‎روز جهانی کارگر و روز معلم را با یاد کارگران و معلمان در بند، به همه شما زحمتکشان و حق‌طلبان، شادباش می‌گویم. باور دارم که با همت بلند شما، این دوران سختی و محرومیت به پایان خواهد رسید و کارگر و معلم ایرانی بار دیگر از حقوق و احترامی که شایسته‌اش است برخوردار خواهد شد.

@OfficialRezaPahlavi
🔹مردم در دوره ساسانی به چند گروه بخش بندی میشدند که هر طبقه را جایگاه و کارایی و مسوولیتی ویژه در جامعه بوده که از نیا و پیشینگان خود به نوادگان و آیندگان دست به دست میشده است. زمینه شکوفایی و رشد هم در همان گروه برای کسان شدنی بوده .
این گروهها را
روحانیون یا آسروان یا آتوربانان (آذربانان)
شهریاران
جنگیان یا ارتشتاران
واستریوشان یا برزگران
هوتخشان یا پیشه وران
که گاه این پنج گروه را با آمیزه شهریاران و ارتشتاران در یک گروه و هوتخشان و واستریوشان که توده مردم را در بر میگرفته در گروهی دیگر به سه گروه بخش میکنند.
گاهی هم دبیران و کارکنان ادارات دولتی را در گروه دیگری آورده به چهار گروه بخش میکنند .
گروه بندی هم از دوره پارت ها همچنان نگاهداشته شده بود که شهریاران برگیرنده همه خاندان شاهی ،
ویس پوران که همان هفت خاندان نامی هستند و نسب به پهلوی و پارتها میرساندند،
بزرگان که دربرگیرنده پستهای برجسته کشوری بوده اند مانند بزرگ فرماندار وزیر اعظم ، گروه آزادان و سرانجام دهکان که پیوند و میانجیگر میان مردم و نجبا بودند هم از دوره پارتها بجا مانده بود .
برخی از بنمایه ها این گروه بندیها را به دوره جمشید جم (مانند طبری و ثعالبی) و برخی هم به اردشیر بابکان نسبت داده اند.
هر یک از این گروهها زیر گروههای ویژه خود را در بر میگرفته.همچون گروه روحانیون که دربرگیرنده قضات (داذور) و علمای دینی بوده.
مغان ، موبدان ، هیربدان ، دستوران و آموزگاران یا اندرزبدان از این زیرگروه بوده اند.

گروه جنگجو که دربرگیرنده دو صنف سوار و پیاده بود.
گروه دبیران که برگیرنده منشیان، سرشماران، نویسندگان احکام و محاکم و نویسندگان اجازه‌نامه و قراردادها و مورخان و پزشکان و ستاره شناسان از این گروه بشمار می‌آمده‌اند.

گروه توده هم از اصنافی چون بازرگان و فلاحان و سوداگران و سایر پیشه‌وران بوده.

هر یک از این گروه ها را رهبر و ریسی بوده که پیشوای موبدان را موبدان موبد ، فرمانده کل سپاه یا رئیس جنگیان را ایران سپه‌بد ،
رئیس دبیران ایران دبیربذ یا دبیران مهشت و رئیس گروه توده را واستریوشان سالار یا واسترپوش بذ یا هتخشبذ مینامیدند.

هر رئیس یک نفر بازرس در تحت اختیار داشت که مأمور سرشماری گروه بود. بازرس دیگر موظف بود که به درآمد هر فردی از افراد گروه رسیدگی کند و نیز یکنفر آموزگار (اندرزبد) در اختیار او بود تا هرکس را از اوان کودکی علمی یا پیشه‌ای بیاموزد و او را به شیوه اداره زندگی آشنا کند.

چنانچه آمد در دوران نخستین ساسانی یک بخش بندی اجتماعی دیگر وجود داشته که از دوره اشکانیان بجا مانده بود. نام این گروهها را در کتیبه شاپور یکم در حاجی آباد که به دو زبان نوشته شده‌است، می‌بینیم.

شاپور یکم در آن سنگ‌ نبشته کیفیت تیراندازی خود را در حضور شهرداران (امراء دولت) و واسپوهران (مقصود رؤسا یا بطورکلی افراد خاندان‌های بزرگ است.) و ورزگان (بزرگان) و آزادان (معنی آن کاملاً معلوم نشده‌است. احتمال می‌رود که در اصل نامی بوده باشد فاتحان آریایی در مقابل بومیان مغلوب اختیار کرده بوده‌اند.)که در اینروی از گروههای برجسته اجتماعی یاد شده گویا.

اين گروه بندی طبقاتى در آغاز موجب تداوم امپراتوری ساسانی بود و ايجاد مدنيت كرد و در پایان میتوانست یکی از دلایل سقوط ساسانی محسوب گشت .
در هر جامعه ومدنيتى بايد انسان ها برابر باشند واز حقوق مساوى برخوردار باشند

هيچ شخصى برترى بر شخص ديگر ندارد غير ان كه در عمل به اثبات برساند
در ابتداى كار ساسانيان براى رشد توسعه وفرهنگ طبقاتى بودن جامعه بسيار عالى بود
خلاقيتى كه اردشير و شاپور وانوشيروان و بهرام گور به خرج دادند در اخر دوره اى ساسانى به دلايلى اين خلاقيت از بين رفت .
ساسانيان در ابتداى كار
چند كار مهم انجام دادند
زبان ملى، دبیره ملی، دين ملی و گردآوری اوستا و ايرانشهری را گسترانیدند و با این نظم و ترتیب و کارایی که در جامعه پدید آوردند توانستند که بیش از چهارسد سال دوران طلایی و پرافتخار دودمان ساسانی را سر پا نگاه دارند .
با اینروی از آنجایی که دین و دولت با هم آمیخته شدند دست گروه موبدان بیش از بیش در امورکشور و زندگی مردم باز کرد به گونه ای که قدرت بیش از اندازه و دانش و فراگیری آن در انحصار این گروه در آمد .
بر تخت نشاندن و از تخت بزیر کشیدن شهریاران ،و دستان پرقدرت و گاه پلید پشت پرده آنان در سر بزنگاهها، تاریخ این کشور را بگونه ای دیگر نوشت.
دشمنی که با پیروان دیگر دینها داشتند که خود موجب آزار بود و اینکه موبدان در آن دوره دانش و فراگیری آن را در انحصار خود داشتند که با یورش تازیکان و از هم گسستگی و نابودی کانون موبدان همه این دانش ها و دانسته های ساسانی هم از میان رفت و از کند و کاوشها چنین برمیاید آنچه که در سده های پسین تر گردآوری شد آنهم بگونه ای پراکنده و دشوار تنها گوشه ای ناچیز از آن بحرالعلوم بوده که بدستان یورشگران نابود گردید.

و فردوسی این اندیشه را با ظرافت خاص چنین بیان می کند:
چو بر دین کند شهریار آفرین ... نه بی تخت شاهی بود دین به پای
دو بنیاد یک بر دگر بافته ... نه از پادشا بی نیازست دین
چنین پاسبان یکدیگرند ... نه آن زین و نه این زان بود بی نیاز
چو دین را بود پادشا پاسبان ... برادر شود پادشاهی و دین
نه بی دین بود شهریاری به جای ... برآورده پیش خرد تافته
نه بی دین بود شاه را آفرین ... تو گویی که در زیر یک چادرند
دو انباز دیدیم شان نیکساز ... تو این هر دو را جز برادر مخوان

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
" بدانید هیچ نیرویی در جهان یارای برابری با پیوند پولادین شاه و ملت را نخواهد داشت. "
ارتجاع یان انیرانی از همین بخش به ما ضربه زدند و در آن هنگام پیوند شاه و ملت را سست نمودند تنها جایی که شاهنشاه آریامهر که هماره روانش شاد باد برآن تکیه کرده بود.
تجربه را تجربه کردن خطاست با قدرت در کنار شهریار ایرانزمین رضا شاه دوم پهلوی سوم رضا پهلوی خواهیم ایستادکه دگر شبیخونی نابهنگام ما را غافلگیر نکند.
از گذشته درس بگیریم .

#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
در دیده ما شاه بود سایه یزدان
تا کور شود دیده بیگانه پرستان

تا ابد #جاویدشاه 🔥
نمونه های تکامل یافته دیگری از مشتعلی حمالان!
پس از باقرخاله (امید شریفی دانا=مشتعلی حمال)
شاهد هازلخاله(رضا هازلی=مشتعلی حمال)
عطا الدوله (عطاالله هودشتیان=مشتعلی حمال)
و یکی دو نفر دیگر هم جدیدا به باز عرضه شده
امین خالو(امین فردین=مشتعلی حمال)
حجت الدوله(حجت الله کلاشی=مشتعلی حمال)
بارها گفته ایم که این ویروس مشتعلی حمالی، ویروس خطرناکیست.
ننگشان باد
رامین پرهام، فرزند باقر پرهام که خیانت به کشور را از تئوری به عمل رساند، مثلا اینجا به اردشیر زاهدی امده پاسخ داده، اما در پاسخ او، توهین به شاهنشاه آریامهر که هماره فروهر اش شاد باد به روشنی پیداست. این شخص که با چهار مقاله آبکی خود را اندیشمند میداند(خودگوزپندار) خیال برش داشته است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ابراز همبستگی باشندگان #تاجیکستان زیبا با هم تباران ایرانشهری شان در پیکار با ویروس چینی #کرونا
ما نیز برای هم تباران و هم زبانان خویش در ‎تاجیکستان تکه جدا شده از مام میهن و آن پاره تن ایرانشهر بزرگ در پیکار با بلایای بهنجار و نابهنجار همچون ‎#کرونا آرزوی پیروزی و سربلندی داریم .
براستی که چه زیبا و غرور آفرین است این پیوندناگسستنی و این همدلی که ریشه در ژرفای تاریخ هزاران ساله ایرانشهر بزرگ دارد .

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
فردوسی دانا، مغ بزرگ می‌گوید:

خرد باید و دانش و راستی
که کژی بکوبد ار کاستی

پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
.
فردوسی مغ دانا و بزرگ:

جهان یادگار است و ما رفتنی
به گیتی نماند به جز گفتنی
به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن مرگ راست

پاینده ایران 🔥
#جاویدشاه 💎
.
این فرتور مربوط پنجاه سال پیش در کشور دزدان دریایی انگلیس گرفته شده آن هنگام که همین آنگلوساکسون های شیاد با همراهی اروپاییان شب تا به روز در رسانه ها و روزنامه هایشان از یاوه گویی بر پاد پهلوی ایرانساز کم و کاستی نمیگذاشتند و از دشمنی شاهنشاه آریامهر فقید با حقوق بشر و کرامت انسانی می نوشتند !

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹دانشگاه جندى شاپور

دانشگاه گندی شاپور (که بصورت جندیشاپورنیز نامیده شده) در سال۲۷۱ بدست شاهنشاهان ساسانی در شوشتر بنیاد نهاده شد. این فرهنگستان همچنین دارای یک بیمارستان آموزشی و یک کتابخانه بود. بیمارستان گندی شاپور نخستین بیمارستان آموزشی جهان بود. در این فرهنگستان دانش‌های فلسفی و پزشکی تدریس می‌شد و بنا به روایات حبس و مرگ مانی پیامبر نیز در گندیشاپور روی داده‌است.

گندی شاپور یکی از هفت شهر اصلی خوزستان بود. نام آن در آغاز «گوند-دزی-شاپور» به معنی «دژ نظامی شاپور» بوده‌است. دیگر نام‌هایی که برای آن به‌کار می‌رفته عبارت است از پیل‌آباد، خوز، نیلاب، نیلاط. در سریانی آن را بیت لاباط می‌نامیدند.

برخی پژوهشگران بر اینند که بنیادی همانند به گندیشاپور از زمان پارتیان در این جایگاه قرار داشته‌است. شهری به نام گندی شاپور را شاپور یکم فرزند اردشیر ساسانی پس از شکست دادن سپاه روم به سرکردگی والرین، بنا نهاد. شاپور یکم گندی شاپور را پایتخت خود قرار داد.

نام‌آوری گندی شاپور بیشتر در زمان خسرو انوشیروان ساسانی انجام گرفت. خسرو انوشیروانگرایش فراوانی به دانش و پژوهش داشت و گروه بزرگی از دانشوران زمان خود را در گندی شاپور گرد آورد. در پی همین فرمان خسرو بود که برزویه، پزشک بزرگ ایرانی، مأمور مسافرت به هندوستانشد تا به گردآوری بهترین‌های دانش هندی بپردازد. امروزه شهرت برزویه در ترجمه‌ای است که از کتاب پنچه تنتره هندی به پارسی میانه انجام داد که امروزه به نام کلیله و دمنه معروف است.

بنابراین فرهنگستان گندی شاپور از کانون‌های اصلی دانش‌ورزی، فلسفه و پزشکی در جهان باستان شد. در برخی منابع اشاراتی به انجام آزمون و امتحان برای اعطاء اجازه طبابت به دانش‌آموختگان دانشگاه گندی شاپور شده‌است. کتاب «تاریخ الحکمه» (سرگذشت فرزانگی) به توصیف این مسئله می‌پردازد. شاید این نمونه نخستین برگزاری آزمون دانشگاهی در جهان بوده باشد.

تمامی کتاب‌های شناخته شده آن روزگار در زمینه پزشکی، در کتابخانه گندی شاپور گردآوری و ترجمه شده بود، با اینکار گندی شاپور تبدیل به کانون اصلی انتقال دانش میان شرق و غرب گشت. گندی شاپور و همچنین آموزشگاه وانسیبین که پیش از فرهنگستان گندی شاپور در دزفول بنیاد شده بود تأثیر بزرگی در شکل گرفتن نهاد «بیمارستان» بویژه کلینیک آموزشی در جهان داشتند.

دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردند نو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد. به فرمان انوشیروان، آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی برگردان شد و در دانشگاه تدریس شد.

در سال‌های آغازین پیدایش دین اسلام در عربستان، دانشکده پزشکی و بیمارستان گندی شاپور شمار زیادی استاد ایرانی، یونانی، هندی و رومی را در خود جا داده بود. گفته شده که حتی پزشک شخصی محمد، پیامبر اسلام، نیز از دانش‌آموختگان(فارغ‌التحصیلان) دانشکده پزشکی جندیشاپور بوده‌است.

در دانشگاه گندی شاپور، دوره ساسانیان، بخشی به گردآوری اطلاعات در باره بیماری‌های دریانوردان و راه‌های درمان آنها اختصاص داشته‌است. در سفرهای دریایی اکتشافی که در زمان هخامنشیان انجام می‌شد، همواره پزشکانی با کاروان‌های دریایی همراه بودند که وظیفه مراقبت‌های بهداشتی دریانوردان را بر عهده داشته‌اند.

در کتاب دینکردآمده‌است که «در دوران ساسانی در بندر سیراف و بندر هرمز نوعی دانشکده افسری به نام ناوارتشتارستان به آموزش و پرورش افسران نیروی دریایی ایران می‌پرداخت.

ابن ندیم آورده است که اردشیر بابکان، بقایای تمام کتاب‌های پراکنده باستانی ایرانیان را، از هند و چین جمع‌آوری کرد و به خزانه افزود. پسر او شاپور اولراه پدر را ادامه داد و و تمام کتابهایی که از زبانهای دیگر به پارسی ترجمه شده بود را گرد آورد. او همچنین اوستا را به صورت یک کتاب گردآوری کرد. بنابر این پس از آنکه اسکندر اوستا را سوزاند آن را احیا کرد. کتابخانه دیگری که در این زمان ساخته شد کتابخانه خسرو اول در جندی شاپور برای دانشگاه آن بود. علاقه خاص او به جمع‌آوری کتابها از دورترین نقاط جهان مشهور است. جندی شاپور بهترین مرکز تحقیقاتی در دوران ساسانی بود. بسیای از دانشمندان از ملیتهای مختلف مخصوصا نسطوری‌ ها در آنجا گرد آمده بودند و بسیاری از کتابها به دستور خسرو اول به فارسی ترجمه شده بود. علاوه بر این دو کتابخانه، کتابخانه‌های بزرگ و معتبر دیگری هم وجود داشت. همه آتشکده‌ها و پرستشگاهها مانند همه بیمارستانها و مراکز تحقیقاتی و آموزشی گنجینه کتابهای خودشان را داشتند.
معماری شهری گندی‌شاپور، همانند اردوگاه‌های رومی، مستطیلی‌شکل است. شبکه بافتی این شهر، همانند شطرنج است و در میانه آن هشت راه (عمود) بر هشت راه دیگر، متقاطع است.

به روایت طبری، بهرام یکم ساسانی دستور داد تا مانی را مدتی در گندی شاپور زندانی و شکنجه کنند. او را در همین شهر، زنده پوست کندند و بر دروازه‌های شهر، آویختند. بدین سبب، این دروازه، «دروازه مانی» نام گرفت، گرچه نویسنده حدودالعالم، محل کشته شدن مانی را شهرکی به نام رادمِهر ذکر کرده است.

در زمان شاپور دوم، ذوالاکتاف، رومی‌ها گندی‌شاپور را محاصره و قسمتی از حصار آن را ویران کردند. در این جنگ قیصر روم اسیر شد و شاپور یکم او را وادار کرد که از سرزمین خود، خاک آورده، گندی‌شاپور را بازسازی کند. شاپور دوم در تعمیر باروهای شهر، خشت و گل و آجر و گچ به کار برد. از اینرو، نیمی از باروهای این شهر از خشت و نیمی دیگر از آن با آجر ساخته شد. همچنین قیصر وادار شد که به سبب جبران درخت‌های خرمایی که بریده بود، درخت زیتون بکارد. گندی‌شاپور در زمان قباد یکم، از خوش آب‌وهواترین و زیباترین مناطق کشور بود.

ايرانيان تا پيش از حمله اعراب بيابان گرد به ايران داراى علم ودانش بودند وكسب علم ودانش را وظيفه خود ميدانستند

يكى از اركان پيشرفت عقلى ونوع مملكت دارى وبرخورد در جامعه ايرانى وانيرانى از تدريس كه در دانشگاه انجام ميشد ياد گيرى ميكردند

علم ودانش هميشه نزد ايرانيان يك امر مقدس به شمار ميامد .


📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیشک اینچنین سخنانی را تنها از زبان یک میهن پرست خواهید شنید .
اندیشه و نگری که در بطن آن عشق به میهن و مردمان اش نهفته برای همین هم هست که او را ایران پدر میخوانیم .
یادش هماره گرامی باد .

" جاوید شاه " را هماره بر زبان برانید که براستی کلید رهایی است .

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رمز پیروزی ملت ایران فقط و فقط همبستگی ملی با فریاد #جاویدشاه است و بس.
🔹زیست بوم ایرانشهر - گربه‌ی پالاس؛ گوشه‌نشین و گریزپا

پیکری کوچک . دندان‌های نیش آن‌ها بلند است و از همین‌رو تصویری که از چهره‌ی این حیوان در ذهن نقش می‌بندد، اندکی هول‌آور است. اما ترسناک نیستند. بی آزارند و گوشه گیر. پیکر تنومند آن‌ها بیشتر به سبب موهای بلند و انبوهی است که دارند.

اگر آدم‌ها کاری به کارشان نداشته باشند، از پناهگاه خود بیرون نمی‌آیند؛ مگر شب‌ها و به دور از نگاه کنجکاو دیگران. حیواناتی مردم گریزند. میانه‌ای با جانوران دیگر هم ندارند. نیاز به خورد و خوراک است که آن‌ها را از قلمروشان بیرون می‌کشد. شب‌ها و گاه روزهایی که از پناهگاه بیرون می‌آیند، آن اندازه در پنهان کردن خود می‌کوشند که باور کردنی نیست. گربه‌ی پالاس ایرانی، با این ویژگی‌هایی شگفت‌آور، از چه چیز هراسان و زخم خورده است که رو نشان نمی‌دهد؟

درباره‌ی گربه‌های پالاس کم می‌دانیم؛ از بس از دیگران گریزان‌اند. حتا شمار آن‌ها هم به درستی پیدا نیست. این که آیا در شمار گونه‌های در خطر هستند یا نه؟ پاسخ یکسان ندارد. سازمان حفاظت محیط زیست آن‌ها را «گونه‌ای در خطر انقراض» دانسته است اما برخی آن ناپیدایی گربه‌ی پالاس را از خُلق‌و‌خوی گوشه‌گیرانه‌ی این گربه‌سان می‌دانند، نه برپایه‌ی آمار و داده‌های پژوهشی.
گربه‌های پالاس حتا با هم‌جنس‌های خود هم گرم نمی‌گیرند. تک‌زی هستند و تک‌رو! شگفت است؛ گربه‌های خانگی با آن زبر و زرنگی و بی‌پروایی، گربه‌های پالاس به این کم‌رویی و گریزپایی!
نخستین‌باری که انسان‌ها پی به بودن چنین گربه‌ای بردند، به سال 1776 میلادی برمی‌گردد. در این سال پژوهشگری آلمانی به نام «پیتر پالاس» این حیوان را شناسایی کرد و کوشید ویژگی‌های رفتار آن را بشناسد. از همان زمان این گربه‌سان به نام «گربه‌ی پالاس» نامگذاری شد.

گربه‌های پالاس، وحشی‌اند. پیکر آن‌ها کمی بزرگ‌تر از گربه‌های خانگی است و پوشش خز چنان بلندی دارند که تنومند و درشت جثه به گمان می‌رسند. رنگ آن‌ها خاکستری است اما ویژگی اصلی رنگ این حیوان به دُم آن بازمی‌گردد که انبوهی از حلقه‌های خاکستری است. طرح‌های گوناگونی هم روی پیشانی آن‌ها دیده می‌شود.

چشم‌های گربه‌های پالاس چنان گرد است که بی‌درنگ شگفتی هر نگرنده‌ای را برمی‌انگیزند. پاهای پالاس ها کوتاه است و نوار سیاه‌رنگی روی آن‌ها دیده می‌شود. به همین‌گونه، دُم‌های کوتاه اما ستبری دارند با نوک سیاه.
از ویژگی‌های دیگر این گربه‌سان وحشی، گوش‌های آن است. دو گوش پالاس به گونه‌ی پرسش‌برانگیزی از هم دور هستند. شاید از بس تک‌زی و گوشه‌گیر زندگی می‌کنند نیاز چندانی به شنیدن و گوش سپردن حس نمی‌کنند! دندان‌های‌شان هم کم شمارند. هیچ کدام از دیگر گربه‌سان‌ها به اندازه‌ی پالاس‌ها کم دندان نیستند. اما دندان نیش آن‌ها بسیار بلند و ترس‌آور است.
نباید گربه‌های پالاس را دستِ کم گرفت. درست است که از ریسمان سیاه و سفید هم می‌ترسند و ترجیح می‌دهند در پناهگاه خود بمانند تا اینکه با دیگران سر و کله بزنند اما گاهی آن اندازه زرنگ و مبارزجو می‌شوند که از موجودی خجالتی مانند او، بعید است. برای نمونه، شکارشان را با درگیری و گلاویز شدن به دست نمی‌آورند؛ کمین می‌کنند و ماهرانه پنهان می‌شوند. تنها با کمین‌های طولانی است که شکار خود را غافل می‌کند و به چنگش می‌آورَد. در گرفتن ماهی هم استاد است. آن گونه با پنجه‌هایش ماهی می‌گیرد که هیچ حیوان دیگری به گَرد پای او نمی‌رسد.
پالاس‌ها شکارچیان چیره‌دستی هستند. در یک شب می‌توانند در هر 50 دقیقه یک شکار به دست بیاورند. این سرعت و تند و تیزی در شکار، ویژگی دیگر این گربه‌سان مرموز است.
گربه‌های پالاس به قلمرو خود حساس‌اند. دور تا دور آن را با خراشیدن و پنجه کشیدن روی تنه‌ی درختان، مشخص می‌کنند. پیدا نیست چرا چنین رفتاری از پلاس‌ها سر می‌زند؟ شاید دوست دارند از گستره‌ای که برای خود می‌شناسند، بیرون نروند و سر از جاهای ناشناخته درنیاورند. شب‌ها هم که از پناهگاه خود بیرون می‌آیند، بسیار هوشیار و مراقب هستنند و همه جا را با چشمان گِردشان می‌پایند. پناهگاه آن‌ها غارهای کوچک و شکاف صخره‌ها است. گاه نیز سر از سوراخ‌هایی درمی‌آورند که حیوانات دیگر کنده‌اند. هر جا که امن و تاریک باشد، دلخواه پالاس‌ها هم هست.
پالاس‌ها نزدیک به 11 سال زندگی می‌کنند. چیزی میان 3 تا 5/4 کیلوگرم وزن دارند و بیش از 60 سانتی‌متر درازا، بدون درنظر گرفتن دُم آن‌ها. دُم پالاس‌ها بیش از 30 سانتی‌متر است. ماده‌های این گربه‌سان، در هر زایمان 2 تا 6 توله به دنیا می‌آورد.
ایران غربی‌ترین (:باختری‌ترین) گستره‌ی پراکنش گربه‌های پالاس است. گربه پالاس ایرانی در گستره‌های کوهستانی البرز دیده می‌شود و گمان می‌رود در جاهای دیگر هم بتوان نشان آن‌ها را گرفت. حتا در بخش‌های کوهستانی یزد و کرمان هم رد آن‌ها را گرفته‌اند. در گستره‌ی حفاظت شده‌ی پارک ملی «خجیر»، در خاور (شرق) تهران نیز گربه‌های پالاس یافتنی‌اند.
خوراک پالاس‌ها از گونه‌ای کبک به نام «چوکار» است و جوندگان و پرندگان؛ و البته ماهی‌ها.
پالاس‌ها به سبب همان رفتار گوشه‌گیرانه‌ی خود، چندان شناخته شده نیستند و آگاهی‌های جانورشناسان درباره‌ی آن‌ها به اندازه‌ای نیست که بتوان به همه‌ی رفتارها و ویژگی‌هایش پی بُرد. با این همه، گمان می‌رود که شمار این گربه‌سان ارزشمند رو به کاستی است.

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاوید شاه
جاوید شاه فریادیست از حنجره دردناک این مردم آریایی در هزاره های تاریخ این سرزمین اهورایی.
جاوید شاه شناسه من است، جاوید شاه دردیست نانوشته، جاوید شاه رمز پیروزی بر ضحاک است.
جاوید شاه شمشیر برنده ما آریاییان در مقابل دیوان و ددان است.
جاوید شاه یعنی زندگی، یعنی شادی، یعنی آبادی، یعنی آزادی، یعنی دادگری، یعنی من ایرانی.
جاوید شاه رمز پیروزیست، در و دیوار ایران را با این شعار رنگین کنید، آسمان ایران زمین را با فریاد جاوید شاه برای همیشه گلگون کنیم.
ایرانی بیدار شو، ایرانی بپاخیز و با افتخار جاوید شاه بگو.
پاینده ایران
تابنده فرهنگ پرشکوه ایران زمین

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
نگاره فروهر
در فرهنگ زرتشتی - ایرانی 🔥 می توان از دو دیدگاه به این نگاره نگریست
▫️از دیدگاه ملی و میهنی
▫️از دیدگاه دینی

▪️از دیدگاه ملی و میهنی
از دوران مادها و پس از هخامنشیان فروهر جنبه میهنی و ملی داشت و در پیکره و سیمای شاهین تیز چنگ و بلند پروازی بود که آن را نماد توانایی سربلندی سرافرازی و فر و شکوه می دانستند و آن را آرم یا نشان ملی قرار داده و پرچم های خود را به نما و سیمای شاهین می آراستند . همانگونه که اکنون پرچم برخی از کشورها دارای نگار شاهین و یا عقاب است .

▪️از دید دینی
چرا این نیروی مینویی و پرتو اهورایی به پیکره و نگاره کنونی در آمده است ؟
ایرانشهریان برای این نیروی مینویی که بن مایه ی بنیادین آن جنبش و پیشرفت به سوی رسایی و فرامایگی و والایی است هیچ پیکره و یا نگاره ای را بهتر و شایسته تر از شاهین نیافتند و آنچه را که در گذشته نشانه فر و شکوه و سربلندی و سرافرازی بود و جنبه ملی و میهنی داشت با اندک دگرگونی در سر و پای شاهین به سیمای کنونی در آوردند تا هم بن مایه مینوی را نشان دهند و هم نمودار سربلندی و سرافرازی ایرانشهریان باشد .

سر در سیمای پیری سالخورده و در چنبره ی زمان بیکران آزموده و پخته با دستهای برافراشته به اهورا مزدای یکتا روی آورده . با استواری و شکیبایی و ستیز با بدی ها و ناپاکی ها بسوی پیشرفت و رسایی گام بر می دارد .
دو رشته آویزان در دو سو نشانگر و گوهر همزاد است که با خرد و هوش و کوشش و دانش اندوزی نیروی نیکی و روشنایی بر بدی و تاریکی پیروز می شود .
دو بال گشاده شاهین بلند پرواز نشانگر پرواز آدمی بسوی روشنایی رسایی سربلندی و سرافرازی است .
سه رده بالهای گشوده نماد سه آرنگ ( شعار ) و راه و روش اشویی " اندیشه نیک " " گفتار نیک " و " کردار نیک " است .
سه بخش زیرین یا دامن نگاره را برخی نشانی از بد اندیشی بدگفتاری و بدکرداری میدانند که آدمی بایست در درازنای زندگانی آن را به زیر افکند و از کجروی ها و پلیدی ها رهایی یابد .
چنبره ( حلقه ) در دست نشان از ایستاده گی بر پیمان و وفای به عهد است که از دیرباز نزد ایرانشهریان ارج بالایی برخوردار بوده .
همه ی نگاره که نیمی آدم و نیمی پرنده است نشان بر این دارد که روان این گوهر نغز مینوی چگونه از تنگنای تن رسته و از پهنه ازاد گیتی پر می گشاید .
نگاره با شکوه و هن فروهر در ساختمان ها و مهر های پادشاهی بالای سر بلند پایگان همه نشان یازی جستند آنان از این نیروی برجسته مینویی است .

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
از ارومیه

پاینده ایران ، جاوید شاهان ایرانساز پهلوی ها

99\02\13

شنبه 13 اردیبهشت 2579شاهنشاهی
@Mellig