🔹هفتم فروردین ماه زادروز شاهدخت " لیلا پهلوی " همایون و خجسته باد .
شاهدخت لیلا پهلوی آخرین فرزند همایون محمد رضا پهلوی شاهنشاه آریامهر و شهبانو فرح پهلوی بودند که در تاریخ هفتم فروردین ماه سال ۲۵۲۹ شاهنشاهی ( ۱۳۴۹ ) زاده شدند .
#رنسانس_ایرانی 🌱
شاهدخت لیلا پهلوی آخرین فرزند همایون محمد رضا پهلوی شاهنشاه آریامهر و شهبانو فرح پهلوی بودند که در تاریخ هفتم فروردین ماه سال ۲۵۲۹ شاهنشاهی ( ۱۳۴۹ ) زاده شدند .
#رنسانس_ایرانی 🌱
در هنگامی که مردم ایران با # COVID19 می جنگند ، رژیم به کمک های جهانی پشت می کند ، کمکها را در بازار سیاه می فروشد و پزشکان بدون مرز را اخراج می کند.
این رژیم بزرگترین تهدید برای ایرانیان است. جهان باید متوجه این موضوع بشود و در کنار مردم بایستد.
#کرونا
این رژیم بزرگترین تهدید برای ایرانیان است. جهان باید متوجه این موضوع بشود و در کنار مردم بایستد.
#کرونا
🔹در ساعت هشت بامداد روز آدینه هفتم فروردین ماه سال ۱۳۴۹ خورشیدی والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی در بیمارستان خانوادگی ارتش زاده شدند. نوزاد ۳ کیلو و ۳۵۰ گرم وزن و ۵۰ سانتی متر قد دارد. والاحضرت لیلا چهارسد و بیست و چهارمین نوزادی بود که در بیمارستان ارتش زاده شد.
ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی میکردنددر برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند.سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرتها از نخستین ساعتها بر بالین علیاحضرت بود.
چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"
ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را مینگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست میدهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که میخواستیم".
ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچهای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خندهها و شادیهای کودکانه والاحضرتها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.
نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد.این سبد گل از گلهای کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.
در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.
والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست های اسلامی و تروریست های مجاهد و چریک فدایی و توده ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.
والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سالهای ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند.والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند .
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
ساعت سه بامداد خودروی شاهنشاه آریامهر که خود آن را رانندگی میکردنددر برابر در ورودی بیمارستان ارتش بازایستاد و علیاحضرت شهبانو پیاده شدند.سرکار علیه بانو فریده دیبا و دکتر جهانشاه صالح نیز همراه اعلیحضرتین بودند. بی درنگ علیاحضرت شهبانو و همراهان به اشکوب سوم، بخش زنان راهنمایی شدند. تیمسار هاشمی نژاد و همسر، اسداله علم وزیر دربار شاهنشاهی، بهادری رییس دفتر مخصوص وارد بیمارستان شدند و در پی آنان دو پزشک همکار دکتر جهانشاه صالح، دکتر حسین پارسا پزشک زنان و دکتر مرتضوی نیز وارد بیمارستان شدند. دکتر شاهپور صدری رییس بخش زایمان بیمارستان ارتش و خانم منیر امیرحسامی پرستار ویژه نیز به تیم پزشکی پیوستند. بانو دکتر لیوسا پیرنیا پزشک کودکان و پزشک ویژه والاحضرتها از نخستین ساعتها بر بالین علیاحضرت بود.
چند دقیقه پس از ساعت هشت بامداد خانم مینو امیرحسامی از اتاق زایمان بیرون دوید و با شادمانی فریاد زد:"به سلامتی به سلامتی وضع حمل کردند دختر"
ساعت ۹ بامداد شاهنشاه آریامهر به بالین شهبانو رفتند و پس از چند دقیقه والاحضرت لیلا پهلوی را به پیشگاه اعلیحضرتین بردند. نوزاد با چشمان درشت باز پیراموانش را مینگریست. در پاسخ به خبرنگاران شاهنشاه با شادمانی فرمودند: "البته این احساس یک حس مخصوص است که به انسان دست میدهد. خوشبختانه نوزاد دختر شد همان طور که میخواستیم".
ساعت ده بامداد ولیعهد، والاحضرت شاهدخت فرحناز و والاحضرت علیرضا با پیشکش هایشان به دیدار خواهرشان آمدند. ولیعهد یک جغجغه پر سر و سدا و یک خرگوش پارچهای و والاحضرت شاهدخت فرحناز بسته بزرگی در دست داشتند. پیشکش والاحضرت علیرضا از خودش بزرگتر و سنگین تر بود. سدای خندهها و شادیهای کودکانه والاحضرتها در راهروی بیمارستان پیچیده بود.
نخستین سبد گل از سوی افسران گارد شاهنشاهی پیشکش شد.این سبد گل از گلهای کمیابی به نام « استرلیزیا » به اتاق علیاحضرت شهبانو برده شد. مردم که آگاهی یافته بودند در پیرامون بیمارستان گرد آمدند و هنگامی که شاهنشاه از بیمارستان بیرون رفتند با غریو شادی و جاوید شاه هیجان و شور خود را به شاهنشاه نشان دادند.
در نخستین سالگرد زادروز والاحضرت لیلا جشن باشکوهی در بیمارستان ارتش که به بیمارستان لیلا دگرگون شد برگزار شد. کیک زادروز فرخنده والاحضرت لیلا میان بیماران بستری در بیمارستان پخش شد.
والاحضرت لیلا در سال ۱۳۵۳ نوآموز کلاس اول در مدرسه رضا پهلوی در کاخ نیاوران شدند و دبستان را تا سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی گذراندند. در آشوبی که از سوی تروریست های اسلامی و تروریست های مجاهد و چریک فدایی و توده ای و نهضت آزادی زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور در ایران بر پا شد، والاحضرت شاهدخت لیلا پهلوی و والاحضرت شاهدخت فرحناز پهلوی و والاحضرت علیرضا ناچار به ترک میهن خود شدند.
والاحضرت لیلا پهلوی در نیویورک در سالهای ۲۵۳۸ و ۲۵۳۹ شاهنشاهی در مدرسه مریمانت دوره دبستان را به پایان رساندند و دوره راهنمایی را در مدرسه آمریکایی قاهره و در مدرسه پاین کابل در ویلیامزتان در ماساچوست سپری کردند.والاحضرت لیلا دبیرستان را در مدرسه رای کانتری دی در شهر رای در نیویورک در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی [۱۳۶۶ خورشیدی] به پایان رساندند و دوره چهار ساله دانشگاه را در دانشگاه براون در پراویدنس در رود آیلند گذراندند .
#جاویدشاه 🔥
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹هارپاگ و کوروش هخامنشی
هارپاگ ، خویشاوند و سردار آستیاک که از طرف او مامور کشتن کورش شد. آستیاک شبی در خواب دید که از دخترش «ماندان » چندان آب رفت ، که همدان و تمام آسیا در آن غرق شد. شاه تعبیر آن را از مغها خواست و آنان بقدری شاه را از آینده ترسانیدند، که وی جرات نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد تا اینکه او را به کمبوجیه یکی از نجیب زادگان فارس که مرد آرامی بود داد.
باز در خواب دید که از شکم دخترش تاکی برآمد که شاخ و برگ آن تمام آسیا را پوشاند، تعبیری که مغها از این خواب کردند به مراتب بیش از خواب اول بر وحشتش افزود. بر اثر آن شاه دختر خود را، که حامله بود، مجبور کرد به دیدن وی آید. همینکه «ماندان » به همدان وارد شد، آستیاک او را مانند محبوسی نگاه داشت .
بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از خویشاوندان خود، هارپاگ نام ، داد و هارپاگ را مأمور کشتن طفل کرد. هارپاگ با طفل به خانه آمد و با زن خود این راز را در میان گذاشت . پس از آن یکی از چوپانهای شاهی را که «میترادات » (مهرداد) نام داشت ، فراخواند و طفل را به وی سپرد و گفت : امر اکبر شاه است که این طفل را به کوهی ، در میان جنگلی ، بیفکنی تا طعمه ٔ وحوش گردد. زن چوپان (سپاکو) که تازه زاییده و کودک مرده ای به دنیا آورده بود. شوهر را گفت : ما می توانیم این کودک مرده را به کوه افکنیم و جسدش را به مفتشان هارپاگ نشان دهیم و این طفل زیبا را نزد خویش نگاه داریم .
چوپان را تدبیر زن پسندیده آمد و چنان کرد. سپس نزد هارپاگ رفت و گفت : امر شاه را اجرا کردم ، کس بفرست تا جسدطفل را معاینه کند
میتراداتس ( ناپدری کوروش) پس از آنکه با تهدید استیاگ مواجه شد ، داستان کودکی کوروش و چگونگی زنده ماندن او را آنگونه که می دانست برای استیاگ بازگو کرد و طبعاً در این میان از هارپاگ نیز نام برد. شاه هارپاگ رااحضار کرد و پرسید: «طفل دخترم را، که به تو سپرده بودم ، چگونه کشتی ؟». هارپاک گفت :
چون میخواستم امر تو را اجرا کرده باشم و در ضمن قاتل دخترزاده ات نباشم این بود که طفل را به این چوپان سپردم و تأکید کردم او را بکشد. آستیاک باطناً نسبت به هارپاگ غضبناک شد ولی چنین وانمود کرد که خوشحال است ، سپس مجلس جشنی ترتیب داد و از هارپاگ خواست که پسرش را نزد وی فرستد تا همبازی کوروش شود. هارپاک تنها پسرش را که سیزده سال داشت نزد شاه فرستاد، استیاگ فرمان داد تا پسر هارپاگ را بکشند. آنچه هرودوت در تشریح نحوه ی اجرای این حکم آورده است بسیار سخت و دردناک است:
پسر هارپاگ را به فرمان پادشاه ماد کشتند و در دیگ بزرگی پختند ، آشپزباشی شاه خوراکی از آن درست کرد که در یک مهمانی شاهانه – که البته هارپاگ نیز یکی از مهمانان آن بود – بر سر سفره آوردند ؛ پس صرف غذا و باده خواری مفصل ، استیاگ نظر هارپاگ را در مورد غذا پرسید و هارپاگ نیز پاسخ آورد که در کاخ خود هرگز چنین غذای لذیذ و شاهانه ای نخورده بود ؛ آنگاه استیاگ در مقابل چشمان حیرت زده ی مهمانان خویش فاش ساخت که آن غذای لذیذ گوشت پسر هارپاگ بوده است.
صرف نظر از اینکه آیا آنچه هرودوت برای ما نقل می کند واقعاً رخ داده است یا نه ، استیاگ با قتل پسر هارپاگ یک دشمن سرسخت بر دشمنان خود افزود. هارپاگ به دلیل این بی رحمی پادشاه از وی کینه به دل گرفت و بعدها به کورش کمک کرد تا امپراطوری مادها را از بین ببرد. هرچند هارپاگ همواره می کوشید ظاهر آرام و خاضعانه اش را در مقابل استیاگ حفظ کند ولی در ورای این چهره آرام و فرمانبردار ، آتش انتقامی کینه توزانه را شعله ور نگاه می داشت ؛ به امید روزی که بتواند ستمهای استیاگ را تلافی کند. هارپاگ می دانست که به هیچ وجه در شرایطی نیست که توانایی اقدام بر علیه استیاگ را داشته باشد ، بنابرین ضمن پنهان کردن خشم و نفرتی که از استیاگ داشت تمام تلاشش را برای جلب نظر مثبت وی و تحکیم موقعیت خود در دستگاه ماد به کار گرفت. تا آنکه سرانجام با درگرفتن جنگ میان پارسیان( به رهبری کوروش ) و مادها ( به سرکردگی استیاگ ) فرصت فرونشاندن آتش انتقام فراهم آمد.
هارپاگ در سال ۵۴۷ پیش از میلاد، در زمان فتح لیدیه در سپاه کوروش حضور داشت و بعدها، در حدود سال ۵۴۰ پیش از میلاد، در مطیعکردن شهرهای غربیِ آسیای کوچک نقش داشت. بازماندگان هارپاگ احتمالاً تحت همین نام در آسیای کوچک باقی ماندند در بین سالهای ۴۹۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد، فرمانده نیروهای نظامی هخامنشیان در آسیای میانه، هارپاگ نام داشتهاست. محتمل است که وی نوه هارپاگ مادی باشد.
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
هارپاگ ، خویشاوند و سردار آستیاک که از طرف او مامور کشتن کورش شد. آستیاک شبی در خواب دید که از دخترش «ماندان » چندان آب رفت ، که همدان و تمام آسیا در آن غرق شد. شاه تعبیر آن را از مغها خواست و آنان بقدری شاه را از آینده ترسانیدند، که وی جرات نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد تا اینکه او را به کمبوجیه یکی از نجیب زادگان فارس که مرد آرامی بود داد.
باز در خواب دید که از شکم دخترش تاکی برآمد که شاخ و برگ آن تمام آسیا را پوشاند، تعبیری که مغها از این خواب کردند به مراتب بیش از خواب اول بر وحشتش افزود. بر اثر آن شاه دختر خود را، که حامله بود، مجبور کرد به دیدن وی آید. همینکه «ماندان » به همدان وارد شد، آستیاک او را مانند محبوسی نگاه داشت .
بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از خویشاوندان خود، هارپاگ نام ، داد و هارپاگ را مأمور کشتن طفل کرد. هارپاگ با طفل به خانه آمد و با زن خود این راز را در میان گذاشت . پس از آن یکی از چوپانهای شاهی را که «میترادات » (مهرداد) نام داشت ، فراخواند و طفل را به وی سپرد و گفت : امر اکبر شاه است که این طفل را به کوهی ، در میان جنگلی ، بیفکنی تا طعمه ٔ وحوش گردد. زن چوپان (سپاکو) که تازه زاییده و کودک مرده ای به دنیا آورده بود. شوهر را گفت : ما می توانیم این کودک مرده را به کوه افکنیم و جسدش را به مفتشان هارپاگ نشان دهیم و این طفل زیبا را نزد خویش نگاه داریم .
چوپان را تدبیر زن پسندیده آمد و چنان کرد. سپس نزد هارپاگ رفت و گفت : امر شاه را اجرا کردم ، کس بفرست تا جسدطفل را معاینه کند
میتراداتس ( ناپدری کوروش) پس از آنکه با تهدید استیاگ مواجه شد ، داستان کودکی کوروش و چگونگی زنده ماندن او را آنگونه که می دانست برای استیاگ بازگو کرد و طبعاً در این میان از هارپاگ نیز نام برد. شاه هارپاگ رااحضار کرد و پرسید: «طفل دخترم را، که به تو سپرده بودم ، چگونه کشتی ؟». هارپاک گفت :
چون میخواستم امر تو را اجرا کرده باشم و در ضمن قاتل دخترزاده ات نباشم این بود که طفل را به این چوپان سپردم و تأکید کردم او را بکشد. آستیاک باطناً نسبت به هارپاگ غضبناک شد ولی چنین وانمود کرد که خوشحال است ، سپس مجلس جشنی ترتیب داد و از هارپاگ خواست که پسرش را نزد وی فرستد تا همبازی کوروش شود. هارپاک تنها پسرش را که سیزده سال داشت نزد شاه فرستاد، استیاگ فرمان داد تا پسر هارپاگ را بکشند. آنچه هرودوت در تشریح نحوه ی اجرای این حکم آورده است بسیار سخت و دردناک است:
پسر هارپاگ را به فرمان پادشاه ماد کشتند و در دیگ بزرگی پختند ، آشپزباشی شاه خوراکی از آن درست کرد که در یک مهمانی شاهانه – که البته هارپاگ نیز یکی از مهمانان آن بود – بر سر سفره آوردند ؛ پس صرف غذا و باده خواری مفصل ، استیاگ نظر هارپاگ را در مورد غذا پرسید و هارپاگ نیز پاسخ آورد که در کاخ خود هرگز چنین غذای لذیذ و شاهانه ای نخورده بود ؛ آنگاه استیاگ در مقابل چشمان حیرت زده ی مهمانان خویش فاش ساخت که آن غذای لذیذ گوشت پسر هارپاگ بوده است.
صرف نظر از اینکه آیا آنچه هرودوت برای ما نقل می کند واقعاً رخ داده است یا نه ، استیاگ با قتل پسر هارپاگ یک دشمن سرسخت بر دشمنان خود افزود. هارپاگ به دلیل این بی رحمی پادشاه از وی کینه به دل گرفت و بعدها به کورش کمک کرد تا امپراطوری مادها را از بین ببرد. هرچند هارپاگ همواره می کوشید ظاهر آرام و خاضعانه اش را در مقابل استیاگ حفظ کند ولی در ورای این چهره آرام و فرمانبردار ، آتش انتقامی کینه توزانه را شعله ور نگاه می داشت ؛ به امید روزی که بتواند ستمهای استیاگ را تلافی کند. هارپاگ می دانست که به هیچ وجه در شرایطی نیست که توانایی اقدام بر علیه استیاگ را داشته باشد ، بنابرین ضمن پنهان کردن خشم و نفرتی که از استیاگ داشت تمام تلاشش را برای جلب نظر مثبت وی و تحکیم موقعیت خود در دستگاه ماد به کار گرفت. تا آنکه سرانجام با درگرفتن جنگ میان پارسیان( به رهبری کوروش ) و مادها ( به سرکردگی استیاگ ) فرصت فرونشاندن آتش انتقام فراهم آمد.
هارپاگ در سال ۵۴۷ پیش از میلاد، در زمان فتح لیدیه در سپاه کوروش حضور داشت و بعدها، در حدود سال ۵۴۰ پیش از میلاد، در مطیعکردن شهرهای غربیِ آسیای کوچک نقش داشت. بازماندگان هارپاگ احتمالاً تحت همین نام در آسیای کوچک باقی ماندند در بین سالهای ۴۹۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد، فرمانده نیروهای نظامی هخامنشیان در آسیای میانه، هارپاگ نام داشتهاست. محتمل است که وی نوه هارپاگ مادی باشد.
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
Audio
نقطه_صفر_تاریخی_کرونا_۲۴_مارس_۲۰۲۰.
#نوروز ۲۵۷۹
جهان بکجا دیوانه وار, چنین شتابان می رود؟!
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
#CoronaVirus
#رضا_مهربانی
#کیومرث_آریایی
🆔 @Kiuomars_Aryaee
#نوروز ۲۵۷۹
جهان بکجا دیوانه وار, چنین شتابان می رود؟!
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
#CoronaVirus
#رضا_مهربانی
#کیومرث_آریایی
🆔 @Kiuomars_Aryaee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه ای که به تازگی پخش شده است، با دقت نگاه کنید تا متوجه برخی مسائل آن زمان، همچنین شرایط امروزی بشوید. ما بررسی و تحلیل خودمان را داریم که برای خودمان محفوظ میداریم، شما هم با تیز بینی بررسی کنید!
برگرفته از گارد جاویدان شاهنشاهی:
شاهنشاه آریامهر عصر روز پنجشنبه بیست و ششم امرداد ماه دوهزار و پانصد و سی و هفت شاهنشاهی در کاخ سعدآباد، نمایندگان وسایل ارتباط جمعی ایران را به حضور پذیرفتند و به پرسشهای آنان پاسخ گفتند.
__________
▪️غلامحسین صالحیار (سردبیر روزنامه اطلاعات) با موضوعِ "حوادث اخیر ایران" [شکاف بین روحانیون و دولت، آشوبها و خرابکاریهای صورت گرفته در نقاط مختلف کشور]
▪️امیر طاهری (نماینده روزنامه کیهان) با موضوعِ "مسئله براندازی و نارضاییها، خارج شدن حزب رستاخیز از حالت انحصاری"
▪️قائم مقامی (مدیر رادیو تهران) با موضوعِ "فراریان از کشور"
▪️زندنیا (نماینده روزنامه رستاخیز) با موضوعِ "تجدید نظر در قوانین دستگاه دادگستری"
▪️هوشنگ پورشریعتی (نماینده خبرگزاری پارس) با موضوعِ "شایعات در مورد سلامت شاهنشاه"
.
.
.
#PahlaviStudies
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
برگرفته از گارد جاویدان شاهنشاهی:
شاهنشاه آریامهر عصر روز پنجشنبه بیست و ششم امرداد ماه دوهزار و پانصد و سی و هفت شاهنشاهی در کاخ سعدآباد، نمایندگان وسایل ارتباط جمعی ایران را به حضور پذیرفتند و به پرسشهای آنان پاسخ گفتند.
__________
▪️غلامحسین صالحیار (سردبیر روزنامه اطلاعات) با موضوعِ "حوادث اخیر ایران" [شکاف بین روحانیون و دولت، آشوبها و خرابکاریهای صورت گرفته در نقاط مختلف کشور]
▪️امیر طاهری (نماینده روزنامه کیهان) با موضوعِ "مسئله براندازی و نارضاییها، خارج شدن حزب رستاخیز از حالت انحصاری"
▪️قائم مقامی (مدیر رادیو تهران) با موضوعِ "فراریان از کشور"
▪️زندنیا (نماینده روزنامه رستاخیز) با موضوعِ "تجدید نظر در قوانین دستگاه دادگستری"
▪️هوشنگ پورشریعتی (نماینده خبرگزاری پارس) با موضوعِ "شایعات در مورد سلامت شاهنشاه"
.
.
.
#PahlaviStudies
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹هرکس فکر #ناسیونالیسم_منفی را تبلیغ میکند باید او را مظنون و مشکوک شمرد،زیرا خراب کردن از عهده همه بر میآید،ولی آباد کردن کار هرکس نیست.
متأسفانه طینت و طبیعت بشر درهمه جای گیتی آنست که مردم غالباً به هیاهو وجنجالی که نسبت به شیطان موهوم برپا میشود بیشتر دل میسپارند تا به تبلیغی که برای پیشرفت و احیاء کشور میشود.
علت این است که برافکندن بنیانها، تماشایی و هیجانانگیز است، ولی ساختن بنا کاری آهسته و تدریجی است که احتیاج به صرف وقت دارد.
🖋همایون محمدرضا پهلوی شاهنشاه آریامهر ،
از کتاب مأموریت برای وطنم
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
متأسفانه طینت و طبیعت بشر درهمه جای گیتی آنست که مردم غالباً به هیاهو وجنجالی که نسبت به شیطان موهوم برپا میشود بیشتر دل میسپارند تا به تبلیغی که برای پیشرفت و احیاء کشور میشود.
علت این است که برافکندن بنیانها، تماشایی و هیجانانگیز است، ولی ساختن بنا کاری آهسته و تدریجی است که احتیاج به صرف وقت دارد.
🖋همایون محمدرضا پهلوی شاهنشاه آریامهر ،
از کتاب مأموریت برای وطنم
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹معلم ثانی.
عبدالقادر غیبی مراغی مشهور به عبدالقادر مراغهای شاعر، موسیقیدان، نوازنده و هنرمند ایرانی .قرن نهم هجری بود. لقب او معلم ثانی در موسیقی است. وی علاوه بر اینکه نوازنده چیرهدست عود بود در خوشنویسی و شعر و نقاشی هم تبحر داشت.
او همراه با فارابی، پورسينا، صفیالدین ارموی و قطب الدین شیرازی از بزرگ ترین نظریهپردازان موسیقی ایرانی به شمار میرود.
مراغی در مراحل مختلف زندگی اش در دربارهای بغداد، بصره و در نهایت در هرات نزد شاهرخ شاه تیموری مشغول به کار بودهاست. شخصیت او نزد ترکان عثمانی از نقش اصلی اش به عنوان نوازنده، آهنگساز و نظریهپرداز بسی فراتر رفته و تبدیل به یک اسطوره شدهاست.
امروز حدود سی قطعه در رپرتوار موسیقی عثمانی وجود دارد که منسوب به اوست و بسیاری از موسیقی شناسان آنها را دارای اصالت تاریخی ارزیانی میکنند. آهنگهای بجا مانده اکثراً در فرمهای «کار» و «نقش» هستند اما خود مراغی در رسالاتش میگوید که چندین «نوبت مرتب»، فرمی سلسلهای که خود شامل چندین بخش درونی مثل قول و غزل و ترانهاست را تصنیف کردهاست. بخش مهمی از رسالات او اختصاص دارد به استخراج و تبیین گام بالقوهٔ سیستم موسیقایی زمان و روش دستان بندی نغمات. معرفی ادوار ایقاعی و انواع فرمها نیز از دیگر موضوعات مورد بررسی اوست.
مراغی در رسالات خود توضیحاتی راجع به ویژگیهای سازهای متداول زمان خود، از جمله کمانچه، قیچک، انواع عود، رباب، لوتهای دسته بلند مانند روح افزا، موسیقار و غیره میدهد.
با بررسی آثار عبدالقادر مراغی معلوم میشود که ریتم در موسیقی ایران، متأثر از وزن کلام موزون یا شعر پارسی است و موسیقی شناسان قدیم با تکیه به ارکان ایقاعی که در واقع رابطهٔ بین اوزان عروضی و وزنهای موسیقایی بوده، تئوری موسیقی خود را دربارهٔ ایقاع بیان میکردند. در موسیقی هند نیز زمانبندی تالای موسیقی بیشترین تأثیر را از شعر و به خصوص ساختار کششی در هجاهای زبان سانسکریت میگیرد.
صفیالدین ارموی و عبدالقادر مراغهای بابهره گیری از تجارب موسیقیدانان و صاحبنظران پیش از خود مانند فارابی و ابن سینا و الکندی مکتب منتظمیه را پیریزی کردند.
عبدالقادر مراغهای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار میبستند و با جابه جایی خرکها آن را کوک میکردند.
در اروپا برای نخستین بار دانشمند آلمانی گیزه وتر (Gizze Wetter) (۱۸۵۰ – ۱۷۷۳) از عبدالقادر به عنوان نظریهپرداز موسیقی نام بردهاست.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
عبدالقادر غیبی مراغی مشهور به عبدالقادر مراغهای شاعر، موسیقیدان، نوازنده و هنرمند ایرانی .قرن نهم هجری بود. لقب او معلم ثانی در موسیقی است. وی علاوه بر اینکه نوازنده چیرهدست عود بود در خوشنویسی و شعر و نقاشی هم تبحر داشت.
او همراه با فارابی، پورسينا، صفیالدین ارموی و قطب الدین شیرازی از بزرگ ترین نظریهپردازان موسیقی ایرانی به شمار میرود.
مراغی در مراحل مختلف زندگی اش در دربارهای بغداد، بصره و در نهایت در هرات نزد شاهرخ شاه تیموری مشغول به کار بودهاست. شخصیت او نزد ترکان عثمانی از نقش اصلی اش به عنوان نوازنده، آهنگساز و نظریهپرداز بسی فراتر رفته و تبدیل به یک اسطوره شدهاست.
امروز حدود سی قطعه در رپرتوار موسیقی عثمانی وجود دارد که منسوب به اوست و بسیاری از موسیقی شناسان آنها را دارای اصالت تاریخی ارزیانی میکنند. آهنگهای بجا مانده اکثراً در فرمهای «کار» و «نقش» هستند اما خود مراغی در رسالاتش میگوید که چندین «نوبت مرتب»، فرمی سلسلهای که خود شامل چندین بخش درونی مثل قول و غزل و ترانهاست را تصنیف کردهاست. بخش مهمی از رسالات او اختصاص دارد به استخراج و تبیین گام بالقوهٔ سیستم موسیقایی زمان و روش دستان بندی نغمات. معرفی ادوار ایقاعی و انواع فرمها نیز از دیگر موضوعات مورد بررسی اوست.
مراغی در رسالات خود توضیحاتی راجع به ویژگیهای سازهای متداول زمان خود، از جمله کمانچه، قیچک، انواع عود، رباب، لوتهای دسته بلند مانند روح افزا، موسیقار و غیره میدهد.
با بررسی آثار عبدالقادر مراغی معلوم میشود که ریتم در موسیقی ایران، متأثر از وزن کلام موزون یا شعر پارسی است و موسیقی شناسان قدیم با تکیه به ارکان ایقاعی که در واقع رابطهٔ بین اوزان عروضی و وزنهای موسیقایی بوده، تئوری موسیقی خود را دربارهٔ ایقاع بیان میکردند. در موسیقی هند نیز زمانبندی تالای موسیقی بیشترین تأثیر را از شعر و به خصوص ساختار کششی در هجاهای زبان سانسکریت میگیرد.
صفیالدین ارموی و عبدالقادر مراغهای بابهره گیری از تجارب موسیقیدانان و صاحبنظران پیش از خود مانند فارابی و ابن سینا و الکندی مکتب منتظمیه را پیریزی کردند.
عبدالقادر مراغهای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار میبستند و با جابه جایی خرکها آن را کوک میکردند.
در اروپا برای نخستین بار دانشمند آلمانی گیزه وتر (Gizze Wetter) (۱۸۵۰ – ۱۷۷۳) از عبدالقادر به عنوان نظریهپرداز موسیقی نام بردهاست.
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹ریشه باستانی واژاک (شاد و پیروز باشید 🌷)
نویسه پهلوی " یادگارِ زَریران " که کمینه در زمان اشکانیان گردآوری شده است، به داستان پیکار میان ایرانیان و تورانیان می پردازد. گشتاسب، اشوزرتشت، زَریر، بَستور، اسفندیار، فرشاورد و جاماسب در لشکرگاه ایران و ارجاسب، ویدرفشِ جادو، نامخواستِ هزاران و... در لشکرگاه تورانیان هستند.
هیچ ایرانشهری نژاده ای نیست که با خواندن نویسه یادگارِ زَریران اشک از شور میهن پرستی از چشمانش سرازیر نشود. اوج و شکوه میهن پرستی را در این نویسه می توان دید.
🖋در پایان این نویسه جمله ای بدین گونه به زبان پهلوی آورده شده است:
(واکه A = آ / واکه a = اَ / واکه های e و o کشیده)
shAd, peroz bavAd
برگردان به پارسی: شاد و پیروز باشد.
📌آری، همه این جمله ها دارای ریشه های چندین هزار ساله فرهنگی و تاریخی هستند و همین گونه بی پشتوانه ساخته نشده اند. این جمله نیایشی ، ویژه میهن پرستانی است که برای ایران از جان شان گذشتند.
پس هماره شاد و پیروز باشید .
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
نویسه پهلوی " یادگارِ زَریران " که کمینه در زمان اشکانیان گردآوری شده است، به داستان پیکار میان ایرانیان و تورانیان می پردازد. گشتاسب، اشوزرتشت، زَریر، بَستور، اسفندیار، فرشاورد و جاماسب در لشکرگاه ایران و ارجاسب، ویدرفشِ جادو، نامخواستِ هزاران و... در لشکرگاه تورانیان هستند.
هیچ ایرانشهری نژاده ای نیست که با خواندن نویسه یادگارِ زَریران اشک از شور میهن پرستی از چشمانش سرازیر نشود. اوج و شکوه میهن پرستی را در این نویسه می توان دید.
🖋در پایان این نویسه جمله ای بدین گونه به زبان پهلوی آورده شده است:
(واکه A = آ / واکه a = اَ / واکه های e و o کشیده)
shAd, peroz bavAd
برگردان به پارسی: شاد و پیروز باشد.
📌آری، همه این جمله ها دارای ریشه های چندین هزار ساله فرهنگی و تاریخی هستند و همین گونه بی پشتوانه ساخته نشده اند. این جمله نیایشی ، ویژه میهن پرستانی است که برای ایران از جان شان گذشتند.
پس هماره شاد و پیروز باشید .
دل جهان است ایرانشهر🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹به راستی و درستی که کادر درمانی این فرزندان میهن پرست ایرانشهر امروز در خط ابتدایی پدافند از جان هم میهنان شان استوار مانده اند و بی منت گام در آوردگاهی بس خطیر گذارده و نام شان با چنین رشادت هایی در برگ زرین تاریخ ایرانشهر دفترینه گشت .
▪️پشت یبانی کادر درمانی با شرف از شهریار ایرانزمین رضا شاه دوم پهلوی سوم رضا پهلوی
به راستی که پیوند شاه و ایرانشهریان پیوندی ناگسستنی است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
▪️پشت یبانی کادر درمانی با شرف از شهریار ایرانزمین رضا شاه دوم پهلوی سوم رضا پهلوی
به راستی که پیوند شاه و ایرانشهریان پیوندی ناگسستنی است .
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹براستی که سربازان خط ابتدایی پیکار امروز هم میهنان کادر درمانی زحتمکش و با شرفی هستند که جانشان را برای پاسبانی از تندرستی شهروندان به خطر انداخته اند و عده ای نیز از این گرانمایه گان جان عزیزشان را هم از دست داده اند .
روزهایی که هیچکدام از ما بدون تعارف حتی یارا خروج از منزل هایمان برای یک خرید جزء را نداریم این پزشکان و پرستاران و خدمه زحمتکش درمانگاه ها هستند که بی منت در این مسیر خطیر و براستی مهلک پیکار با این ویروس #کرونا ی بیرحم استوار گام نهاده اند .
خویشکاری ماست تا به شیوه خودمان به هرگونه از این کوشش و جانفشانی کادر درمان سپاسگذاری کنیم .
📌به همین روی هرشب هنگام در ساعت ۲۱ در کنار پنجره ها و یا ایوان ها و یا پشت بام منازل مان " دست میزنیم 👏🏻 "
▪️به اشتراک گذارید تا همگان آگاهی یابند .
#سپاسگذارکادردرمانی 👏🏻
روزهایی که هیچکدام از ما بدون تعارف حتی یارا خروج از منزل هایمان برای یک خرید جزء را نداریم این پزشکان و پرستاران و خدمه زحمتکش درمانگاه ها هستند که بی منت در این مسیر خطیر و براستی مهلک پیکار با این ویروس #کرونا ی بیرحم استوار گام نهاده اند .
خویشکاری ماست تا به شیوه خودمان به هرگونه از این کوشش و جانفشانی کادر درمان سپاسگذاری کنیم .
📌به همین روی هرشب هنگام در ساعت ۲۱ در کنار پنجره ها و یا ایوان ها و یا پشت بام منازل مان " دست میزنیم 👏🏻 "
▪️به اشتراک گذارید تا همگان آگاهی یابند .
#سپاسگذارکادردرمانی 👏🏻
ما هماره از ارتش که آنرا همان ارتش شاهنشاهی میدانیم حمایت کرده و میکنیم،.
به شرط اینکه ارتش هم نقش تاریخی خود را ایفا کرده و ایران را از دست مشتی آخوند اشغالگر و ایرانستیزا آزاد کند.
#ملت_با_ارتش
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رستاخیز 🔥
#Repost @i.r.iran.army
• • • • • •
به شرط اینکه ارتش هم نقش تاریخی خود را ایفا کرده و ایران را از دست مشتی آخوند اشغالگر و ایرانستیزا آزاد کند.
#ملت_با_ارتش
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#رستاخیز 🔥
#Repost @i.r.iran.army
• • • • • •