چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
معیار ۵ از۸
🔻
معیار۵:میزان رقابتی بودن یا انحصاری بودن بازار ان کسب و کار
بدین معنی است که کسب و کاری که در ان می خواهید سرمایه گذاری کنید ،ایا بازار ان در انحصار شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی خاصی است؟ ایا قوانین رقابت کامل در ان حاکم است؟
رقابت کامل بازاری است که تمام تلاشها و اقدامات کسب و کار در نهایت جهت براورده کردن رضایت مصرف کننده نهایی انجام می گیرد و تا زمانی که مصرف کننده نهایی مطلوبیتی از اقدامات انجام شده به دست نیاورد ،بابت ان پولی نمی پردازد. همانند بازار تاکسی و مسافر کشی
هرچه بازار یک کسب و کار رقابتی تر باشد و به بازار رقابت کامل نزدیک تر باشد،میزان موفقیت کسب و کار به خلاقیت و نواوری صاحبان ان وابسته می شود و برعکس هر چه انحصاری تر باشد ،خلاقیت و نواوری شکوفا نمی شود و مصرف کننده نهایی قدرت کافی برای وادار کردن تولید کننده به بهبود کیفیت،قیمت و تحویل به موقع کالا و خدمات را ندارد.
هر چه بازار یک کسب و کار به سمت رقابت کامل سوق پیدا کند ،هم به نفع اقتصاد کشور است و هم تولید کننده و هم مصرف کننده راضی اند (برد-برد)و تولید کنندگان روز به روز به دنبال ایجاد بیشتر رضایت مصرف کنندگان و اسایش انان و در نهایت جامعه خواهند بود.
🔺
@IEandManagement
معیار ۵ از۸
🔻
معیار۵:میزان رقابتی بودن یا انحصاری بودن بازار ان کسب و کار
بدین معنی است که کسب و کاری که در ان می خواهید سرمایه گذاری کنید ،ایا بازار ان در انحصار شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی خاصی است؟ ایا قوانین رقابت کامل در ان حاکم است؟
رقابت کامل بازاری است که تمام تلاشها و اقدامات کسب و کار در نهایت جهت براورده کردن رضایت مصرف کننده نهایی انجام می گیرد و تا زمانی که مصرف کننده نهایی مطلوبیتی از اقدامات انجام شده به دست نیاورد ،بابت ان پولی نمی پردازد. همانند بازار تاکسی و مسافر کشی
هرچه بازار یک کسب و کار رقابتی تر باشد و به بازار رقابت کامل نزدیک تر باشد،میزان موفقیت کسب و کار به خلاقیت و نواوری صاحبان ان وابسته می شود و برعکس هر چه انحصاری تر باشد ،خلاقیت و نواوری شکوفا نمی شود و مصرف کننده نهایی قدرت کافی برای وادار کردن تولید کننده به بهبود کیفیت،قیمت و تحویل به موقع کالا و خدمات را ندارد.
هر چه بازار یک کسب و کار به سمت رقابت کامل سوق پیدا کند ،هم به نفع اقتصاد کشور است و هم تولید کننده و هم مصرف کننده راضی اند (برد-برد)و تولید کنندگان روز به روز به دنبال ایجاد بیشتر رضایت مصرف کنندگان و اسایش انان و در نهایت جامعه خواهند بود.
🔺
@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
معیار ۹،۱۰،۱۱،۱۲ از ۱۹
🔻
۹-کسب دانش فنی در زمینه موضوع مورد مطالعه: صرفاً به صورت "شکلی" با موضوعات برخورد نکنید. محصول خروجی سیستم و فرایند تولید آنرا بشناسید.
به عنوان مثال یک تحلیلگر سیستم اطلاعاتی، وقتی قرار است سیستم بیمه را تحلیل کند، نباید با دانش صفر در زمینه بیمه، به تعامل با کاربران سیستم بپردازد. دنبال این باشید که از هر منبعی برای کسب دانش درباره سیستم مورد مطالعه، استفاده کنید. وقتی مسئول کنترل پروژه یک پل فلزی شدهاید، باید پل مورد نظر و شیوه ساخت و نصب آنرا بشناسید. وقتی مسئول برنامهریزی تولید یک محصول شدهاید، باید محصول و اجزاء آن و فرایند تولید آنرا به خوبی بشناسید.
بدون درک عمیق از محصول و فرایند، اثربخشی مهندسین صنایع به شدت کاهش خواهد یافت. مسئول کنترل پروژه، بدون شناخت و درک فراوردههای پروژه، چگونه میتواند برنامهریزی و کنترل کند؟ آیا تیم پروژه، کسی را که شناختی از فراورده پروژه و فرایند تولید آن ندارد، جدی خواهند گرفت؟
دروسی همچون نقشهکشی صنعتی، علم مواد و روشهای تولید، استاتیک و مقاومت مصالح، مبانی مهندسی برق، برنامهنویسی کامپیوتر و ... برای این است که آمادگی ورود سریع به حوزههای مختلف را داشته باشید.
۱۰- حتیالامکان به کاری مشغول شوید که به آن علاقهمند باشید. کارهایی را که میپذیرید، با علاقه انجام دهید.
۱۱- وقتی مسئولیتی را میپذیرید، برای تحقق اهداف آن، ممکن است کارهای غیرتخصصی نیز لازم باشد؛ از این موضوع فرار نکنید. شما مسئول تحقق هدف مورد نظر هستید؛ هر کاری لازم است باید انجام دهید. برخی از این کارها ممکن است مورد علاقه شما نباشد یا در حیطه تخصصی شما نباشد یا حتی ظاهراً وظیفه شما نباشد! کارهای دنیای واقعی، همانند رشتههای دانشگاهی تفکیک نشدهاند.
۱۲- مسائل شخصی را از موضوعات کاری تفکیک کنید. اگر از فردی خوشتان نمیآید، نباید منافع سازمان را فدای این احساس شخصی خود کنید. متأسفانه گاهی دیده میشود دو نفر که با هم مشکل دارند (و معمولاً ریشه این مشکل، به خاطر کار نیست بلکه به خاطر لجبازی و کوتهبینی است) منافع سازمان را فدای این اختلاف خود میکنند. آیا عاقلانه نیست پدر و مادری که با هم اختلاف دارند و حتی از هم جدا شدهاند، وقتی پای امور مربوط به فرزندان در میان است، احساسات خود را کنار بگذارند و با هم همکاری کنند؟
کار تیمی مستلزم نگرش بلندمدت و اولویت دادن به منافع سازمان است.
🔺
@IEandManagement
معیار ۹،۱۰،۱۱،۱۲ از ۱۹
🔻
۹-کسب دانش فنی در زمینه موضوع مورد مطالعه: صرفاً به صورت "شکلی" با موضوعات برخورد نکنید. محصول خروجی سیستم و فرایند تولید آنرا بشناسید.
به عنوان مثال یک تحلیلگر سیستم اطلاعاتی، وقتی قرار است سیستم بیمه را تحلیل کند، نباید با دانش صفر در زمینه بیمه، به تعامل با کاربران سیستم بپردازد. دنبال این باشید که از هر منبعی برای کسب دانش درباره سیستم مورد مطالعه، استفاده کنید. وقتی مسئول کنترل پروژه یک پل فلزی شدهاید، باید پل مورد نظر و شیوه ساخت و نصب آنرا بشناسید. وقتی مسئول برنامهریزی تولید یک محصول شدهاید، باید محصول و اجزاء آن و فرایند تولید آنرا به خوبی بشناسید.
بدون درک عمیق از محصول و فرایند، اثربخشی مهندسین صنایع به شدت کاهش خواهد یافت. مسئول کنترل پروژه، بدون شناخت و درک فراوردههای پروژه، چگونه میتواند برنامهریزی و کنترل کند؟ آیا تیم پروژه، کسی را که شناختی از فراورده پروژه و فرایند تولید آن ندارد، جدی خواهند گرفت؟
دروسی همچون نقشهکشی صنعتی، علم مواد و روشهای تولید، استاتیک و مقاومت مصالح، مبانی مهندسی برق، برنامهنویسی کامپیوتر و ... برای این است که آمادگی ورود سریع به حوزههای مختلف را داشته باشید.
۱۰- حتیالامکان به کاری مشغول شوید که به آن علاقهمند باشید. کارهایی را که میپذیرید، با علاقه انجام دهید.
۱۱- وقتی مسئولیتی را میپذیرید، برای تحقق اهداف آن، ممکن است کارهای غیرتخصصی نیز لازم باشد؛ از این موضوع فرار نکنید. شما مسئول تحقق هدف مورد نظر هستید؛ هر کاری لازم است باید انجام دهید. برخی از این کارها ممکن است مورد علاقه شما نباشد یا در حیطه تخصصی شما نباشد یا حتی ظاهراً وظیفه شما نباشد! کارهای دنیای واقعی، همانند رشتههای دانشگاهی تفکیک نشدهاند.
۱۲- مسائل شخصی را از موضوعات کاری تفکیک کنید. اگر از فردی خوشتان نمیآید، نباید منافع سازمان را فدای این احساس شخصی خود کنید. متأسفانه گاهی دیده میشود دو نفر که با هم مشکل دارند (و معمولاً ریشه این مشکل، به خاطر کار نیست بلکه به خاطر لجبازی و کوتهبینی است) منافع سازمان را فدای این اختلاف خود میکنند. آیا عاقلانه نیست پدر و مادری که با هم اختلاف دارند و حتی از هم جدا شدهاند، وقتی پای امور مربوط به فرزندان در میان است، احساسات خود را کنار بگذارند و با هم همکاری کنند؟
کار تیمی مستلزم نگرش بلندمدت و اولویت دادن به منافع سازمان است.
🔺
@IEandManagement
توضیحات مثال پیچک یا فنر
🔻
یک پیچک را در نظر بگیرید که با یک دست از زیر آن و با دست دیگر، از بالای آن گرفتهاید (بخش a شکل بالا). آنگاه دست پایینی را عقب بکشید (بخش b شکل ). همانطور که بخش c شکل نشان میدهد، پیچک نوسان خواهد کرد. پرسشی که مطرح میشود، این است: عامل این نوسان چیست؟ لحظهای درباره آن فکر کنید!
آیا به برداشتن دست زیرین فکر میکردید؟ یا شاید هم به جاذبه؟ اینها دو پاسخی هستند که از 90% افراد دریافت شده است. اما پاسخ این است: پیچک!
البته درست است که اگر دست تکیهگاه، برداشته نمیشد، پیچک هرگز نوسان نمیکرد؛ و همچنین درست است که اگر دست خود را بر میداشتید ولی میدان جاذبهای وجود نداشت، پیچک نوسان نمیکرد. اما تصور کنید که همین آزمایش بار دیگر با مثلا یک فنجان انجام میشد! نوسانی وجود نداشت. همان عقب کشیدن دست، همان میدان جاذبه، اما هیچ نوسانی وجود نداشت!
همانگونه که آزمایش نشان میدهد، نگرش دیگر به چرایی عملکرد پیچک این است که علت رفتار آنرا «ساختار درونی» آن بدانیم. از این دیدگاه، پیچک یک «نوسان منتظر وقوع» است. وقتی محرک مناسب پیدا شود، پیچک در پاسخ به آن، نوسان خواهد کرد. طبیعتش این است که چنین کند.
🔺
ادامه بحث ساختار سیستمها در پستهای بعدی
@IEandManagement
🔻
یک پیچک را در نظر بگیرید که با یک دست از زیر آن و با دست دیگر، از بالای آن گرفتهاید (بخش a شکل بالا). آنگاه دست پایینی را عقب بکشید (بخش b شکل ). همانطور که بخش c شکل نشان میدهد، پیچک نوسان خواهد کرد. پرسشی که مطرح میشود، این است: عامل این نوسان چیست؟ لحظهای درباره آن فکر کنید!
آیا به برداشتن دست زیرین فکر میکردید؟ یا شاید هم به جاذبه؟ اینها دو پاسخی هستند که از 90% افراد دریافت شده است. اما پاسخ این است: پیچک!
البته درست است که اگر دست تکیهگاه، برداشته نمیشد، پیچک هرگز نوسان نمیکرد؛ و همچنین درست است که اگر دست خود را بر میداشتید ولی میدان جاذبهای وجود نداشت، پیچک نوسان نمیکرد. اما تصور کنید که همین آزمایش بار دیگر با مثلا یک فنجان انجام میشد! نوسانی وجود نداشت. همان عقب کشیدن دست، همان میدان جاذبه، اما هیچ نوسانی وجود نداشت!
همانگونه که آزمایش نشان میدهد، نگرش دیگر به چرایی عملکرد پیچک این است که علت رفتار آنرا «ساختار درونی» آن بدانیم. از این دیدگاه، پیچک یک «نوسان منتظر وقوع» است. وقتی محرک مناسب پیدا شود، پیچک در پاسخ به آن، نوسان خواهد کرد. طبیعتش این است که چنین کند.
🔺
ادامه بحث ساختار سیستمها در پستهای بعدی
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
معیار ۶ از ۸
🔻
معیار ۶-میزان وابستگی به رکود و رونق بازار
برخی از کسب و کارها به رکود و رونق بازار وابسته هستند،در دوران رکود و رونق پارامتر درامد مردم تغییر می کند. در علم اقتصاد بحثی به نام کشش درامدی تقاضا(که با EM نمایش داده می شود ) وجود دارد که بدین معنی است که با افزایش سطحی(مثلا ۱۰ درصد) از درامد مردم، تقاضا برای یک کالای خاص چگونه تغییر می کند ؟
جواب این سوال به ۳ دسته تقسیم می شود :
1- اگر مقدار کشش درآمدی منفی باشد 0>EM گفته می شود با افزایش مثلا ۱۰ درصدی درامد مردم تقاضا برای این کالاها نه تنها افزایش پیدا نمی کند بلکه کاهش می یابد. یعنی با افزایس درامد مردم از کالاهای جانشین که مطلوبیت بیشتری برایشان دارد, استفاده می کنند. مثلا سیب زمینی جای خود را دراین زمان به گوشت یا دیگر اقلام واگذار می کند. یا استفاده از ماشین شخصی به جای استفاده از حمل و نقل عمومی
2- اگر مقدار کشش درآمدی کمتر از یک باشد ،بدین معنی است که با افزایش درامد به میزان مثلا ۱۰ درصد،تقاضا برای این دسته از کالاها افزایش پیدا خواهد کرد ،لیکن کمتر از ۱۰ درصد افزایش پیدا می کند. مثال:گوشت و مرغ ،لباس،کفش و... (این دسته از کالاها اصطلاحا کالاهای ضروری خوانده می شوند)
3- اگر مقدار کشش درآمدی بزرگتر از یک باشد در این صورت گفته می شود این کالا لوکس است یعنی اگر ۱۰ درصد درآمد افزایش یابد تقاضای آن بیشتر از ۱۰ درصد افزایش می یابد.مثلا تقاضا برای خودرو و مسکن و لوازم خانگی و...
بنابراین کالاهای دسته سوم به رونق و رکود وابسته اند ،لیکن این موضوع برای تولیدکنندگان مواد غذایی شدت و حدت کمتری دارد.
🔺
@IEandManagement
معیار ۶ از ۸
🔻
معیار ۶-میزان وابستگی به رکود و رونق بازار
برخی از کسب و کارها به رکود و رونق بازار وابسته هستند،در دوران رکود و رونق پارامتر درامد مردم تغییر می کند. در علم اقتصاد بحثی به نام کشش درامدی تقاضا(که با EM نمایش داده می شود ) وجود دارد که بدین معنی است که با افزایش سطحی(مثلا ۱۰ درصد) از درامد مردم، تقاضا برای یک کالای خاص چگونه تغییر می کند ؟
جواب این سوال به ۳ دسته تقسیم می شود :
1- اگر مقدار کشش درآمدی منفی باشد 0>EM گفته می شود با افزایش مثلا ۱۰ درصدی درامد مردم تقاضا برای این کالاها نه تنها افزایش پیدا نمی کند بلکه کاهش می یابد. یعنی با افزایس درامد مردم از کالاهای جانشین که مطلوبیت بیشتری برایشان دارد, استفاده می کنند. مثلا سیب زمینی جای خود را دراین زمان به گوشت یا دیگر اقلام واگذار می کند. یا استفاده از ماشین شخصی به جای استفاده از حمل و نقل عمومی
2- اگر مقدار کشش درآمدی کمتر از یک باشد ،بدین معنی است که با افزایش درامد به میزان مثلا ۱۰ درصد،تقاضا برای این دسته از کالاها افزایش پیدا خواهد کرد ،لیکن کمتر از ۱۰ درصد افزایش پیدا می کند. مثال:گوشت و مرغ ،لباس،کفش و... (این دسته از کالاها اصطلاحا کالاهای ضروری خوانده می شوند)
3- اگر مقدار کشش درآمدی بزرگتر از یک باشد در این صورت گفته می شود این کالا لوکس است یعنی اگر ۱۰ درصد درآمد افزایش یابد تقاضای آن بیشتر از ۱۰ درصد افزایش می یابد.مثلا تقاضا برای خودرو و مسکن و لوازم خانگی و...
بنابراین کالاهای دسته سوم به رونق و رکود وابسته اند ،لیکن این موضوع برای تولیدکنندگان مواد غذایی شدت و حدت کمتری دارد.
🔺
@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
معیار ۱۳،۱۴،۱۵ از ۱۹
🔻
۱۳- مرز بین زندگی کاری و زندگی شخصی خود را هوشمندانه مدیریت کنید. نه این گونه باشد که فقط نگاهتان به ساعت باشد تا وقت اداری تمام شود تا فوراً محیط کار را ترک کنید؛ و نه این گونه باشد که به امور شخصی خود نرسید و خانواده نتوانند هیچگونه برنامهریزی روی وقت شما داشته باشند. یعنی باید بدانید که شما عضو دو سیستم هستید که موفقیت هر دوی آنها برای شما مهم است. باید بتوانید تعادل بلندمدت برقرار کنید.
متأسفانه افرادی دیده میشوند که وقتی ساعت کاری رسمی آنها تمام میشود، حتی اگر کار نیمه تمامی دارند که اتمام آن برای منافع سازمان اهمیت دارد، کار را رها کرده و میروند. از طرف دیگر، افرادی نیز دیده میشوند که هیچ حد و حصری برای ساعت کار خود قائل نیستند و لذا در زندگی شخصی خود با مشکل مواجه میشوند.
۱۴- در صورتی که حق انتخاب دارید، در جایی مشغول به کار شوید که فردی با تجربه در کنار شما باشد. فردی که بتوانید چیزی از او بیاموزید.
۱۵- تصویری از آینده مطلوب داشته باشید و گام به گام به سمت آن حرکت کنید.
بهبودهای سازمانی، غالباً به صورت تدریجی و چند مرحلهای اجرا میشوند. توقع نداشته باشید با یک big bang بتوانید همه چیز را به شکل مطلوب درآورید. باید مرحله به مرحله، جلو بروید تا اعتماد سازمان را جلب کنید. اما خودتان باید تصویری از سیستم مطلوب داشته باشید تا مطمئن باشید که گامهایی که برمیدارید، در جهت درست هستند.
به عنوان مثال فرض کنید مسئول برنامهریزی تولید در یک شرکت نه چندان بزرگ شدهاید. با یک بررسی اولیه متوجه میشوید که نظام برنامهریزی تولید و مواد شرکت، نقصهای اساسی دارد. باید تصویری از نظام مطلوب برنامهریزی تولید و مواد داشته باشید و گام به گام در جهت استقرار آن حرکت کنید. این گامها باید به ترتیبی برداشته شوند که پیشنیازهای آنها فراهم شده باشد و بیشترین بهبود را در سیستم ایجاد کنند.
🔺
@IEandManagement
معیار ۱۳،۱۴،۱۵ از ۱۹
🔻
۱۳- مرز بین زندگی کاری و زندگی شخصی خود را هوشمندانه مدیریت کنید. نه این گونه باشد که فقط نگاهتان به ساعت باشد تا وقت اداری تمام شود تا فوراً محیط کار را ترک کنید؛ و نه این گونه باشد که به امور شخصی خود نرسید و خانواده نتوانند هیچگونه برنامهریزی روی وقت شما داشته باشند. یعنی باید بدانید که شما عضو دو سیستم هستید که موفقیت هر دوی آنها برای شما مهم است. باید بتوانید تعادل بلندمدت برقرار کنید.
متأسفانه افرادی دیده میشوند که وقتی ساعت کاری رسمی آنها تمام میشود، حتی اگر کار نیمه تمامی دارند که اتمام آن برای منافع سازمان اهمیت دارد، کار را رها کرده و میروند. از طرف دیگر، افرادی نیز دیده میشوند که هیچ حد و حصری برای ساعت کار خود قائل نیستند و لذا در زندگی شخصی خود با مشکل مواجه میشوند.
۱۴- در صورتی که حق انتخاب دارید، در جایی مشغول به کار شوید که فردی با تجربه در کنار شما باشد. فردی که بتوانید چیزی از او بیاموزید.
۱۵- تصویری از آینده مطلوب داشته باشید و گام به گام به سمت آن حرکت کنید.
بهبودهای سازمانی، غالباً به صورت تدریجی و چند مرحلهای اجرا میشوند. توقع نداشته باشید با یک big bang بتوانید همه چیز را به شکل مطلوب درآورید. باید مرحله به مرحله، جلو بروید تا اعتماد سازمان را جلب کنید. اما خودتان باید تصویری از سیستم مطلوب داشته باشید تا مطمئن باشید که گامهایی که برمیدارید، در جهت درست هستند.
به عنوان مثال فرض کنید مسئول برنامهریزی تولید در یک شرکت نه چندان بزرگ شدهاید. با یک بررسی اولیه متوجه میشوید که نظام برنامهریزی تولید و مواد شرکت، نقصهای اساسی دارد. باید تصویری از نظام مطلوب برنامهریزی تولید و مواد داشته باشید و گام به گام در جهت استقرار آن حرکت کنید. این گامها باید به ترتیبی برداشته شوند که پیشنیازهای آنها فراهم شده باشد و بیشترین بهبود را در سیستم ایجاد کنند.
🔺
@IEandManagement
ارزش منابع :
🔻
اساسا انسانها دوست ندارند با کمبود منابع روبرو شوند و دوست دارند از هر منبعی به وفور در دسترس باشد . همه ما مواردی همچون پول ، زمان ، فضا ، انرژی ، منابع طبیعی ، دانش و ... را به عنوان منابع می شناسیم . دلیل اصلی بوجود آمدن علم اقتصاد و شاید مدیریت نیز همین کمیابی منابع است . قبل از ادامه به چند مثال از رفتارهای خودمان در قبال مصرف منابع می پردازیم:
خیلی از ماها دوست داریم از همه دانش بشری سر دربیاریم ! مثال بارز آن تعداد کانالهایی از تلگرام است که در آن عضو می شویم . کافیست یکی از دوستانمان یکی از پستهای یک کانال را برایمان ارسال کند و مطلب آن کمی جالب باشد ، بدون آنکه فکر کنیم موضوع این کانال جزء علائق من هست یا نه ؟ یا به کار من می آید یا خیر؟ عضو آن می شویم . و جالب آنکه تعداد پستهای نخوانده از کانال های مختلف سر به فلک می کشد و با این وجود باز حاضر به ترک آن کانال ها نیستیم ! با خودمون میگیم یک روز میشینم همشونو می خونم ! یا شاید یک روز به دردم خورد ! یا در مثالی دیگر موقع پارک ماشین در خیابان جوری پارک می کنیم که عمراً ماشین دیگه ای بتونه پارک کنه ، دوست داریم موقع رفتن با خیال راحت خارج شویم ! یا خونه های چندصد متری و چند هکتاری دوست داریم! یا به جای دوش 5 تا 10 دقیقه ای نیم ساعت یا یک ساعت بی خود و بی جهت آب هدر می دهیم ! دهها و صدها مورد دیگر می توان نام برد.
👈بخش زیادی از این مسائل دلائل اقتصادی دارد و به این خاطر اتفاق می افتند که قیمت بسیاری از منابع در کشور ما کم است و متاسفانه ما قدر آنها را نمی دانیم . متاسفانه ما وقتی بابت بدست آوردن منبع پول پرداخت می کنیم به آن بهای زیادی می دهیم و وقتی مجانی است نسبت به آن کم لطفیم ! قبلاً یک مدیر عاملی داشتیم که برای همکاران شرکت، یک دوره در زمینه EFQM با حضور مدرس خارج از شرکت برگزار کرد و بابت آن پول خوبی از جیب شرکت به مدرس داد . تعداد افرادی که در دوره شرکت کردند شرم آور بود! با اینکه مطالب دوره واقعاً مفید بود . حال اگر همین مدیر عامل از همکاران برای یک دوره واقعاً کم ارزش پول دریافت می کرد ، قطعاً اکثریت حاضر می شدند! چون پول داده بودند!
👈بخشی دیگر به دلیل حریص بودن ماست ، مانند عضویت در تعداد زیادی از کانالهای تلگرام ، خانه های چندصد متری و چند هکتاری ، جاپارک برای ماشین
👈بخشی دیگر به خاطر چشم و همچشمی است . برگزاری مراسم های آنچنانی عروسی و عزا واقعاً هیچ ضرورتی ندارد ، متاسفانه این چشم و همچشمی حتی در خرید قبر! نیز به چشم می خورد !
👈بخشی دیگر به دلیل عدم آگاهی است . چند درصد از کشاورزان ما میدانند که 90 درصد آب موجود در کشور صرف کشاورزی می شود ؟ یا چند درصد آنها می دانند که بهای آب کشاورزی برایشان تقریباً صفر است ؟
و...
⚪️ هر زمان خواستید از منابع به نحو مطلوب استفاده کنید از تکنیک 5W2H استفاده کنید .
Why-What-When-Where-Who-How-How many or much
🔸چرا ؟ چرا از این منبع استفاده می کنم ؟برایم کاربردی دارد؟
🔸چه چیزی؟ این منبع چیه؟ و چقدر برای کار من ارزش دارد؟
🔸چه موقع ؟ چه موقع باید از این منبع استفاده کنم ؟
🔸کجا؟ کجا باید از این منبع استفاده کنم ؟
🔸چه کسی؟ این منبع برای چه کسی خوب است ؟
🔸چگونه ؟ چگونه از این منبع استفاده کنم ؟
🔸چه مقدار ؟ چه مقدار از این منبع استفاده کنم ؟
🔺
شکر نعمت ، نعمتت افزون کند کفر نعمت، از کفت بیرون کند
@IEandManagement
🔻
اساسا انسانها دوست ندارند با کمبود منابع روبرو شوند و دوست دارند از هر منبعی به وفور در دسترس باشد . همه ما مواردی همچون پول ، زمان ، فضا ، انرژی ، منابع طبیعی ، دانش و ... را به عنوان منابع می شناسیم . دلیل اصلی بوجود آمدن علم اقتصاد و شاید مدیریت نیز همین کمیابی منابع است . قبل از ادامه به چند مثال از رفتارهای خودمان در قبال مصرف منابع می پردازیم:
خیلی از ماها دوست داریم از همه دانش بشری سر دربیاریم ! مثال بارز آن تعداد کانالهایی از تلگرام است که در آن عضو می شویم . کافیست یکی از دوستانمان یکی از پستهای یک کانال را برایمان ارسال کند و مطلب آن کمی جالب باشد ، بدون آنکه فکر کنیم موضوع این کانال جزء علائق من هست یا نه ؟ یا به کار من می آید یا خیر؟ عضو آن می شویم . و جالب آنکه تعداد پستهای نخوانده از کانال های مختلف سر به فلک می کشد و با این وجود باز حاضر به ترک آن کانال ها نیستیم ! با خودمون میگیم یک روز میشینم همشونو می خونم ! یا شاید یک روز به دردم خورد ! یا در مثالی دیگر موقع پارک ماشین در خیابان جوری پارک می کنیم که عمراً ماشین دیگه ای بتونه پارک کنه ، دوست داریم موقع رفتن با خیال راحت خارج شویم ! یا خونه های چندصد متری و چند هکتاری دوست داریم! یا به جای دوش 5 تا 10 دقیقه ای نیم ساعت یا یک ساعت بی خود و بی جهت آب هدر می دهیم ! دهها و صدها مورد دیگر می توان نام برد.
👈بخش زیادی از این مسائل دلائل اقتصادی دارد و به این خاطر اتفاق می افتند که قیمت بسیاری از منابع در کشور ما کم است و متاسفانه ما قدر آنها را نمی دانیم . متاسفانه ما وقتی بابت بدست آوردن منبع پول پرداخت می کنیم به آن بهای زیادی می دهیم و وقتی مجانی است نسبت به آن کم لطفیم ! قبلاً یک مدیر عاملی داشتیم که برای همکاران شرکت، یک دوره در زمینه EFQM با حضور مدرس خارج از شرکت برگزار کرد و بابت آن پول خوبی از جیب شرکت به مدرس داد . تعداد افرادی که در دوره شرکت کردند شرم آور بود! با اینکه مطالب دوره واقعاً مفید بود . حال اگر همین مدیر عامل از همکاران برای یک دوره واقعاً کم ارزش پول دریافت می کرد ، قطعاً اکثریت حاضر می شدند! چون پول داده بودند!
👈بخشی دیگر به دلیل حریص بودن ماست ، مانند عضویت در تعداد زیادی از کانالهای تلگرام ، خانه های چندصد متری و چند هکتاری ، جاپارک برای ماشین
👈بخشی دیگر به خاطر چشم و همچشمی است . برگزاری مراسم های آنچنانی عروسی و عزا واقعاً هیچ ضرورتی ندارد ، متاسفانه این چشم و همچشمی حتی در خرید قبر! نیز به چشم می خورد !
👈بخشی دیگر به دلیل عدم آگاهی است . چند درصد از کشاورزان ما میدانند که 90 درصد آب موجود در کشور صرف کشاورزی می شود ؟ یا چند درصد آنها می دانند که بهای آب کشاورزی برایشان تقریباً صفر است ؟
و...
⚪️ هر زمان خواستید از منابع به نحو مطلوب استفاده کنید از تکنیک 5W2H استفاده کنید .
Why-What-When-Where-Who-How-How many or much
🔸چرا ؟ چرا از این منبع استفاده می کنم ؟برایم کاربردی دارد؟
🔸چه چیزی؟ این منبع چیه؟ و چقدر برای کار من ارزش دارد؟
🔸چه موقع ؟ چه موقع باید از این منبع استفاده کنم ؟
🔸کجا؟ کجا باید از این منبع استفاده کنم ؟
🔸چه کسی؟ این منبع برای چه کسی خوب است ؟
🔸چگونه ؟ چگونه از این منبع استفاده کنم ؟
🔸چه مقدار ؟ چه مقدار از این منبع استفاده کنم ؟
🔺
شکر نعمت ، نعمتت افزون کند کفر نعمت، از کفت بیرون کند
@IEandManagement
صنایع و مدیریت
ساختار سیستم، بوجود آورنده رفتار آنست! @IEandManagement
۹۴ درصد مشکلات سازمانها ناشی از ساختار سیستمهاست! دکتر دمینگ
🔻
به این شکل(گوشه بالا سمت چپ که در پستهای قبلی آمده است) مجددا نگاه کنید. می خواهیم کمی بیشتر در مورد ساختار سیستمها صحبت کنیم.
از بالا به پایین شروع می کنیم:
۱-یک رویداد یا واقعه اتفاق می افتد. مثلا تورم زیاد یا کم می شود. یا فنر نوسان می کند. این مرحله را همه می بینند!
۲-برای پی بردن به رفتار و الگوی پدیده ، رفتار بوجود آمده در بستر زمان مورد بررسی قرار می گیرد. یک نمودار که محور افقی آن زمان است و محور عمودی آن مقدار پدیده مورد نظر است را در ذهن خود مجسم کنید. مثلا میزان تورم در یکسال اخیر روندی نزولی داشته است. یا مقدار نوسان پیچک(فنر) در بستر زمان مثل اثر شلاق است.
این مرحله را فقط افرادی می بینند که می خواهند پدیده را تحلیل کنند و از داده های مربوطه اطلاعات مفید ایجاد می کنند و روندها و رفتارها را درک می کنند.
۳-در این مرحله به دنبال مدل کردن ساختار سیستم هستیم و فکر می کنیم رفتاری که در مرحله ۲ بدست آمده ناشی از یکسری قوانین و روابط علت و معلولی ایجاد شده است که در قالب یک ساختار که هنوز مدل آن برای ما مشخص نیست ، عمل می کند. بنابراین روابط علی و معلولی سیستم را مشخص می کنیم.برای درک بهتر در انتهای پست مجددا ساختار مربوط به پدیده(سیستم) ترافیک و توضیح آن را برای شما ارایه خواهیم کرد.
این مرحله دقیقا جایی است که متاسفانه اغلب مدیران ما نمی دانند ، چجوری پدیده ها را در قالب ساختارهای سیستمی برای بررسی رفتار هایشان مدله کنند و فقط با اطلاعات مرحله ۲ تصمیم می گیرند. (بخش زیادی از مشکلات حل نمی شود چون اساسا این مرحله انجام نمی شود). هر موقع اتفاق و رویدادی مشاهده می کنند با استفاده از تجربیات خود و با بکارگیری ابزارهایی همچون استخوان ماهی-پارتو-نمودار همبستگی و... شروع به حل مشکل می کنند. این ابزارها در حل مشکلات کمک می کنند ، لیکن به صورت مقطعی ، آنهم در قالب مسکن.
اگر نتوانیم مدل ساختار سیستم را استخراج کنیم و کامل روابط علت و معلولی را درک نکنیم ، هرگز مشکلات به صورت ریشه ای حل نمی شوند.
۴-در این مرحله مدل های ذهنی و جهان بینی و نگرشهایی که پشت قضیه بوده است را جستجو می کنیم و پی به تمام جوانب سیستم می بریم.
در این مرحله چون به همه روابط و ساختار سیستم پی می بریم می دانیم تغییر در هر کدام از پارامترها چه تبعاتی در کل سیستم دارد. به عنوان مثال می دانیم که اگر ضریب فنر دو برابر شود چه اتفاق ی می افتد. یا عرضه و تقاضای پول چگونه بر ساختار اقتصاد به عنوان یک سیستم کل تاثیر می گذارد.
در واقع چون می دانیم تبعات تغییرات پارامترها در کل سیستم به چه صورت خواهد بود ، تصمیم درست خواهیم گرفت.
🔺
@IEandManagement
🔻
به این شکل(گوشه بالا سمت چپ که در پستهای قبلی آمده است) مجددا نگاه کنید. می خواهیم کمی بیشتر در مورد ساختار سیستمها صحبت کنیم.
از بالا به پایین شروع می کنیم:
۱-یک رویداد یا واقعه اتفاق می افتد. مثلا تورم زیاد یا کم می شود. یا فنر نوسان می کند. این مرحله را همه می بینند!
۲-برای پی بردن به رفتار و الگوی پدیده ، رفتار بوجود آمده در بستر زمان مورد بررسی قرار می گیرد. یک نمودار که محور افقی آن زمان است و محور عمودی آن مقدار پدیده مورد نظر است را در ذهن خود مجسم کنید. مثلا میزان تورم در یکسال اخیر روندی نزولی داشته است. یا مقدار نوسان پیچک(فنر) در بستر زمان مثل اثر شلاق است.
این مرحله را فقط افرادی می بینند که می خواهند پدیده را تحلیل کنند و از داده های مربوطه اطلاعات مفید ایجاد می کنند و روندها و رفتارها را درک می کنند.
۳-در این مرحله به دنبال مدل کردن ساختار سیستم هستیم و فکر می کنیم رفتاری که در مرحله ۲ بدست آمده ناشی از یکسری قوانین و روابط علت و معلولی ایجاد شده است که در قالب یک ساختار که هنوز مدل آن برای ما مشخص نیست ، عمل می کند. بنابراین روابط علی و معلولی سیستم را مشخص می کنیم.برای درک بهتر در انتهای پست مجددا ساختار مربوط به پدیده(سیستم) ترافیک و توضیح آن را برای شما ارایه خواهیم کرد.
این مرحله دقیقا جایی است که متاسفانه اغلب مدیران ما نمی دانند ، چجوری پدیده ها را در قالب ساختارهای سیستمی برای بررسی رفتار هایشان مدله کنند و فقط با اطلاعات مرحله ۲ تصمیم می گیرند. (بخش زیادی از مشکلات حل نمی شود چون اساسا این مرحله انجام نمی شود). هر موقع اتفاق و رویدادی مشاهده می کنند با استفاده از تجربیات خود و با بکارگیری ابزارهایی همچون استخوان ماهی-پارتو-نمودار همبستگی و... شروع به حل مشکل می کنند. این ابزارها در حل مشکلات کمک می کنند ، لیکن به صورت مقطعی ، آنهم در قالب مسکن.
اگر نتوانیم مدل ساختار سیستم را استخراج کنیم و کامل روابط علت و معلولی را درک نکنیم ، هرگز مشکلات به صورت ریشه ای حل نمی شوند.
۴-در این مرحله مدل های ذهنی و جهان بینی و نگرشهایی که پشت قضیه بوده است را جستجو می کنیم و پی به تمام جوانب سیستم می بریم.
در این مرحله چون به همه روابط و ساختار سیستم پی می بریم می دانیم تغییر در هر کدام از پارامترها چه تبعاتی در کل سیستم دارد. به عنوان مثال می دانیم که اگر ضریب فنر دو برابر شود چه اتفاق ی می افتد. یا عرضه و تقاضای پول چگونه بر ساختار اقتصاد به عنوان یک سیستم کل تاثیر می گذارد.
در واقع چون می دانیم تبعات تغییرات پارامترها در کل سیستم به چه صورت خواهد بود ، تصمیم درست خواهیم گرفت.
🔺
@IEandManagement
Forwarded from صنایع و مدیریت
Forwarded from صنایع و مدیریت
مثالی دیگر از تفکر سیستمی:
🔻
سیستم ترافیک:
اغلب تصور می شود که برای حل مشکل ترافیک بایستی خیابان ها را توسعه داد یا با حذف بلوارها یا کوچکتر کردن آنها، خیابان ها را پهن تر کرد. بعد از اتمام پروژه های توسعه خیابان ها تا مدتی وضعیت ترافیک بهبود پیدا می کند ، لیکن دوباره وضعیت به روال قبل بر می گردد. دلیل آن چیست؟
با توسعه خیابان ها ، زمان سفر (جابجایی) کاهش می یابد که همین کاهش زمان باعث افزایش جذابیت رانندگی شخصی می شود. افراد اشتیاق بیشتری برای استفاده از خودروی شخصی خواهند داشت. افزایش جذابیت رانندگی شخصی موجب افزایش تعداد جابجایی ها و تعداد خودرو ها در طول روز خواهد شد. افزایش تعداد خودروها باعث ایجاد ترافیک می شود . بنابراین توسعه راهها و خیابان ها باعث افزایش تمایل به استفاده و خرید خودروهای شخصی گردید و عملا نه تنها مشکل حل نشد ، بلکه منابع نیز هدر رفت! اگر دقت کرده باشید وقتی در یک ناحیه خلوت از شهر راه و خیابان جدید ایجاد می شود ، بعد از گذشت مدتی از زمان همان ناحیه خلوت به منطقه ای شلوغ تبدیل می شود. به همین روال این موضوع باعث افزایش جمعیت شهری و فعالیتهای اقتصادی می گردد و دوباره مشکل ترافیک بوجود می آید. 🔺
تفکر سیستمی به ما می آموزد که نباید به مسایل به صورت خطی نگاه کرد ،بلکه تمام مسایل جهان اطراف ما به صورت حلقه های علت و معلول در قالب سیستم های مختلف بهم تنیده شده است.
کانال مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
🔻
سیستم ترافیک:
اغلب تصور می شود که برای حل مشکل ترافیک بایستی خیابان ها را توسعه داد یا با حذف بلوارها یا کوچکتر کردن آنها، خیابان ها را پهن تر کرد. بعد از اتمام پروژه های توسعه خیابان ها تا مدتی وضعیت ترافیک بهبود پیدا می کند ، لیکن دوباره وضعیت به روال قبل بر می گردد. دلیل آن چیست؟
با توسعه خیابان ها ، زمان سفر (جابجایی) کاهش می یابد که همین کاهش زمان باعث افزایش جذابیت رانندگی شخصی می شود. افراد اشتیاق بیشتری برای استفاده از خودروی شخصی خواهند داشت. افزایش جذابیت رانندگی شخصی موجب افزایش تعداد جابجایی ها و تعداد خودرو ها در طول روز خواهد شد. افزایش تعداد خودروها باعث ایجاد ترافیک می شود . بنابراین توسعه راهها و خیابان ها باعث افزایش تمایل به استفاده و خرید خودروهای شخصی گردید و عملا نه تنها مشکل حل نشد ، بلکه منابع نیز هدر رفت! اگر دقت کرده باشید وقتی در یک ناحیه خلوت از شهر راه و خیابان جدید ایجاد می شود ، بعد از گذشت مدتی از زمان همان ناحیه خلوت به منطقه ای شلوغ تبدیل می شود. به همین روال این موضوع باعث افزایش جمعیت شهری و فعالیتهای اقتصادی می گردد و دوباره مشکل ترافیک بوجود می آید. 🔺
تفکر سیستمی به ما می آموزد که نباید به مسایل به صورت خطی نگاه کرد ،بلکه تمام مسایل جهان اطراف ما به صورت حلقه های علت و معلول در قالب سیستم های مختلف بهم تنیده شده است.
کانال مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
معیار ۷ از ۸
🔻
معیار ۷-حجم عرضه و تقاضای بازار کسب و کار مورد نظر
وقتی می خواهید کسب و کاری را برای سرمایه گذاری انتخاب کنید،حتما بایستی به وضعیت عرضه و تقاضا کالاها یا خدمات کسب و کار مورد نظرتان در بازار هدفی که مدنظرتان است ، توجه کنید.
برای مثال شما می خواهید وارد کسب و کار تولید کالای X شوید ،اگر بازار هدفتان کل کشور ایران باشد ،بایستی سرانه مصرف کالای X هر ایرانی را که مثلا حدودا ۹۰کیلو در سال است را در جمعیت ایران که حدودا ۸۰ میلیون است ضرب کنید که ۷۲۰۰ میلیون کیلو در سال خواهد شد. این میزان کل تقاضا در بازار هدف است. حال بایستی میزان کل تولید یا عرضه این کالا در ایران را از منابع معتبر (وزارتخانه های مرتبط) اخذ کنید که مثلا در مورد کالای X چیزی حدود۸۹۰۰ میلیون کیلو در سال است. با این توضیحات می توان نتیجه گرفت میزان عرضه کالای X از میزان تقاضای ان بیشتر است.
خوب قاعدتا ورود به این بازار فقط به میزان عرضه اضافه می کند و قیمت کالای مورد نظر را کاهش می دهد!
البته بایستی ذکر کرد که در اکثر بازارها میزان عرضه کالا و خدمات در حال حاضر از میزان تقاضا بیشتر است و تنها تولید کنندگانی می توانند در بازار رقابت کنند که مطلوبیت بیشتری برای مشتریان خود فراهم کنند.
مطلوبیت بیشتر برای مشتریان عبارتست از :کیفیت-تحویل به موقع-قیمت
🔺
@IEandManagement
معیار ۷ از ۸
🔻
معیار ۷-حجم عرضه و تقاضای بازار کسب و کار مورد نظر
وقتی می خواهید کسب و کاری را برای سرمایه گذاری انتخاب کنید،حتما بایستی به وضعیت عرضه و تقاضا کالاها یا خدمات کسب و کار مورد نظرتان در بازار هدفی که مدنظرتان است ، توجه کنید.
برای مثال شما می خواهید وارد کسب و کار تولید کالای X شوید ،اگر بازار هدفتان کل کشور ایران باشد ،بایستی سرانه مصرف کالای X هر ایرانی را که مثلا حدودا ۹۰کیلو در سال است را در جمعیت ایران که حدودا ۸۰ میلیون است ضرب کنید که ۷۲۰۰ میلیون کیلو در سال خواهد شد. این میزان کل تقاضا در بازار هدف است. حال بایستی میزان کل تولید یا عرضه این کالا در ایران را از منابع معتبر (وزارتخانه های مرتبط) اخذ کنید که مثلا در مورد کالای X چیزی حدود۸۹۰۰ میلیون کیلو در سال است. با این توضیحات می توان نتیجه گرفت میزان عرضه کالای X از میزان تقاضای ان بیشتر است.
خوب قاعدتا ورود به این بازار فقط به میزان عرضه اضافه می کند و قیمت کالای مورد نظر را کاهش می دهد!
البته بایستی ذکر کرد که در اکثر بازارها میزان عرضه کالا و خدمات در حال حاضر از میزان تقاضا بیشتر است و تنها تولید کنندگانی می توانند در بازار رقابت کنند که مطلوبیت بیشتری برای مشتریان خود فراهم کنند.
مطلوبیت بیشتر برای مشتریان عبارتست از :کیفیت-تحویل به موقع-قیمت
🔺
@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشد؟
معیار ۱۶،۱۷ از ۱۹
🔻
۱۶- در برخی دروس رشته مهندسی صنایع، مدلهای ریاضی از مسائل مختلف، ساخته و حل میشود. مانند آنچه در دروس کنترل موجودی، برنامهریزی تولید و برنامهریزی حمل و نقل انجام میشود.
یکی از خطرات تهدیدکننده یک کارشناس صنایع که در یکی از این زمینهها مشغول به کار میشود، این است که بگوید این مدلها در سازمانهای ما کاربردی ندارند؛ پس آنها را کنار گذاشته و با common sense بخواهد مسئله را حل کند. در این صورت، کیفیت سیستمی که طراحی میکند، تفاوت چندانی با کسی که اصلاً تحصیلات مهندسی صنایع ندارد، نخواهد داشت!
باید بتوانید از مدلها و فرمولهای ریاضی، راه حل عملی استخراج کنید. باید بتوانید از مدلهای درس کنترل موجودی، یک سیستم کنترل موجودی مناسب برای یک سازمان بیرون بیاورید.
خوب بود اگر اساتید محترم میتوانستند موردهای واقعی از کاربرد این مباحث را نیز ارائه دهند تا دانشجویان ببینند چگونه این مدلها، مبنای طراحی یک سیستم واقعی قرار میگیرند.
۱۷- از کپیکاری صرف ابزارها و روشها بپرهیزید. به تأثیر و جایگاه آنها در بهبود کل سیستم مورد مطالعه، دقت کنید.
از نظر همه ما طبیعی است که یک پزشک در مواجهه با یک بیمار، شرح حال بیماری را بشنود، بیمار را معاینه کند؛ در صورت نیاز، آزمایشات تشخیصی انجام دهد و همه جوانب و حالات ممکنه را بررسی کند. یک سردرد میتواند علل متعددی داشته باشد. انتظار نداریم پزشک فوراً و بدون بررسی همه حالات ممکنه، تجویز کند. از پزشک انتظار میرود سایر بیماریها و وضعیت جسمی و حتی وضعیت روحی و روانی بیمار را در نظر بگیرد. باید بداند این تجویز چه تأثیری بر سایر بخشهای بدن بیمار دارد و آیا بین این داروی جدید با سایر داروهای مصرفی بیمار، اثر متقابلی وجود دارد یا خیر.
برای ما مسخره است که یک پزشک، چند نوع نسخه آماده در کشوی میز خود داشته باشد و به هر مریض، یکی از آنها را ارائه کند!
سازمانها موجوداتی به مراتب پیچیدهتر از یک انسان هستند. یک مهندس صنایع نباید به محض شنیدن شرح حال مختصری از بیمار، راه حل تجویز کند. متأسفانه تعدادی ابزار و راه حل آماده در ذهن خود داریم و فوراً یکی از آنها را بیرون آورده و عرضه میکنیم. به تفاوت بین بیمارها و وضعیت بیمار مورد نظر، توجهی نداریم.
معمولاً ابزارها و راه حلهای مدیریتی، ابتدا در یک سازمان به کار رفتهاند آنگاه گزارش کاربرد آنها در نشریات مدیریتی چاپ شده است. هنگام نوشتن این گزارشها، معمولاً جزئیات و ملاحظاتی که مربوط به آن سازمان خاص بودهاند، مکتوب نمیشوند. لذا برای خوانندگان آن گزارش، نوعی سادهانگاری به وجود میآید و از جزئیات و ملاحظاتی که باید در نظر بگیرند، غافل میشوند. همچنین توجهی به تفاوت بین سازمانها ندارند. در نتیجه در اجرا با شکست مواجه میشوند.
هر مسئلهای را باید در context آن بشناسید. تلاش نکنید فوراً مسئله را از context آن جدا کنید و به حل آن مشغول شوید. علاوه بر ویژگیهای عام مسئله، به ویژگیهای خاص آن هم باید توجه کرد.
🔺
@IEandManagement
معیار ۱۶،۱۷ از ۱۹
🔻
۱۶- در برخی دروس رشته مهندسی صنایع، مدلهای ریاضی از مسائل مختلف، ساخته و حل میشود. مانند آنچه در دروس کنترل موجودی، برنامهریزی تولید و برنامهریزی حمل و نقل انجام میشود.
یکی از خطرات تهدیدکننده یک کارشناس صنایع که در یکی از این زمینهها مشغول به کار میشود، این است که بگوید این مدلها در سازمانهای ما کاربردی ندارند؛ پس آنها را کنار گذاشته و با common sense بخواهد مسئله را حل کند. در این صورت، کیفیت سیستمی که طراحی میکند، تفاوت چندانی با کسی که اصلاً تحصیلات مهندسی صنایع ندارد، نخواهد داشت!
باید بتوانید از مدلها و فرمولهای ریاضی، راه حل عملی استخراج کنید. باید بتوانید از مدلهای درس کنترل موجودی، یک سیستم کنترل موجودی مناسب برای یک سازمان بیرون بیاورید.
خوب بود اگر اساتید محترم میتوانستند موردهای واقعی از کاربرد این مباحث را نیز ارائه دهند تا دانشجویان ببینند چگونه این مدلها، مبنای طراحی یک سیستم واقعی قرار میگیرند.
۱۷- از کپیکاری صرف ابزارها و روشها بپرهیزید. به تأثیر و جایگاه آنها در بهبود کل سیستم مورد مطالعه، دقت کنید.
از نظر همه ما طبیعی است که یک پزشک در مواجهه با یک بیمار، شرح حال بیماری را بشنود، بیمار را معاینه کند؛ در صورت نیاز، آزمایشات تشخیصی انجام دهد و همه جوانب و حالات ممکنه را بررسی کند. یک سردرد میتواند علل متعددی داشته باشد. انتظار نداریم پزشک فوراً و بدون بررسی همه حالات ممکنه، تجویز کند. از پزشک انتظار میرود سایر بیماریها و وضعیت جسمی و حتی وضعیت روحی و روانی بیمار را در نظر بگیرد. باید بداند این تجویز چه تأثیری بر سایر بخشهای بدن بیمار دارد و آیا بین این داروی جدید با سایر داروهای مصرفی بیمار، اثر متقابلی وجود دارد یا خیر.
برای ما مسخره است که یک پزشک، چند نوع نسخه آماده در کشوی میز خود داشته باشد و به هر مریض، یکی از آنها را ارائه کند!
سازمانها موجوداتی به مراتب پیچیدهتر از یک انسان هستند. یک مهندس صنایع نباید به محض شنیدن شرح حال مختصری از بیمار، راه حل تجویز کند. متأسفانه تعدادی ابزار و راه حل آماده در ذهن خود داریم و فوراً یکی از آنها را بیرون آورده و عرضه میکنیم. به تفاوت بین بیمارها و وضعیت بیمار مورد نظر، توجهی نداریم.
معمولاً ابزارها و راه حلهای مدیریتی، ابتدا در یک سازمان به کار رفتهاند آنگاه گزارش کاربرد آنها در نشریات مدیریتی چاپ شده است. هنگام نوشتن این گزارشها، معمولاً جزئیات و ملاحظاتی که مربوط به آن سازمان خاص بودهاند، مکتوب نمیشوند. لذا برای خوانندگان آن گزارش، نوعی سادهانگاری به وجود میآید و از جزئیات و ملاحظاتی که باید در نظر بگیرند، غافل میشوند. همچنین توجهی به تفاوت بین سازمانها ندارند. در نتیجه در اجرا با شکست مواجه میشوند.
هر مسئلهای را باید در context آن بشناسید. تلاش نکنید فوراً مسئله را از context آن جدا کنید و به حل آن مشغول شوید. علاوه بر ویژگیهای عام مسئله، به ویژگیهای خاص آن هم باید توجه کرد.
🔺
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
معیار ۸ از ۸
🔻
معیار ۸-میزان وابستگی به متغیرهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،محیطی،تکنولوژی،قانونی
اصطلاحا به موارد فوق پارامترهای PESTEL نیز گفته می شود.
طبیعی است که کسب و کارها متاثر از پارامترهای فوق الذکر هستند،به عنوان مثال تغییر قوانین مالیاتی خود بخود منجر به تغییراتی در نرخ بازده سرمایه خواهد شد. یا یک تغییر محیطی مانند خشکسالی و کم ابی بسیاری از کسب و کارها را تحت تاثیر قرار می دهد و یا تغییر نرخ ارز و تورم تبعات مثبت یا منفی بر جای خواهد گذاشت.
برای اینکه درست تصمیم بگیریم بایستی در هرکدام از موارد فوق به اندازه کافی اطلاعات داشته باشیم و تنها راه بروز بودن در این زمینه ها مطالعه کتاب و بررسی روزانه اخبار رسانه هاست.
استفاده از نظرات خبرگان و مشاوره نیز می تواند به تصمیم گیری درست در این زمینه کمک کند.
▫️کلام آخر :کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است که اولا به آن علاقه مند باشید و ثانیا درصد ریسک آن کم و نرخ بازده آن بالا باشد.
🔺
@IEandManagement
معیار ۸ از ۸
🔻
معیار ۸-میزان وابستگی به متغیرهای سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،محیطی،تکنولوژی،قانونی
اصطلاحا به موارد فوق پارامترهای PESTEL نیز گفته می شود.
طبیعی است که کسب و کارها متاثر از پارامترهای فوق الذکر هستند،به عنوان مثال تغییر قوانین مالیاتی خود بخود منجر به تغییراتی در نرخ بازده سرمایه خواهد شد. یا یک تغییر محیطی مانند خشکسالی و کم ابی بسیاری از کسب و کارها را تحت تاثیر قرار می دهد و یا تغییر نرخ ارز و تورم تبعات مثبت یا منفی بر جای خواهد گذاشت.
برای اینکه درست تصمیم بگیریم بایستی در هرکدام از موارد فوق به اندازه کافی اطلاعات داشته باشیم و تنها راه بروز بودن در این زمینه ها مطالعه کتاب و بررسی روزانه اخبار رسانه هاست.
استفاده از نظرات خبرگان و مشاوره نیز می تواند به تصمیم گیری درست در این زمینه کمک کند.
▫️کلام آخر :کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است که اولا به آن علاقه مند باشید و ثانیا درصد ریسک آن کم و نرخ بازده آن بالا باشد.
🔺
@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
معیار۱۸،۱۹ قسمت آخر
🔻
۱۸- انتظار خلاقیت و اثربخشی بیشتر از مهندسین صنایع
در ترمهای اول تحصیل در رشته مهندسی صنایع که هنوز دروس اصلی و تخصصی مهندسی صنایع را نگذرانده بودم، مقالهای در یکی از مجلات دیدم که مهندسی صنایع را تعریف میکرد. در بخشی از آن مقاله آمده بود که وقتی سایر مهندسین در حال بحث درباره تعداد پرههای یک پروانه هستند، مهندس صنایع تصمیم گرفته است که اصلا نیازی به پروانه نیست! تا مدتها این عبارت را بلوفی میدانستم که ارتباطی با واقعیت مهندسی صنایع نداشته است. اما پس از سالها توانستم توجیهی برای چنین ادعایی بیابم:
در هر موقعیت یا شغلی که قرار گرفتهاید، میتوانید به عقبتر بروید و هدف یا نیاز ریشهایتری را پیدا کنید. تمرکز توجه بر هدف یا نیاز اصلی، موجب خلاقیت و اثربخشی بیشتر خواهد شد.
هنگام برنامهریزی برای یک سیستم، با زنجیرهای از هدفها (ends) و وسیلهها (means) روبرو هستید. وسیله 1 برای رسیدن به هدف 1 به کار برده میشود؛ هدف 1 خودش وسیلهای برای رسیدن به هدف 2 است؛ هدف 2 خودش وسیلهای برای رسیدن به هدف 3 و ... است. یکی از مشکلات افراد، سازمانها و جوامع، این است که آن قدر سرگرم وسیله فعلی خود میشوند که اهداف ریشهایتر و ماقبل آنرا از یاد میبرند. در نتیجه، خلاقیت و اثربخشی آنها پایین میآید.
▫️مثالی از حوزه طراحی محصول: شرکتهای موفق، بر نیازهای (بیان شده و بیان نشده) مشتریان تمرکز دارند و همواره راه حلهای جدیدتری برای پاسخ به این نیازها مییابند. تمرکز بر نیازهای مشتریان، موجب میشود حتی از حصار محدودیت فناوریهای فعلی نیز رها شوند و دنبال رفع آنها باشند. اما تمرکز بر خواستههای فعلی مشتریان در چارچوب فناوریهای فعلی، مانع نوآوری و خلاقیت خواهد بود.
▫️مثالی از حوزه تحلیل سیستم: تعریف نادرست مسئله، میتواند مانع خلاقیت و اثربخشی باشد. گاهی یک راه حل به عنوان مسئله مطرح میشود یا در بیان مسئله، گنجانده میشود. در این صورت، به طور ضمنی، مانع طرح راه حلهای دیگر شدهایم.
▫️مثالی از حوزه مدیریت پروژه: در مدیریت پروژه، هدف از اجرای یک پروژه را در چند سطح میتوان تصور کرد: یک پروژه تعریف میشود تا فراوردههایی تولید کند تا با استفاده از آنها بتوان به منافعی دست یافت و اهداف استراتژیک را تحقق بخشید. به عنوان مثال، یک پروژه برای طراحی و ساخت یک سیستم اطلاعاتی CRM تعریف میشود تا سرعت ارائه خدمات به مشتریان بهبود یابد تا فروش شرکت افزایش یابد و سودآوری شرکت بالاتر رود.
یکی از ریسکهای پروژهها این است که اهداف نهایی تعریف پروژه، مورد غفلت واقع میشوند و لذا نهایتاً خروجی پروژه، با کیفیتی ساخته میشود که قابلیت تحقق اهداف را ندارد؛ یا این که بعد از ساخته شدن خروجی پروژه، تصور میکنند کار تمام شده و لذا مراقبت لازم برای تحقق منافع مورد انتظار از آن، صورت نمیگیرد. حتی اگر بهترین سیستم CRM را ساخته یا خریده باشید، باید آنرا در سازمان مستقر کنید و کاربران به درستی از آن استفاده کنند تا منافع مورد انتظار، تحقق پیدا کنند.
مدیر طرح یا پروژهای که بر تحقق منافع و اهداف تمرکز دارد، خلاقیت بیشتری در تعریف فراوردههای پروژه دارد و اثربخشی وی بالاتر خواهد بود.
از مهندسین صنایع انتظار میرود با دانستن و توجه به این نکات، خلاقیت و اثربخشی سازمانی را بالا ببرند.
۱۹- درونی شدن دانش: حتی در زندگی شخصی خود هم از دانش تخصصی خود (هر چند به طور ضمنی و ذهنی) بهره بگیرید. به عنوان مثال، در همه کارها باید دیدگاه مدیریت پروژه داشته باشید.
نظر شما درباره روانشناسی که در ارتباطات شخصی خود با دیگران مشکل اساسی دارد، چیست؟ آیا نمیگویید اگر او چیز مفیدی میدانست، در امور شخصی خود به کار میگرفت!
آیا مهندس صنایعی که نتواند برای خودش برنامهریزی کند، میتواند برای شرکتی که 1000 نفر نیروی کار دارد، برنامهریزی کند؟
🔺
@IEandManagement
معیار۱۸،۱۹ قسمت آخر
🔻
۱۸- انتظار خلاقیت و اثربخشی بیشتر از مهندسین صنایع
در ترمهای اول تحصیل در رشته مهندسی صنایع که هنوز دروس اصلی و تخصصی مهندسی صنایع را نگذرانده بودم، مقالهای در یکی از مجلات دیدم که مهندسی صنایع را تعریف میکرد. در بخشی از آن مقاله آمده بود که وقتی سایر مهندسین در حال بحث درباره تعداد پرههای یک پروانه هستند، مهندس صنایع تصمیم گرفته است که اصلا نیازی به پروانه نیست! تا مدتها این عبارت را بلوفی میدانستم که ارتباطی با واقعیت مهندسی صنایع نداشته است. اما پس از سالها توانستم توجیهی برای چنین ادعایی بیابم:
در هر موقعیت یا شغلی که قرار گرفتهاید، میتوانید به عقبتر بروید و هدف یا نیاز ریشهایتری را پیدا کنید. تمرکز توجه بر هدف یا نیاز اصلی، موجب خلاقیت و اثربخشی بیشتر خواهد شد.
هنگام برنامهریزی برای یک سیستم، با زنجیرهای از هدفها (ends) و وسیلهها (means) روبرو هستید. وسیله 1 برای رسیدن به هدف 1 به کار برده میشود؛ هدف 1 خودش وسیلهای برای رسیدن به هدف 2 است؛ هدف 2 خودش وسیلهای برای رسیدن به هدف 3 و ... است. یکی از مشکلات افراد، سازمانها و جوامع، این است که آن قدر سرگرم وسیله فعلی خود میشوند که اهداف ریشهایتر و ماقبل آنرا از یاد میبرند. در نتیجه، خلاقیت و اثربخشی آنها پایین میآید.
▫️مثالی از حوزه طراحی محصول: شرکتهای موفق، بر نیازهای (بیان شده و بیان نشده) مشتریان تمرکز دارند و همواره راه حلهای جدیدتری برای پاسخ به این نیازها مییابند. تمرکز بر نیازهای مشتریان، موجب میشود حتی از حصار محدودیت فناوریهای فعلی نیز رها شوند و دنبال رفع آنها باشند. اما تمرکز بر خواستههای فعلی مشتریان در چارچوب فناوریهای فعلی، مانع نوآوری و خلاقیت خواهد بود.
▫️مثالی از حوزه تحلیل سیستم: تعریف نادرست مسئله، میتواند مانع خلاقیت و اثربخشی باشد. گاهی یک راه حل به عنوان مسئله مطرح میشود یا در بیان مسئله، گنجانده میشود. در این صورت، به طور ضمنی، مانع طرح راه حلهای دیگر شدهایم.
▫️مثالی از حوزه مدیریت پروژه: در مدیریت پروژه، هدف از اجرای یک پروژه را در چند سطح میتوان تصور کرد: یک پروژه تعریف میشود تا فراوردههایی تولید کند تا با استفاده از آنها بتوان به منافعی دست یافت و اهداف استراتژیک را تحقق بخشید. به عنوان مثال، یک پروژه برای طراحی و ساخت یک سیستم اطلاعاتی CRM تعریف میشود تا سرعت ارائه خدمات به مشتریان بهبود یابد تا فروش شرکت افزایش یابد و سودآوری شرکت بالاتر رود.
یکی از ریسکهای پروژهها این است که اهداف نهایی تعریف پروژه، مورد غفلت واقع میشوند و لذا نهایتاً خروجی پروژه، با کیفیتی ساخته میشود که قابلیت تحقق اهداف را ندارد؛ یا این که بعد از ساخته شدن خروجی پروژه، تصور میکنند کار تمام شده و لذا مراقبت لازم برای تحقق منافع مورد انتظار از آن، صورت نمیگیرد. حتی اگر بهترین سیستم CRM را ساخته یا خریده باشید، باید آنرا در سازمان مستقر کنید و کاربران به درستی از آن استفاده کنند تا منافع مورد انتظار، تحقق پیدا کنند.
مدیر طرح یا پروژهای که بر تحقق منافع و اهداف تمرکز دارد، خلاقیت بیشتری در تعریف فراوردههای پروژه دارد و اثربخشی وی بالاتر خواهد بود.
از مهندسین صنایع انتظار میرود با دانستن و توجه به این نکات، خلاقیت و اثربخشی سازمانی را بالا ببرند.
۱۹- درونی شدن دانش: حتی در زندگی شخصی خود هم از دانش تخصصی خود (هر چند به طور ضمنی و ذهنی) بهره بگیرید. به عنوان مثال، در همه کارها باید دیدگاه مدیریت پروژه داشته باشید.
نظر شما درباره روانشناسی که در ارتباطات شخصی خود با دیگران مشکل اساسی دارد، چیست؟ آیا نمیگویید اگر او چیز مفیدی میدانست، در امور شخصی خود به کار میگرفت!
آیا مهندس صنایعی که نتواند برای خودش برنامهریزی کند، میتواند برای شرکتی که 1000 نفر نیروی کار دارد، برنامهریزی کند؟
🔺
@IEandManagement
بدون عنوان!
🔻
در محیط کار بر اثر ارتباطات کاری ، انسان ناگزیر از پاسخگویی به همکار ، به مدیر ،به ارباب رجوع و... است. در این حین ممکن است غفلتهایی سهوی یا عمدی بوجود بیاد ؛ناشی از تنبلی، ناشی از پرکاری ، ناشی از...
خود این غفلتها وقتی از طرف مقام مافوق مورد بازخواست قرار می گیرد ، باعث بوجود آمدن نوعی استرس و ترس خواهد شد ، چرا که بهای آن غفلت ممکن است منجر به از دست دادن شغل گردد. و چون این بهای گرانی است ، هر کسی حاضر به پرداخت آن براحتی نیست و چون انسان موجود باهوشی است؛ فلذا اولین کاری که به ذهن خطور می کند آنست که در مقام دفاع بر بیاد و توپ را به زمین دیگری پاس بدهد. قاعدتا اثبات در آن موقعیت برای مقام ما فوق ممکن است به خاطر مصالح سازمانی مشکل باشد ، به همین خاطر اکثرا خطر مذکور با کمی بگو و مگو رفع می شود! این سبک دفع خطر تنبیه یا اخراج چنان برای شخص خطاکار آموزنده بوده که باعث می شود آن رفتارهای غفلت انگیز را دوباره تکرار کند.
در واقع باعث می شود فرد مرتب در ذهن خود سناریوهای مختلف "اگر اون این جمله را گفت من بهتر است این جمله رو بگم" را تمرین می کند. به عبارتی افراد برای سوالهای مختلف روایت های نادرست طراحی می کنند. از تبعات این گونه رفتارها می توان به عدم وجود آرامش روحی روانی در این گونه افراد ، پرحرفی و مشغولیت بالای ذهنی اشاره کرد.
البته این نوع رفتار صرفا به خاطر غفلت ، کوتاهی یا... در کار بوجود نمی آید و در برخی از موارد ناشی از آن است که بعضی آدمها خود را زرنگ و اصطلاحا هفت خط روزگار می دانند!
این نوع رفتار بعضا قبل از جلسات مصاحبه برای استخدام و... نیز مشاهده می شود. افراد برای سوالات احتمالی سناریوسازی می کنند.
🔺
👈 اگر مشغول سناریوسازی در ذهن خود هستیم ، دیر یا زود دستمان رو می شود. (یک بار جستی ملخک ، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک ). تفکر سیستمی
👈 بهترین حالت برای کسب آرامش روحی و روانی در این موقعیت ها ؛ بیان حقیقت ؛ پذیرش اشتباه و عذرخواهی است.
👈 نیازی به حافظه خوب جهت به خاطر سپاری سناریوهای ذهنی نداریم ، چون سعی خواهیم کرد همیشه حقیقت را بیان کنیم.
👈 کسانی که به صورت سیستمی فکر می کنند ، می دانند که نتیجه رفتارهایشان به خودشان بر می گردد.
🔺
@IEandManagement
🔻
در محیط کار بر اثر ارتباطات کاری ، انسان ناگزیر از پاسخگویی به همکار ، به مدیر ،به ارباب رجوع و... است. در این حین ممکن است غفلتهایی سهوی یا عمدی بوجود بیاد ؛ناشی از تنبلی، ناشی از پرکاری ، ناشی از...
خود این غفلتها وقتی از طرف مقام مافوق مورد بازخواست قرار می گیرد ، باعث بوجود آمدن نوعی استرس و ترس خواهد شد ، چرا که بهای آن غفلت ممکن است منجر به از دست دادن شغل گردد. و چون این بهای گرانی است ، هر کسی حاضر به پرداخت آن براحتی نیست و چون انسان موجود باهوشی است؛ فلذا اولین کاری که به ذهن خطور می کند آنست که در مقام دفاع بر بیاد و توپ را به زمین دیگری پاس بدهد. قاعدتا اثبات در آن موقعیت برای مقام ما فوق ممکن است به خاطر مصالح سازمانی مشکل باشد ، به همین خاطر اکثرا خطر مذکور با کمی بگو و مگو رفع می شود! این سبک دفع خطر تنبیه یا اخراج چنان برای شخص خطاکار آموزنده بوده که باعث می شود آن رفتارهای غفلت انگیز را دوباره تکرار کند.
در واقع باعث می شود فرد مرتب در ذهن خود سناریوهای مختلف "اگر اون این جمله را گفت من بهتر است این جمله رو بگم" را تمرین می کند. به عبارتی افراد برای سوالهای مختلف روایت های نادرست طراحی می کنند. از تبعات این گونه رفتارها می توان به عدم وجود آرامش روحی روانی در این گونه افراد ، پرحرفی و مشغولیت بالای ذهنی اشاره کرد.
البته این نوع رفتار صرفا به خاطر غفلت ، کوتاهی یا... در کار بوجود نمی آید و در برخی از موارد ناشی از آن است که بعضی آدمها خود را زرنگ و اصطلاحا هفت خط روزگار می دانند!
این نوع رفتار بعضا قبل از جلسات مصاحبه برای استخدام و... نیز مشاهده می شود. افراد برای سوالات احتمالی سناریوسازی می کنند.
🔺
👈 اگر مشغول سناریوسازی در ذهن خود هستیم ، دیر یا زود دستمان رو می شود. (یک بار جستی ملخک ، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک ). تفکر سیستمی
👈 بهترین حالت برای کسب آرامش روحی و روانی در این موقعیت ها ؛ بیان حقیقت ؛ پذیرش اشتباه و عذرخواهی است.
👈 نیازی به حافظه خوب جهت به خاطر سپاری سناریوهای ذهنی نداریم ، چون سعی خواهیم کرد همیشه حقیقت را بیان کنیم.
👈 کسانی که به صورت سیستمی فکر می کنند ، می دانند که نتیجه رفتارهایشان به خودشان بر می گردد.
🔺
@IEandManagement