صنایع و مدیریت
349 subscribers
285 photos
20 videos
8 files
9 links
گردآوری و تولید محتوا در زمینه توسعه مهارتهای فردی و مدیریت کسب و کارها

ارتباط با ادمین:
@H_Mehrvarz
Download Telegram
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای نهم: اثر دارونما (Placebo Effect)

🔻
اثر دارونما فرآیندی است که ازعالم پزشکی الهام گرفته شده و در تصمیم گیری از آن بهره برداری می شود . در واقع این اثر نوع خاصی از فریب ذهن است که در عالم پزشکی و به تشخیص پزشک برای بهبود بیماران از آن بهره برده می شود . اگر فردی تحت درمان قرار گیرد و حال وی بهبود پیدا کند ، ممکن است بدون آنکه خود وی بداند تحت تاثیر اثردارونما قرار گرفته باشد ، بدین صورت که پزشک وی داروهایی که هیچ اثری یا عوارضی نداشته ، را برای وی تجویز کرده و این اطمینان را به بیمار خود داده که حتماً حال وی خوب خواهد شد، در این پروسه اطمینان پزشک به بیمار کمک می کند که در ذهن وی این باور ایجاد شود که سلامتی حاصل خواهد شد .

به مثالهای زیر دقت کنید :

1- چند وقت پیش اپراتور یکی از تجهیزات ، از عملکرد ماشین راضی نبود و مدام اعتراض می کرد که دستگاه خوب کار نمی کنه و فکر می کرد که دور آن زیاده . مدیر فنی هم آدم زرنگی بود و عمداً پشت دستگاه رفت و بدون آنکه به دستگاه دست بزنه، با صدای بلند و با حالتی که مثلاً چون شلوغه و صدام به صدات نمیرسه ، به اپراتور گفت : من دارم ماشین رو تنظیم می کنم ، هر وقت دور آن تنظیم شد ، به من خبر بده! بعد از گذشت یکی دو دقیقه مدیر فنی داد زد ، درست شد؟! اپراتور بیچاره هم که از همه جا بی خبر بود ،گفت : یه ذره دیگه هم کمش کن و این گفت و شنود تا جائی ادامه پیدا کرد که اپراتور با صدای بلند داد زد :" آهان ، الان خوبه ، دیگه بسه ، دست بهش نزن ، بیا بیرون!!! " و مدیر فنی در حالی که خود را خسته و کوفته نشون می داد ، با دستمال کهنه گریس آلود در دست، از پشت دستگاه خارج شد! هر تصمیم دیگرغیر از این باعث می شد که دستگاه از تنظیم خارج شود!

2-احتمالاً شما هم از این نوع فیلمها دیدید که طرف مشکوک به یک بیماری خاصه و در آزمایشگاه به دلیل یک اشتباه، جای نمونه آزمایش عوض میشه و دکتر به مریض میگه که تو هیچی ات نیست و کاملاً سالمی و طرف بدون آنکه ،کوچکترین نگرانی داشته باشه ، با خوشی و صفا و صمیمیت زندگی ش رو ادامه میده . (در عالم واقع،بسیاری از بیمارن خاص توانستند با قدرت ذهن، بهبود پیدا کنند . )

3-بعضی از مردم تبحر خاصی در استفاده از این مهارت ، علی الخصوص در جذب اطلاعات منفی دارند! به عنوان مثال کافیه در اخبار بشنوند که بیماری افسردگی در حال افزایش است ، زمین و زمان رو بهم می زنند تا ثابت کنند افسرده هستند! یا زوجی که شنیدند که طلاق رو به افزایش است، ساعتها می نشینند ،گفتگو می کنند تا به این مضمون برسند که : ما با هم تفاهم نداریم ! فقط داریم با هم زندگی می کنیم! در حالی که واقعاً قبل ازشنیدن اخبار طلاق ، زندگی خوبی داشتند.
🔺

قدرت ذهن را در رسیدن به اهداف یا شکست فراموش نکنیم . می توانید مثبت فکر کنید، می توانید منفی فکر کنید ، در هر صورت اختیار با خودتان است .

@IEandManagement
Placebo Effect

اثر دارونما

@IEandManagement
فکرکردن سخته، به همین خاطر اکثر مردم قضاوت می کنند.

کارل گوستاوو یونگ

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای دهم: تمایل به آخرین اطلاعات (Recency Bias)

🔻
تمایل به آخرین اطلاعات ، یک خطای ذهنی است که با وقوع آن افراد ناخواسته به آخرین اطلاعات ، برداشتها ، دانسته ها ، استدلال ها و واکنش ها تمایل پیدا کرده و وزن و اهمیت بیشتری به آنها می دهند و بر همان اساس نیز واکنش نشان داده و تصمیم می گیرند .
به مثالهای زیر دقت فرمائید :

1- قصد خرید گوشی موبایل دارید ، بعد از کلی تحقیق ، جستجو در اینترنت ، بررسی سایتهای مرتبط و مطالعه نظرات کاربران به این نتیجه می رسید که گوشی X مناسب است . دست برقضا یکی از همکاران شما مطلع می شود که شما می خواهید گوشی X بخرید و ایشان نیز قبل از شما گوشی X را خریداری کرده و به شدت از آن ناراضی است ! اطلاعاتی که ایشان به شما می دهند ،براحتی تمام تحقیق ها و جستجوی های شما را مخدوش کرده و شما به این نتیجه می رسید که خوب شد نخریدید! این در حالیست که نظرات تعداد زیادی از کاربران در مورد آن گوشی مثبت بود . چه اتفاقی افتاد که باعث شد شما نظرمنفی یک نفر را بر نظرمثبت بقیه ترجیح بدید؟


2- اخیراً با یک نفر آشنا شدید که دیدگاهها و نظراتش برای شما جالب است و بعنوان مثال شما را با موضوع تفکر سیستمی آشنا می کند و مثالهای جالبی در این زمینه برای شما بازگو می کند . از فردای آن روز همه مسائل را از زاویه دید تفکر سیستمی نگاه می کنید و سعی می کنید این نوع نگرش را در تصمیم هایتان لحاظ کنید و درباره آن با همه صحبت می کنید! بعد از گذشت یکی دو هفته ، آن را به فراموشی می سپارید!

3- در طول چند سال اخیر به دلیل احترام به قوانین و رعایت قوانین راهنمائی و رانندگی جریمه نشدم . در واقع با خودم عهد بستم که یک شهروند قانون مدار باشم . یک دفعه به دلیل عجله ای که داشتم ، فراموش کردم که کمربند ایمنی را ببندم و به همین خاطر در اتوبان جریمه شدم . بلافاصله بعد از دریافت برگ جریمه ، چنان با سرعت و بدون کمربند طی مسیر می کنم که فراموش می کنم من چه راننده متعهدی بودم ! همه دستاوردهای خودم در این زمینه را زیر سئوال بردم!
🔺
اهمیت دادن به آخرین اطلاعات ، همیشه بد نیست و در موارد زیادی همچون بررسی روند فروش ، نرخ تورم ، نرخ بهره ، نرخ ارز و ... خیلی هم خوب است . در واقع این نوع خطا زمانی موضوعیت پیدا می کند که بعد زمان ، چندان نقشی در تصمیم گیری نداشته باشد .
@IEandManagement
Recency Bias

خطای تمایل به آخرین اطلاعات


@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای یازدهم: تمرکزبرنکات برجسته (Salience Bias)

🔻
تمایل افراد به تمرکز و قضاوت در مورد یک شخص یا وضعیت ، براساس ویژگیهای برجسته و صفات موجود آن شخص یا وضعیت را خطای تمرکز بر نکات برجسته می گویند .
به مثالهای زیر دقت کنید:

1- تصور کنید که یک نفر تازه در سازمان شما استخدام شده باشد. بعد از گذشت چندماه مدیرعامل شرکت ازهمکاران در مورد نحوه برخورد و رفتار آن شخص سئوال می کند . در چنین مواقعی بقیه همکاران اغلب صفات قابل مشاهده و نکات برجسته وی را بیان می کنند و ذهن مدیرعامل ناخواسته بر آن ویژگیها متمرکز می شود وممکن است در آینده دلیل رفتارهای آن شخص را به همان ویژگیهای برجسته ثبت شده در ذهن خود نسبت دهد!

2- شخصی که در تلویزیون خبر وقوع رفتارهای خشونت آمیزدر شهر محل سکونتش را می بیند ، ناخواسته تحت تاثیر آن خبر قرار گرفته و موقع بیرون رفتن از منزل ، خود را آسیب پذیرتر از قبل می بیند . این در حالیست که به ندرت امکان دارد احتمال وقوع چنین حوادثی نسبت به قبل تغییر کرده باشد.

3- بسیاری از کودکان و حتی تعدادی از بزرگسالان! ازتنهایی رفتن به اتاق تاریک یا کوچه تاریک می ترسند . در واقع تاریکی ، عدم شفافیت و ابهام در محیط را با خود به همراه دارد و ذهن انسان از ابهام نگران و گریزان است . این نوع نگرانی و ترس به عنوان نکات برجسته پدیده تاریکی در ذهن ثبت شده و به محض قرارگیری در همان وضعیت ، دوباره توسط ذهن فراخوانی می شود .

4- در مقوله ازدواج بسیاری از جوانان صرفاً بر اساس وضعیت ظاهری و وضعیت مالی طرف مقابل ، زوج خود را انتخاب می کنند و تصمیم به ازدواج می گیرند! جای بسی تعجب است که بسیاری از جوانان حتی از این هم فراتر رفته و به صورت مجازی و از طریق چت اینترنتی عاشق می شوند وتصمیم به ازدواج می گیرند وهمان وضعیت ظاهری و مادی نیز ملاک انتخابشان نیست!
🔺
تمایل به تمرکز بر نکات برجسته می تواند منجر به برداشتهای نادرست ، پیش داوری ها و قضاوتهای سطحی در مورد افراد، وضعیت ها و پدیده ها شود . هرگز نمی توان از روی ظاهر و یا حتی آگاهی از تعدادی نکات برجسته در مورد یک شخص یا یک وضعیت یا یک پدیده نظر قطعی داد و تصمیم گرفت .

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای دوازدهم: برداشت انتخابی (Selective Perception)

🔻
به مثالهای زیر دقت کنید:

1- احتمالاً برای شما هم پیش آمده که وقتی به یک صحنه تصادف می رسید و از حاضران و شاهدان در مورد چگونگی وقوع تصادف سئوال می پرسید ، هر کسی یه چیزی میگه ویک گوشه ای از ماجرا را برای شما توصیف می کنه! در همان مدت کوتاه تناقضات زیادی از حرف های حاضران براتون بوجود میاد! در واقع ذهن انسانها بسیاری از واقعیت ها را فیلتر می کند و آن جوری که دوست دارد بازسازی صحنه تصادف را انجام می دهد نه آنگونه که واقعاً تصادف اتفاق افتاده !
حتی بعد از شنیدن حرف ها و نظرات افراد و در زمان ادامه مسیر، خود شما هم آنگونه که دوست دارید ، صحنه تصادف را در ذهن خود بازسازی می کنید ! بستگی دارد که چه جوری با روحیات شما سازگار باشد!!


2- وقتی از افرادی که از سفر خارج برگشتند در مورد فرهنگ و وضعیت کشورخارج سئوال پرسیده می شود، اغلب، افراد جانب انصاف را رعایت نمی کنند و در مورد خوبی های آن کشورها بزرگنمائی کرده و حتی الامکان در مورد ناملایمات آنجا سخنی به میان نمی آورند ! تو گوئی آنجا نه خلافی هست ، نه جرمی هست و نه ناهنجاری! در واقع تمایل به ایجاد خودآگاه یا ناخودآگاه حسادت در دیگران و جبران کمبودها (پیش زمینه ها و پارامترهای شخصیتی) ، ذهن اینگونه افراد را وادار به خطای برداشت انتخابی می کند .

3- مغز انسان به طور طبیعی روزانه دهها و صدها بار به صورت انتخابی مسائل پیرامون خود را فیلتر ، تفسیر و تحلیل می کند . به عنوان مثال شما در طول رانندگی به بسیاری از مسائل پیرامون جاده توجه نمی کنید یا در زمان گفتگو با یک شخص دیگر بیشتر بر معانی و منظورصحبتهای وی تمرکز می کنید و نه بررنگ لباس و کفش ایشان. مگر آنکه مشخصاً بخواهید در مورد لباس و کفش وی صحبت کنید .
🔺

انتخاب ، سازماندهی ، تفسیر وقایع و اتفاقات بر اساس انگیزه ها ، پیش زمینه ها ، تجربیات ، فهم ، دانش و دیگر زمینه های شخصیتی افراد را خطای برداشت (درک) انتخابی می گویند .


@IEandManagement
Selective Perception

خطای برداشت (درک) انتخابی

توضیحات در پست قبلی

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای سیزدهم : استریوتایپ (Stereotyping Bias)

🔻
به مثالهای زیر دقت کنید:

1- احتمالاً شما هم در کوچه و بازار و تاکسی و محل کار و شبکه های اجتماعی و غیره و غیره دیدید و شنیدید که مثلاً تهرانی ها همشون فلان جورین یا اصفهانیها اون جوریند ،شیرازیها اینجورین و برای همه مردمان کشورها ، شهرها ، قوم ها و ... برچسبی معمولاً منفی می چسبانند !

2- وقتی در تاکسی نشستید و می بینید که یک جائی ترافیک شدیدی بوجود آمده و خیابان قفل شده است ، یکی از اعضای حاضر در تاکسی میگه حتماً باز دوباره یک خانومی تصادف کرده و خیابون رو بند آورده ! اه ! زن ها اصلاً بلد نیستند رانندگی کنند ! معلوم نیست کی به اینها گواهینامه داده ! و ... و متاسفانه احتمالاً بقیه هم با لبخند آن حرفها را تائید کنند!

3- چند نفر خانم در یکجائی نشستند و دارند در مورد روانشناسی مردها صحبت می کنند ! یکی میگه مردها همشون یک جورن ، تا براشون بچه نیاری ، بهت محل نمیذارن ! اون یکی میگه مشکل این نیست ، مشکل اینه که مردها اصلاً احساس ندارند ، یه دونه تلویزیون که اخبار و فوتبال پخش کنه ، بسشونه ! و ...
🔺
تمایل به طبقه بندی و قضاوت در مورد یک شخص یا گروه بر اساس کشور، شهر، قومیت ،زبان ، نژاد ،مذهب ،جنس و ... را خطای ذهنی استریوتایپ می گویند .

@IEandManagement
Stereotyping Bias
خطای استریوتایپ

توضیحات در پست قبلی

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای چهاردهم : بازماندگی (Survivorship Bias)

🔻
تمایل به تمرکز بر افراد موفق در یک حوزه خاص و سعی در یادگیری و اجرای استراتژی ها و تاکتیک های بکارگرفته شده توسط آنها و فراموش کردن این نکته که افراد زیادی همان استراتژی ها و تاکتیک ها را به کار گرفته اند ولی شکست خورده اند . در واقع این خطا باعث می شود که به اشتباه بیش از حد برای استراتژی ها و تاکتیک های به کارگرفته شده توسط یک فرد موفق (بازمانده) ارزش قائل شویم و ازاین نکته غافل شویم که همان استراتژی ها و تاکتیک ها برای بسیاری از مردم کار نمی کند.

به مثالهای زیر دقت کنید:

1- همه ما از این دست جملات در رسانه ها و شبکه های اجتماعی دیده و یا شنیده ایم :" 8 کاری که هر روز افراد موفق انجام می دهند " ، " 20 عادت زندگی ثروتمندان " ، " استراتژی گوگل یا مایکروسافت در تبلیغات" ، " بهترین نصیحت ریچارد برانسون تاکنون"

2- این موارد را هم دیده ایم: بیل گیتس ، ریچارد برانسون و مارک زاکربرگ از مدرسه اخراج شدند و میلیاردر شدند ! شما برای موفقیت به مدرسه نیازی ندارید!! برای کارآفرین شدن نباید وقتتان را در کلاس تلف کنید !! کافی است شروع کنید !! کاملاً ممکن است که برانسون و بیل گیتس و زاکربرگ علیرغم مسیر انتخابی خودشان موفق شده باشند ولی انتخاب همان مسیرها الزاماً دلیل بر موفقیت نیست . به ازای هر یک برانسون و گیتس و زاکربرگ هزاران کارآفرین با پروژه های شکست خورده و بدهی های سنگین بانکی و... وجود دارد . خطای بازماندگی نمی گوید که یک استراتژی برای شما جواب نمی دهد ، بلکه می گوید واقعاً معلوم نیست که همان استراتژی برای همه جواب بدهد ؛ به عبارتی شرایط به کارگیری استراتژی ها لزوماً و همیشه ثابت نیست .
🔺
وقتی افراد موفق در خاطره ها می مانند و افراد شکست خورده فراموش می شوند ، خیلی سخت میشه گفت که یک استراتژی خاص باعث موفقیت شده است .

@IEandManagement
Survivorship Bias
خطای بازماندگی

توضیحات در پست قبلی

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای پانزدهم : تمایل به ریسک صفر (Zero-Risk Bias)

🔻
موقعی که حذف کامل ریسک های کوچک را به کاهش ریسک های بزرگتر ترجیح می دهیم ،اصطلاحاً دچار خطای تمایل به ریسک صفر شده ایم . تحقیقات نشان داده است که وقتی قرار است بین دو حالت کاهش ریسک از مثلاً 3 درصد به صفر و کاهش ریسک از 50 درصد به 20 درصد باهمان شرایط یکسان هزینه ، تصمیم گیری انجام شود ،انسانهای بیشتری تمایل دارند گزینه اول را انتخاب کنند! کمی غیر منطقی و متناقض به نظر می رسد .
به موارد زیر دقت کنید:

1- در سازمانها دیده شده است که وقتی به پرسنل اعلام می شود که بین چند حالت زیر مکانیزم حقوق و دستمزد خود را انتخاب کنید : a) در صورت تحقق فروش به میزان 98 درصد هدف به هر کدام از شما 4 میلیون تومان پاداش تعلق می گیرد و حقوق ثابتی در کار نیست b) در صورت تحقق فروش بیشتر از 60 درصد هدف، میزان پاداش یک میلیون تومان خواهد بود و حقوق ثابت نیز 500 هزار تومان در نظر گرفته خواهد شد؛ c) در غیر دو حالت فقط حقوق ثابت 600 هزار تومان در نظر گرفته خواهد شد؛ اکثر افراد گزینه b را انتخاب می کنند .

2- محققان بر روی مردم یک منطقه که در معرض مرگ و میر ناشی از پشه مالاریا و مارکبری بودند آزمایشی انجام دادند.آنها به مردم اعلام کردند که ما دو نوع ماده شیمیایی داریم و شما فقط می توانید یکی از آنها را انتخاب کنید . اولین ماده باعث می شود که تمام پشه های ناقل مالاریا در سطح منطقه از بین بروند . آنها می دانستند که در آن منطقه هر ساله 12 نفر توسط پشه ها دچار بیماری مالاریا می شوند و فقط دو نفر آنها می میرند . دومین ماده شیمیایی باعث می شد که 75 درصد مارهای کبری در منطقه از بین بروند . همچنین مارهای کبری در آن منطقه هر ساله بین 8 تا 12 نفر را نیش می زدند و باعث مرگ 50 درصد آنان (حدود 5 نفر) می شدند . نتایج نشان داد که بیش از 50 درصد مردم منطقه ترجیح دادند که پشه های مالاریا به طور کامل از بین بروند . این در حالی بود که با بکارگیری ماده شیمیایی دوم در برابر مارهای کبری ، چیزی حدود دو برابر میزان مرگ و میر منطقه کاهش پیدا می کرد .
🔺
انسان ها از عدم قطعیت گریزانند و دنبال اطمینان هستند ، حتی اگر آن اطمینان کمتر مفید بوده و یا آسیب زا باشد .

@IEandManagement
Zero Risk Bias
تمایل به ریسک صفر

توضیحات در پست قبل

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای شانزدهم : خطای نقطه کور (Blind Spot Bias)

🔻
این یک واقعیت پذیرفته شده است که انسانها خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودشان می بینند . گرایش به این باور که ما کمتراز دیگران دچارخطا می شویم را خطای نقطه کور می گویند . وقتی نمی توانیم خطاهای خود را ببینیم ، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما آسیب زا بوده و اثرات منفی به دنبال داشته باشد.

به موارد زیر دقت کنید:

1- اغلب مردم فکر می کنند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند ،عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است ! همچنین اغلب افراد ، دیدن خطاهای دیگران را دوست دارند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش و ذکاوت خودشان می دانند ! و غافل از آنند که خودشان هم برای بقیه جزو دیگرانند!

2- در تحقیقی که بر روی 600 شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که 85 درصد افراد خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض خطا می دیدند !

3- نتایج تحقیقات به این نکته جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد خاطی تشریح می شود ، مقاومت در برابر پذیرش خطا از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصیحتها گوش بدهند ، در نقش والد قرار گرفته و نصیحت نیز می کنند!

4- اگر دقت کرده باشید در بسیاری از کشمکش های خیابانی ویا تصادفات شهری هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و در واقع دقیقاً بدلیل بروز همین خطا از سوی دو طرف ، کسی حاضر به پذیرش قصور نیست !
🔺
@IEandManagement
Blind Spot Bias
خطای نقطه کور

توضیحات در پست قبل

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای هفدهم : همه یا هیچ (All or Nothing Bias)

🔻
به مثالهای زیر دقت کنید:

1- احتمالاً شما هم از این دست آدمها دیده اید که وقتی می خواهند چیزی بخرند اینگونه صحبت می کنند: یا گوشی آیفون می خرم و یا اصلاً گوشی نمی خرم ! یا ماشین نمی خرم یا اگر بخرم فقط تویوتا می خرم! یا مسافرت نمی رم یا اگر برم باید مسافرت خارج برم!

2- در سطح جامعه گاهاً این نوع خطا دیده می شود که مثلاً مردم یک شهر را فقط به دو دسته خوب یا بد تقسیم می کنند ؛ یا در حالت افراطی آن فقط به دروغگو یا صادق دسته بندی می کنند . همچنین می توان به این موارد هم اشاره کرد: سیاه یا سفید؛غلط یا درست ، عاقل یا دیوانه ، بیشعور یا با شعور ، با هوش یا کودن ، زیبا یا زشت و ...

3- شخصی را در نظر بگیرید که برای کاهش وزن خود به دکتر تغذیه مراجعه کرده و دکتر برای ایشان برنامه رژیم غذایی در نظر گرفته است . بعد از یکی دو هفته که دقیقاً مطابق برنامه پیش رفته ؛ یکدفعه در یک میهمانی و به اصرار دوستان یک وعده غذای پرچرب و بعد از آن هم بستنی می خورد. بعد از آنکه میهمانی تمام شد و به منزل برگشت، به یکباره ناامید شده و تمام تلاشهایش را در راستای کاهش وزن برباده رفته می بیند و از فردای آن روز دوباره مثل سابق به خوردن ادامه می دهد! در واقع این شخص بین چاقی و لاغری طیفی قائل نیست و به جای آنکه عدد وزن را دریک طیف یا بازه ببیند ،صرفاً نقاط ابتدا و انتهای وزن مورد نظر خود را نگاه می کند !
🔺
در این نوع تفکر قانون "همه یا هیچ " ؛ "این یا آن " حاکم است . به عبارتی افرادی که در معرض این نوع خطا قرار می گیرند ذهن خود را قالب بندی کرده و یک موضوع ، پدیده ، رفتار و ... را کلاً سفید یا سیاه می بینند. از دید این افراد هر چیز کمتر از کامل ، شکست بی چون و چراست !

@IEandManagement
All or Nothing Bias
تفکر همه یه هیچ

توضیحات در پست قبل

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای هیجدهم : خطای چارچوب گذاری (Framing Bias)

🔻
محققان متوجه شدند که وقتی توضیحات مربوط به گزینه های تصمیم بر اساس سود یا ضرر بیان می شود ، به طور سیستماتیک باعث بروزرفتارهای متفاوتی در انتخاب و تصمیم گیری افراد می شود . به عبارتی ایجاد چارچوب ذهنی مثبت باعث نوعی ازرفتار می شود که متفاوت با چارچوب های منفی است ! این یافته محققان ثابت می کند که وقتی اطلاعات ناقص و یا پیچیده است ، احساسات می تواند در تصمیم گیری نقش داشته باشد .

به موارد زیر دقت کنید:

1- انسانها با به دست آوردن چیزی برای مثال 200 واحد خوشحال می شوند ولی با ازدست دادن همان چیز 400 واحد ناراحت می شوند ! تصور کنید که وقتی تو اداره حتی یک خودکار گم می کنید تا چند روزتو اتاق همکاراتون دنبالش می گردید و به هر خودکار مشابهی ظنین می شوید! قاعدتاً تهیه یک خودکار جدید ، خیلی دردسر ندارد .

2- اکثر فروشنده های ماهر از همین یافته استفاده می کنند و به جای آنکه بگویند " فقط 70 درصد قیمت اصلی رو بپردازید " می گویند " از 30 درصد تخفیف بهره مند شوید " . در حالی که درعالم واقع تفاوتی بین جمله اول و دوم نیست . به عبارتی فروشنده با بیان جمله دوم به صورت ناخودآگاه در ذهن مشتری قالب و چارچوبی مثبت ایجاد می کند که مشتری به راحتی نمی تواند از آن دل بکند!

3- احتمالاً شما هم این داستان را شنیده اید که فرد خسیسی در گودالی افتاده بود و هر چه مردم تقلا می کردند نمی توانستند از گودال درش بیارند ،بعد شخص نکته سنجی رفت و بدون هیچ مشکلی او را از گودال در آورد ! مردم تعجب کردند و ازش پرسیدند : چطوری تونستی نجاتش بدی ؟ در جواب گفت : وقتی شما می خواستید او را از گودال دربیاورید ؛ بهش می گفتید : دستت را بده به ما ، و آن مرد خودداری می کرد اما من گفتم : دستم را بگیر!
🔺
افراد زمانی تمایل بیشتری به ریسک کردن نشان می دهند که احساس کنند در صورت به دست نیاوردن آن فرصت ، زیان می کنند.

@IEandManagement
Framing Bias
خطای چارچوب گذاری

توضیحات در پست قبل

@IEandManagement
خطاهای ذهنی در تصمیم گیری

خطای نوزدهم : خطای انتساب به خود (Self-Attribution Bias)

🔻
خطای انتساب به خود یک فرآیند شناختی و ادراکی است که در آن افراد تمایل دارند موفقیتهای بدست آمده را به فاکتورهای درونی همانند هوش و استعداد خود نسبت داده و برای شکست ها عوامل بیرونی را سرزنش کنند ویا اینکه خود را بدشانس تلقی کنند .

به موارد زیر دقت کنید:

1- تقریباً در پایان اکثر بازیهای ورزشی، تیمی که شکست می خورد یا تقصیر آن را بر گردن داور مسابقه می اندازد و یا اینکه از وضعیت بد زمین و هتل و ... شکایت دارد و در صورت پیروزی نیز آن را به آمادگی بازیکنان یا تمرینات سخت و منظم خود نسبت می دهد!

2- در سازمانها و ادارت دیده می شود که وقتی مشکل یا قصور یا نتیجه نامطلوبی در سازمان حاصل می شود،هیچ واحدی حاضر نیست مسئولیت آن را بپذیرد و هر واحدی سعی می کند غیر از خود مقصری را پیدا کرده و تقصیر را به گردن آن بیاندازد ! و در زمانی هم که موفقیتی بدست آمده ، تمام سعی مدیران و پرسنل واحدها برآنست که با نسبت دادن آن موفقیت به خود، پاداش بیشتری دریافت کنند!

3- از این قبیل آدمها که خود را بدشانس می دونند هم دیده ایم . بعضی از آنها اعتقاد دارند که هیچ موقع در قرعه کشی بانک برنده نمی شوند و اگر قرار باشد سنگی از آسمان پائین بیاید ، بر سر آنها خواهد افتاد! در واقع اینگونه آدمها وضعیت شان به مراتب بدتر از آنهایی است که دنبال عوامل بیرونی شکست می گردند ، چرا که این دسته ، اساساً و به صورت ریشه ای اعتقادی یا آگاهی به عوامل بیرونی ندارند و نتایج نامطلوب را صرفاً ناشی از بدشانسی می پندارند !
🔺
این خطا بدین معنا نیست که هیچ موقع عامل بیرونی در کسب نتایج نامطلوب دخالت ندارد، بلکه بر این موضوع تاکید می کند که انسانها به صورت طبیعی تمایل دارند ،علتهای شکست را به پارامترهای بیرونی نسبت دهند وممکن است از علتهای درونی غافل بمانند و به گونه ای دیگر بر خطای تائید خود(Self Confirmation Bias) که قبلاً اشاره کردیم ، تاکید کنند .

افرادی که قادر نیستند مسئولیت اشتباهاتشان را بپذیرند ، نمی توانند از اشتباهاتشان درس بگیرند .

@IEandManagement