صنایع و مدیریت
349 subscribers
285 photos
20 videos
8 files
9 links
گردآوری و تولید محتوا در زمینه توسعه مهارتهای فردی و مدیریت کسب و کارها

ارتباط با ادمین:
@H_Mehrvarz
Download Telegram
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای پانزدهم : تمایل به ریسک صفر (Zero-Risk Bias)

🔻
موقعی که حذف کامل ریسک های کوچک را به کاهش ریسک های بزرگتر ترجیح می دهیم ،اصطلاحاً دچار خطای تمایل به ریسک صفر شده ایم . تحقیقات نشان داده است که وقتی قرار است بین دو حالت کاهش ریسک از مثلاً 3 درصد به صفر و کاهش ریسک از 50 درصد به 20 درصد باهمان شرایط یکسان هزینه ، تصمیم گیری انجام شود ،انسانهای بیشتری تمایل دارند گزینه اول را انتخاب کنند! کمی غیر منطقی و متناقض به نظر می رسد .
به موارد زیر دقت کنید:

1- در سازمانها دیده شده است که وقتی به پرسنل اعلام می شود که بین چند حالت زیر مکانیزم حقوق و دستمزد خود را انتخاب کنید : a) در صورت تحقق فروش به میزان 98 درصد هدف به هر کدام از شما 4 میلیون تومان پاداش تعلق می گیرد و حقوق ثابتی در کار نیست b) در صورت تحقق فروش بیشتر از 60 درصد هدف، میزان پاداش یک میلیون تومان خواهد بود و حقوق ثابت نیز 500 هزار تومان در نظر گرفته خواهد شد؛ c) در غیر دو حالت فقط حقوق ثابت 600 هزار تومان در نظر گرفته خواهد شد؛ اکثر افراد گزینه b را انتخاب می کنند .

2- محققان بر روی مردم یک منطقه که در معرض مرگ و میر ناشی از پشه مالاریا و مارکبری بودند آزمایشی انجام دادند.آنها به مردم اعلام کردند که ما دو نوع ماده شیمیایی داریم و شما فقط می توانید یکی از آنها را انتخاب کنید . اولین ماده باعث می شود که تمام پشه های ناقل مالاریا در سطح منطقه از بین بروند . آنها می دانستند که در آن منطقه هر ساله 12 نفر توسط پشه ها دچار بیماری مالاریا می شوند و فقط دو نفر آنها می میرند . دومین ماده شیمیایی باعث می شد که 75 درصد مارهای کبری در منطقه از بین بروند . همچنین مارهای کبری در آن منطقه هر ساله بین 8 تا 12 نفر را نیش می زدند و باعث مرگ 50 درصد آنان (حدود 5 نفر) می شدند . نتایج نشان داد که بیش از 50 درصد مردم منطقه ترجیح دادند که پشه های مالاریا به طور کامل از بین بروند . این در حالی بود که با بکارگیری ماده شیمیایی دوم در برابر مارهای کبری ، چیزی حدود دو برابر میزان مرگ و میر منطقه کاهش پیدا می کرد .
🔺
انسان ها از عدم قطعیت گریزانند و دنبال اطمینان هستند ، حتی اگر آن اطمینان کمتر مفید بوده و یا آسیب زا باشد .

@IEandManagement
Zero Risk Bias
تمایل به ریسک صفر

توضیحات در پست قبل

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای شانزدهم : خطای نقطه کور (Blind Spot Bias)

🔻
این یک واقعیت پذیرفته شده است که انسانها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودشان می بینند . گرایش به این باور که ما کمتراز دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور می گویند . وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم ، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.

به موارد زیر دقت کنید:

1- اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند ،عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است ! همچنین اغلب افراد ، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند ! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!

2- در تحقیقی که بر روی 600 شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که 85 درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند !

3- نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود ، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحتها گوش بدهند ، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!

4- اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی ویا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف ، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست !
🔺
@IEandManagement
Blind Spot Bias
خطای نقطه کور

توضیحات در پست قبل

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای هفدهم : همه یا هیچ (All or Nothing Bias)

🔻
به مثالهای زیر دقت کنید:

1- احتمالاً شما هم از این دست آدمها دیده اید که وقتی می خواهند چیزی بخرند اینگونه صحبت می کنند: یا گوشی آیفون می خرم و یا اصلاً گوشی نمی خرم ! یا ماشین نمی خرم یا اگر بخرم فقط تویوتا می خرم! یا مسافرت نمی رم یا اگر برم باید مسافرت خارج برم!

2- در سطح جامعه گاهاً این نوع خطا دیده می شود که مثلاً مردم یک شهر را فقط به دو دسته خوب یا بد تقسیم می کنند ؛ یا در حالت افراطی آن فقط به دروغگو یا صادق دسته بندی می کنند . همچنین می توان به این موارد هم اشاره کرد: سیاه یا سفید؛غلط یا درست ، عاقل یا دیوانه ، بیشعور یا با شعور ، با هوش یا کودن ، زیبا یا زشت و ...

3- شخصی را در نظر بگیرید که برای کاهش وزن خود به دکتر تغذیه مراجعه کرده و دکتر برای ایشان برنامه رژیم غذایی در نظر گرفته است . بعد از یکی دو هفته که دقیقاً مطابق برنامه پیش رفته ؛ یکدفعه در یک میهمانی و به اصرار دوستان یک وعده غذای پرچرب و بعد از آن هم بستنی می خورد. بعد از آنکه میهمانی تمام شد و به منزل برگشت، به یکباره ناامید شده و تمام تلاشهایش را در راستای کاهش وزن برباده رفته می بیند و از فردای آن روز دوباره مثل سابق به خوردن ادامه می دهد! در واقع این شخص بین چاقی و لاغری طیفی قائل نیست و به جای آنکه عدد وزن را دریک طیف یا بازه ببیند ،صرفاً نقاط ابتدا و انتهای وزن مورد نظر خود را نگاه می کند !
🔺
در این نوع تفکر قانون "همه یا هیچ " ؛ "این یا آن " حاکم است . به عبارتی افرادی که در معرض این نوع خطا قرار می گیرند ذهن خود را قالب بندی کرده و یک موضوع ، پدیده ، رفتار و ... را کلاً سفید یا سیاه می بینند. از دید این افراد هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست !

@IEandManagement
All or Nothing Bias
تفکر همه یه هیچ

توضیحات در پست قبل

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای هیجدهم : خطای چارچوب گذاری (Framing Bias)

🔻
محققان متوجه شدند که وقتی توضیحات مربوط به گزینه های تصمیم بر اساس سود یا ضرر بیان می شود ، به طور سیستماتیک باعث بروزرفتارهای متفاوتی در انتخاب و تصمیم گیری افراد می شود . به عبارتی ایجاد چارچوب ذهنی مثبت باعث نوعی ازرفتار می شود که متفاوت با چارچوب های منفی است ! این یافته محققان ثابت می کند که وقتی اطلاعات ناقص و یا پیچیده است ، احساسات می تواند در تصمیم گیری نقش داشته باشد .

به موارد زیر دقت کنید:

1- انسانها با به دست آوردن چیزی برای مثال 200 واحد خوشحال می شوند ولی با ازدست دادن همان چیز 400 واحد ناراحت می شوند ! تصور کنید که وقتی تو اداره حتی یک خودکار گم می کنید تا چند روزتو اتاق همکاراتون دنبالش می گردید و به هر خودکار مشابهی ظنین می شوید! قاعدتاً تهیه یک خودکار جدید ، خیلی دردسر ندارد .

2- اکثر فروشنده های ماهر از همین یافته استفاده می کنند و به جای آنکه بگویند " فقط 70 درصد قیمت اصلی رو بپردازید " می گویند " از 30 درصد تخفیف بهره مند شوید " . در حالی که درعالم واقع تفاوتی بین جمله اول و دوم نیست . به عبارتی فروشنده با بیان جمله دوم به صورت ناخودآگاه در ذهن مشتری قالب و چارچوبی مثبت ایجاد می کند که مشتری به راحتی نمی تواند از آن دل بکند!

3- احتمالاً شما هم این داستان را شنیده اید که فرد خسیسی در گودالی افتاده بود و هر چه مردم تقلا می کردند نمی توانستند از گودال درش بیارند ،بعد شخص نکته سنجی رفت و بدون هیچ مشکلی او را از گودال در آورد ! مردم تعجب کردند و ازش پرسیدند : چطوری تونستی نجاتش بدی ؟ در جواب گفت : وقتی شما می خواستید او را از گودال دربیاورید ؛ بهش می گفتید : دستت را بده به ما ، و آن مرد خودداری می کرد اما من گفتم : دستم را بگیر!
🔺
افراد زمانی تمایل بیشتری به ریسک کردن نشان می دهند که احساس کنند در صورت به دست نیاوردن آن فرصت ، زیان می کنند.

@IEandManagement
Framing Bias
خطای چارچوب گذاری

توضیحات در پست قبل

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای نوزدهم : خطای انتساب به خود (Self-Attribution Bias)

🔻
خطای انتساب به خود یک فرآیند شناختی و ادراکی است که در آن افراد تمایل دارند موفقیتهای بدست آمده را به فاکتورهای درونی همانند هوش و استعداد خود نسبت داده و برای شکست ها عوامل بیرونی را سرزنش کنند ویا اینکه خود را بدشانس تلقی کنند .

به موارد زیر دقت کنید:

1- تقریباً در پایان اکثر بازیهای ورزشی، تیمی که شکست می خورد یا تقصیر آن را بر گردن داور مسابقه می اندازد و یا اینکه از وضعیت بد زمین و هتل و ... شکایت دارد و در صورت پیروزی نیز آن را به آمادگی بازیکنان یا تمرینات سخت و منظم خود نسبت می دهد!

2- در سازمانها و ادارت دیده می شود که وقتی مشکل یا قصور یا نتیجه نامطلوبی در سازمان حاصل می شود،هیچ واحدی حاضر نیست مسئولیت آن را بپذیرد و هر واحدی سعی می کند غیر از خود مقصری را پیدا کرده و تقصیر را به گردن آن بیاندازد ! و در زمانی هم که موفقیتی بدست آمده ، تمام سعی مدیران و پرسنل واحدها برآنست که با نسبت دادن آن موفقیت به خود، پاداش بیشتری دریافت کنند!

3- از این قبیل آدمها که خود را بدشانس می دونند هم دیده ایم . بعضی از آنها اعتقاد دارند که هیچ موقع در قرعه کشی بانک برنده نمی شوند و اگر قرار باشد سنگی از آسمان پائین بیاید ، بر سر آنها خواهد افتاد! در واقع اینگونه آدمها وضعیت شان به مراتب بدتر از آنهایی است که دنبال عوامل بیرونی شکست می گردند ، چرا که این دسته ، اساساً و به صورت ریشه ای اعتقادی یا آگاهی به عوامل بیرونی ندارند و نتایج نامطلوب را صرفاً ناشی از بدشانسی می پندارند !
🔺
این خطا بدین معنا نیست که هیچ موقع عامل بیرونی در کسب نتایج نامطلوب دخالت ندارد، بلکه بر این موضوع تاکید می کند که انسانها به صورت طبیعی تمایل دارند ،علتهای شکست را به پارامترهای بیرونی نسبت دهند وممکن است از علتهای درونی غافل بمانند و به گونه ای دیگر بر خطای تائید خود(Self Confirmation Bias) که قبلاً اشاره کردیم ، تاکید کنند .

افرادی که قادر نیستند مسئولیت اشتباهاتشان را بپذیرند ، نمی توانند از اشتباهاتشان درس بگیرند .

@IEandManagement
Self-Attribution Bias

خطای انتساب به خود

افراد موفقیتها را به خود نسبت می دهند و شکستها را به عوامل بیرونی و در مورد دیگران هم دقیقاً برعکس فکر می کنند !

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای بیستم : اثر موهبت یا اعطاء (Endowment Effect)

🔻
اثر موهبت به این واقعیت اشاره دارد که افراد وقتی می خواهند اموال و دارائی های تحت مالکیت خود را به فروش برسانند ، ارزش بیشتری نسبت به زمانی که بخواهند آن ها را خریداری کنند برای آن در نظر می گیرند و پول بیشتری درخواست می کنند و به عبارتی تصور بر اینست که چیزی که هنوزبه مالکیت ما در نیامده ،ارزشش کمتر از مقدار واقعی آنست و بلافاصله بعد از خرید ، ارزش بیشتری برای آن در نظر گرفته می شود !

به موارد زیر دقت کنید:

1- بارها دیده ایم که وقتی کسی می خواهد ماشین یا زمین یا آپارتمانی را بفروشد ، قیمتی بر روی آن می گذارد که بیشتر از قیمت واقعی آنست و وقتی به همان شخص گزینه مشابه ای برای خرید با همان قیمت پیشنهادی خودش معرفی می شود ، دلایل زیادی از جمله کیفیت و موقعیت و ... برای کم ارزش کردن آن گزینه ارائه می دهد!

2- در فروشگاهها و مخصوصاً فروشگاههای پوشاک نیز این مورد مشاهده می شود که فروشنده ها وقتی می خواهند یک لباس یا شلواری را بفروشند قیمتی که به مشتری اعلام می کنند ، بیشتر از مقدار منطقی و معقول آنست و وقتی بهشون اعلام می کنید که چند مغازه بالاتر همین مارک و همین جنس ارزان تره ، دلائل زیادی برای متفاوت جلوه دادن کالای خودشان مطرح می کنند ؛ از جمله کیفیت دوخت و جنس پارچه و ...

🔺
این مورد حتی برای زمانی که بین دو کالای متفاوت، مقایسه انجام می شود نیز صادق است . به عبارتی افراد مایل نیستند ارزش کالاهای تحت مالکیت خود را حتی زمانی که با کالاهای متفاوت تر با ارزش تر مقایسه می شوند، کمتر در نظر بگیرند !

@IEandManagement
Endowment effect
اثر موهبت یا اعطا

افراد ارزش بیشتری برای دارایی‌های خودشان نسبت به دارایی‌های دیگران قایل هستند.

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای بیست و یکم : حسابداری ذهنی (Mental Accounting Bias)

🔻
به موارد زیر دقت کنید:

۱- شخصي يک دست کت و شلوار را به قيمت 500 هزار تومان در يک فروشگاه مي‌پسندد، اما او به دليل اينکه احساس مي‌کند خريد نامعقول است از خريد آن منصرف مي‌شود. ماه بعد همین کت و شلوار را از همسرش به عنوان هديه تولد دريافت مي‌کند. او و همسرش حساب‌ بانکي مشترک دارند با اين وجود شخص احساس رضايت کامل دارد!

۲-شخص دیگری ماهانه مبلغ 200000 تومان قسط دارد که باید به بانک بپردازد،از طرفی یک مقدار وام از اداره محل کارش گرفته که ماهانه به صورت قسطی 200000 تومان از حقوق وی کسر می کنند. در پایان ماه قسطی که توسط اداره از حقوق این شخص کسر می‌شود ،برایش بار روانی منفی ندارد و آن را ناچیز می داند، بیشتر درگیری ذهنی وی متوجه قسط بانک است!

۳-چند وقتی است همسرتان به شما گیرداده که ماشین ظرفشویی یا یخچال ساید بای ساید برای منزل بخرید، با اینکه پول کافی دارید به بهانه های مختلف از خرید آن طفره می روید. بعد از دوماه یک پول بادآورده گیرتان می آید! (مثلاً پاداش دریافت می کنید) همسرتان را سورپرایز می کنید، علاوه بر خرید یخچال ، ماشین ظرفشویی ، مقداری طلا و جواهر هم برایش می خرید و برای شام به رستوران دعوت می کنید!

حسابداری ذهنی به زبان ساده یعنی انسانها در مبادلات اقتصادی که خودشان در آن نقش مستقیم دارند و باید از درآمدشان هزینه کنند، از بیشترین میزان منطق استفاده می کنند و بر اساس سبک و سطح زندگی شان پول خرج می کنند و در نقش های غیرمستقیم ، جنبه های احساسی ، دخالت عجیبی در گمراهی و قانع کردن ذهن و توجیه رفتارهای مالی دارند، این در حالیست که شرایط در هر دو موقعیت(نقش مستقیم و غیرمستقیم) تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد!

در مثال اول تحلیل حسابداری ذهنی به این صورت است که شخص در ذهن خود این تصور را دارد که اگر خودش کت و شلوار را خریداری می کرد علاوه بر 500 هزار تومان، هزینه ذهنی و اجتماعی ولخرج بودن را نیز پرداخت می کرد. درصورتی که دلیل هدیه تولد، دلیل قابل قبولی برای احساس رضایت کامل می باشد!

سعی کنید مثال ۲, ۳ را تحلیل کنید.
🔺

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری، انتخاب و قضاوت

خطای بیست و دوم : سوگیری پس نگر (Hindsight Bias)

🔻
تمایل ناآگاهانه افراد به درک واقعه به عنوان یک رویداد قابل پیش بینی بعد از وقوع رویداد را سوگیری پس نگر می گویند . به عبارتی وقتی رویدادی اتفاق افتاد ، مردم سعی دارند آن را به عنوان یک رویداد از قبل قابل پیش بینی تلقی کنند و در بیان علت وقوع رویداد ، تحلیل های به ظاهر منطقی و درستی از آن ارائه دهند! در واقع ذهن تمایل دارد که وقتی رویدادی اتفاق افتاد ، دلیل های به ظاهر منطقی لازم و کافی برای وقوع آن پیدا کرده و احساس کند براحتی می توانسته آن را از قبل پیش بینی کند ! در حالیکه عملاً قبل از وقوع رویداد ، امکان دستیابی به آن دلائل و پیش بینی واقعه براحتی ممکن نبوده است.

به موارد زیر دقت کنید:

1- موقعی که یک مسابقه فوتبال به پایان می رسد و یکی از دو تیم شکست می خورد ، تقریباً اغلب افراد در گروههای چند نفری شروع به پیدا کردن دلائل شکست می کنند و هر کسی از زاویه دید خودش مواردی از علت شکست را بیان می کند که قبل از بازی ممکن است به آنها فکرهم نکرده باشد و حتی ممکن است تا قبل از شروع بازی به برد تیم محبوب خود امیدوارهم بوده باشد ! به عنوان مثال یکی میگه " آره دیگه وقتی مربی به بازیکن خارجی اعتقاد نداره ، همین میشه! " یا اون یکی میگه "کلاً سیستم 4-4-2 برای این تیم جواب نمیده ما باید بریم سمت 3-5-2 ، راه دیگه ای نداریم !"

2-سریال هرکول پوارو را بیاد بیاورید؛ برای بسیاری از ما پیش می آمد که وقتی در پایان مشخص می شد، قاتل چه کسی بوده است ؛ به راحتی فراموش می کردیم که در حین تماشای سریال ما به افراد دیگری به عنوان قاتل ظنین می شدیم و اتفاقاً وقتی سریال به پایان می رسید و شخصیت ها و رفتارهایشان را بازنگری می کردیم ، کاملاً معتقد می شدیم که غیر از اون قاتل واقعی کس دیگری نمی توانسته مرتکب قتل شده باشد ! و به راحتی برداشتهای قبلی خود را که فراموش کرده بودیم ، نقض می کردیم ! به عبارتی ممکن است در حین تماشای سریال با خود می گفتیم که همه سریال رو می توانم پیش بینی کنم ولی در واقع احتمالاً مرتکب اشتباه شده باشید .
🔺
محققان معتقدند که سه مولفه کلیدی باعث بوجود آمدن این سوگیری می شود: اول اینکه : مردم تمایل دارند که پیش بینی های قبلی خود را تحریف و یا فراموش کنند ! به عبارتی موقعی که پیش بینی هایشان قبل از وقوع رویداد را گوشزد می کنید،سعی می کنند آنها را تحریف کنند و اعلام کنند منظورشان این نبوده است ! دوم اینکه موقع ارزیابی رویدادی که اتفاق افتاده است ، مردم تمایل دارند وقوع آن را امری عادی و اجتناب ناپذیر جلوه دهند ! وسوم اینکه مردم تمایل دارند ثابت کنند قدرت پیش بینی رویدادها و حوادث را دارند !

@IEandManagement
Hindsight Bias
سوگیری پس نگر

افراد تمایل دارند وقوع رویداد را قابل پیش بینی قلمداد کرده و اعلام کنند دلائل وقوع آن را از قبل می دانستند!

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری، انتخاب و قضاوت

خطای بیست و سوم : اثر عدم اجماع (False-Consensus Effect)

🔻
اثرعدم اجماع یک نوع خطای شناختی است که درآن افراد فکر می کنند اکثریت افراد جامعه با باورها، اعتقادات ، رفتارها ، نگرش وارزشهای آنها موافقند . به عبارتی مردم فکر می کنند که ارزش ها ،باورها و نظرات آنها نرمال است . این سوگیری باعث می شود که فرد فکر می کند هرکس دیگری با وی موافق است و گاهاً باعث می شود فرد به اشتباه به نظرات خود بیش از حد بها بدهد .
به عنوان مثال برنامه نود یا یک برنامه دیگر تلویزیونی را در نظر بگیرید . وقتی سئوالی با این مضمون پرسیده می شود که بهترین گزینه ممکن کدام است و شما مثلاً گزینه 3 را پیامک می کنید . ناخودآگاه فکر می کنید که اکثریت افراد نیز گزینه 3 را پیامک می کنند و همین انگیزه باعث می شود تا پایان برنامه منتظر بمانید تا نتیجه را ببینید .

🔺
@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری، انتخاب و قضاوت

خطای بیست و چهارم : سوگیری در توجه (Attentional Bias)

🔻
گونه‌ای ازسوگیری‌های شناختی است که فرد به صورت غیرارادی توجه ویژه‌ای به یک محرک خاص و یا یک نشانه حسی دارد. چنین سوگیری‌هایی معمولاً به قضاوت ضعیف و نادرست و یا یادآوری ناقص از یک واقعه خاص می‌انجامند. از پیامدهای این سوگیری می‌توان، ضعف در تصمیم‌گیری منطقی و گرایش به یک و یا چند مشخصه از کل مشخصه‌های یک پدیده را نام برد.

به موارد زیر دقت کنید:

1- شخصی که به ظاهر و لباس خود زیاد اهمیت می دهد ، توجه بیشتری به لباس و ظاهر افراد می کند و چه در محل کار و چه در اجتماع و ... بیشتر تمرکز خود را صرف لباس و ظاهر افراد کرده و ممکن است از دیگر جنبه ها غافل بماند .

2- فردی که به بدنسازی علاقه مند می شود وقتی به خیابان می رود سریع دنبال آدمهایی می گردد که هیکل ورزشکاری دارند و به قطر بازوها و شکم و ... توجه می کند . این شخص قبلاً که به بدنسازی علاقه مند نبود ، ممکن است به ندرت متوجه آدم هایی شده باشد که هیکل ورزشکاری داشتند .
🔺

@IEandManagement
كسي كه به بيرون مي نگرد؛خواب است و آن كه درون را مي نگرد؛ آگاه و بيدار است.

كارل گوستاوو يونگ


@IEandManagement
نقشه ذهنی مهمترین خطاهای ذهنی


@IEandManagement
تنها از یک نفر نمی توان سبقت گرفت ؛ از آن کسی که به راه خودش می رود .

مارلون براندو


@IEandManagement
اهمیت فکر کردن بر کسی پوشیده نیست و همواره دعوت به تفکر بیشتر ، همه جا دیده و شنیده می شود. مدتی است به این مساله فکر می کنم که چجوری فکر کنیم؟! آیا اساسا بیشتر فکرکردن بهتر است یا درست فکر کردن؟ یا هردو؟ آیا فکر کردن مهارت است ؟

کم کم دارم به این نتیجه می رسم که حتی فکر کردن هم ساختار دارد و اینکه هر جوری دلت بخواد فکر کنی ، پروسه نتیجه گیری را پر هزینه می کنی!

بگذارید اول فکر کردن را تعریف کنیم:هر چیزی که در دنیای اطراف ما وجود دارد ، object نام دارد مثلا صندلی یک object است. معادل صندلی یا object در ذهن ما نیز وجود دارد که نقشه یا تصویری از آن است و اصطلاحا به آن subject می گویند. فکر کردن یعنی در کنار هم قراردادن یا آرایش subject ها به گونه ایکه تصویری ذهنی ایجاد شود که لزوما در دنیای خارج معادل نداشته باشد.

مشکلی که ما انسانها با آن مواجه هستیم آنست که مغز انسان در حین آنکه بسیار قدرتمند است ، بسیار نیز راحت طلب است و تا جایی که بتواند از تلاش کردن(فکر کردن) طفره می رود. تنها انسانهایی به کمال میرسند که این موجود راحت طلب رو به کار بکشند و اصطلاحا آن را به فکر کردن مجبور کنند. آنوقت است که تازه به قدرت ذهن پی می برند.




@IEandManagement