Iranian Canadian Unity
Audio
مجری: فاطمه جان درود به شما، به برنامه خوش آمدید.
فاطمه: سلام. صدای من را میشنوید؟
مجری: بله خانم، رسا در خدمتیم. خوش آمدید.
فاطمه: من از داخل نظام تماس میگیرم. پدر من جزو یکی از عوامل نیروی سرکوبگره... میتونم بگم... شما آقای رادان را میشناسید؟
مجری: بله با شوربختی نام منحوسش را میشناسیم و قیافه چرکاش را دیدیم بارها.
فاطمه: بله... من خیلی ترس و استرس دارم. میتونم بگم همسطح جنایتکار رادان هست پدر من. من فقط میخوام یه چیزی رو بگم. به مردم ایران، به این سرکوبگرا... حواستون باشه. این فرماندههاتون ساک و چمدوناشون رو بستن. برای من که دخترش هستم، برای مادرم، برای تمام اعضای خانوادمون پاسپورتهای جعلی درست کردن. با اسم و مشخصات جعلی که ما رو فراری بدن به خارج.
پدر من چمدون چمدون دلار تو خونه قایم کرده. مدام با تلفنش... منو بگین بیام دادگاه لاهه. من یه آدم زندهام، شاهدم که چه جنایتهایی فقط پدر خود من کرده.
فاطمه جان... [گریه]
فاطمه: این الان دستور میده بکشین. من کجا بیام؟ من عکس دارم، فیلم دارم، مدارک دارم. ما از اینا نیستیم. من سر جنبش مهسا رفتم، منو گرفتن، با سه تا از دوستام. ولی منو شناختن پدرم اومد منو آزاد کرد. تو همون خونه با باتوم به سر من، شوکر زد به من... باتوم زد... که من نرم ولی دوستای من، دوستامو ول نکردن، به اونا تجاوز شد. ما این دردا رو به کی بیایم بگیم؟ بابا هیچی... لامصب پدرمه ولی من ازش متنفرم.
ما اینا رو نمیخوایم. مردم! ما از خانواده ایناییم ولی اینا دارن بچههاشونو میکشن، سرکوب میکنن. این باتومی که دستته، باتوم دادن، شوکر برقی دادن، تفنگ دادن که بری همشهریاتو بکشی؟ میدونی اینا وقتی به چخ بره، اولین کساییان که فرار میکنن همینان؟ شماها کجا میخواین جواب بدین؟ با کی جواب میخواین بدین؟ نکنین. همشهریاتونو نکشین.
من تلفنمو میذارم رو خط. هر اطلاعاتی که بخواین، هر دادگاهی بخواین، پیش هر رئیس جمهوری بخواین میام میگم اینا کیان. چه کارای کثیفی که نکردن. از خونه شروع کردن، تجاوز کردن به بچههاشون. میفهمین؟ میدونین ما خودمون چه دردی کشیدیم از این پدرای سنگدل؟ به زور سرمون چادر کردن. نماز گفتن بخون، نماز شب بخون. [فریاد میزند] لعنت به اون اسلامشون. من هنوز محجبهام به خاطر اجبار پدرم، مادرم. ما خودمون زجر کشیدیم. من اگه توانی داشتم اولین نفری بودم که اینو بکشم. من دو بار خودکشی کردم ولی ناموفق بود. به خاطر مادرم نجاتم داد. نمیتونستم از بچگی این ننگ رو تحمل کنم. اینا همه خانوادهشون مثل شروانی نیستن، همه اونطوری با بچههاشون رفتار نمیکنن. ای نیروی سرکوبگر همین امروز اون باتومتو بذار کنار برو پیش مردم. من بچه اونام. من با اون نون حروم اون بزرگ شدم. شرم بر من.
مجری: تو گناهی نداری دخترم. تو خودت قربانیای. و درود به شجاعتت.
فاطمه: نیستم... اگه بودم کاری میکردم. دستم خالیست. من سنی ندارم.
مجری: داری کاری میکنی. این همین تماست بزرگترین کاری بود...
فاطمه: سلام. صدای من را میشنوید؟
مجری: بله خانم، رسا در خدمتیم. خوش آمدید.
فاطمه: من از داخل نظام تماس میگیرم. پدر من جزو یکی از عوامل نیروی سرکوبگره... میتونم بگم... شما آقای رادان را میشناسید؟
مجری: بله با شوربختی نام منحوسش را میشناسیم و قیافه چرکاش را دیدیم بارها.
فاطمه: بله... من خیلی ترس و استرس دارم. میتونم بگم همسطح جنایتکار رادان هست پدر من. من فقط میخوام یه چیزی رو بگم. به مردم ایران، به این سرکوبگرا... حواستون باشه. این فرماندههاتون ساک و چمدوناشون رو بستن. برای من که دخترش هستم، برای مادرم، برای تمام اعضای خانوادمون پاسپورتهای جعلی درست کردن. با اسم و مشخصات جعلی که ما رو فراری بدن به خارج.
پدر من چمدون چمدون دلار تو خونه قایم کرده. مدام با تلفنش... منو بگین بیام دادگاه لاهه. من یه آدم زندهام، شاهدم که چه جنایتهایی فقط پدر خود من کرده.
فاطمه جان... [گریه]
فاطمه: این الان دستور میده بکشین. من کجا بیام؟ من عکس دارم، فیلم دارم، مدارک دارم. ما از اینا نیستیم. من سر جنبش مهسا رفتم، منو گرفتن، با سه تا از دوستام. ولی منو شناختن پدرم اومد منو آزاد کرد. تو همون خونه با باتوم به سر من، شوکر زد به من... باتوم زد... که من نرم ولی دوستای من، دوستامو ول نکردن، به اونا تجاوز شد. ما این دردا رو به کی بیایم بگیم؟ بابا هیچی... لامصب پدرمه ولی من ازش متنفرم.
ما اینا رو نمیخوایم. مردم! ما از خانواده ایناییم ولی اینا دارن بچههاشونو میکشن، سرکوب میکنن. این باتومی که دستته، باتوم دادن، شوکر برقی دادن، تفنگ دادن که بری همشهریاتو بکشی؟ میدونی اینا وقتی به چخ بره، اولین کساییان که فرار میکنن همینان؟ شماها کجا میخواین جواب بدین؟ با کی جواب میخواین بدین؟ نکنین. همشهریاتونو نکشین.
من تلفنمو میذارم رو خط. هر اطلاعاتی که بخواین، هر دادگاهی بخواین، پیش هر رئیس جمهوری بخواین میام میگم اینا کیان. چه کارای کثیفی که نکردن. از خونه شروع کردن، تجاوز کردن به بچههاشون. میفهمین؟ میدونین ما خودمون چه دردی کشیدیم از این پدرای سنگدل؟ به زور سرمون چادر کردن. نماز گفتن بخون، نماز شب بخون. [فریاد میزند] لعنت به اون اسلامشون. من هنوز محجبهام به خاطر اجبار پدرم، مادرم. ما خودمون زجر کشیدیم. من اگه توانی داشتم اولین نفری بودم که اینو بکشم. من دو بار خودکشی کردم ولی ناموفق بود. به خاطر مادرم نجاتم داد. نمیتونستم از بچگی این ننگ رو تحمل کنم. اینا همه خانوادهشون مثل شروانی نیستن، همه اونطوری با بچههاشون رفتار نمیکنن. ای نیروی سرکوبگر همین امروز اون باتومتو بذار کنار برو پیش مردم. من بچه اونام. من با اون نون حروم اون بزرگ شدم. شرم بر من.
مجری: تو گناهی نداری دخترم. تو خودت قربانیای. و درود به شجاعتت.
فاطمه: نیستم... اگه بودم کاری میکردم. دستم خالیست. من سنی ندارم.
مجری: داری کاری میکنی. این همین تماست بزرگترین کاری بود...
کشور من ایران است. هفده سال است که ندیدمش.
شبی را به یاد ندارم که جز در آرزوی وصالش، به خواب رفته باشم.
مهم نیست که تا روز مرگ، دستم به خاکش میرسد یا نه. مهم این است که دقیقه دقیقه زندگیام را صرف این رویا کردهام.
من یاد گرفتهام که رویایم را خودم بسازم.
من، بارها شکست خوردهام، اما تسلیم را نمیفهمم. من برای تسلیمشدن زاده نشدم.
اگر تو، هموطن زخمخورده من، اگر تو نیز چون من در حسرت این رویا نشستهای، بدان که تنها این دستان کمتوان ماست که میتواند وطن را از این سیاهی برهاند.
دیگرانی هستند که میتوانند یاریمان کنند. آمریکا، اسرائیل، ترامپ یا نتانیاهو، اینها تنها کمک ما برای رسیدن به هدف هستند، نه بیشتر.
اگر منافعشان بر ما منطبق شد، در کنارمان مینشینند، اگر نه که هیچ.
اینک نه زمانی برای افسوس است و نه فرصتی برای اشک.
با تمام توان، فعالان، سیاستمداران، روزنامهنگاران و رسانههای آمریکا را هدف قرار دهید و به آنها بگویید که رها کردن مردم ایران، خیانتی است که تا دههها از یاد مردم نمیرود.
ما هنوز در میانه راه این نبردیم. تاریخ، با دستان من و تو، ساخته میشود.
شبی را به یاد ندارم که جز در آرزوی وصالش، به خواب رفته باشم.
مهم نیست که تا روز مرگ، دستم به خاکش میرسد یا نه. مهم این است که دقیقه دقیقه زندگیام را صرف این رویا کردهام.
من یاد گرفتهام که رویایم را خودم بسازم.
من، بارها شکست خوردهام، اما تسلیم را نمیفهمم. من برای تسلیمشدن زاده نشدم.
اگر تو، هموطن زخمخورده من، اگر تو نیز چون من در حسرت این رویا نشستهای، بدان که تنها این دستان کمتوان ماست که میتواند وطن را از این سیاهی برهاند.
دیگرانی هستند که میتوانند یاریمان کنند. آمریکا، اسرائیل، ترامپ یا نتانیاهو، اینها تنها کمک ما برای رسیدن به هدف هستند، نه بیشتر.
اگر منافعشان بر ما منطبق شد، در کنارمان مینشینند، اگر نه که هیچ.
اینک نه زمانی برای افسوس است و نه فرصتی برای اشک.
با تمام توان، فعالان، سیاستمداران، روزنامهنگاران و رسانههای آمریکا را هدف قرار دهید و به آنها بگویید که رها کردن مردم ایران، خیانتی است که تا دههها از یاد مردم نمیرود.
ما هنوز در میانه راه این نبردیم. تاریخ، با دستان من و تو، ساخته میشود.
بسیار مهم است. کمک کنید ببشتر دیده شود و دنیا بداند رژیم در حال انجام چه جنایاتی است.
https://x.com/alighazizade/status/2012138405233107037?s=46
https://x.com/alighazizade/status/2012138405233107037?s=46
X (formerly Twitter)
علیحسین قاضیزاده (@Alighazizade) on X
Testimony of a witness
On Thursday night, on Ashrafi Esfahani Street, protesters realized that security forces were moving closer and taking positions around them.
Suddenly, from within the crowd, several individuals who had been chanting alongside the…
On Thursday night, on Ashrafi Esfahani Street, protesters realized that security forces were moving closer and taking positions around them.
Suddenly, from within the crowd, several individuals who had been chanting alongside the…
کمک کنید این روایت های شاهدان عینی در جهان دیده و شنیده شود. هر حمایت و تلاشی برای افشای حقیقت در این فضای مسموم رسانه هی دغل باز مهم و موثر است
👍1
Subject
Demande officielle d’affichage public – Urgence humanitaire en Iran
Madame, Monsieur,
Je vous écris en tant que citoyenne profondément préoccupée par la situation humanitaire catastrophique qui se déroule actuellement en Iran.
Depuis plusieurs jours, des informations crédibles et concordantes font état de massacres massifs de civils, incluant des enfants, perpétrés par le régime de la République islamique d’Iran. Il ne s’agit plus d’une crise politique, mais d’une tragédie humaine d’une ampleur qui répond aux critères reconnus de crimes contre l’humanité, voire de génocide.
Montréal s’est toujours positionnée comme une ville engagée en faveur des droits humains, de la justice et de la dignité humaine. À ce titre, je sollicite respectueusement le soutien moral et symbolique de la Ville en demandant l’autorisation et la collaboration pour l’affichage du visuel joint dans les espaces publics tels que :
- les stations de métro,
- les abribus et autobus,
- les panneaux d’affichage urbains.
L’objectif de cette initiative est strictement humanitaire et de sensibilisation : informer la population, briser le silence et rappeler que l’indifférence internationale a, par le passé, coûté la vie à des millions d’innocents.
L’histoire jugera notre capacité collective à agir lorsque des peuples appellent à l’aide.
Je vous remercie sincèrement pour votre attention et demeure disponible pour toute discussion, précision ou démarche administrative nécessaire.
Veuillez agréer, Madame, Monsieur, l’expression de mes salutations distinguées,
Nom et nom famille
Montréal
[coordonnées si souhaité]
Demande officielle d’affichage public – Urgence humanitaire en Iran
Madame, Monsieur,
Je vous écris en tant que citoyenne profondément préoccupée par la situation humanitaire catastrophique qui se déroule actuellement en Iran.
Depuis plusieurs jours, des informations crédibles et concordantes font état de massacres massifs de civils, incluant des enfants, perpétrés par le régime de la République islamique d’Iran. Il ne s’agit plus d’une crise politique, mais d’une tragédie humaine d’une ampleur qui répond aux critères reconnus de crimes contre l’humanité, voire de génocide.
Montréal s’est toujours positionnée comme une ville engagée en faveur des droits humains, de la justice et de la dignité humaine. À ce titre, je sollicite respectueusement le soutien moral et symbolique de la Ville en demandant l’autorisation et la collaboration pour l’affichage du visuel joint dans les espaces publics tels que :
- les stations de métro,
- les abribus et autobus,
- les panneaux d’affichage urbains.
L’objectif de cette initiative est strictement humanitaire et de sensibilisation : informer la population, briser le silence et rappeler que l’indifférence internationale a, par le passé, coûté la vie à des millions d’innocents.
L’histoire jugera notre capacité collective à agir lorsque des peuples appellent à l’aide.
Je vous remercie sincèrement pour votre attention et demeure disponible pour toute discussion, précision ou démarche administrative nécessaire.
Veuillez agréer, Madame, Monsieur, l’expression de mes salutations distinguées,
Nom et nom famille
Montréal
[coordonnées si souhaité]
Subject
Urgent Request for Public Awareness Display – Humanitarian Crisis in Iran
Dear Mayor and Members of City Council,
I am writing to you as a deeply concerned resident regarding the ongoing humanitarian catastrophe unfolding in Iran.
Credible reports indicate that thousands of civilians, including children, have been killed by the Islamic Republic of Iran in a matter of days. What is occurring is no longer a political conflict, but a large-scale atrocity that meets internationally recognized definitions of crimes against humanity and genocide.
Montreal has long stood as a city committed to human rights, justice, and moral leadership. In this spirit, I respectfully request the City’s support in allowing and facilitating the public display of the attached poster across:
- metro stations,
- buses and bus shelters,
- public billboards.
This initiative is non-partisan and humanitarian in nature. Its sole purpose is to raise awareness, break the silence, and remind the public that global inaction in the face of mass atrocities has historically led to irreversible human loss.
History will judge how cities and institutions responded when innocent lives were at stake.
Thank you for your time and consideration. I remain available for any follow-up, clarification, or administrative process required.
Sincerely,
Name & Family Name
Montreal
[contact information if desired]
Urgent Request for Public Awareness Display – Humanitarian Crisis in Iran
Dear Mayor and Members of City Council,
I am writing to you as a deeply concerned resident regarding the ongoing humanitarian catastrophe unfolding in Iran.
Credible reports indicate that thousands of civilians, including children, have been killed by the Islamic Republic of Iran in a matter of days. What is occurring is no longer a political conflict, but a large-scale atrocity that meets internationally recognized definitions of crimes against humanity and genocide.
Montreal has long stood as a city committed to human rights, justice, and moral leadership. In this spirit, I respectfully request the City’s support in allowing and facilitating the public display of the attached poster across:
- metro stations,
- buses and bus shelters,
- public billboards.
This initiative is non-partisan and humanitarian in nature. Its sole purpose is to raise awareness, break the silence, and remind the public that global inaction in the face of mass atrocities has historically led to irreversible human loss.
History will judge how cities and institutions responded when innocent lives were at stake.
Thank you for your time and consideration. I remain available for any follow-up, clarification, or administrative process required.
Sincerely,
Name & Family Name
Montreal
[contact information if desired]