گزارش_سفر_حج_از_1910_ـ_1911_میلادی_کاظم_زاده_ایرانشهر_ترجمه_محیا.pdf
1.7 MB
گزارش سفر حج، از قلم کاظم زاده ایرانشهر که نخستین بار توسط خانم محیا شعیبی عمرانی از فرانسه به فارسی در می آید.
دفتری حاوی اسناد بسیار با ارزش در باره مسائل ایرانیان در عراق، از سال 1277 برجای مانده که بخشی از آنها به مسائل زیارتی و حج و پاره ای به منازعات و اتفاقات آن وقت که ارزش گزارش برای مرکز را داشته اختصاص دارد. فهرست تفصیلی این اسناد با مقدمه ای مفصل را در مقاله ای که ذیلا می آید، پایین ملاحظه فرمایید.
Forwarded from چراغ مطالعه (علی قنبری بیدگلی)
🔔 طعم زیست حجروی*
✍🏻 رسول جعفریان
🔹 «یادش بخیر! سال ۵۷ که به قم آمدم و این پس از گذشت دو سال از طلبگی بنده در اصفهان بود، در مدرسهٔ رسالت ساکن شدم و تا اوائل سال ۶۰ آنجا بودم. شبهای بسیار ساکتی در مدرسه داشتیم و بهرهمند از مواهب دیگری چون صبحانه و ناهار و شام هم بودیم. اگر کسی میخواست درس بخواند واقعاً زمینه فراهم بود. اقامت در مدرسه مقرّراتی داشت و از جمله مقرّرات مسلم، یکی هم این بود که شبها سکوت کامل باشد تا طلبهها به درس و مطالعه بپردازند. هنوز مزهٔ آن سکوت و مطالعهٔ شبانه را تا وقتی که خاموشی زده میشد، در وجودم حس میکنم. فکر کنم هیچ چیزی در عالم طلبگی جای زندگی در حجره را نمیگیرد. در واقع همیشه فکر میکنم اگر طلبهای طعم زیست حجروی را نچشیده باشد، بخش مهمّی از تجربهٔ طلبگی را به دست نیاورده است.
🔸 در میان اوراق و اسناد[ی] که تصاویرش را داشتم، برگهٔ زیر را دیدم که دربارهٔ مقرّرات یک مدرسهٔ طلبگی است. شاید مدرسهٔ ناصری یا سپهسالار یا همان مطهّری فعلی. هرچند اطمینان ندارم اعلان مزبور مربوط به آن مدرسه باشد. مع الأسف تاریخ هم ندارد، ولی به قرینهٔ اسنادی که قبل و بعدِ آن هست، باید مربوط به حوالی سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۵ ق باشد. در این اعلانِ دستنویس، مقرّراتی اعلام شده که مشابه همان اصولی است که دست کم تا زمان ما هم بود و فکر کنم در بسیاری از موارد ادامه هم یافته است. متن آن را تقدیم عزیزان میکنم:
▪️ خدمت ذیملاطفت آقایان عظام و مشایخ کرام و سادات ذوی العزّ و الاحترامِ ساکنین این مدرسه اعلام میشود:
▫️ بر همگی و جملگی شماها معلوم و بدیهی است غرض از کَوْن در مدرسه، اشتغال به تحصیل علوم دینیّه از عقلیّه و نقلیّه است بأیّ نحوٍ کان، و غرض واقف – طاب ثراه – از بنا کردن این مدرسه جز این نبوده، و هرکس جز برای تحصیل در مدرسه آمده و مسکن کرده، موجب سخط و غضب حضرت الهی و البته حرام خواهد بود. لله درّ قائله:
▪️ هر آن از عمر پیشین رفت گو رو
کنون روز از نو است و روزی از نو
▫️ از تاریخ این ورقهٔ اعلان، باید تمام آقایان مدرسه بدون استثناءِ احدی، مشغول تحصیل و تدریس و تدرّس باشند و رضای خداوند تبارک و تعالی و واقف – طاب ثراه – را ملاحظه فرمایند.
▪️ مزاحم یکدیگر نباشند، خصوصاً در شبهای تحصیل که از یک ساعت و نیم از شب رفته به هیچ قسم حق ندارند در حجرات یکدیگر بروند، جز برای پرسیدن اشتباه و آن هم در کمال آهستگی. و همچنین در روزها باید ترک حرکات شنیعهٔ وحشیانه و افعال رذیلهٔ غیرعاقلانه و خواندن آواز بنمایند. هر کس تخلّف بورزد از موقوفٌ علیهم خارج است. بر تمامی آقایان عظام متحتّم و فرض است که به خدّام بگویند اسباب او را از مدرسه بیرون ببرند و خودش را هم اخراج نمایند».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* به نقل از: www.khabaronline.ir ، با اندکی تلخیص، و انتخاب عنوان جدید.
#حوزویات
@cheraghe_motaleeh
✍🏻 رسول جعفریان
🔹 «یادش بخیر! سال ۵۷ که به قم آمدم و این پس از گذشت دو سال از طلبگی بنده در اصفهان بود، در مدرسهٔ رسالت ساکن شدم و تا اوائل سال ۶۰ آنجا بودم. شبهای بسیار ساکتی در مدرسه داشتیم و بهرهمند از مواهب دیگری چون صبحانه و ناهار و شام هم بودیم. اگر کسی میخواست درس بخواند واقعاً زمینه فراهم بود. اقامت در مدرسه مقرّراتی داشت و از جمله مقرّرات مسلم، یکی هم این بود که شبها سکوت کامل باشد تا طلبهها به درس و مطالعه بپردازند. هنوز مزهٔ آن سکوت و مطالعهٔ شبانه را تا وقتی که خاموشی زده میشد، در وجودم حس میکنم. فکر کنم هیچ چیزی در عالم طلبگی جای زندگی در حجره را نمیگیرد. در واقع همیشه فکر میکنم اگر طلبهای طعم زیست حجروی را نچشیده باشد، بخش مهمّی از تجربهٔ طلبگی را به دست نیاورده است.
🔸 در میان اوراق و اسناد[ی] که تصاویرش را داشتم، برگهٔ زیر را دیدم که دربارهٔ مقرّرات یک مدرسهٔ طلبگی است. شاید مدرسهٔ ناصری یا سپهسالار یا همان مطهّری فعلی. هرچند اطمینان ندارم اعلان مزبور مربوط به آن مدرسه باشد. مع الأسف تاریخ هم ندارد، ولی به قرینهٔ اسنادی که قبل و بعدِ آن هست، باید مربوط به حوالی سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۵ ق باشد. در این اعلانِ دستنویس، مقرّراتی اعلام شده که مشابه همان اصولی است که دست کم تا زمان ما هم بود و فکر کنم در بسیاری از موارد ادامه هم یافته است. متن آن را تقدیم عزیزان میکنم:
▪️ خدمت ذیملاطفت آقایان عظام و مشایخ کرام و سادات ذوی العزّ و الاحترامِ ساکنین این مدرسه اعلام میشود:
▫️ بر همگی و جملگی شماها معلوم و بدیهی است غرض از کَوْن در مدرسه، اشتغال به تحصیل علوم دینیّه از عقلیّه و نقلیّه است بأیّ نحوٍ کان، و غرض واقف – طاب ثراه – از بنا کردن این مدرسه جز این نبوده، و هرکس جز برای تحصیل در مدرسه آمده و مسکن کرده، موجب سخط و غضب حضرت الهی و البته حرام خواهد بود. لله درّ قائله:
▪️ هر آن از عمر پیشین رفت گو رو
کنون روز از نو است و روزی از نو
▫️ از تاریخ این ورقهٔ اعلان، باید تمام آقایان مدرسه بدون استثناءِ احدی، مشغول تحصیل و تدریس و تدرّس باشند و رضای خداوند تبارک و تعالی و واقف – طاب ثراه – را ملاحظه فرمایند.
▪️ مزاحم یکدیگر نباشند، خصوصاً در شبهای تحصیل که از یک ساعت و نیم از شب رفته به هیچ قسم حق ندارند در حجرات یکدیگر بروند، جز برای پرسیدن اشتباه و آن هم در کمال آهستگی. و همچنین در روزها باید ترک حرکات شنیعهٔ وحشیانه و افعال رذیلهٔ غیرعاقلانه و خواندن آواز بنمایند. هر کس تخلّف بورزد از موقوفٌ علیهم خارج است. بر تمامی آقایان عظام متحتّم و فرض است که به خدّام بگویند اسباب او را از مدرسه بیرون ببرند و خودش را هم اخراج نمایند».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* به نقل از: www.khabaronline.ir ، با اندکی تلخیص، و انتخاب عنوان جدید.
#حوزویات
@cheraghe_motaleeh
پیمان اسحاقی را نمی شناسم، اما این که یک دانشجوی دکتری با این ظرفیت برای گسترش علم تاریخ تلاش می کند، بسیار خوشحالم. به کانال او با عنوان جامعه و فرهنگ سر بزنید:
https://t.me/peymaneshaghi110
👇👇👇👇
https://t.me/peymaneshaghi110
👇👇👇👇
Telegram
جامعه و فرهنگ | پیمان اسحاقی
پيمان اسحاقي هستم، مفتخر به افتخار فارغ التحصیلی از دانشگاه تهران. هدف این کانال افزایش دانش و بینش هموطنان در امور علمی و فرهنگی است.
eshaghipeyman@gmail.com
eshaghipeyman@gmail.com