اسلام از اول ز سر غصب فدك رفت
ايران به كف روس ز سر حد اتك رفت
مشروطه ايران ز سر حكم نمك رفت
آزادي مردم ز گراني چرك رفت
غيرت ز خلايق زيكي خوردن چك رفت
مشروطه نما داد وطن را همه بر باد
بنياد گرامي وطن كَند ز بنياد
ناموس وطن كرده در اين مرحله آزاد
افسوس ز مشروطه و مشروطه نما داد
كز ظلم و ستم آه خلايق به فلك رفت
قانون اساسي همه در بردن اموال
احزاب سياسي همه در فكر زر و مال
پیران کلاسی به زن فاحشه دلال
نوباوه لاسی به فُکل بندی و دسمال
زین عادت نو خون جوانها به سمک رفت
جمعی ز جهالت همه در گوشه خزیدند
قومی به ضلالت ز شرف جمله رمیدند
فوجی ز طمع از پی غارت بدویدند
حزبی ز جفا پرده ناموس دریدند
تا ملکت صد قرن ز ترس دکنک رفت
مشروطه بخواندیم به تقلید اروپا
راندیم شبان را ز گله گرگ صفت ما
جنبش بنمودیم ز بی علمی و غوغا
همسایه قوی گشت از این جنبش بیجا
نابرده ثمر بین به سر ما چه کلک رفت
مشروطه طلب در پی تحصیل شرف شد
آزادی جو در غم و اندوه و اسف شد
ایرانی صادق به بر تیر هدف شد
غارت گر ظالم ز پی درّ و صدف شد
مشروطه نما در پی تاراج ملک رفت
تجار همه فکر کلاه دگرانند
اصناف خموش آن که پناه دگرانند
طلاب پی مسند و جاه دگرانند
حکام به دنبال گناه دگرانند
تا دولت وملت به کف خاله زنک شد
یک قوم بچاپیده رعیّت که سپاهیم
یک طایفه قاپیده که ما حافظ راهیم
یک فرقه مجاهد شد کز حزب الهیم
جمع دگر آماده که از لشکر شاهیم
زین غائله اموال رعیت به کتک رفت
حس رفته ز مردم شده غیرت ز خلایق
هر فرد به فرد دگری مانع و عایق
زین وهله به مردن همگی مایل و شایق
دشمن ز چنین مرحله ما را شده قایق
رفتست وطن باز بگو رفت درک رفت
آن یک به وکالت همه خلق بدوشید
وان یک به وزارت همه ایران بفروشید
آن یک به تمنای حکومت بخورشید
دیگر به تقاضای ایالات بجوشید
تا نیزه همسایه قوی تر به هتک رفت
ايران به كف روس ز سر حد اتك رفت
مشروطه ايران ز سر حكم نمك رفت
آزادي مردم ز گراني چرك رفت
غيرت ز خلايق زيكي خوردن چك رفت
مشروطه نما داد وطن را همه بر باد
بنياد گرامي وطن كَند ز بنياد
ناموس وطن كرده در اين مرحله آزاد
افسوس ز مشروطه و مشروطه نما داد
كز ظلم و ستم آه خلايق به فلك رفت
قانون اساسي همه در بردن اموال
احزاب سياسي همه در فكر زر و مال
پیران کلاسی به زن فاحشه دلال
نوباوه لاسی به فُکل بندی و دسمال
زین عادت نو خون جوانها به سمک رفت
جمعی ز جهالت همه در گوشه خزیدند
قومی به ضلالت ز شرف جمله رمیدند
فوجی ز طمع از پی غارت بدویدند
حزبی ز جفا پرده ناموس دریدند
تا ملکت صد قرن ز ترس دکنک رفت
مشروطه بخواندیم به تقلید اروپا
راندیم شبان را ز گله گرگ صفت ما
جنبش بنمودیم ز بی علمی و غوغا
همسایه قوی گشت از این جنبش بیجا
نابرده ثمر بین به سر ما چه کلک رفت
مشروطه طلب در پی تحصیل شرف شد
آزادی جو در غم و اندوه و اسف شد
ایرانی صادق به بر تیر هدف شد
غارت گر ظالم ز پی درّ و صدف شد
مشروطه نما در پی تاراج ملک رفت
تجار همه فکر کلاه دگرانند
اصناف خموش آن که پناه دگرانند
طلاب پی مسند و جاه دگرانند
حکام به دنبال گناه دگرانند
تا دولت وملت به کف خاله زنک شد
یک قوم بچاپیده رعیّت که سپاهیم
یک طایفه قاپیده که ما حافظ راهیم
یک فرقه مجاهد شد کز حزب الهیم
جمع دگر آماده که از لشکر شاهیم
زین غائله اموال رعیت به کتک رفت
حس رفته ز مردم شده غیرت ز خلایق
هر فرد به فرد دگری مانع و عایق
زین وهله به مردن همگی مایل و شایق
دشمن ز چنین مرحله ما را شده قایق
رفتست وطن باز بگو رفت درک رفت
آن یک به وکالت همه خلق بدوشید
وان یک به وزارت همه ایران بفروشید
آن یک به تمنای حکومت بخورشید
دیگر به تقاضای ایالات بجوشید
تا نیزه همسایه قوی تر به هتک رفت
اجازه اجتهاد و تعیین حاکم شرع از طرف آیت الله محمد کاظم خراسانی [از علمای روحانی مدافع مشروطه] برای منطقه درگز
اجازه زیر از سوی آیت الله محمد کاظم خراسانی صاحب کفایه برای یکی از شاگردانش با نام شیخ محمدرضای درجزی صادر شده و از جهاتی استثنایی و متفاوت است. جزئیاتی که در آن آمده از نظر تأیید علمی و اخلاقی وی، نیز اعتماد علمی به او و این که اگر در نجف می ماند، از «فحول و اوتاد عصر می شد»، و اکنون هم ملک قدسیه استنباط یا همان اجتهاد را دارند، و از این جهت «از علماء لازم الاتباع شرع اقدس می باشند»، و نیز تأکید بر این که والدین او و مردم محل درخواست بازگشت وی را داشته اند، بویژه که در آن منطقه، عالمی وجود نداشته، از نکات جالب این اجازه نامه است. از آن جالب تر، با اشاره به این که اکنون در حال حرکت هستند، تأکید بر لزوم اطاعت از وی در مقام حاکم شرع، و درخواست از مردم برای پیروی از او، و این که اگر پیروی احکام و تصرفات ایشان را نکنند، اقدامشان «موجب سخط صاحب شرع» خواهد شد، اجازه مزبور را به شکل فرامین حکومتی درآورده است. تصویر این اجازه نامه، چنان که از بالای آن پیداست، در گروه واتساپی، «مرکز النجف الاشرف» آمده است. (جعفریان)
بسم الله الرحمن الرحیم
بر عموم اخوان مومنین از اخیار و اهالی درجز و سایر آبادی های آن صفحه معلوم باد که جناب مستطاب عماد العلماء العاملین و سناد الفقهاء الکاملین، فخر المحققین و قدوة المدققین، جمال الملة و الدین، حاوی الفروع و الاصول، جامع المنقول و المعقول، الفاضل الکامل العدل الصفی و العالم العامل الورع التقی عمدة المجتهدین شریعتمدار آقا شیخ محمدرضای درجزی ـ زاد الله فی فضله و تقواه ـ در این چند سال که در قبة الاسلام نجف اشرف بودند، با استعداد تمام و ریاضیت شرعیه و مشاقّ عظیمه و حسن تأیید الهی ـ تعالی شأنه ـ مشغول به تحصیل علوم شرعیه در کمال مراتب علمیه و عملیه، در محضر اساتید کرام و اغلب در حوزه درس حقیر استفاضه داشته، بحمدالله به اقصی درجه مرام از اصول و فقه نایل گردیده، ملکه قدسیه استنباط را دارند، و الیوم از علماء لازم الاتباع شرع اقدس می باشند، و احکام و تصرفاتی که وظیفه حاکم شرع است از جناب ایشان هم نافذ و واجب العمل است، و نظر به مراتب علمیه و استعداد حالیه جناب ایشان خاطر احقر هیچ راضی به مراجعت ایشان نبود، و می خواست در نجف اشرف بمانند، و از فحول و اوتاد عصر شوند، ولی سفارش اکید والدین ایشان و خواهش مردم ولایت و از قرار مذکور نبودن عالم و مَن به الکفایه در آن صفحه، احقر را ملجاء به رخصت جناب ایشان کرد، و این ایام در جناح حرکت هستند. ان شاء الله تعالی به سلامت برسند، و به تأییدات خاصه الهی صرف اوقات در ترویج دین مبین و قضاء حوایج مسلمین و اعلاء کلمه حق فرمایند، و اخوان مومنین ـ وفقهم الله تعالی ـ نیز در تکریم و تمجید و اطاعت جناب ایشان موفق گردیده، و انفاذ احکام و تصرفات شرعیه ایشان را که وظیفه حاکم شرع است، فریضه اکیده بر ذمّه خود شمارند، و نعوذ بالله ردّ و نقض حکم و تصرف جناب معظم له ـ سلمه الله تعالی ـ موجب سخط صاحب شرع ـ سلام الله علیه ـ بدانند. فطوبی لمن قد سلک معه فی صراط الحق و انقذ نفسه من شفا جرف الهلکات و السلام علی اخواننا المومنین، حرر عن الاحقر الجانی محمد کاظم الخراسانی
اجازه زیر از سوی آیت الله محمد کاظم خراسانی صاحب کفایه برای یکی از شاگردانش با نام شیخ محمدرضای درجزی صادر شده و از جهاتی استثنایی و متفاوت است. جزئیاتی که در آن آمده از نظر تأیید علمی و اخلاقی وی، نیز اعتماد علمی به او و این که اگر در نجف می ماند، از «فحول و اوتاد عصر می شد»، و اکنون هم ملک قدسیه استنباط یا همان اجتهاد را دارند، و از این جهت «از علماء لازم الاتباع شرع اقدس می باشند»، و نیز تأکید بر این که والدین او و مردم محل درخواست بازگشت وی را داشته اند، بویژه که در آن منطقه، عالمی وجود نداشته، از نکات جالب این اجازه نامه است. از آن جالب تر، با اشاره به این که اکنون در حال حرکت هستند، تأکید بر لزوم اطاعت از وی در مقام حاکم شرع، و درخواست از مردم برای پیروی از او، و این که اگر پیروی احکام و تصرفات ایشان را نکنند، اقدامشان «موجب سخط صاحب شرع» خواهد شد، اجازه مزبور را به شکل فرامین حکومتی درآورده است. تصویر این اجازه نامه، چنان که از بالای آن پیداست، در گروه واتساپی، «مرکز النجف الاشرف» آمده است. (جعفریان)
بسم الله الرحمن الرحیم
بر عموم اخوان مومنین از اخیار و اهالی درجز و سایر آبادی های آن صفحه معلوم باد که جناب مستطاب عماد العلماء العاملین و سناد الفقهاء الکاملین، فخر المحققین و قدوة المدققین، جمال الملة و الدین، حاوی الفروع و الاصول، جامع المنقول و المعقول، الفاضل الکامل العدل الصفی و العالم العامل الورع التقی عمدة المجتهدین شریعتمدار آقا شیخ محمدرضای درجزی ـ زاد الله فی فضله و تقواه ـ در این چند سال که در قبة الاسلام نجف اشرف بودند، با استعداد تمام و ریاضیت شرعیه و مشاقّ عظیمه و حسن تأیید الهی ـ تعالی شأنه ـ مشغول به تحصیل علوم شرعیه در کمال مراتب علمیه و عملیه، در محضر اساتید کرام و اغلب در حوزه درس حقیر استفاضه داشته، بحمدالله به اقصی درجه مرام از اصول و فقه نایل گردیده، ملکه قدسیه استنباط را دارند، و الیوم از علماء لازم الاتباع شرع اقدس می باشند، و احکام و تصرفاتی که وظیفه حاکم شرع است از جناب ایشان هم نافذ و واجب العمل است، و نظر به مراتب علمیه و استعداد حالیه جناب ایشان خاطر احقر هیچ راضی به مراجعت ایشان نبود، و می خواست در نجف اشرف بمانند، و از فحول و اوتاد عصر شوند، ولی سفارش اکید والدین ایشان و خواهش مردم ولایت و از قرار مذکور نبودن عالم و مَن به الکفایه در آن صفحه، احقر را ملجاء به رخصت جناب ایشان کرد، و این ایام در جناح حرکت هستند. ان شاء الله تعالی به سلامت برسند، و به تأییدات خاصه الهی صرف اوقات در ترویج دین مبین و قضاء حوایج مسلمین و اعلاء کلمه حق فرمایند، و اخوان مومنین ـ وفقهم الله تعالی ـ نیز در تکریم و تمجید و اطاعت جناب ایشان موفق گردیده، و انفاذ احکام و تصرفات شرعیه ایشان را که وظیفه حاکم شرع است، فریضه اکیده بر ذمّه خود شمارند، و نعوذ بالله ردّ و نقض حکم و تصرف جناب معظم له ـ سلمه الله تعالی ـ موجب سخط صاحب شرع ـ سلام الله علیه ـ بدانند. فطوبی لمن قد سلک معه فی صراط الحق و انقذ نفسه من شفا جرف الهلکات و السلام علی اخواننا المومنین، حرر عن الاحقر الجانی محمد کاظم الخراسانی
الليبراليون_الجدد_أحمد_بن_عبدالعزيز_القايدي.pdf
5.8 MB
سالانه دهها عنوان کتاب در سعودی علیه «لیبرالیسم نو» که بخشی از آن نقد اسلام گرایان مدافع دمکراسی است، منتشر می شود. این مشابه همان منازعه ای است که در ایران هم هست.
میرعبداللطیف شوشتری در سال 1216 ـ 1219 ق نوشته است:
و اينكه مردم فرنگ هركس بهر كارى كه هست وحيد عصر و آن را به اعلى مرتبه نيكوئى رسانيده است كه ديگرى را با او مجال برابرى نيست، دو سبب دارد:
يكى اينست كه مذكور شد سلاطين و فرماندهان به تربيت هريك، على قدر مراتبهم، كوشند و مرفّه نگه دارند، به حدّي كه از جميع افكار فارغ البال باشد و صرف فكر به درستى كارى كه دارد نمايد؛
دوّم هركس بهر كارى كه هست بهمان صرف اوقات نمايد و به كارى ديگر اصلا متوجّه نشود. هيچكس را به كار ديگرى دخلى نيست و يك كس دو كار را اختيار نكند. گويند اعمار را آنقدر گنجايش نيست، اگر در اين شصت هفتاد سال كسى يك كار را به جائى رساند كه ديگرى نتواند آدم تمام است.
(تحفة العالم، ص 299)
و اينكه مردم فرنگ هركس بهر كارى كه هست وحيد عصر و آن را به اعلى مرتبه نيكوئى رسانيده است كه ديگرى را با او مجال برابرى نيست، دو سبب دارد:
يكى اينست كه مذكور شد سلاطين و فرماندهان به تربيت هريك، على قدر مراتبهم، كوشند و مرفّه نگه دارند، به حدّي كه از جميع افكار فارغ البال باشد و صرف فكر به درستى كارى كه دارد نمايد؛
دوّم هركس بهر كارى كه هست بهمان صرف اوقات نمايد و به كارى ديگر اصلا متوجّه نشود. هيچكس را به كار ديگرى دخلى نيست و يك كس دو كار را اختيار نكند. گويند اعمار را آنقدر گنجايش نيست، اگر در اين شصت هفتاد سال كسى يك كار را به جائى رساند كه ديگرى نتواند آدم تمام است.
(تحفة العالم، ص 299)
گزارش یک ایرانی از کتابهای چاپی توسط انگلیسیها در هند، وقتی که هنوز در ایران چاپ کتاب درکار نبود:
از جمله قواعد ایشان اینکه نوشتن کتب را به قالب، بنا گذاشتهاند، و کارخانههای عالی حتّی در کلکته که مقرّ ریاست آنهاست به جهت همین کار ساختهاند. و اخبار مملکت را هر هفته در یک جزو نویسند؛ بعد از آن به قدر مصرفی که دارند، قالب زنند. گاه به قدر هزار جزو و زیاده، بعضی اوقات کمتر میشود. به اطراف مملکت، و به خانههای بزرگان و اعاظم جزوی فرستند تا تمامی مردم از حوادث مملکت مطّلع شوند. و شخصی که از برای این کار معیّن و مشخّص کردهاند هرچه را شنود، نویسد اعم از راست یا دروغ، خوب یا بد، حتّی اگر امر قبیحی از یکی از بزرگان حتّی از فرمانفرما و یا از پادشاه شنود و یا ببیند نویسد و احتیاط نکند، و در این طریقه مصالح بسیاری را به نظر گرفتهاند، و کتب و تواریخ بسیاری قالب زدهاند. البتّه در سرکار بزرگان فرنگان، لکها از این کتابها، هر نسخه که کسی خواهد از عربی و فارسی و هندی و فرنگی موجود است، و اگر کسی تازه تألیف کتابی کند، در این کارخانه برده، قالب زنند، و چند جلد را از برای کمپنی بردارند، و تتمّه را به صاحب کتاب دهند و او به مبالغ کلّی به مصرف رساند.
🤏قالب زدن، به معنای چاپ کردن (در دهخدا و ... به این معنا اشاره نشده)، شاید اصل آن زدن مهر روی پارچه باشد که در باره آن قالب زدن بکار رفته است.
از جمله قواعد ایشان اینکه نوشتن کتب را به قالب، بنا گذاشتهاند، و کارخانههای عالی حتّی در کلکته که مقرّ ریاست آنهاست به جهت همین کار ساختهاند. و اخبار مملکت را هر هفته در یک جزو نویسند؛ بعد از آن به قدر مصرفی که دارند، قالب زنند. گاه به قدر هزار جزو و زیاده، بعضی اوقات کمتر میشود. به اطراف مملکت، و به خانههای بزرگان و اعاظم جزوی فرستند تا تمامی مردم از حوادث مملکت مطّلع شوند. و شخصی که از برای این کار معیّن و مشخّص کردهاند هرچه را شنود، نویسد اعم از راست یا دروغ، خوب یا بد، حتّی اگر امر قبیحی از یکی از بزرگان حتّی از فرمانفرما و یا از پادشاه شنود و یا ببیند نویسد و احتیاط نکند، و در این طریقه مصالح بسیاری را به نظر گرفتهاند، و کتب و تواریخ بسیاری قالب زدهاند. البتّه در سرکار بزرگان فرنگان، لکها از این کتابها، هر نسخه که کسی خواهد از عربی و فارسی و هندی و فرنگی موجود است، و اگر کسی تازه تألیف کتابی کند، در این کارخانه برده، قالب زنند، و چند جلد را از برای کمپنی بردارند، و تتمّه را به صاحب کتاب دهند و او به مبالغ کلّی به مصرف رساند.
🤏قالب زدن، به معنای چاپ کردن (در دهخدا و ... به این معنا اشاره نشده)، شاید اصل آن زدن مهر روی پارچه باشد که در باره آن قالب زدن بکار رفته است.
نمونه ای از آثار تألیفی دوست عزیز ما جناب آقای محمد تقی انصاریان. بیشتر آنها شرح حال مراجع تقلید بزرگ است و ایشان تلاش کرده هرچه از سند و متن و مطلب در باره آنهاست گردآوری کند. فقیه موسس در باره مرحوم حائری، دیده بان مذهب در باره آیت الله گلپایگانی و احیاگر اربعین در باره مرحوم شاهرودی و بسیاری از آثار دیگر. اسناد تازه در بیشتر آنها منتشر شده است. عصر جمعه (دیروز) به عیادت ایشان رفتم. مدتی است بیمارند. ان شاءالله خداوند ایشان را شفا عنایت کند. در دهه هفتاد و هشتاد تعدادی از آثار بنده را چاپ کردند. از جمله دین و سیاست در دوره صفوی که سال 70 منتشر شد. خودشان در جوانی در دارالتبلیغ کار می کردند، بعدها انتشارات شفق را مشترکا با مرحوم آقای وافی به راه انداختند که آثار زیادی قبل از انقلاب در آن چاپ شد. بعد از آن انتشارات انصاریان را تاسیس کردند که بیش از سه دهه است کتابهایی مذهبی و تاریخی در حوزه تشیع به زبانهای مختلف منتشر می کنند و یکی از فعالین این عرصه هستند. ایشان متولد 9 تیر ماه 1325 هستند. در روز تولد با بنده مشترکند.
Forwarded from رسول جعفریان
خبرآنلاین
مدل شاه عباس برای حکومت نوین صفوی
من کمتر سیاستمداری را مانند شاه عباس صفوی در میان شاهان ایران می شناسم. یک اقدام بزرگ وی تبدیل اصفهان به پایتخت ایران بود. اما این کار در حد یک اسم صورت نگرفت، بلکه مدلی را که باید خاص او دانست، در امر اقتصاد، تعریف جدید ایران در سیاست بین الملل، معماری و…
https://hawzah.net/fa/Article/View/82443/%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85
این هم مقاله ای که این بنده خدا قبلا نوشتم با عنوان : سندی ادبی از جریان حمله روسها به حرم امام رضا علیه السلام
این هم مقاله ای که این بنده خدا قبلا نوشتم با عنوان : سندی ادبی از جریان حمله روسها به حرم امام رضا علیه السلام
hawzah.net
سندی ادبی از جریان حمله روسها به حرم امام رضا علیه السلام
آنچه در این جا بنای چاپ آن را داریم، اشعاری است که تحت عنوان مصیبت نامه درباره حمله روس به حرم امام رضا علیه السلام در یک جزوه پانزده صفحه ای به چاپ رسیده است.
آنچه که از نام و اطلاعات روی جلد بر می آید، این است که از زمان رخ دادن حادثه حمله روس به حرم امام…
آنچه که از نام و اطلاعات روی جلد بر می آید، این است که از زمان رخ دادن حادثه حمله روس به حرم امام…
Forwarded from Ali Shahidi-Iranian Studies; University of Tehran (Ali Shahidi)
📚 دانلود قانونی و رایگان کتابهای انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران از پایگاه اینترنتی انجمن:
https://anjom.ir/category/file-book-anjoman/
@alishahidi_iranianstudies
https://anjom.ir/category/file-book-anjoman/
@alishahidi_iranianstudies