استاد مطهری:
اين تعارفهاى پوچ چيست كه به همديگر مىكنيم؟! ابوذر غفارى را بايد گفت افتخار اسلام است؛ اين اسلام است كه ابوذر پرورش داده است. عمّار ياسر افتخار اسلام است؛ اسلام است كه عمّار ياسر پرورش داده است. بوعلى سينا افتخار اسلام است؛ اسلام است كه نبوغ بوعلى سينا را شكفت. خواجه نصيرالدين افتخار اسلام است، صدرالمتألّهين شيرازى افتخار اسلام است، شيخ مرتضى انصارى افتخار اسلام است، ميرداماد افتخار اسلام است، شيخ بهايى افتخار اسلام است. اسلام، افتخار البته دارد؛ يعنى فرزندانى تربيت كرده كه دنيا روى آنها حساب مىكند و بايد هم حساب كند، چرا كه اينها در فرهنگ دنيا نقش مؤثر دارند. دنيا نمىتواند قسمتى از كره ماه را اختصاص به خواجه نصيرالدين ندهد و نام او را روى قسمتى از كره ماه نگذارد، براى اينكه او در بعضى كشفيات كره ماه دخيل است. او را مى شود گفت افتخار اسلام. ماها كى هستيم؟! ما چه ارزشى داريم؟ ما را اگر اسلام بپذيرد كه اسلام افتخار ما باشد، اسلام اگر بپذيرد كه به صورت مدالى بر سينه ما باشد، ما خيلى هم ممنون هستيم. ما شديم مدالى به سينه اسلام؟!
ماها ننگ عالم اسلام هستيم، اكثريت ما مسلمانها ننگ عالم اسلام هستيم.
پس تعارفها را كنار بگذاريم؛ آنها تعارف است.
مجموعه آثار 17/156
اين تعارفهاى پوچ چيست كه به همديگر مىكنيم؟! ابوذر غفارى را بايد گفت افتخار اسلام است؛ اين اسلام است كه ابوذر پرورش داده است. عمّار ياسر افتخار اسلام است؛ اسلام است كه عمّار ياسر پرورش داده است. بوعلى سينا افتخار اسلام است؛ اسلام است كه نبوغ بوعلى سينا را شكفت. خواجه نصيرالدين افتخار اسلام است، صدرالمتألّهين شيرازى افتخار اسلام است، شيخ مرتضى انصارى افتخار اسلام است، ميرداماد افتخار اسلام است، شيخ بهايى افتخار اسلام است. اسلام، افتخار البته دارد؛ يعنى فرزندانى تربيت كرده كه دنيا روى آنها حساب مىكند و بايد هم حساب كند، چرا كه اينها در فرهنگ دنيا نقش مؤثر دارند. دنيا نمىتواند قسمتى از كره ماه را اختصاص به خواجه نصيرالدين ندهد و نام او را روى قسمتى از كره ماه نگذارد، براى اينكه او در بعضى كشفيات كره ماه دخيل است. او را مى شود گفت افتخار اسلام. ماها كى هستيم؟! ما چه ارزشى داريم؟ ما را اگر اسلام بپذيرد كه اسلام افتخار ما باشد، اسلام اگر بپذيرد كه به صورت مدالى بر سينه ما باشد، ما خيلى هم ممنون هستيم. ما شديم مدالى به سينه اسلام؟!
ماها ننگ عالم اسلام هستيم، اكثريت ما مسلمانها ننگ عالم اسلام هستيم.
پس تعارفها را كنار بگذاريم؛ آنها تعارف است.
مجموعه آثار 17/156
شعری از اشرف مازندرانی در رثای پدر بزرگش آخوند ملامحمد تقی مجلسی (در «کلیات اشرف مازندرانی» به کوشش هومن یوسفدهی، تهران، بهار 1400). رثاء او تا چندین صفحه بعد هم ادامه دارد.
کلیات اشرف، اثر بسیار سودمندی برای علاقه مندان به تاریخ صفوی و مسائل آن، و نیز دوستان علاقه مند به کاروان هند و شعر و شاعری است. مقدمه هم بسیار عالی نوشته شده است.
کلیات اشرف، اثر بسیار سودمندی برای علاقه مندان به تاریخ صفوی و مسائل آن، و نیز دوستان علاقه مند به کاروان هند و شعر و شاعری است. مقدمه هم بسیار عالی نوشته شده است.
اشرف مازندرانی
یاد ایامی که منزل در صفاهان داشتیم
گوشه امنی ز آغوش عزیزان داشتیم
بس که از هر جانبم دست حمایت می رسید
شمع دل را چون چراغ زیر دامان داشتیم
فارغ البال ار نبودم، باری آزارم نبود
گر نبودم زاهد خشک، آخر ایمان داشتیم
گر غمی گاهی رسیدی، غمگساری نیز بود
دردی ار پیدا شدی، امّید درمان داشتیم...
از شراب صحبت یاران همدم همچو گل
در گلستان وطن لب های خندان داشتیم
(کلیات، ص 318)
یاد ایامی که منزل در صفاهان داشتیم
گوشه امنی ز آغوش عزیزان داشتیم
بس که از هر جانبم دست حمایت می رسید
شمع دل را چون چراغ زیر دامان داشتیم
فارغ البال ار نبودم، باری آزارم نبود
گر نبودم زاهد خشک، آخر ایمان داشتیم
گر غمی گاهی رسیدی، غمگساری نیز بود
دردی ار پیدا شدی، امّید درمان داشتیم...
از شراب صحبت یاران همدم همچو گل
در گلستان وطن لب های خندان داشتیم
(کلیات، ص 318)
عبداللطیف شوشتری (حوالی 1221 ق) از مشاهدات و شنیده هایش در هند نوشته است):
و از این قبیل كه گذشت جزایر در تصرّف سلاطین فرنگ بسیار است كه در ابتداى تسخیر آنها، جانوران به شكل آدمى كه موى سر و اندام تمام بدن را فراگرفته، به نارجیل و ثمر درختان دیگر زندگى مى كردند و از باران و زحمت آفتاب به سایه درختان بسر مى بردند؛ پادشاهان جمعى از مردمان شهرى را در آنجا كوچانیده به تربیت آنها كوشیدند. در مدّتى یسیر از معاشرت آن مردم به نطق آمده، مثل خلق سایر عالم شده اند. و فرنگیان را اعتقاد آنست كه این مردم جنگلى راه و رسم سپاهیگرى و قوانین رزم را نیكو یاد گیرند و بهتر از مردم شهرى جنگ كنند، چنان كه در اكثر از سركارات سلاطین در افواج ركابى داخلاند و بر آنها زیاده اعتماد كنند. از بیست و پنج سال قبل از این تا حال بقدر پانصد جزیره تازه پیدا كرده اند همه معمور، و مردم آنها مثل رعایاى دیهات و قرى به اندك التفاتى تربیت شده اند، امّا بیشتر لا مذهب و از قبیل حشرات الارض بودند، همه را نصارا و به دین عیسوى آورده اند.
و از این قبیل كه گذشت جزایر در تصرّف سلاطین فرنگ بسیار است كه در ابتداى تسخیر آنها، جانوران به شكل آدمى كه موى سر و اندام تمام بدن را فراگرفته، به نارجیل و ثمر درختان دیگر زندگى مى كردند و از باران و زحمت آفتاب به سایه درختان بسر مى بردند؛ پادشاهان جمعى از مردمان شهرى را در آنجا كوچانیده به تربیت آنها كوشیدند. در مدّتى یسیر از معاشرت آن مردم به نطق آمده، مثل خلق سایر عالم شده اند. و فرنگیان را اعتقاد آنست كه این مردم جنگلى راه و رسم سپاهیگرى و قوانین رزم را نیكو یاد گیرند و بهتر از مردم شهرى جنگ كنند، چنان كه در اكثر از سركارات سلاطین در افواج ركابى داخلاند و بر آنها زیاده اعتماد كنند. از بیست و پنج سال قبل از این تا حال بقدر پانصد جزیره تازه پیدا كرده اند همه معمور، و مردم آنها مثل رعایاى دیهات و قرى به اندك التفاتى تربیت شده اند، امّا بیشتر لا مذهب و از قبیل حشرات الارض بودند، همه را نصارا و به دین عیسوى آورده اند.
چاپ نهم این کتاب در کمتر از دو سال. نویسنده استادی است که عذرش را از دانشگاه شهید بهشتی خواستند. آقای دکتر فاضلی جامعه شناسی واقع گرا، طرفدار مردم، و نظریه پرداز در حوزه فکر و عمل است. دیدگاه های ایشان در این کتاب بهتر از هر جای دیگری به روشنی آمده است.
آنها که دوست ندارند در محیط دانشگاه و محیط اجراء چنین استادانی باشند، حالا آرامش بهتری دارند.
آنها که دوست ندارند در محیط دانشگاه و محیط اجراء چنین استادانی باشند، حالا آرامش بهتری دارند.
اطلاعیه آخوند خراسانی در سال 1308 ق که به چاپ محرف کتاب «مکارم الاخلاق» در قاهره اعتراض کرده، و از «شاهنشاه جهان پناه» [آن وقت ناصرالدین شاه] خواسته است بانی و باعث آن را مواخذه کند. مانند این اطلاعیه، از سوی مراجع و علمای بزرگ دیگر نجف هم صادر شد. در همان سال ملامحمد باقر بهاری اغلاط و اشکالات آن را در کتابچه ای با نام تسدید المکارم نوشت که نسخه ای در کتابخانه فیضیه است، هم آقای استادی مقاله ای در باره آن نوشته و هم متن تسدید المکارم توسط آقای جدیدی نژآد تصحیح شده است. نفس عمل که کتابی شیعی در قاهره، با این وضع منتشر شود و مراجع در باره آن بیانیه بدهند، کار شگفتی است.