کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.98K photos
222 videos
2.12K files
1.5K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
وقف نامه نسخه ای از سوی شاه سلطان حسین برای مدرسه مبارکه سلطانیه اصفهان
یادداشت روی همان کتاب بالا، از سال 1144 که معلوم می شود نسخه ها همچنان در مدرسه بوده است (یعنی در دوره فتنه افغانها، مشکلی برای آنها پیش نیامده).
کشف الغموض و بیان الرموز تألیف ملامحمد یوسف ابن آقا بیک نستعلیق ... فارسی، قطع وسط، کاغذ سمرقندی، جلد تیماج قرمز ترنجدار طلا ... شهر صفر سنه 1144 در مدرسه مبارکه ابوابجمع شد.
مواد لازم برای تصویر جدیدی از آشوب های آخر الزمانی...
آشوب ترک و شور عجم فتنه عرب ....
لایقوم الساعة حتی تأتی مقاتل التُرک ....
https://historylib.com/articles/1997/
یادداشتی در باره سراج السالکین در ملل و نحل از قرن یازدهم هجری
آقای شفیعی در حال مرور کتاب جریانها. عکس معمم خودشان را می بینند!
کتابخانه تخصصی علوم حدیث قم
امروز با استاد شفیعی کدکنی
کتابخانه ناریخ
برهان قاطع اسماعیلیان و فخر رازی
فخر رازى در ايام ملاحده شقاوت فرجام بتخصيص محمد بن حسن الموتى مشهور بعلى ذكره السلام در رى رحل اقامت انداخته بافاده و افاضه اقدام نمودى، و چون بمسائل خلافى رسيدى گفتى خلافا للاسماعيليه لعنهم الله و خذلهم الله.
اين خبر كه به محمد رسيد فدائى را نامزد بجانب رى كرده، سفارشى چند بوى نمود. فدائى مذكور خود را در لباس طالب علمان به علامه زمان ظاهر ساخته انتظار فرصت مي كشيد.
بعد از انقضاء هفت ماه وی را تنها يافته و در حجره را بسته، فى الفور خنجر كشيده بر سينه رازى نشست. و او از اين معنى سراسيمه گشته گفت: گناه من چيست؟ فدائى گفت: چرا همواره زبان بلعن و طعن پيشوايان ما مي گشائى و عقايد صحيحه ايشان را در لباس خطا مي نمائى؟ وى قسم ياد نموده...
فدائى گفت همين لحظه كه از چنگم رها شوى سوگند را تأويل نموده يا كفاره داده بدستور طريقه سابق را مسلوك مي دارى.
علامه در آن باب مبالغه بسرحد افراط رسانيده، فدائى از قتل او درگذشت و گفت: بقتل تو مأمور نبودم و الا هيچ عذر تقصير نخواستم فخر گفت آرى.
فدائى گفت بدان كه سيد ما محمد بن حسن شما را سلام مي رساند و مي گويد كه ما از سخنان‏ عوام باك نداريم اما از امثال شما نحارير عديم النظير منزجر مي گرديم چو مقالات افادت آيات شما بر صفحات روزگار خواهد ماند اكنون ملتمس آنكه قدوم افاضت لزوم بقلعه رنجه فرمايند تا شرايط خدمتكارى مرعى گردد و وى چاره بغير از سازگارى با آن خبيث ستمكار نداشت گفت آمدن بقلعه متصور نيست اما شرط كردم كه بعد اليوم سخنى از من كه لايق حال ايشان نباشد سر نزند.
پس فدائى سيصد مثقال زر نزد او نهاده گفت اين وظيفه يكساله شماست مقرر چنان شده كه هر ساله موازى اين رئيس ابو الفضل بشما رساند و دو برد يمانى جهت امام آورده ‏ام و در حجره منست، بعد از رفتن من آنها را بردارند. بعد از آن از حجره بدر جسته غايب شد و او حسب الموعود آن دو برد را بچنگ آورده، بعد از آن در خلافيات زياده از اين نگفتى خلافا للاسماعيليه.
يكى از شاگردان سئوال كرد كه در باب آنطايفه موجب آن اطناب و منشاء اين اختصار چيست؟
گفت: ايشان برهان قاطع دارند.