Forwarded from کانال جنبش پارک لاله
وحشت رژیم از
فراخوان مهندس طبرزدی برای ۷ ابان
به دنبال فراخوان عمومی مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران
و سرباز ازادی میهن برای گرامیداشت ۷ ابان به منظور سرنگونی رژیم فاسد ولایت فقیه، وحشت سراپای رژیم را فرا گرفته و علاوه بر تعطیل کردن استان پارس و استان یزد،
اینک چنین تهدید هایی به صورت پیامک برای شهروندان میفرستد
#ابان_دادخواهی
دادخواهی تا رهایی
@parklaleh98
فراخوان مهندس طبرزدی برای ۷ ابان
به دنبال فراخوان عمومی مهندس طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران
و سرباز ازادی میهن برای گرامیداشت ۷ ابان به منظور سرنگونی رژیم فاسد ولایت فقیه، وحشت سراپای رژیم را فرا گرفته و علاوه بر تعطیل کردن استان پارس و استان یزد،
اینک چنین تهدید هایی به صورت پیامک برای شهروندان میفرستد
#ابان_دادخواهی
دادخواهی تا رهایی
@parklaleh98
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
✅قاضی حداد را کرونا کشت!
✍حشمت اله طبرزدی
در عصری زندگی میکنیم که همه چیز تراژدی است.
یادم هست اولین بار سال ۷۹ با قاضی حداد اشنا شدم.برای ۴ خرداد اعلام میتینگ در برابر دانشگاه تهران کرده بودیم.پیش از ان دوره ی شکنجه گاه توحید به مدت ۱۱۰ شبانه روز و به دنبال جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ را دیده بودم. دوره ی بازجویی در ۲۰۹ به مدت حدود دو هفته را در همان سال دیدم و این دو به حکم قاضی حقانی(سلیمی) رییس شعبه ۶ دادگاه انقلاب موسوم به معاونت امنیت و مدیر دفتری اقای فلاح چند انگشتی، بود.البته در سال ۷۶ نیز به دادگاه انقلاب احضار شده بودم که یک سال حبس تعلیقی گرفتم.سال ۷۷ نیز برایم در انجا پرونده ساختند. اما اینک پرونده ی من و دوستانم به شعبه ۲۶ ارجاع شده بود.ان دوره گروه طبرزدی یا گروه پیام دانشجو و اتحادیه دانشجویی خیلی جنجال افریده بود. جنبش دانشجویی و بلکه جنبش نوین مطبوعاتی روی کاکل این گروه می چرخید و دستگاه امنیتی نیز در خاموش کردن ان موفق نبود. برای اینکه از سال ۷۳ تا ۷۹ مستمرا کوبیده بودیم و پیش میرفتیم.
۴ خرداد ۷۹ و درست پس از سرکوب خونین جنبش دانشجویی در ۱۸ تیر ۷۸ ،بیش از ۲۰۰۰۰ تن از دانشجویان و سایر طبقات به دعوت جبهه متحد دانشجویی در برابر دانشگاه تهران دست به تظاهرات زدند، کسانی چون کورش صحتی، سعید کاشیلو، حسن زارع زاده، محمود شوشتری و چند تن از رهبران جبهه متحد دانشجویی به همین دلیل توسط اطلاعات ربوده شدند و کسانی چون منوچهر محمدی، اکبر محمدی، محمد رضا کثرانی، حسین اریا، بهیه جیلانی و چند تن دیگر از اعضای جبهه متحد نیز با حبس های طولانی در زندان به سر می بردن.دستگاه امنیتی را کلافه کرده بودیم و گویا اینبار تصمیم گرفته بودند با کمک قاضی حسن زارع دهنوی معروف به حداد، کار را تمام کنند!
ان روز من احضار شده بودم. رفتم شعبه ۶. گفتند پرونده به ۲۶ منتقل شده. خوشحال شدم از دست جلادی به نام قاضی حقانی راحت میشدم تا خاطره شکنجه گاه توحید، تجدید نشود. وقتی به دفتر ۲۶ رسیدم چند تن در صف نشسته بودند. پرسیدم نام رئیس چیست؟گفتند قاضی حداد و اضافه کردند خیلی خشن و مادر قحبه س(متهمین قاچاق عتیقه و مواد مخدر بودند)! خودم را نباختم و تصمیم گرفتم در اولین برخورد به او درس جدیدی بدهم.
رئیس دفترش فردی به نام سد مجید بود.معلوم بود که لاتی س برای خودش و به حق از بازجو ها و نیروهای دادستانی از دهه ی ۶۰ بود. در بر خورد اول من را اقا حشمت صدا زد و برخوردش دوگانه و زیرکانه بود.گویا به خوبی من را از دوره پیام دانشجو و پیش از ان و نیز دوره ی بازجویی های شکنجگاه توحید میشناخت و نمی خواست ریسک کند.نوبت من که رسید گفت اقا حشمت برو تو.
رفتم و سلام کردم.مردی کوتاه قد و سیاه چرده پشت میز نشسته بود. حتا جواب سلامم را نداد. شاید دعوت هم نکرد که روی صندلی بشینم اما من خودم رفتم و نشستم. چند لحظه گذشت و یک کلام حرف نزد. سپس روی برگه ای را که همان برگه ی بازجویی یا بازپرسی و سوال و جواب بود ، چیزی نوشت و فرستاد سر میز که یعنی من بردارم. اینکار را با غرور و نخوت تمام انجام داد. من نیز برداشتم و پاسخ نوشتم. چند بار این کار تکرار شد و قاضی حداد کم اورد. چون پاسخ مورد نظر را دریافت نکرد. انجا بود که من بر او پیروز شده بودم.
در هر حال حرفهای زیادی رد و بدل شد و حداد من را فرستاد ۲۰۹. ۹۰ شبانه روز در انفرادی های ۲۰۹ بودم. علاوه بر من اکثر بچه های جبهه متحد یا گروه طبرزدی در سلول ها و بند های اوین بودند.حداد به من گفته بود من جمعتان میکنم و تمام میشود.بسیار با جدیت اینکار را دنبال میکرد. فرزاد حمیدی، حمید علیزاده،حسن زارع زاده، کورش صحتی، رضا مبین، سعید کاشیلو و چند تن دیگر. همه در انفرادی ها یا بند ها.
@tabarzadi2 https://t.me/tasvir200/274
این دوره نیز گذشت و انفرادی ها و فشار و بازجویی ما را از پا در نیاورد.اخر تابستان با وثیقه ازاد شدیم.دوباره فعالیت ها را شروع کردیم، سعید قائم مقامی، حسین مهری رادیو صدای ایران، مصاحبه ها، میتینگ ها و شلوغ کردنها ادامه پیدا کرد. یادم هست وقتی ازاد شدیم با پرویز سفری، محمد مسعود سلامتی و جواد امامی، مطابق معمول به یکی از چایخانه های دره فرحزاد رفتیم تا در مورد استراتژیی تشکیلات در شرایط جدید تصمیم بگیریم. انجا سلامتی پیشنهاد داد خوب است به نام اتحادیه که تشکیلاتی رسمی س در چارچوب قانون اساسی فعالیت ها را ادامه بدهیم. منظورش این بود که مبارزه ی قانونی داشته باشیم.این پیشنهاد درست پس از سرکوب جنبش دانشجویی ۱۸ تیر و جنبش دانشجویی ۴ خرداد ۷۹ بود. ان زمان همه ی ما ماهها بازجویی و شکنجه شده بودیم و زنده یاد محمد علی سفری ، حشمت اله خیاط زاده و علی اکبر بهمنش امر وکالت ما را بر عهده داشتند و خود چون رزمنده ای با رژیم می جنگیدن.همه در مبارزه و تلاش مستمر بودیم.از وکیل و موکل.
با پیشنهاد جسورانه ی سلامتی، چشمان دکتر جواد و
✍حشمت اله طبرزدی
در عصری زندگی میکنیم که همه چیز تراژدی است.
یادم هست اولین بار سال ۷۹ با قاضی حداد اشنا شدم.برای ۴ خرداد اعلام میتینگ در برابر دانشگاه تهران کرده بودیم.پیش از ان دوره ی شکنجه گاه توحید به مدت ۱۱۰ شبانه روز و به دنبال جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ را دیده بودم. دوره ی بازجویی در ۲۰۹ به مدت حدود دو هفته را در همان سال دیدم و این دو به حکم قاضی حقانی(سلیمی) رییس شعبه ۶ دادگاه انقلاب موسوم به معاونت امنیت و مدیر دفتری اقای فلاح چند انگشتی، بود.البته در سال ۷۶ نیز به دادگاه انقلاب احضار شده بودم که یک سال حبس تعلیقی گرفتم.سال ۷۷ نیز برایم در انجا پرونده ساختند. اما اینک پرونده ی من و دوستانم به شعبه ۲۶ ارجاع شده بود.ان دوره گروه طبرزدی یا گروه پیام دانشجو و اتحادیه دانشجویی خیلی جنجال افریده بود. جنبش دانشجویی و بلکه جنبش نوین مطبوعاتی روی کاکل این گروه می چرخید و دستگاه امنیتی نیز در خاموش کردن ان موفق نبود. برای اینکه از سال ۷۳ تا ۷۹ مستمرا کوبیده بودیم و پیش میرفتیم.
۴ خرداد ۷۹ و درست پس از سرکوب خونین جنبش دانشجویی در ۱۸ تیر ۷۸ ،بیش از ۲۰۰۰۰ تن از دانشجویان و سایر طبقات به دعوت جبهه متحد دانشجویی در برابر دانشگاه تهران دست به تظاهرات زدند، کسانی چون کورش صحتی، سعید کاشیلو، حسن زارع زاده، محمود شوشتری و چند تن از رهبران جبهه متحد دانشجویی به همین دلیل توسط اطلاعات ربوده شدند و کسانی چون منوچهر محمدی، اکبر محمدی، محمد رضا کثرانی، حسین اریا، بهیه جیلانی و چند تن دیگر از اعضای جبهه متحد نیز با حبس های طولانی در زندان به سر می بردن.دستگاه امنیتی را کلافه کرده بودیم و گویا اینبار تصمیم گرفته بودند با کمک قاضی حسن زارع دهنوی معروف به حداد، کار را تمام کنند!
ان روز من احضار شده بودم. رفتم شعبه ۶. گفتند پرونده به ۲۶ منتقل شده. خوشحال شدم از دست جلادی به نام قاضی حقانی راحت میشدم تا خاطره شکنجه گاه توحید، تجدید نشود. وقتی به دفتر ۲۶ رسیدم چند تن در صف نشسته بودند. پرسیدم نام رئیس چیست؟گفتند قاضی حداد و اضافه کردند خیلی خشن و مادر قحبه س(متهمین قاچاق عتیقه و مواد مخدر بودند)! خودم را نباختم و تصمیم گرفتم در اولین برخورد به او درس جدیدی بدهم.
رئیس دفترش فردی به نام سد مجید بود.معلوم بود که لاتی س برای خودش و به حق از بازجو ها و نیروهای دادستانی از دهه ی ۶۰ بود. در بر خورد اول من را اقا حشمت صدا زد و برخوردش دوگانه و زیرکانه بود.گویا به خوبی من را از دوره پیام دانشجو و پیش از ان و نیز دوره ی بازجویی های شکنجگاه توحید میشناخت و نمی خواست ریسک کند.نوبت من که رسید گفت اقا حشمت برو تو.
رفتم و سلام کردم.مردی کوتاه قد و سیاه چرده پشت میز نشسته بود. حتا جواب سلامم را نداد. شاید دعوت هم نکرد که روی صندلی بشینم اما من خودم رفتم و نشستم. چند لحظه گذشت و یک کلام حرف نزد. سپس روی برگه ای را که همان برگه ی بازجویی یا بازپرسی و سوال و جواب بود ، چیزی نوشت و فرستاد سر میز که یعنی من بردارم. اینکار را با غرور و نخوت تمام انجام داد. من نیز برداشتم و پاسخ نوشتم. چند بار این کار تکرار شد و قاضی حداد کم اورد. چون پاسخ مورد نظر را دریافت نکرد. انجا بود که من بر او پیروز شده بودم.
در هر حال حرفهای زیادی رد و بدل شد و حداد من را فرستاد ۲۰۹. ۹۰ شبانه روز در انفرادی های ۲۰۹ بودم. علاوه بر من اکثر بچه های جبهه متحد یا گروه طبرزدی در سلول ها و بند های اوین بودند.حداد به من گفته بود من جمعتان میکنم و تمام میشود.بسیار با جدیت اینکار را دنبال میکرد. فرزاد حمیدی، حمید علیزاده،حسن زارع زاده، کورش صحتی، رضا مبین، سعید کاشیلو و چند تن دیگر. همه در انفرادی ها یا بند ها.
@tabarzadi2 https://t.me/tasvir200/274
این دوره نیز گذشت و انفرادی ها و فشار و بازجویی ما را از پا در نیاورد.اخر تابستان با وثیقه ازاد شدیم.دوباره فعالیت ها را شروع کردیم، سعید قائم مقامی، حسین مهری رادیو صدای ایران، مصاحبه ها، میتینگ ها و شلوغ کردنها ادامه پیدا کرد. یادم هست وقتی ازاد شدیم با پرویز سفری، محمد مسعود سلامتی و جواد امامی، مطابق معمول به یکی از چایخانه های دره فرحزاد رفتیم تا در مورد استراتژیی تشکیلات در شرایط جدید تصمیم بگیریم. انجا سلامتی پیشنهاد داد خوب است به نام اتحادیه که تشکیلاتی رسمی س در چارچوب قانون اساسی فعالیت ها را ادامه بدهیم. منظورش این بود که مبارزه ی قانونی داشته باشیم.این پیشنهاد درست پس از سرکوب جنبش دانشجویی ۱۸ تیر و جنبش دانشجویی ۴ خرداد ۷۹ بود. ان زمان همه ی ما ماهها بازجویی و شکنجه شده بودیم و زنده یاد محمد علی سفری ، حشمت اله خیاط زاده و علی اکبر بهمنش امر وکالت ما را بر عهده داشتند و خود چون رزمنده ای با رژیم می جنگیدن.همه در مبارزه و تلاش مستمر بودیم.از وکیل و موکل.
با پیشنهاد جسورانه ی سلامتی، چشمان دکتر جواد و
Telegram
تصاویر۲
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
پرویز به سوی من خیره شده بود تا واکنش من را ببینند.من در پاسخ گفتم، برعکس. ما باید یک خیز دیگر به جلو برداریم.پرویز زد زیر خنده و گفت، خیز مسلحانه؟!گفتم رفقا ما نه تنها نباید به عقب برگردیم بلکه باید برای گام بعدی اماده شویم.
گام بعدی اعلام جبهه ی دموکراتیک ایران ، عضو گیری گسترده و اعلام میتینگ به هر مناسبتی بود. ۷۹ نیز گذشت و قاضی حداد حریف ما نشد. برعکس در همان سال نامه ای سرگشاده زیر عنوان ، علی شکنجه گاه نداشت، خطاب به خامنه ای نوشتم. خامنه ای ان سال را سال علی نامیده بود. من نیز به خامنه ای گفتم تو از معاویه هم پست تر هستی.
با تشدید مبارزات ما که به نام جبهه دموکراتیک ایران انجام میگرفت،اینبار سپاه وارد میدان شد و با حکم همین قاضی حداد، اقدام به سرکوب ما کرد. در ۲۷ فروردین ۸۰ ، سپاه به دفتر جبهه یورش مسلحانه اورد و من را با ضرب و شتم شدید با خود برد. این در حالی بود که ۱۴ اسفند سال ۷۹ با حکم همین حداد، کورش صحتی،مبین و سعید کاشیلو سه تن از اعضای جبهه متحد را ربوده و به عشرت اباد برده بودند. من در سال ۸۰ و ۸۱ دو دوره و به مدت ۱۸ ماه(۵۴۰ شبانه روز) در انفرادی های ضد اطلاعات ارتش، عشرت اباد و ۲-الف زیر بازجویی و شکنجه های سپاه پاسدار بودم تا به امر قاضی حداد، مثلا تسلیم شوم و کار گروه طبرزدی تمام شود. امامی،سفری، سلامتی ، امید عباسقلی نژاد، کیانوش سنجری، پیمان پیران، حجت بختیاری و بقیه ی اعضای گروه طبرزدی، همه به حکم قاضی حداد زیر فشار قرار داشتیم. ان دو سال به اندازه ای به من سخت گذشت که یکبار قاضی حداد امد در زندان ۲- الف و دم درب سلول ایستاد و با تعجب از من پرسید:
خسته نشدی؟گفتم، نه.
حداد و سد مجید در این مدت دو سه سال با اعضای خانواده تا دوستان و وکلای من کامل اشنا شده بودند. حتا دو تا سه بار همین حداد حکم بازداشت علی و محمد که ان زمان حدودا ۱۸ ساله بودند را صادر کرده بود و به انفرادی فرستاد. بارها محمد علی سفری و بهمنش را احضار کرد، بیرون نگه داشت و یا زیر فشار قرار داد. بارها مادرم در دفتر حداد او را مورد شماتت قرار داد. حداد که قرار بود گروه طبرزدی را جمع کند، خودش اسیر گروه طبرزدی شده بود.او متوجه شده بود این جریان از جنس جریانات دهه ی شصت نیست که بتوان با همان روش ها، جمعشان کرد. اینها از وکیل و موکل و فرزند و مادر و همسر و دوست، یک حرف میزنند. اینها میگویند ما حق داریم حرف بزنیم، حق داریم اعتراض کنیم و زندگی بهتر حق ماست.
اینها کلامی ساده اما بسیار عمیق بود. ما حق داریم خامنه ای را نخواهیم، ظلم را نخواهیم و زیر بار زور نرویم. این منطق مادر من در برابر حداد بود و حداد نیز در برابر این منطق فقط حکم انفرادی و بازجویی میداد و هیچ کار دیگری بلد نبود.
حداد دوباره در سال ۸۲ ناگزیر شد برای من حکم بازداشت و انفرادی بدهد و در سال ۸۳ ناگزیرش کردم سخت ترین حکم را برایم بدهد و او که از جمع کردن گروه طبرزدی ناتوان مانده بود، ترجیح داد ما را در زندانهای رجایی شهر تا اوین و بازداشتگاهها محبوس نگه دارد. زمانی در سال ۸۵ او را فریب دادم و مرخصی طولانی مدت گرفتم. حداد باور کرده بود که طبرزدی از زندان خسته شده. از روی شادمانی به من میگفت ،تا من تو را ازاد میکنم، از هر طرف فشار می اورند که چرا طبرزدی را ازاد میکنی. من به انها میگویم پس چکار کنم؟نمیتونم که بکشمش!
سپس اضافه کرد حالا تو که خودت تنها نیستی. جریانی، با دوستانت هم صحبت کن که دست بردارن. او البته نمی دانست من برای تقویت همین دوستان ناگزیر شدم شرایط سکوت در بیرون از زندان را بپذیرم.
اما دیری نمی پاید که حداد متوجه میشود زندان و حکم سنگین و شرایط خانواده، نتوانسته طبرزدی را بشکند و او به کار تشکیلاتی اش در بیرون از زندان ادامه داده .این بود که دوباره در سال ۸۶ من را دستبند زده تحویل سلول میدهد تا حداد از سال ۷۹ همچنان با گروه طبرزدی باشد و احکام سنگین زندان و انفرادی صادر کند.
سال ۸۷ اخرین حکم ۷ ساله ی من که توسط قاضی حداد صادر شده بود به اتمام رسید اگرچه او بود که به صورت غیابی حکم غیر قانونی بودن اتحادیه را صادر کرد و دهها تن از رفقایم را راهی شکنجه گاهها و زندانها کرد.او در سال ۸۸ در سمت معاون دادستان مرتضوی دستور بازداشت فله ای صدها تن از جمله من را صادر کرد اما واقعه ی کهریزک بیش از این به او مهلت نداد تا جنایت کند.
یادم هست خودش برایم تعریف میکرد که ما سرباز نظام هستیم و به تعداد موهای سرم حکم اعدام و زندان و مصادره اموال صادر کرده ام.او البته خودش را شاعر و دارای احساس شعری نیز می دانست و گویا دانش اموخته ی حقوق از دانشگاه ملی بود و به همین دلیل با جنبش های مبارزاتی پیش از انقلاب اشنایی داشت. اما از جوانی سر از بازپرسی و بازجویی در دفتر دادستانی مستقر در زندان اوین در دوران جلادی به نام لاجوردی در اورده بود و به یک قاتل درجه یک تبدیل شده بود.
اری حداد با چن
گام بعدی اعلام جبهه ی دموکراتیک ایران ، عضو گیری گسترده و اعلام میتینگ به هر مناسبتی بود. ۷۹ نیز گذشت و قاضی حداد حریف ما نشد. برعکس در همان سال نامه ای سرگشاده زیر عنوان ، علی شکنجه گاه نداشت، خطاب به خامنه ای نوشتم. خامنه ای ان سال را سال علی نامیده بود. من نیز به خامنه ای گفتم تو از معاویه هم پست تر هستی.
با تشدید مبارزات ما که به نام جبهه دموکراتیک ایران انجام میگرفت،اینبار سپاه وارد میدان شد و با حکم همین قاضی حداد، اقدام به سرکوب ما کرد. در ۲۷ فروردین ۸۰ ، سپاه به دفتر جبهه یورش مسلحانه اورد و من را با ضرب و شتم شدید با خود برد. این در حالی بود که ۱۴ اسفند سال ۷۹ با حکم همین حداد، کورش صحتی،مبین و سعید کاشیلو سه تن از اعضای جبهه متحد را ربوده و به عشرت اباد برده بودند. من در سال ۸۰ و ۸۱ دو دوره و به مدت ۱۸ ماه(۵۴۰ شبانه روز) در انفرادی های ضد اطلاعات ارتش، عشرت اباد و ۲-الف زیر بازجویی و شکنجه های سپاه پاسدار بودم تا به امر قاضی حداد، مثلا تسلیم شوم و کار گروه طبرزدی تمام شود. امامی،سفری، سلامتی ، امید عباسقلی نژاد، کیانوش سنجری، پیمان پیران، حجت بختیاری و بقیه ی اعضای گروه طبرزدی، همه به حکم قاضی حداد زیر فشار قرار داشتیم. ان دو سال به اندازه ای به من سخت گذشت که یکبار قاضی حداد امد در زندان ۲- الف و دم درب سلول ایستاد و با تعجب از من پرسید:
خسته نشدی؟گفتم، نه.
حداد و سد مجید در این مدت دو سه سال با اعضای خانواده تا دوستان و وکلای من کامل اشنا شده بودند. حتا دو تا سه بار همین حداد حکم بازداشت علی و محمد که ان زمان حدودا ۱۸ ساله بودند را صادر کرده بود و به انفرادی فرستاد. بارها محمد علی سفری و بهمنش را احضار کرد، بیرون نگه داشت و یا زیر فشار قرار داد. بارها مادرم در دفتر حداد او را مورد شماتت قرار داد. حداد که قرار بود گروه طبرزدی را جمع کند، خودش اسیر گروه طبرزدی شده بود.او متوجه شده بود این جریان از جنس جریانات دهه ی شصت نیست که بتوان با همان روش ها، جمعشان کرد. اینها از وکیل و موکل و فرزند و مادر و همسر و دوست، یک حرف میزنند. اینها میگویند ما حق داریم حرف بزنیم، حق داریم اعتراض کنیم و زندگی بهتر حق ماست.
اینها کلامی ساده اما بسیار عمیق بود. ما حق داریم خامنه ای را نخواهیم، ظلم را نخواهیم و زیر بار زور نرویم. این منطق مادر من در برابر حداد بود و حداد نیز در برابر این منطق فقط حکم انفرادی و بازجویی میداد و هیچ کار دیگری بلد نبود.
حداد دوباره در سال ۸۲ ناگزیر شد برای من حکم بازداشت و انفرادی بدهد و در سال ۸۳ ناگزیرش کردم سخت ترین حکم را برایم بدهد و او که از جمع کردن گروه طبرزدی ناتوان مانده بود، ترجیح داد ما را در زندانهای رجایی شهر تا اوین و بازداشتگاهها محبوس نگه دارد. زمانی در سال ۸۵ او را فریب دادم و مرخصی طولانی مدت گرفتم. حداد باور کرده بود که طبرزدی از زندان خسته شده. از روی شادمانی به من میگفت ،تا من تو را ازاد میکنم، از هر طرف فشار می اورند که چرا طبرزدی را ازاد میکنی. من به انها میگویم پس چکار کنم؟نمیتونم که بکشمش!
سپس اضافه کرد حالا تو که خودت تنها نیستی. جریانی، با دوستانت هم صحبت کن که دست بردارن. او البته نمی دانست من برای تقویت همین دوستان ناگزیر شدم شرایط سکوت در بیرون از زندان را بپذیرم.
اما دیری نمی پاید که حداد متوجه میشود زندان و حکم سنگین و شرایط خانواده، نتوانسته طبرزدی را بشکند و او به کار تشکیلاتی اش در بیرون از زندان ادامه داده .این بود که دوباره در سال ۸۶ من را دستبند زده تحویل سلول میدهد تا حداد از سال ۷۹ همچنان با گروه طبرزدی باشد و احکام سنگین زندان و انفرادی صادر کند.
سال ۸۷ اخرین حکم ۷ ساله ی من که توسط قاضی حداد صادر شده بود به اتمام رسید اگرچه او بود که به صورت غیابی حکم غیر قانونی بودن اتحادیه را صادر کرد و دهها تن از رفقایم را راهی شکنجه گاهها و زندانها کرد.او در سال ۸۸ در سمت معاون دادستان مرتضوی دستور بازداشت فله ای صدها تن از جمله من را صادر کرد اما واقعه ی کهریزک بیش از این به او مهلت نداد تا جنایت کند.
یادم هست خودش برایم تعریف میکرد که ما سرباز نظام هستیم و به تعداد موهای سرم حکم اعدام و زندان و مصادره اموال صادر کرده ام.او البته خودش را شاعر و دارای احساس شعری نیز می دانست و گویا دانش اموخته ی حقوق از دانشگاه ملی بود و به همین دلیل با جنبش های مبارزاتی پیش از انقلاب اشنایی داشت. اما از جوانی سر از بازپرسی و بازجویی در دفتر دادستانی مستقر در زندان اوین در دوران جلادی به نام لاجوردی در اورده بود و به یک قاتل درجه یک تبدیل شده بود.
اری حداد با چن
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
ین کارنامه ای در جنبش سبز ۸۸ بر سر جنایت در کهریزک، به کلی بی ابرو شد و زان پس هرگاه میخواستم به بازجو ها زخم زبان بزنم، می پرسیدم راستی از قاضی حداد چه خبر!؟
یادم هست اقای مظفر معروف به تهرانی که همه کاره ی شکنجه گاه توحید و ۲۰۹ در دهه ی ۷۰،۸۰ و بلکه ۹۰ بود، رابطه ی بسیار نزدیکی با حداد داشت و ایشان نیز ناچار شد به من بگوید: اقای طبرزدی قاضی حداد دیگر در مجموعه ی دادستانی نیست.
اری قاضی حداد که دستی در امور عتیقه و قاچاق نیز داشت و همه گونه جنایت مرتکب شد تا نظام را حفظ کند و قدرت و ثروت را پاس بدارد، ان روز که حضورش موجب تضعیف ولی فقیه میشد، مثل یک تکه پارچه ی نجس، ار مجموعه بیرون انداخته شد.
او را کرونا کشت و این حداد بود که میخواست ما نباشیم.
اینها را نوشتم تا رهروان قاضی حداد در بیداد گاهها و زندانها و بازداشتگاهها فراموش نکنند که قدرت به هیچ کس وفا نمی کند.از مرگ حداد خشنود نشدم اما امید دارم برای رهروان او پند اموز باشد. با جنایت زندگی کردن جز بدنامی چیزی برای جنایتکار باقی نمی گذارد.
ان موجود نفرت انگیزی که با تبختر کامل پشت میز کارش می نشست و برای انسان های بیگناه حکم اعدام،شلاق،شکنجه، انفرادی، زندان، مصادره اموال و نفی بلد صادر میکرد امروز به لشی تبدیل شده در گور است که برای در امان ماندن از جسم متعفن و پر از ویروس ش، باید از اهک استفاده کنند و حتا نزدیکانش نیز امکان یا جرائت نزدیک شدن به گورش را ندارند!
این همان تراژدی روزگار ماست.
یادم هست حداد در سال ۸۰ با این پیر مردهای محترم ملی مذهبی، در سلول های انفرادی عشرت اباد و به دست سپاه، چه که نکرد. یاد مهندس سحابی گرامی باد.
@tabarzadi2
https://t.me/tasvir200/274
یادم هست اقای مظفر معروف به تهرانی که همه کاره ی شکنجه گاه توحید و ۲۰۹ در دهه ی ۷۰،۸۰ و بلکه ۹۰ بود، رابطه ی بسیار نزدیکی با حداد داشت و ایشان نیز ناچار شد به من بگوید: اقای طبرزدی قاضی حداد دیگر در مجموعه ی دادستانی نیست.
اری قاضی حداد که دستی در امور عتیقه و قاچاق نیز داشت و همه گونه جنایت مرتکب شد تا نظام را حفظ کند و قدرت و ثروت را پاس بدارد، ان روز که حضورش موجب تضعیف ولی فقیه میشد، مثل یک تکه پارچه ی نجس، ار مجموعه بیرون انداخته شد.
او را کرونا کشت و این حداد بود که میخواست ما نباشیم.
اینها را نوشتم تا رهروان قاضی حداد در بیداد گاهها و زندانها و بازداشتگاهها فراموش نکنند که قدرت به هیچ کس وفا نمی کند.از مرگ حداد خشنود نشدم اما امید دارم برای رهروان او پند اموز باشد. با جنایت زندگی کردن جز بدنامی چیزی برای جنایتکار باقی نمی گذارد.
ان موجود نفرت انگیزی که با تبختر کامل پشت میز کارش می نشست و برای انسان های بیگناه حکم اعدام،شلاق،شکنجه، انفرادی، زندان، مصادره اموال و نفی بلد صادر میکرد امروز به لشی تبدیل شده در گور است که برای در امان ماندن از جسم متعفن و پر از ویروس ش، باید از اهک استفاده کنند و حتا نزدیکانش نیز امکان یا جرائت نزدیک شدن به گورش را ندارند!
این همان تراژدی روزگار ماست.
یادم هست حداد در سال ۸۰ با این پیر مردهای محترم ملی مذهبی، در سلول های انفرادی عشرت اباد و به دست سپاه، چه که نکرد. یاد مهندس سحابی گرامی باد.
@tabarzadi2
https://t.me/tasvir200/274
Telegram
تصاویر۲
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
✅یکی دو نکته خطاب به اقای مکرون و همراهان اروپایی اش
✍حشمت اله طبرزدی
اقای مکرون ابتدا میخواهم از بابت جنایت های اخیر در فرانسه، تاسف عمیق خودم و اکثریت ملت ایران که تریبونی ندارند را ابراز کنم. اینکه گروهی با شعار الله اکبر به انسان های بی دفاع شبیخون میزنند و با چاقو سر انها را میبرند یا بدن انها را تکه تکه میکنند اگر چه نهایت توحش خود را اشکار میکنند اما شور بختانه اصلا پدیده ی جدیدی نیست.
خاورمیانه بهشت این تروریست های الله اکبر گویان است. اساسا اینجا خاستگاه و جایگاه انان است و میلیونها انسان در وحشت از همین جماعت الله اکبر گویان نفس های خود را حبس می کنند، عقاید خود را بیان نمی کنند و سبک زندگی مورد دلخواه را انتخاب نمی کنند. برای اینکه با یک الله اکبر خون انها هدر اعلام میشود و با الله اکبر دیگر، این خون هدر شده بر زمین جاری میگردد. این ماجرا در این منطقه تاریخ دراز و خونینی دارد.
اما از ان بسیار مهمتر اینکه حکومت الله اکبر گویان بیش از ۴۰ سال است بر ایران حاکم است و فرانسه در وارد کردن این حکومت و پایه گذارش ایت الهه خمینی به ایران سهم مهمی داشته است. در اصل این دموکراسی عمیق و دیر پای فرانسه بود که ایت الهه خمینی را در خود جا داد، به دنیا معرفی کرد و به درون ایران فرستاد اما همین دموکراسی دیرپا نتوانست بر جماعت قدرت گرفته ی الله اکبر گو، مهار دموکراتیک بزند.از ان زمان تا کنون بر این مملکت الله و اکبر گویان حکومت رسمی دارند و هزاران تن را با الله اکبر تیرباران، اعدام یا حتا درون کشور فرانسه ترور کرده اند.
اقای مکرون شاهد بودید که ایت الله خامنه ای که رهبر رسمی جماعت الله اکبر گویان در ایران هستند اخیر پیامی خطاب به جوانان فرانسه اما در اصل برای الله اکبر گو ها در فرانسه، فرستاد و پس از ان، در فراتسه سه تن دیگر با چاقو ی الله اکبر گویان از پا در امدند. همانگونه که دکتر شاپور بختیار در همان سرزمین و توسط همین ها از پا در امد. اینها حتا در امریکا به دنبال طعمه های خود هستند تا با یک ضربه چاقو و یک الله اکبر، مخالفین را از پا در اورند و درست یک سال پیش بود که روح اله زم را از فرانسه و با نام ایت الله سیستانی ربودند و اماده هستند با الله اکبر، طناب دار را بر گردن او بیندازند.سیاست این جماعت النصر بالرعب است. یعنی پیروزی خود را در ایجاد وحشت در مخالفین خود دانسته و خود را نماینده و جانشین الله در زمین میدانند و کلمه رمز این سیاست انها نیز "الله اکبر" است.
بله اقای مکرون. شوربختانه هنوز دولت فرانسه، انگلستان، المان و سایر دول اروپایی که با الله اکبر گویان های حاکم بر ایران مراودات گسترده ی اقتصادی و سیاسی دارند و مرزهای کشور های خود را با سخاوت تمام به روی گروههای الله اکبر گو باز گشته اند ، متوجه نیستند که افعی های بسیار خطرناک اما خوش خط و خال را به درون خانه های خود کشانده اند.
اقای مکرون به دهان ظریف انگاه که از ته دل قهقهه میزند خوب بنگر، نیش این افعی های خطرناک از درون حفره ی گشوده شده اش اشکار است. تا شما و همکارانتان به این واقعیت پی ببرید ، اروپا به لانه های امن برای این افعی ها تبدیل شده تا هر از چند گاه از لانه ی خود به بیرون بخزند و الله اکبر گویان حلقوم انسان بیگناه دیگری را بگیرند و نیش زهرالود خود را به درون ان فرو کنند.ما به این نیش ها عادت کرده ایم امیدوارم اروپایی ها عادت نکنند.
@tabarzadi2
https://t.me/tasvir200/237
✍حشمت اله طبرزدی
اقای مکرون ابتدا میخواهم از بابت جنایت های اخیر در فرانسه، تاسف عمیق خودم و اکثریت ملت ایران که تریبونی ندارند را ابراز کنم. اینکه گروهی با شعار الله اکبر به انسان های بی دفاع شبیخون میزنند و با چاقو سر انها را میبرند یا بدن انها را تکه تکه میکنند اگر چه نهایت توحش خود را اشکار میکنند اما شور بختانه اصلا پدیده ی جدیدی نیست.
خاورمیانه بهشت این تروریست های الله اکبر گویان است. اساسا اینجا خاستگاه و جایگاه انان است و میلیونها انسان در وحشت از همین جماعت الله اکبر گویان نفس های خود را حبس می کنند، عقاید خود را بیان نمی کنند و سبک زندگی مورد دلخواه را انتخاب نمی کنند. برای اینکه با یک الله اکبر خون انها هدر اعلام میشود و با الله اکبر دیگر، این خون هدر شده بر زمین جاری میگردد. این ماجرا در این منطقه تاریخ دراز و خونینی دارد.
اما از ان بسیار مهمتر اینکه حکومت الله اکبر گویان بیش از ۴۰ سال است بر ایران حاکم است و فرانسه در وارد کردن این حکومت و پایه گذارش ایت الهه خمینی به ایران سهم مهمی داشته است. در اصل این دموکراسی عمیق و دیر پای فرانسه بود که ایت الهه خمینی را در خود جا داد، به دنیا معرفی کرد و به درون ایران فرستاد اما همین دموکراسی دیرپا نتوانست بر جماعت قدرت گرفته ی الله اکبر گو، مهار دموکراتیک بزند.از ان زمان تا کنون بر این مملکت الله و اکبر گویان حکومت رسمی دارند و هزاران تن را با الله اکبر تیرباران، اعدام یا حتا درون کشور فرانسه ترور کرده اند.
اقای مکرون شاهد بودید که ایت الله خامنه ای که رهبر رسمی جماعت الله اکبر گویان در ایران هستند اخیر پیامی خطاب به جوانان فرانسه اما در اصل برای الله اکبر گو ها در فرانسه، فرستاد و پس از ان، در فراتسه سه تن دیگر با چاقو ی الله اکبر گویان از پا در امدند. همانگونه که دکتر شاپور بختیار در همان سرزمین و توسط همین ها از پا در امد. اینها حتا در امریکا به دنبال طعمه های خود هستند تا با یک ضربه چاقو و یک الله اکبر، مخالفین را از پا در اورند و درست یک سال پیش بود که روح اله زم را از فرانسه و با نام ایت الله سیستانی ربودند و اماده هستند با الله اکبر، طناب دار را بر گردن او بیندازند.سیاست این جماعت النصر بالرعب است. یعنی پیروزی خود را در ایجاد وحشت در مخالفین خود دانسته و خود را نماینده و جانشین الله در زمین میدانند و کلمه رمز این سیاست انها نیز "الله اکبر" است.
بله اقای مکرون. شوربختانه هنوز دولت فرانسه، انگلستان، المان و سایر دول اروپایی که با الله اکبر گویان های حاکم بر ایران مراودات گسترده ی اقتصادی و سیاسی دارند و مرزهای کشور های خود را با سخاوت تمام به روی گروههای الله اکبر گو باز گشته اند ، متوجه نیستند که افعی های بسیار خطرناک اما خوش خط و خال را به درون خانه های خود کشانده اند.
اقای مکرون به دهان ظریف انگاه که از ته دل قهقهه میزند خوب بنگر، نیش این افعی های خطرناک از درون حفره ی گشوده شده اش اشکار است. تا شما و همکارانتان به این واقعیت پی ببرید ، اروپا به لانه های امن برای این افعی ها تبدیل شده تا هر از چند گاه از لانه ی خود به بیرون بخزند و الله اکبر گویان حلقوم انسان بیگناه دیگری را بگیرند و نیش زهرالود خود را به درون ان فرو کنند.ما به این نیش ها عادت کرده ایم امیدوارم اروپایی ها عادت نکنند.
@tabarzadi2
https://t.me/tasvir200/237
Telegram
تصاویر۲
Forwarded from ♦️نشریه پیام دانشجو♦️
🔴 نهم آبان ۱۳۹۱ بود که ستار بهشتی بازداشت شد، چهار روز بعد زیر شکنجه وی را به قتل رساندند...
سحر بهشتی خواهر شهید ستار بهشتی در هشتمین سالگرد بازداشت ستار به دست جلادان «خامنه ای » نوشت:
...و تو را بردند که به زعم خودشان خاموشت کنند؛غافل از اینکه خون تو در تاریخ جاری خواهد ماند.
#نهم_آبان هشت سال از روز بازداشتت می گذرد،#هشت_سال است که نه نفسی مانده و نه قلبی
هشت سال است که مرور می کنم تمام لحظات حضورت را،برادرانه هایت را بامن،عشقت را به مادر و دلسوزانه و عاشقانه جان فدا کردنت را در راه وطن
هشت سال است که مادر ،روز #نهم_آبان جای قدمهایت را در آن کوچه بن بست و باریک گلباران می کند ⚘⚘⚘و هر بار،با خودش زمزمه می کند:کسانی که تورا از من گرفتند و آنانی که همچنان باعث آزار خانواده ی من هستند ،بحق جگر سوخته ام خانه شان ویران باد...به مادر می گویم:نگو! شاید نمی دانند چه کردند و چه می کنند!!!می گوید:نمی دانند؟؟؟ یعنی پیراهن مشگی من را هم نمی بینند؟؟؟نمی دانم در جوابش چه بگویم! حرفی می زند که حق است و بی جواب و....... روزگاری که می چرخد.
@payamdaneshjo
سحر بهشتی خواهر شهید ستار بهشتی در هشتمین سالگرد بازداشت ستار به دست جلادان «خامنه ای » نوشت:
...و تو را بردند که به زعم خودشان خاموشت کنند؛غافل از اینکه خون تو در تاریخ جاری خواهد ماند.
#نهم_آبان هشت سال از روز بازداشتت می گذرد،#هشت_سال است که نه نفسی مانده و نه قلبی
هشت سال است که مرور می کنم تمام لحظات حضورت را،برادرانه هایت را بامن،عشقت را به مادر و دلسوزانه و عاشقانه جان فدا کردنت را در راه وطن
هشت سال است که مادر ،روز #نهم_آبان جای قدمهایت را در آن کوچه بن بست و باریک گلباران می کند ⚘⚘⚘و هر بار،با خودش زمزمه می کند:کسانی که تورا از من گرفتند و آنانی که همچنان باعث آزار خانواده ی من هستند ،بحق جگر سوخته ام خانه شان ویران باد...به مادر می گویم:نگو! شاید نمی دانند چه کردند و چه می کنند!!!می گوید:نمی دانند؟؟؟ یعنی پیراهن مشگی من را هم نمی بینند؟؟؟نمی دانم در جوابش چه بگویم! حرفی می زند که حق است و بی جواب و....... روزگاری که می چرخد.
@payamdaneshjo
به مناسبت
۱۳ ابانماه سالروز کشته شدن ستار بهشتی
این کلیپ باز پخش میشود
@IDfront
https://www.facebook.com/payamedaneshjoo/videos/514753025367335/?vh=e&d=n
۱۳ ابانماه سالروز کشته شدن ستار بهشتی
این کلیپ باز پخش میشود
@IDfront
https://www.facebook.com/payamedaneshjoo/videos/514753025367335/?vh=e&d=n
Facebook Watch
Payame daneshjoo
خوانده شدن پیام طبرزدی توسط سحر بهشتی. به دلیل ممانعت وزارت اطلاعات دولت تدبیر و امید، از شرکت حشمت اله طبرزدی در مراسم بزرگداشت ستار بهشتی،ایشان پیامی...
✅۱۳ ابانماه نمایانگر انحطاط سیاسی در ایران است
۱۳ ابان سالگرد سه رویداد تاریخی است که هر سه به اندازه ی کافی نمایانگر دوران انحطاط سیاسی و دوران کودکی سیاسی رژیم های حاکم است.
در ۱۳ ابان ۵۷ چند تن دانش اموز و دانشجو در برابر دانشگاه تهران به رگبار بسته میشوند.این جنایت به دستور شاه با کارگردانی ساواک و با اجرای ارتش شاهنشاهی صورت گرفت. علت اصلی اش این بود که مردمی قیام کرده بودند و رژیم حاکم را نمی خواستند. اما رژیم و شخص شاه تلاش میکردند با استفاده از زور و اسلحه، قدرت را حفظ کرده و خود را بر ملت تحمیل کنند.ماجرای قدرت و حکومت و زور بود که بین مواجهه ی اسلحه و خون،این خون به ناحق ریخته ، نشاندار و ماندگار شد.
۱۳ ابان ۵۸ روز اشغال سفارت امریکا و به گروگان گرفتن کارمندان سفارت و مستشاران نظامی امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام بود. این اقدام به خوبی ماهیت قانون شکنانه ی ایت اله خمینی و پیروان و عدم پایبندی این جریان به پروتکل های بین المللی را اشکار می سازد. اگر چه خمینی و رژیم جدید ، نظام شاه را بر انداخته و مدعی ارج نهادن به کرامت انسانی و اصل انصاف و عدالت است اما در توحش سیاسی و حقوقی، و قانون شکنی،گوی سبقت از همگان ربوده است.این قانون ستیزی در پوشش مبارزه با استکبار و حمایت از مستضعفین صورت میگیرد و کودکی و عدم بلوغ سیاسی رژیم حاکم را اشکار میکند.
سومین رویداد تاریخی در این روز، شکنجه و کشتن ستار بهشتی وبلاگ نویس در ۱۳ ابان ۹۱ است. ستار در وبلاگ خود بر دو امر تاکید داشت که اینگونه مورد خشم و نفرت نیروهای امنیتی قرار گرفت.اول اینکه علت اصلی سرکوب،فقر و عقب ماندگی ملت و کشور را در عملکرد شخص علی خامنه ای میدانست و بی محابا بر او می تاخت.
دوم اینکه برای این مبارزه، حشمت اله طبرزدی را الگو و معلم خود معرفی میکرد. ستار را به خاطر وبلاگ نویس بودن و کارگر بودن نکشتند.او را به دلیل اینکه راه درست و جدی در راه مبارزه را برگزید، کشتند.این حقیقتی است که درک نشده یا عمدا کتمان میشود.
در این رویداد نیز این علی خامنه ای به عنوان دیکتاتور حاکم بود که چون شاه ضعیف النفس، برای باقی بودن بر قدرت، نیاز داشت تا دستگاه امنیتی با خشونت صدای ستار را خاموش کند تا برای دیگران عبرت شود. یعنی بار دیگر اعمال زور توسط شخص دیکتاتور برای باقی ماندن بر قدرت و ماجرای خون و سلاح و پیروزی خون بر زور و سلاح است.خامنه ای که ۹ سال پس از قتل ستار، برای جورج فلوید اشک تمساح میریزد حتا یک کلمه در تقبیح کشتن بی رحمانه ی ستار توسط نیروهای تحت امر سخن نمی گوید و گویا در این مملکت زندگی نمی کند!
هر سه رویداد نشانگر واقعیتی تلخ در سپهر سیاسی و حکومتی ایران است. این واقعیت تلخ چیزی جز انحطاط سیاسی در رژیم های حاکم، عدم بلوغ سیاسی و دوران کودکی سیاسی در این مرز و بوم نیست.
ما باید سهم خود از این انحطاط و عدم بلوغ سیاسی و حقوقی را بر عهده بگیریم و ایرانی را بخواهیم که در ان قانون و دموکراسی حاکم باشد و نه اراده ی فرد یا خانواده یا صنف و ایدئولوژی.
شاه و خامنه ای هر دو دیکتاتور های ضعیفی بوده یا هستند که مافیاهای قدرت و ثروت را نمایندگی می کنند و خمینی دیکتاتوری با اعتماد به نفس است که شوربختانه ملتی عقب مانده را نمایندگی میکند. اینها واقعیات تلخ روزگار ماست. ما باید با درس گرفتن از هر سه رویداد تاریخی ۱۳ ابان، برای همیشه چنین مناسباتی که موجب سربر اوردن دیکتاتوری اعم از ضعیف یا قوی میشود را به هم بزنیم.
زنده باد ازادی و عدالت
برقرار باد دموکراسی سکولار و اصل برابری جنسیتی،زبانی و اجتماعی
گسسته باد زنجیر استبداد اعم ازمذهبی ، شیخی و شاهی.
۱۳ ابانماه ۱۳۹۹ خورشیدی
جبهه ی دموکراتیک ایران
@IDfront
https://t.me/tasvir200/277
۱۳ ابان سالگرد سه رویداد تاریخی است که هر سه به اندازه ی کافی نمایانگر دوران انحطاط سیاسی و دوران کودکی سیاسی رژیم های حاکم است.
در ۱۳ ابان ۵۷ چند تن دانش اموز و دانشجو در برابر دانشگاه تهران به رگبار بسته میشوند.این جنایت به دستور شاه با کارگردانی ساواک و با اجرای ارتش شاهنشاهی صورت گرفت. علت اصلی اش این بود که مردمی قیام کرده بودند و رژیم حاکم را نمی خواستند. اما رژیم و شخص شاه تلاش میکردند با استفاده از زور و اسلحه، قدرت را حفظ کرده و خود را بر ملت تحمیل کنند.ماجرای قدرت و حکومت و زور بود که بین مواجهه ی اسلحه و خون،این خون به ناحق ریخته ، نشاندار و ماندگار شد.
۱۳ ابان ۵۸ روز اشغال سفارت امریکا و به گروگان گرفتن کارمندان سفارت و مستشاران نظامی امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام بود. این اقدام به خوبی ماهیت قانون شکنانه ی ایت اله خمینی و پیروان و عدم پایبندی این جریان به پروتکل های بین المللی را اشکار می سازد. اگر چه خمینی و رژیم جدید ، نظام شاه را بر انداخته و مدعی ارج نهادن به کرامت انسانی و اصل انصاف و عدالت است اما در توحش سیاسی و حقوقی، و قانون شکنی،گوی سبقت از همگان ربوده است.این قانون ستیزی در پوشش مبارزه با استکبار و حمایت از مستضعفین صورت میگیرد و کودکی و عدم بلوغ سیاسی رژیم حاکم را اشکار میکند.
سومین رویداد تاریخی در این روز، شکنجه و کشتن ستار بهشتی وبلاگ نویس در ۱۳ ابان ۹۱ است. ستار در وبلاگ خود بر دو امر تاکید داشت که اینگونه مورد خشم و نفرت نیروهای امنیتی قرار گرفت.اول اینکه علت اصلی سرکوب،فقر و عقب ماندگی ملت و کشور را در عملکرد شخص علی خامنه ای میدانست و بی محابا بر او می تاخت.
دوم اینکه برای این مبارزه، حشمت اله طبرزدی را الگو و معلم خود معرفی میکرد. ستار را به خاطر وبلاگ نویس بودن و کارگر بودن نکشتند.او را به دلیل اینکه راه درست و جدی در راه مبارزه را برگزید، کشتند.این حقیقتی است که درک نشده یا عمدا کتمان میشود.
در این رویداد نیز این علی خامنه ای به عنوان دیکتاتور حاکم بود که چون شاه ضعیف النفس، برای باقی بودن بر قدرت، نیاز داشت تا دستگاه امنیتی با خشونت صدای ستار را خاموش کند تا برای دیگران عبرت شود. یعنی بار دیگر اعمال زور توسط شخص دیکتاتور برای باقی ماندن بر قدرت و ماجرای خون و سلاح و پیروزی خون بر زور و سلاح است.خامنه ای که ۹ سال پس از قتل ستار، برای جورج فلوید اشک تمساح میریزد حتا یک کلمه در تقبیح کشتن بی رحمانه ی ستار توسط نیروهای تحت امر سخن نمی گوید و گویا در این مملکت زندگی نمی کند!
هر سه رویداد نشانگر واقعیتی تلخ در سپهر سیاسی و حکومتی ایران است. این واقعیت تلخ چیزی جز انحطاط سیاسی در رژیم های حاکم، عدم بلوغ سیاسی و دوران کودکی سیاسی در این مرز و بوم نیست.
ما باید سهم خود از این انحطاط و عدم بلوغ سیاسی و حقوقی را بر عهده بگیریم و ایرانی را بخواهیم که در ان قانون و دموکراسی حاکم باشد و نه اراده ی فرد یا خانواده یا صنف و ایدئولوژی.
شاه و خامنه ای هر دو دیکتاتور های ضعیفی بوده یا هستند که مافیاهای قدرت و ثروت را نمایندگی می کنند و خمینی دیکتاتوری با اعتماد به نفس است که شوربختانه ملتی عقب مانده را نمایندگی میکند. اینها واقعیات تلخ روزگار ماست. ما باید با درس گرفتن از هر سه رویداد تاریخی ۱۳ ابان، برای همیشه چنین مناسباتی که موجب سربر اوردن دیکتاتوری اعم از ضعیف یا قوی میشود را به هم بزنیم.
زنده باد ازادی و عدالت
برقرار باد دموکراسی سکولار و اصل برابری جنسیتی،زبانی و اجتماعی
گسسته باد زنجیر استبداد اعم ازمذهبی ، شیخی و شاهی.
۱۳ ابانماه ۱۳۹۹ خورشیدی
جبهه ی دموکراتیک ایران
@IDfront
https://t.me/tasvir200/277
Telegram
تصاویر۲
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅هشتمین سالگرد شهادت ستار بهشتی
حضور ۷ تن از اعضای ارشد جبهه ی دموکراتیک ایران بر مزار ستار؛
🔻مهندس طبرزدی؛
ضحاک زمان ستارها و پویا ها را برخاک می افکند،
بر خون انها خنده میزند
و ما مردم ایران فقط نظاره گر هستیم!
@IDfront
حضور ۷ تن از اعضای ارشد جبهه ی دموکراتیک ایران بر مزار ستار؛
🔻مهندس طبرزدی؛
ضحاک زمان ستارها و پویا ها را برخاک می افکند،
بر خون انها خنده میزند
و ما مردم ایران فقط نظاره گر هستیم!
@IDfront
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
✅خطاب به اتحادیه ی اروپایی
✍حشمت اله طبرزدی
بانوان و اقایان کارگزار سیاست های اتحادیه ی اروپایی
با درود
امروز شنیدم اتحادیه ی اروپایی مقامات ارشد کشور بلاروس را به اتهام نقض حقوق بشر، اعمال سانسو و خشونت و عدم پایبندی به قانون ،در لیست سیاه قرار داد و صدور مجوز سفر به اروپا برای ۱۵ مقام ارشد ان کشور را ممنوع اعلام کرد.
من میخواهم از سوی اکثریت مردم ایران که هیچ تریبون در هیچ جای دنیا ندارند ،چند کلام خدمت شما عالینجاب ها عرض کنم .میخواهم به شما گوشزد کنم بعید است نشنیده باشید در ابانماه یعنی درست یک سال پیش، بنا به گزارش رویترز، بیش از ۱۵۰۰ تن از ایرانیان به دلیل اعتراض به گران سازی ۳۰۰۰ درصدی بنزین از سوی حکومت، کشته شدند ، اینترنت را قطع کردند و هزاران تن را مجروح یا زندانی و شکنجه کردند. این جنایت ها به دستور مستقیم علی خامنه ای، حسن روحانی، سردار سلامی و وزیر کشور رژیم حاکم برایران اتفاق افتاد. چند روز پس از این جنایت به فرمان فرمانده هوا فضای سپاه پاسداران ،هواپیمای اوکراینی با شلیک موشک های پیاپی با ۱۷۰ سرنشین سرنگون شد و انسانهای شریف از چهارسوی عالم، در هوا تکه تکه شدند.
در ایران ما اساسا انتخابات ازاد وجود ندارد و علی خامنه ای، سپاه پاسدار و دستگاه امنیتی زیر نظر ایشان، با کمک شورای نگهبان با اعمال اراده ی خود با عنوان نظارت استصوابی ،همه ی منتقدین و مخالفین رهبر حاکم و ایدئولوژی حاکم را قلع و قمع میکنند.
در ایران ما سانسور و تفتیش عقاید حاکم است و هر سال چند تن را به جرم اهانت به اسلام و شیعه مهدور دم اعلام کرده یا به شکنجه گاه و زندان می سپارند. دراویش، نوکیشان مسیحی، سنی ها و بهایی ها قربانیان فرقه گرایی خشن حاکم هستند.
همین چند روز پیش ، نوید افکاری رابدون ضابطه دادگاهی کرده و زیر شکنجه از او اقرار گرفتند و به صورت مشکوک به قتل رساندند. روح اله زم را از فرانسه با ترفند سپاه پاسدار( به امر قاسم سلیمانی) و به نام ایه الله سیستانی به عراق کشاندند او را از عراق ربود، زیر شکنجه برده، علیه خودش از او اقرار گرفتند و با یک الله اکبر برایش حکم اعدام صادر کردند و به زودی با یک الله اکبر طناب دار را بر گردن او می اندازند.شاید شما عالی جناب ها با منطق الله اکبر گویان ها اشنا شده باشید!
دهها تن از بازداشت شدگان دیماه ۹۶ و ابانماه ۹۸ منتظر هستند تا در یکی از همین نیمه شب ها بر گردن انها طناب دار بیندازند و با یک الله اکبر خونشان را بر زمین بریزند. برای اینکه از دیدگاه دستگاه امنیتی-قضایی نظام ولایت فقیه ، هر کس علیه نظام ولایت فقیه تظاهرات کند، قیام کننده علیه الله نامیده شده، مفسد فی الارض است وخونش هدر است. درست مثل شهروندان فرانسوی و اتریشی که خونشان را هدر دانستند و با چاقو سر بریدند و علی خامنه ای با نوشتن نامه به تروریست های ساکن در فرانسه و سراسر اروپا همین سیاست کشتن با الله اکبر را تایید و ترویج نمود.
حال پرسش من از شما و به نمایندگی از اکثریت ملت ایران که هیچ تریبونی ندارند این است که چرا سیاست حقوق بشری شما دوگانه عمل میکند؟
اگر سران دولت بلاروس مستحق مجازات به دلیل نقض حقوق بشر اروپایی هستند که هستند، چرا سران رژیم حاکم بر ایران که هزار برابر انها علیه حقوق بشر و به صورت سیستماتیک اقدام کرده و متهم به جنایت علیه بشریت به دلیل کشتار سال ۶۷ و سال ۹۸ هستند مستحق چنین مجازاتهایی نباشند!؟
نه تنها انها را مجازات نمی کنید که با انها مناسبات گسترده ی اقتصادی و سیاسی برقرار کرده اید و به انها مشوق های ویژه ی اقتصادی نیز میدهید!و دم ظریف، این توجیه گر جنایت های ولی فقیه در نزد شما را در سینی طلا میگذارید!
بانوان و اقایان محترم، حقوق بشر اروپایی نیز منافع اقتصادی و سیاسی را در اولویت قرار داده و به این دلیل بلا روس را مجازات میکنید که با روسیه بر سر پیمان با ان کشور رقابت دارید.
این نامه را خطاب به شما و از جانب ملت ایران مینویسم تا شخصیت ها و گروههای مستقل و مدافع عدالت و انصاف، بخوانند و اگاه باشند که ملت ایران اگاه است و نه می بخشد و نه فراموش میکند.
اتحادیه ی اروپایی به دلیل ترجیح منافع اقتصادی و سیاسی اش، با حکومتی بربرمنش و فوق ارتجاعی چون حکومت ملایان حامی ولایت فقیه علی خامنه ای همدست شده اند که ننگ تاریخی را برای انها ثبت کرده و موجب سر افکندگی ملل اروپایی در پیشگاه تاریخ خواهد بود. چگونه کسانی که نفی نسل کشی نژادی توسط هیتلر را جرم میدانند با هیتلر زمان، مراوده و مماشات تهوع اور دارند!؟
روزی خواهد رسید که ملت ایران از شر این حکومت رهایی خواهد یافت اما در ان روز، مناسبات ما با اروپا با محاسبه ی این سودجویی های ضد بشری و چندش اور تنظیم خواهد شد.یادتان باشد.
@tabarzadi2
https://t.me/tasvir200/257
✍حشمت اله طبرزدی
بانوان و اقایان کارگزار سیاست های اتحادیه ی اروپایی
با درود
امروز شنیدم اتحادیه ی اروپایی مقامات ارشد کشور بلاروس را به اتهام نقض حقوق بشر، اعمال سانسو و خشونت و عدم پایبندی به قانون ،در لیست سیاه قرار داد و صدور مجوز سفر به اروپا برای ۱۵ مقام ارشد ان کشور را ممنوع اعلام کرد.
من میخواهم از سوی اکثریت مردم ایران که هیچ تریبون در هیچ جای دنیا ندارند ،چند کلام خدمت شما عالینجاب ها عرض کنم .میخواهم به شما گوشزد کنم بعید است نشنیده باشید در ابانماه یعنی درست یک سال پیش، بنا به گزارش رویترز، بیش از ۱۵۰۰ تن از ایرانیان به دلیل اعتراض به گران سازی ۳۰۰۰ درصدی بنزین از سوی حکومت، کشته شدند ، اینترنت را قطع کردند و هزاران تن را مجروح یا زندانی و شکنجه کردند. این جنایت ها به دستور مستقیم علی خامنه ای، حسن روحانی، سردار سلامی و وزیر کشور رژیم حاکم برایران اتفاق افتاد. چند روز پس از این جنایت به فرمان فرمانده هوا فضای سپاه پاسداران ،هواپیمای اوکراینی با شلیک موشک های پیاپی با ۱۷۰ سرنشین سرنگون شد و انسانهای شریف از چهارسوی عالم، در هوا تکه تکه شدند.
در ایران ما اساسا انتخابات ازاد وجود ندارد و علی خامنه ای، سپاه پاسدار و دستگاه امنیتی زیر نظر ایشان، با کمک شورای نگهبان با اعمال اراده ی خود با عنوان نظارت استصوابی ،همه ی منتقدین و مخالفین رهبر حاکم و ایدئولوژی حاکم را قلع و قمع میکنند.
در ایران ما سانسور و تفتیش عقاید حاکم است و هر سال چند تن را به جرم اهانت به اسلام و شیعه مهدور دم اعلام کرده یا به شکنجه گاه و زندان می سپارند. دراویش، نوکیشان مسیحی، سنی ها و بهایی ها قربانیان فرقه گرایی خشن حاکم هستند.
همین چند روز پیش ، نوید افکاری رابدون ضابطه دادگاهی کرده و زیر شکنجه از او اقرار گرفتند و به صورت مشکوک به قتل رساندند. روح اله زم را از فرانسه با ترفند سپاه پاسدار( به امر قاسم سلیمانی) و به نام ایه الله سیستانی به عراق کشاندند او را از عراق ربود، زیر شکنجه برده، علیه خودش از او اقرار گرفتند و با یک الله اکبر برایش حکم اعدام صادر کردند و به زودی با یک الله اکبر طناب دار را بر گردن او می اندازند.شاید شما عالی جناب ها با منطق الله اکبر گویان ها اشنا شده باشید!
دهها تن از بازداشت شدگان دیماه ۹۶ و ابانماه ۹۸ منتظر هستند تا در یکی از همین نیمه شب ها بر گردن انها طناب دار بیندازند و با یک الله اکبر خونشان را بر زمین بریزند. برای اینکه از دیدگاه دستگاه امنیتی-قضایی نظام ولایت فقیه ، هر کس علیه نظام ولایت فقیه تظاهرات کند، قیام کننده علیه الله نامیده شده، مفسد فی الارض است وخونش هدر است. درست مثل شهروندان فرانسوی و اتریشی که خونشان را هدر دانستند و با چاقو سر بریدند و علی خامنه ای با نوشتن نامه به تروریست های ساکن در فرانسه و سراسر اروپا همین سیاست کشتن با الله اکبر را تایید و ترویج نمود.
حال پرسش من از شما و به نمایندگی از اکثریت ملت ایران که هیچ تریبونی ندارند این است که چرا سیاست حقوق بشری شما دوگانه عمل میکند؟
اگر سران دولت بلاروس مستحق مجازات به دلیل نقض حقوق بشر اروپایی هستند که هستند، چرا سران رژیم حاکم بر ایران که هزار برابر انها علیه حقوق بشر و به صورت سیستماتیک اقدام کرده و متهم به جنایت علیه بشریت به دلیل کشتار سال ۶۷ و سال ۹۸ هستند مستحق چنین مجازاتهایی نباشند!؟
نه تنها انها را مجازات نمی کنید که با انها مناسبات گسترده ی اقتصادی و سیاسی برقرار کرده اید و به انها مشوق های ویژه ی اقتصادی نیز میدهید!و دم ظریف، این توجیه گر جنایت های ولی فقیه در نزد شما را در سینی طلا میگذارید!
بانوان و اقایان محترم، حقوق بشر اروپایی نیز منافع اقتصادی و سیاسی را در اولویت قرار داده و به این دلیل بلا روس را مجازات میکنید که با روسیه بر سر پیمان با ان کشور رقابت دارید.
این نامه را خطاب به شما و از جانب ملت ایران مینویسم تا شخصیت ها و گروههای مستقل و مدافع عدالت و انصاف، بخوانند و اگاه باشند که ملت ایران اگاه است و نه می بخشد و نه فراموش میکند.
اتحادیه ی اروپایی به دلیل ترجیح منافع اقتصادی و سیاسی اش، با حکومتی بربرمنش و فوق ارتجاعی چون حکومت ملایان حامی ولایت فقیه علی خامنه ای همدست شده اند که ننگ تاریخی را برای انها ثبت کرده و موجب سر افکندگی ملل اروپایی در پیشگاه تاریخ خواهد بود. چگونه کسانی که نفی نسل کشی نژادی توسط هیتلر را جرم میدانند با هیتلر زمان، مراوده و مماشات تهوع اور دارند!؟
روزی خواهد رسید که ملت ایران از شر این حکومت رهایی خواهد یافت اما در ان روز، مناسبات ما با اروپا با محاسبه ی این سودجویی های ضد بشری و چندش اور تنظیم خواهد شد.یادتان باشد.
@tabarzadi2
https://t.me/tasvir200/257
Telegram
تصاویر۲
✅تسلیت همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران
به بانوی مبارز نرگس محمدی
بانو عذرا بازرگان
مادر بانوی مبارز « نرگس محمدی » از فعالین دمکراسی و حقوق بشر در ایران، چشم از جهان هستی فرو بست و به دیار باقی شتافت .
همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران، درگذشت این بانوی بزرگوار و رنج دیده که در دوران اسارت نرگس محمدی سختی های بسیار را تحمل نمود ولی استوار در مقابل جور و ستم حکومت ایستاد و از کنش و منش فرزند خویش دفاع نمود را به خانواده محترم ایشان بویژه بانوی مبارز و آزادیخواه « نرگس محمدی» تسلیت گفته و برای آن بانوی بزرگوار شکیبایی آرزومند است .
اعضای شورای اجرایی؛
دکتر محمد ملکی -دکتر داوود هرمیداس باوند - عیسا خان حاتمی - مهندس حشمت الله طبرزدی -مهندس کورش زعیم
https://t.me/tasvir200/43
به بانوی مبارز نرگس محمدی
بانو عذرا بازرگان
مادر بانوی مبارز « نرگس محمدی » از فعالین دمکراسی و حقوق بشر در ایران، چشم از جهان هستی فرو بست و به دیار باقی شتافت .
همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران، درگذشت این بانوی بزرگوار و رنج دیده که در دوران اسارت نرگس محمدی سختی های بسیار را تحمل نمود ولی استوار در مقابل جور و ستم حکومت ایستاد و از کنش و منش فرزند خویش دفاع نمود را به خانواده محترم ایشان بویژه بانوی مبارز و آزادیخواه « نرگس محمدی» تسلیت گفته و برای آن بانوی بزرگوار شکیبایی آرزومند است .
اعضای شورای اجرایی؛
دکتر محمد ملکی -دکتر داوود هرمیداس باوند - عیسا خان حاتمی - مهندس حشمت الله طبرزدی -مهندس کورش زعیم
https://t.me/tasvir200/43
Telegram
تصاویر۲
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚪️⚪️⚪️مهندس حشمت اله طبرزدی؛
علی خامنه ای و روحانی دروغ میگویند،
برعکس؛
👈 انتخابات امریکا در سرنوشت ملت ایران به شدت اثر می گذارد
🔻اما این ننگ علی خامنه ای و روحانی است که ملت ایران رهایی خود از شر انها را در امریکا جستجو میکند.
👈 ما ملت ایران نباید رهایی خود را در بیرون مرزها جستجو کنیم.
👈 باید با اتحاد و از خود گذشتگی علیه خامنه ای و رژیم تحت امر مبارزه کنیم.
@tabarzadi2
علی خامنه ای و روحانی دروغ میگویند،
برعکس؛
👈 انتخابات امریکا در سرنوشت ملت ایران به شدت اثر می گذارد
🔻اما این ننگ علی خامنه ای و روحانی است که ملت ایران رهایی خود از شر انها را در امریکا جستجو میکند.
👈 ما ملت ایران نباید رهایی خود را در بیرون مرزها جستجو کنیم.
👈 باید با اتحاد و از خود گذشتگی علیه خامنه ای و رژیم تحت امر مبارزه کنیم.
@tabarzadi2
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
YouTube
ناگفته های پیام دانشجو-ادینه-۱۶ ابانماه-شماره ۱۶- طبرزدی میگوید ان زمان خامنه ای عقلش نمی رسید ؟
طبرزدی به عنوان مدیر مسئول نشریه، شرایط ان زمان یعنی ۲۶ سال پیش را ترسیم میکند و ضمن اعتراف به اشتباهات گذشته و نقد بی رحمانه ی خود، سرخوردگی همراه با اختلافات طبقاتی و رشوه خواری و فساد حاکم را از دلایل چرخش پیام دانشجوی بسیجی به پیام دانشجو میداند.
✅بانوی مبارز
هوریه فرج زاده ی عزیز
با درود های گرم
بدون تردید هزینه ای که خانواده های شهدای راه ازادی همچون خانواده ی شما در برابر رژیمی فرقه گرا،ایدئولوژیک، فاشیستی، فوق ارتجاعی و فاسد چون رژیم ولایت فقیه پرداخت کردند، در تاریخ ثبت خواهد شد.
زمانی که پدر عزیز و مادر گرامی اگاهی یافتند وحوش علی خامنه ای ،شهرام عزیز را انگونه فجیع کشتند تا قدرت مطلقه را حفظ نمایند، نه مادر روزی خوش دید تا درگذشت و نه پدر از بستر بیماری برخاست تا اخیر در گذشت.
دردناک تر اینکه ولی فقیه علی خامنه ای با وقاحت هر چه تمام، نتیجه ی انتخابات امریکا به عنوان بزرگترین دموکراسی جهان را به تمسخر میگیرد. در حالی که در انتخابات ۸۸ برای حفظ احمدی نژاد و قدرت مطلقه ی خود، جنایت ها افرید که خانواده ی شهرام فرج زاده نمونه ی اشکار ان است.
بانوی گرامی هوریه ی عزیز که از ان سال تا کنون ارام و قرار نداشته و خود به دلیل فعالیت های گوناگون از جمله با نوشتن نامه به همراه ۱۳ تن از مبارزان راه ازادی، خواهان استعفای علی خامنه ای و نه به جمهوری اسلامی شده اید ، همواره با شکنجه و زندان روبرو بوده ای و پدر گرامی را نیز از دست دادی.
به نمایندگی از سوی اعضا و هواداران جبهه ی دموکراتیک ایران ، این مصیبت را به شما ، برادران و خواهران گرامی و فرزندان عزیز ، تسلیت عرض میکنم.
حشمت اله طبرزدی
دیبر کل جبهه ی دموکراتیک ایران
۱۹ ابانماه ۱۳۹۹ خورشیدی
@IDfront
https://t.me/tasvir200/2
هوریه فرج زاده ی عزیز
با درود های گرم
بدون تردید هزینه ای که خانواده های شهدای راه ازادی همچون خانواده ی شما در برابر رژیمی فرقه گرا،ایدئولوژیک، فاشیستی، فوق ارتجاعی و فاسد چون رژیم ولایت فقیه پرداخت کردند، در تاریخ ثبت خواهد شد.
زمانی که پدر عزیز و مادر گرامی اگاهی یافتند وحوش علی خامنه ای ،شهرام عزیز را انگونه فجیع کشتند تا قدرت مطلقه را حفظ نمایند، نه مادر روزی خوش دید تا درگذشت و نه پدر از بستر بیماری برخاست تا اخیر در گذشت.
دردناک تر اینکه ولی فقیه علی خامنه ای با وقاحت هر چه تمام، نتیجه ی انتخابات امریکا به عنوان بزرگترین دموکراسی جهان را به تمسخر میگیرد. در حالی که در انتخابات ۸۸ برای حفظ احمدی نژاد و قدرت مطلقه ی خود، جنایت ها افرید که خانواده ی شهرام فرج زاده نمونه ی اشکار ان است.
بانوی گرامی هوریه ی عزیز که از ان سال تا کنون ارام و قرار نداشته و خود به دلیل فعالیت های گوناگون از جمله با نوشتن نامه به همراه ۱۳ تن از مبارزان راه ازادی، خواهان استعفای علی خامنه ای و نه به جمهوری اسلامی شده اید ، همواره با شکنجه و زندان روبرو بوده ای و پدر گرامی را نیز از دست دادی.
به نمایندگی از سوی اعضا و هواداران جبهه ی دموکراتیک ایران ، این مصیبت را به شما ، برادران و خواهران گرامی و فرزندان عزیز ، تسلیت عرض میکنم.
حشمت اله طبرزدی
دیبر کل جبهه ی دموکراتیک ایران
۱۹ ابانماه ۱۳۹۹ خورشیدی
@IDfront
https://t.me/tasvir200/2
Telegram
تصاویر۲
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔹سخنراني مهندس طبرزدي در مراسم سالگرد جنبش پارك لاله و شهداي قيام آبان سال 98
تهران ٢١ آبان ٩٩
IDfront@
تهران ٢١ آبان ٩٩
IDfront@
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طبرزدی در مصاحبه با شبکه ی جهانی کلمه؛
رژیم جمهوری اسلامی
به وسیله ی همین خیزش های خیابانی
سرنگون خواهد شد
@tabarzadi2
رژیم جمهوری اسلامی
به وسیله ی همین خیزش های خیابانی
سرنگون خواهد شد
@tabarzadi2
Forwarded from Iran International ایران اینترنشنال
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حشمتالله طبرزدی، دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران در برنامه چشم انداز میگوید: وحشت رژیم جمهوری اسلامی از قیام مردم در آبان ۹۸، دلیل دستور شلیک مستقیم به معترضان بوده است.
@iranintltv
@iranintltv
Forwarded from Heshmat Tabarzadi Official کانال حشمت اله طبرزدی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
طبرزدی خطاب به شرکت کنندگان در جلسه ی بزرگداشت قیام ابانماه ۹۸ که در زوم برگزار شد؛
بیایید تا با اتحاد در عمل
از ۲۵ ابانماه تا ۳۰ ابانماه
به یاد جانباختگان این قیام که به دستور علی خامته ای کشته شدند
در کوچه و خیابان و بر سر مزار انها شمعی بر افروزیم.
@tabarzadi2
بیایید تا با اتحاد در عمل
از ۲۵ ابانماه تا ۳۰ ابانماه
به یاد جانباختگان این قیام که به دستور علی خامته ای کشته شدند
در کوچه و خیابان و بر سر مزار انها شمعی بر افروزیم.
@tabarzadi2