مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
معیار۱۸،۱۹ قسمت آخر
🔻
۱۸- انتظار خلاقیت و اثربخشی بیشتر از مهندسین صنایع
در ترمهای اول تحصیل در رشته مهندسی صنایع که هنوز دروس اصلی و تخصصی مهندسی صنایع را نگذرانده بودم، مقالهای در یکی از مجلات دیدم که مهندسی صنایع را تعریف میکرد. در بخشی از آن مقاله آمده بود که وقتی سایر مهندسین در حال بحث درباره تعداد پرههای یک پروانه هستند، مهندس صنایع تصمیم گرفته است که اصلا نیازی به پروانه نیست! تا مدتها این عبارت را بلوفی میدانستم که ارتباطی با واقعیت مهندسی صنایع نداشته است. اما پس از سالها توانستم توجیهی برای چنین ادعایی بیابم:
در هر موقعیت یا شغلی که قرار گرفتهاید، میتوانید به عقبتر بروید و هدف یا نیاز ریشهایتری را پیدا کنید. تمرکز توجه بر هدف یا نیاز اصلی، موجب خلاقیت و اثربخشی بیشتر خواهد شد.
هنگام برنامهریزی برای یک سیستم، با زنجیرهای از هدفها (ends) و وسیلهها (means) روبرو هستید. وسیله 1 برای رسیدن به هدف 1 به کار برده میشود؛ هدف 1 خودش وسیلهای برای رسیدن به هدف 2 است؛ هدف 2 خودش وسیلهای برای رسیدن به هدف 3 و ... است. یکی از مشکلات افراد، سازمانها و جوامع، این است که آن قدر سرگرم وسیله فعلی خود میشوند که اهداف ریشهایتر و ماقبل آنرا از یاد میبرند. در نتیجه، خلاقیت و اثربخشی آنها پایین میآید.
▫️مثالی از حوزه طراحی محصول: شرکتهای موفق، بر نیازهای (بیان شده و بیان نشده) مشتریان تمرکز دارند و همواره راه حلهای جدیدتری برای پاسخ به این نیازها مییابند. تمرکز بر نیازهای مشتریان، موجب میشود حتی از حصار محدودیت فناوریهای فعلی نیز رها شوند و دنبال رفع آنها باشند. اما تمرکز بر خواستههای فعلی مشتریان در چارچوب فناوریهای فعلی، مانع نوآوری و خلاقیت خواهد بود.
▫️مثالی از حوزه تحلیل سیستم: تعریف نادرست مسئله، میتواند مانع خلاقیت و اثربخشی باشد. گاهی یک راه حل به عنوان مسئله مطرح میشود یا در بیان مسئله، گنجانده میشود. در این صورت، به طور ضمنی، مانع طرح راه حلهای دیگر شدهایم.
▫️مثالی از حوزه مدیریت پروژه: در مدیریت پروژه، هدف از اجرای یک پروژه را در چند سطح میتوان تصور کرد: یک پروژه تعریف میشود تا فراوردههایی تولید کند تا با استفاده از آنها بتوان به منافعی دست یافت و اهداف استراتژیک را تحقق بخشید. به عنوان مثال، یک پروژه برای طراحی و ساخت یک سیستم اطلاعاتی CRM تعریف میشود تا سرعت ارائه خدمات به مشتریان بهبود یابد تا فروش شرکت افزایش یابد و سودآوری شرکت بالاتر رود.
یکی از ریسکهای پروژهها این است که اهداف نهایی تعریف پروژه، مورد غفلت واقع میشوند و لذا نهایتاً خروجی پروژه، با کیفیتی ساخته میشود که قابلیت تحقق اهداف را ندارد؛ یا این که بعد از ساخته شدن خروجی پروژه، تصور میکنند کار تمام شده و لذا مراقبت لازم برای تحقق منافع مورد انتظار از آن، صورت نمیگیرد. حتی اگر بهترین سیستم CRM را ساخته یا خریده باشید، باید آنرا در سازمان مستقر کنید و کاربران به درستی از آن استفاده کنند تا منافع مورد انتظار، تحقق پیدا کنند.
مدیر طرح یا پروژهای که بر تحقق منافع و اهداف تمرکز دارد، خلاقیت بیشتری در تعریف فراوردههای پروژه دارد و اثربخشی وی بالاتر خواهد بود.
از مهندسین صنایع انتظار میرود با دانستن و توجه به این نکات، خلاقیت و اثربخشی سازمانی را بالا ببرند.
۱۹- درونی شدن دانش: حتی در زندگی شخصی خود هم از دانش تخصصی خود (هر چند به طور ضمنی و ذهنی) بهره بگیرید. به عنوان مثال، در همه کارها باید دیدگاه مدیریت پروژه داشته باشید.
نظر شما درباره روانشناسی که در ارتباطات شخصی خود با دیگران مشکل اساسی دارد، چیست؟ آیا نمیگویید اگر او چیز مفیدی میدانست، در امور شخصی خود به کار میگرفت!
آیا مهندس صنایعی که نتواند برای خودش برنامهریزی کند، میتواند برای شرکتی که 1000 نفر نیروی کار دارد، برنامهریزی کند؟
🔺
@IEandManagement
معیار۱۸،۱۹ قسمت آخر
🔻
۱۸- انتظار خلاقیت و اثربخشی بیشتر از مهندسین صنایع
در ترمهای اول تحصیل در رشته مهندسی صنایع که هنوز دروس اصلی و تخصصی مهندسی صنایع را نگذرانده بودم، مقالهای در یکی از مجلات دیدم که مهندسی صنایع را تعریف میکرد. در بخشی از آن مقاله آمده بود که وقتی سایر مهندسین در حال بحث درباره تعداد پرههای یک پروانه هستند، مهندس صنایع تصمیم گرفته است که اصلا نیازی به پروانه نیست! تا مدتها این عبارت را بلوفی میدانستم که ارتباطی با واقعیت مهندسی صنایع نداشته است. اما پس از سالها توانستم توجیهی برای چنین ادعایی بیابم:
در هر موقعیت یا شغلی که قرار گرفتهاید، میتوانید به عقبتر بروید و هدف یا نیاز ریشهایتری را پیدا کنید. تمرکز توجه بر هدف یا نیاز اصلی، موجب خلاقیت و اثربخشی بیشتر خواهد شد.
هنگام برنامهریزی برای یک سیستم، با زنجیرهای از هدفها (ends) و وسیلهها (means) روبرو هستید. وسیله 1 برای رسیدن به هدف 1 به کار برده میشود؛ هدف 1 خودش وسیلهای برای رسیدن به هدف 2 است؛ هدف 2 خودش وسیلهای برای رسیدن به هدف 3 و ... است. یکی از مشکلات افراد، سازمانها و جوامع، این است که آن قدر سرگرم وسیله فعلی خود میشوند که اهداف ریشهایتر و ماقبل آنرا از یاد میبرند. در نتیجه، خلاقیت و اثربخشی آنها پایین میآید.
▫️مثالی از حوزه طراحی محصول: شرکتهای موفق، بر نیازهای (بیان شده و بیان نشده) مشتریان تمرکز دارند و همواره راه حلهای جدیدتری برای پاسخ به این نیازها مییابند. تمرکز بر نیازهای مشتریان، موجب میشود حتی از حصار محدودیت فناوریهای فعلی نیز رها شوند و دنبال رفع آنها باشند. اما تمرکز بر خواستههای فعلی مشتریان در چارچوب فناوریهای فعلی، مانع نوآوری و خلاقیت خواهد بود.
▫️مثالی از حوزه تحلیل سیستم: تعریف نادرست مسئله، میتواند مانع خلاقیت و اثربخشی باشد. گاهی یک راه حل به عنوان مسئله مطرح میشود یا در بیان مسئله، گنجانده میشود. در این صورت، به طور ضمنی، مانع طرح راه حلهای دیگر شدهایم.
▫️مثالی از حوزه مدیریت پروژه: در مدیریت پروژه، هدف از اجرای یک پروژه را در چند سطح میتوان تصور کرد: یک پروژه تعریف میشود تا فراوردههایی تولید کند تا با استفاده از آنها بتوان به منافعی دست یافت و اهداف استراتژیک را تحقق بخشید. به عنوان مثال، یک پروژه برای طراحی و ساخت یک سیستم اطلاعاتی CRM تعریف میشود تا سرعت ارائه خدمات به مشتریان بهبود یابد تا فروش شرکت افزایش یابد و سودآوری شرکت بالاتر رود.
یکی از ریسکهای پروژهها این است که اهداف نهایی تعریف پروژه، مورد غفلت واقع میشوند و لذا نهایتاً خروجی پروژه، با کیفیتی ساخته میشود که قابلیت تحقق اهداف را ندارد؛ یا این که بعد از ساخته شدن خروجی پروژه، تصور میکنند کار تمام شده و لذا مراقبت لازم برای تحقق منافع مورد انتظار از آن، صورت نمیگیرد. حتی اگر بهترین سیستم CRM را ساخته یا خریده باشید، باید آنرا در سازمان مستقر کنید و کاربران به درستی از آن استفاده کنند تا منافع مورد انتظار، تحقق پیدا کنند.
مدیر طرح یا پروژهای که بر تحقق منافع و اهداف تمرکز دارد، خلاقیت بیشتری در تعریف فراوردههای پروژه دارد و اثربخشی وی بالاتر خواهد بود.
از مهندسین صنایع انتظار میرود با دانستن و توجه به این نکات، خلاقیت و اثربخشی سازمانی را بالا ببرند.
۱۹- درونی شدن دانش: حتی در زندگی شخصی خود هم از دانش تخصصی خود (هر چند به طور ضمنی و ذهنی) بهره بگیرید. به عنوان مثال، در همه کارها باید دیدگاه مدیریت پروژه داشته باشید.
نظر شما درباره روانشناسی که در ارتباطات شخصی خود با دیگران مشکل اساسی دارد، چیست؟ آیا نمیگویید اگر او چیز مفیدی میدانست، در امور شخصی خود به کار میگرفت!
آیا مهندس صنایعی که نتواند برای خودش برنامهریزی کند، میتواند برای شرکتی که 1000 نفر نیروی کار دارد، برنامهریزی کند؟
🔺
@IEandManagement
بدون عنوان!
🔻
در محیط کار بر اثر ارتباطات کاری ، انسان ناگزیر از پاسخگویی به همکار ، به مدیر ،به ارباب رجوع و... است. در این حین ممکن است غفلتهایی سهوی یا عمدی بوجود بیاد ؛ناشی از تنبلی، ناشی از پرکاری ، ناشی از...
خود این غفلتها وقتی از طرف مقام مافوق مورد بازخواست قرار می گیرد ، باعث بوجود آمدن نوعی استرس و ترس خواهد شد ، چرا که بهای آن غفلت ممکن است منجر به از دست دادن شغل گردد. و چون این بهای گرانی است ، هر کسی حاضر به پرداخت آن براحتی نیست و چون انسان موجود باهوشی است؛ فلذا اولین کاری که به ذهن خطور می کند آنست که در مقام دفاع بر بیاد و توپ را به زمین دیگری پاس بدهد. قاعدتا اثبات در آن موقعیت برای مقام ما فوق ممکن است به خاطر مصالح سازمانی مشکل باشد ، به همین خاطر اکثرا خطر مذکور با کمی بگو و مگو رفع می شود! این سبک دفع خطر تنبیه یا اخراج چنان برای شخص خطاکار آموزنده بوده که باعث می شود آن رفتارهای غفلت انگیز را دوباره تکرار کند.
در واقع باعث می شود فرد مرتب در ذهن خود سناریوهای مختلف "اگر اون این جمله را گفت من بهتر است این جمله رو بگم" را تمرین می کند. به عبارتی افراد برای سوالهای مختلف روایت های نادرست طراحی می کنند. از تبعات این گونه رفتارها می توان به عدم وجود آرامش روحی روانی در این گونه افراد ، پرحرفی و مشغولیت بالای ذهنی اشاره کرد.
البته این نوع رفتار صرفا به خاطر غفلت ، کوتاهی یا... در کار بوجود نمی آید و در برخی از موارد ناشی از آن است که بعضی آدمها خود را زرنگ و اصطلاحا هفت خط روزگار می دانند!
این نوع رفتار بعضا قبل از جلسات مصاحبه برای استخدام و... نیز مشاهده می شود. افراد برای سوالات احتمالی سناریوسازی می کنند.
🔺
👈 اگر مشغول سناریوسازی در ذهن خود هستیم ، دیر یا زود دستمان رو می شود. (یک بار جستی ملخک ، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک ). تفکر سیستمی
👈 بهترین حالت برای کسب آرامش روحی و روانی در این موقعیت ها ؛ بیان حقیقت ؛ پذیرش اشتباه و عذرخواهی است.
👈 نیازی به حافظه خوب جهت به خاطر سپاری سناریوهای ذهنی نداریم ، چون سعی خواهیم کرد همیشه حقیقت را بیان کنیم.
👈 کسانی که به صورت سیستمی فکر می کنند ، می دانند که نتیجه رفتارهایشان به خودشان بر می گردد.
🔺
@IEandManagement
🔻
در محیط کار بر اثر ارتباطات کاری ، انسان ناگزیر از پاسخگویی به همکار ، به مدیر ،به ارباب رجوع و... است. در این حین ممکن است غفلتهایی سهوی یا عمدی بوجود بیاد ؛ناشی از تنبلی، ناشی از پرکاری ، ناشی از...
خود این غفلتها وقتی از طرف مقام مافوق مورد بازخواست قرار می گیرد ، باعث بوجود آمدن نوعی استرس و ترس خواهد شد ، چرا که بهای آن غفلت ممکن است منجر به از دست دادن شغل گردد. و چون این بهای گرانی است ، هر کسی حاضر به پرداخت آن براحتی نیست و چون انسان موجود باهوشی است؛ فلذا اولین کاری که به ذهن خطور می کند آنست که در مقام دفاع بر بیاد و توپ را به زمین دیگری پاس بدهد. قاعدتا اثبات در آن موقعیت برای مقام ما فوق ممکن است به خاطر مصالح سازمانی مشکل باشد ، به همین خاطر اکثرا خطر مذکور با کمی بگو و مگو رفع می شود! این سبک دفع خطر تنبیه یا اخراج چنان برای شخص خطاکار آموزنده بوده که باعث می شود آن رفتارهای غفلت انگیز را دوباره تکرار کند.
در واقع باعث می شود فرد مرتب در ذهن خود سناریوهای مختلف "اگر اون این جمله را گفت من بهتر است این جمله رو بگم" را تمرین می کند. به عبارتی افراد برای سوالهای مختلف روایت های نادرست طراحی می کنند. از تبعات این گونه رفتارها می توان به عدم وجود آرامش روحی روانی در این گونه افراد ، پرحرفی و مشغولیت بالای ذهنی اشاره کرد.
البته این نوع رفتار صرفا به خاطر غفلت ، کوتاهی یا... در کار بوجود نمی آید و در برخی از موارد ناشی از آن است که بعضی آدمها خود را زرنگ و اصطلاحا هفت خط روزگار می دانند!
این نوع رفتار بعضا قبل از جلسات مصاحبه برای استخدام و... نیز مشاهده می شود. افراد برای سوالات احتمالی سناریوسازی می کنند.
🔺
👈 اگر مشغول سناریوسازی در ذهن خود هستیم ، دیر یا زود دستمان رو می شود. (یک بار جستی ملخک ، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک ). تفکر سیستمی
👈 بهترین حالت برای کسب آرامش روحی و روانی در این موقعیت ها ؛ بیان حقیقت ؛ پذیرش اشتباه و عذرخواهی است.
👈 نیازی به حافظه خوب جهت به خاطر سپاری سناریوهای ذهنی نداریم ، چون سعی خواهیم کرد همیشه حقیقت را بیان کنیم.
👈 کسانی که به صورت سیستمی فکر می کنند ، می دانند که نتیجه رفتارهایشان به خودشان بر می گردد.
🔺
@IEandManagement
اگر می خواهید زندگی شادی داشته باشید، آن را به یک هدف گره بزنید نه به مردم یا چیزهای دیگر.
@IEandManagement
@IEandManagement
ژن نوآوری
🔻
تحقیقات نشان میدهند که در بسیاری از سازمانها مدیران ارشد خودشان مسوولیتی برای دادن ایدههای جدید احساس نمیکنند. بلکه آنها معمولا مسوولیت ایجاد فضایی مناسب برای نوآوری در سازمان را روی شانههایشان احساس میکنند. در مقابل، مدیران ارشد سازمانهای نوآور کاملا متضاد این تفکر عمل میکنند. آنها خلاقیت را به عهده دیگران نمیگذارند، خودشان این کار را میکنند.
ولی آنها چگونه این کار را انجام میدهند؟ تحقیقات، پنج مهارت را شناسایی کردهاند که مدیران بسیار نوآور را از دیگران متمایز میکند. مدیران نوآور نسبت به سایر مدیران 50درصد زمان بیشتری به این پنج مهارت اختصاص میدهند و این پنج مهارت با هم چیزی است که ما به آن نام دیانای خلاقیت میدهیم و خبر خوب این است که اگر شما این دی ان ای را ندارید، میتوانید آن را در خودتان ایجاد کنید.
این 5 مهارت عبارتند از :
👈 استدلال کردن
👈 پرسیدن
👈مشاهده کردن
👈آزمایش کردن
👈شبکه سازی ارتباطات
در پستهای بعدی هر کدام از این مهارتها را با هم مرور خواهیم کرد .
🔺
@IEandManagement
🔻
تحقیقات نشان میدهند که در بسیاری از سازمانها مدیران ارشد خودشان مسوولیتی برای دادن ایدههای جدید احساس نمیکنند. بلکه آنها معمولا مسوولیت ایجاد فضایی مناسب برای نوآوری در سازمان را روی شانههایشان احساس میکنند. در مقابل، مدیران ارشد سازمانهای نوآور کاملا متضاد این تفکر عمل میکنند. آنها خلاقیت را به عهده دیگران نمیگذارند، خودشان این کار را میکنند.
ولی آنها چگونه این کار را انجام میدهند؟ تحقیقات، پنج مهارت را شناسایی کردهاند که مدیران بسیار نوآور را از دیگران متمایز میکند. مدیران نوآور نسبت به سایر مدیران 50درصد زمان بیشتری به این پنج مهارت اختصاص میدهند و این پنج مهارت با هم چیزی است که ما به آن نام دیانای خلاقیت میدهیم و خبر خوب این است که اگر شما این دی ان ای را ندارید، میتوانید آن را در خودتان ایجاد کنید.
این 5 مهارت عبارتند از :
👈 استدلال کردن
👈 پرسیدن
👈مشاهده کردن
👈آزمایش کردن
👈شبکه سازی ارتباطات
در پستهای بعدی هر کدام از این مهارتها را با هم مرور خواهیم کرد .
🔺
@IEandManagement
ژن نوآوری ؛مهارت اول:استدلال کردن
🔻
برای اینکه روش کار استدلال کردن را درک کنید، باید با کارکرد مغز آشنا شوید. مغز اطلاعات را مثل لغت نامه ذخیره و دسته بندی نمی کند. روش لغت نامه اینست که شما می توانید معنی کلمه "سینما" را در ذیل حرف"س" بیابید؛ اما مغز لغت سینما را با چند تجربه زندگی ربط می دهد. (همانند تجربه حضور در جشنواره های سینمایی یا دیدار با بازیگران سینما).
هرچه یادگیری ها و تجربه های زندگی نسبت به یک موضوع بیشتر و عمیق تر باشد ، توانایی پیوند دادن اجزاء و روابط آن موضوع بیشتر و بهتر و سریعتر اتفاق می افتد و این یعنی استدلال کردن. به عبارتی اگر به صورت منفصل و قطعه قطعه از موضوعات مختلف تجربه کسب کنیم و یاد بگیریم ، بدلیل آنکه فهم و درک سطحی از موضوع در ما بوجود می آید ، به همان میزان استدلال های ما سطحی خواهد بود.
🔺
اگر می خواهید قدرت استدلال خود را بالا ببرید از فهم سطحی موضوعات بپرهیزید و در هر مرحله از یادگیری نسبت به یک موضوع اطمینان داشته باشید که هنوز راه درازی پیش رو دارید.
@IEandManagement
🔻
برای اینکه روش کار استدلال کردن را درک کنید، باید با کارکرد مغز آشنا شوید. مغز اطلاعات را مثل لغت نامه ذخیره و دسته بندی نمی کند. روش لغت نامه اینست که شما می توانید معنی کلمه "سینما" را در ذیل حرف"س" بیابید؛ اما مغز لغت سینما را با چند تجربه زندگی ربط می دهد. (همانند تجربه حضور در جشنواره های سینمایی یا دیدار با بازیگران سینما).
هرچه یادگیری ها و تجربه های زندگی نسبت به یک موضوع بیشتر و عمیق تر باشد ، توانایی پیوند دادن اجزاء و روابط آن موضوع بیشتر و بهتر و سریعتر اتفاق می افتد و این یعنی استدلال کردن. به عبارتی اگر به صورت منفصل و قطعه قطعه از موضوعات مختلف تجربه کسب کنیم و یاد بگیریم ، بدلیل آنکه فهم و درک سطحی از موضوع در ما بوجود می آید ، به همان میزان استدلال های ما سطحی خواهد بود.
🔺
اگر می خواهید قدرت استدلال خود را بالا ببرید از فهم سطحی موضوعات بپرهیزید و در هر مرحله از یادگیری نسبت به یک موضوع اطمینان داشته باشید که هنوز راه درازی پیش رو دارید.
@IEandManagement
ژن نوآوری؛مهارت دوم:پرسشگری
🔻
پیتر دراکر ، پدر مدیریت نوین می گوید:"مهم ترین و دشوارترین کار ، یافتن جوابهای درست نیست، بلکه یافتن سوالهای درست است. "
نوآوران همواره سوالهایی می پرسند که خرد جمعی را زیر سوال می برد، از برهم زدن وضعیت موجود لذت می برند و قادر به تحمل آن نیستند. در نتیجه بیشتر وقتشان را صرف اندیشیدن درباره تغییر محیط و دنیا می کنند. نوع سوالاتی که آنها می پرسند با دیگران فرق می کند. مثلا مدیران می پرسند که چطور می توانیم میزان تولید را دو برابر کنیم در حالیکه نوآوران می پرسند که محصول بعدی که مشتریان به آن نیاز دارند چیست؟ تکنولوژی را به چه سمتی باید سوق دهیم؟
نوآوران با آنچه به آنها گفته می شود به راحتی کنار نمی آیند و با پرسیدن سوالهای مخالف دیگران را مجبور به دفاع از خود می کنند.
🔺
سوالهای نکرده و پاسخ های نیافته دریچه های ورود به دنیای نوآوری هستند.
@IEandManagement
🔻
پیتر دراکر ، پدر مدیریت نوین می گوید:"مهم ترین و دشوارترین کار ، یافتن جوابهای درست نیست، بلکه یافتن سوالهای درست است. "
نوآوران همواره سوالهایی می پرسند که خرد جمعی را زیر سوال می برد، از برهم زدن وضعیت موجود لذت می برند و قادر به تحمل آن نیستند. در نتیجه بیشتر وقتشان را صرف اندیشیدن درباره تغییر محیط و دنیا می کنند. نوع سوالاتی که آنها می پرسند با دیگران فرق می کند. مثلا مدیران می پرسند که چطور می توانیم میزان تولید را دو برابر کنیم در حالیکه نوآوران می پرسند که محصول بعدی که مشتریان به آن نیاز دارند چیست؟ تکنولوژی را به چه سمتی باید سوق دهیم؟
نوآوران با آنچه به آنها گفته می شود به راحتی کنار نمی آیند و با پرسیدن سوالهای مخالف دیگران را مجبور به دفاع از خود می کنند.
🔺
سوالهای نکرده و پاسخ های نیافته دریچه های ورود به دنیای نوآوری هستند.
@IEandManagement
ژن نوآوری؛ مهارت سوم:مشاهده کردن
🔻
مهارت مشاهده کردن بسیار مهم است و ما سعی می کنیم در چند گام به صورت خلاصه آن را تشریح کنیم:
گام اول:بین دیدن و مشاهده کردن تفاوت وجود دارد. در حالت عادی ، ذهن ما بر اساس الگوهای قبلی عمل دیدن را انجام می دهد. در حالیکه نوآوران مشاهده را فرآیندی می دانند که تمامی حواس ششگانه درگیر آن می شود.
گام دوم:نوآوران با کار اصطلاحا هم فرکانس می شوند. به عبارتی برای رسیدن به درک همه جانبه از موضوع فعالیت در آن غرق می شوند و تمرکز می کنند.
گام سوم:نوآوران انتخاب های هوشمند دارند. آنها می دانند درک همه چیز با همه جزییات امکان پذیر نیست. لذا آنها مواردی را انتخاب می کنند که نقطه عطف موضوع فعالیت است و به عبارتی متغیر استراتژیک مساله است.
گام چهارم:نوآوران می دانند که تجربیات و ذهنیات قبلی آنها را به سمت قضاوت می کشانند ، فلذا تا جایی که می توانند از این کار دوری کرده و بر اساس حواس و شواهد اطلاعات جمع آوری می کنند.
گام پنجم:نوآوران تمام ورودی های حواس را به کار می اندازند. بوها،مزه ها،صداها، جزییات دیداری و هر آنچه که بوسیله حواس قابل ادراک هست را برداشت می کنند.
گام ششم:در این مرحله بین سوژه های که جمع آوری کرده اند به صورت ذهنی ارتباط برقرار می کنند و شروع به تحلیل و کشف روابط می کنند.
گام هفتم:تحلیل ها و برداشتهای خود را به چالش می کشند و دانش پخته شده ای از مشاهده کسب می کنند.
🔺
@IEandManagement
🔻
مهارت مشاهده کردن بسیار مهم است و ما سعی می کنیم در چند گام به صورت خلاصه آن را تشریح کنیم:
گام اول:بین دیدن و مشاهده کردن تفاوت وجود دارد. در حالت عادی ، ذهن ما بر اساس الگوهای قبلی عمل دیدن را انجام می دهد. در حالیکه نوآوران مشاهده را فرآیندی می دانند که تمامی حواس ششگانه درگیر آن می شود.
گام دوم:نوآوران با کار اصطلاحا هم فرکانس می شوند. به عبارتی برای رسیدن به درک همه جانبه از موضوع فعالیت در آن غرق می شوند و تمرکز می کنند.
گام سوم:نوآوران انتخاب های هوشمند دارند. آنها می دانند درک همه چیز با همه جزییات امکان پذیر نیست. لذا آنها مواردی را انتخاب می کنند که نقطه عطف موضوع فعالیت است و به عبارتی متغیر استراتژیک مساله است.
گام چهارم:نوآوران می دانند که تجربیات و ذهنیات قبلی آنها را به سمت قضاوت می کشانند ، فلذا تا جایی که می توانند از این کار دوری کرده و بر اساس حواس و شواهد اطلاعات جمع آوری می کنند.
گام پنجم:نوآوران تمام ورودی های حواس را به کار می اندازند. بوها،مزه ها،صداها، جزییات دیداری و هر آنچه که بوسیله حواس قابل ادراک هست را برداشت می کنند.
گام ششم:در این مرحله بین سوژه های که جمع آوری کرده اند به صورت ذهنی ارتباط برقرار می کنند و شروع به تحلیل و کشف روابط می کنند.
گام هفتم:تحلیل ها و برداشتهای خود را به چالش می کشند و دانش پخته شده ای از مشاهده کسب می کنند.
🔺
@IEandManagement
ژن نوآوری؛مهارت چهارم:آزمایش کردن
🔻
نوآوران اغلب درگیر آزمایش و تجربه کردن به صورت فعال هستند. برای آنها فرقی ندارد اکتشاف ذهنی باشد یا نوعی سرهم بندی فیزیکی یا مشارکت در یک محیط جدید. یکی از قدرتمندترین تجربیاتی که نوآوران می توانند در آن مشارکت کنند ، کارکردن در محیط خارج از کسب و کارشان و یا در یک کشور دیگر است. با این کار آنها با تجربیات برتر آشنا می شوند. تحقیقات نشان می دهد که هر چه فرد درمحل ها و شرکتها و کشورهای بیشتری کارکرده باشد ، برای تولید محصولات ، فرآیندها و کسب و کارهای نوآورتر بیشتر از تجربیات خود بهره می برد.
🔺
@IEandManagement
🔻
نوآوران اغلب درگیر آزمایش و تجربه کردن به صورت فعال هستند. برای آنها فرقی ندارد اکتشاف ذهنی باشد یا نوعی سرهم بندی فیزیکی یا مشارکت در یک محیط جدید. یکی از قدرتمندترین تجربیاتی که نوآوران می توانند در آن مشارکت کنند ، کارکردن در محیط خارج از کسب و کارشان و یا در یک کشور دیگر است. با این کار آنها با تجربیات برتر آشنا می شوند. تحقیقات نشان می دهد که هر چه فرد درمحل ها و شرکتها و کشورهای بیشتری کارکرده باشد ، برای تولید محصولات ، فرآیندها و کسب و کارهای نوآورتر بیشتر از تجربیات خود بهره می برد.
🔺
@IEandManagement
▪️تفکرسیستمی میگه: هر فعالیت ما،حتی كوچك،اثری(بزرگ)دارد كه شاید در همان لحظه ما نبینیم.
@IEandManagement
@IEandManagement
ژن نوآوری؛مهارت پنجم:شبکه سازی در ارتباطات
🔻
صرف وقت و انرژی برای یافتن و آزمودن ایده ها از طریق شبکه ای از افراد متنوع ، دیدگاه کاملا متفاوت به نوآوران می دهد. نوآوران بر خلاف سایر مدیران برای ملاقات افراد واجد ایده ها و دیدگاههای مختلف وقت صرف می کنند و دامنه دانش خود را گسترش می دهند. آنها آگاهانه سعی می کنند کشورهای دیگر و افراد نسلهای دیگر را ملاقات کنند.
🔺
▪️وقت گذاشتن برای افکار و ایده های مختلف باعث می شود زوایای پنهان موضوعات خود را نمایان سازد و همچون پازلی که کم کم تکمیل می شود ، قطعات آن بدرستی در کنار هم قرار گیرند. بدون شبکه سازی در ارتباطات امکان بقا در دنیای پیچیده امروز بسیار مشکل است.
@IEandManagement
🔻
صرف وقت و انرژی برای یافتن و آزمودن ایده ها از طریق شبکه ای از افراد متنوع ، دیدگاه کاملا متفاوت به نوآوران می دهد. نوآوران بر خلاف سایر مدیران برای ملاقات افراد واجد ایده ها و دیدگاههای مختلف وقت صرف می کنند و دامنه دانش خود را گسترش می دهند. آنها آگاهانه سعی می کنند کشورهای دیگر و افراد نسلهای دیگر را ملاقات کنند.
🔺
▪️وقت گذاشتن برای افکار و ایده های مختلف باعث می شود زوایای پنهان موضوعات خود را نمایان سازد و همچون پازلی که کم کم تکمیل می شود ، قطعات آن بدرستی در کنار هم قرار گیرند. بدون شبکه سازی در ارتباطات امکان بقا در دنیای پیچیده امروز بسیار مشکل است.
@IEandManagement
اگر نمی توانید کارهای بزرگ انجام دهید، کارهای کوچک را به بهترین وجه ممکن انجام دهید.
@IEandManagement
@IEandManagement