مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
مورد ۲ از ۱۹
🔻
👈 یادگیری پایان ندارد. دانشگاه، اگر موفق بوده باشد، روش یادگیری و مبانی مورد نیاز را به شما یاد داده است.
👈 برای خودتان برنامه یادگیری تهیه کنید. مثلا مشخص کنید که در 3 ماه آینده قرار است روی چه موضوعاتی مطالعه کنید.
👈 از کسانی نباشید که فقط میآموزند اما به کار نمیبرند.
👈 از مطالعه اسلایدی خودداری کنید. متأسفانه برخی دانشجویان وقتی میخواهند موضوعی را مطالعه کنند، دنبال پاورپوینتهای آن میگردند. دانش سطحی، نتیجه مطالعه اسلایدی است.
👈 از اتکای بیش از حد به دورههای آموزشی خودداری کنید. از کسانی نباشید که در دورههای آموزشی شرکت میکنند تا مدارک آنها را جمعآوری کنند. در دورههایی شرکت کنید که مدرس آنها، نتایج تجربیات خود را نیز ارائه میدهد یا مهارتی را کسب میکنید که به آسانی با مطالعه کتابها قابل کسب نیست.
👈 متأسفانه عواملی همچون مدرکگرایی، افت کیفیت آموزشی دانشگاهها و به روزمرگی افتادن صنعت، موجب شده سطحی بودن دانش افراد از یک طرف و به کار نبردن دانستهها از طرف دیگر، به یک مشکل عمومی جامعه تبدیل شوند. حداقل، نخبگان جامعه باید از چنین بلایی دوری کنند.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مورد ۲ از ۱۹
🔻
👈 یادگیری پایان ندارد. دانشگاه، اگر موفق بوده باشد، روش یادگیری و مبانی مورد نیاز را به شما یاد داده است.
👈 برای خودتان برنامه یادگیری تهیه کنید. مثلا مشخص کنید که در 3 ماه آینده قرار است روی چه موضوعاتی مطالعه کنید.
👈 از کسانی نباشید که فقط میآموزند اما به کار نمیبرند.
👈 از مطالعه اسلایدی خودداری کنید. متأسفانه برخی دانشجویان وقتی میخواهند موضوعی را مطالعه کنند، دنبال پاورپوینتهای آن میگردند. دانش سطحی، نتیجه مطالعه اسلایدی است.
👈 از اتکای بیش از حد به دورههای آموزشی خودداری کنید. از کسانی نباشید که در دورههای آموزشی شرکت میکنند تا مدارک آنها را جمعآوری کنند. در دورههایی شرکت کنید که مدرس آنها، نتایج تجربیات خود را نیز ارائه میدهد یا مهارتی را کسب میکنید که به آسانی با مطالعه کتابها قابل کسب نیست.
👈 متأسفانه عواملی همچون مدرکگرایی، افت کیفیت آموزشی دانشگاهها و به روزمرگی افتادن صنعت، موجب شده سطحی بودن دانش افراد از یک طرف و به کار نبردن دانستهها از طرف دیگر، به یک مشکل عمومی جامعه تبدیل شوند. حداقل، نخبگان جامعه باید از چنین بلایی دوری کنند.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
مورد ۳ از ۱۹
🔻
👈 در تعریف مهندسی صنایع، کار مهندسی صنایع را "توسعه، بهبود و استقرار سیستمهایی یکپارچه از افراد، مواد، تجهیزات، اطلاعات، پول و انرژی" معرفی میکنند. بنابراین یکی از تواناییهای مورد نیاز مهندسین صنایع، توانایی برقراری ارتباط با نیروی انسانی سازمان است که متأسفانه در دانشگاه، چیز زیادی درباره آن نیاموختهایم. درباره سایر مؤلفههای سیستمها (مواد، تجهیزات، اطلاعات و پول) دانشی کسب میکنیم اما درباره مؤلفه انسانی، درسی وجود ندارد.
👈 یکی از مظاهر موفق نبودن در ارتباط با دیگران، متهم کردن زودهنگام دیگران به فسیل بودن، بیسواد بودن، مخالفت با شما به دلیل به خطر افتادن منافع آنها، مقاومت در برابر تغییر و ... است. این نوع قضاوت، بخصوص در بین کسانی که تازه از دانشگاه آمدهاند، متداولتر است. گاهی این قضاوت از آنجا ناشی میشود که ظرایف و مشکلات کار را نمیدانید و لذا قادر به درک علت مخالفت یا بیعلاقگی آنها نیستید. شاید آنها قبل از شما چند تا از این نوع پروژهها یا شعارهای جدید را دیدهاند و شاهد بودهاند که پس از مدتی شور و حرارت، همه چیز فراموش شده است. شاید شما هم پس از مدتی به سرنوشت آنها دچار شوید! و دهها شاید دیگر! بنابراین یکی از اصول مهم در ارتباط با دیگران، پرهیز از سرزنش کردن است.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مورد ۳ از ۱۹
🔻
👈 در تعریف مهندسی صنایع، کار مهندسی صنایع را "توسعه، بهبود و استقرار سیستمهایی یکپارچه از افراد، مواد، تجهیزات، اطلاعات، پول و انرژی" معرفی میکنند. بنابراین یکی از تواناییهای مورد نیاز مهندسین صنایع، توانایی برقراری ارتباط با نیروی انسانی سازمان است که متأسفانه در دانشگاه، چیز زیادی درباره آن نیاموختهایم. درباره سایر مؤلفههای سیستمها (مواد، تجهیزات، اطلاعات و پول) دانشی کسب میکنیم اما درباره مؤلفه انسانی، درسی وجود ندارد.
👈 یکی از مظاهر موفق نبودن در ارتباط با دیگران، متهم کردن زودهنگام دیگران به فسیل بودن، بیسواد بودن، مخالفت با شما به دلیل به خطر افتادن منافع آنها، مقاومت در برابر تغییر و ... است. این نوع قضاوت، بخصوص در بین کسانی که تازه از دانشگاه آمدهاند، متداولتر است. گاهی این قضاوت از آنجا ناشی میشود که ظرایف و مشکلات کار را نمیدانید و لذا قادر به درک علت مخالفت یا بیعلاقگی آنها نیستید. شاید آنها قبل از شما چند تا از این نوع پروژهها یا شعارهای جدید را دیدهاند و شاهد بودهاند که پس از مدتی شور و حرارت، همه چیز فراموش شده است. شاید شما هم پس از مدتی به سرنوشت آنها دچار شوید! و دهها شاید دیگر! بنابراین یکی از اصول مهم در ارتباط با دیگران، پرهیز از سرزنش کردن است.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
🔻
قطعا این سوال برای هر کسی که سرمایه ای در اختیار دارد و می خواهد سرمایه گذاری کند, پیش اومده و اولین جوابی که به ان داده می شود این است که سوددهی خوبی داشته باشد!
ایا فقط سوددهی ملاک و معیار سرمایه گذاری است؟
معیارهایی که برای سرمایه گذاری در یک کسب و کار مهم هستند به شرح ذیل است:
۱-نرخ بازده سرمایه کسب و کار مورد نظر (سود دهی)
۲-دوره بازگشت سرمایه (یا تعداد دفعات گردش سرمایه در یک سال مالی)
۳-موانع ورود
۴-موانع خروج
۵-میزان رقابتی و انحصاری بودن بازار ان کسب و کار
۶-میزان وابستگی به رکود و رونق بازار
۷-حجم عرضه و تقاضای بازار کسب و کار مورد نظر
۸-میزان وابستگی به متغیرهای سیاسی, اقتصادی, اجتماعی, محیطی, تکنولوژی, قانونی
البته قبل از همه اینها مهمترین معیار به نظر بنده میزان علاقه به کسب و کار است.
در ادامه هر یک از معیارها را توضیح خواهیم داد.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
🔻
قطعا این سوال برای هر کسی که سرمایه ای در اختیار دارد و می خواهد سرمایه گذاری کند, پیش اومده و اولین جوابی که به ان داده می شود این است که سوددهی خوبی داشته باشد!
ایا فقط سوددهی ملاک و معیار سرمایه گذاری است؟
معیارهایی که برای سرمایه گذاری در یک کسب و کار مهم هستند به شرح ذیل است:
۱-نرخ بازده سرمایه کسب و کار مورد نظر (سود دهی)
۲-دوره بازگشت سرمایه (یا تعداد دفعات گردش سرمایه در یک سال مالی)
۳-موانع ورود
۴-موانع خروج
۵-میزان رقابتی و انحصاری بودن بازار ان کسب و کار
۶-میزان وابستگی به رکود و رونق بازار
۷-حجم عرضه و تقاضای بازار کسب و کار مورد نظر
۸-میزان وابستگی به متغیرهای سیاسی, اقتصادی, اجتماعی, محیطی, تکنولوژی, قانونی
البته قبل از همه اینها مهمترین معیار به نظر بنده میزان علاقه به کسب و کار است.
در ادامه هر یک از معیارها را توضیح خواهیم داد.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
معیار ۱ از ۸
🔻
معیار ۱:نرخ بازده سرمایه
به زبان ساده یعنی بابت سرمایه گذاری که انجام می دهیم, ماهانه یا سالانه چقدر سود نصیبمان می شود.
فرمول ان:مقدار سود خالص بدست امده (بعد از کسر هزینه ها, استهلاک و مالیات و... ) تقسیم بر میزان کل سرمایه گذاری انجام شده در هر بازه زمانی دلخواه.
سرمایه ای که برای شروع کسب و کار لازم است به دو بخش سرمایه ثابت و سرمایه در گردش تقسیم می شود.
سرمایه ثابت شامل پول و اعتبار لازم برای خرید زمین, ماشین الات و تجهیزات, اموال اداری و...
سرمایه در گردش شامل میزان پولی است که برای خرید و فروش مواد اولیه, کمکی, نیمه ساخته, خدمات و محصولات لازم است.
مثال: فرض کنید در یک کسب و کار صدمیلیون تومان سرمایه گذاری کردید و بعد از انکه کسب و کار راه اندازی شد و محصولات و خدمات خود را به بازار ارایه داد, ده میلیون تومان سود کردید, نرخ بازده سرمایه شما در ان بازه زمانی ده درصد بوده است.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
معیار ۱ از ۸
🔻
معیار ۱:نرخ بازده سرمایه
به زبان ساده یعنی بابت سرمایه گذاری که انجام می دهیم, ماهانه یا سالانه چقدر سود نصیبمان می شود.
فرمول ان:مقدار سود خالص بدست امده (بعد از کسر هزینه ها, استهلاک و مالیات و... ) تقسیم بر میزان کل سرمایه گذاری انجام شده در هر بازه زمانی دلخواه.
سرمایه ای که برای شروع کسب و کار لازم است به دو بخش سرمایه ثابت و سرمایه در گردش تقسیم می شود.
سرمایه ثابت شامل پول و اعتبار لازم برای خرید زمین, ماشین الات و تجهیزات, اموال اداری و...
سرمایه در گردش شامل میزان پولی است که برای خرید و فروش مواد اولیه, کمکی, نیمه ساخته, خدمات و محصولات لازم است.
مثال: فرض کنید در یک کسب و کار صدمیلیون تومان سرمایه گذاری کردید و بعد از انکه کسب و کار راه اندازی شد و محصولات و خدمات خود را به بازار ارایه داد, ده میلیون تومان سود کردید, نرخ بازده سرمایه شما در ان بازه زمانی ده درصد بوده است.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
با توجه به معیار نرخ بازده سرمایه, کسب و کاری مناسب سرمایه گذاری است که نیاز به سرمایه کم داشته و سود بالایی خلق کند.
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
من می شنوم و فراموش می کنم؛من می بینم و بخاطر می سپارم ؛ اما من انجام میدم و یاد می گیرم.
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
منتقدان مهارتی دارند به نام انتقاد کردن !
زمان مطالعه : 3 دقیقه
🔻
انسانها اساسا از انتقاد کردن لذت می برند و از انتقاد شنیدن رنج! نمی دانم چرا؟ ولی حدس می زنم این هم مثل خیلی از رفتارهای ما به تربیت ما بستگی دارد! یک تعداد افراد در سازمان هستند که مرتب انتقاد می کنند ، غر می زنند ، از زمین و زمان شاکی هستند.
نسبت به این انسانها دو رویکرد می توان داشت : یا کلاً نسبت به حرفهایشان بی توجه باشیم! یا با دید مثبت نگاه کنیم و روی حرفهایشان فکر کنیم. چند سال پیش یک همکار داشتیم که به مفهوم کامل منتقد بود ، از هر موضوعی که فکر می کرد مشکل دارد انتقاد می کرد. آن زمان بنده در قبال ایشان رویکرد اول را اجرا می کردم و هر وقت حرف می زد ، با خودم می گفت که ای بابا ، این دوباره شروع کرد ! فکر می کردم با صبر و تلاش مشکلات شرکت حل می شود . بعدها که تجربه بیشتری پیدا کردم ، فهمیدم که ایشان خیلی از من و از ما جلوتر بود ، ولی افسوس که شرکت قدر اونو نمی دونست و تقریبا همه همکارام در قبال ایشان عین من رویکرد اول را دنبال می کردند ! البته ما بعداً از آن شرکت رفتیم و فکر می کنم ایشان هنوز توی شرکت کار می کنند . وقتی به یاد انتقادهاش می افتم می بینم که خیلی از حرفهاش درست بود و گذر زمان و مکان این رو به من ثابت کرد . مشکل من و همکاران من این بود که ما در یک یا چند سطح پائین تر از ایشان فکر می کردیم . در واقع این بنده خدا می گفت ولی ما نمی فهمیدیم !
برداشت های شخصی:
🔸 با تلاش و صبر می توان مشکلات را حل کرد ، لیکن با استفاده از افکار منتقد منصف می توان سرعت حل مشکلات را بیشتر کرد .
🔸لزوماً منتقد نباید پیشنهاد بدهد ، ما یاد گرفتیم نسبت به انسانهایی که انتقاد می کنند ولی پیشنهاد نمی دهند ، بدبین باشیم . انتقاد کردن یک مهارت بسیار مهم است که متاسفانه خیلی از ماها بلد نیستیم .برخی از کارکنان هیچ هنری ندارند ، لیکن مهارتی دارند که بقیه ندارن! مهارتی به نام انتقاد .
🔸باور کنید آدم های منتقد جور دیگر و از زاویه دیگر به مسائل و مشکلات نگاه می کنند .
🔸 لزومی ندارد همه مثل شما فکر کنند! یکی از ایراداتی که به بسیاری از مدیرعامل های ما وارد است ، اینست که بعد از استخدام یک نیروی جدید بعد از گذشت مدتی از مدیر ایشان سئوال های کلی و مبهم در مورد عملکرد تازه وارد پرسیده می شود . کافیست که اون نیروی جدید با مدیرش همفکر نباشد ! برای ارزیابی عملکرد پرسنل تکنیک های مدیریتی زیادی وجود دارد که بدترین آن سئوال های کلی از مسئول مربوطه است! سئوالاتی مثل نظرت درباره ایشان چیست؟ اگر می خواهید عملکرد یک نفر را ارزیابی کنید ، با عدد و رقم ارزیابی کنید نه با سئوال و جواب!
🔸شرکتها و سازمانها اگر می خواهند موفق باشند بایستی از همه طیف های فکری استخدام کنند .
🔸دنبال حذف انسانهای منتقد در محل کارتان نباشید ،منتقدان مشاوران اصلی مدیریت هستند ! در اتاق فکر از آنها استفاده کنید.
🔸سعی کنید در حل مشکلات شرکت از منتقدان بیشتر بهره ببرید تا در جریان اقدامات قرار بگیرند . این امر باعث می شود از انتقادات تکراری بپرهیزند .
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
زمان مطالعه : 3 دقیقه
🔻
انسانها اساسا از انتقاد کردن لذت می برند و از انتقاد شنیدن رنج! نمی دانم چرا؟ ولی حدس می زنم این هم مثل خیلی از رفتارهای ما به تربیت ما بستگی دارد! یک تعداد افراد در سازمان هستند که مرتب انتقاد می کنند ، غر می زنند ، از زمین و زمان شاکی هستند.
نسبت به این انسانها دو رویکرد می توان داشت : یا کلاً نسبت به حرفهایشان بی توجه باشیم! یا با دید مثبت نگاه کنیم و روی حرفهایشان فکر کنیم. چند سال پیش یک همکار داشتیم که به مفهوم کامل منتقد بود ، از هر موضوعی که فکر می کرد مشکل دارد انتقاد می کرد. آن زمان بنده در قبال ایشان رویکرد اول را اجرا می کردم و هر وقت حرف می زد ، با خودم می گفت که ای بابا ، این دوباره شروع کرد ! فکر می کردم با صبر و تلاش مشکلات شرکت حل می شود . بعدها که تجربه بیشتری پیدا کردم ، فهمیدم که ایشان خیلی از من و از ما جلوتر بود ، ولی افسوس که شرکت قدر اونو نمی دونست و تقریبا همه همکارام در قبال ایشان عین من رویکرد اول را دنبال می کردند ! البته ما بعداً از آن شرکت رفتیم و فکر می کنم ایشان هنوز توی شرکت کار می کنند . وقتی به یاد انتقادهاش می افتم می بینم که خیلی از حرفهاش درست بود و گذر زمان و مکان این رو به من ثابت کرد . مشکل من و همکاران من این بود که ما در یک یا چند سطح پائین تر از ایشان فکر می کردیم . در واقع این بنده خدا می گفت ولی ما نمی فهمیدیم !
برداشت های شخصی:
🔸 با تلاش و صبر می توان مشکلات را حل کرد ، لیکن با استفاده از افکار منتقد منصف می توان سرعت حل مشکلات را بیشتر کرد .
🔸لزوماً منتقد نباید پیشنهاد بدهد ، ما یاد گرفتیم نسبت به انسانهایی که انتقاد می کنند ولی پیشنهاد نمی دهند ، بدبین باشیم . انتقاد کردن یک مهارت بسیار مهم است که متاسفانه خیلی از ماها بلد نیستیم .برخی از کارکنان هیچ هنری ندارند ، لیکن مهارتی دارند که بقیه ندارن! مهارتی به نام انتقاد .
🔸باور کنید آدم های منتقد جور دیگر و از زاویه دیگر به مسائل و مشکلات نگاه می کنند .
🔸 لزومی ندارد همه مثل شما فکر کنند! یکی از ایراداتی که به بسیاری از مدیرعامل های ما وارد است ، اینست که بعد از استخدام یک نیروی جدید بعد از گذشت مدتی از مدیر ایشان سئوال های کلی و مبهم در مورد عملکرد تازه وارد پرسیده می شود . کافیست که اون نیروی جدید با مدیرش همفکر نباشد ! برای ارزیابی عملکرد پرسنل تکنیک های مدیریتی زیادی وجود دارد که بدترین آن سئوال های کلی از مسئول مربوطه است! سئوالاتی مثل نظرت درباره ایشان چیست؟ اگر می خواهید عملکرد یک نفر را ارزیابی کنید ، با عدد و رقم ارزیابی کنید نه با سئوال و جواب!
🔸شرکتها و سازمانها اگر می خواهند موفق باشند بایستی از همه طیف های فکری استخدام کنند .
🔸دنبال حذف انسانهای منتقد در محل کارتان نباشید ،منتقدان مشاوران اصلی مدیریت هستند ! در اتاق فکر از آنها استفاده کنید.
🔸سعی کنید در حل مشکلات شرکت از منتقدان بیشتر بهره ببرید تا در جریان اقدامات قرار بگیرند . این امر باعث می شود از انتقادات تکراری بپرهیزند .
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
معیار ۲ از ۸
🔻
معیار ۲- دوره بازگشت سرمایه
بدین معنی است که چه مدت طول می کشد تا سرمایه شما بعد از سوددهی بازگردد.
همانطور که گفتیم سرمایه مورد نیاز برای سرمایه گذاری به دو قسمت تقسیم می شود :سرمایه ثابت و سرمایه در گردش
سرمایه ثابت اولیه بعد از مدتی از سوددهی کسب و کار باز می گردد, لیکن چیزی که مد نظر ماست و خیلی مهم است, دوره بازگشت سرمایه در گردش است. هرچه این دوره کوتاه تر باشد تعداد دفعات برداشت سود در طول سال مالی بیشتر است و اتوماتیک باعث افزایش ROIC یا همان نرخ بازده سرمایه می شود.
لذا کسب و کاری مناسب است که دوره بازگشت سرمایه ان کوتاه باشد.
البته این موضوع به مسایل زیادی از جمله رکود و رونق , مسایل فرهنگی(فرهنگ قرض دادن و گرفتن ), قوانین ترخیص و گمرک, قوانین واردات و صادرات, نوع کالا و... بستگی دارد.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
معیار ۲ از ۸
🔻
معیار ۲- دوره بازگشت سرمایه
بدین معنی است که چه مدت طول می کشد تا سرمایه شما بعد از سوددهی بازگردد.
همانطور که گفتیم سرمایه مورد نیاز برای سرمایه گذاری به دو قسمت تقسیم می شود :سرمایه ثابت و سرمایه در گردش
سرمایه ثابت اولیه بعد از مدتی از سوددهی کسب و کار باز می گردد, لیکن چیزی که مد نظر ماست و خیلی مهم است, دوره بازگشت سرمایه در گردش است. هرچه این دوره کوتاه تر باشد تعداد دفعات برداشت سود در طول سال مالی بیشتر است و اتوماتیک باعث افزایش ROIC یا همان نرخ بازده سرمایه می شود.
لذا کسب و کاری مناسب است که دوره بازگشت سرمایه ان کوتاه باشد.
البته این موضوع به مسایل زیادی از جمله رکود و رونق , مسایل فرهنگی(فرهنگ قرض دادن و گرفتن ), قوانین ترخیص و گمرک, قوانین واردات و صادرات, نوع کالا و... بستگی دارد.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
مورد ۴ از ۱۹
🔻
👈 معمولاً راه حل بهینه مسائل سازمانی، از توجه به نظرات همه طرفهای مرتبط با مسئله حاصل میشود؛ باید بتوانید سیستم را به طرف راه حل بهینه هدایت کنید. نقش یک مهندس صنایع در مواجهه با تضادهای سازمانی، مثل یک قاضی است نه یکی از طرفهای دعوا.
👈 لازمه اکثر شغلهای مهندسی صنایع، در نظر گرفتن منافع کل سازمان است نه منافع بخشی از آن. به عنوان نمونه، در کنترل موجودی مواد اولیه، راه حل بهینه از لحاظ کردن مجموع دیدگاههای مالی، تدارکات، انبار و تولید حاصل میشود. سیاست بهینه کنترل موجودی، سیاستی است که مجموع هزینههای سفارشدهی، نگهداری موجودی و ریسک کمبود مواد اولیه را حداقل نماید و محدودیت منابع مالی سازمان را رعایت کند. در برنامهریزی تولید باید بین دیدگاههای (بعضاً متضاد) بازاریابی و فروش، مهندسی، تدارکات، تولید، امور مالی و منابع انسانی، تعادل بهینه برقرار کند.
به عنوان نمونهای دیگر، یک مهندس صنایع که به عنوان تحلیلگر یک سیستم اطلاعاتی عمل میکند: کاربران سیستم، خواستههای بسیاری دارند که ممکن است برآورده کردن همه آنها در محدوده پروژه نباشد. از طرف دیگر، برنامهنویسان در مقابل خیلی از خواستههای کاربران موضع میگیرند و آنها را رد میکنند. تحلیلگر باید بتواند در تضاد بین این دو دیدگاه، تعادل مناسبی برقرار کند. یعنی هم نیازهای کاربران را درک و اولویتبندی کند و هم این که محدویتهای زمانی پروژه و محدودیتهای تکنولوژیک برنامهنویسان را درک کند و به کاربران انتقال دهد.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مورد ۴ از ۱۹
🔻
👈 معمولاً راه حل بهینه مسائل سازمانی، از توجه به نظرات همه طرفهای مرتبط با مسئله حاصل میشود؛ باید بتوانید سیستم را به طرف راه حل بهینه هدایت کنید. نقش یک مهندس صنایع در مواجهه با تضادهای سازمانی، مثل یک قاضی است نه یکی از طرفهای دعوا.
👈 لازمه اکثر شغلهای مهندسی صنایع، در نظر گرفتن منافع کل سازمان است نه منافع بخشی از آن. به عنوان نمونه، در کنترل موجودی مواد اولیه، راه حل بهینه از لحاظ کردن مجموع دیدگاههای مالی، تدارکات، انبار و تولید حاصل میشود. سیاست بهینه کنترل موجودی، سیاستی است که مجموع هزینههای سفارشدهی، نگهداری موجودی و ریسک کمبود مواد اولیه را حداقل نماید و محدودیت منابع مالی سازمان را رعایت کند. در برنامهریزی تولید باید بین دیدگاههای (بعضاً متضاد) بازاریابی و فروش، مهندسی، تدارکات، تولید، امور مالی و منابع انسانی، تعادل بهینه برقرار کند.
به عنوان نمونهای دیگر، یک مهندس صنایع که به عنوان تحلیلگر یک سیستم اطلاعاتی عمل میکند: کاربران سیستم، خواستههای بسیاری دارند که ممکن است برآورده کردن همه آنها در محدوده پروژه نباشد. از طرف دیگر، برنامهنویسان در مقابل خیلی از خواستههای کاربران موضع میگیرند و آنها را رد میکنند. تحلیلگر باید بتواند در تضاد بین این دو دیدگاه، تعادل مناسبی برقرار کند. یعنی هم نیازهای کاربران را درک و اولویتبندی کند و هم این که محدویتهای زمانی پروژه و محدودیتهای تکنولوژیک برنامهنویسان را درک کند و به کاربران انتقال دهد.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
94 درصد مشکلات سازمان ها ناشی از ساختار سیستمهاست و فقط 6 درصد آنها ناشی از کارکنان است. ادوارد دمینگ
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
مورد ۵ از ۱۹
🔻
یکی از مدعیان تفکر سیستمی، مهندسین صنایع هستند. مهندسین صنایع باید بتوانند هم خودشان سیستمی فکر و عمل کنند و هم این که تفکر سیستمی را در سازمان جاری کنند. یکی از ابعاد تفکر سیستمی، داشتن نگرش بلندمدت و پرهیز از روزمرگی است.
برای بسیاری از مسائل، هم راه حل سریع و کوتاه مدت وجود دارد و هم راه حل ریشهای و بلندمدت. راه حلهای کوتاه مدت، موقتاً وضعیت سیستم را بهبود میدهند اما پس از مدتی وضعیت به حالت قبل باز میگردد یا حتی بدتر میشود. نباید تنها به راه حل کوتاه مدت اتکا کرد. نمیتوان در مقابل سردرد خود، فقط به خوردن قرص مسکن اکتفا کنیم؛ شاید یک عمل جراحی نیاز است یا شاید باید سبک زندگی خود را تغییر دهیم.
تصور کنید شما به عنوان مسئول ایمنی یک منطقه انتخاب شدهاید. یکی از وظایف شما، خاموش کردن آتشسوزیها است. اما نقش دوم شما رفع یا کاهش عوامل ایجاد آتشسوزی است. باید علاوه بر آتشنشانی، به کاهش عوامل آتشسوزیها نیز بپردازید.
میتوان یک سازمان یا (حتی بخشی از آن) را به صورت یک هواپیما تصور کرد که در اختیار مدیران آن سازمان یا بخش، قرار گرفته است تا آنرا به مقصد برسانند. نقش ابتدایی مدیران، خلبانی این هواپیما است؛ اما نقش ثانویه آنها، بهبود طراحی آن است. وقتی طبق یک سیستم یا فرایند موجود عمل میکنید، در حال خلبانی هستید. اما وقتی به بهبود سیستم یا فرایند میپردازید، در نقش یک طراح و سازنده هواپیما ظاهر شدهاید. مدیران و کارشناسان معمولاً نقش دوم را فراموش میکنند.
به عنوان مثال فرض کنید شما به عنوان مسئول کنترل موجودی و سفارشات قطعات یدکی یک سازمان انتخاب شدهاید. کنترل موجودی صدها و حتی هزاران قطعه یدکی را به شما سپردهاند. از یک طرف باید نیازهای فعلی به قطعات یدکی را پاسخ دهید و برای تأمین آنها اقدام کنید. از طرف دیگر، باید سیستم کنترل موجودی را طراحی و راهاندازی کنید. یعنی زمان تأمین قطعات را با هماهنگی واحد بازرگانی، محاسبه کنید؛ روشی برای پیشبینی مصرف قطعات طراحی کنید؛ سیاست کنترل موجودی هر قطعه را تعریف کنید و ...
در سطح سوم، باید تلاش کنید زمان تأمین و عدم قطعیت آنرا کاهش دهید؛ نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه را تشویق کنید تا پیشبینی مصرف قطعات، دقیقتر شود و عدم اطمینان آن کاهش یابد.
در کوتاه مدت، آتشنشانی لازم است اما در بلندمدت شما را با بهبودی که ایجاد کردهاید، ارزیابی خواهند کرد.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
مورد ۵ از ۱۹
🔻
یکی از مدعیان تفکر سیستمی، مهندسین صنایع هستند. مهندسین صنایع باید بتوانند هم خودشان سیستمی فکر و عمل کنند و هم این که تفکر سیستمی را در سازمان جاری کنند. یکی از ابعاد تفکر سیستمی، داشتن نگرش بلندمدت و پرهیز از روزمرگی است.
برای بسیاری از مسائل، هم راه حل سریع و کوتاه مدت وجود دارد و هم راه حل ریشهای و بلندمدت. راه حلهای کوتاه مدت، موقتاً وضعیت سیستم را بهبود میدهند اما پس از مدتی وضعیت به حالت قبل باز میگردد یا حتی بدتر میشود. نباید تنها به راه حل کوتاه مدت اتکا کرد. نمیتوان در مقابل سردرد خود، فقط به خوردن قرص مسکن اکتفا کنیم؛ شاید یک عمل جراحی نیاز است یا شاید باید سبک زندگی خود را تغییر دهیم.
تصور کنید شما به عنوان مسئول ایمنی یک منطقه انتخاب شدهاید. یکی از وظایف شما، خاموش کردن آتشسوزیها است. اما نقش دوم شما رفع یا کاهش عوامل ایجاد آتشسوزی است. باید علاوه بر آتشنشانی، به کاهش عوامل آتشسوزیها نیز بپردازید.
میتوان یک سازمان یا (حتی بخشی از آن) را به صورت یک هواپیما تصور کرد که در اختیار مدیران آن سازمان یا بخش، قرار گرفته است تا آنرا به مقصد برسانند. نقش ابتدایی مدیران، خلبانی این هواپیما است؛ اما نقش ثانویه آنها، بهبود طراحی آن است. وقتی طبق یک سیستم یا فرایند موجود عمل میکنید، در حال خلبانی هستید. اما وقتی به بهبود سیستم یا فرایند میپردازید، در نقش یک طراح و سازنده هواپیما ظاهر شدهاید. مدیران و کارشناسان معمولاً نقش دوم را فراموش میکنند.
به عنوان مثال فرض کنید شما به عنوان مسئول کنترل موجودی و سفارشات قطعات یدکی یک سازمان انتخاب شدهاید. کنترل موجودی صدها و حتی هزاران قطعه یدکی را به شما سپردهاند. از یک طرف باید نیازهای فعلی به قطعات یدکی را پاسخ دهید و برای تأمین آنها اقدام کنید. از طرف دیگر، باید سیستم کنترل موجودی را طراحی و راهاندازی کنید. یعنی زمان تأمین قطعات را با هماهنگی واحد بازرگانی، محاسبه کنید؛ روشی برای پیشبینی مصرف قطعات طراحی کنید؛ سیاست کنترل موجودی هر قطعه را تعریف کنید و ...
در سطح سوم، باید تلاش کنید زمان تأمین و عدم قطعیت آنرا کاهش دهید؛ نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه را تشویق کنید تا پیشبینی مصرف قطعات، دقیقتر شود و عدم اطمینان آن کاهش یابد.
در کوتاه مدت، آتشنشانی لازم است اما در بلندمدت شما را با بهبودی که ایجاد کردهاید، ارزیابی خواهند کرد.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
معیار ۳ از ۸
🔻
معیار ۳-موانع ورود
موانعی هستند که بر سر راه یک کسب و کار برای ورود به بازار قرار می گیرند.
مهمترین موانع ورود به یک کسب وکار به شرح ذیل است:
۱-اعتبار و سرمایه مالی
۲-تکنولوژی : بعضی از کسب و کارها نیاز به درجه بالایی از دانش و تکنولوژی دارند و براحتی نمی توان به ان ورود کرد. مثلاً داروسازی
۳-مهارت و نیروی انسانی متخصص
برای راه اندازی یک کسب و کار در یک محدوده خاص جغرافیایی. بایستی از وجود نیروی انسانی متخصص و ماهر مرتبط با کسب و کارتان اطمینان حاصل کنید.
۴-قدرت برند رقبای موجود:هر چه در یک کسب و کار رقبای قدرتری وجود داشته باشد, ورود به ان سخت تر است.
۵-محدودیتهای قانونی و سیاستهای دولت.
برخی بازارها مختص دولت است و در اقتصاد به آن شکست بازار نیز می گویند . در این بازارها کالاهای عمومی مورد نیاز عموم مردم تامین می شود و ورود بخش خصوصی به آن مجاز نیست .مثل تامین برق و گاز
قبل از ورود به یک کسب و کار می بایست تمامی قوانین و محدودیت های مربوط به آن بررسی شوند .
۶- توجه به کالاهای جانشین و جایگزین : بخشی از تقاضای مربوط به بازار یک کالا از طریق ارائه کالاهای جانشین تامین می شود . مثلا برخی به جای قند از شکر و نبات و یا کشمش استفاده می کنند . همچنین برخی از کالاها بر اثر ورود تکنولوژی های جدید به سرعت از گردونه رقابت خارج می شوند . مثلاً امروزه مردم به دلیل ورود تکنولوژی عکاسی دیجیتال کمتر از دوربین های عکاسی آنالوگ استفاده می کنند .
اگر سرمایه زیادی در اختیار ندارید و نمی توانید ریسک کنید و می خواهید زود شروع به راه اندازی کسب و کار کنید , بهتر است از ساده ترین حالت ممکن شروع کنید و بوسیله بهبود مستمر و به مرور زمان سهمی از بازار برای کسب و کارتان ایجاد کنید وان را توسعه دهید.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
معیار ۳ از ۸
🔻
معیار ۳-موانع ورود
موانعی هستند که بر سر راه یک کسب و کار برای ورود به بازار قرار می گیرند.
مهمترین موانع ورود به یک کسب وکار به شرح ذیل است:
۱-اعتبار و سرمایه مالی
۲-تکنولوژی : بعضی از کسب و کارها نیاز به درجه بالایی از دانش و تکنولوژی دارند و براحتی نمی توان به ان ورود کرد. مثلاً داروسازی
۳-مهارت و نیروی انسانی متخصص
برای راه اندازی یک کسب و کار در یک محدوده خاص جغرافیایی. بایستی از وجود نیروی انسانی متخصص و ماهر مرتبط با کسب و کارتان اطمینان حاصل کنید.
۴-قدرت برند رقبای موجود:هر چه در یک کسب و کار رقبای قدرتری وجود داشته باشد, ورود به ان سخت تر است.
۵-محدودیتهای قانونی و سیاستهای دولت.
برخی بازارها مختص دولت است و در اقتصاد به آن شکست بازار نیز می گویند . در این بازارها کالاهای عمومی مورد نیاز عموم مردم تامین می شود و ورود بخش خصوصی به آن مجاز نیست .مثل تامین برق و گاز
قبل از ورود به یک کسب و کار می بایست تمامی قوانین و محدودیت های مربوط به آن بررسی شوند .
۶- توجه به کالاهای جانشین و جایگزین : بخشی از تقاضای مربوط به بازار یک کالا از طریق ارائه کالاهای جانشین تامین می شود . مثلا برخی به جای قند از شکر و نبات و یا کشمش استفاده می کنند . همچنین برخی از کالاها بر اثر ورود تکنولوژی های جدید به سرعت از گردونه رقابت خارج می شوند . مثلاً امروزه مردم به دلیل ورود تکنولوژی عکاسی دیجیتال کمتر از دوربین های عکاسی آنالوگ استفاده می کنند .
اگر سرمایه زیادی در اختیار ندارید و نمی توانید ریسک کنید و می خواهید زود شروع به راه اندازی کسب و کار کنید , بهتر است از ساده ترین حالت ممکن شروع کنید و بوسیله بهبود مستمر و به مرور زمان سهمی از بازار برای کسب و کارتان ایجاد کنید وان را توسعه دهید.
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
تخصص یا ارتباطات :
🔻
یکی از مسائلی که کارکنان سازمانها با آن روبرو می شوند ، بحث ارتقا، سازمانی است . وقتی برای یک پست سازمانی مرتبط با تخصص ما دنبال شخصی می گردند ، اغلب ما خود را لایق ترین فرد برای آن پست می دانیم و با انتخاب بقیه مخالفیم ! همهمه ای در سازمان راه می افتد که چه کسی را می خواهند انتخاب کنند ، هر کسی که به اتاق مدیر عامل فراخوانده می شود ، زیر نظر قرار می گیرد . ارادت ها به این افراد بیشتر می شود ! پچ پچ های درگوشی و جلسات خصوصی دو سه نفره برگزار می شود . آخر سر که یک نفر انتخاب شد ، بحث ها و جلسات تا چند روز ادامه می یابد . مخالفان سعی می کنند ثابت کنند که مدیر عامل در انتخاب خود اشتباه کرده و مرتب پالسهای منفی ارسال می کنند !
به نظر شما در ارتقاء سازمانی کدام معیارها بایستی مد نظر قرار گیرد ؟
به باور نگارنده شاخص خیلی مهم در ارتقاء سازمانی بحث ارتباطات سازمانی است . در واقع شرط لازم برای ارتقاء در سازمانها بحث مهارت در ارتباطات است و وقتی این شرط فراهم شد ، دنبال آدم متخصص می گردند . علت خیلی از سوء برداشتها در مورد انتخاب افراد در سازمانها دقیقاً همین نکته است که بسیاری از متخصصان موضوعی فکر می کنند در حق آنها اجحاف شده است و به فکر استعفاء می افتند . بایستی دقت کرد ریشه مشکل در درون ماست نه آن بیرون ! خیلی وقتها برای یک پست خالی شخصی را در نظر می گیرند که از لحاظ تخصص برای آن پست مربوطه در سطح پائینی قرار دارد ، لکن از جنبه های ارتباطات بسیار قوی ظاهر شده است . البته به مفهوم عام این مورد پسندیده نیست ، لکن اکثراً در شرایط مساوی زمانی که یک متخصص و یک نفر دارای ارتباطات قوی مقایسه می شوند ، کفه ترازو به سمت نفر دوم سنگینی می کند . در واقع مدیران عامل برای پستهای سازمانی دنبال افرادی می گردند که بتوانند به راحتی سیاستها و استراتژی های خود را در سازمان پیاده کنند . قاعدتاً افراد متخصص بدون ارتباطات قوی گزینه مناسبی برای این نوع طرز فکر نیستند!
👈کسب مهارت در ارتباطات با گذشت چندین سال از شروع کار و در اثر همنشینی با افراد مختلف از رشته های مختلف بدست می اید .
👈سعی کنیم حداقل یک کتاب در این زمینه مطالعه کنیم .
👈 بسیاری از نارضایتی های کارکنان سازمان به علت ضعف در ارتباطات و آموزش تکنیک های آن است ، متاسفانه مسئولین آموزش سازمانها توجه کمی به این موضوعات دارند و بیشتر بر مباحث تخصصی تاکید می کنند .
👈 از تکنیک مراقبه جهت پیشرفت در مهارت ارتباطات خود بهره ببریم . بدین معنی که اگر می توانیم در هرلحظه مراقب گقتارها،رفتارها و کردارهایمان باشیم .
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
🔻
یکی از مسائلی که کارکنان سازمانها با آن روبرو می شوند ، بحث ارتقا، سازمانی است . وقتی برای یک پست سازمانی مرتبط با تخصص ما دنبال شخصی می گردند ، اغلب ما خود را لایق ترین فرد برای آن پست می دانیم و با انتخاب بقیه مخالفیم ! همهمه ای در سازمان راه می افتد که چه کسی را می خواهند انتخاب کنند ، هر کسی که به اتاق مدیر عامل فراخوانده می شود ، زیر نظر قرار می گیرد . ارادت ها به این افراد بیشتر می شود ! پچ پچ های درگوشی و جلسات خصوصی دو سه نفره برگزار می شود . آخر سر که یک نفر انتخاب شد ، بحث ها و جلسات تا چند روز ادامه می یابد . مخالفان سعی می کنند ثابت کنند که مدیر عامل در انتخاب خود اشتباه کرده و مرتب پالسهای منفی ارسال می کنند !
به نظر شما در ارتقاء سازمانی کدام معیارها بایستی مد نظر قرار گیرد ؟
به باور نگارنده شاخص خیلی مهم در ارتقاء سازمانی بحث ارتباطات سازمانی است . در واقع شرط لازم برای ارتقاء در سازمانها بحث مهارت در ارتباطات است و وقتی این شرط فراهم شد ، دنبال آدم متخصص می گردند . علت خیلی از سوء برداشتها در مورد انتخاب افراد در سازمانها دقیقاً همین نکته است که بسیاری از متخصصان موضوعی فکر می کنند در حق آنها اجحاف شده است و به فکر استعفاء می افتند . بایستی دقت کرد ریشه مشکل در درون ماست نه آن بیرون ! خیلی وقتها برای یک پست خالی شخصی را در نظر می گیرند که از لحاظ تخصص برای آن پست مربوطه در سطح پائینی قرار دارد ، لکن از جنبه های ارتباطات بسیار قوی ظاهر شده است . البته به مفهوم عام این مورد پسندیده نیست ، لکن اکثراً در شرایط مساوی زمانی که یک متخصص و یک نفر دارای ارتباطات قوی مقایسه می شوند ، کفه ترازو به سمت نفر دوم سنگینی می کند . در واقع مدیران عامل برای پستهای سازمانی دنبال افرادی می گردند که بتوانند به راحتی سیاستها و استراتژی های خود را در سازمان پیاده کنند . قاعدتاً افراد متخصص بدون ارتباطات قوی گزینه مناسبی برای این نوع طرز فکر نیستند!
👈کسب مهارت در ارتباطات با گذشت چندین سال از شروع کار و در اثر همنشینی با افراد مختلف از رشته های مختلف بدست می اید .
👈سعی کنیم حداقل یک کتاب در این زمینه مطالعه کنیم .
👈 بسیاری از نارضایتی های کارکنان سازمان به علت ضعف در ارتباطات و آموزش تکنیک های آن است ، متاسفانه مسئولین آموزش سازمانها توجه کمی به این موضوعات دارند و بیشتر بر مباحث تخصصی تاکید می کنند .
👈 از تکنیک مراقبه جهت پیشرفت در مهارت ارتباطات خود بهره ببریم . بدین معنی که اگر می توانیم در هرلحظه مراقب گقتارها،رفتارها و کردارهایمان باشیم .
🔺
مهندسی صنایع و مدیریت
@IEandManagement
چه کسب و کاری برای سرمایه گذاری مناسب است؟
معیار ۴ از ۸
🔻
۴-موانع خروج
موانعی هستند که بر سر راه یک کسب و کار خاص به هنگام خروج از بازار قرار می گیرند،این موانع زمان ورود نیز بایستی در نظر گرفته شوند و جز معیارهای تصمیم گیری قرار گیرند.
مهمترین موانع خروج از یک کسب و کار به شرح ذیل است:
۱-سرمایه گذاری تجهیزات تخصصی.
از تجهیزات و ماشین الاتی که در یک کسب و کار تخصصی شمرده می شوند ، نمی توان براحتی در یک کسب و کار دیگر بهره برد.
۲-مهارتهای تخصصی
بدیهی است که سطح بالای تخصص ایجاد شده در یک کسب و کار ، بدرد کسب و کار دیگر با زمینه کاری متفاوت نمی خورد.
۳-جرایم مالی و بدهی های کسب و کار
۴-اعتبار و برند
۵-قراردادهای پیمانکاران و تامین کنندگان
۶-هزینه های ثالث که اصطلاحا Sunk Costs خوانده می شود. هزینه هایی هستند که صاحبان کسب و کار در زمان فعالیت متحمل می شوند ،لیکن در زمان خروج از کسب و کار به انها اهمیت داده نمی شود. مثلا هزینه های اموزش پرسنلی که منفک شده اند!
🔺
@IEandManagement
معیار ۴ از ۸
🔻
۴-موانع خروج
موانعی هستند که بر سر راه یک کسب و کار خاص به هنگام خروج از بازار قرار می گیرند،این موانع زمان ورود نیز بایستی در نظر گرفته شوند و جز معیارهای تصمیم گیری قرار گیرند.
مهمترین موانع خروج از یک کسب و کار به شرح ذیل است:
۱-سرمایه گذاری تجهیزات تخصصی.
از تجهیزات و ماشین الاتی که در یک کسب و کار تخصصی شمرده می شوند ، نمی توان براحتی در یک کسب و کار دیگر بهره برد.
۲-مهارتهای تخصصی
بدیهی است که سطح بالای تخصص ایجاد شده در یک کسب و کار ، بدرد کسب و کار دیگر با زمینه کاری متفاوت نمی خورد.
۳-جرایم مالی و بدهی های کسب و کار
۴-اعتبار و برند
۵-قراردادهای پیمانکاران و تامین کنندگان
۶-هزینه های ثالث که اصطلاحا Sunk Costs خوانده می شود. هزینه هایی هستند که صاحبان کسب و کار در زمان فعالیت متحمل می شوند ،لیکن در زمان خروج از کسب و کار به انها اهمیت داده نمی شود. مثلا هزینه های اموزش پرسنلی که منفک شده اند!
🔺
@IEandManagement
Forwarded from صنایع و مدیریت
مهندسان صنایع چگونه باید باشند؟
معیار ۶،۷،۸ از ۱۹
🔻
۶-صداقت حرفهای را رعایت کنید. البته قرار نیست همه چیز را به همه کس بگویید؛ اما بیصداقتی، بیاعتمادی میآورد.
یکی از نمونهها، جلسه مصاحبه است: در جلسه مصاحبه، وقتی چیزی را نمیدانید، اگر صریحاً بگویید نمیدانید، ممکن است مؤثرتر باشد از این که مطالبی را به هم ببافید. معمولاً مصاحبهکننده میفهمد که در حال بافتن هستید. در نتیجه میفهمد که هم نمیدانید و هم دروغگو و خالیبند هستید! او ممکن است بتواند با ندانستن شما کنار بیاید؛ اما مطمئناً با بیصداقتی، کنار نخواهد آمد.
۷-مدیر خود را در جریان فعالیتها و مشکلات کاری خود قرار دهید (البته نه به شیوه افراطی). آنها میتوانند نظر مشورتی و اصلاحی به شما بدهند. اگر در جریان فعالیتهای شما نباشند، قضاوتهای نادقیقی از عملکرد شما خواهند داشت که این قضاوتها معمولاً به نفع شما نیستند.
۸-نترسید از این که سؤال کنید. قرار نیست همه چیز را بدانید. در مورد شیوه کار و ... مشورت بگیرید. البته افراط در این زمینه روا نیست.
🔺
@IEandManagement
معیار ۶،۷،۸ از ۱۹
🔻
۶-صداقت حرفهای را رعایت کنید. البته قرار نیست همه چیز را به همه کس بگویید؛ اما بیصداقتی، بیاعتمادی میآورد.
یکی از نمونهها، جلسه مصاحبه است: در جلسه مصاحبه، وقتی چیزی را نمیدانید، اگر صریحاً بگویید نمیدانید، ممکن است مؤثرتر باشد از این که مطالبی را به هم ببافید. معمولاً مصاحبهکننده میفهمد که در حال بافتن هستید. در نتیجه میفهمد که هم نمیدانید و هم دروغگو و خالیبند هستید! او ممکن است بتواند با ندانستن شما کنار بیاید؛ اما مطمئناً با بیصداقتی، کنار نخواهد آمد.
۷-مدیر خود را در جریان فعالیتها و مشکلات کاری خود قرار دهید (البته نه به شیوه افراطی). آنها میتوانند نظر مشورتی و اصلاحی به شما بدهند. اگر در جریان فعالیتهای شما نباشند، قضاوتهای نادقیقی از عملکرد شما خواهند داشت که این قضاوتها معمولاً به نفع شما نیستند.
۸-نترسید از این که سؤال کنید. قرار نیست همه چیز را بدانید. در مورد شیوه کار و ... مشورت بگیرید. البته افراط در این زمینه روا نیست.
🔺
@IEandManagement
ساختار سیستم، بوجود آورنده رفتار آن است.
🔻
به قدری این جمله مهم است که شاید بتوان ادعا کرد اگر همه مدیران آن را درک کنند و به کار گیرند؛ جوامع ، سازمانها ، شرکتها و... بیش از ۹۰ درصد مشکلاتشان را به صورت ریشه ای حل می کنند! به قول دکتر دمینگ ۹۴ درصد مشکلات سازمانها به دلیل ساختار سیستمهاست!
به عنوان مثال پدیده تورم را در نظر بگیرید : همه ما شاهد ساعتها گفتگو و اخبار در رسانه ها بین کارشناسان و اقتصاددانان در این زمینه بودیم و هستیم و تقریبا فکر می کنیم می دانیم تورم چیست ؟ تورم یعنی گرانی!
حال اگر از ما بپرسند تورم چگونه بوجود می آید ؛ بسته به میزان درکمان از موضوع تورم جوابهای متفاوتی به این مساله می دهیم.
خیلی ها جواب میدن وقتی دولت با کسری بودجه مواجه میشه نرخ تورم بالا میره؛ برخی دیگر می گویند وقتی نقدینگی میره بالا نرخ تورم نیز بالا میره. حال اگر بپرسند افزایش نقدینگی چجوری باعث افزایش تورم میشه ؟ یا اساسا چرا وچگونه نقدینگی بالا میره ؟خیلی از ماها قفل می کنیم و برای اینکه کم نیاریم شروع به بیان استدلال هایی می کنیم که بعضی از آنها به فکر اقتصاددانها هم نرسیده است!
کسانی که با نگرش تفکر سیستمی به مسایل نگاه می کنند می دانند که ساختار سیستم ها پدیده ها و رفتارها را بوجود می آورد و در مورد پدیده تورم نیز جواب در ماهیت و ساختار درونی پول به عنوان یک سیستم نهفته است.
🔺
در ادامه با یکی دو مثال ساده موضوع رو براتون باز می کنیم.
@IEandManagement
🔻
به قدری این جمله مهم است که شاید بتوان ادعا کرد اگر همه مدیران آن را درک کنند و به کار گیرند؛ جوامع ، سازمانها ، شرکتها و... بیش از ۹۰ درصد مشکلاتشان را به صورت ریشه ای حل می کنند! به قول دکتر دمینگ ۹۴ درصد مشکلات سازمانها به دلیل ساختار سیستمهاست!
به عنوان مثال پدیده تورم را در نظر بگیرید : همه ما شاهد ساعتها گفتگو و اخبار در رسانه ها بین کارشناسان و اقتصاددانان در این زمینه بودیم و هستیم و تقریبا فکر می کنیم می دانیم تورم چیست ؟ تورم یعنی گرانی!
حال اگر از ما بپرسند تورم چگونه بوجود می آید ؛ بسته به میزان درکمان از موضوع تورم جوابهای متفاوتی به این مساله می دهیم.
خیلی ها جواب میدن وقتی دولت با کسری بودجه مواجه میشه نرخ تورم بالا میره؛ برخی دیگر می گویند وقتی نقدینگی میره بالا نرخ تورم نیز بالا میره. حال اگر بپرسند افزایش نقدینگی چجوری باعث افزایش تورم میشه ؟ یا اساسا چرا وچگونه نقدینگی بالا میره ؟خیلی از ماها قفل می کنیم و برای اینکه کم نیاریم شروع به بیان استدلال هایی می کنیم که بعضی از آنها به فکر اقتصاددانها هم نرسیده است!
کسانی که با نگرش تفکر سیستمی به مسایل نگاه می کنند می دانند که ساختار سیستم ها پدیده ها و رفتارها را بوجود می آورد و در مورد پدیده تورم نیز جواب در ماهیت و ساختار درونی پول به عنوان یک سیستم نهفته است.
🔺
در ادامه با یکی دو مثال ساده موضوع رو براتون باز می کنیم.
@IEandManagement