🌟 دسترسی آزاد به دائرة المعارف ایرانیکا در سایت بریل 🇳🇱🇮🇷
مؤسسه انتشاراتی "بریل" هلند با همکاری مرکز مطالعات ایرانی احسان یارشاطر، امکان دسترسی آزاد به مجموعه دایرة المعارف "ایرانیکا" به صورت آنلاین را فراهم کردهاند.
👉 Encyclopaedia-Iranica-Online
#مطالعات #ایران_شناسی
مؤسسه انتشاراتی "بریل" هلند با همکاری مرکز مطالعات ایرانی احسان یارشاطر، امکان دسترسی آزاد به مجموعه دایرة المعارف "ایرانیکا" به صورت آنلاین را فراهم کردهاند.
👉 Encyclopaedia-Iranica-Online
#مطالعات #ایران_شناسی
خاطرۀ نخستین برخورد با حاج حسین آقا ملک
جناب استاد آل داوود، یکی از گرفتاریهایی که برای مصححان، بهویژه مصححان جوان و دانشجو پیش میآید، سختگیریهای توجیهناپذیر برخی از کتابخانهها برای در اختیارِ پژوهشگر قرار دادنِ فایل یا تصویر نسخ خطی است. این درحالی است که امروزه در بسیاری از کتابخانههای سراسر دنیا و در تعدادی از کتابخانههای ایران نیز فایل دیجیتال نسخ را روی تارنمای کتابخانهها بارگذاری میکنند تا به رایگان در دسترس اهل تحقیق باشد. آیا شما هم زمانی که تازه کار تصحیح را آغاز کرده بودید، در فراهم آوردنِ نسخ یا عکسهای آنها با مشکلاتی از این دست مواجه شده بودید؟
این مشکلات، قبلاً کمتر وجود داشت؛ زیرا بسیاری از کتابدارها و رؤسای کتابخانهها سابقۀ دانش کتابداری داشتند و با اهل فضل نیز آشنا بودند. من نیز در آن روزگار جوانی و دانشجویی وقتی به کتابخانهای مراجعه میکردم گاه میدیدم که تا فرد را نمیشناختند، مشکل بود به او کتاب بدهند. اما بهطور کلی من با مشکل خاصی مواجه نشده بودم. به یاد دارم که یک بار در همان دورۀ دانشجویی به دنبال یک نسخۀ خطی بودم که در کتابخانۀ ملک موجود بود. آن زمان هم کتابخانۀ ملک در بازار بینالحرمین واقع بود؛ جایی که خانۀ قدیمی مرحوم حاج حسین آقا ملک بود و کتابخانهاش را هم در همان خانه تشکیل داده بود. آنموقع مرحوم ملک هنوز زنده بود؛ پیرمردی، حدود نود ساله بود که گهگاه به کتابخانه سرمیزد. ریاست کتابخانه را هم مرحوم احمد سهیلی خوانساری بر عهده داشت که آدم سختگیری بود. من سه چهار بار به آن کتابخانه مراجعه کرده بودم، اما مرحوم سهیلی آن نسخه را در اختیار من قرار نمیداد؛ شاید اینطور فکر میکرد که یک کتاب خطی به چه درد یک جوان دانشجو میتواند بخورد که اینقدر در پی آن است! یا اینکه شاید فکر میکرد، منِ دانشجو آداب و طریقۀ کار کردن با کتابِ خطی را نمیدانم (مواردی مانند اینکه حین کار کردن روی کتاب سرفه نکنیم، یا همزمان روی میزِ مطالعه چای و آب نگذاریم). چند باری به آنجا مراجعه کردم تا اینکه یک بار که با مرحوم سهیلی دربارۀ این کتاب گرم گفتوگو بودیم، حاج حسین آقای ملک هم به کتابخانه آمده بود و در همان حال که داشت، قدم میزد، حواسش به حرفهای ما هم بود. همان موقع بود که من برای اولین بار ایشان را میدیدم. خلاصه من هرچه به آقای سهیلی گفتم، ایشان کتاب را در اختیار من قرار نداد. من هم راه افتادم، بروم که حاج حسین آقای ملک مرا صدا زد و گفت چه میخواهی؟ گفتم من چنین کتابی را میخواهم اما آقای سهیلی آن را در اختیار من قرار نمیدهد. ایشان به من گفت شما بنشینید. بعد هم به مرحوم سهیلی دستور داد که کتاب را برای من بیاورد. کتاب را آوردند و من داشتم آن را مطالعه میکردم. مرحوم ملک هم آدم سختگیری بود و همینطور که من پشت میز مطالعه نشسته بودم و داشتم از کتاب استفاده میکردم، میدیدم که در کتابخانه قدم میزند و از کنار من رد میشود. کاملاً حواسش به من بود تا ببیند که من طریقۀ استفاده از کتاب خطی را بلدم یا نه! خلاصه خیلی مراقب بود. بعد از یک ساعت و نیم که من کتاب را پس دادم، حاج حسین آقای ملک که دیگر اعتمادش به من کامل شده بود، به مرحوم سهیلی گفت که ایشان اگر کتاب دیگری هم خواست، به او بدهید.
سید علی آل داود 👇👇👇
جناب استاد آل داوود، یکی از گرفتاریهایی که برای مصححان، بهویژه مصححان جوان و دانشجو پیش میآید، سختگیریهای توجیهناپذیر برخی از کتابخانهها برای در اختیارِ پژوهشگر قرار دادنِ فایل یا تصویر نسخ خطی است. این درحالی است که امروزه در بسیاری از کتابخانههای سراسر دنیا و در تعدادی از کتابخانههای ایران نیز فایل دیجیتال نسخ را روی تارنمای کتابخانهها بارگذاری میکنند تا به رایگان در دسترس اهل تحقیق باشد. آیا شما هم زمانی که تازه کار تصحیح را آغاز کرده بودید، در فراهم آوردنِ نسخ یا عکسهای آنها با مشکلاتی از این دست مواجه شده بودید؟
این مشکلات، قبلاً کمتر وجود داشت؛ زیرا بسیاری از کتابدارها و رؤسای کتابخانهها سابقۀ دانش کتابداری داشتند و با اهل فضل نیز آشنا بودند. من نیز در آن روزگار جوانی و دانشجویی وقتی به کتابخانهای مراجعه میکردم گاه میدیدم که تا فرد را نمیشناختند، مشکل بود به او کتاب بدهند. اما بهطور کلی من با مشکل خاصی مواجه نشده بودم. به یاد دارم که یک بار در همان دورۀ دانشجویی به دنبال یک نسخۀ خطی بودم که در کتابخانۀ ملک موجود بود. آن زمان هم کتابخانۀ ملک در بازار بینالحرمین واقع بود؛ جایی که خانۀ قدیمی مرحوم حاج حسین آقا ملک بود و کتابخانهاش را هم در همان خانه تشکیل داده بود. آنموقع مرحوم ملک هنوز زنده بود؛ پیرمردی، حدود نود ساله بود که گهگاه به کتابخانه سرمیزد. ریاست کتابخانه را هم مرحوم احمد سهیلی خوانساری بر عهده داشت که آدم سختگیری بود. من سه چهار بار به آن کتابخانه مراجعه کرده بودم، اما مرحوم سهیلی آن نسخه را در اختیار من قرار نمیداد؛ شاید اینطور فکر میکرد که یک کتاب خطی به چه درد یک جوان دانشجو میتواند بخورد که اینقدر در پی آن است! یا اینکه شاید فکر میکرد، منِ دانشجو آداب و طریقۀ کار کردن با کتابِ خطی را نمیدانم (مواردی مانند اینکه حین کار کردن روی کتاب سرفه نکنیم، یا همزمان روی میزِ مطالعه چای و آب نگذاریم). چند باری به آنجا مراجعه کردم تا اینکه یک بار که با مرحوم سهیلی دربارۀ این کتاب گرم گفتوگو بودیم، حاج حسین آقای ملک هم به کتابخانه آمده بود و در همان حال که داشت، قدم میزد، حواسش به حرفهای ما هم بود. همان موقع بود که من برای اولین بار ایشان را میدیدم. خلاصه من هرچه به آقای سهیلی گفتم، ایشان کتاب را در اختیار من قرار نداد. من هم راه افتادم، بروم که حاج حسین آقای ملک مرا صدا زد و گفت چه میخواهی؟ گفتم من چنین کتابی را میخواهم اما آقای سهیلی آن را در اختیار من قرار نمیدهد. ایشان به من گفت شما بنشینید. بعد هم به مرحوم سهیلی دستور داد که کتاب را برای من بیاورد. کتاب را آوردند و من داشتم آن را مطالعه میکردم. مرحوم ملک هم آدم سختگیری بود و همینطور که من پشت میز مطالعه نشسته بودم و داشتم از کتاب استفاده میکردم، میدیدم که در کتابخانه قدم میزند و از کنار من رد میشود. کاملاً حواسش به من بود تا ببیند که من طریقۀ استفاده از کتاب خطی را بلدم یا نه! خلاصه خیلی مراقب بود. بعد از یک ساعت و نیم که من کتاب را پس دادم، حاج حسین آقای ملک که دیگر اعتمادش به من کامل شده بود، به مرحوم سهیلی گفت که ایشان اگر کتاب دیگری هم خواست، به او بدهید.
سید علی آل داود 👇👇👇
https://www.irna.ir/news/84207152/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%88-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%87%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF
تجربه زندگی علمی و پژوهشی آقای آل داود
تجربه زندگی علمی و پژوهشی آقای آل داود
ایرنا
استاد علی آلداوود از فراز و نشیبهای تصحیح متون کهن میگوید
تهران- ایرنا- در بخشی از گفتوگو با سید علی آلداوود میخوانیم: کتاب «جامع العلوم ستّینی» امام فخر رازی کتاب بسیار پُرزحمتی بود؛ علتش هم این است که این کتاب در شصت علم و هر یک از این شصت علم هم نیاز به تخصص دارد.
ایرج افشار عصبانی شد و گفت این چه وضع دانشجوی دکتری است!
تصحیح متن جایگاهی در آموزش دانشگاهی ما ندارد؛ تنها در اندکی از دانشکدهها است که میبینیم به ذوق مدیران گروهها ۲ واحد اختیاری تصحیح متن برای دانشجویان درنظر گرفته شده است. به نظر شما چرا اهمیتی که باید به فنّ تصحیح متن داده شود، در دانشکدههای ادبیات به چشم نمیخورد؟
پاسخ این پرسش را باید مسوولان دانشگاهی و استادان رشتۀ زبان و ادبیات فارسی بدهند. من این را میتوانم بگویم که بهجز برخی دانشجویانی که خودشان علاقهمند هستند و مطالعه دارند و خوب کار کردهاند، بسیاری از دانشجویانی که در رشتههای علوم انسانی درس میخوانند، پایه و مایۀ ضعیفی دارند. تا زمانی که استاد حائری زنده بودند، من در کتابخانۀ مجلس زیاد نزد ایشان میرفتم و در همان اتاق ایشان مینشستم و کتابِ خطی را که میخواستم، میخواندم. خب، ایشان مراجعهکنندگان زیادی داشتند و من میدیدم که بسیاری از دانشجویان ادبیات یا تاریخ میآمدند و میخواستند تز دکتری خودشان را تصحیح یک نسخۀ خطی انتخاب کنند، درحالیکه تا آن لحظه هنوز یک نسخۀ خطی را ندیده بودند. این دانشجویان از آقای حائری میخواستند که در همان لحظه یک موضوع برای پایاننامۀ دکتری به آنان معرفی کند. مگر میشود، موضوع پایاننامۀ دکتری را در دَه دقیقه تعیین کرد؟! همین سهلانگاری متأسفانه بسیار به دانشجوها و روند کار علمی ما ضربه زده است. یک بار هم حدود دَه یازده سال پیش من نزد استاد ایرج افشار در گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار در کتابخانۀ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی نشسته بودم که یک دختر خانمی که دانشجوی دکتری رشتۀ ادبیات فارسی بود، آمد خدمت ایشان و سلام کرد و به استاد افشار گفت که من یک موضوعی برای پایاننامۀ دکتری میخواهم و لطف کنید، همین الآن آن را به من بگویید. من برای نخستین بار دیدم که آقای افشار که همیشه خیلی با ملایمت و با صبر و حوصله پاسخ دانشجویان را میداد، عصبانی شد و گفت که شما آمدهاید و ظرف یک دقیقه از من موضوع میخواهید؟! آخر این چه وضع دانشجوی دکتری است؟! و استادِ شما چقدر سهلانگار است!
از مصاحبه آقای آل داود👆👆👆👆
تصحیح متن جایگاهی در آموزش دانشگاهی ما ندارد؛ تنها در اندکی از دانشکدهها است که میبینیم به ذوق مدیران گروهها ۲ واحد اختیاری تصحیح متن برای دانشجویان درنظر گرفته شده است. به نظر شما چرا اهمیتی که باید به فنّ تصحیح متن داده شود، در دانشکدههای ادبیات به چشم نمیخورد؟
پاسخ این پرسش را باید مسوولان دانشگاهی و استادان رشتۀ زبان و ادبیات فارسی بدهند. من این را میتوانم بگویم که بهجز برخی دانشجویانی که خودشان علاقهمند هستند و مطالعه دارند و خوب کار کردهاند، بسیاری از دانشجویانی که در رشتههای علوم انسانی درس میخوانند، پایه و مایۀ ضعیفی دارند. تا زمانی که استاد حائری زنده بودند، من در کتابخانۀ مجلس زیاد نزد ایشان میرفتم و در همان اتاق ایشان مینشستم و کتابِ خطی را که میخواستم، میخواندم. خب، ایشان مراجعهکنندگان زیادی داشتند و من میدیدم که بسیاری از دانشجویان ادبیات یا تاریخ میآمدند و میخواستند تز دکتری خودشان را تصحیح یک نسخۀ خطی انتخاب کنند، درحالیکه تا آن لحظه هنوز یک نسخۀ خطی را ندیده بودند. این دانشجویان از آقای حائری میخواستند که در همان لحظه یک موضوع برای پایاننامۀ دکتری به آنان معرفی کند. مگر میشود، موضوع پایاننامۀ دکتری را در دَه دقیقه تعیین کرد؟! همین سهلانگاری متأسفانه بسیار به دانشجوها و روند کار علمی ما ضربه زده است. یک بار هم حدود دَه یازده سال پیش من نزد استاد ایرج افشار در گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار در کتابخانۀ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی نشسته بودم که یک دختر خانمی که دانشجوی دکتری رشتۀ ادبیات فارسی بود، آمد خدمت ایشان و سلام کرد و به استاد افشار گفت که من یک موضوعی برای پایاننامۀ دکتری میخواهم و لطف کنید، همین الآن آن را به من بگویید. من برای نخستین بار دیدم که آقای افشار که همیشه خیلی با ملایمت و با صبر و حوصله پاسخ دانشجویان را میداد، عصبانی شد و گفت که شما آمدهاید و ظرف یک دقیقه از من موضوع میخواهید؟! آخر این چه وضع دانشجوی دکتری است؟! و استادِ شما چقدر سهلانگار است!
از مصاحبه آقای آل داود👆👆👆👆
سنگنوشتهای مربوط به سال ۹۷ هجری (در منطقه العُلا) و حجگزاری سلیمان بنعبدالملک خلیفه اموی (گویا این تنها تشرف سلیمان بنعبدالملک به حج هم بوده است)
متن سنگنوشته:
اللهمـ شهدتــ و امنتــ و ايقنتــ أنه
لا إله إلا أنتــ
و كتبـ محمد ابن أبي طيبه الحماص
سنه سبع و تسعين
حجّة سليمان أميرالمؤمنين
🆔 @naqshine
متن سنگنوشته:
اللهمـ شهدتــ و امنتــ و ايقنتــ أنه
لا إله إلا أنتــ
و كتبـ محمد ابن أبي طيبه الحماص
سنه سبع و تسعين
حجّة سليمان أميرالمؤمنين
🆔 @naqshine
خانه کتاب و ادبیات ایران :: برگزیدگان و شایستگان تقدیر جایزه کتاب سال معرفی شدند
https://ketab.ir/Details/24916/1/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%8A%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%8A%D8%B2%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%8A-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
https://ketab.ir/Details/24916/1/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D9%8A%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B4%D8%A7%D9%8A%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%8A%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%8A%D8%B2%D9%87-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%8A-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
ketab.ir
برگزیدگان و شایستگان تقدیر جایزه کتاب سال معرفی شدند
آثار برگزیده و شایسته تقدیر سی و هشتمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و بیست و هشتمین دوره جایزه جهانی کتاب سال معرفی شدند.