مهارتهایی که هر کسی در هر شغلی به آنها نیاز دارد
🔻
8-مهارت یادگیری
همه ما روزانه در معرض دهها و صدها نوع اطلاعات قرار داریم. اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که در کانال های زیادی عضو می شوند و بدون خواندن پستها آن ها را برای مطالعه در آینده نگه می دارند و یا اگر تنوع کانالها حداکثر به دو یا سه نوع محدود نمی شوند ، بدانید که برای یادگیری برنامه ای ندارید و فقط دارید وقتتان را تلف می کنید!
اگر برای مکانیزم انتخاب و سپس یادگیری مطالب فکری نکنیم ، به زودی عین طوطی های سخنگویی می شویم که بدون درک عمیق دانسته ها هر جا که رسیدیم ، فقط تکرار می کنیم! در واقع پر بیراه نیست اگر بگوییم یادگیری اگر هوشمندانه اتفاق نیافتد ، عمر گران ، ارزان از دست رفته است.
باید یاد بگیریم که چه چیزهایی را نباید یاد بگیریم.
برای شروع در زمینه کسب این مهارت توصیه می کنم به سایت متمم مراجعه کرده و در قسمت رادیو متمم فایلهای صوتی هنر یادگیری کاری دیگر از استاد گرانقدر، محمدرضا شعبانعلی را دانلود کرده و گوش کنید.
www.motamem.org
🔺
@IEandManagement
🔻
8-مهارت یادگیری
همه ما روزانه در معرض دهها و صدها نوع اطلاعات قرار داریم. اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که در کانال های زیادی عضو می شوند و بدون خواندن پستها آن ها را برای مطالعه در آینده نگه می دارند و یا اگر تنوع کانالها حداکثر به دو یا سه نوع محدود نمی شوند ، بدانید که برای یادگیری برنامه ای ندارید و فقط دارید وقتتان را تلف می کنید!
اگر برای مکانیزم انتخاب و سپس یادگیری مطالب فکری نکنیم ، به زودی عین طوطی های سخنگویی می شویم که بدون درک عمیق دانسته ها هر جا که رسیدیم ، فقط تکرار می کنیم! در واقع پر بیراه نیست اگر بگوییم یادگیری اگر هوشمندانه اتفاق نیافتد ، عمر گران ، ارزان از دست رفته است.
باید یاد بگیریم که چه چیزهایی را نباید یاد بگیریم.
برای شروع در زمینه کسب این مهارت توصیه می کنم به سایت متمم مراجعه کرده و در قسمت رادیو متمم فایلهای صوتی هنر یادگیری کاری دیگر از استاد گرانقدر، محمدرضا شعبانعلی را دانلود کرده و گوش کنید.
www.motamem.org
🔺
@IEandManagement
استعداد یادگیری یک نعمت است، توانایی یادگیری یک مهارت است و تمایل به یادگیری یک انتخاب است.
@IEandManagement
@IEandManagement
قبل از آنکه در مورد مهارت تحلیل اطلاعات صحبت کنیم ، بهتر است یکبار دیگر مفاهیم داده، اطلاعات، دانش،خرد و علم را در قالب چند مثال با هم مرور کنیم :👇👇👇
مثال:دانش یعنی اینکه گوجه فرنگی در دسته میوه ها قرار می گیرد ، لیکن خرد حکم می کند که نباید از آن در سالاد میوه استفاده کرد.
@IEandManagement
@IEandManagement
تفاوت علم با دانش
علم بین دانش های مختلف ارتباط ایجاد می کند و آنها را سازماندهی شده در کنار هم قرار می دهد.
@IEandManagement
علم بین دانش های مختلف ارتباط ایجاد می کند و آنها را سازماندهی شده در کنار هم قرار می دهد.
@IEandManagement
تکنیک 10-10-10-10 برای کمک به تصمیم گیری بهتر- تفکر سیستمی
🔻
برای اینکه تصمیم بهتری بگیریم بهتر است چارچوب زمانی خود را تغییر دهیم. در این صورت ما می توانیم نیاز ها ، ترس ها، تمایلات و موضوعاتی که بدان آگاهی نداریم را در مقاطع گوناگون ببینیم. این تکنیک کمک می کند تا اهداف و ارزش های عمیق تر خود را شناسایی و اولویت بندی کنید.
برای استفاده از این تکنیک 4 سوال ساده از خود بپرسید:
سوال اول : پیامد این تصمیم بعد از 10 دقیقه چیست؟
سوال دوم : پیامد این تصمیم بعد از 10 روز چیست؟
سوال سوم : پیامد این تصمیم بعد از 10 ماه چیست؟
سوال چهارم: پیامد این تصمیم بعد از 10 سال چیست؟
آنچه که در مورد این تکنیک جالب است اینکه ساده و بر اساس پرسش است. ما باید به طور پیوسته نتیجه تصمیم هایمان را در برابر تاثیراتی که در آینده خواهند داشت بررسی کنیم. اگر شما اهداف بلند مدتی را در سر می پرورانید، باید از عملکرد مقطعی اجتناب کرده و به دنبال نتایج پایدار در آینده باشید. این بدان معنی است که ارزش ها، موانع، تمایلات و تاثیرات انتخاب ها را باید در طول زمان مشاهده کنید.
🔺
@IEandManagement
🔻
برای اینکه تصمیم بهتری بگیریم بهتر است چارچوب زمانی خود را تغییر دهیم. در این صورت ما می توانیم نیاز ها ، ترس ها، تمایلات و موضوعاتی که بدان آگاهی نداریم را در مقاطع گوناگون ببینیم. این تکنیک کمک می کند تا اهداف و ارزش های عمیق تر خود را شناسایی و اولویت بندی کنید.
برای استفاده از این تکنیک 4 سوال ساده از خود بپرسید:
سوال اول : پیامد این تصمیم بعد از 10 دقیقه چیست؟
سوال دوم : پیامد این تصمیم بعد از 10 روز چیست؟
سوال سوم : پیامد این تصمیم بعد از 10 ماه چیست؟
سوال چهارم: پیامد این تصمیم بعد از 10 سال چیست؟
آنچه که در مورد این تکنیک جالب است اینکه ساده و بر اساس پرسش است. ما باید به طور پیوسته نتیجه تصمیم هایمان را در برابر تاثیراتی که در آینده خواهند داشت بررسی کنیم. اگر شما اهداف بلند مدتی را در سر می پرورانید، باید از عملکرد مقطعی اجتناب کرده و به دنبال نتایج پایدار در آینده باشید. این بدان معنی است که ارزش ها، موانع، تمایلات و تاثیرات انتخاب ها را باید در طول زمان مشاهده کنید.
🔺
@IEandManagement
یکی از بهترین و به روز ترین ابزارهای یادگیری استفاده ازنقشه های ذهنی است که برای اولین بار توسط تونی بازان مطرح شد و نرم افزارهای زیادی از جمله مایند مپر، مچ ویر (MindMapper, MatchWare)و... در این زمینه به صورت رایگان موجود است.
توصیه می کنم برای یادگیری و تبدیل ایده هایتان به واقعیت های کاربردی، از این نرم افزارها استفاده کنید. با این ابزار درک مطالب بسیار راحت اتفاق می افتد و به دلیل بصری بودن آن میزان ماندگاری در ذهن به طرز عجیبی طولانی خواهد شد.
🔺
@IEandManagement
توصیه می کنم برای یادگیری و تبدیل ایده هایتان به واقعیت های کاربردی، از این نرم افزارها استفاده کنید. با این ابزار درک مطالب بسیار راحت اتفاق می افتد و به دلیل بصری بودن آن میزان ماندگاری در ذهن به طرز عجیبی طولانی خواهد شد.
🔺
@IEandManagement
مهارتهایی که هر کسی در هر شغلی به آنها نیاز دارد
🔻
9-مهارت تحلیل اطلاعات
مطالبی که در این زمینه ارائه می شود بر اساس تجربیات شخصی است و شما می توانید آنها را نادیده بگیرید .
در پستهای قبلی اشاره کردیم که تمامی کسب و کارها خودشان سیستم محسوب می شوند و در درون این سیستمها دهها و صدها زیر سیستم وجود دارد . برای اینکه بتوانید اطلاعات مربوط به کسب و کارتان را تحلیل کنید و بر اساس آن تصمیم بگیرید مراحل زیر پیشنهاد می شود :
1- ابتدا بایستی بدانید در محدوده کدام سیستم یا زیر سیستم می خواهید تصمیم بگیرید . مثلا اگر می خواهید براساس اطلاعات ارائه شده تصمیم بگیرید که به یک گروه مشتری چه قیمتی را پیشنهاد کنید،در محدوده سیستم فروش قرار دارید .
2-عوامل بحرانی موفقیت یا CSF های مربوط به سیستم مربوطه را بر اساس اهداف کلان سیستمها مشخص کنید . CSF ها مجموعه ای از ویژگی های داخلی و خارجی سازمانها هستند که تاثیر حیاتی بر دستیابی به اهداف سیستم و در نهایت سازمان دارند . به عنوان مثال در سیستم فروش نحوه ارتباط با مشتری جزو CSF های سیستم فروش به حساب می آید .
3-شاخص های کلیدی عملکرد یا KPI های مربوط به CSF مربوطه را در بازه های زمانی یا به هر نحو دیگر که نیاز دارید، بر روی نمودار یا دیاگرام ها مرور کنید . به عنوان مثال میزان شکایات مشتریان یک KPI مربوط به CSF نحوه ارتباط با مشتری است .شما می توانید روند میزان شکایات مشتریان را در شش ماه گذشته بر روی نموداری که محور افقی آن زمان است مشاهده کرده و از روی آن به درک ضمنی از وضعیت شاخص مربوطه برسید.
در واقع هدف از تحلیل اطلاعات آنست که بدانیم وضعیت سیستم بر اساس اهدافی که برای آن تعریف شده ، تحت کنترل است یا خیر. به عنوان مثال شما در زمانی که رانندگی می کنید از روی شاخص های مربوط به میزان موجودی بنزین ، دمای موتور، دور موتور و سرعت ماشین به صورت ضمنی در هر لحظه می دانید که وضعیت سیستم خودرو بر اساس مقادیر اهداف تحت کنترل است یا خیر . مثلاً اگر دمای موتور از رنج هدف خارج شده باشد ،بلافاصله ماشین را متوقف می کنید و ضمن انجام اقدام اصلاحی دوباره سیستم را به وضعیت تحت کنترل خود در می آورید . البته تحت کنترل بودن برای کسب و کارها نسبت به خودرو دارای تاخیر زمانی بیشتری است و بلافاصله بعد از وقوع اتفاق سیستم از پا در نمی آید !
🔺
نکته آخر : اگر همچنان گزارشات شما در قالب جداول و ماتریس است ، بدانید که هنوز در عالم داده سیر می کنید و دارید برای دستیابی به تصمیم درست بیشتر هزینه می کنید . از شاخص (KPI) که نماد اطلاعات است بهره ببرید . ضمنا یک CSF می تواند چند KPI داشته باشد .
@IEandManagement
🔻
9-مهارت تحلیل اطلاعات
مطالبی که در این زمینه ارائه می شود بر اساس تجربیات شخصی است و شما می توانید آنها را نادیده بگیرید .
در پستهای قبلی اشاره کردیم که تمامی کسب و کارها خودشان سیستم محسوب می شوند و در درون این سیستمها دهها و صدها زیر سیستم وجود دارد . برای اینکه بتوانید اطلاعات مربوط به کسب و کارتان را تحلیل کنید و بر اساس آن تصمیم بگیرید مراحل زیر پیشنهاد می شود :
1- ابتدا بایستی بدانید در محدوده کدام سیستم یا زیر سیستم می خواهید تصمیم بگیرید . مثلا اگر می خواهید براساس اطلاعات ارائه شده تصمیم بگیرید که به یک گروه مشتری چه قیمتی را پیشنهاد کنید،در محدوده سیستم فروش قرار دارید .
2-عوامل بحرانی موفقیت یا CSF های مربوط به سیستم مربوطه را بر اساس اهداف کلان سیستمها مشخص کنید . CSF ها مجموعه ای از ویژگی های داخلی و خارجی سازمانها هستند که تاثیر حیاتی بر دستیابی به اهداف سیستم و در نهایت سازمان دارند . به عنوان مثال در سیستم فروش نحوه ارتباط با مشتری جزو CSF های سیستم فروش به حساب می آید .
3-شاخص های کلیدی عملکرد یا KPI های مربوط به CSF مربوطه را در بازه های زمانی یا به هر نحو دیگر که نیاز دارید، بر روی نمودار یا دیاگرام ها مرور کنید . به عنوان مثال میزان شکایات مشتریان یک KPI مربوط به CSF نحوه ارتباط با مشتری است .شما می توانید روند میزان شکایات مشتریان را در شش ماه گذشته بر روی نموداری که محور افقی آن زمان است مشاهده کرده و از روی آن به درک ضمنی از وضعیت شاخص مربوطه برسید.
در واقع هدف از تحلیل اطلاعات آنست که بدانیم وضعیت سیستم بر اساس اهدافی که برای آن تعریف شده ، تحت کنترل است یا خیر. به عنوان مثال شما در زمانی که رانندگی می کنید از روی شاخص های مربوط به میزان موجودی بنزین ، دمای موتور، دور موتور و سرعت ماشین به صورت ضمنی در هر لحظه می دانید که وضعیت سیستم خودرو بر اساس مقادیر اهداف تحت کنترل است یا خیر . مثلاً اگر دمای موتور از رنج هدف خارج شده باشد ،بلافاصله ماشین را متوقف می کنید و ضمن انجام اقدام اصلاحی دوباره سیستم را به وضعیت تحت کنترل خود در می آورید . البته تحت کنترل بودن برای کسب و کارها نسبت به خودرو دارای تاخیر زمانی بیشتری است و بلافاصله بعد از وقوع اتفاق سیستم از پا در نمی آید !
🔺
نکته آخر : اگر همچنان گزارشات شما در قالب جداول و ماتریس است ، بدانید که هنوز در عالم داده سیر می کنید و دارید برای دستیابی به تصمیم درست بیشتر هزینه می کنید . از شاخص (KPI) که نماد اطلاعات است بهره ببرید . ضمنا یک CSF می تواند چند KPI داشته باشد .
@IEandManagement
حسابداری ذهنی
🔻
به مثال های زیر دقت کنید:
۱- شخصي يک دست کت و شلوار را به قيمت 500 هزار تومان در يک فروشگاه ميپسندد، اما او به دليل اينکه احساس ميکند خريد نامعقول است از خريد آن منصرف ميشود. ماه بعد همین کت و شلوار را از همسرش به عنوان هديه تولد دريافت ميکند. او و همسرش حساب بانکي مشترک دارند با اين وجود شخص احساس رضايت کامل دارد!
۲-شخص دیگری ماهانه مبلغ 200000 تومان قسط دارد که باید به بانک بپردازد،از طرفی یک مقدار وام از اداره محل کارش گرفته که ماهانه به صورت قسطی 200000 تومان از حقوق وی کسر می کنند. در پایان ماه قسطی که توسط اداره از حقوق این شخص کسر میشود ،برایش بار روانی منفی ندارد و آن را ناچیز می داند، بیشتر درگیری ذهنی وی متوجه قسط بانک است!
۳-چند وقتی است همسرتان به شما گیرداده که ماشین ظرفشویی یا یخچال ساید بای ساید برای منزل بخرید، با اینکه پول کافی دارید به بهانه های مختلف از خرید آن طفره می روید. بعد از دوماه یک پول بادآورده گیرتان می آید! همسرتان را سورپرایز می کنید، علاوه بر خرید یخچال ، ماشین ظرفشویی ، مقداری طلا و جواهر هم برایش می خرید و برای شام به رستوران دعوت می کنید!
علت این رویدادها ، پدیده ای به نام حسابداری ذهنی است. حسابداری ذهنی به زبان ساده یعنی انسانها در مبادلات اقتصادی که خودشان در آن نقش مستقیم دارند و باید از درآمدشان هزینه کنند، از بیشترین میزان منطق استفاده می کنند و بر اساس سبک و سطح زندگی شان پول خرج می کنند و در نقش های غیرمستقیم ، جنبه های احساسی ، دخالت عجیبی در گمراهی و قانع کردن ذهن و توجیه رفتارهای مالی دارند، این در حالیست که شرایط در هر دو موقعیت(نقش مستقیم و غیرمستقیم) تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد!
در مثال اول تحلیل حسابداری ذهنی به این صورت است که شخص در ذهن خود این تصور را دارد که اگر خودش کت و شلوار را خریداری می کرد علاوه بر 500 هزار تومان، هزینه ذهنی و اجتماعی ولخرج بودن را نیز پرداخت می کرد. درصورتی که دلیل هدیه تولد، دلیل قابل قبولی برای احساس رضایت کامل می باشد.
سعی کنید مثال ۲, ۳ را تحلیل کنید.
🔺
@IEandManagement
🔻
به مثال های زیر دقت کنید:
۱- شخصي يک دست کت و شلوار را به قيمت 500 هزار تومان در يک فروشگاه ميپسندد، اما او به دليل اينکه احساس ميکند خريد نامعقول است از خريد آن منصرف ميشود. ماه بعد همین کت و شلوار را از همسرش به عنوان هديه تولد دريافت ميکند. او و همسرش حساب بانکي مشترک دارند با اين وجود شخص احساس رضايت کامل دارد!
۲-شخص دیگری ماهانه مبلغ 200000 تومان قسط دارد که باید به بانک بپردازد،از طرفی یک مقدار وام از اداره محل کارش گرفته که ماهانه به صورت قسطی 200000 تومان از حقوق وی کسر می کنند. در پایان ماه قسطی که توسط اداره از حقوق این شخص کسر میشود ،برایش بار روانی منفی ندارد و آن را ناچیز می داند، بیشتر درگیری ذهنی وی متوجه قسط بانک است!
۳-چند وقتی است همسرتان به شما گیرداده که ماشین ظرفشویی یا یخچال ساید بای ساید برای منزل بخرید، با اینکه پول کافی دارید به بهانه های مختلف از خرید آن طفره می روید. بعد از دوماه یک پول بادآورده گیرتان می آید! همسرتان را سورپرایز می کنید، علاوه بر خرید یخچال ، ماشین ظرفشویی ، مقداری طلا و جواهر هم برایش می خرید و برای شام به رستوران دعوت می کنید!
علت این رویدادها ، پدیده ای به نام حسابداری ذهنی است. حسابداری ذهنی به زبان ساده یعنی انسانها در مبادلات اقتصادی که خودشان در آن نقش مستقیم دارند و باید از درآمدشان هزینه کنند، از بیشترین میزان منطق استفاده می کنند و بر اساس سبک و سطح زندگی شان پول خرج می کنند و در نقش های غیرمستقیم ، جنبه های احساسی ، دخالت عجیبی در گمراهی و قانع کردن ذهن و توجیه رفتارهای مالی دارند، این در حالیست که شرایط در هر دو موقعیت(نقش مستقیم و غیرمستقیم) تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد!
در مثال اول تحلیل حسابداری ذهنی به این صورت است که شخص در ذهن خود این تصور را دارد که اگر خودش کت و شلوار را خریداری می کرد علاوه بر 500 هزار تومان، هزینه ذهنی و اجتماعی ولخرج بودن را نیز پرداخت می کرد. درصورتی که دلیل هدیه تولد، دلیل قابل قبولی برای احساس رضایت کامل می باشد.
سعی کنید مثال ۲, ۳ را تحلیل کنید.
🔺
@IEandManagement