🔹آیا چم واژه سپاس را میدانید ؟

سپاس واژه ای ایرانیست و یادگاری از زرتشت که هماره میگفت سه چیز را پاس بدارید:

▪️پندار نیک
▪️گفتار نیک
▪️کردار نیک

🔹سه پاس = پاسداشت و پاسداری از سه نیک است .

و ایرانشهریان با گفتن "سپاس" به یکدیگر یادآور این سه مورد گرانبها میشدند .

پاینده ایران 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹جا دارد یادی کنیم از فرزندان نیکو سرشت و پاک آریایی که در خیزش سراسری آبانماه بر پاد ضحاک خروشیدند و جان گرانمایه شان را در راه رهایی میهن از دست دادند .
یاد و نام شان هماره جاودان و جایگاهشان سپنتا مینیو باد .

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹دين وما بعد طبيعه

نيچه اعتقاد دارد كه مابعدطبيعه(متافيزيك) بعد از فلسفه افلاطون دچار يك ثنويت هنجاري شده است. يعني بعد از افلاطون تفكر غربي جهان را به دو قسمت: وجود وعدم، ثابت و متغير،ضرورت و امكان،معنوي و مادي، خوب و بد، زشت و زبيا، با ارزش و بي ارزش و.... تقسيم كرده است. اين ثنويت و تقسيم به دوكردن عالم، به يك سيستم هنجاري- ارزشي ختم شده، كه براحتي كنترل انسان را ممكن كرده است. انسان دچار ثنويت شده براي توجيه اعمال اخلاقي خود از مكانيسم تقسيم بدو كردن آدمها به " من و تو" و يا " ما و آنها" برا كنترل جامعه و انسانها، استفاده ميكند. مكانيسم تقسيم بدو آدمها در مرحله ابتداي خود، با قسمت كردن آدمها به "من و تو" و "ما و آنها" شروع شده، و در مرحله بعد شخص، تمام بديها، نقص ها و زشتي ها را به طرف مقابل(تو و آنها) نسبت داده، تا بدين طريق در مرحله آخر براحتي بتواند او را بعنوان مظهر زشتي و پليدي مورد آزار، شكنجه، توهين، تعقيب، مضحكه و حتي مرگ قرار دهد. موقعي كه آدمي جهان و انسانهاي درون آن را از نظر ارزشي بدو قسمت خوب وبد، زشت و زبيا،پليد و پاك، تقسيم كند، بايستي براي مصون نگه داشتن خود از آسيب هاي انسانها و جوامعي كه نماد زشتي و بدي بوده، آنها را كنترل كند. پس ريشه اصلي كنترل، آزار و مرگ انسانها، ثنويت و تقسيم بدو كردن عالم از منظر ارزشي بدو قسمت خوب وبد ميباشد. بدين خاطر است كه نيچه ميخواهد اخلاقي فراسوي بدي و خوبي خلق كند، تا ما را از دست ثنويت نجات دهد، تا ديگر كنترل و ازار در كار نباشد. چون خوبي وبدي مظهر ثنويت، و ثنويت مظهر كنترل و آزار انسانهاست. اعتراض نيچه به ديد و جهان نگري ثنوي ريشه درمعرفت شناسي او دارد(بحث معرفت شناسي از ديدگاه نيچه اي را به زماني ديگر ميگذاريم) . او بر اساس سيستم معرفتي خود نتيجه ميگيرد كه مفاهيم ارزشي افسانه اند و پايه عيني در عالم ندارند. بعبارت ديگر ارزشهاي اخلاقي نماينده هيچ واقعيتي در جهان نيستند، يعني پوچ اند. اين نوع برداشت از سيستم اخلاقي بشر، پوچي يا نهيليسم ارزشي خوانده ميشود. به نظر او پشت واژه هاي خوب و بد، چيز پايدار، محكم و پا برجائي وجود ندارد. تصورات اخلاقي ما تاريخي دارند كه هيچكس جرات كاويدن و زير و رو كردن آنرا نداشته است. نيچه اعتقاد دارد كه در ابتدا واژه هاي نيك و بد وجود نداشته است. اولين سيستم اخلاقي انسانها، اخلاق سروران بود. در اين نظام اخلاقي سروان موفق و خوشبخت بودند و كلمه "خوب" براي آنها به هيچوجه در مقابل يا يا متضاد واژه "بد" نبوده، بلكه اين كلمه بيشتر براي توصيف توانائي و قدرت سروران و در مقابل واژه فقير، ضعيف و بدبخت، بكار برده ميشده است به عقيده نيچه انسانها فقط ميتوانند يك سيستم اخلاقي داشته باشند، و آنهم اخلاق سروران است. چون اخلاق سروان همسو با حيات آدمي بوده و باعث بقاي او ميشود.

انسان حدود چند هزار سال است كه در دام اديان گرفتار شده است .
اديانى كه پايه واساس انان ما بعد طبيعه است كه با پيشرفت علم بشرى ما بعد طبيعه كنار زده شد .

بشريت در اين مدت طولانى كه اديان حاكم دين بودند به پيشرفتى نرسيد چرا كه قانون هاى ما بعد طبيعه كه براى كنترل جامعه بشرى وردد استفاده قرار ميگرفت جلوى پيشرفت بشريت را ميگرفت .

رو ميكنيم به تورات موسى در صفر پيداش ميخوانيم كه يهوه زمين اسمان را در شش روز افريد وبعد گفت روشنايى شود وديد نيكوست
حال به استناد پيشرفت وعلم امروز حتى يك كودك ميداند روشنايى نيكو است . اما خداى عالم نميدانست ؟

خداى تورات بسيار خشمگين وبيابانى است به صورتى كه كوچك ترين نافرمانى را دستور سنگ سار ميدهد وباز به گفته تورات هيچ پيامبرى را به غير از بنى اسراييل نازل نكرد .
اخر مگر ميسر است كه خداى عالم يكسره تمامى انسان ها را كنار بزند وخداى يك قوم باشد وانسان هاى ديگر را فرو مايه بپندارد ؟

در مسيحيت وضعيت كمى متفاوت است زيرا عيسى مسيح در جامعه شهرى متولد شد ونو اورى اورد خداى مسيح خشمگين نبود
اما رفته رفته زمانى كه دين ودولت در امپراطورى روم ادغام شد و مسيحيت دين رسمى به شمار امد اصحاب كليسا صاحب قدرت شدند دين را وسيله اى امور دنيوى كردند . وفساد وتباهى به همراه داشت .تا جايى كه بانوان را به جرم هاى مختلف مقابل كليسا ها به اتش ميكشيدند .

دوران اسلام اسلام در شروع و13سال نخست كه پيامبر اسلام در مكه حضور داشت دين ارام وبدون خون ريزى بود تمام ايات سخن از برابرى وبرادرى ودوستى است

ولى زمانى كه پيامبر اسلام به مكه رفت مذهب كنار گذاشت شد وفقط قدرت حكم ميكرد ايات مكى ومدنى تفاوت زيادى با هم دارند تا جاى كه انگار از ذهن دو شخص متفاوت گذشته باشد .
طبرى ميگويد محمد كه از مكه بفرت مكيان گفتند كه ما برستيم ولى ايشان نگذاشت كه انان بيارستندى وراه ها بگرفت وكاروان ها همى بشكست .
صحبت قدرت بوده است وتمام ايات دستور به قتل وكشتار وتجاوز به مخالفين حتى به زن شوهر دار در سوره نسأ ايه (٢٤) است . اسلام به خاطر شرايط محد در مدينه كه قدرت به دستش افتاده بود ونيم جمعيت مدينه كه يهودى بودند يك راست پل زده است به تورات وتمام سخنان تورات را به شكل ديگرى بازگو ميكند .

اسلام ويهود هيچ گونه تفاوتى با يكديگر ندارند فقط در يك زمينه اسلام فرق دارد قنيمت وغارت وجهاد كه در يهوديت نيست .

تا ان زمان رسم بود كه در جنگ ها كشته ها دو طرف را همان طور به خاك ميسپردند كه محمد در جنگ بدر رسم كرد وقانون گذاشت كه شمشير ،زره ،سپر وتمامى چيزهاى كه از يك كشته شده به جاى ميماند تقسيم شود اين قدرت محركه اى شد براى پيشرفت اسلام قتل وغارت .

بشريت از قرن 17به بعد كه با رنسانس در اروپا شروع شد توانست دست دين را از زندگى افراد جامعه كوتاه كند . واعتقادات شخصى هر دين دارى را براى خود ان شخص باقى بگذارد .
كوتاه كردن دست اديان از جامعه ودولت ها باعث پيشرفت چشم گير بشريت شد .

وانسان توانست ازادانه به زندگى بپردازد .
اما دين وانسان هاى دين دار بايد در چهار چوب باشند تا به جامعه اسيب نرسانند .اعتقادات مذهبى خود را براى خود نگه دارند .

اصولأ مابعد طبيعه يا همان معجزه يا ارتباط با عالم ديگر تا زمانى بود كه بشريت پيشرفتى نكرده بود وانسان نميدانست دنياى بيرون از كره اى خاكى به چه شكلى است .
ما بعد طبيعه بنيادى ندارد . به كدام قانون طبيعى وعقل انسانى عصا تبديل به مار ميشود ويك رودخانه از هم ميشكافد .يا مرده اى زنده ميشود يا شخصى روى اب راه ميرود ، يا ماه به دو نيم ميشود .

بشر امروز نميتواند اين سخنان را پذيرا باشد وعلم تمامى اين سخنان را كنار زده است .

ما بايد بدانيم هيچ چيز بالاتر از هوش انسانى نيست وهمين هوش انسانى بود كه انسان را به فضا بورد نه پيامبرى كه سوار بر براغ به اسمان ميرود . هوش انسانى بود كه تكنولوژى امروز را برايمان به ارمغان اورد .

تمامى كتاب هاى مذهبى ودينى را كنار هم بگذارند ودر انان بنگرند يك گام مفيد براى جامعه بشرى تا به امروز بر نداشته اند .

به آن دسته از کسانی که کَردها و نَکَردهای خود را منسوب به ادیانی می‌دانند که از جایی نامریی در آسمان‌ها قرائت شده است، اعتمادی نیست. قطعاً چنین ادیانی برای ثبت هویّت خود در زمین، فرمان ترور انسان هاى دگر انديش را سرلوحة احکام خود قرار داده اند . دینی ‌که مدعی اخذ احکام خود از آسمانی نامریی ‌است، شعور انسانی ما را به تمسخر گرفته است.

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
نگاشته زیر، بررسی سیر تاریخی گفتمان "آریا" و آریایی" بودن است و نیز چگونه ایران هخامنشی و نیز بودائیان هند، آن واژه از آئین زرتشت و ایرانیان اوستایی که معنایی کاملاً غیر نژادی داشته وام گرفته و سپس به اروپا منتقل و مبدل به نام نژاد و سرانجام در شکل نو اروپایی و ضد انسانیش به ایران بازگردانده شده است.
در این نوشتار[1] نیز به ریشه های تاریخی ایرانیان از زمان باستان تا به امروز و مهمتر "خویشاوند نبودن" اروپائیان، بویژه آلمان ها با ایرانیان واشکافی شده است.
ادامه در خاستگاه زیر: https://bit.ly/33LgxhD
دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹ششم فروردین:
روز ششمین روز فروردین ماه، زادروز آموزگار نیکی و راستی، اخلاق و منش ، اشو زرتشت اسپنتمان ، بر همه ایرانیان و ایرانی تباران پهنه ایرانشهر شاد و خجسته باد..!
باشد که با راستی و درستی، با پیروی از حقیقت، با پندار و گفتار و کردار نیک، پاسدار منش و اخلاق او باشیم و خوبی و راستی و مهر را در جهان با نیک اندیشی، گفتار وکرداری نیک به دیگران بشناسانیم و اینچنین است که بر اهریمن پیروز خواهیم شد..!
کسان بدانند که با فریبکاری و دین فروشی زیر نام این بزرگ مرد تاریخ ایرانزمین، آموزگار حقیقت، نمیتوانند هویت ایرانشهری را لکه دار کنند، که راستی پیروزمندترین است..!

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹فقر فرهنگی پازل گمشده در فرهنگ ما که بزرگترین عوامل شکست یک ملت است

هرچه شمار دانشوران جامعه کمترباشد، و هرچه سهم دانش و خرد در جامعه کمرنگ تر گردد، آلودگي و فقر آن فرهنگ افزونتر است. لذا، ملتهائي که درعلم و فلسفه وهنر درخشيده اند و پيوسته اين درخشندگي را دنبال کرده و تداوم بخشيده اند، دررديفي والاتر قرارميگيرند و به مراتب فرهنگساز تر از ديگر ملتها بوده و سهم بيشتري در رونق صنعت و تکنيک جهان خواهند داشت و فرهنگسازان معتبرتري به دنيا هديه خواهند داد. در اين زمينه، ما ايرانيان به مانند ديگر ملتها، داراي آداب و رسوم و قواعد و عادات و اعتقاداتي هستيم که در اغلب موارد، وجه تمايز ما با ملل ديگر است و آنرا فرهنگ ايراني مي ناميم. ما گرچه خود را مالک و ادامه دهنده يکي از فرهنگ هاي غني دنيا تصور ميکنيم- و متاسفانه به همين دلخوشيم- اما اگر اندکي منصفانه به قضيه نگاه شود، عکس اين ادعا ثابت خواهد گشت. ما در ذهن خويش با نوعي فرهنگ برتر، خود را سرگرم و دلخوش کرده ايم و حتا از دلخوشي گذشته و به اين فرهنگ مي نازيم و تفاخر ميکنيم. اگر اين تفاخر به فرهنگ با دانشوري و تکنولوژي رايج امروز همراه مي شد، جاي ايراد نبود و يک واقعيت تلقي ميشد و به حساب مي آمد. اما شوربختانه ادعائي صرف است و طبلي توخالي و چنان پوسته هاي پياز، لايه هاي اين فرهنگ نازک و بي محتوا است.
اين نازش بيشتر ازهنگامي رخ نمود و رو آمد که حرکت کاروان پيشروندگان جهان را ديديم؛ و دريافتيم از قافله تمدن و تجدد و از دنياي دانش و هنر به شدت پس افتاده ايم. فهميديم که «هنر نزد ايرانيان است و بس...» مربوط به فاصله ي بين قرن چهام و هشتم هجري بود. متوجه شديم مغرب زمينيان از خواب گران بيدار شدند و دويدند و به همه چيز رسيدند؛ ولي ما را خواب و رخوت و کهالت و جهالت فراگرفته و درنتيجه همچنان درخم کوچه نخست گيرکرده ايم؛ و حتي از پيگيري و ادامه ي دستاوردهاي ديگران نيز غافل مانده ايم.
به سراغ جنبه اي ديگر مي رويم؛ در نزد فرهنگ عامه، چاپلوسي، زيرآب زني و از زير کار درفتن نوعي زرنگي تلقي مي شود. کسي که رشوه ندهد، در کارش متقلب نباشد هالو تلقي مي شود. دانش آموزشي که تقلب نمي کند و دروغ نمي گويد، بچه مثبت تلقي شود (بچه مثبت برخلاف مفهومش بار معنايي منفي دارد) آدمي که ادعا دارد و در همه چيز اظهار نظر مي کند و در هر مسئله اي اظهار فضل مي کند، آدم دانا و همه فن حريف به حساب مي آيد. انساني که به آداب اخلاقي(منظور لزوماً برداشت ايدئولوژيک از اخلاق نيست) پايبند، فساد اخلاقي ندارد، حسود نيست، تهمت نمي زند به دنبال بدگويي و عيبجويي از ديگران نيست، پاستوريزه خوانده مي شود. اينهايي که مي گويم را بارها به چشم ديده ايم. مردم ايران دچار زوال اخلاقي شده اند واين بسيار دردناک است.
آنها را بايد در يک کل و دريک چارچوب بررسي کرد. چيزي که فراتر از حکومت و نظام است. مشکل فرهنگي ايران امروز، به ظرفي برمي گردد که مردم ايران درآن قرار دارد. اين فرهنگ از بدو تولد بر نحوه شکل گيري انسان موثر است و تا مرگ نيز ادامه دارد. اصلاح فرهنگي ايرانيان کاري بس مشکل و وقت گير است و سالها زمان مي طلبد. به باور من اين فرهنگ يکي از دلايل اصلي توسعه نيافتگي است. خارج از چهارچوب هر حکومتي که در ايران سر کار باشد، چه مذهبي و چه غير مذهبي. اين فرهنگ عمومي باعث شده تا ايرانيان مردمي تنبل، تن پرور و علاقه مند به کارهاي فردي باشند و از کارهاي جمعي سر باز زنند. البته فرهنگ از حکومت تاثير مي پذيرد و حکومت از فرهنگ. اما باور بر اينست که زوال اخلاقي ايران تمام وکمال به نظامي که بر ايران حاکم است، بر نمي گردد.
فرهنگي که مورد نازش ماست، سهم اعظمش ريشه در گذشته هاي دور دارد و بخش امروزش نه تنها جالب و فخرآور نيست که سراسر ايراد است... فرهنگ جوامع، بيش از آنکه به شعر و ادبيات گذشتگانش وابسته باشد، به ادب و آداب و خلقيات و عادات و رفتار و کردار و گفتار و بالاتر از همه، دانش پژوهي ي مردمان زنده اش پيوستگي دارد... منصفانه بگوئيم و اقرار کنيم، سهم ما در اين رابطه چه قدر است؟
البته آگاهي بر فقر و کمبودها که گذشته را بزرگ کرده و به تفاخر منتهي شده است، زماني کمتر از يک سده را دربرنميگيرد و از انقلاب مشروطه آغازيده است؛ وگرنه پيش از آن از نقص و واماندگي خويش نيز خبر نداشتيم. بزرگترين علت پيدايش اين آگاهي به کمبودها نسبت به جوامع مترقي و صنعتي، سفر انديشمندان ما به اروپا بود. اما چون به هرسبب نتوانستيم حتا قدمي در راه رسيدن به آن ملتها و اخذ دانش و تکنيک آن تمدنها برداريم، ناچار کمبود را با چسپيدن به سده هاي پيشين و دلخوشي به گذشته، جبران کرديم؛ و وجود چند شاعر و متفکر را در بوق غناي فرهنگي دميديم؛ و با آن، غم بيچارگي و درماندگي خودرا تسلي داديم.
بي ترديد، فرهنگ و پيشرفت ايران در پيش از حمله ي اعراب و در ايران باستان، از هرنظر در جهان آن روز و متن تاريخ امروز، سخن نخست را داشته است؛ و درخشش امپراتوري ايران قابل انکار نيست... اين قلم نيز سر آن ندارد که علت و علل هائي را که سبب پسگرد ما شده است براي چندمين بار بيان کند، بلکه برآنست تا کمبودهاي رفتاري و کرداري و بينشي و مَنِشي جامعه ي خود را که نقص فرهنگي است برشمرد. دراين رابطه از صاحبنظران انتظار ميرود که اگر اشتباه است تذکر دهند و اگر راه حلي براي معضل دارند، از بيانش خودداري نفرمايند. برخلاف ديدگاه شيفتگان گذشته ي وطن، من معتقدم که ما فرهنگ غني نداريم. فرهنگ ما نقصان دارد و نقص فرهنگي داريم و شايد بالاتر از نقص، مشکل ناهنجاري ي فرهنگي داريم. زيرا هنوز تربيت و تهذيب اخلاق را جزئي از فرهنگ نميدانيم. کنش و واکنشهايمان نسبت به مسائل روز و در برابر پديده هاي نو و کهنه، فاقد هماهنگي است و همخواني با ادعا و انتظار و آرزويمان ندارد. ما از نظر تربيت روز و توافق با زمان و مکان، نقصان داريم.

🔹قوانینی که مورد نقص فرهنگ ماست.

▪️ دختر خانمها و آقا پسرهايمان، فرهنگ غرب را پسنديده و با رغبت پذيرايش شده اند؛ و دوست پسر و دوست دختر را لازمه ي زندگي مي دانند، اما به هنگام ازدواج، پسر «بکارت» را فراموش نميکند؛ و دختر از«مهريه سنگين و انگشتر الماس و ديگر مراسم سنتي» نميگذرد و ذره اي کوتاه نمي آيد.
▪️ قانون گريز و قانون شکنيم و حرمت قانون را نداريم. درهمين ديار، به نسبت تحصيلات و جاه و مقام مان، بيشتر از هرقوم و مليت ديگر جريمه ي رانندگي مي پردازيم. با همين «کاميونيتي» کوچک که حداکثر تحصيلکرده را هم داريم، چندين قاتل به زندانهاي کاليفرنيا تحويل داده ايم. پزشک مشهورمان در اثر قانون شکني و فريبکاري در زندان است. حقوقدان وکيل مدافع مان به سبب نقض قانون و خلافکاري دربند و حبس است و...
▪️از کار اجتماعي و کمک به همنوعان، گريزانيم، اما در رفتن به زيارت کربلا و انداختن سفره عباس و زينب و پرداخت پول براي ساختن مسجد و حسينيه در امريکا، ترديد به دل راه نمي دهيم. در يک آگهي که پيش من محفوظ است، هيئت امناي يک مسجد اعلام کرده اند که: ۱٬۴۰۰٫۰۰۰ (يک ميليون و چهارصد هزار) دلار پول جمع آوري کرده و زمين مسجد را خريده اند و از مؤمنان خواسته اند پول بيشتري براي ساختن بناي مسجد تقديم کنند. البته اين آگهي مربوط به دو سال پيش است و بي گمان تاکنون هزينه ي اين مسجد تأمين شده و مسجد اکنون آماده است. در مقابل، سدها خانوار ايراني در خارج کشور براي هزينه ي غذا و مکان در تنگدستي مي سوزند و مي گدازند؛ و بسيار پدران و مادران ايراني در اين ديار براي تأمين مخارج زندگي درمانده اند!
▪️در رعايت وقت و زمان، تابع هيچ قانون و مقرراتي نيستيم. تئاتر و کنسرت و... را يک ساعت ديرتر از موعد تعيين شده دربليط و آگهي، شروع ميکنيم. زيرا نه تماشاچي به موقع آمده است و نه هنرمندان حاضر و آماده اند. در پاسخ به دعوتها نيز، رسيدن به خانه ي ميزبان، تابع هوس است نه عرف و اخلاق. تأخير در رسيدن به وعده گاه، بخش لاينفک فرهنگ ماست!

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹روشی بسیار آسان در مزدور یابی
زیاد خودتان را ازار ندهید اگر میخواهید بدانید امروز چه کسی فرد و یا یک رسانه ملیجک و یا ارسالی رژیم است و برای رژیم جمهوری اشغالگر اسلامی مزدوری میکند خیلی آسان به پیراهن دریدن هایشان به هر شکلی برای باطل کردن و یا کم کردن تحریم ها نگاه کنید !
که آی و وای آمریکای جهانخوار تحریم ها را بردارید که مردم از بی دارویی هلاک گشتند !!
مستقیم یا غیر مستقیم و حتی کوچکترین اشاره ای هم شد بدانید بیشک یک مزدور است و نان در خون ملت میزند !

▪️پاسخ اش هم آسان است چون دارو و سیستم پزشکی و غذایی به هیچ وجه شامل تحریم ها نبوده و نیست وهمانطور که میبینید بیشمار کمک های ارسالی از سراسر دنیا به ایران فرستاده میشود و اما سربازان گمنام امام زمان شان در بازار به چند برابر قیمت میفروشند و یا به عراق و سوریه و لبنان هبه میکنند و .. !

و اینکه چرا برداشتن تحریم ها تمام به سود رژیم هست پاسخ آن را کم و بیش همه شما گرامیان نیز میدانید !

خرد یارتان

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متأسفانه بار دیگر میهن ما گرفتار #سیل_سراسری در آغاز بهار شده‌. وضعیت هم‌وطنان بلوچ‌مان در سیستان‌وبلوچستان بحرانی است. قم و خراسان و کرمان و هرمزگان و بوشهر نیز شرایط خوبی ندارند. ملت #ایران اما متحد و پرامید، این جدال نابرابر با سیل و ویروس و رژیم بی‌کفایت را پشت سر خواهد گذاشت.

#سیستان_بلوچستان

@OfficialRezaPahlavi
زادروز اشو زرتشت اسپنتمان خجسته و فرخنده باد، شاد باد.
پاینده ایران💠🔥
امروز ششم فروردین ماه ۲۵۷۹ زادروز #زرتشت بزرگ است،
اشو زرتشت اسپنتمان، فروز آتش خرد،
نخستین پایه گذار خرد و خردگرایی در جهان به تمام آریاییان، مردمان ایرانشهر و مردمان خردگرای جهان خجسته و شاد باش میگوییم.
"خرد بنمایه دانش است و دانش بی خرد بمانند طوطی سخنران میماند."
https://t.me/IIRCF/10627
زَرتُشت یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت، پیامبر ایران باستان بود، که مزدیسنا را بنیان گذاشت.
او سراینده گاتاها، کهن‌ترین بخش اوستا است. زادگاه او را به مناطق مختلفی مانند شهر ری، آذربایجان، خوارزم نسبت داده‌اند.
آموزش‌های زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان آمیخته شد و مزدیسنای کنونی را پدیدآورد که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است. نام زرتشت در فهرست یکصد تن از انسان‌های تأثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد.
نام زرتشت بر اساس نوشته‌های زبان اوستایی «زراثوسترا» بوده‌است. این نام ترکیبی است از «زَرَت» که ممکن است معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و«آسترا» به معنی ستاره در نظر گرفته‌اند.«درخشان و زرد مثل طلا»، «پسر ستاره»، «ستاره درخشان» و «روشنایی زرین» معانی گوناگونی است که تا به حال پژوهشگران برای نام زرتشت عنوان کرده‌اند.
زرتشت بزرگ با گفتمان نیکی و بدی پایه گذار دوآلیست در جهان است،

(این دو پدیده ی همزادی که در آغاز آفرینش به صورت دو نیروی متضاد در اندیشه و گفتار و کردار ظهور نمودند یک نیکی است و دیگری بدی . انسان دانا از میان این دو ، نیکی را بر گزیند ولی شخص نادان چنین نخواهد کرد) گاتها۳۰ بند ۳

اما او همچنین پایه گذار نخستین اندیشه دیالکتیک در جهان هم میباشد. دیالکتیک زرتشت بزرگ را میتوانید در همزیستی فصلها و ارج نهادن به آن ، همچنین همزیستی ایزدان با یکدیگر دید و دانست.
بنابراین بی دلیل نیست که میگوییم او آفریننده خرد در جهان است.
اندیشمندان آغازین غربی به مانند پٍلاتون (افلاطون) و اَریستُد (ارسطو) خود را شاگردان او میدانند و او را در مقام بالاتر از یک انسان زمینی خوانده اند.
نیچه در کتاب معروف خود،(چنین گفت زرتشت) او را پدر خرد جهان میداند.
(رضا مهربانی)

در متون و اشعار ایران زمین بسیار از زرتشت بزرگ یاد شده است، حتی در دوران تاریکی و سیاهی اهریمن در درازای ۱۴۰۰ سال اشغال ایران، این سرزمین اهورایی تا فروز آتش خرد هرگز خاموش و فراموش نشود.

در یسن ۳۵ بند ۶ چنین آمده:
"ای اهورا مزدا، ما خواستاریم که زرتشت را آموزگار راستین دانیم و کلام الهام شده را با بهترین اندیشه ی راستی منتشر سازیم."

مولانا چنین خود را رهرو راه زرتشت و مغان میداند:
ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده /بر کاروان دل زده یک دم امان ده یافتی
همچنین مولانا آتش را ابزاری برای شستشوی مینوی آدمی دانسته است:
داد جاروبی به دستم آن نگار /گفت کز دریا برانگیزان غبار
باز آن جاروب را بآتش بسوخت/گفت کز آتش تو جاروبی برآر

عطار نیشابوری اینچنین خودش را در ره زرتشت میداند:
گر چه به صورت تن، از مؤمنان ره ام/ لیکن ز روی یقین گبر ام چو به نگری ام

سنایی فریاد میکشد:
الا ای پیر زردشتی به من بر بند زناری/که من تسبیح و سجاده، ز دست و دوش به نهادم

از عارف قزوینی میخوانیم:
چو من گر دوست داری میهن خویش/ ستایش باید ات پیغمبر خویش
در آتشکده ی دل بر تو باز است/ درآ كاین خانه را سوز و گداز است

حتی شیخ بهایی که در پنهان یکی دیگر از رهروان زرتشت بزرگ بوده است چنین میگوید:
در خانه ی کعبه، دل به دست آوردم/ دل بردم و گبر و بت‌ پرست آوردم
زنار ز مار سر زلف اش بستم/در قبله ی اسلام، شکست آوردم

و حافظ که سراسر عشق و مهر آریایی میباشد، چنین گفت:
از آن به دیر مغان ام عزیز می دارند/ که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ/ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

پژوهشی از شاپور سورنپهلو درباره بودا(یک ایرانی زرتشتی):
پروفسور مالمان، بودایی شناس نامی فرانسوی بر این باورست که بودا، نه تنها تحت تاثیر اندیشه های هندوئیسم قرار داشته است، بلکه تاثیرات دین بهی در اندیشه های او بخوبی آشکارست، از جمله فلسفلهٔ "سوشیانت" (منجی/رهاننده در روز رستاخیز) و نوزایی جهان.
متون بودایی در شرح حال بودا گزارش می دهند که او جنگاوری بوده از سرزمینی دور(ایرانی آریایی) که پس از تراشیدن موی سر و از تن در آوردن پوشاک جنگاوری و بر زمین گذاردن شمشیر جنگ و ترک نام و نشان، پس از ریاضت چشمان درونش به جهان مینوی باز گشته و مردم را به آئین خود دعوت کرده است.
برای بیشتر دانستن در اینباره: https://bit.ly/33LgxhD

آری، این گوهر جاودان، این پیر دانا، این آتش خرد در جهان یک ایرانی، یک آریایی بوده است و ما ایرانیان به او افتخار میکنیم و تنها خرد اوست که نجات دهنده ایران و فره آن میباشد.
دل جهان است ایرانشهر🔥

پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
🔹پرسش اینجاست که چرا شبکه ها و کمپین های فکستنی که به گفته خودشان میبایست صدای ازادیخواهی مردم ایران و بخصوص بانوان ازادیخواه باشند و ماهانه صدها هزار دلار از سازمانهای حقوق بشری پول می گیرند اما بگونه ای بسیار روشن گزینشی عمل کرده و از شیر بانوان مبارز #سمانه_نوروزی_مرادی و #سهیلا_حجاب نامی نمی برند و به طور کل تحریم خبری شان کرده اند ؟!
بطور مثال آن معصومه علینژاد قمیکلا پست فطرت تحولخواه و دارو دسته اش و یا آن شیرین عبادی عجوزه مگر نه اینست که میبایست پژواک فریاد آزادیخواهی بانوان در بند ضحاک باشند ! پس چه شد ؟

▪️پاسخ روشن است
چون این بانوان شجاع پادشاهی خواهند و میهن پرست راستین و در راستای سرنگونی رژیم اشغالگر در تمامیت اش کنشگری گری میکنند .
سهیلا حجاب که یک وکیل نیز هست پس از اعتراض به سرکوب و کشتار آبان دربند ضحاک گرفتار گشت و رو در روی ضحاکیان گفت " #شاهزاده_رضا_پهلوی هویت ماست "
اما از آنطرف #ترشی_اصلاحات #نسرین_ستوده که نظریه مداراگری با رژیم را بیان میکند و قهرمان چپ ها و تحول خواهان هست و ملی گرا نیست و بدنبال فدرالیسم و جمهوری اسلامی کراواتی است همه جانبه از درون و برون مرز پشت یبانی میشود !

📌به یاد داشته باشید که برای پیروزی بر ضحاک و رهایی میهن میبایست در این برهه تاریخی به خوبی سره را از ناسره و ملیگرایان و مبارزان راستین را از ملیجکان و استمرارطلبان مزدور تمییز دهیم وگر نه کلاهی گشاد تر از آن سال شوم بر سرمان خواهند گذاشت .

خرد یارتان

دل جهان است ایرانشهر 🔥
پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
امروز ششم فروردین ماه زادروز زرتشت بزرگ است،
اشو زرتشت اسپنتمان، فروز آتش خرد،
نخستین پایه گذار خرد و خردگرایی در جهان به تمام آریاییان، مردمان ایرانشهر و مردمان خردگرای جهان خجسته و شاد باش میگوییم.
"خرد بنمایه دانش است و دانش بی خرد بمانند طوطی سخنران میماند."
https://t.me/IIRCF/10627
زَرتُشت یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت، پیامبر ایران باستان بود، که مزدیسنا را بنیان گذاشت.
او سراینده گاتاها، کهن‌ترین بخش اوستا است. زادگاه او را به مناطق مختلفی مانند شهر ری، آذربایجان، خوارزم نسبت داده‌اند.
آموزش‌های زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان آمیخته شد و مزدیسنای کنونی را پدیدآورد که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده‌است. نام زرتشت در فهرست یکصد تن از انسان‌های تأثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده‌است، قرار دارد.
نام زرتشت بر اساس نوشته‌های زبان اوستایی «زراثوسترا» بوده‌است. این نام ترکیبی است از «زَرَت» که ممکن است معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و«آسترا» به معنی ستاره در نظر گرفته‌اند.«درخشان و زرد مثل طلا»، «پسر ستاره»، «ستاره درخشان» و «روشنایی زرین» معانی گوناگونی است که تا به حال پژوهشگران برای نام زرتشت عنوان کرده‌اند.
زرتشت بزرگ با گفتمان نیکی و بدی پایه گذار دوآلیست در جهان است،

(این دو پدیده ی همزادی که در آغاز آفرینش به صورت دو نیروی متضاد در اندیشه و گفتار و کردار ظهور نمودند یک نیکی است و دیگری بدی . انسان دانا از میان این دو ، نیکی را بر گزیند ولی شخص نادان چنین نخواهد کرد) گاتها۳۰ بند ۳

اما او همچنین پایه گذار نخستین اندیشه دیالکتیک در جهان هم میباشد. دیالکتیک زرتشت بزرگ را میتوانید در همزیستی فصلها و ارج نهادن به آن ، همچنین همزیستی ایزدان با یکدیگر دید و دانست.
بنابراین بی دلیل نیست که میگوییم او آفریننده خرد در جهان است.
اندیشمندان آغازین غربی به مانند پٍلاتون (افلاطون) و اَریستُد (ارسطو) خود را شاگردان او میدانند و او را در مقام بالاتر از یک انسان زمینی خوانده اند.
نیچه در کتاب معروف خود،(چنین گفت زرتشت) او را پدر خرد جهان میداند.
(رضا مهربانی)

در متون و اشعار ایران زمین بسیار از زرتشت بزرگ یاد شده است، حتی در دوران تاریکی و سیاهی اهریمن در درازای ۱۴۰۰ سال اشغال ایران، این سرزمین اهورایی تا فروز آتش خرد هرگز خاموش و فراموش نشود.

در یسن ۳۵ بند ۶ چنین آمده:
"ای اهورا مزدا، ما خواستاریم که زرتشت را آموزگار راستین دانیم و کلام الهام شده را با بهترین اندیشه ی راستی منتشر سازیم."

مولانا چنین خود را رهرو راه زرتشت و مغان میداند:
ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده /بر کاروان دل زده یک دم امان ده یافتی
همچنین مولانا آتش را ابزاری برای شستشوی مینوی آدمی دانسته است:
داد جاروبی به دستم آن نگار /گفت کز دریا برانگیزان غبار
باز آن جاروب را بآتش بسوخت/گفت کز آتش تو جاروبی برآر

عطار نیشابوری اینچنین خودش را در ره زرتشت میداند:
گر چه به صورت تن، از مؤمنان ره ام/ لیکن ز روی یقین گبر ام چو به نگری ام

سنایی فریاد میکشد:
الا ای پیر زردشتی به من بر بند زناری/که من تسبیح و سجاده، ز دست و دوش به نهادم

از عارف قزوینی میخوانیم:
چو من گر دوست داری میهن خویش/ ستایش باید ات پیغمبر خویش
در آتشکده ی دل بر تو باز است/ درآ كاین خانه را سوز و گداز است

حتی شیخ بهایی که در پنهان یکی دیگر از رهروان زرتشت بزرگ بوده است چنین میگوید:
در خانه ی کعبه، دل به دست آوردم/ دل بردم و گبر و بت‌ پرست آوردم
زنار ز مار سر زلف اش بستم/در قبله ی اسلام، شکست آوردم

و حافظ که سراسر عشق و مهر آریایی میباشد، چنین گفت:
از آن به دیر مغان ام عزیز می دارند/ که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ/ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

پژوهشی از شاپور سورنپهلو درباره بودا(یک ایرانی زرتشتی):
پروفسور مالمان، بودایی شناس نامی فرانسوی بر این باورست که بودا، نه تنها تحت تاثیر اندیشه های هندوئیسم قرار داشته است، بلکه تاثیرات دین بهی در اندیشه های او بخوبی آشکارست، از جمله فلسفلهٔ "سوشیانت" (منجی/رهاننده در روز رستاخیز) و نوزایی جهان.
متون بودایی در شرح حال بودا گزارش می دهند که او جنگاوری بوده از سرزمینی دور(ایرانی آریایی) که پس از تراشیدن موی سر و از تن در آوردن پوشاک جنگاوری و بر زمین گذاردن شمشیر جنگ و ترک نام و نشان، پس از ریاضت چشمان درونش به جهان مینوی باز گشته و مردم را به آئین خود دعوت کرده است.
برای بیشتر دانستن در اینباره: https://bit.ly/33LgxhD
و فردوسی مغ بزرگ گنجینه شاهنامه را با ارج نهادن بر خرد، یادگار زرتشت بزرگ چنین می آغازد:
به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه برنگذرد
و همچنین:
خرد به ز هر چه یزدان بداد/ستایش خرد را به از راه داد
آری، این گوهر جاودان، این پیر دانا، این آتش خرد در جهان یک ایرانی، یک آریایی بوده است و ما ایرانیان به او افتخار میکنیم و تنها خرد اوست که نجات دهنده ایران و فره آن میباشد.
دل جهان است ایرانشهر🔥


پاینده ایران 💎
#جاویدشاه 🔥
#فیروز_جامگان 💎
#رنسانس_ایرانی 🌱
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متأسفانه بار دیگر میهن ما گرفتار #سیل_سراسری در آغاز بهار شده‌. وضعیت هم‌وطنان بلوچ‌مان در سیستان‌وبلوچستان بحرانی است. قم و خراسان و کرمان و هرمزگان و بوشهر نیز شرایط خوبی ندارند. ملت #ایران اما متحد و پرامید، این جدال نابرابر با سیل و ویروس و رژیم بی‌کفایت را پشت سر خواهد گذاشت.

#سیستان_بلوچستان

@OfficialRezaPahlavi