صنایع و مدیریت
349 subscribers
285 photos
20 videos
8 files
9 links
گردآوری و تولید محتوا در زمینه توسعه مهارتهای فردی و مدیریت کسب و کارها

ارتباط با ادمین:
@H_Mehrvarz
Download Telegram
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای بیست و یکم : حسابداری ذهنی (Mental Accounting Bias)

🔻
به موارد زیر دقت کنید:

۱- شخصي يک دست کت و شلوار را به قيمت 500 هزار تومان در يک فروشگاه مي‌پسندد، اما او به دليل اينکه احساس مي‌کند خريد نامعقول است از خريد آن منصرف مي‌شود. ماه بعد همین کت و شلوار را از همسرش به عنوان هديه تولد دريافت مي‌کند. او و همسرش حساب‌ بانکي مشترک دارند با اين وجود شخص احساس رضايت کامل دارد!

۲-شخص دیگری ماهانه مبلغ 200000 تومان قسط دارد که باید به بانک بپردازد،از طرفی یک مقدار وام از اداره محل کارش گرفته که ماهانه به صورت قسطی 200000 تومان از حقوق وی کسر می کنند. در پایان ماه قسطی که توسط اداره از حقوق این شخص کسر می‌شود ،برایش بار روانی منفی ندارد و آن را ناچیز می داند، بیشتر درگیری ذهنی وی متوجه قسط بانک است!

۳-چند وقتی است همسرتان به شما گیرداده که ماشین ظرفشویی یا یخچال ساید بای ساید برای منزل بخرید، با اینکه پول کافی دارید به بهانه های مختلف از خرید آن طفره می روید. بعد از دوماه یک پول بادآورده گیرتان می آید! (مثلاً پاداش دریافت می کنید) همسرتان را سورپرایز می کنید، علاوه بر خرید یخچال ، ماشین ظرفشویی ، مقداری طلا و جواهر هم برایش می خرید و برای شام به رستوران دعوت می کنید!

حسابداری ذهنی به زبان ساده یعنی انسانها در مبادلات اقتصادی که خودشان در آن نقش مستقیم دارند و باید از درآمدشان هزینه کنند، از بیشترین میزان منطق استفاده می کنند و بر اساس سبک و سطح زندگی شان پول خرج می کنند و در نقش های غیرمستقیم ، جنبه های احساسی ، دخالت عجیبی در گمراهی و قانع کردن ذهن و توجیه رفتارهای مالی دارند، این در حالیست که شرایط در هر دو موقعیت(نقش مستقیم و غیرمستقیم) تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد!

در مثال اول تحلیل حسابداری ذهنی به این صورت است که شخص در ذهن خود این تصور را دارد که اگر خودش کت و شلوار را خریداری می کرد علاوه بر 500 هزار تومان، هزینه ذهنی و اجتماعی ولخرج بودن را نیز پرداخت می کرد. درصورتی که دلیل هدیه تولد، دلیل قابل قبولی برای احساس رضایت کامل می باشد!

سعی کنید مثال ۲, ۳ را تحلیل کنید.
🔺

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری، انتخاب و قضاوت

خطای بیست و دوم : سوگیری پس نگر (Hindsight Bias)

🔻
تمایل ناآگاهانه افراد به درک واقعه به عنوان یک رویداد قابل پیش بینی بعد از وقوع رویداد را سوگیری پس نگر می گویند . به عبارتی وقتی رویدادی اتفاق افتاد ، مردم سعی دارند آن را به عنوان یک رویداد از قبل قابل پیش بینی تلقی کنند و در بیان علت وقوع رویداد ، تحلیل های به ظاهر منطقی و درستی از آن ارائه دهند! در واقع ذهن تمایل دارد که وقتی رویدادی اتفاق افتاد ، دلیل های به ظاهر منطقی لازم و کافی برای وقوع آن پیدا کرده و احساس کند براحتی می توانسته آن را از قبل پیش بینی کند ! در حالیکه عملاً قبل از وقوع رویداد ، امکان دستیابی به آن دلائل و پیش بینی واقعه براحتی ممکن نبوده است.

به موارد زیر دقت کنید:

1- موقعی که یک مسابقه فوتبال به پایان می رسد و یکی از دو تیم شکست می خورد ، تقریباً اغلب افراد در گروههای چند نفری شروع به پیدا کردن دلائل شکست می کنند و هر کسی از زاویه دید خودش مواردی از علت شکست را بیان می کند که قبل از بازی ممکن است به آنها فکرهم نکرده باشد و حتی ممکن است تا قبل از شروع بازی به برد تیم محبوب خود امیدوارهم بوده باشد ! به عنوان مثال یکی میگه " آره دیگه وقتی مربی به بازیکن خارجی اعتقاد نداره ، همین میشه! " یا اون یکی میگه "کلاً سیستم 4-4-2 برای این تیم جواب نمیده ما باید بریم سمت 3-5-2 ، راه دیگه ای نداریم !"

2-سریال هرکول پوارو را بیاد بیاورید؛ برای بسیاری از ما پیش می آمد که وقتی در پایان مشخص می شد، قاتل چه کسی بوده است ؛ به راحتی فراموش می کردیم که در حین تماشای سریال ما به افراد دیگری به عنوان قاتل ظنین می شدیم و اتفاقاً وقتی سریال به پایان می رسید و شخصیت ها و رفتارهایشان را بازنگری می کردیم ، کاملاً معتقد می شدیم که غیر از اون قاتل واقعی کس دیگری نمی توانسته مرتکب قتل شده باشد ! و به راحتی برداشتهای قبلی خود را که فراموش کرده بودیم ، نقض می کردیم ! به عبارتی ممکن است در حین تماشای سریال با خود می گفتیم که همه سریال رو می توانم پیش بینی کنم ولی در واقع احتمالاً مرتکب اشتباه شده باشید .
🔺
محققان معتقدند که سه مولفه کلیدی باعث بوجود آمدن این سوگیری می شود: اول اینکه : مردم تمایل دارند که پیش بینی های قبلی خود را تحریف و یا فراموش کنند ! به عبارتی موقعی که پیش بینی هایشان قبل از وقوع رویداد را گوشزد می کنید،سعی می کنند آنها را تحریف کنند و اعلام کنند منظورشان این نبوده است ! دوم اینکه موقع ارزیابی رویدادی که اتفاق افتاده است ، مردم تمایل دارند وقوع آن را امری عادی و اجتناب ناپذیر جلوه دهند ! وسوم اینکه مردم تمایل دارند ثابت کنند قدرت پیش بینی رویدادها و حوادث را دارند !

@IEandManagement
Hindsight Bias
سوگیری پس نگر

افراد تمایل دارند وقوع رویداد را قابل پیش بینی قلمداد کرده و اعلام کنند دلائل وقوع آن را از قبل می دانستند!

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری، انتخاب و قضاوت

خطای بیست و سوم : اثر عدم اجماع (False-Consensus Effect)

🔻
اثرعدم اجماع یک نوع خطای شناختی است که درآن افراد فکر می کنند اکثریت افراد جامعه با باورها، اعتقادات ، رفتارها ، نگرش وارزشهای آنها موافقند . به عبارتی مردم فکر می کنند که ارزش ها ،باورها و نظرات آنها نرمال است . این سوگیری باعث می شود که فرد فکر می کند هرکس دیگری با وی موافق است و گاهاً باعث می شود فرد به اشتباه به نظرات خود بیش از حد بها بدهد .
به عنوان مثال برنامه نود یا یک برنامه دیگر تلویزیونی را در نظر بگیرید . وقتی سئوالی با این مضمون پرسیده می شود که بهترین گزینه ممکن کدام است و شما مثلاً گزینه 3 را پیامک می کنید . ناخودآگاه فکر می کنید که اکثریت افراد نیز گزینه 3 را پیامک می کنند و همین انگیزه باعث می شود تا پایان برنامه منتظر بمانید تا نتیجه را ببینید .

🔺
@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری، انتخاب و قضاوت

خطای بیست و چهارم : سوگیری در توجه (Attentional Bias)

🔻
گونه‌ای ازسوگیری‌های شناختی است که فرد به صورت غیرارادی توجه ویژه‌ای به یک محرک خاص و یا یک نشانه حسی دارد. چنین سوگیری‌هایی معمولاً به قضاوت ضعیف و نادرست و یا یادآوری ناقص از یک واقعه خاص می‌انجامند. از پیامدهای این سوگیری می‌توان، ضعف در تصمیم‌گیری منطقی و گرایش به یک و یا چند مشخصه از کل مشخصه‌های یک پدیده را نام برد.

به موارد زیر دقت کنید:

1- شخصی که به ظاهر و لباس خود زیاد اهمیت می دهد ، توجه بیشتری به لباس و ظاهر افراد می کند و چه در محل کار و چه در اجتماع و ... بیشتر تمرکز خود را صرف لباس و ظاهر افراد کرده و ممکن است از دیگر جنبه ها غافل بماند .

2- فردی که به بدنسازی علاقه مند می شود وقتی به خیابان می رود سریع دنبال آدمهایی می گردد که هیکل ورزشکاری دارند و به قطر بازوها و شکم و ... توجه می کند . این شخص قبلاً که به بدنسازی علاقه مند نبود ، ممکن است به ندرت متوجه آدم هایی شده باشد که هیکل ورزشکاری داشتند .
🔺

@IEandManagement
كسي كه به بيرون مي نگرد؛خواب است و آن كه درون را مي نگرد؛ آگاه و بيدار است.

كارل گوستاوو يونگ


@IEandManagement
نقشه ذهنی مهمترین خطاهای ذهنی


@IEandManagement
تنها از یک نفر نمی توان سبقت گرفت ؛ از آن کسی که به راه خودش می رود .

مارلون براندو


@IEandManagement
اهمیت فکر کردن بر کسی پوشیده نیست و همواره دعوت به تفکر بیشتر ، همه جا دیده و شنیده می شود. مدتی است به این مساله فکر می کنم که چجوری فکر کنیم؟! آیا اساسا بیشتر فکرکردن بهتر است یا درست فکر کردن؟ یا هردو؟ آیا فکر کردن مهارت است ؟

کم کم دارم به این نتیجه می رسم که حتی فکر کردن هم ساختار دارد و اینکه هر جوری دلت بخواد فکر کنی ، پروسه نتیجه گیری را پر هزینه می کنی!

بگذارید اول فکر کردن را تعریف کنیم:هر چیزی که در دنیای اطراف ما وجود دارد ، object نام دارد مثلا صندلی یک object است. معادل صندلی یا object در ذهن ما نیز وجود دارد که نقشه یا تصویری از آن است و اصطلاحا به آن subject می گویند. فکر کردن یعنی در کنار هم قراردادن یا آرایش subject ها به گونه ایکه تصویری ذهنی ایجاد شود که لزوما در دنیای خارج معادل نداشته باشد.

مشکلی که ما انسانها با آن مواجه هستیم آنست که مغز انسان در حین آنکه بسیار قدرتمند است ، بسیار نیز راحت طلب است و تا جایی که بتواند از تلاش کردن(فکر کردن) طفره می رود. تنها انسانهایی به کمال میرسند که این موجود راحت طلب رو به کار بکشند و اصطلاحا آن را به فکر کردن مجبور کنند. آنوقت است که تازه به قدرت ذهن پی می برند.




@IEandManagement
حتی یک کتاب هم می تواند تغییر ایجاد کند !

اثر هنرمند مکزیکی : خورخه مندز بلیک


@IEandManagement
کسی که دندان درد دارد فکر می کند تمام کسانی که دندانشان سالم است خوشحال هستند . انسان فقیر هم همین اشتباه را در مورد افراد ثروتمند می کند .

جرج برنارد شاو

@IEandManagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توصیه های جک ما بنیانگذار علی بابا


@IEandManagement
استراتژی همچون نخ تسبیح میمونه که همه دانه ها(واحدهای سازمان) رو بهم وصل می کنه. هر تصمیمی و هر اقدامی در سازمان بایستی با نگاه به اون استراتژی(نخ) صورت پذیرد تا چشم انداز محقق بشه

@IEandManagement
سیاستهای تخصیص منابع سازمان به فرآیندها :
🔻
اگر بخواهیم از منظر ضرورت به فرآیندها نگاه کنیم ، می توانیم فرآیندهای موجود سازمان را به دو دسته ضروری و غیرضروری تقسیم کنیم و همچنین اگر بخواهیم از منظرهمسوئی با اهداف به آنها نگاه کنیم ؛ می توانیم آنها را به دو دسته استراتژیک و غیراستراتژیک تقسیم کنیم . حال اگر دو زوایه دید فوق را در کنار هم قرار دهیم با حالتهای زیر مواجه می شویم :

1) فرآیندهای غیراستراتژیک - فرآیندهای غیرضروری
همانند فرآیند حضوروغیاب در شرکتهایی که مجهز به تجهیزات دوربین مداربسته هستند .

2) فرآیندهای غیراستراتژیک – فرآیندهای ضروری
همانند ساخت قطعات یدکی تجهیزات در شرکتهای تولید صنایع غذایی

3) فرآیندهای استراتژیک – فرآیندهای غیرضروری
همانند مدیریت دانش،مدیریت استعدادها، ارتباطات خارج از سازمان، مدیریت ریسک و...
بیشتر این فرآیندها در حوزه پشتیبان قرار دارند. این فرآیندها اگر وجود نداشته باشند ، خللی در زنجیره ارزش ایجاد نمی کنند ، لیکن اگر وجود داشته باشند ، ارزش بیشتری ایجاد می کنند . همچنین اگر از منظر BSC به قضیه نگاه کنیم ، اکثر فرآیندهای وجه رشد و یادگیری در این دسته جای می گیرند .

4) فرآیندهای استراتژیک- فرآیندهای ضروری
همانند فرآیندهای تولید و فرآیندهایی که ارزش افزوده به محصول اضافه می کنند .


توصیه ای که به سازمانها می شود اینست که سازمانها بهتراست فرآیندهای نوع 1 را کنار بگذارند (مودا) ؛ فرآیندهای نوع 2 را برونسپاری کنند؛ برای فرآیندهای نوع 3 منابع کمتر اما تخصصی تر در نظر بگیرند و فرآیندهای نوع 4 را به سرحد اتوماسیون سازی برسانند و بیشترین هزینه و منابع ممکن به این دسته تعلق گیرد .
🔺

@IEandManagement
اگر حس روییدن در درون شما وجود داشته باشد؛حتی در کویر هم می توانید رشد کنید.


@IEandManagement
دو درصد مردم، فکر می کنند؛

سه درصد مردم، فکر می کنند که فکر می کنند؛

و نود و پنج درصد بقیه ترجیح می دهند بمیرند تا اینکه فکر کنند!

جرج برنارد شاو


@IEandManagement
صنایع و مدیریت
اهمیت فکر کردن بر کسی پوشیده نیست و همواره دعوت به تفکر بیشتر ، همه جا دیده و شنیده می شود. مدتی است به این مساله فکر می کنم که چجوری فکر کنیم؟! آیا اساسا بیشتر فکرکردن بهتر است یا درست فکر کردن؟ یا هردو؟ آیا فکر کردن مهارت است ؟ کم کم دارم به این نتیجه…
تمام مصنوعات و ساخته های دست بشر که تا به امروز به وجود آمده اند و به شکل object در آمده اند، قبلا subject ای بیش نبوده و در اثر تفکر و الهام از طبیعت به این شکل در آمده اند .

به عنوان مثال هواپیما که به شکل پیشرفته امروزی درآمده ؛ یک زمانی صرفاً سوژه یا Subject ذهنی و یا حتی آرزوئی بیش نبود که در ذهن برادران رایت شکل گرفت . کم کم و به مرور زمان شکل اولیه ای در دنیای خارج از ذهن به خود گرفت وبه مرور زمان و باز در اثر تفکرمستمر بهبود پیدا کرده و به شکل امروزی درآمد.

تبدیل Subject به Object و بالعکس آن در هر مقوله ای یک سیکل بسته به حساب می آید و در هربار چرخش این سیکل ، مدلها و سوژه های ذهنی و همچنین Object ها بهبود(کامل تر شده) پیدا کرده و اثرات این تغییر بر دیگر جنبه های زندگی انسان و سیکل های دیگر موضوعات نیز دراین دنیای دینامیک تاثیرمثبت یا منفی می گذارد . بدین معنا که درهر مقوله ای انسان بتواند تغییری (بهبود) ایجاد کند؛ همین تغییر به طورسیستماتیک بر بسیاری موضوعات دیگر تاثیرمی گذارد .

به عنوان مثال انسان توانست منابع زیرزمینی همچون نفت را کشف و استخراج کرده و مورد بهره برداری قرار دهد؛ یکی از تبعات منفی این تغییر، آلوده شدن هوا و محیط زیست بود و از پیامدهای مثبت آن، می توان به رفاه بیشتر انسان اشاره کرد .

در واقع فهم انسان ازهستی و مسائل پیرامون آن به مرور زمان کامل تر می شود و هر چه انسان بیشتر و درست تر تفکر کرده و مدلهای ذهنی خود را توسعه دهد ؛سرعت تکامل آن بیشتر می شود .

شاید به همین خاطر است که راسل ایکاف در جایی میگه که در یک محیط پویا ،هیچ مسئله ای به صورت همیشه حل شده باقی نمی ماند.


@IEandManagement
افراد کمی در سال، بیش از دو یا سه بارفکر می کنند ؛ من خودم باهفته‌ای یک بار یا دو بار فکر کردن به شهرت جهانی رسیده‌ام.

جرج برنارد شاو

@IEandManagement
تبدیل Subject به Object و بالعکس یک سیکل بسته است که به مرور زمان و با توسعه مدلهای ذهنی ، بهبود پیدا کرده و کامل تر شده و بر سیکل های سایر موضوعات نیز تاثیر می گذارد .


@IEandManagement
دو قطره آب که بهم نزدیک شوند ، تشکیل یک قطره بزرگتر می دهند...
اما دو تکه سنگ هیچ گاه با هم یکی نمی شوند!

پس هرچه سخت تر و قالبی تر باشیم، فهم دیگران برایمان مشکل تر و در نتیجه امکان بزرگ شدنمان کاهش می یابد...

آب در مقایسه با سنگ در عین نرمی و لطافت ، به مراتب سرسخت تر و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است.

سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد ، اما آب راه خود را به سمت دریا می یابد.

در زندگی ، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را ، در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد...

گاهی لازم است کوتاه بیایی...
گاهی نمی توان بخشید و گذشت ، اما می توان چشمان را بست و عبور کرد...

گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...

گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوزی که نبینی...

ولی با آگاهی و شناخت ، در نهایت بخشیدن را خواهی آموخت.


@IEandManagement
هروقت حس کردید خیلی می‌فهمید؛ یادتون بیاد که ۵ سال پیش هم، همین فکر رو می‌کردید...

ورخاوینسکی


@IEandManagement