Relation d'un pèlerinage à la Mecque en 1910-1911.pdf
7.5 MB
ریشه و کاربرد اصطلاح قزلباش در ادبیات فارسی
ببليوجرافيا_المخطوطات_الطبية_العربية_في_المكتبات_الايرانية.pdf
1 MB
مقاله ای از دکتر یاسر محمد یاسین البدری در باره نسخه های پزشکی کتابخانه آستان قدس چاپ شده در مجله رفوف (سال هشتم، شماره دوم، 2020) در الجزائر
امروز آقای فرید جواهر کلام، مترجم فعال و پرکار با بیش از چهل اثر ترجمه و تألیف، به کتابخانه آمدند. پدرش علی جواهر کلام، روزنامه نگار و مترجم کتاب تاریخ تمدن اسلامی جرجی زیدان است. از خودش هم چند سال قبل کتاب تاریخ مردمان عرب از آلبرت حورانی منتشر شد. خاطرات پدرش را هم با نام خاطرات علی جواهر کلام منتشر کرده است. انتسابشان به خانواده جواهر کلام، مادری است و از پدر از نوادگان شیخ عبدالحسین طهرانی هستند. حالا 95 سال سن دارد و چنان که گفتند، همچنان کار ترجمه می کنند. خداوند حفظشان کند. عبدالعزیز جواهر کلام هم پسر عموی ناتنی پدرشان هستند. مترجم اثر شش جلدی ترجمه عربی مثنوی معنوی که دانشگاه تهران سابقا منتشر کرده است. دایره المعارف الشیعیه هم از اوست.
Forwarded from تاریخاندیشی ــ مهدی تدینی (مهدی تدینی)
«سرانجامِ ماجرای جایزۀ کتاب»
ده روز پیش در متنی گلایهآمیز مفصل شرح دادم کتابم در سال 97 برندۀ جایزۀ کتاب سال شد و بعد از دو سال جایزه تحویل نشده است. همانجا گفتم اگر این جایزه به دستم برسد، آن را به یک حساب خیریۀ درمانی واریز میکنم و فیش آن را در کانال منتشر میکنم (تصویر آن را میبینید). امروز تصادفی دیدم پنجشنبۀ گذشته مبلغ ده میلیون به حسابم واریز شده و بیدرنگ آن را به خیریهای که نامش را در عکس میبینید واریز کردم (از خوبی این خیریه هرچه بگویم، کم است؛ شمارۀ آن جهت استعلام درج است).
دوستان بزرگواری پیگیر خواستهام بودند و درخواستم را به گوش وزیر رساندند و جواب ایشان را برایم فرستادند، از همه سپاسگزارم، از جمله از خانۀ کتاب.
رسانهای کردن این ماجرا و واریز دهمیلیونی جایزه به حساب خیریه برای این بود که مسئلهای را اول به خودم، بعد به مسئولان و همۀ دوستانم یادآوری کنم؛ و آن اینکه «شاید از اسب افتاده باشیم، اما نه از اصل». جار زدن نیکوکاری صفتی حقیرانه است، اما پی مقاصدی بزرگتر بودم (که امیدوارم درک شود).
اصل ماجرا را اینجا بخوانید: «ماجرای رقتانگیز من و جایزهام»
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
ده روز پیش در متنی گلایهآمیز مفصل شرح دادم کتابم در سال 97 برندۀ جایزۀ کتاب سال شد و بعد از دو سال جایزه تحویل نشده است. همانجا گفتم اگر این جایزه به دستم برسد، آن را به یک حساب خیریۀ درمانی واریز میکنم و فیش آن را در کانال منتشر میکنم (تصویر آن را میبینید). امروز تصادفی دیدم پنجشنبۀ گذشته مبلغ ده میلیون به حسابم واریز شده و بیدرنگ آن را به خیریهای که نامش را در عکس میبینید واریز کردم (از خوبی این خیریه هرچه بگویم، کم است؛ شمارۀ آن جهت استعلام درج است).
دوستان بزرگواری پیگیر خواستهام بودند و درخواستم را به گوش وزیر رساندند و جواب ایشان را برایم فرستادند، از همه سپاسگزارم، از جمله از خانۀ کتاب.
رسانهای کردن این ماجرا و واریز دهمیلیونی جایزه به حساب خیریه برای این بود که مسئلهای را اول به خودم، بعد به مسئولان و همۀ دوستانم یادآوری کنم؛ و آن اینکه «شاید از اسب افتاده باشیم، اما نه از اصل». جار زدن نیکوکاری صفتی حقیرانه است، اما پی مقاصدی بزرگتر بودم (که امیدوارم درک شود).
اصل ماجرا را اینجا بخوانید: «ماجرای رقتانگیز من و جایزهام»
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
بازمانده_هایی_از_چند_کتاب_مفقود_شیعی_سید_محمد_حسین_حکیم.pdf
4.2 MB
مقاله بسیار خوبی از آقای حکیم در باره برخی از منابع کهن شیعی
نگرشی_بر_نگارش_های_کلامی_10_حمید_عطائی_نظری.pdf
2.2 MB
مقاله خوب آقای عطایی در باره ردیه های بر قدریه و رساله استقصاء النظر علامه حلی.