Forwarded from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوال ”کی تا دیروقت بیدار میمونه تا تمرین کنه؟“
جونگوون ”هیسونگ هیونگ؟“
جی ” وقتی دربارهی تمرین کردن حرف میزنیم فقط دنس نیست .. خیلی چیزا میتونه باشه.“
همهی ممبرا ”پس احتمالا هیسونگ هیونگه“
هیسونگ ”راستش من معمولا بیدار میمونم و روی آهنگسازی کار میکنم ! ممنونم بچهها.“
جونگوون ”هیسونگ هیونگ؟“
جی ” وقتی دربارهی تمرین کردن حرف میزنیم فقط دنس نیست .. خیلی چیزا میتونه باشه.“
همهی ممبرا ”پس احتمالا هیسونگ هیونگه“
هیسونگ ”راستش من معمولا بیدار میمونم و روی آهنگسازی کار میکنم ! ممنونم بچهها.“
انهایپن تیکتاک آپدیت ۰۷۰۱
انهایپن اینستاگرام آپدیت ۰۷۰۱
ببخشید ولی احیانا هیسونگ فکر میکنه اگه به جهیون نچسبه امتیاز اون مرحله رو از دست میده؟
نمیدونم لایو سونگهون جی و سونو با ناپیدی رو دیدید یا نه ولی ببینید واقعا حرفهای قشنگی زدن
سونگهون ”راستش من همیشه این طرز فکر رو باخودم دارم که میخوام همیشه صادقانه زندگی کنم. مهم نیست چی بشه فقط میخوام خودم باشم. این برای من از همه چی مهمتره.“
ناپیدی ”صادقانه زندگی کردن بدون اینکه کسی رو ناراحت یا ناامید کنی بهترین روش زندگیه.“
جی ”خیلیها فکر میکنن آیدل بودن به معنی تظاهر کردنه. راستش بهنظرم کاری که ما انجام میدیم چیزی نیست بشه که با تظاهر توش پیش رفت. میدونی ما رسما کل زندگیمون جلوی دوربینیم. خیلیها نمیتونن این رو درک کنن.“
ناپیدی ” آره موافقم خیلیها هستن که فکر میکنن این شغل یجور نمایشه یا همهچیز توش الکیه فقط چون این یه صنعت سرگرمیه.“
جی ”فکر میکنن ما فقط داریم نقشی که بهمون دادن رو بازی میکنیم یا فقط دنبال ساختن یه تصویر خوب از خودمونیم. یا حتی انسان نیستیم و احساساتی از خودمون نداریم. سر هر حرفی که میزنیم بهمون میگن ”چرا همچین چیزی گفتی؟“ خیلی با اینجور ریکشنها مواجه میشیم.“
سونو ” بقیه رو نمیدونم ولی ما تو کاری که انجام میدیم واقعا خیلی صادقیم فکر نکنم تا حالا تظاهر کرده باشیم. همهچی صادقانهست.“
ناپیدی ”صادقانه زندگی کردن بدون اینکه کسی رو ناراحت یا ناامید کنی بهترین روش زندگیه.“
جی ”خیلیها فکر میکنن آیدل بودن به معنی تظاهر کردنه. راستش بهنظرم کاری که ما انجام میدیم چیزی نیست بشه که با تظاهر توش پیش رفت. میدونی ما رسما کل زندگیمون جلوی دوربینیم. خیلیها نمیتونن این رو درک کنن.“
ناپیدی ” آره موافقم خیلیها هستن که فکر میکنن این شغل یجور نمایشه یا همهچیز توش الکیه فقط چون این یه صنعت سرگرمیه.“
جی ”فکر میکنن ما فقط داریم نقشی که بهمون دادن رو بازی میکنیم یا فقط دنبال ساختن یه تصویر خوب از خودمونیم. یا حتی انسان نیستیم و احساساتی از خودمون نداریم. سر هر حرفی که میزنیم بهمون میگن ”چرا همچین چیزی گفتی؟“ خیلی با اینجور ریکشنها مواجه میشیم.“
سونو ” بقیه رو نمیدونم ولی ما تو کاری که انجام میدیم واقعا خیلی صادقیم فکر نکنم تا حالا تظاهر کرده باشیم. همهچی صادقانهست.“
سونسونجی داشتن دربارهی زمانی حرف میزدن که تایم آیلند خانوادههاشون براشون غذا و یه نامهی دستنویس فرستادن.
جی ”اون لحظه واقعا اشکم رو درآورد.“
سونو ”هممون گریه کردیم درسته؟“
جی ”یادمه حتی نمیفهمیدم که دارم برنج میخورم یا گوشت یا دارم اشکهام و بغضی که تو گلوم بود رو قورت میدم. آخرای برنامه بود و همهی ما دوران سختی رو پشت سر گذاشته بودیم. چندین سال دوری از خانوادههامون و جنگیدن برای دبیو. میدونی حتی فکر کردن بهش دوباره اشکم رو درمیاره.“
ناپیدی ”مطمئنم برای همتون خیلی سخت بود“
سونگهون ”هروقت با اعضا برای شام گروهی میریم بیرون چندین ساعت دربارهی آیلند حرف میزنیم مثلا اینکه ”یادته اونموقع چیشد؟ یادته این اتفاق کِی افتاد؟“ واقعا خوشحالم تموم شد.“
ناپیدی ”آخرشم تبدیل میشه به ”هی من بیشتر از تو سختی کشیدم !“ و چیزایی مثل این.“
سونو ”دقیقا همین اتفاق میفته.“
سونگهون ”یا مثلا بحثامون میکشه به ”هی تو چرا اونموقع اینجوری رفتار کردی؟ راستش رو بگو ! چرا اونکارو کردی؟“ میدونی چی میگم“
جی ”و آخرش یکیمون میگه ”اگه بیشتر دربارهش حرف بزنیم دعوامون میشه پس بیخیال.“ فقط یکم شوخی میکنیم و سربهسر همدیگه میذاریم همین.“
جی ”اون لحظه واقعا اشکم رو درآورد.“
سونو ”هممون گریه کردیم درسته؟“
جی ”یادمه حتی نمیفهمیدم که دارم برنج میخورم یا گوشت یا دارم اشکهام و بغضی که تو گلوم بود رو قورت میدم. آخرای برنامه بود و همهی ما دوران سختی رو پشت سر گذاشته بودیم. چندین سال دوری از خانوادههامون و جنگیدن برای دبیو. میدونی حتی فکر کردن بهش دوباره اشکم رو درمیاره.“
ناپیدی ”مطمئنم برای همتون خیلی سخت بود“
سونگهون ”هروقت با اعضا برای شام گروهی میریم بیرون چندین ساعت دربارهی آیلند حرف میزنیم مثلا اینکه ”یادته اونموقع چیشد؟ یادته این اتفاق کِی افتاد؟“ واقعا خوشحالم تموم شد.“
ناپیدی ”آخرشم تبدیل میشه به ”هی من بیشتر از تو سختی کشیدم !“ و چیزایی مثل این.“
سونو ”دقیقا همین اتفاق میفته.“
سونگهون ”یا مثلا بحثامون میکشه به ”هی تو چرا اونموقع اینجوری رفتار کردی؟ راستش رو بگو ! چرا اونکارو کردی؟“ میدونی چی میگم“
جی ”و آخرش یکیمون میگه ”اگه بیشتر دربارهش حرف بزنیم دعوامون میشه پس بیخیال.“ فقط یکم شوخی میکنیم و سربهسر همدیگه میذاریم همین.“