صنایع و مدیریت
349 subscribers
285 photos
20 videos
8 files
9 links
گردآوری و تولید محتوا در زمینه توسعه مهارتهای فردی و مدیریت کسب و کارها

ارتباط با ادمین:
@H_Mehrvarz
Download Telegram
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟

معیار ۳ از ۸
🔻

معیار ۳-موانع ورود
موانعی هستند که بر سر راه یک کسب و کار برای ورود به بازار قرار می گیرند.

مهمترین موانع ورود به یک کسب وکار به شرح ذیل است:

۱-اعتبار و سرمایه مالی

۲-تکنولوژی : بعضی از کسب و کارها نیاز به درجه بالایی از دانش و تکنولوژی دارند و براحتی نمی توان به ان ورود کرد. مثلاً داروسازی

۳-مهارت و نیروی انسانی متخصص
برای راه اندازی یک کسب و کار در یک محدوده خاص جغرافیایی. بایستی از وجود نیروی انسانی متخصص و ماهر مرتبط با کسب و کارتان اطمینان حاصل کنید.

۴-قدرت برند رقبای موجود:هر چه در یک کسب و کار رقبای قدرتری وجود داشته باشد, ورود به ان سخت تر است.

۵-محدودیتهای قانونی و سیاستهای دولت.
برخی بازارها مختص دولت است و در اقتصاد به آن شکست بازار نیز می گویند . در این بازارها کالاهای عمومی مورد نیاز عموم مردم تامین می شود و ورود بخش خصوصی به آن مجاز نیست .مثل تامین برق و گاز
قبل از ورود به یک کسب و کار می بایست تمامی قوانین و محدودیت های مربوط به آن بررسی شوند .

۶- توجه به کالاهای جانشین و جایگزین : بخشی از تقاضای مربوط به بازار یک کالا از طریق ارائه کالاهای جانشین تامین می شود . مثلا برخی به جای قند از شکر و نبات و یا کشمش استفاده می کنند . همچنین برخی از کالاها بر اثر ورود تکنولوژی های جدید به سرعت از گردونه رقابت خارج می شوند . مثلاً امروزه مردم به دلیل ورود تکنولوژی عکاسی دیجیتال کمتر از دوربین های عکاسی آنالوگ استفاده می کنند .

اگر سرمایه زیادی در اختیار ندارید و نمی توانید ریسک کنید و می خواهید زود شروع به راه اندازی کسب و کار کنید , بهتر است از ساده ترین حالت ممکن شروع کنید و بوسیله بهبود مستمر و به مرور زمان سهمی از بازار برای کسب و کارتان ایجاد کنید وان را توسعه دهید.
🔺

مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
تخصص یا ارتباطات :

🔻
یکی از مسائلی که کارکنان سازمانها با آن روبرو می شوند ، بحث ارتقا، سازمانی است . وقتی برای یک پست سازمانی مرتبط با تخصص ما دنبال شخصی می گردند ، اغلب ما خود را لایق ترین فرد برای آن پست می دانیم و با انتخاب بقیه مخالفیم ! همهمه ای در سازمان راه می افتد که چه کسی را می خواهند انتخاب کنند ، هر کسی که به اتاق مدیر عامل فراخوانده می شود ، زیر نظر قرار می گیرد . ارادت ها به این افراد بیشتر می شود ! پچ پچ های درگوشی و جلسات خصوصی دو سه نفره برگزار می شود . آخر سر که یک نفر انتخاب شد ، بحث ها و جلسات تا چند روز ادامه می یابد . مخالفان سعی می کنند ثابت کنند که مدیر عامل در انتخاب خود اشتباه کرده و مرتب پالسهای منفی ارسال می کنند !

به نظر شما در ارتقاء سازمانی کدام معیارها بایستی مد نظر قرار گیرد ؟

به باور نگارنده شاخص خیلی مهم در ارتقاء سازمانی بحث ارتباطات سازمانی است . در واقع شرط لازم برای ارتقاء در سازمانها بحث مهارت در ارتباطات است و وقتی این شرط فراهم شد ، دنبال آدم متخصص می گردند . علت خیلی از سوء برداشتها در مورد انتخاب افراد در سازمانها دقیقاً همین نکته است که بسیاری از متخصصان موضوعی فکر می کنند در حق آنها اجحاف شده است و به فکر استعفاء می افتند . بایستی دقت کرد ریشه مشکل در درون ماست نه آن بیرون ! خیلی وقتها برای یک پست خالی شخصی را در نظر می گیرند که از لحاظ تخصص برای آن پست مربوطه در سطح پائینی قرار دارد ، لکن از جنبه های ارتباطات بسیار قوی ظاهر شده است . البته به مفهوم عام این مورد پسندیده نیست ، لکن اکثراً در شرایط مساوی زمانی که یک متخصص و یک نفر دارای ارتباطات قوی مقایسه می شوند ، کفه ترازو به سمت نفر دوم سنگینی می کند . در واقع مدیران عامل برای پستهای سازمانی دنبال افرادی می گردند که بتوانند به راحتی سیاستها و استراتژی های خود را در سازمان پیاده کنند . قاعدتاً افراد متخصص بدون ارتباطات قوی گزینه مناسبی برای این نوع طرز فکر نیستند!

👈کسب مهارت در ارتباطات با گذشت چندین سال از شروع کار و در اثر همنشینی با افراد مختلف از رشته های مختلف بدست می اید .

👈سعی کنیم حداقل یک کتاب در این زمینه مطالعه کنیم .

👈 بسیاری از نارضایتی های کارکنان سازمان به علت ضعف در ارتباطات و آموزش تکنیک های آن است ، متاسفانه مسئولین آموزش سازمانها توجه کمی به این موضوعات دارند و بیشتر بر مباحث تخصصی تاکید می کنند .

👈 از تکنیک مراقبه جهت پیشرفت در مهارت ارتباطات خود بهره ببریم . بدین معنی که اگر می توانیم در هرلحظه مراقب گقتارها،رفتارها و کردارهایمان باشیم .

🔺

مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟

معیار ۴ از ۸
🔻
۴-موانع خروج
موانعی هستند که بر سر راه یک کسب و کار خاص به هنگام خروج از بازار قرار می گیرند،این موانع زمان ورود نیز بایستی در نظر گرفته شوند و جز معیارهای تصمیم گیری قرار گیرند.

مهمترین موانع خروج از یک کسب و کار به شرح ذیل است:

۱-سرمایه گذاری تجهیزات تخصصی.
از تجهیزات و ماشین الاتی که در یک کسب و کار تخصصی شمرده می شوند ، نمی توان براحتی در یک کسب و کار دیگر بهره برد.
۲-مهارتهای تخصصی
بدیهی است که سطح بالای تخصص ایجاد شده در یک کسب و کار ، بدرد کسب و کار دیگر با زمینه کاری متفاوت نمی خورد.
۳-جرایم مالی و بدهی های کسب و کار
۴-اعتبار و برند
۵-قراردادهای پیمانکاران و تامین کنندگان
۶-هزینه های ثالث که اصطلاحا Sunk Costs خوانده می شود. هزینه هایی هستند که صاحبان کسب و کار در زمان فعالیت متحمل می شوند ،لیکن در زمان خروج از کسب و کار به انها اهمیت داده نمی شود. مثلا هزینه های اموزش پرسنلی که منفک شده اند!
🔺

@IEandManagement
مزیت رقابتی در کسب و کار به معنای دانستن چیزی ست که رقبا نمی دانند.

@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟

معیار ۶،۷،۸ از ۱۹
🔻

۶-صداقت حرفه‌ای را رعایت کنید. البته قرار نیست همه چیز را به همه کس بگویید؛ اما بی‌صداقتی، بی‌اعتمادی می‌آورد.
یکی از نمونه‌ها، جلسه مصاحبه است: در جلسه مصاحبه، وقتی چیزی را نمی‌دانید، اگر صریحاً بگویید نمی‌دانید، ممکن است مؤثرتر باشد از این که مطالبی را به هم ببافید. معمولاً مصاحبه‌کننده می‌فهمد که در حال بافتن هستید. در نتیجه می‌فهمد که هم نمی‌دانید و هم دروغگو و خالی‌بند هستید! او ممکن است بتواند با ندانستن شما کنار بیاید؛ اما مطمئناً با بی‌صداقتی، کنار نخواهد آمد.

۷-مدیر خود را در جریان فعالیتها و مشکلات کاری خود قرار دهید (البته نه به شیوه افراطی). آنها می‌توانند نظر مشورتی و اصلاحی به شما بدهند. اگر در جریان فعالیتهای شما نباشند، قضاوتهای نادقیقی از عملکرد شما خواهند داشت که این قضاوتها معمولاً به نفع شما نیستند.

۸-نترسید از این که سؤال کنید. قرار نیست همه چیز را بدانید. در مورد شیوه کار و ... مشورت بگیرید. البته افراط در این زمینه روا نیست.

🔺

@IEandManagement
ساختار سیستم، بوجود آورنده رفتار آن است.
🔻
به قدری این جمله مهم است که شاید بتوان ادعا کرد اگر همه مدیران آن را درک کنند و به کار گیرند؛ جوامع ، سازمانها ، شرکتها و... بیش از ۹۰ درصد مشکلاتشان را به صورت ریشه ای حل می کنند! به قول دکتر دمینگ ۹۴ درصد مشکلات سازمانها به دلیل ساختار سیستمهاست!

به عنوان مثال پدیده تورم را در نظر بگیرید : همه ما شاهد ساعتها گفتگو و اخبار در رسانه ها بین کارشناسان و اقتصاددانان در این زمینه بودیم و هستیم و تقریبا فکر می کنیم می دانیم تورم چیست ؟ تورم یعنی گرانی!

حال اگر از ما بپرسند تورم چگونه بوجود می آید ؛ بسته به میزان درکمان از موضوع تورم جوابهای متفاوتی به این مساله می دهیم.
خیلی ها جواب میدن وقتی دولت با کسری بودجه مواجه میشه نرخ تورم بالا میره؛ برخی دیگر می گویند وقتی نقدینگی میره بالا نرخ تورم نیز بالا میره. حال اگر بپرسند افزایش نقدینگی چجوری باعث افزایش تورم میشه ؟ یا اساسا چرا وچگونه نقدینگی بالا میره ؟خیلی از ماها قفل می کنیم و برای اینکه کم نیاریم شروع به بیان استدلال هایی می کنیم که بعضی از آنها به فکر اقتصاددانها هم نرسیده است!

کسانی که با نگرش تفکر سیستمی به مسایل نگاه می کنند می دانند که ساختار سیستم ها پدیده ها و رفتارها را بوجود می آورد و در مورد پدیده تورم نیز جواب در ماهیت و ساختار درونی پول به عنوان یک سیستم نهفته است.
🔺

در ادامه با یکی دو مثال ساده موضوع رو براتون باز می کنیم.

@IEandManagement
ساختار سیستم، بوجود آورنده رفتار آنست!

@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟

معیار ۵ از۸
🔻

معیار۵:میزان رقابتی بودن یا انحصاری بودن بازار ان کسب و کار

بدین معنی است که کسب و کاری که در ان می خواهید سرمایه گذاری کنید ،ایا بازار ان در انحصار شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی خاصی است؟ ایا قوانین رقابت کامل در ان حاکم است؟

رقابت کامل بازاری است که تمام تلاشها و اقدامات کسب و کار در نهایت جهت براورده کردن رضایت مصرف کننده نهایی انجام می گیرد و تا زمانی که مصرف کننده نهایی مطلوبیتی از اقدامات انجام شده به دست نیاورد ،بابت ان پولی نمی پردازد. همانند بازار تاکسی و مسافر کشی

هرچه بازار یک کسب و کار رقابتی تر باشد و به بازار رقابت کامل نزدیک تر باشد،میزان موفقیت کسب و کار به خلاقیت و نواوری صاحبان ان وابسته می شود و برعکس هر چه انحصاری تر باشد ،خلاقیت و نواوری شکوفا نمی شود و مصرف کننده نهایی قدرت کافی برای وادار کردن تولید کننده به بهبود کیفیت،قیمت و تحویل به موقع کالا و خدمات را ندارد.

هر چه بازار یک کسب و کار به سمت رقابت کامل سوق پیدا کند ،هم به نفع اقتصاد کشور است و هم تولید کننده و هم مصرف کننده راضی اند (برد-برد)و تولید کنندگان روز به روز به دنبال ایجاد بیشتر رضایت مصرف کنندگان و اسایش انان و در نهایت جامعه خواهند بود.
🔺

@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟

معیار ۹،۱۰،۱۱،۱۲ از ۱۹
🔻

۹-کسب دانش فنی در زمینه موضوع مورد مطالعه: صرفاً به صورت "شکلی" با موضوعات برخورد نکنید. محصول خروجی سیستم و فرایند تولید آنرا بشناسید.
به عنوان مثال یک تحلیل‌گر سیستم اطلاعاتی، وقتی قرار است سیستم بیمه را تحلیل کند، نباید با دانش صفر در زمینه بیمه، به تعامل با کاربران سیستم بپردازد. دنبال این باشید که از هر منبعی برای کسب دانش درباره سیستم مورد مطالعه، استفاده کنید. وقتی مسئول کنترل پروژه یک پل فلزی شده‌اید، باید پل مورد نظر و شیوه ساخت و نصب آنرا بشناسید. وقتی مسئول برنامه‌ریزی تولید یک محصول شده‌اید، باید محصول و اجزاء آن و فرایند تولید آنرا به خوبی بشناسید.
بدون درک عمیق از محصول و فرایند، اثربخشی مهندسین صنایع به شدت کاهش خواهد یافت. مسئول کنترل پروژه، بدون شناخت و درک فراورده‌های پروژه، چگونه می‌تواند برنامه‌ریزی و کنترل کند؟ آیا تیم پروژه، کسی را که شناختی از فراورده پروژه و فرایند تولید آن ندارد، جدی خواهند گرفت؟
دروسی همچون نقشه‌کشی صنعتی، علم مواد و روشهای تولید، استاتیک و مقاومت مصالح، مبانی مهندسی برق، برنامه‌نویسی کامپیوتر و ... برای این است که آمادگی ورود سریع به حوزه‌های مختلف را داشته باشید.

۱۰- حتی‌الامکان به کاری مشغول شوید که به آن علاقه‌مند باشید. کارهایی را که می‌پذیرید، با علاقه انجام دهید.

۱۱- وقتی مسئولیتی را می‌پذیرید، برای تحقق اهداف آن، ممکن است کارهای غیرتخصصی نیز لازم باشد؛ از این موضوع فرار نکنید. شما مسئول تحقق هدف مورد نظر هستید؛ هر کاری لازم است باید انجام دهید. برخی از این کارها ممکن است مورد علاقه شما نباشد یا در حیطه تخصصی شما نباشد یا حتی ظاهراً وظیفه شما نباشد! کارهای دنیای واقعی، همانند رشته‌های دانشگاهی تفکیک نشده‌اند.

۱۲- مسائل شخصی را از موضوعات کاری تفکیک کنید. اگر از فردی خوشتان نمی‌آید، نباید منافع سازمان را فدای این احساس شخصی خود کنید. متأسفانه گاهی دیده می‌شود دو نفر که با هم مشکل دارند (و معمولاً ریشه این مشکل، به خاطر کار نیست بلکه به خاطر لجبازی و کوته‌بینی است) منافع سازمان را فدای این اختلاف خود می‌کنند. آیا عاقلانه نیست پدر و مادری که با هم اختلاف دارند و حتی از هم جدا شده‌اند، وقتی پای امور مربوط به فرزندان در میان است، احساسات خود را کنار بگذارند و با هم همکاری کنند؟
کار تیمی مستلزم نگرش بلندمدت و اولویت دادن به منافع سازمان است.
🔺

@IEandManagement
ساختار سیستم، بوجود آورنده رفتار آنست. مثال ۱👆👆پیچک یا فنر -توضیحات در ادامه👇👇👇



@IEandManagement
توضیحات مثال پیچک یا فنر
🔻

یک پیچک را در نظر بگیرید که با یک دست از زیر آن و با دست دیگر، از بالای آن گرفته‌اید (بخش a شکل بالا). آن‌گاه دست پایینی را عقب بکشید (بخش b شکل ). همان‌طور که بخش c شکل نشان می‌دهد، پیچک نوسان خواهد کرد. پرسشی که مطرح می‌شود، این است: عامل این نوسان چیست؟ لحظه‌ای درباره آن فکر کنید!

آیا به برداشتن دست زیرین فکر می‌کردید؟ یا شاید هم به جاذبه؟ اینها دو پاسخی هستند که از 90% افراد دریافت شده است. اما پاسخ این است: پیچک!
البته درست است که اگر دست تکیه‌گاه، برداشته نمی‌شد، پیچک هرگز نوسان نمی‌کرد؛ و همچنین درست است که اگر دست خود را بر می‌داشتید ولی میدان جاذبه‌ای وجود نداشت، پیچک نوسان نمی‌کرد. اما تصور کنید که همین آزمایش بار دیگر با مثلا یک فنجان انجام می‌شد! نوسانی وجود نداشت. همان عقب کشیدن دست، همان میدان جاذبه، اما هیچ نوسانی وجود نداشت!
همان‌گونه که آزمایش نشان می‌دهد، نگرش دیگر به چرایی عملکرد پیچک این است که علت رفتار آنرا «ساختار درونی» آن بدانیم. از این دیدگاه، پیچک یک «نوسان منتظر وقوع» است. وقتی محرک مناسب پیدا شود، پیچک در پاسخ به آن، نوسان خواهد کرد. طبیعتش این است که چنین کند.



🔺
ادامه بحث ساختار سیستمها در پستهای بعدی


@IEandManagement
برای رسیدن به موفقیت ، میل شما برای پیروزی بایستی از ترس شما برای شکست بیشتر باشد.



@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟

معیار ۶ از ۸
🔻

معیار ۶-میزان وابستگی به رکود و رونق بازار
برخی از کسب و کارها به رکود و رونق بازار وابسته هستند،در دوران رکود و رونق پارامتر درامد مردم تغییر می کند. در علم اقتصاد بحثی به نام کشش درامدی تقاضا(که با EM نمایش داده می شود ) وجود دارد که بدین معنی است که با افزایش سطحی(مثلا ۱۰ درصد) از درامد مردم، تقاضا برای یک کالای خاص چگونه تغییر می کند ؟
جواب این سوال به ۳ دسته تقسیم می شود :

 1- اگر مقدار کشش درآمدی منفی باشد 0>EM گفته می شود با افزایش مثلا ۱۰ درصدی درامد مردم تقاضا برای این کالاها نه تنها افزایش پیدا نمی کند بلکه کاهش می یابد. یعنی با افزایس درامد مردم از کالاهای جانشین که مطلوبیت بیشتری برایشان دارد, استفاده می کنند. مثلا سیب زمینی جای خود را دراین زمان به گوشت یا دیگر اقلام واگذار می کند. یا استفاده از ماشین شخصی به جای استفاده از حمل و نقل عمومی

2- اگر مقدار کشش درآمدی کمتر از یک باشد ،بدین معنی است که با افزایش درامد به میزان مثلا ۱۰ درصد،تقاضا برای این دسته از کالاها افزایش پیدا خواهد کرد ،لیکن کمتر از ۱۰ درصد افزایش پیدا می کند. مثال:گوشت و مرغ ،لباس،کفش و... (این دسته از کالاها اصطلاحا کالاهای ضروری خوانده می شوند)

3- اگر مقدار کشش درآمدی بزرگتر از یک باشد در این صورت گفته می شود این کالا لوکس است یعنی اگر ۱۰ درصد درآمد افزایش یابد تقاضای آن بیشتر از ۱۰ درصد افزایش می یابد.مثلا تقاضا برای خودرو و مسکن و لوازم خانگی و...

بنابراین کالاهای دسته سوم به رونق و رکود وابسته اند ،لیکن این موضوع برای تولیدکنندگان مواد غذایی شدت و حدت کمتری دارد.
🔺

@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟

معیار ۱۳،۱۴،۱۵ از ۱۹
🔻

۱۳- مرز بین زندگی کاری و زندگی شخصی خود را هوشمندانه مدیریت کنید. نه این گونه باشد که فقط نگاهتان به ساعت باشد تا وقت اداری تمام شود تا فوراً محیط کار را ترک کنید؛ و نه این گونه باشد که به امور شخصی خود نرسید و خانواده نتوانند هیچ‌گونه برنامه‌ریزی روی وقت شما داشته باشند. یعنی باید بدانید که شما عضو دو سیستم هستید که موفقیت هر دوی آنها برای شما مهم است. باید بتوانید تعادل بلندمدت برقرار کنید.
متأسفانه افرادی دیده می‌شوند که وقتی ساعت کاری رسمی آنها تمام می‌شود، حتی اگر کار نیمه تمامی دارند که اتمام آن برای منافع سازمان اهمیت دارد، کار را رها کرده و می‌روند. از طرف دیگر، افرادی نیز دیده می‌شوند که هیچ حد و حصری برای ساعت کار خود قائل نیستند و لذا در زندگی شخصی خود با مشکل مواجه می‌شوند.

۱۴- در صورتی که حق انتخاب دارید، در جایی مشغول به کار شوید که فردی با تجربه در کنار شما باشد. فردی که بتوانید چیزی از او بیاموزید.

۱۵- تصویری از آینده مطلوب داشته باشید و گام به گام به سمت آن حرکت کنید.
بهبودهای سازمانی، غالباً به صورت تدریجی و چند مرحله‌ای اجرا می‌شوند. توقع نداشته باشید با یک big bang بتوانید همه چیز را به شکل مطلوب درآورید. باید مرحله به مرحله، جلو بروید تا اعتماد سازمان را جلب کنید. اما خودتان باید تصویری از سیستم مطلوب داشته باشید تا مطمئن باشید که گامهایی که برمی‌دارید، در جهت درست هستند.
به عنوان مثال فرض کنید مسئول برنامه‌ریزی تولید در یک شرکت نه چندان بزرگ شده‌اید. با یک بررسی اولیه متوجه می‌شوید که نظام برنامه‌ریزی تولید و مواد شرکت، نقص‌های اساسی دارد. باید تصویری از نظام مطلوب برنامه‌ریزی تولید و مواد داشته باشید و گام به گام در جهت استقرار آن حرکت کنید. این گامها باید به ترتیبی برداشته شوند که پیش‌نیازهای آنها فراهم شده باشد و بیشترین بهبود را در سیستم ایجاد کنند.
🔺

@IEandManagement
ارزش منابع :
🔻
اساسا انسانها دوست ندارند با کمبود منابع روبرو شوند و دوست دارند از هر منبعی به وفور در دسترس باشد . همه ما مواردی همچون پول ، زمان ، فضا ، انرژی ، منابع طبیعی ، دانش و ... را به عنوان منابع می شناسیم . دلیل اصلی بوجود آمدن علم اقتصاد و شاید مدیریت نیز همین کمیابی منابع است . قبل از ادامه به چند مثال از رفتارهای خودمان در قبال مصرف منابع می پردازیم:

خیلی از ماها دوست داریم از همه دانش بشری سر دربیاریم ! مثال بارز آن تعداد کانالهایی از تلگرام است که در آن عضو می شویم . کافیست یکی از دوستانمان یکی از پستهای یک کانال را برایمان ارسال کند و مطلب آن کمی جالب باشد ، بدون آنکه فکر کنیم موضوع این کانال جزء علائق من هست یا نه ؟ یا به کار من می آید یا خیر؟ عضو آن می شویم . و جالب آنکه تعداد پستهای نخوانده از کانال های مختلف سر به فلک می کشد و با این وجود باز حاضر به ترک آن کانال ها نیستیم ! با خودمون میگیم یک روز میشینم همشونو می خونم ! یا شاید یک روز به دردم خورد ! یا در مثالی دیگر موقع پارک ماشین در خیابان جوری پارک می کنیم که عمراً ماشین دیگه ای بتونه پارک کنه ، دوست داریم موقع رفتن با خیال راحت خارج شویم ! یا خونه های چندصد متری و چند هکتاری دوست داریم! یا به جای دوش 5 تا 10 دقیقه ای نیم ساعت یا یک ساعت بی خود و بی جهت آب هدر می دهیم ! دهها و صدها مورد دیگر می توان نام برد.

👈بخش زیادی از این مسائل دلائل اقتصادی دارد و به این خاطر اتفاق می افتند که قیمت بسیاری از منابع در کشور ما کم است و متاسفانه ما قدر آنها را نمی دانیم . متاسفانه ما وقتی بابت بدست آوردن منبع پول پرداخت می کنیم به آن بهای زیادی می دهیم و وقتی مجانی است نسبت به آن کم لطفیم ! قبلاً یک مدیر عاملی داشتیم که برای همکاران شرکت، یک دوره در زمینه EFQM با حضور مدرس خارج از شرکت برگزار کرد و بابت آن پول خوبی از جیب شرکت به مدرس داد . تعداد افرادی که در دوره شرکت کردند شرم آور بود! با اینکه مطالب دوره واقعاً مفید بود . حال اگر همین مدیر عامل از همکاران برای یک دوره واقعاً کم ارزش پول دریافت می کرد ، قطعاً اکثریت حاضر می شدند! چون پول داده بودند!

👈بخشی دیگر به دلیل حریص بودن ماست ، مانند عضویت در تعداد زیادی از کانالهای تلگرام ، خانه های چندصد متری و چند هکتاری ، جاپارک برای ماشین

👈بخشی دیگر به خاطر چشم و همچشمی است . برگزاری مراسم های آنچنانی عروسی و عزا واقعاً هیچ ضرورتی ندارد ، متاسفانه این چشم و همچشمی حتی در خرید قبر! نیز به چشم می خورد !

👈بخشی دیگر به دلیل عدم آگاهی است . چند درصد از کشاورزان ما میدانند که 90 درصد آب موجود در کشور صرف کشاورزی می شود ؟ یا چند درصد آنها می دانند که بهای آب کشاورزی برایشان تقریباً صفر است ؟
و...

⚪️ هر زمان خواستید از منابع به نحو مطلوب استفاده کنید از تکنیک 5W2H استفاده کنید .
Why-What-When-Where-Who-How-How many or much

🔸چرا ؟ چرا از این منبع استفاده می کنم ؟برایم کاربردی دارد؟
🔸چه چیزی؟ این منبع چیه؟ و چقدر برای کار من ارزش دارد؟
🔸چه موقع ؟ چه موقع باید از این منبع استفاده کنم ؟
🔸کجا؟ کجا باید از این منبع استفاده کنم ؟
🔸چه کسی؟ این منبع برای چه کسی خوب است ؟
🔸چگونه ؟ چگونه از این منبع استفاده کنم ؟
🔸چه مقدار ؟ چه مقدار از این منبع استفاده کنم ؟

🔺

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند کفر نعمت، از کفت بیرون کند


@IEandManagement
صنایع و مدیریت
ساختار سیستم، بوجود آورنده رفتار آنست! @IEandManagement
۹۴ درصد مشکلات سازمانها ناشی از ساختار سیستمهاست! دکتر دمینگ
🔻
به این شکل(گوشه بالا سمت چپ که در پستهای قبلی آمده است) مجددا نگاه کنید. می خواهیم کمی بیشتر در مورد ساختار سیستمها صحبت کنیم.

از بالا به پایین شروع می کنیم:

۱-یک رویداد یا واقعه اتفاق می افتد. مثلا تورم زیاد یا کم می شود. یا فنر نوسان می کند. این مرحله را همه می بینند!

۲-برای پی بردن به رفتار و الگوی پدیده ، رفتار بوجود آمده در بستر زمان مورد بررسی قرار می گیرد. یک نمودار که محور افقی آن زمان است و محور عمودی آن مقدار پدیده مورد نظر است را در ذهن خود مجسم کنید. مثلا میزان تورم در یکسال اخیر روندی نزولی داشته است. یا مقدار نوسان پیچک(فنر) در بستر زمان مثل اثر شلاق است.
این مرحله را فقط افرادی می بینند که می خواهند پدیده را تحلیل کنند و از داده های مربوطه اطلاعات مفید ایجاد می کنند و روندها و رفتارها را درک می کنند.

۳-در این مرحله به دنبال مدل کردن ساختار سیستم هستیم و فکر می کنیم رفتاری که در مرحله ۲ بدست آمده ناشی از یکسری قوانین و روابط علت و معلولی ایجاد شده است که در قالب یک ساختار که هنوز مدل آن برای ما مشخص نیست ، عمل می کند. بنابراین روابط علی و معلولی سیستم را مشخص می کنیم.برای درک بهتر در انتهای پست مجددا ساختار مربوط به پدیده(سیستم) ترافیک و توضیح آن را برای شما ارایه خواهیم کرد.
این مرحله دقیقا جایی است که متاسفانه اغلب مدیران ما نمی دانند ، چجوری پدیده ها را در قالب ساختارهای سیستمی برای بررسی رفتار هایشان مدله کنند و فقط با اطلاعات مرحله ۲ تصمیم می گیرند. (بخش زیادی از مشکلات حل نمی شود چون اساسا این مرحله انجام نمی شود). هر موقع اتفاق و رویدادی مشاهده می کنند با استفاده از تجربیات خود و با بکارگیری ابزارهایی همچون استخوان ماهی-پارتو-نمودار همبستگی و... شروع به حل مشکل می کنند. این ابزارها در حل مشکلات کمک می کنند ، لیکن به صورت مقطعی ، آنهم در قالب مسکن.
اگر نتوانیم مدل ساختار سیستم را استخراج کنیم و کامل روابط علت و معلولی را درک نکنیم ، هرگز مشکلات به صورت ریشه ای حل نمی شوند.

۴-در این مرحله مدل های ذهنی و جهان بینی و نگرشهایی که پشت قضیه بوده است را جستجو می کنیم و پی به تمام جوانب سیستم می بریم.
در این مرحله چون به همه روابط و ساختار سیستم پی می بریم می دانیم تغییر در هر کدام از پارامترها چه تبعاتی در کل سیستم دارد. به عنوان مثال می دانیم که اگر ضریب فنر دو برابر شود چه اتفاق ی می افتد. یا عرضه و تقاضای پول چگونه بر ساختار اقتصاد به عنوان یک سیستم کل تاثیر می گذارد.
در واقع چون می دانیم تبعات تغییرات پارامترها در کل سیستم به چه صورت خواهد بود ، تصمیم درست خواهیم گرفت.

🔺


@IEandManagement
مدل سیستم ترافیک
منبع:تفکر سیستمی-قاسم مختاری
🔺

کانال مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مثالی دیگر از تفکر سیستمی:
🔻
سیستم ترافیک:
اغلب تصور می شود که برای حل مشکل ترافیک بایستی خیابان ها را توسعه داد یا با حذف بلوارها یا کوچکتر کردن آنها، خیابان ها را پهن تر کرد. بعد از اتمام پروژه های توسعه خیابان ها تا مدتی وضعیت ترافیک بهبود پیدا می کند ، لیکن دوباره وضعیت به روال قبل بر می گردد. دلیل آن چیست؟
با توسعه خیابان ها ، زمان سفر (جابجایی) کاهش می یابد که همین کاهش زمان باعث افزایش جذابیت رانندگی شخصی می شود. افراد اشتیاق بیشتری برای استفاده از خودروی شخصی خواهند داشت. افزایش جذابیت رانندگی شخصی موجب افزایش تعداد جابجایی ها و تعداد خودرو ها در طول روز خواهد شد. افزایش تعداد خودروها باعث ایجاد ترافیک می شود . بنابراین توسعه راهها و خیابان ها باعث افزایش تمایل به استفاده و خرید خودروهای شخصی گردید و عملا نه تنها مشکل حل نشد ، بلکه منابع نیز هدر رفت! اگر دقت کرده باشید وقتی در یک ناحیه خلوت از شهر راه و خیابان جدید ایجاد می شود ، بعد از گذشت مدتی از زمان همان ناحیه خلوت به منطقه ای شلوغ تبدیل می شود. به همین روال این موضوع باعث افزایش جمعیت شهری و فعالیتهای اقتصادی می گردد و دوباره مشکل ترافیک بوجود می آید. 🔺

تفکر سیستمی به ما می آموزد که نباید به مسایل به صورت خطی نگاه کرد ،بلکه تمام مسایل جهان اطراف ما به صورت حلقه های علت و معلول در قالب سیستم های مختلف بهم تنیده شده است.


کانال مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟

معیار ۷ از ۸
🔻

معیار ۷-حجم عرضه و تقاضای بازار کسب و کار مورد نظر

وقتی می خواهید کسب و کاری را برای سرمایه گذاری انتخاب کنید،حتما بایستی به وضعیت عرضه و تقاضا کالاها یا خدمات کسب و کار مورد نظرتان در بازار هدفی که مدنظرتان است ، توجه کنید.
برای مثال شما می خواهید وارد کسب و کار تولید کالای X شوید ،اگر بازار هدفتان کل کشور ایران باشد ،بایستی سرانه مصرف کالای X هر ایرانی را که مثلا حدودا ۹۰کیلو در سال است را در جمعیت ایران که حدودا ۸۰ میلیون است ضرب کنید که ۷۲۰۰ میلیون کیلو در سال خواهد شد. این میزان کل تقاضا در بازار هدف است. حال بایستی میزان کل تولید یا عرضه این کالا در ایران را از منابع معتبر (وزارتخانه های مرتبط) اخذ کنید که مثلا در مورد کالای X چیزی حدود۸۹۰۰ میلیون کیلو در سال است. با این توضیحات می توان نتیجه گرفت میزان عرضه کالای X از میزان تقاضای ان بیشتر است.
خوب قاعدتا ورود به این بازار فقط به میزان عرضه اضافه می کند و قیمت کالای مورد نظر را کاهش می دهد!

البته بایستی ذکر کرد که در اکثر بازارها میزان عرضه کالا و خدمات در حال حاضر از میزان تقاضا بیشتر است و تنها تولید کنندگانی می توانند در بازار رقابت کنند که مطلوبیت بیشتری برای مشتریان خود فراهم کنند.
مطلوبیت بیشتر برای مشتریان عبارتست از :کیفیت-تحویل به موقع-قیمت
🔺

@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشد؟

معیار ۱۶،۱۷ از ۱۹
🔻
۱۶- در برخی دروس رشته مهندسی صنایع، مدلهای ریاضی از مسائل مختلف، ساخته و حل می‌شود. مانند آنچه در دروس کنترل موجودی، برنامه‌ریزی تولید و برنامه‌ریزی حمل و نقل انجام می‌شود.
یکی از خطرات تهدیدکننده یک کارشناس صنایع که در یکی از این زمینه‌ها مشغول به کار می‌شود، این است که بگوید این مدلها در سازمان‌های ما کاربردی ندارند؛ پس آنها را کنار گذاشته و با common sense بخواهد مسئله را حل کند. در این صورت، کیفیت سیستمی که طراحی می‌کند، تفاوت چندانی با کسی که اصلاً تحصیلات مهندسی صنایع ندارد، نخواهد داشت!
باید بتوانید از مدلها و فرمولهای ریاضی، راه حل عملی استخراج کنید. باید بتوانید از مدلهای درس کنترل موجودی، یک سیستم کنترل موجودی مناسب برای یک سازمان بیرون بیاورید.
خوب بود اگر اساتید محترم می‌توانستند موردهای واقعی از کاربرد این مباحث را نیز ارائه دهند تا دانشجویان ببینند چگونه این مدلها، مبنای طراحی یک سیستم واقعی قرار می‌گیرند.

۱۷- از کپی‌کاری صرف ابزارها و روشها بپرهیزید. به تأثیر و جایگاه آنها در بهبود کل سیستم مورد مطالعه، دقت کنید.
از نظر همه ما طبیعی است که یک پزشک در مواجهه با یک بیمار، شرح حال بیماری را بشنود، بیمار را معاینه کند؛ در صورت نیاز، آزمایشات تشخیصی انجام دهد و همه جوانب و حالات ممکنه را بررسی کند. یک سردرد می‌تواند علل متعددی داشته باشد. انتظار نداریم پزشک فوراً و بدون بررسی همه حالات ممکنه، تجویز کند. از پزشک انتظار می‌رود سایر بیماری‌ها و وضعیت جسمی و حتی وضعیت روحی و روانی بیمار را در نظر بگیرد. باید بداند این تجویز چه تأثیری بر سایر بخش‌های بدن بیمار دارد و آیا بین این داروی جدید با سایر داروهای مصرفی بیمار، اثر متقابلی وجود دارد یا خیر.
برای ما مسخره است که یک پزشک، چند نوع نسخه آماده در کشوی میز خود داشته باشد و به هر مریض، یکی از آنها را ارائه کند!
سازمان‌ها موجوداتی به مراتب پیچیده‌تر از یک انسان هستند. یک مهندس صنایع نباید به محض شنیدن شرح حال مختصری از بیمار، راه حل تجویز کند. متأسفانه تعدادی ابزار و راه حل آماده در ذهن خود داریم و فوراً یکی از آنها را بیرون آورده و عرضه می‌کنیم. به تفاوت بین بیمارها و وضعیت بیمار مورد نظر، توجهی نداریم.
معمولاً ابزارها و راه حلهای مدیریتی، ابتدا در یک سازمان به کار رفته‌اند آنگاه گزارش کاربرد آنها در نشریات مدیریتی چاپ شده است. هنگام نوشتن این گزارش‌ها، معمولاً جزئیات و ملاحظاتی که مربوط به آن سازمان خاص بوده‌اند، مکتوب نمی‌شوند. لذا برای خوانندگان آن گزارش، نوعی ساده‌انگاری به وجود می‌آید و از جزئیات و ملاحظاتی که باید در نظر بگیرند، غافل می‌شوند. همچنین توجهی به تفاوت بین سازمانها ندارند. در نتیجه در اجرا با شکست مواجه می‌شوند.
هر مسئله‌ای را باید در context آن بشناسید. تلاش نکنید فوراً مسئله را از context آن جدا کنید و به حل آن مشغول شوید. علاوه بر ویژگیهای عام مسئله، به ویژگیهای خاص آن هم باید توجه کرد.
🔺

@IEandManagement