی در دل دارند و می‌خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن‌ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این‌ها در آب دوله می‌اندازند.

سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می‌برد و در آن‌جا می‌گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه کسانی که در دوله جسمی انداخته‌اند و نیت و آرزویی داشتنه‌اند در جایی گرد هم می‌آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می‌آورد. در این فال‌گیری بیشتر بانوان شرکت می‌کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می‌خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می‌برد و یکی از چیزها را بیرون می‌آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می‌شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده‌است.

در باورهای مردم، درباره جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا تیشتر می‌باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است: در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه به چهره جوانی پانزده ساله در می‌آید و در ده روز دوم به چهره گاوی با شاخ‌های زرین و در ده روز سوم به چهره اسبی سپید و زیبا با گوش‌های زرین.
تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می‌رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روب‌رو می‌شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی‌خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می‌خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می‌جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می‌گردد و آب‌ها می‌توانند بدون مانعی به مزرعه‌ها و چراگاه‌ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی‌خواستند به این سو و آن سو راند، و باران‌های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

و اما داستان اراش كمانگير

"آنگاه آرش را که مرد پاک و حکیم و دینداری بود برای انداختن تیر بیاوردند.

آرش برهنه شد و بدن خویش را به کسان نمایاند و گفت:ای پادشاه و ای مردم! به تنم بنگرید. مرا زخم و بیماری نیست، ولی میدانم که پس از انداختن تیر، پاره پاره می شود و فدای شما می گردد. "

آرش کمانگیر یا آرش شیواتیر از زیباترین و کهنترین اسطوره های ایرانی است.

آرش در ایران نماد جانفشانی در راه میهن است.
در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران وقتی سپاه ایران به محاصره انیران درآمدند منوچهر از سر اجبار سازش با تورانیان را پذیرفت.

تورانیان برای تحقیر ایران چنین پیشنهاد کردند که پهلوانی از ایران از فراز البرز کوه تیری پرتاب کند و هرجا فرود آمد آنجا مرز دو کشور باشد( باید بدانیم که دشمن در این زمان در داخل سرزمین ایران بود)

هیچکس جرات چنین کاری را ندارد. مگر آدمی چقدر توان دارد که بتواند تیری پرتاب کند و دشمن را از خاک اهورایی ایران بیرون براند...

همگان بر این باورند که در هر صورت باخت و شکست از آن ایران است.

اما در این میان کمانداری از سپاه ایران قبول میکند تا این مهم را به انجام برساند:

"آرش". او با اینکه می داند این کار برای او یعنی نابودی و فدا کردن جان اما باز هم آماده از خود گذشتگی برای وطنش بود.

زمانی که قرار شد او به بلندای کوه برود چون می دانست بازگشتی ندارد اجازه نداد کسی او را همراهی کندتا مبادا منصرفش سازد.

او بر فراز کوه می رود و تیری در چله می گذارد. آرش تمام توان و نیروی خود رابه یاد سرزمین ایران برای پرتاب این تیر سرنوشت به تیر می بخشد و بعد از از چله رها کردن آن در اثر خستگی جان می سپارد.

تیر از بامداد تا هنگام غروب خورشید پرواز کرده و در کنار آمودریا( رودجیحون) بر درخت گردویی فرود آمد و آنجا مرز ایران و توران خوانده شد.

جشن تیرگان را روز حماسه آفرینی آرش می دانند و ریشه این جشن را به این اسطوره می رسانند.

میدانیم که تمام اساطیر و افسانه ها ریشه در واقعیتی هرچند کوچک دارند و داستان آرش نیز از این وادی خارج نیست.

نتیجه گیری در مورد اینکه آرش برای ایران چه کرد که نام و نشانش چنین زنده و سربلند در تاریخ ایران می درخشد بر عهده شما.

اما مهم این است که بدانیم هر کدام از ما نیز می توانیم آرش باشیم که با فدای جان و تن خویش به زنده شدن و سرافرازی ایران عزیزمان کمک کنیم.

📌تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه 💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کنشگری مبارزاتی ایرانگرایان و میهن پرستان در درون مرز
بی تفاوتی بزرگترین خیانت است به میهن .

پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
مافیای چپ سناریوی کشته شدن رنگین پوستی مجرم را چنان در بوق و کرنا کرد که یک جهان را برآشفت حال در میهن مان اشغالگران انیرانی جوانان غیور و باشرف و براستی شجاع را یک به یک سر به نیست میکنند و جهان کوچکترین واکنشی نشان نمیدهد!
هزاران مبارز میهن پرست را در کف خیابانها به رگبار بستند و هزاران باشرف دگر را در بند کردند جهان سکوت را پیشه کرد و امروز یک به یک دستور کشتن همان مبارزان دربند را می دهد و باز جهان سکوت خاهد کرد!
آیا ما نیز میبایست در برابر این همه ستم که بر هم میهنان در بند مان روا داشته می شود سکوت کنیم !؟
آیا این خودخاهی نیست که بنشینیم و نظاره گره پر پر شدن هم میهنانی باشیم که فریاد ازادی خاهی مارا در کف خیابانها فریاد زدند و سکوت را بجای فریاد برگزینیم در حالی که این مبارزان چشم امید شان به ما ست تا پژواک فریادشان باشیم و از بند برهانیم شان !

فرمان اعدام #امیرحسین_مرادی، #سعید_تمجیدی و #محمد_رجبی، سه تن از مبارزان راه رهایی میهن گرفتار آمده در چنگال ضحاک در جریان قیام سراسری ۹۸ موسوم به #اعتراضات_آبان را تایید کردند !!!

سکوت نکنیم و بی تفاوت نباشیم ...


پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
بخشی از فعالیت اسکناس نویسی نیروهای درونمرزی #رستاخیز_سیمرغ

ما کماکان پیش می رویم و در مواضع مختلف نبرد همچنان بر نعش کثیف جمهوری اشغالگر ملایان می تازیم...

#رستاخیز_سیمرغ_پیشرو_در_مبارزه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدترین نوع سقوط آن است که روحت را به اهریمن فروخته باشی،
دگر نمیشود پس اش بگیری !
هنربندان پست فطرتی که در این اوضاع نابسامان اقتصادی و معیشتی که میهن مان را به منجلابی بس دهشتناک کشانده اینچنین نمک بر زخم هم میهنان ستمدیده می پاشند و مردمی را به سخره میگیرند که از قضا نانشان را مدیون همان مردم اند !!
این ما هستیم که این اجناس بنجول شوربختانه وطنی را چنان بزرگ کرده ایم که اینچنین در رسانه پاد ملی رژیم در صورت مان نگاه میکنند و گستاخانه میلیون ها باشنده ایرانشهر را که زیر خط فقر بسر میبرند و به سختی روزگار می گذرانند را خار و کوچک میشمارند و به ریشمان پوزخند میزنند و به باد هزل و فکاهه میگیرند !!
ای تلخک همه ی مردم میدانند دلار چه شکلی است
و مهمتر از آن میدانند با زندگیشان چه نسبتی دارد !
هنربندان و ملیجکان رژیم در هر شکل و رنگ و مقام و لباسی که این روزها مسرور و شادمان از جیب ها و حساب های بانکی پر و پیمان تان هستید این را بدانید که نان در خون مردم زدن آخرش خوش نیست روزی نه چندان دور بایست درپیشگاه همین مردم ستمدیده پاسخگو باشید !!

پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
تویت شهریار ایران زمین،رضا شاه دوم،پهلوی سوم،رضا پهلوی در حمایت از جوانان مبارز ایران زمین.
مردم،بی تفاوت نباشیم، رستاخیز بزرگ ایران زمین هرچه زودتر بایست شکل بگیرد و این رژیم ضحاک را به زباله دان تاریخ ریخت، در غیر اینصورت سرنوشت سیاه تر از این را خواهیم دید و سپس نابودی کامل ایران.
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
.
🔹تمیستوکلس و پناهنده شدن به اردشير شاه هخامنشى

پس از به تخت رسیدن اردشیر، تمیستوکلس به ایران گریخت. درباره جریان ورود وی به ایران چندین روایت در دست است.

به نظر می‌رسد که قابل قبول ترین آنها، توسط توکودیدس ارائه شده است. هنگامی که آتنی‌ها افرادی را برای بازداشت تمیستوکلس به آرگوس فرستادند، وی که از جریان باخبر شده بود به یونیا گریخت. در آنجا وی با یک ایرانی رابطه برقرار کرد و به اتفاق وی رهسپار قلمرو ایران شد. وقتی کاملاً وارد خاک ایران شدند، وی نامه‌ای برای اردشیر ارسال کرد. در این نامه وی نوشته بود که من بیش از هر یونانی دیگر، برای حفظ میهن خود در برابر سپاهیان ایرانی، به خاندان شاه ایرانی بدی کرده‌ام. در عین حال به خشایارشا کمک فراوانی کردم تا بتواند از یونان برود. اکنون که من به خاک پادشاه پنا آورده‌ام از سوی هم میهن‌هایم متهم به ایران دوستی شده‌ام.

در این نامه ضمناً وعده داده شده بود که به اردشیر کمک‌های بزرگی خواهد کرد. و سرانجام، تمیستوکلس در پایان‌نامه، نوشته بود اکنون قصد دارم مدت یک سال در قلمرو پادشاه به سر برم تا بتوانم بر زبان فارسی مسلط شوم و پس از آن به حضور پادشاه شرفیاب شوم. بنابر گزارش توسیدیس، شاه با این تقاضا موافقت کرد.

پلوتارک نوشته است که وی به آسیای صغیر فرار کرد، سپس در یک ارابه سربسته در لباس یک دختر یونانی به دربار ایران برده شد که جز حرمسرای یک نجیب زاده ایرانی شود.

در آنجا با کمک یکی از زنان یونانی آرتابانوس توسط فرمانده گارد سلطنتی (هَزارَه پاتیش یا چیلیارکِ یونانی) که به شاه دسترسی داشت، تقاضای ملاقات با شاه را کرد.

تمیستوکلوس در این جریان نام اصلی خود را فاش نکرد و اظهار داشت که قصد دارد مطالب مهمی را برای شاه فاش سازد. هنگامی که وی به حضور شاه رسید و نام خود را فاش کرد. وی اظهار کرد به علت علاقه و دوستی وی با ایرانی‌ها، یونانی‌ها او را دشمن خود می دانند، سپس گفت یونانی‌ها قصد بازداشت او را داشتند بنابراین، از شاه تقاضا کرد که با دادن پناهندگی، جان وی را نجات بخشد.

اردشیر از اینکه یک سیاستمدار مشهور یونانی از وی تقاضای پناهندگی می‌کند، بسیار شادمان شد و در جواب اظهار داشت: برو و فردا بیا. هنگامی که تمیستوکلس برای بار دوم به حضور شاه رسید، درباریان که از نام وی آگاه شده و از کارهای گذشته اش باخبر بودند، به طور علنی احساس‌های خصمنانه خود را نسبت به وی ابراز داشتند و تهدید کردند که وی را تنبیه می‌کنند.

ولی اردشیر که بصیرت بیشتری از درباریان داشت، نسبت به این یونانی بزرگواری نشان داد و دستور داد دویست قنطار پول نقره به او بپردازند. این پولی بود که قبلاً به شخص دیگری وعده داده شده بود که در صورت آوردن تمیستوکلس به دربار، به او داده شود.

اکنون که او با پای خودش به دربار آمده بود، شایسته دریافت آن می‌بود. هنگامی که شاه شروع کرد که درباره اوضاع و احوال یونان سوال کند، تمیستوکلس پاسخ داد:«سخن آدمی به سان یک قالی و فرش و نگار است، هنگامی که فرش را لوله کنند، نفش و طرح آن تغییر شکل خواهد یافت.» بدین ترتیب تمیستوکلس تشریح کرد که میل ندارد توسط یک مترجم مطلب خود را بیان کند و چون ممکن است مطالب دیگری بیان شده، سو تعبیر شود، طبق نوشته پلوتارک، تمیستوکلس مدت یک سال به تحصیل زبان فارسی پرداخت تا بتواند بدون کمک مترجم با ایرانی‌ها صحبت کند.

طبق نوشته کورنلیسوس نپوس، تمیستکلس ظرف این یک سال به تحصیل زبان و ادبیات فارسی پرداخت و چنان در زبان استاد شد که هنگامی که مجدداً به حضور شاه رسید، از فارسی زبان‌ها دانش بیشتری داشت. توسیدیدس که گزافه گویی را دوست نداشت نوشت که تمیستوکلس در زبان فارسی استاد شد و تا آنجا که ممکن بوده آداب و رسوم ایرانی را فرا گرفت.

توکودیدس اضافه می‌کند که تمیستوکلس نفوذ فراوانی در شاه پیدا کرد نفوذی بیش از هر یونانی دیگر.

بنابر گفته پلوتارک مقام و موقعیت تمیستوکلس در دربار شاه کاملاً متفاوت با هر خارجی دیگر بود، وی غالباً به همراه شاه به شکار می‌رفت و به وسیله مادر شاه دعوت می‌شد که با وی هم صحبت شود. گذشته از اینها، تمیستوکلس هدایایی از شاه دریافت می‌کرد که فقط به نجبا و اشراف داده می‌شد. اگر گفته دیدوروروس قابل قبول باشد، شاه یک بانوی اصیل و نجیب زاده ایرانی را به عقد ازدواج تمیستوکلس درآورد. از آنجا که شاه تغییرات وسیعی را در سازمان حکومتی آغاز کرده بود، مقامات درباری نسبت به تمیستوکلس نفرت زیادی پیدا کرده بودند، زیرا چنین تصور می‌کردند این تغییرات با تحریک تمیستوکلس انجام می‌گیرد.

بعدها تمیستوکلس چندین شهر کوچک را به عنوان هدیه از شاه دریافت کرد تا از مالیایتی که از آنها دریافت می‌کند، امرار معاش نماید.

طبق گزارش توسیدیدس، تمیستوکلس شهر ماگنزیا، اد و میاندروم در آسیای صغیر را به خاطر غله آن دریافت کرد. این شهر سالانه پنجاه قنطار به عنوان مالیات به او تسلیم می‌کرد.
و نیز شهر لامپ ساکوس را به خاطر تاکستانی‌های آن و تهیه شراب، دریافت کرد. هدیه دیگر شهر میوس بود که به خاطر ادویه جات آن شهر بود. آنگونه که از آثار توسیدیدس بر می‌آید، تمیستوکلس فرمانروای منگزیا شد هر چند که هنوز تابع شاه بزرگ بود.

آتنائوس نوشت که تمیستوکلس در منگزیا مقام رهبر و رئیس بزرگ را دریافت داشت. سکه‌هایی که تمیستوکلس در آن دوران ضرب کرد هنوز نگهداری شده است، سکه‌هایی با نقش عقاب و خدای آپولو. اطلاعات مربوط به تحویل شهر لامپ ساکوس به تمیستوکلس در کتیبه‌هایی از قرن سوم پیش از میلاد از همان شهر، مورد تائید قرار گرفته است. طبق نوشته‌های همین کتیبه‌ها، همه ساله جشنی به افتخار تمیستوکلس و نیاکانش برپا می شده است.

تمیستوکلس حدود ۴۶۲ پ م (در ۶۵ سالگی) درگذشت. روایات چندی درباره مرگش وجود دارد. طبق روایت توسیدیدس، وی بر اثر ابتلا به یک بیمار درگذشت. ولی توسیدیس در عین حال داستان شایع را بدین شرح نقل می‌کند:

تمیسکلوس چون نمی‌خواست علیه یونانی‌ها وارد جنگ شود سم خورد و هلاک شد، با آنکه به شاه ایران قول داده بود که در چنین جنگی شرکت خواهد کرد.

اردشیر با شنیدن خبر خودکشی تمیستوکلس، یاد او را گرامی داشت. توسیدیدس با چشمان خودش مشاهده کرده است که در میدان اصلی شهر مگنزیا یادمانی برای تمیستوکلس برپا داشته بودند و می‌نویسد در مگنزیا، آرامگاه زیبایی برای تمیستوکلس بنا کرده بودند.

اينجا در ميابيم كه امپراطورى هخامنشى بر پايه خرد شاهنشاهى بوده است
كه در ان روزگار حتى پناهنده به كشور ايران ميامده است .

خرد ودادگرى شاهان پر افتخار هخامنشى باعث شد كه نام ايران واوازه دادگرى وخرد ايران زمين در تاريخ تا به امروز پا بر جا باشد


📌تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه 💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
برای خروج از این بحرانی که کشور ما ایران زمین را تهدید می‌کند، می‌بایست برای همیشه و هرچه سریعتر جمهوری اسلامی را دفن کرد و پادشاهی را برپا ساخت.
پادشاه درگذشت
زنده باد پادشاه
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حزب پان ایرانیست از قبل تا بعد از انقلاب اسلامی

گفتگوی بانو پانته‌آ مدیری با سرور منوچهر یزدی (سخنگو و عضو شورای رهبری حزب پان ایرانیست)


@paniranist_org
🔹نفوذ فرهنگ ايرانی در چين
به نوشته كرونيكل رويدادهای تاريخی، گسترش فرهنگ ايرانشهری در چين سبب شده بود كه تا اكتبر سال 50 پيش از ميلاد (مهرماه 2059 سال پيش) تقريبا در همه چين واژه ايرانی «ساتراپ (نگهبان و پاسدار شهرستان و ايالت)» را براي سران ایالتها بكار برند. مناسبات دیپلماتیک ایران و چین (داشتن سفیر دائم و مستقر در پایتخت) که در پامیر (تاجیکستان امروز) و مناطق شمالی آن با ایران همسایه بود از سال 213 پیش از میلاد (دو هزار و 222 سال پیش ـ زمان پادشاهی تیرداد یکم) برقرار شده بود. شمار اعضای سفارت ایران در چین در سال 516 میلادی (زمان سلطنت «وودی» در چین و قباد ساسانی در ایران) 90 تن ازجمله یک موبد (روحانی زرتشتی) بود و سفارتخانه ایران در چین، گارد ایرانی داشت. آئین مانوی نیز از اواسط دوران ساسانیان در غرب چین وسیعا رواج یافته و در دوران اشکانیان و ساسانیان، حجم مبادلات بازرگانی دو کشور همسایه چشمگیربود. به دلیل همین دوستی بود که پیروز (فیروز) پسر یزدگرد سوم برای گرفتن کمک نظامی به چین رفته بود و متعاقب سقوط دولت ساسانی، هزاران ایرانی از طبقه اول جامعه به چین مهاجرت کردند و چند برابر این عده، به هندوستان.
مي دانيم كه واژه «چين» را ايرانيان از نام دودمان پادشاهان «كين = شين» حاكمان آن كشور در عهد قديم ساختند و اين واژه از ايران به اروپا انتقال يافت و جهاني شده است. حال آن كه چيني ها كشورشان را با واژه ديگري خطاب مي كنند.

📌تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران🔥
#جاویدشاه 💎
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔴خوب ببینید نهضت آزادی بدنبال چه چیزی در ایران است.

نهضت آزادی با صدور بیانیه ای خواستار پایان دادن به حصر چیزحسین موسوی و مهدی خاکروبی و زهرا خرنورد شده است.

ماهم از جمهوری اسلامی می‌خواهیم تا زمانیکه در قدرت است این انگلها را در حصر نگه دارد.هرچند که در حصر آنقدر بهشان خوش می‌گذرد که هرکدام به اندازه یک گاومیش چاق و فربه شده اند.اما همینکه نتوانند مانند قاضی منصوری فرار کنند غنیمت است.

#جاوید_شاه
#ایران_متحد
#ایران_یکپارچه

@Setademodiran
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیوارنویسی در #اصفهان
روز به روز بر شمار مبارزان ایرانگرا و میهن پرست در درون مرز و جوانانی که کاوه وار برای پیکار با ضحاک برخاسته اند افزوده می شود مبارزانی که بیشک تنها خاسته شان رهایی میهن از چنگال اشغالگرانی ست که هر آنچه از ایرانشهری گری و ازادی و اسایش و رفاه بود را از مام میهن و باشندگان پهنه اش ربوده اند .
خویشکاری تک به تک ما ایرانگرایان است که در این اسباب نابسامانی که اشغالگران بر ما و خانه و کاشانه مان واداشتگی کرده اند بی تفاوت نباشیم و بپاخیزیم تا قیامتی به وسعت تاریخ برپا کنیم و ضحاک را در کوی دماوند به بند کشیم .

همازور بیم همازور همآشوبیم ..

پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایران زمین،این سرزمین اهورایی به مردمش نیاز دارد، به میهن پرستان و ایرانگرایانش نیاز دارد.
او از حنجره تاریخ هزاره هایش فریاد می‌زند که ای نامداران یزدان پرست به یاری ام بشتابید.
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کوتاه، مختصر و مفید، از هومن جوان.
با دقت نگاه و پخش کنید.
کسان اگر دارای خرد و اندیشه باشند، همین ۱۰ دقیقه برایشان کافیست که راه درست را برگزینند، اما نیک میدانیم که ملیجک جماعت اصولا درک و اندیشه ای در ذات ندارد، چو اگر بجز این بود، ملیجک نمی شد.
پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱

#اثبات_شی_نفی_ماعدا_نمیکند
#ایجابی_بیندیش_نه_سلبی
#شرح_تفکر_من_محدود_کردن_تو_نیست
#با_روش_شبه_دموکراتیک_نباید_دموکراسی_را_دور_زد
#شاهزاده_رضا_پهلوی_قیم_من_نیست_انتخاب_من_در_آینده_ایرانست
.