یادداشت مرحوم باستانی راد روی نسخه دیوان کاشف اصفهانی
تذکره نویس ها همان قدر که با تألیف و گردآوردن آثار شعرا و تدوین شرح حال و ترجمه حیات آنان خدمتی شایسته و بزرگ به عالم علم و ادب انجام می دهند، همان قدر هم در معرفی بعضی از آنها، یا از جهت عدم التفات و توجه یا اِعمال اغراض شخصی و خصوصی، از حقیقت منحرف و دیگران را نیز گمراه می نمایند. مثلا شاعری را که از اواسط [اوساط الناس] نام می برند و یکی دو بیت سست و بد مضمون از او نقل می کنند، وقتی به اثر دیگر او بر می خوریم و یا دیوانش به دست می آید، معلوم می شود برخلاف گفته او، مقامش بسی شامختر از آن است که شناسانده اند، و یا بر عکس ابدا در خور آن ستایش ها که نموده اند نیست.
از آن جمله است اسماعیل کاشف که نصرآبادی معاصر وی، در تذکره خود، چنان چه باید و شاید حق او را ادا نکرده و دیگران هم از او پیروی کرده اند.
نصرآبادی با آن که در تعریف کاشف به اختصار پرداخته و وی را شاعری هجو گو، و هزّال معرفی و چشم از فضایل عدیده وی پوشیده، و محسنات دیگر او را ندیده گرفته، باز حقیقت از قلمش خواهی نخواهی تراویده می گوید: «در غزل هم کم نداشت». ولی کاشف به شهادت اوراق و صفحات این دیوان و گواهی صادق و شاهدی ثابت و ناطق است، دارای طبعی وقّاد و قریحه نقّاد و قلمی سحّار و در انواع شعر از قصیده و غزل و رباعی استاد مسلّط و در بین معاصرین خود مسلّم، و به علاوه در اخلاقیات نیز روحی آزاده داشته، و هیچ گاه گرد ریا و سالوس نگشته، و اگر به سایقه ذوق شاعران به باده و ساده مایل بوده بی تزویر و حیله ابراز و به پرده پوشی و دروغگویی نپرداخته است و با کمال صراحت داستان معاشقات خود را به رشته تحریر کشیده. و این قسمت گذشته از شرینی موضوع که با نثر ادیبانه نگاشته، اوضاع آن روزگار و محل شعرا که در قهوه خانه ها دایر و برقرار بوده ترسیم، و از این که سلطان عصر (شاه عباس ثانی) معشوقش را از دستش ربوده، شکوه و دلتنگی خود را بی پرده ابراز و این را بر ملاساخته.
اما دیوان حاضر یگانه نسخه و اثری است که از کاشف و آن هم به خط خود شاعر در دست است و متفرد و بی نظیر می باشد، و حاوی اشعار و آثار نثری کاشف و جملتان از متن و حواشی در حدود نه هزار بیت است.
کاشف فرزند استاد حیدر، معمار شاه عباس اول است که تعمیر آستانه نجف به وسیله او انجام شد، و کاشف نیز در صنعت کاشی تراشی ماهر و از استادان نامی زمان خود بوده، مداحی و تملق گویی را هیچگاه شعار خود نساخته، و ارتزاق خویش را از این راه پست و شیوه نکوهیده و ناپسند نخواسته، قصاید و قطعات مدیحیه معدودی که در دیوانش دیده می شود، همه در باره دوستان و صرفا برای ستودن مقامات فضلی آنان بوده و آن هم بدون چشمداشت صله و توقع انعام.
معلوم نیست کاشف، تأهل اختیار کرده و دارای زن و فرزند شده یا هماره در حال تجرد زیسته است. از فحوای پاره ای از منظوماتش بر می آید که از اوان شباب تا سنین کهولت و شیب، با امردان سر کرده، و به جنس زن رغبتی نداشته، چنان که خود در صفحه 142 چنین می گوید: نشد کاشف به عمر خویش مایل / به زن جز شکل آن شیرین شمایل، که آن نیز صورت زناشویی نداشته و معشوقش بوده، چنان از این بیت بعدی بر می آید: اگر خواهی شوی زین قصه واقف / بگو در پرده اش معشوق کاشف.
کاشف معلومات خوبی داشته و مبرهن می شود در میان همگنان به استادی مسلم بوده. در صفحه 25 در مقام حماسه و فخریه به این معنی اشارت و مخصوصا در چند جا تصریح دارد که به معانی دیگران نظر نداشته و به کالای فکر همکاران دستبرد نمی زده، و در این باره مطلب و موضوعی را عنوان و اظهار نموده که بسی شگفت و غریب است، و در بعضی کتب و منابع نیز مختصر اشاره ای به طور تلویح شده، ولی کاشف با نهایت صراحت گفته، در ص 277 «مکن دزد معنیم چون طبع صائب» و بدیهی است اگر این سخن خالی از حقیقت می بود، شاعری همچون کاشف نمی توانست در باره سخنور معرفی مانند صائب تفوه به همچو کلامی نماید، و مسلم از ترس اعتراض و اعراض عامه، قدرت ابراز چنین اتهامی را نمی داشت. در هر صورت با کمال تأسف باید اقرار کرد در باره شاعر شهیر ما صائب این سخن هست و بالاخره هر کسی را نقصی می باشد و ذات بدون نقص خداست.
تذکره نویس ها همان قدر که با تألیف و گردآوردن آثار شعرا و تدوین شرح حال و ترجمه حیات آنان خدمتی شایسته و بزرگ به عالم علم و ادب انجام می دهند، همان قدر هم در معرفی بعضی از آنها، یا از جهت عدم التفات و توجه یا اِعمال اغراض شخصی و خصوصی، از حقیقت منحرف و دیگران را نیز گمراه می نمایند. مثلا شاعری را که از اواسط [اوساط الناس] نام می برند و یکی دو بیت سست و بد مضمون از او نقل می کنند، وقتی به اثر دیگر او بر می خوریم و یا دیوانش به دست می آید، معلوم می شود برخلاف گفته او، مقامش بسی شامختر از آن است که شناسانده اند، و یا بر عکس ابدا در خور آن ستایش ها که نموده اند نیست.
از آن جمله است اسماعیل کاشف که نصرآبادی معاصر وی، در تذکره خود، چنان چه باید و شاید حق او را ادا نکرده و دیگران هم از او پیروی کرده اند.
نصرآبادی با آن که در تعریف کاشف به اختصار پرداخته و وی را شاعری هجو گو، و هزّال معرفی و چشم از فضایل عدیده وی پوشیده، و محسنات دیگر او را ندیده گرفته، باز حقیقت از قلمش خواهی نخواهی تراویده می گوید: «در غزل هم کم نداشت». ولی کاشف به شهادت اوراق و صفحات این دیوان و گواهی صادق و شاهدی ثابت و ناطق است، دارای طبعی وقّاد و قریحه نقّاد و قلمی سحّار و در انواع شعر از قصیده و غزل و رباعی استاد مسلّط و در بین معاصرین خود مسلّم، و به علاوه در اخلاقیات نیز روحی آزاده داشته، و هیچ گاه گرد ریا و سالوس نگشته، و اگر به سایقه ذوق شاعران به باده و ساده مایل بوده بی تزویر و حیله ابراز و به پرده پوشی و دروغگویی نپرداخته است و با کمال صراحت داستان معاشقات خود را به رشته تحریر کشیده. و این قسمت گذشته از شرینی موضوع که با نثر ادیبانه نگاشته، اوضاع آن روزگار و محل شعرا که در قهوه خانه ها دایر و برقرار بوده ترسیم، و از این که سلطان عصر (شاه عباس ثانی) معشوقش را از دستش ربوده، شکوه و دلتنگی خود را بی پرده ابراز و این را بر ملاساخته.
اما دیوان حاضر یگانه نسخه و اثری است که از کاشف و آن هم به خط خود شاعر در دست است و متفرد و بی نظیر می باشد، و حاوی اشعار و آثار نثری کاشف و جملتان از متن و حواشی در حدود نه هزار بیت است.
کاشف فرزند استاد حیدر، معمار شاه عباس اول است که تعمیر آستانه نجف به وسیله او انجام شد، و کاشف نیز در صنعت کاشی تراشی ماهر و از استادان نامی زمان خود بوده، مداحی و تملق گویی را هیچگاه شعار خود نساخته، و ارتزاق خویش را از این راه پست و شیوه نکوهیده و ناپسند نخواسته، قصاید و قطعات مدیحیه معدودی که در دیوانش دیده می شود، همه در باره دوستان و صرفا برای ستودن مقامات فضلی آنان بوده و آن هم بدون چشمداشت صله و توقع انعام.
معلوم نیست کاشف، تأهل اختیار کرده و دارای زن و فرزند شده یا هماره در حال تجرد زیسته است. از فحوای پاره ای از منظوماتش بر می آید که از اوان شباب تا سنین کهولت و شیب، با امردان سر کرده، و به جنس زن رغبتی نداشته، چنان که خود در صفحه 142 چنین می گوید: نشد کاشف به عمر خویش مایل / به زن جز شکل آن شیرین شمایل، که آن نیز صورت زناشویی نداشته و معشوقش بوده، چنان از این بیت بعدی بر می آید: اگر خواهی شوی زین قصه واقف / بگو در پرده اش معشوق کاشف.
کاشف معلومات خوبی داشته و مبرهن می شود در میان همگنان به استادی مسلم بوده. در صفحه 25 در مقام حماسه و فخریه به این معنی اشارت و مخصوصا در چند جا تصریح دارد که به معانی دیگران نظر نداشته و به کالای فکر همکاران دستبرد نمی زده، و در این باره مطلب و موضوعی را عنوان و اظهار نموده که بسی شگفت و غریب است، و در بعضی کتب و منابع نیز مختصر اشاره ای به طور تلویح شده، ولی کاشف با نهایت صراحت گفته، در ص 277 «مکن دزد معنیم چون طبع صائب» و بدیهی است اگر این سخن خالی از حقیقت می بود، شاعری همچون کاشف نمی توانست در باره سخنور معرفی مانند صائب تفوه به همچو کلامی نماید، و مسلم از ترس اعتراض و اعراض عامه، قدرت ابراز چنین اتهامی را نمی داشت. در هر صورت با کمال تأسف باید اقرار کرد در باره شاعر شهیر ما صائب این سخن هست و بالاخره هر کسی را نقصی می باشد و ذات بدون نقص خداست.
المدرسة_التفکیکیة_الشیعیة_المعاصرة.pdf
62.7 MB
در باره مکتب تفکیک در شیعه، چاپ شده در 2021
📚 #معرفی_کتاب #تازههای_نشر
🔺تکنولوژی در ایران، ۱۸۰۰-۱۹۴۰: چاپار، گاری، درشکه، اتومبیل، دوچرخه، موتوسیکلت، اطاق کرایه، چرخ خیاطی، ماشین تحریر، و پیانو
🔺 Technology in Iran, 1800–1940: Chapar, Carts, Carriages, Automobiles, Bicycles, Motor Cycles, Lodgings, Sewing Machines, Typewriters & Pianos
👈🏻نویسنده: ویلم فلور
👈🏻 انتشارات: Mage Publishers
👈🏻 سال انتشار : (2023)
👈🏻شابک: 9781949445619
سال پیش استفاده از چارپایان وسیله اصلی حملونقل در ایران بود. ویلم فلور استاد مشهور مطالعات ایرانی در کتاب حملونقل و فناوری در ایران، ۱۸۸۰-۱۹۴۰ یک پژوهش عمیق، مصور و چهارقسمتی از این موضوع ارائه میدهد. تا دهه ۱۹۲۰ میلادی ایران کمتر از ۷۰۰ کیلومتر جاده مناسب عبور وسایل نقلیه موتوری داشت، و این وضعیت مانع بزرگی برابر توسعه اقتصادی ایران بود. کاروانها ۴۰ کیلومتر در روز مسافرت میکردند، و مسافرانی که عجله داشتند میتوانستند با استفاده از چاپارها به سرعت ۱۵۰ کیلومتر در روز دست یابند، که موضوع بخش اول کتاب است. به دلیل نبود جاده، حملونقل چرخدار (در بخش ۲ کتاب) فقط محدود به چند بخش از کشور بود. با رواج کالسکه در مناطق شهری و چند جاده مدرن بینشهری پس از ۱۸۹۰، این وضعیت تغییر کرد. با ساخت یک شبکه جادهای جدید، اهمیت حملونقل موتوری پس از ۱۹۲۱ افزایش یافت و در دهه ۱۹۳۰ واقعا اوج گرفت. در نتیجه، استفاده از کامیونهای جدیدتر و قویتر باعث کاهش جدی هزینههای حملونقل شد و قیمت خردهفروشی کالاها کاهش یافت. افزایش حملونقل جادهای مستلزم این بود که دلالان خودرو، قوانین واردات، مکانیک، تعمیرگاه، عرضه قطعات یدکی، توزیع بنزین و نیز مقررات عبور و مرور همگی باید از صفر توسعه مییافت؛ تمام این فرایندها در کتاب تشریح شده است. استفاده از دوچرخه و موتوسیکلت نیز مثل خودرو در دهه ۱۹۲۰ رواج یافت، و بدین ترتیب گزینههای جابجایی افراد افزایش یافت.
📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
@Islamicstudies
🔺تکنولوژی در ایران، ۱۸۰۰-۱۹۴۰: چاپار، گاری، درشکه، اتومبیل، دوچرخه، موتوسیکلت، اطاق کرایه، چرخ خیاطی، ماشین تحریر، و پیانو
🔺 Technology in Iran, 1800–1940: Chapar, Carts, Carriages, Automobiles, Bicycles, Motor Cycles, Lodgings, Sewing Machines, Typewriters & Pianos
👈🏻نویسنده: ویلم فلور
👈🏻 انتشارات: Mage Publishers
👈🏻 سال انتشار : (2023)
👈🏻شابک: 9781949445619
سال پیش استفاده از چارپایان وسیله اصلی حملونقل در ایران بود. ویلم فلور استاد مشهور مطالعات ایرانی در کتاب حملونقل و فناوری در ایران، ۱۸۸۰-۱۹۴۰ یک پژوهش عمیق، مصور و چهارقسمتی از این موضوع ارائه میدهد. تا دهه ۱۹۲۰ میلادی ایران کمتر از ۷۰۰ کیلومتر جاده مناسب عبور وسایل نقلیه موتوری داشت، و این وضعیت مانع بزرگی برابر توسعه اقتصادی ایران بود. کاروانها ۴۰ کیلومتر در روز مسافرت میکردند، و مسافرانی که عجله داشتند میتوانستند با استفاده از چاپارها به سرعت ۱۵۰ کیلومتر در روز دست یابند، که موضوع بخش اول کتاب است. به دلیل نبود جاده، حملونقل چرخدار (در بخش ۲ کتاب) فقط محدود به چند بخش از کشور بود. با رواج کالسکه در مناطق شهری و چند جاده مدرن بینشهری پس از ۱۸۹۰، این وضعیت تغییر کرد. با ساخت یک شبکه جادهای جدید، اهمیت حملونقل موتوری پس از ۱۹۲۱ افزایش یافت و در دهه ۱۹۳۰ واقعا اوج گرفت. در نتیجه، استفاده از کامیونهای جدیدتر و قویتر باعث کاهش جدی هزینههای حملونقل شد و قیمت خردهفروشی کالاها کاهش یافت. افزایش حملونقل جادهای مستلزم این بود که دلالان خودرو، قوانین واردات، مکانیک، تعمیرگاه، عرضه قطعات یدکی، توزیع بنزین و نیز مقررات عبور و مرور همگی باید از صفر توسعه مییافت؛ تمام این فرایندها در کتاب تشریح شده است. استفاده از دوچرخه و موتوسیکلت نیز مثل خودرو در دهه ۱۹۲۰ رواج یافت، و بدین ترتیب گزینههای جابجایی افراد افزایش یافت.
📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبانهای اروپایی
@Islamicstudies
مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان های اروپایی
تکنولوژی در ایران، ۱۸۰۰-۱۹۴۰: چاپار، گاری، درشکه، اتومبیل، دوچرخه، موتوسیکلت، اطاق کرایه، چرخ خیاطی، ماشین تحریر، و پیانو - مرکز…
۱۰۰ سال پیش استفاده از چارپایان وسیله اصلی حملونقل در ایران بود. ویلم فلور استاد مشهور مطالعات ایرانی در کتاب حملونقل و فناوری در ایران، ۱۸۸۰-۱۹۴۰ یک پژوهش عمیق، مصور و چهارقسمتی از این موضوع ارائه میدهد. تا دهه ۱۹۲۰ میلادی ایران کمتر از ۷۰۰ کیلومتر جاده…
امشب به خواندن بخارا گذشت. نکته ای از آقای شفیعی مناسب بود که گذاشتم. نامه زرین کوب به باستانی هم عبرت آموز
نامه_ای_از_دکتر_عبدالحسین_زرین_کوب_به_دکتر_محمدابراهیم_باستانی_پاریزی.PDF
215.1 KB
گر فلک یک صبحدم با من گران باشد سرش
نامه ای دردمندانه از دکتر عبدالحسین زرین کوب به دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی
مجله بخارا، ش 157
نامه ای دردمندانه از دکتر عبدالحسین زرین کوب به دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی
مجله بخارا، ش 157