🔹آیا میدانستید
میدان گازی رام (یکی از ایزدان ایرانی ) در "دریای شمال" در آب‌های ساحلی اسکاتلند در ۳۶۰ کیلومتری آبردین که ۵۰ درصد مالکیت آن متعلق به ایران است.

حال چطور؟

در ۱۹۷۷ به دستور همایون محمد رضا پهلوی شاهنشاه آریامهر شرکت میهنی نفت ایران در قراردادی با شرکت BP (شرکت نفت بریتانیا) ۵۰ درصد این میدان نفتی را به مالکیت ایران درآورد.

و اما شگفتی آور اینست که ایران با مدیریت شاهنشاه آریامهر به جایی رسیده بود که نه فقط مهار کامل صنعت نفت ایران را به دست گرفت، بلکه وارد کشور بریتانیا نیز شد!!!
چم میهن‌پرستی در مکتب پهلوی چنین بود.

و از آنطرف چم ناسیونالیسم در مکتب مصدق قجری زاده انگلو ساکسون را هم تجربه کرده بودیم: موازنۀ منفی، قطع ارتباط، بستن سفارت‌‌های خارجی، تحریم‌شدن، ایزولاسیون، واگذاری سهام ایران در شرکت‌های فرمانبردار BP !!

مقایسۀ این دو همان مقایسۀ کره شمالی و کرۀ جنوبی است. یکی به دور خود دیوار کشیده و از خودکفایی خوشحال است. دیگری بمانند ژاپن تا مغز استخوان با صنعت و اقتصاد آمریکا آمیخته شده و نفوذ پیدا کرده تا بتواند جهانی باشد.

نبرد پهلوی ایرانساز و مصدق مزدور ، نه اختلاف شخصی بود، نه جنگ قدرت. نبردِ دو مکتب بود که تا به امروز نیز ادامه دارد: میهن‌پرستی مثبت و ناسیونالیسم منفی؟

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شهریار ایران رضا شاه دوم رضا پهلوی پیرامون نیروهای نظامی و انتظامی و آشتی ملی

برنامه «میدان»، آبان ۱۳۹۷
واشنگتن دی‌سی

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹كوروش بزرگ: در پاسارگاد؛ نخست كودكستان و بعد تالار پذيرايی ـ اولویت دادن به پرورش

«فردريك فروبل» آموزشگر بلندآوازه آلمانی و موسس كودكستانهای تازه (كيندرگارتن Kindergarten) در جهان 21 اپريل 1782 به دنيا آمد و در تاليف خود «تاريخ عمومی آموزش و پرورش» نوشت كه ايرانيان در قرن ششم پيش از ميلاد مبتكر ايجاد كودكستان و دبستان براي كودكان و نوجوانان پسر بودند.
به نوشته فروبل، در مدارس ايران باستان، به كار «پرورش» توجهي بيشتر مي شد و از جمله راستگويی، نّيت خوب داشتن و كار خوب انجام دادن، احترام به سالخوردگان، دفاع از وطن، تيراندازي، سواري، شنا و كوهنوردي. در كودكستانها و دبستانهاي ايران باستان به نوباوگان تاكيد مي شد خدا انسان را نيافريده كه نسبت به انسان ديگر ظلم و تعدّی و بدگويی كند. شادی جاويدان نتيجه نيكوكاری، خدمت و درستكاري است.

فروبل ايرانيان باستان را همانند ساير آرين ها، تنها انسانهای روی زمين نوشته است كه بُت پرست نبودند و بُت پرستان و معتقدان به خدايان متعدد را انسان هوشمند و كامل نمي پنداشتند حتي يونانيان را كه خدايان زنانه و مردانه هم داشتند و صحرانشينان كه از سنگ و چوب براي خودشان بُت مي ساختند و اين بتان دست سازشان را پرستش می كردند.
فروبل نوشته است: كوروش بزرگ پيش از ساختن تالار پذيرايی در پاسارگاد، خواسته بود كه در اين شهر (پايتختش)، نخست و ترجيحا به حد كافی كودكستان و دبستان بسازند. [پارسيانِ باستان اين شهر را «پاتراگاد» تلفظ مي كردند و «پاسارگاد» تلفظ يونانی آن است كه جهانی شده است و برخی از اروپاییان «پازارگاد» تلفظ می کنند

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش :
https://iircf.com
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان
#رنسانس_ایرانی 🌱
شارلاتانیسم نفتی و ناکامی میهن پرستی
خاورمیانه همچنان در آتش جهالت و نابسامانی و فقدان امنیت می سوزد و آینده ای که پیش رو دارد غبارآلود و پر از هیاهوی لاف و گزاف سیاست بازان و دولتمردان است. مدیران و دولتمردان حقه باز و شارلاتان دست در دست مافیای اقتصادی جهانی تا آنجا دروغ می گویند که گویی راست مرده است و در این وانفسا، هشدار اشو زرتشت است که از پس قرون و اعصار شنیده می شود، آنجا که می گوید:
«هرگاه مردمی کمتر از آزادی برخوردار باشند، بیشتر می ترسند و هرچه بیشتر بترسند، بیشتر دروغ می گویند و هرچه بیشتر دروغ بگویند، بیشتر ستم می کنند و کمتر خواهان آگاهی و دانایی و آزادی و آزاداندیشی هستند».
ترس... ترس از گزمه ها، ترس از اتهامات، ترس از سفره خالی و از فردای تاریک، در روح و روان مردم خانه کرده و دیوار دفاعی دروغ را روز به روز بلندتر و استوارتر ساخته است و من در این فضای ملول و بی نشاط تلاش دیگري را آغاز می کنم تا شاید که راهی هرچند ناهموار به سوی "حقیقت" گشوده شود.
شارلاتانیسم نفتی و ناکامی میهن پرستی
خاورمیانه همچنان در آتش جهالت و نابسامانی و فقدان امنیت می سوزد و آینده ای که پیش رو دارد غبارآلود و پر از هیاهوی لاف و گزاف سیاست بازان و دولتمردان است. مدیران و دولتمردان حقه باز و شارلاتان دست در دست مافیای اقتصادی جهانی تا آنجا دروغ می گویند که گویی راست مرده است و در این وانفسا، هشدار اشو زرتشت است که از پس قرون و اعصار شنیده می شود، آنجا که می گوید:
«هرگاه مردمی کمتر از آزادی برخوردار باشند، بیشتر می ترسند و هرچه بیشتر بترسند، بیشتر دروغ می گویند و هرچه بیشتر دروغ بگویند، بیشتر ستم می کنند و کمتر خواهان آگاهی و دانایی و آزادی و آزاداندیشی هستند».
ترس... ترس از گزمه ها، ترس از اتهامات، ترس از سفره خالی و از فردای تاریک، در روح و روان مردم خانه کرده و دیوار دفاعی دروغ را روز به روز بلندتر و استوارتر ساخته است و من در این فضای ملول و بی نشاط تلاش دیگري را آغاز می کنم تا شاید که راهی هرچند ناهموار به سوی "حقیقت" گشوده شود.
در کالبدشکافی روشنفکران سیاسی، بوی نامطبوع نفت و تأثیر دلارهای نفتی بر تمامی رخدادهای انقلاب دینی احساس می شد زیرا شرکت های نفتی جهان، نقش پررنگی بر رویدادهای زمان داشته و دارند، به گونه ای که بسیاری از دولت های ظاهرا دموکرات را با سیاست های غیر انسانی خود همسو و هماهنگ می سازند و با ایجاد فضای کاذب افکار عمومی را بمباران کرده و شعور روشنفکران سیاسی چپ و راست را در مسلخ شعارهای توخالی و مزورانه قربانی می کنند.
من که خود در کمیسیون بودجه آخرین دوره مجلس شورای ملی (دوره بیست و چهارم) عضویت و حضور داشتم و درآمد حاصل از فروش نفت را با حساسیت دنبال می کردم، سایه شوم جنگ نفت را بر سر کشور احساس می نمودم. موضوع بودجه کشور و گستردگی برنامه های عمرانی و فشاری که از این بابت بر دولت وجود داشت و تلاش هایی که از سوی کارشناسان ایرانی نفت برای ایجاد درآمد بیشتر بر شرکت های نفتی کنسرسیوم وارد می آمد از نبرد نفس گیری بین پادشاه ایران و کنسرسیوم نفت بر سر استیفای حقوق حقه ملت ایران حکایت می کرد.
متأسفانه سیستم خبررسانی دوران پهلوی که آلوده به نفوذ عوامل چپ و نارا ضیان روشنفکرنماي راست بود، جامعه را از این مبارزات سرنوشت ساز آگاه نمی کرد و پادشاه ایران نیز علاقه ای به افشای خبرهای جنگ نفت نداشت و بر این گمان بود که مذاکره در فضای آرام و به دور از جنجال های سیاسی تحریک آمیز بهتر به تفاهم می انجامد، به ویژه آنکه بین فشار پادشاه ایران به کنسرسیوم و جنجال های سیاسی روشنفکران رابطه مستقیمی وجود داشت و هرقدر ایستادگی و پافشاری شاهنشاه ایران در سر میز مذاکره بیشتر می شد، صدای روشنفکران سیاسی در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور و مطبوعات غربی و بی بی سی و رادیوهای وابسته به کمونیسسم جهانی رساتر می گشت و ما از این طریق در می یافتیم که شاه ایران در این نبرد جهانی چگونه تنها و بی یاور می جنگد، بنابراین قصه غم انگیز نفت آنچنان دردناک است که به یک تراژدی شباهت دارد. حدیث نفت، روایت شارلاتانیسم روشنفکری و ناکامی میهن پرستی است که سخت به هم گره خورده و تاریخ معاصر ایران را رقم زده است!
از کتاب کالبد شکافی روشنفکران سیاسی ایران
نوشته سرور منوچهر یزدی
https://t.me/IIRCF/11009
هُووارد باسکرویل معلم ۲۴ ساله مدرسه آمریکایی مموریال تبریز تحت تاثیر حق و مشروطه قرار میگیرید
و به ستار خان میپیوندد....
این داستان زیبا از خودگذشتگی در راه آزادی را در زیر بخوانید👇
#ارسالی

نیمه شب است در حال گشت و گذار بودم در اینستا که یهو باعکسی برخورد کردم از کادر درمانی یک بیمارستان که پشت گان اش نوشته بود :

ما گر زِ سر بریده میترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

عجیب منقلب شدم ، حالی بس نگفتنی
من این شعر رو میشناختم
قطره اشکی هم سرازیر شد

مرحوم پدر بزرگم در تبریز این شعر را در کودکی برایم میخاند

عجب ، عجب
تاریخ چه ها که نمیکند

در تبریزِ ما ، این شعر بیش از ۱۰۰ سال در زبان هاست

اصل شعر اینگونه است:

سیصد گل سرخ؛ یک گل نصرانی…
ما را ز سر بریده میترسانی؟
ما گر ز سر بریده میترسیدیم؛ در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

(نصرانی ، اشاره به نصران‌ ، عیسی ناصری ، فرد مسیحی است )
شاعر مشخص نیست

اما داستان این شعرِ ۱۰۰ ساله چیست ؟

صدر مشروطیت است
تبریز شدیدا محاصره است
جنگ سختی است
فقط یک کوچه مانده تا جنبش مشروطه شکست بخورد
ستار خان در کوچه امیرخیز ، اخرین جبهه در حال مقاومت است

هُووارد باسکرویل معلم ۲۴ ساله مدرسه آمریکایی مموریال تبریز تحت تاثیر حق و مشروطه قرار میگیرید
و به ستار خان میپیوندد

کنسول آمریکا در تبریز ، از او میخواهد از صف مشروطه‌خواهان جدا شود، باسکرویل ضمن پس‌دادن پاسپورتش گفت:
تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.

هُوارد فرماندهی ۳۰۰ نفر را بعهده میگیرد و در کنار ستار خان در محله شنب غازان ( شام گازان ) تبریز با استبداد میجنگد
و در نهایت در راه مشروطه برای ایران بر اثر اصابت چند گلوله در سینه شهید میشود

سیصد گل سرخ ، یک گل نصرانی ..... ( هُووارد مسیحی )

ستار خان از همان کوچه ( امیرخیز ) پیروز میشود

تبریز و ستار خان مراسم تشییع باشکوهی برای این شهید آمریکایی در راه مشروطه برگزار میکنند
زنان تبریز فرشی با چهره هووارد میبافند و‌ به دستور ستار خان، نام هووارد باسکرویل بر روی اسلحه اش حک میشود و برای مادرش به آمریکا فرستاده میشود

آن شعر هم سروده میشود

مزار هُووارد هم اکنون در گورستان ارامنه تبریز است ، من همیشه میروم

حالا همان شعر ِ ۱۰۰ ساله در پشت گان ِ پرستاران و پزشکان جانفشان میهنمان است

سیصد گل سرخ ، یک گل نصرانی
مارا زِ سر بریده میترسانی ؟
ما گر ز سر بریده میترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
زنگ تفریح!
چیستان؟!
عدد درست را پیدا کنید
😉
🔹هنوز در محله‌ها و کوچه‌های کهن ، آوا چینی بندزن‌های دوره‌گرد خاموش نشده است و یاد آن‌ها از ذهن‌ها نرفته است. کار آن‌ها رونق بسیاری داشت و کمتر پیش می‌آمد که دست خالی از گذری و برزنی بروند. حتا اگر برای چینی‌های شکسته‌ای که بند زده بودند، پولی نمی ستاندند ، باز با دستمالی پُر از گردو و بادام یا گندم راهی کوی و برزن دیگری می‌شدند تا کاسه بشقاب‌های شکسته را بند بزنند.
هنگامی کار چینی‌ بندزن‌ها از سکه افتاد که ملامین‌ها و ظرف‌های پلاستیکی جای چینی را گرفت و آن اندازه چینی‌های ارزان‌بها به بازار آمد که دیگر بندزدن چینی به کار نمی آمد . می‌شد با بهای کمی چینی دیگری خرید و شکسته‌ها را دور ریخت.

کار چینی بندزنی از نام آن پیداست: چینی بندزن کسی است که چینی‌ها و کاسه بشقاب‌های شکسته را بند می‌زند. ابزار چینی‌بندزن‌ها آن اندازه سبک بود که می‌شد آن‌ها را با خود به این‌سو و آن‌سو ببرند: نخ، مفتول آهنی، سندانی کوچک، چکش و کمانی که قیف برنجی داشت و الماس‌هایی ریز و تکه‌ای چوب. سندان برای کوبیدن مفتول بود. چکش نیز برای کوبیدن و پهن کردن مفتول بر روی سندان.

خرده‌ریزهای دیگری هم همراه این پیشه‌وران بود که برای بندزدن چینی‌ها به کار می‌آمد؛ یکی از آن خرده‌ریزها چسب بود؛ اما نه از چنس چسب‌های امروزی. چسب چینی‌ بندزن‌ها آمیخته‌ای از آهک و سفیده‌ی تخم مرغ بود. این چسب را به لبه‌ی شکسته‌ی چینی می‌زدند و پس از چند دقیقه ظرف شکسته، بند می‌خورد. چسب‌های دیگری هم که به کار می‌بردند که از سریش، کتیرا، صمغ یا ریشه‌ی گیاه ریواس بود. در آن زمان، خبر و نشانی از چسب‌های صنعتی نبود.
اگرچه کار به همان آسانی هم نبود. بند زدن شکسته‌ها، چیره‌دستی می‌خواست. به‌ویژه آنکه بندهای فلزی را باید با باریک‌بینی بند می‌زدند. اگر چینیِ شکسته گران‌بها بود، یا یادگاری‌ای بود که دارنده‌ی آن می‌خواست به همان شکل نخست برگردد، کار دشوارتر می‌شد و باید بندزنی با ظرافت و «پاکیزه» از کار درمی‌آمد.

چینی بندزن سیمی فلزی را دور چینی می‌انداخت، نوارهای حلبی بریده شده را به بالا و کف آن پیوند می‌داد و با قیچی خرده‌ها را می‌چید.
نیاز به چینی بندزن‌ها تنها در زمان‌هایی نبود که ظرفی شکسته می‌شد. گاه قوری‌های چینی گل قرمز را که با هزینه‌ی کم‌و‌بیش گزاف خریداری شده بود، پیش از استفاده بند می‌زدند تا محکم تر باشد و به تلنگری نشکند.
چینی‌بندزن‌ها دکان و جای ثابتی نداشتند. آن‌ها دوره گرد بودند. کار آن‌ها در شمار پیشه‌های «کوچه بازاری» بود.
آمدن ظرف‌های بلور و ارزان‌بها، کاربرد چینی‌ها را کمتر و کمتر کرد و چینی بندزن‌ها را برای گذران زندگی ناگزیر به تغییر پیشه‌ی خود ساخت. با این همه، پیشه‌ی آن‌ها به تمامی از میان نرفته است؛ هنوز هم نشانه‌هایی کم رنگ از آن را در گوشه و کنارها می‌توان سراغ کرد و دید.

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹نمایندگان ۱۲۳کشور در پایتخت ایران گرد هم آمدند؛
کشوری که در آن کوروش بزرگ شهریار ایران در ۲۵۰۰سال پیش پس از پیروزی در بابل فرمان آزادی و برابری حقوق اهالی در بخش‌های گوناگون ایران را به آگاهی رسانید.
محمدرضاشاه پهلوی شاهنشاه ایران نیز در روز ششم بهمن ماه ۱۳۴۱منشور انقلاب شاه و مردم را به آرا عمومی گذاشت و با منشور شش گانه انقلاب سفید کوشش کرد تا به مردم ایران همان حقوقی را بدهد که ۲۵۰۰ سال پیش کوروش به آنان داده بود.
با زیر و زبر کردن همبودگاه ایران و لغو نمودن رژیم ارباب _رعیتی و اعطای حقوق برابر سیاسی،اقتصادی و اجتماعی به زنان ایران، شاهنشاه بزرگترین مبارز حقوق بشر سربلند از اینکه ملتش را از زنجیرهای بندگی آزاد ساخته بود در دی ماه ۱۳۴۲ نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شد.

بر فرورهر پاک شاهنشاه آریامهر درود میفرستیم .

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
یکم اردیبهشت ماه روزبزرگداشت سعدی گرامی باد.

بنی‌آدم اعضای یك پيكرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورَد روزگار / دگر عضوها را نمانَد قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی / نشاید که نامت نهند آدمی

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹اینجا قرارگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء است !
میگویند همان اتاق هایی که از آنجا سپاهیان ایرانخوار فرمان شلیک به هواپیمای اکراینی را دادند .
حال در نقشه ی از ایرانشهر که در آن گوشه بر روی دیوار انداخته اند ببینید چگونه خودشان سهم میهن مان را از دریای کاسپین چنان باریکه ای با خط کشی نشان دادند دریایی که روزی پنجاه درصد از سهم آن وابسته به ایرانشهریان بود اما این پست فطرتان اشغالگر آنرا چوب حراج زدند تا بمانند و حیرت آور اینکه ما سکوت کردیم !

اشغالگرانی که آمدند تا ایرانشهر را خوار و باشندگانش را چنان برده گانی پست و ذلیل نمایند .

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹جاماسب حکیم و پیشگویی آینده ایران

جاماسب جزو دوم این کلمه همان اسب است ولی جزو اول آن معلوم نیست.

بنا به نظر احتمالی برخی نویسندگان ، این نامِ مرکّب می تواند به معنای دارنده ، راننده یا مهارکنندة اسب، دارندة اسب یدک و یا دارندة اسب درخشان باشد.
جاماسپ فرزند هوگوه وزیر گشتاسب شاه (از پادشاهان کیانی و فرزند لهراسپ که زرتشت در زمان او ظهور کرد) بوده‌است. جاماسب همسر پوروچیستا جوان‌ترین دختر زرتشت بود. جاماسپ را از نخستین فیلسوفان ایرانی می‌دانند.
جاماسپ و برادرش فرشوشتر از حامیان زرتشت بوده‌اند. و زرتشتیان در جشن بهمنگان، به یاد جاماسپ جامه سفید میپوشند.

پوشندگان لباس سفید در حقیقت با این عمل نمادین بیزاری و برائت خود را از هرگونه ناپاکی و پلیدی، خونریزی و کشتار و آزار و اذیت حیوانات نشان داده و با دسته‌های گل سفید به دیدار یکدیگر می‌رفتند و این گل‌ها را به یکدیگر تقدیم می‌کردند. و بر آنند که جاماسپ، وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام داده‌است.

در منظومه پهلوی یادگار زریران از جاماسپ با صفت «بیدخش» به معنی صدر اعظم نام برده شده‌است. کتابی نیز به نام جاماسب‌نامه به زبان پارسی میانه در دست است که به پازند و فارسی هم ترجمه شده‌است. این کتاب پاسخ‌های جاماسپ به گشتاسپ را دربرمی‌گیرد و موضوعی فلسفی دارد. در کتاب حکمةالاشراق فیلسوف نامدار ایرانی شهاب‌الدین سهروردی از جاماسب و فرشوشتر نام برده شده و ستوده شده اند. پسران جاماسپ گرامی و هنگ‌اوروَش بودند.

جاماسب در ادبیات ایران و عرب «فرزانه »و «حکیم » خوانده شده است و بدو پیشگوئیهائی نسبت داده اند که ذکر آنها در رساله پهلوی «یادگار زریران » و«گشتاسب نامه دقیقی » و «جاماسب نامه » آمده است.

تمام آثار جاماسب حکیم در بارة ستاره شناسی و احکام نجوم است ، جز یکی که در بارة کیمیاست . مهم ترین این آثار، جاماسب نامه است که آمیزه ای است از احکام نجوم و پیش بینیهای جاماسب ، و دو تحریر فارسی و عربی از آن وجود دارد. رساله ای منسوب به جاماسب در موضوع کیمیا نیز به فارسی و عربی موجود است . عنوان رسالة عربی ، رسالة جاماسب الی اردشیر فی السرّ المکتوم است و رسالة فارسی نیز با نامهای متعددی از جمله جاماسب نامه ، رسالة تدبیر و رساله در کیمیا معرفی شده است
بنا بر نوشته‌های منابع جاماسب از پیشگویان بود و مرگ خویش را پیش بینی کرده بود که در تاریخی معین براثر نیش عقرب وفات خواهد یافت.بنابراین در آن ساعت موعود برهنه سوار بر اسبی عریان گردید وبه میان رودخانه قره قاج رفت.اما براثر نیش عقرب جان به جان آفرین تسلیم کرد. ظاهرا عقرب به خاربنی چسبیده و برآب سوار بود که به دم اسب رسید و ماموریت خویش را انجام داد.
آرامگاه او در شهرستان جهرم و در مسیر جاده جهرم به شیراز در سمت راست جاده و نرسیده به شهر باب انار قرار گرفته‌است که پس از ورود به جاده فرعی به روستای کراده منتهی می‌شود و پس از آن در شرق کراده روستای گاره واقع شده که آرامگاه جاماسب حکیم در بیرون این روستا قرار دارد.

از میان کوچه باغ‌های سرسبز راهی باریک و خاکی ناهموار را به‌طرف آرامگاه طی می‌کند. نام اصلی این روستا گاره یا کاره می‌باشد که اهالی منطقه به‌آن جومه بزرگی می‌گویند که مخفف جاماسب بزرگ است.

پیرمردان و پیرزنان این منطقه جاماسب را خانباز هم می‌خوانند و دربارهٔ جاماسب یا خانبازخان داستان‌ها و اشعار بسیاری در منطقه استان فارس گفته شده‌است. حال باید تحقیق شود که آیا این آرامگاه جاماسب همان داماد زرتشت است؟ یا این‌که جاماسب دیگری است؟در حقیقت این آرامگاه در بین دیگر آثار باستانی ایران مظلوم واقع شده‌است و حتی نامی از آن برده نمی‌شود و تنها در کتاب اقلیم پارسنوشته آقای مصطفوی چند سطر جزئی درباره‌اش نوشته شده و دیگرکتاب‌ها تنها به‌نام قبر جاماسب اکتفا کرده‌اند.
پيشگويي شگفت انگيز جاماسب از اوضاع گرفتار ايران در آينده
این پیش‌گوییها مجموعاً در بارة جنگ گشتاسپ شاه با ارجاسپ تورانی، آنچه در رستاخیز اتفاق خواهد افتاد و مدت پادشاهی پادشاهان ایران پس از گشتاسپ تا مسلمان شدن مردم ایران است. برخی از آنها به شرح زیر است:
- همه ايرانشهر به دست دشمنان تازي افتد و انيران ( ضد ايرانيان ) در ايران فراوان شوند به طوري که ايراني از انيراني مشخص نشود .
- مردان زن صفت که ناپديد بودند در ايرانشهر هويدا ميشوند و دروغ گسترده ميشود :

كه قرن ها بعد فردوسى بزرگ اين رويداد را از زبان رستم فرخ هرمز بيان ميكند .

چو با تخت منبر برابر شود// همه نام "بوبکر" و "عمٌر" شود
تبه گردد اين رنجهاي دراز //شود ناسزا شاه گردن فراز
نه تخت و نه ديهيم بيني نه شهر// ز اختر همه تازيان راست بهر
ازايران واز ترک و از تازيان //نژادي پديد آيد اندر ميان
نه دهقان نه ترک و نه تازي//بود سخن ها به کردار بازي بود
همه گنجها زير دامن نهند //بميرند و کوشش به دشمن دهند
- سوار پيدا ميشود و پيداه سوار ميشود و دوران به دست نا اهلان و نابخردان گذرد . ( دقيقا همان صحبتي که فردوسي بزرگ درباره ايران پيش بيني کرده بود و مي بينيم که به واقعيت پيوسته و کساني سردمدار ايران شدند که کارشان چيز ديگري بوده است ) فردوسي :
پياده شود مردم جنگجوي//سوار آنکه لاف آرد و گفتگوي
- پادشاهي و حکمراني ايران بدست کساني خواهد افتاد که انيران اند و در ظاهر بسيار دين مدار و آئيين و مسلک دار هستند.
به نوعى سر گذشت امروز كشور عزيزمان هم باشد

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹چیت‌سازی هنر نقش‌و‌رنگ و زندگی
«چیت‌سازی» که با نام‌های «پارچه قلم‌کار» و «قلم‌کاری روی پارچه» هم شناخته می‌شود، از پیشه‌های دیرینه‌ای است که در میان ایرانیان با هنرمندی و نقش‌آفرینی‌های بی‌مانند، همواره رواج داشته است. چیت‌هایی که هنرورزان سنتی ایران پدید می‌آوردند در شمار برترین صنایع دستی ما شناخته می‌شد و خواستاران بسیاری داشت. این هنر نقش‌آفرین، هرچند هنوز به یکباره از میان نرفته است اما شیوه‌ی انجام کنونی آن با گذشته تفاوت دارد. بهره‌گیری از رنگ‌های شیمیایی و قالب‌های از پیش آماده شده، هنر چیت‌سازی را دستخوش دگرگونی‌هایی کرده است که چه بسا پسند خواهندگان صنایع دستی سنتی و اصیل نیست .
چیت‌سازی، هنر نقش‌نگاری، بر روی پارچه است. روش انجام آن چنین بود که استادان چیت‌ساز، پارچه‌هایی را که باید نقش زده می‌شد چند روزی در آب‌های جاری نگه می‌داشتند تا مایعی که سبب سفتی و درخشندگی پارچه می‌شد، پاک شود. پس از آن پارچه را خشک می‌کردند و نقش‌های دلخواه را روی آن می‌کشیدند. در ادامه باید دوباره پارچه‌ی نقش خورده را می‌شستند تا رنگ‌ها پایدار بمانند. آن‌گاه پارچه‌ی نقش‌دار را منگوله‌زنی می‌کردند. منگوله آویزی به شکل رشته و گلوله بود. پس از انجام این مرحله‌ها بود که چیت آماده‌ی بردن به بازار و عرضه به خریداران می‌شد.
اما یکی از دشوارترین کارهای چیت‌سازی فراهم آوردن رنگ پارچه بود. رنگ‌سازی نیاز به بردباری و ریزبینی ویژه‌ای داشت و تنها از عهده‌ی استادان چیره‌دست برمی‌آمد. آن‌ها از موادی ساده مانند روغن کنجد، کتیرا، گل سرخ، شیره‌ی انگور و مانند آن‌ها، رنگ دلخواه خود را می‌ساختند و به شیوه‌ای هنرورزانه در رنگ زدن چیت‌ها به کار می‌بردند.
در گذشته، استادان چیت‌ساز از آن رنگ‌های طبیعی، بهره می‌بردند و چیت‌هایی عرضه می‌کردند که تار و پود آن نشان از هنری والا داشت و رنجی که برای طرح و رنگ زدن آن برده شده بود. اما اکنون رنگ‌های شیمیایی و قالب‌های از پیش آماده‌ی چوبی، چیت‌سازی را از شیوه‌ی پیشین خود دور کرده است. اگرچه هنوز هم این هنر، چشم‌نوازی‌های خود را دارد.
طرح‌هایی که روی چیت‌ها زده می‌شد گوناگون بود. یا بر پایه‌ی پسند خریداران طرح زده می‌شد، یا خواست استادکار بود. طرح‌های مینیاتوری، رامشگران، گل‌وبته، اسلیمی و نمونه‌هایی از این گونه، طرح دلخواه چیت‌سازان بود.
اما در هنر چیت‌سازی، هر پارچه‌ای به کار برده نمی‌شد. پارچه‌ی چیت‌سازی باید نخی می‌بود. از آن‌رو که الیاف پنبه آسان‌تر رنگ می‌گرفت. پارچه‌های ابریشمی، کرباس، متقال، ململ و چلوار از نمونه پارچه‌هایی بودند که چیت‌سازان بر روی آن‌ها رنگ و نقش می‌زدند.
هنر چیت‌سازی مانند بسیاری از هنرهای دستی دیگر، در روزگار صفویان رونق فراوانی گرفت و گسترش یافت. جامه‌ها، به‌ویژه جامه‌ی اشراف، از چیت بود. این هنرِ برگزیده، تا میانه‌ی روزگار پادشاهی قاجاریان هم‌چنان در ایران استادانه و هنرمندانه رواج داشت. اما اندک‌اندک دگرگونی‌هایی که در تولید چیت‌سازی پیش آمد، آن‌را از شیوه‌ی پیشین دور کرد و از گسترش آن کاست.
با این همه، پیشینه‌ی چیت‌سازی به زمان‌هایی دورتر از صفویان می‌رسد و گمانه‌هایی هست که گواه به کارگیری آن در سده‌های دورتر است.
امروزه اجرا و تولید چیت‌سازی همان نیست که پیش‌تر بود. تولید انبوه و پُرسرعت این صنعت و بهره‌گیری از قالب‌های یکسان برای طرح و نقش‌ها، آن را دگرگون ساخته است. از این‌رو، چه بسا هنر چیت‌سازی پیشینیان را باید کم‌و‌بیش فراموش شده پنداشت.

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
یک رویا دارم....
🔥
💎
.....
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رستاخیز_فیروزه_ای 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
پس از تولید و پخش گاهنامه جشنهای ملی که بعنوان یک نقشه و راهکار مبارزاتی برای برگزاری جشنهای ملی از طرف جنبش رنسانس ایرانی، فرزندان فردوسی منتشر و پخش گردید، جامعه از آن استقبال شایان توجهی کرد و شاهد رشد و برگزاری جشنهای ملی در جای، جای میهنمان، حتی جشنهای فراموش شده بودیم.
این خود نوید بخش راهکار مبارزاتی در راستای نافرمانی های مدنی و مبارزات بدون خشونت میباشد که به باور ما تنها ابزار براندازی این رژیم ضحاک است. همچنین با رشد جشنهای ملی، مشخصا تاریخ و فرهنگ ایران زمین را جامعه بهتر شناخته و آنرا در شیرازه وجودی خود پرورش می دهد و در عین حال یک کار فرهنگی برای شناخت اصالت ایرانیان ایران زمین و جهان میباشد.
در ادامه این روند تولیدی راهکارهای مبارزاتی از سوی جنبش رنسانس ایرانی، فرزندان فردوسی، افتخار اینرا داریم که گاهنامه دیگری را منتشر می کنیم و نام آنرا گاهنامه مشاهیر و یا نامداران ایرانی میگذاریم.
باشد که این راهکارها در راستای رشد ایرانگرایی و براندازی رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی مورد استفاده قرار گرفته و مفید واقع شود.
https://iircf.com/?page_id=1963
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان
#رنسانس_ایرانی🌱
🔹نيروهاي نظامی ايران در اروپا ـ اشاره ای به تغییر فرهنگ و روانشناسی مردم براثر مهاجرت ها

بوغابيش (بگابيش) ژنرال پارسی كه درسال 514 پيش از ميلاد، در نيمه فروردين ماه با 81 هزار سرباز از دريای مرمره را گذشته بود تا در اروپای جنوب شرقی اقوام غير متمدن را از نزديكی مرزهای ايران براند دوم ماه می این سال (12 ارديبهشت) نيروهای خود را دو دسته كرد، دسته ای را روانه مقدونيه ساخت و دسته ديگري را مامورکرد تا منطقه تراس (تراكيه، مناطق شمالی دريای اژه ـ جنوب بلغارستان امروز)را تصرف كنند. اين لشكر كشی به تصميم داريوش بزرگ انجام شده بود. داريوش نيز بمانند كوروش بزرگ نمي خواست كه با نزديك شدن اقوامی با تمدن و فرهنگ عقب مانده و احیانا منحط به مرزهای ايرانزمين، به منش ايرانيان ـ رفتار و كردار و نیز فرهنگ و تمدن پيشرفته آنان آسيب وارد شود. دولت های ایرانی پیش از نیمه قرن هفتم میلادی با تحمل هرگونه هزینه مانع از این مهاجرت ها به ایرانزمین شده بودند. ورود همین اقوام از آسیای شمال شرقی به ایران در قرون هشتم و نهم میلادی (پس از سقوط ساسانیان) و دنباله آن تا قرن سیزدهم و قبلا به روسیه و اروپای شرقی و جنوبی؛ فرهنگ و روانشناسی مردم این مناطق را دگرگون ساخته است و در مناطقی از روسیه و اروپای جنوبی و شرقی (درمقایسه با سایر نقاط اروپا) از عوامل درگیری های داخلی، عقب ماندگی و بی ثباتی بوده است. به باور مورخان و جامعه شناسان، در این مناطق خودخواهی افراد؛ چاپلوسی و دروغگویی و تفرقه تا حدی زیاد ریشه در همین مهاجرت ها دارد.
نیروهای بوغابیش منطقه دلتای دانوب و از جمله رومانی امروز را تصرف و تا اوکراین کنونی پیش رفتند.

📌نوشتارها و جستارهای بیشتر در تارنمای رسمی جنبش : https://iircf.com

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی🌱