کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.98K photos
222 videos
2.12K files
1.5K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
درخواست فایل از کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران:
دوستان عزیز، ابتدا مشخصات کتاب درخواستی را از وب سایت کتابخانه به آدرس زیر استخراج کنید:
https://sohalibrary.com/
سپس برای دریافت فایل اسکن کتابهای چاپی موجود در کتابخانه، درخواست خود را به یکی از آدرس‌های زیر ارسال کنند:
تلگرام و ایتا:
@Hlib1374
ایمیل: hlitc1374@gmail.com
پس از ارسال مشخصات، کتاب مورد نیاز بررسی و اعلام هزینه می‌شود. در صورت موافقت، کتاب جهت اسکن فرستاده می‌شود و با واریز هزینه و ارائه فیش واریز، فایل ارسال می‌شود.
طبیعی است که حقوق نشر در این زمینه رعایت شده و تنها در صورتی که مانعی برای اسکن نباشد، اقدام خواهد شد. (برای کتابهای جدید اقدامی نخواهد شد).
لازم به یادآوری است که فایل هشتاد هزار کتاب در همان sohalibrary.com موجود بوده و با رنگ قرمز PDF مشخص شده از همانجا می توانید به آسانی دانلود نمایید.
Sohalibrary
یادداشت استاد ما آقای روضاتی ذیل مدخل اخوان الصفاء در تکمله ذریعه:

«اخوان الصّفا» ص383 رقم1980:... عندنا الآن الأجزاء الأربعة للكتاب طبع على صفحة العنوان ما يلي [رسائل إخوان الصفا و خِلاّن الوفاء - عنى بتصحيحه خيرالدين الزركلي - يطلب من المكتبة التجارية ... لصاحبها مصطفی محمّد - المطبعة العربيّة بمصر 1347ه‍ مصدّرة بمقدّمة ضافيه بقلم الدكتور طه حسين ... مقفاة بخلاصة تاريخيّة بقلم العلاّمة أحمد زكي پاشا ...] انتهى.

و يعجبني نقل كلام عن الكتاب في الجزء الرابع ص‏98 - 99 من تلك الطبعة بعين اللفظ و هو هكذا [فصل و ممّا يدّل على أنّ أهل ‏بيت نبيّنا عليهم السلام كانوا يرون هذا الرأي «يعني اعتقاد بقاء النفس و صلاحها بعد مفارقة الجسد» تسليمهم أجسادهم إلی القتل يوم كربلاء لم يرضوا أن يتولّوا على حكم يزيد و زياد، و صبروا على العطش و الطعن و الضرب حتّى فارقت نفوسهم أجسادهم]

و لكن في الكتاب ما يخالف آراء الإماميّة كذمّ النياحة و زيارة القبور و عدم التقيّد بمذهب و إنكار الإمام المنتظر و أمثال هذه الاُمور مذكورة في مواضع من الجزء الرابع خاصّة ممّا تنادى بأعلى صوتها بأنّ الكتاب من وضع غير علماء الشيعة الإماميّة

ثمّ أقول إنّ من الطريف ما وقفنا عليه من تأثّر جلال‏الدين محمّد البلخي في كتابه «المثنوي 19: 303: 1314» ببعض آراء هؤلاء الإخوان حتّى إنّه صرّح باسم «إخوان الصفا» في كتابه المذكور «مثنوى - دفتر 5 بيت 2643» و قد ذكرنا شيئاً من ذلك في رسالة خاصّة حول عقائد ابن عربى و صاحب المثنوي و الله العالم.
Forwarded from رسول جعفریان
کتاب جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران در دوره پهلوی (1320 ـ 1357) را سال 79 نوشتم. بعدها یکسره حک و اصلاح و اضافه شد. دانشمندان و دوستان زیادی دیدند و نظرات اصلاحی دادند که اغلب اعمال شد. آخرین بار نشر علم منتشر کرد.
نشر سایان (با مدیریت آقای کفاش) در سال 98 تقاضا کرد یک ورژن تازه و متفاوتی ـ شبیه دیگر آثار نشر سایان ـ از آن ارائه دهد. قرار شد دوست عزیز جناب آقای جعفر شیرعلی نیا، صفحاتی در مقدمه هر بخش بیفزاید تا فضای تاریخی آن دوره روشن شود. به رغم کرونا، این کار طی بیش از سه سال انجام شد. علاوه، عکسهای فراوان و کم نظیری با همت نشر سایان و شخص آقای کفاش بر آن افزوده شد. پاروقی ها همه مورد مراجعه قرار گرفت. برخی پاورقی های مفصل داخل متن آمد. مطالبی هم که دوستان حس کرده بودند ضرورتی ندارد، حذف کردند. عجالتا، یک متن منقح، شسته رفته، تا حد امکان کم غلط، و با دقت در تاریخها و اسامی تقدیم شماست. در نهایت بنده هم کار را مرور کردم و بیش از سی مورد مطالب جزئی بر آن افزودم. دوستانی که این کتاب را تهیه می کنند، یک اثر شکیل و چشم نواز را مطالعه خواهند کرد که نظم جدیدی دارد. برای تهیه وبسایت سایان را ملاحظه نمایید.
یادداشت مرحوم باستانی راد روی نسخه دیوان کاشف اصفهانی

تذکره نویس ها همان قدر که با تألیف و گردآوردن آثار شعرا و تدوین شرح حال و ترجمه حیات آنان خدمتی شایسته و بزرگ به عالم علم و ادب انجام می دهند، همان قدر هم در معرفی بعضی از آنها، یا از جهت عدم التفات و توجه یا اِعمال اغراض شخصی و خصوصی، از حقیقت منحرف و دیگران را نیز گمراه می نمایند. مثلا شاعری را که از اواسط [اوساط الناس] نام می برند و یکی دو بیت سست و بد مضمون از او نقل می کنند، وقتی به اثر دیگر او بر می خوریم و یا دیوانش به دست می آید، معلوم می شود برخلاف گفته او، مقامش بسی شامختر از آن است که شناسانده اند، و یا بر عکس ابدا در خور آن ستایش ها که نموده اند نیست.
از آن جمله است اسماعیل کاشف که نصرآبادی معاصر وی، در تذکره خود، چنان چه باید و شاید حق او را ادا نکرده و دیگران هم از او پیروی کرده اند.
نصرآبادی با آن که در تعریف کاشف به اختصار پرداخته و وی را شاعری هجو گو، و هزّال معرفی و چشم از فضایل عدیده وی پوشیده، و محسنات دیگر او را ندیده گرفته، باز حقیقت از قلمش خواهی نخواهی تراویده می گوید: «در غزل هم کم نداشت». ولی کاشف به شهادت اوراق و صفحات این دیوان و گواهی صادق و شاهدی ثابت و ناطق است، دارای طبعی وقّاد و قریحه نقّاد و قلمی سحّار و در انواع شعر از قصیده و غزل و رباعی استاد مسلّط و در بین معاصرین خود مسلّم، و به علاوه در اخلاقیات نیز روحی آزاده داشته، و هیچ گاه گرد ریا و سالوس نگشته، و اگر به سایقه ذوق شاعران به باده و ساده مایل بوده بی تزویر و حیله ابراز و به پرده پوشی و دروغگویی نپرداخته است و با کمال صراحت داستان معاشقات خود را به رشته تحریر کشیده. و این قسمت گذشته از شرینی موضوع که با نثر ادیبانه نگاشته، اوضاع آن روزگار و محل شعرا که در قهوه خانه ها دایر و برقرار بوده ترسیم، و از این که سلطان عصر (شاه عباس ثانی) معشوقش را از دستش ربوده، شکوه و دلتنگی خود را بی پرده ابراز و این را بر ملاساخته.
اما دیوان حاضر یگانه نسخه و اثری است که از کاشف و آن هم به خط خود شاعر در دست است و متفرد و بی نظیر می باشد، و حاوی اشعار و آثار نثری کاشف و جملتان از متن و حواشی در حدود نه هزار بیت است.
کاشف فرزند استاد حیدر، معمار شاه عباس اول است که تعمیر آستانه نجف به وسیله او انجام شد، و کاشف نیز در صنعت کاشی تراشی ماهر و از استادان نامی زمان خود بوده، مداحی و تملق گویی را هیچگاه شعار خود نساخته، و ارتزاق خویش را از این راه پست و شیوه نکوهیده و ناپسند نخواسته، قصاید و قطعات مدیحیه معدودی که در دیوانش دیده می شود، همه در باره دوستان و صرفا برای ستودن مقامات فضلی آنان بوده و آن هم بدون چشمداشت صله و توقع انعام.
معلوم نیست کاشف، تأهل اختیار کرده و دارای زن و فرزند شده یا هماره در حال تجرد زیسته است. از فحوای پاره ای از منظوماتش بر می آید که از اوان شباب تا سنین کهولت و شیب، با امردان سر کرده، و به جنس زن رغبتی نداشته، چنان که خود در صفحه 142 چنین می گوید: نشد کاشف به عمر خویش مایل / به زن جز شکل آن شیرین شمایل، که آن نیز صورت زناشویی نداشته و معشوقش بوده، چنان از این بیت بعدی بر می آید: اگر خواهی شوی زین قصه واقف / بگو در پرده اش معشوق کاشف.
کاشف معلومات خوبی داشته و مبرهن می شود در میان همگنان به استادی مسلم بوده. در صفحه 25 در مقام حماسه و فخریه به این معنی اشارت و مخصوصا در چند جا تصریح دارد که به معانی دیگران نظر نداشته و به کالای فکر همکاران دستبرد نمی زده، و در این باره مطلب و موضوعی را عنوان و اظهار نموده که بسی شگفت و غریب است، و در بعضی کتب و منابع نیز مختصر اشاره ای به طور تلویح شده، ولی کاشف با نهایت صراحت گفته، در ص 277 «مکن دزد معنیم چون طبع صائب» و بدیهی است اگر این سخن خالی از حقیقت می بود، شاعری همچون کاشف نمی توانست در باره سخنور معرفی مانند صائب تفوه به همچو کلامی نماید، و مسلم از ترس اعتراض و اعراض عامه، قدرت ابراز چنین اتهامی را نمی داشت. در هر صورت با کمال تأسف باید اقرار کرد در باره شاعر شهیر ما صائب این سخن هست و بالاخره هر کسی را نقصی می باشد و ذات بدون نقص خداست.
📚 #معرفی_کتاب   #تازه‌های_نشر

🔺تکنولوژی در ایران، ۱۸۰۰-۱۹۴۰: چاپار، گاری، درشکه، اتومبیل، دوچرخه، موتوسیکلت، اطاق کرایه، چرخ خیاطی، ماشین تحریر، و پیانو

🔺 Technology in Iran, 1800–1940: Chapar, Carts, Carriages, Automobiles, Bicycles, Motor Cycles, Lodgings, Sewing Machines, Typewriters & Pianos

👈🏻نویسنده:  ویلم فلور
👈🏻 انتشارات:  Mage Publishers
👈🏻 سال انتشار : (2023)
👈🏻شابک:  9781949445619

سال پیش استفاده از چارپایان وسیله اصلی حمل‌ونقل در ایران بود. ویلم فلور استاد مشهور مطالعات ایرانی در کتاب حمل‌ونقل و فناوری در ایران، ۱۸۸۰-۱۹۴۰ یک پژوهش عمیق، مصور و چهارقسمتی از این موضوع ارائه می‌دهد. تا دهه ۱۹۲۰ میلادی ایران کمتر از ۷۰۰ کیلومتر جاده مناسب عبور وسایل نقلیه موتوری داشت، و این وضعیت مانع بزرگی برابر توسعه اقتصادی ایران بود. کاروان‌ها ۴۰ کیلومتر در روز مسافرت می‌کردند، و مسافرانی که عجله داشتند می‌توانستند با استفاده از چاپارها به سرعت ۱۵۰ کیلومتر در روز دست یابند، که موضوع بخش اول کتاب است. به دلیل نبود جاده، حمل‌ونقل چرخ‌دار (در بخش ۲ کتاب) فقط محدود به چند بخش از کشور بود. با رواج کالسکه در مناطق شهری و چند جاده مدرن بین‌شهری پس از ۱۸۹۰، این وضعیت تغییر کرد. با ساخت یک شبکه جاده‌ای جدید، اهمیت حمل‌ونقل موتوری پس از ۱۹۲۱ افزایش یافت و در دهه ۱۹۳۰ واقعا اوج گرفت. در نتیجه، استفاده از کامیون‌های جدید‌تر و قوی‌تر باعث کاهش جدی هزینه‌های حمل‌ونقل شد و قیمت خرده‌فروشی کالاها کاهش یافت. افزایش حمل‌ونقل جاده‌ای مستلزم این بود که دلالان خودرو، قوانین واردات، مکانیک، تعمیرگاه‌، عرضه قطعات یدکی، توزیع بنزین و نیز مقررات عبور و مرور همگی باید از صفر توسعه می‌یافت؛ تمام این فرایند‌ها در کتاب تشریح شده است. استفاده از دوچرخه و موتوسیکلت نیز مثل خودرو در دهه ۱۹۲۰ رواج یافت، و بدین ترتیب گزینه‌های جابجایی افراد افزایش یافت.

📌مرکز و کتابخانه مطالعات اسلامی به زبان‌های اروپایی
@Islamicstudies