کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.99K photos
222 videos
2.12K files
1.51K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
استاد مطهری:
اين تعارفهاى پوچ چيست كه به همديگر مى‏كنيم؟! ابوذر غفارى را بايد گفت افتخار اسلام است؛ اين اسلام است كه ابوذر پرورش داده است. عمّار ياسر افتخار اسلام است؛ اسلام است كه عمّار ياسر پرورش داده است. بوعلى سينا افتخار اسلام است؛ اسلام است كه نبوغ بوعلى سينا را شكفت. خواجه نصيرالدين افتخار اسلام است، صدرالمتألّهين شيرازى افتخار اسلام است، شيخ مرتضى انصارى افتخار اسلام است، ميرداماد افتخار اسلام است، شيخ بهايى افتخار اسلام است. اسلام، افتخار البته دارد؛ يعنى فرزندانى تربيت كرده كه دنيا روى آنها حساب مى‏كند و بايد هم حساب كند، چرا كه اينها در فرهنگ دنيا نقش مؤثر دارند. دنيا نمى‏تواند قسمتى از كره ماه را اختصاص به خواجه نصيرالدين ندهد و نام او را روى قسمتى از كره ماه نگذارد، براى اينكه او در بعضى كشفيات كره ماه دخيل است. او را مى ‏شود گفت افتخار اسلام. ماها كى هستيم؟! ما چه ارزشى داريم؟ ما را اگر اسلام بپذيرد كه اسلام افتخار ما باشد، اسلام اگر بپذيرد كه به صورت مدالى بر سينه ما باشد، ما خيلى هم ممنون هستيم. ما شديم مدالى به سينه اسلام؟!
ماها ننگ عالم اسلام هستيم، اكثريت ما مسلمانها ننگ عالم اسلام هستيم.
پس تعارفها را كنار بگذاريم؛ آنها تعارف است.
مجموعه آثار 17/156
شعری از اشرف مازندرانی در رثای پدر بزرگش آخوند ملامحمد تقی مجلسی (در «کلیات اشرف مازندرانی» به کوشش هومن یوسفدهی، تهران، بهار 1400). رثاء او تا چندین صفحه بعد هم ادامه دارد.
کلیات اشرف، اثر بسیار سودمندی برای علاقه مندان به تاریخ صفوی و مسائل آن، و نیز دوستان علاقه مند به کاروان هند و شعر و شاعری است. مقدمه هم بسیار عالی نوشته شده است.
۲ جلد؛ ۶۵۳ + ۶۶۳؛ انتشارات اطلاعات
سالنامه اعتماد، 1401
رودخانه قم پس از ساختمان دیوار ساحلی (1347ش)
اشرف مازندرانی
یاد ایامی که منزل در صفاهان داشتیم
گوشه امنی ز آغوش عزیزان داشتیم
بس که از هر جانبم دست حمایت می رسید
شمع دل را چون چراغ زیر دامان داشتیم
فارغ البال ار نبودم، باری آزارم نبود
گر نبودم زاهد خشک، آخر ایمان داشتیم
گر غمی گاهی رسیدی، غمگساری نیز بود
دردی ار پیدا شدی، امّید درمان داشتیم...
از شراب صحبت یاران همدم همچو گل
در گلستان وطن لب های خندان داشتیم
(کلیات، ص 318)
عبدالرووف الفکری السلجوقی 1324
سخنرانی مهندس ریاضی رئیس مجلس شورای ملی در مدرسه عالی امور قضایی و اداری «قم» روز دوشنبه 19 / 9 / 1352
عبداللطیف شوشتری (حوالی 1221 ق) از مشاهدات و شنیده هایش در هند نوشته است):

و از این قبیل كه گذشت جزایر در تصرّف سلاطین فرنگ بسیار است كه در ابتداى تسخیر آنها، جانوران به شكل آدمى كه موى سر و اندام تمام بدن را فراگرفته، به نارجیل و ثمر درختان دیگر زندگى مى‏ كردند و از باران و زحمت آفتاب به سایه درختان بسر مى ‏بردند؛ پادشاهان جمعى از مردمان شهرى را در آنجا كوچانیده به تربیت آنها كوشیدند. در مدّتى یسیر از معاشرت آن مردم به نطق آمده، مثل خلق سایر عالم شده‏ اند. و فرنگیان را اعتقاد آنست كه این مردم جنگلى راه و رسم سپاهیگرى و قوانین رزم را نیكو یاد گیرند و بهتر از مردم شهرى جنگ كنند، چنان كه در اكثر از سركارات سلاطین در افواج ركابى داخل‏اند و بر آنها زیاده اعتماد كنند. از بیست و پنج سال قبل از این تا حال بقدر پانصد جزیره تازه پیدا كرده ‏اند همه معمور، و مردم آنها مثل رعایاى دیهات و قرى به اندك التفاتى تربیت شده‏ اند، امّا بیشتر لا مذهب و از قبیل حشرات الارض بودند، همه را نصارا و به دین عیسوى آورده‏ اند.
چاپ نهم این کتاب در کمتر از دو سال. نویسنده استادی است که عذرش را از دانشگاه شهید بهشتی خواستند. آقای دکتر فاضلی جامعه شناسی واقع گرا، طرفدار مردم، و نظریه پرداز در حوزه فکر و عمل است. دیدگاه های ایشان در این کتاب بهتر از هر جای دیگری به روشنی آمده است.
آنها که دوست ندارند در محیط دانشگاه و محیط اجراء چنین استادانی باشند، حالا آرامش بهتری دارند.
اطلاعیه آخوند خراسانی در سال 1308 ق که به چاپ محرف کتاب «مکارم الاخلاق» در قاهره اعتراض کرده، و از «شاهنشاه جهان پناه» [آن وقت ناصرالدین شاه] خواسته است بانی و باعث آن را مواخذه کند. مانند این اطلاعیه، از سوی مراجع و علمای بزرگ دیگر نجف هم صادر شد. در همان سال ملامحمد باقر بهاری اغلاط و اشکالات آن را در کتابچه ای با نام تسدید المکارم نوشت که نسخه ای در کتابخانه فیضیه است، هم آقای استادی مقاله ای در باره آن نوشته و هم متن تسدید المکارم توسط آقای جدیدی نژآد تصحیح شده است. نفس عمل که کتابی شیعی در قاهره، با این وضع منتشر شود و مراجع در باره آن بیانیه بدهند، کار شگفتی است.
این هم اعتراض شمار دیگری از اعلام نجف به چاپ محرف کتاب مکارم الاخلاق در قاهره.
نمونه ای دیگر از اعتراض علما به چاپ محرف مکارم الاخلاق در قاهره. البته در این اطلاعیه ها، نامی از قاهره به عنوان محل نشر نیامده، اما در همه از شاهنشاه وقت خواسته شده تا مساله را پیگیری کند.
این اطلاعیه ها، همه انتهای نسخه کتاب تسدید المکارم در کتابخانه مدرسه فیضه آمده است.
گزارش میرعبداللطیف شوشتری از چند ایرانشناس و دانشمند انگلیسی در هند (سال 1216ق)
از فضلاى فرنگ و دانشمندان آن فرقه آنقدر در آن شهر بود كه احصاى آنها عسیر و بر آن فایده‏اى مترّتب نیست. از آنجمله فاضل عظیم الشأن و حكیم‏ با نام و نشان ولیم جونس بود كه اقضى القضات و در عدالت اعلم و اكبر قضات دیگر و فتواى محاكمات به او تعلّق داشت. قصیده لامیه حزین را شرحى به فارسى نوشته بود، نزد من فرستاد تا اگر در آن كم و زیادى باشد بازگویم. مربوط نوشته بود و در عربى و فارسى فرید و در علوم حكمى وحید مى‏نمود.
دیگر ولیم چنبرز كه در عدالت از او مؤخّر و از دیگران مقدّم مى‏نشست. زبان فارسى را نیكو گفتى كه از لهجه او و قزلباشیه فرق دشوار بود. كتب نفیسه بسیارى از فارسى و عربى در لغت و تاریخ و اشعار و غیر ذلك در كتابخانه خود داشت. بعد از فوت او برادرش رابت چنبرز همه را به من نمود و خوب جمعى كرده بود. و چون چند جلد كلام الله و صحیفه كامله در آنها بود، مرا غیرت مذهب گریبانگیر شده به قیمت گزاف تمامى را بجهت سركار اخوى، میر عالم بهادر، از او خریدم و به دكن فرستادم. و از جمله آن كتب بود تورات و انجیل و زبور عربى با شروحى كه بعض اسلامیان در اسلامبول نوشته بودند، آنها را نفروخت. من از او به عاریه گرفتم و مطالعه كردم و به شروح آنها و مذاهب مختلفه یهود و نصارا پى بردم و مواضع مشكله را از مرحوم [حسین] خان‏ سؤال مى‏كردم.... [در اینجا شرحی از تورات و انجیل می نویسد که جالب است].
دیگر مستر بارلو كه در ریاضى و هندسى و طبیعى آیتى بود و چون او معدودى در انگلستان بهم رسند، و خان سابق الالقاب‏، حكمیات فرنگ را از او استفاده نموده بود. همه را با من مودّتى خاص بود. بعضى درگذشتند و برخى به فرنگ رفتند و جمعى تازه آمدند كه اگر وقت مساعدت نماید بطریق اجمال ذكر آنها نیز خواهد آمد.
ماده تاریخ وفات آقا محمد بیدآبادی
آه کز جور چرخ جان فرسا
حیف کز دور دهر عمر کسل
از جفای جهان جانی طبع
از قضای سپهر سنگین دل
اختر علم و فضل کرد غروب
کوکب دین و داد شد آفل
ریخت بار درخت دین بر خاک
ماند بیخ نهال شرع به گِل
هم مدارس ز درس شد تعطیل
هم مساجد ز وعظ شد عاطل
رفت آقا محمد از عالم
عالم علم گشت بی عامل
فرع او کرد سوی اصل رجوع
جزو او گشت سوی کل مایل
همچو قطره به بحر کرد وصول
همچو ذره به مهر شد واصل
آن که در شأن او افاضه علم
آیتی بود زآسمان نازل
چرخ کم دیده مثل او عالِم
دهر کم زاده همچو او فاضل
عارفان با وجود او عامی
عالمان با حضور او جاهل
محی دین و مفتی آیین
حامی حق و ماحی باطل
بود تا عالَم خبیثش جای
بود تا دار ششدرش منزل
لبش از ذکر حق نبود خموش
دلش از فکر حق نشد غافل
مشکل منعم از دلش آسان
حاجت سایل از کفش حاصل
حیف و صد حیف از آن دل آگاه
حیف و صد حیف از آن کف باذل
الغرض چون به عزم بزم جنان
بست از محفل جهان محمل
پی تاریخ او رفیق نوشت
ز جهان رفت عارفی کامل (1198)
خیر النساء خانم، همسر فتحعلی شاه، در سال 1250 ق کتاب نزهة القلوب را وقف اولادش، بطنا بعد بطن، کرده، و بعد الانقراض، برای شیعیان، و تولیت آن را به خود، و بعد به اولادش، و بعد الانقراض، «به علمای بلدی که این کتاب در آن است» سپرده شده و صیغه خوانده شده است. فی غرة [اول] شعبان المعظم 1250. نسخه توسط محمد رحیم بن عبدالکریم نیشابوری در شعبان 1240 کتابت شده است.
فغان که مدعیان از منت جدا کردند
مرا به درد جدائیت مبتلا کردند
به درد مُردم، این کافران سنگین دل
نه رحم بر من نه شرم از خدا کردند
چو آخرم ز تو می ساختند بیگانه
چرا نخست مرا با تو آشنا کردند
مباد دیدن رویت نصیب آنان را
که از نظاره روی تو منع ما کردند
ز سست مهری مه طلعتان فغان کاین قوم
به کس نه مهر نمودند و نه وفا کردند
شهید عشق نخوانند آن شهیدان را
که زیر تیغ ستم فکر خونبها کردند
غریب نیست نکردند رحم اگر به رفیق
از آن گروه که کردند جور تا کردند
بسم الله تعالی
حاشیه جناب ملا اسماعیل خواجویی بر تفسیر علامه ملامحسن کاشی ابتیاعی دار السلطنه اصفهان به مبلغ یک تومان و دو هزار ... اوان شهر رجب المرجب من شهور 1272 واصل کتابخانه بنده درگاه بهاءالدوله بهمن میرزا بن فتحعلی شاه قاجار طاب ثراه گردید.