کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.98K photos
220 videos
2.12K files
1.5K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
شعری در باره وزارت سلطان العلما و اشعاری در تاریخ وفات او
میر سند کاشی: [در باره او بنگرید: تذکره نصرآبادی، 1/466؛ ریاض الشعراء: 2/1017 ش 994]
مژده اهل عالم را کز وزارت سلطان
شد بکام دل دوران، کارها بسامان شد
از وزارت سلطان چشم خلق روشن شد
آسمان به رقص آمد، روزگار خندان شد
از برای تاریخش گفت هاتفی از غیب
اعلم زمان سلطان، آصف سلیمان شد
تاریخ وفات آن یگانه آفاق و سلطان العلما به استحقاق از گفته میرزا صایبا از قصیده ای که در مرثیه آن وحید زمان گفته که یک بیت از آن قصیده در خاطر بوده نوشته شده:
دیده ی خورشید خواهد شد سفید از انتظار
تا چنین لعلی برون آرد دگر از کان علم
و ماده تاریخ این مصراع است:
«آه از دستور دنیا وای از سلطان علم»
تاریخ دیگر لا ادری قائله:
«حیف سلطان دین ز دنیا رفت».
بالاخره دو نسخه رسید.
اعلامیه ترحیم مجلس فاتحه آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری با حضور رئیس الوزراء، رئیس مجلس شورای ملی و .... در تهران
اعلامیه ساده مجلس ترحیم آیت الله حائری در قم از طرف دولت در 10 بهمن 1315 روزنامه اطلاعات
مسابقه تألیف کتاب در باره تاریخ معاصر از طرف وزارت معارف و اوقاف در بهمن 1315 خورشیدی. روزنامه اطلاعات
این گزارش دومین سال افتتاح دانشگاه تهران است.... در سال 1315ش
در این گزارش در باره علت تأسیس دانشگاه تهران می نویسد.....
مادران دیگر دچار درد جدایی فرزندان نخواهند شد. آنها دیگر به اروپا نخواهند رفت، زیرا اروپا به اینجا آمده است. یعنی آن دانش و فرهنگی که فرزندان ایران در سرزمین باختر به جستجوی و تحصیل آن می رفتند.... در همین سرزمین باستانی بهم رسیده است. از این رو باید این عید بزرگ معارفی را تهنیت و تبریک گفت.....
روزنامه اطلاعات 14 بهمن 1315 ش
ديوان_المتنبي_مجمع_الملك_سلمان_للغة_العربية.pdf
30.8 MB
الديوان : ديوان أبي الطيّب المتنبّي وأخباره
مَجمَع الملك سلمان العالَميّ للغة العربيّة
https://t.me/arabickotob

دولت سعودی در عهد ملک سلمان، مراکز مختلفی را برای تقویت زبان عربی در جهان ایجاد کرده است. یکی از کارهای آنها بازچاپ شماری از دیوان های مهم است که از آن جمله همین چاپ از دیوان متنبی است. مجمع ملک سلمان، همزمان با نشر کاغذی، اقدام به نشر الکترونیکی کتاب هم کرده است.
تخصص ویژه در تکفیر داریم و این قتل عام پاکستان هم نتیجه آن است.
یا ز سرت خرقه تقوا بکش
یا قدم از راه تمنا بکش
تحریر فی عشرین شهر شوال المعظم فی سنة 1115 فی محروسة اصفهان فی مدرسة مرتضی قلیخان.
فرزند عزیز نور دیده و سرور سینه انبته الله نباتا حسنا نعمة الله در پنجم ماه ربیع الاخر روز جمعه در وقت چاشت متولد شد ، سنه [831] احدی و ثلاثین و ثمانمائه من هجرة خیر البریة
متنی از قرن هفتم. قسمت آخرش شگفت است...
از [فقیه] در باره مردی سوال شد که زنش را طلاق داد، و آنگاه به جماعتی گفت: «اگر من این زن را بزنی کنم، مرا موغ [مغ] خوانیت، و ترسا و رافضی و سنگ سار کنیت». بعد با او ازدواج کرد. حکمش چیست؟ فقیه گفت: توبه و استغفار. به فقیه گفته شد: آیا این سخن او به معنای راضی بودن به مجوسی گری و نصرانی گری نیست که در این صورت کافر خواهد شد؟ فقیه گفت: خیر. معنایش این است که دیگران می توانند و حق دارند با این کلمات به او دشنام دهند و اگر دشنام دهند، معذورند [چون خودش خواسته است]. گفتند: آیا این به منزله قسم نیست که مثلا گفته باشد: اگر من این کار را کردم مجوسی ام؟ گفت: خیر، برای این که آن را ـ مجوسی یا ... ـ به خودش نسبت نداد و از خودش نشمرد، فقط به آنان گفت، اگر من چنین کردم این را بگویید
(قرن ششم هجری)
المقالات ابوعلی الجبائی
ضایعه درگذشت اندیشمند و عالم فرزانه، حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر محمدرضا رضوان‌طلب ریاست «موسسه کتابخانه و موزه ملی ملک» را تسلیت می گوییم.
مراسم وداع: تهران، دانشکده الهیات دانشگاه تهران، روز دوشنبه 10 مهر 1402، ساعت 9
مراسم تشییع و تدفین: مشهد مقدس، حرم مطهر رضوی، صحن کوثر، رواق حضرت زهرا (س)، سه‌شنبه 11 مهر 1402، ساعت 12 (پس از نماز ظهر و عصر)
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم
در نعت رسول الله (ص) / از خواجوی کرمانی

صل علی محمدٍ دُرّة تاج الاصطفا
صاحب جیش الاهتدا ناظم عقد الاتّقا
بلبلِ بوستانِ شرع، اخترِ آسمانِ دین
کوکبِ دُرّیِ زمین، درّیِ کوکبِ سما
تاج‌دهِ پیمبران، باج‌ستانِ قیصران
کارگشایِ مُرْسَلِین، راهنمایِ انبیا
سیدِ اولین رسل، مُرْسَلِ آخرین زمان
صاحبِ هفتمین قران، خواجهٔ هشتمین سرا
هستی امرِ «کُنْ فکان»، مقصدِ حرفِ کاف و نون
برق‌روِ بُراق‌ران، خاکیِ عرشِ مُتَّکا
شمعِ سراجهٔ أبیت، اخترِ برجِ «لَوْ دَنَوْت»
تارکِ دنییِ دَنِی، مالکِ مُلْکَتِ دَنِی
رخت به ورطهٔ بلا، تخت به ذروهٔ علا
خانه به گوشهٔ فنا، دانهٔ خوشهٔ بقا
تازی شیرِ بی‌لقب، مکّیِ هاشمی‌نسب
مُعْتَکِفِ سرایِ وحی، اُمِّی اُمَّتی سرا
طَیِّبِ طیبِ آستان، طایرِ کعبه‌آشیان
گوهرِ کانِ لا مکان، اخترِ برجِ کبریا
روضهٔ آدمِ صفی، آدم روضهٔ رضا
صوفیِ صفّهٔ صفا، سِرّ و حدیقهٔ وفا
ز ابرویِ چون هلال او تافته نعلِ ماهِ نو
وز رخِ مه‌مثالِ او یافته مشتری بها
مُشْتَعِل از جبینِ او، شمعِ سراچهٔ هُدی
مُنْتَسِم از نسیمِ او، غنچهٔ باغِ اهتدا
خورده به آب رویِ او، نوح درودگر قسم
کرده به خاکِ کویِ او، آدمِ خاکی التجا
مُنْهَدِم از عروجِ او، قبّهٔ قصرِ قیصران
مُنْهَزِم از خروج او، خسروِ خطّهٔ خطا
ابطحی‌ای که چون عَلَم بر حَرَمِ وجود زد
از پیِ پای بوس او، گشت نه آسمان دو تا
صومعه‌ای که نیستش زمزمهٔ درودِ از او
هست چو دیرِ مؤبدان، لایقِ نفت و بوریا
چون دُرّ اگر یتیم شد، بود بهایِ او فزون
زانک خرد فزون نهد، دُرّ یتیم را بها
منزویانِ شام بین از هوسِ ردایِ او
پیشِ رواقِ نیلگون، بسته غشاوهٔ عشا
بُرده چو زهره اشرف پارهٔ عطف دامنش
بهرِ طرازِ آستین، چرخِ زُمُرُّدین قبا
ای زمضیقِ «کُنْ فَکان»، سویِ مکانِ لا مکان
رانده و باغِ سدّره را دیده به دیده منتهی
رویِ تو، قبلهٔ مَلَک، کویِ تو، کعبهٔ فَلَک
مختلفِ تو، قَدْ هَلَک، معتقدِ تو، قَدْ نَجا
صدرِ تو، مصدرِ امان، زخمِ تو، مرهمِ روان
دردِ تو، موجبِ دوا، رنجِ تو، علّتِ شفا
شاه‌نشانِ قدسیان، تخت‌نشینِ شهرِ قُدس
ای شهِ مُلْکِ اصطفا، وی لقبِ تو، مصطفی
آینهٔ سپهر را مهرِ رخِ تو، صیقلی
دیدهٔ آفتاب را خاکِ درِ تو، توتیا
روحِ امین چو عرض کرد آبِ رخِ تو بر رُسُل
در تکِ چاهِ آب شد یوسفِ مصری از حیا
شاهِ فلک چو بنگرد طلعتِ ماه‌پیکرت
ذرّه‌صفت دراوفتد بر سرِ بامت از هوا
ای شده آبِ زمزم از خاکِ درِ سرایِ تو
کعبه ز توست به شرف، مَرْوِه ز توست باصفا
عقل چو دید که آسمان، پیشِ تو در رکوع شد
نزدِ قیامِ قامتت، داد صلوة را صلا
دستِ عنایتی که ما مفتقریم و تنگ‌دست
خوانِ شفاعتی که ما مشتهی‌ایم و ناشتا
خواجو اگر نداشتی برگِ بهارِ عشقِ تو
بلبلِ باغِ طبعِ او هیچ نداشتی نوا