کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.99K photos
222 videos
2.12K files
1.51K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
از حوادث سال 1310ش
خاطرات و خطرات مخبر السلطنه، ص 390
عبداللطیف شوشتری در سال 1219ق:
هفتاد سال قبل از اين اروسيه مردمان جنگلى و از قبيل حشرات الارض بود. پتر نام پادشاهى كه با پادشاه قهار نادر شاه معاصر بود، با چند كس از مخصوصان از ملك خود برآمده بيست سال كمابيش در اطراف عالم خاصّه در يورپ سياحت نمود و در هرجا هرچه پسنديده ديد فراگرفت. حتّى در امر جهازسازى مدّتها نزد استادان آن كار به مزدورى ماند تا نيكو تعليم يافت و به ملك خود عود نمود. مهندسان زبردست و صنّاعان مهارت‏پيشه از اطراف فرنگ نزد خود طلب داشت و به درستى رياست و انتظام ملك همّت گماشت. و دار السلطنه‏اى در نهايت عظمت و وسعت بنا نهاد و به اسم خود موسوم ساخت كه حاليا به پتربرك اشتهار دارد. بمعنى شهر پتر. و بناى سلطنت را مانند ايران به نفاذ امر گذاشت و در آداب لشكريان و فنّ سپاهيگرى گرده از فرنگيان برداشت.
◾️ایران‌شناس آلمانی، پرفسور هاید ماری کخ درگذشت
◾️(به آلمانی: Heidemarie Koch؛ زادهٔ ۱۷ دسامبر ۱۹۴۳ / ۲۵ آذر ۱۳۲۲ در شهر ماربورگ آلمان – درگذشته ۲۸ ژانویه ۲۰۲۲)
◾️او کتابِ #از_زبان_داریوش را در سال‌های افول ایران‌شناسی دههٔ ۱۹۹۰ نوشت. هایدماری کخ نخستین مرحلهٔ تحصیلات دانشگاهی خود را با دریافت درجهٔ فوق‌لیسانس ریاضی گذراند و شاید اگر به‌تصادف و به‌سبب شغل همسر باستان‌شناسِ خود با پروفسور والتر هینتس، ایران‌شناس آلمانی، آشنا نمی‌شد، هرگز به تاریخ و فرهنگ ایران روی نمی‌آورد. پرفسور کخ تحصیل در رشتهٔ ایران‌شناسی را از ۱۹۷۲ در دانشگاه گوتینگن آغاز کرد و در ۱۹۷۶ با موضوع پایان نامه‎ «شرایط مذهبی زمان داریوش بر اساس تحقیقات انجام شده بر کتیبه‎ های هخامنشی» به اخذ درجه‌ی دکتری نائل آمد و تا درجهٔ پروفسوری پیش رفت. تمامی پژوهش‌های وی دربارهٔ فارس و تخت‌جمشید و امور اجتماعی ایران زمان هخامنشیان و براساس الواح گِلیِ خزانهٔ تخت‌جمشید است. همچنین پروفسور کخ در زمینۀ تاریخ ایلام قدیم تحقیقات گسترده انجام داده است.
◾️روانش شاد و یادش گرامی🥀

اهل قلم و فرهنگ:
👉🆔 @ahleghalamvafarhang
(سی ام بهمن ماه 1297 / 12 بهمن ماه 1400)
کتاب کم نظیر تخت جمشید که متن اصلی آن توسط دانشگاه شیکاگو در سال 1953 میلادی چاپ شده و به سال 1342ش در ایران به همت انتشارات فرانکین و امیر کبیر ترجمه و نشر شد، بار دیگر، با حروفچینی جدید شامل دو بخش، متن در 467 صفحه و 205 لوحه، با چاپی بسیار منقح و زیبا منتشر شد. از زحمات سرکار خانم نادره رضایی در فعالیت های چند ساله خود در انتشارات علمی و فرهنگی و بویژه بابت نشر این کتاب متشکریم. گویا امروز هم روز خداحافظی ایشان از این نشر است. هر کجا هست خدایا به سلامت دارش.
در معرفی این اثر با چاپ جدید آمده است: در باز نشر این اثر، کتاب مجددا حروف نگاری و صفحه بندی شد و برای حفظ کیفیت تصاویر و نقشه ها، از موسسه شرقی دانشگاه شیکاگو، عکسها و نقشه ها را با کیفیتی مطلوب دریافت کردیم.
آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی گلپایگانی میراث دار استقلال مرجعیت دینی در قم
1. آیت الله العظمی صافی آینه تمام نمای تاریخ روحانیت در صد سال اخیر است، خاندانی اصیل که همه تجربه های روحانیت را در دوره پس از مشروطه، دوره رضاشاه، پسرش محمدرضا، و عصر انقلاب اسلامی پشت سر گذاشته است. آیت الله صافی، هم در این تجربه ها درگیر بود و هم به خوبی آنها را به خاطر داشت و از آنها عبرت گرفت. ایشان همواره با ایده روشن و استوار از کنار آن تحولات عبور کرد و به هیچ روی خود را تسلیم فضاهای تهدید یا تطمیع نکرده دامنش را آلوده نساخت و با نجابت سیاسی زندگی کرد. عمر طولانی، همراه با حافظه ای سرشار و بسیار نیرومند، و احساس مسوولیت و حساسیت وافر نسبت به آنچه در سطح عمومی و فکری جامعه می گذشت، زندگی ایشان را به آینه تمام نمای تاریخ روحانیت در طول این صد سال به تصویر کشید و یک اسوه از آن عرضه کرد.
2. تمام حیات و زندگی علمی آیت الله صافی گلپایگانی از نظر تعلیم و تربیتی که روحانیت به صورت یک سنت اصیل و کهن داشت سپری شد. ایشان در دانش فقه و اصول، همزمان از نظر تحصیل، تدریس و نگارش، آن هم در سطحی بسیار عالی و شاخص، از سرآمدان و مراجع شناخته شده شیعه بود. با این حال تفاوتی آشکار با بسیاری از همطرازان خود داشت. او از آغاز اهل مطالعه همه گونه آثاری بود که در اطرافش انتشار می یافت؛ نه فقط اهل مطالعه دقیق و کامل کتابها، که اهل نظر و تأمل و نقد در آنها هم بود. یک خاطره شخصی دارم. زمانی از ایشان در باره مجله همایون که در سال 1313ش در قم منتشر می شد سوال کردم. ایشان فرمودند: آن وقت در گلپایگان آن مجله را مطالعه می کرده و نامه ای انتقادی هم برای آن نوشته که از سرنوشت آن بی خبر است. با مراجعه به مجله همایون، و بخش انتهایی آن، اثری از نامه را یافتم. این زمانی است که ایشان تنها 16 سال داشته است. همه کسانی که اندکی ارتباط با ایشان داشتند می دانستند اهل مطالعه جدی بودند، و این روحیه را در حد بسیار عالی تا آخرین روزهای زندگی داشتند. نه فقط کتابها و مقالات را می خواندند بلکه آنچه را صلاح می دانستند در باب محتوای کتاب، از تشکر یا تذکر، به صاحب نوشته اطلاع می دادند. در این زمینه بویژه اهل تشکر بودند، و از نوشته ای که خوششان می آمد، به هر نحوی بود به صاحب آن اطلاع می دادند. حضور ایشان در اخبار روز، و آنچه در فضای مجازی منتشر می شد، به صورتی اعجاب آور بود، و در بسیاری از مواقع، پیش و بیش از بسیاری از همگنان خویش از تحولات آگاه بودند و موضع می گرفتند. خاطرمان هست که یک بار از یک قاضی در یکی از کشورهای اروپایی که حکمی در دفاع از حجاب زنی داده بود، تشکر کرد.
3. و اما در امر تفاوت با دیگران، ایشان صرفا در حوزه فقه و اصول نماند، بلکه اهل تألیف و نگارش در حوزه های مختلف فکری که مربوط به کارهایشان می شد بودند. بخش قابل توجهی از گرایش ایشان در نوشتن، نقد افکار و اندیشه هایی بود که به حریم تشیع آسیب می زد. در حوزه مهدویت با نگارش کتاب ممتاز منتخب الاثر، و به طور کلی در بحث دفاع از تشیع، با نگارش کتاب مع الخطیب فی خطوطه العریضه قبل از چندین دهه، و با تألیف چندین اثر دیگر، بخش قابل توجهی از فعالیت های علمی را به این مسأله اختصاص داد. در واقع، نسبت به انتشار مسائلی که آنها را انحراف فکری می دانست، بی طرف نبود، و مرتب می نوشت و یادآوری می کرد. در ادب نگارش، بسیار مودبانه و آرام می نوشت. به هیچ روی به کسی توهین نمی کرد. گاهی نقدی می نوشت اما حتی اسم شخص را که از او انتقاد کرده بود، به میان نمی آورد و محتوای آثار او را در صدها صفحه نقد می کرد. خودشان می گویند که در این زمینه، یعنی دفاع از تشیع، به توصیه های مرحوم آیت الله بروجردی عمل کرده اند. 👇👇👇
4. آقای صافی از نظر سیاست دینی، رویه ای در ادامه فعالیت های آیت الله العظمی گلپایگانی داشت. خط آن مرجع در تمام دورانی که به مرجعیت اشتغال داشت، یعنی از زمانی پس از درگذشت آیت الله بروجردی، همزمان، بر اساس نوعی واقع بینی سیاسی با ملاحظات خاص نسبت به مکتب تشیع بود. استقلال روحانیت و مرجعیت برای این دو بزرگوار، آقای گلپایگانی و آقای صافی، یک شرط اساسی و اصلی بود؛ اما معنای آن جدا شدن از سیاست و انزوا نبود. هر زمانی که لازم بود، با رعایت احتیاط تمام، در سیر تحولات حضورداشت. ما می دانیم مراجعی بودند که پس از همراهی با نهضت اسلامی، به تدریج و به دلایلی که هم آنها برای آقای گلپایگانی و آقای صافی هم مهم بود، از نهضت جدا شدند، اما خط این دو بزرگوار، هم پیش و هم پس از انقلاب، در مسیر همراهی با مردم و ماندن در متن تحولات همراه با نظارت و انتقاد بود. هیچ گاه، به طور دربست در اختیار کسی قرار نگرفتند و همواره نامه و گفته های اعتراضی و انتقادی خود را داشتند. در تمام دوره حیات مرجعیتی آیت الله گلپایگانی، جناب آقای صافی، یار و یاور ایشان بود و مشاوره ایشان نقش اول را داشت. به توصیه ایشان در مجلس خبرگان قانون اساسی و برای سالها در شورای نگهبان فعالیت کرد، و پس از آن نیز به رغم بی توجهی برخی از محافل حوزوی که طالب مرجعیت ایشان نبودند و به دیگران پرداختند، با آرامش تمام به فعالیت های علمی و مرجعیتی خویش ادامه داد. ایشان همواره، و تا آخرین لحظه، مدافع استقلال روحانیت به مثابه نیرویی دینی و تأثیر گذار در کنار مردم بود. البته که هیچ گاه سر انقلابی گری و شورش با کسی را نداشت و بر اساس همان روشی که در تمام عمر داشتند، و حتی پیش از آن خانواده پدری و سپس آیت الله گلپایگانی در پیش گرفته بودند، مسیر را دنبال کرد.