ترجمه کتاب نهم، دهم، و نوزدهم الحاوی، در باره پیشاب، مقدمه ای خوب در باره منابع رازی در این کتاب. یادش بخیر که ابن سینا به او گفت: کار تو در نظر کردن در قاروره و پیشاب است، چه رسد به تو که در فلسفه نظر دهی. اثری خوب در حوزه تاریخ علم پزشکی، سهم ایرانیان. واژه های تازه ای هم در این کتاب بکار رفته است.
از خواجه حسن عطار ـ رحمة اللّه عليه و على جميع الابرار ـ مسموع گشت كه خواجه بهاء الددين نقشبند ـ قدّس اللّه سرّه ـ در بازارى از بازارهاى بخارا به مستى واخورد. چون از مست اعراض نموده منحرف گشت. مست گفت: اى خواجه! من چنانچه هستم خود را به مردم مى نمايم، تو نيز چنينى يا نى!
پس خواجه به لرزه و گريه درافتاد و مكرّر مى گفت تو از من بى رياتر! و مدّتها سخن آن مست ياد مى كرد و مى گريست.
پس خواجه به لرزه و گريه درافتاد و مكرّر مى گفت تو از من بى رياتر! و مدّتها سخن آن مست ياد مى كرد و مى گريست.
ابن مازه حنفی (م 566 ق) در لطائف الاذکار للحضار و السفار [سفرنامه اش به حج) به کربلا که می رسد، می نویسد:
و امیدوارترین زیارتی درین راه، زیارت حسین است ـ رضی الله عنه ـ و منقبت او را نهایت نیست، و بس بود کی این شوق و بزرگواری، کی پاره[ای] باشد از جگر مصطفی ـ علیه السّلام ـ کما قال ـ صلی الله علیه: اولادنا اکبادنا.
و تربت با ضیا او بدیه کربلا است، و موضع شهید شدن او ظاهر است، و مشهدی عظیم با نور است و آراسته، و چندین کس از فرزندان او و اقربآء او که شهید شدهاند آنجا اند، و عباس بن علی ـ رضی الله عنهما ـ آنجاست، و شهید شده است، و امید است کی حق سبحانه و تعالی آنجا دعا را رد نکند، و از دوزخ و نفس امّاره آزادی کرامت فرماید.
و امیدوارترین زیارتی درین راه، زیارت حسین است ـ رضی الله عنه ـ و منقبت او را نهایت نیست، و بس بود کی این شوق و بزرگواری، کی پاره[ای] باشد از جگر مصطفی ـ علیه السّلام ـ کما قال ـ صلی الله علیه: اولادنا اکبادنا.
و تربت با ضیا او بدیه کربلا است، و موضع شهید شدن او ظاهر است، و مشهدی عظیم با نور است و آراسته، و چندین کس از فرزندان او و اقربآء او که شهید شدهاند آنجا اند، و عباس بن علی ـ رضی الله عنهما ـ آنجاست، و شهید شده است، و امید است کی حق سبحانه و تعالی آنجا دعا را رد نکند، و از دوزخ و نفس امّاره آزادی کرامت فرماید.
اسلام است یا جاهلیت است ؟.pdf
13.9 MB
کتابی در نقد دکتر شریعتی، منتشره در 1354 [در کتاب نام مولف نیست، اما گفته می شود از میرابوالفتح دعوتی است].
حدّثني أبو الخطاب: قال حدّثنا عبد اللّه بن ميمون قال: حدّثنا جعفر ابن محمد عن أبيه أنّ خاتم عليّ كان من ورق نقشه «نعم القادر الله» كان على خاتم عليّ بن الحسين بن عليّ «علمت فاعمل».
نقش انگشتری امام علی «نعم القادر الله»
و نقش انگشتری علی بن الحسین «علمت فاعمل» دانستی، عمل کن، بوده است. (عیون الاخبار ابن قتیبه: 1/420)
نقش انگشتری امام علی «نعم القادر الله»
و نقش انگشتری علی بن الحسین «علمت فاعمل» دانستی، عمل کن، بوده است. (عیون الاخبار ابن قتیبه: 1/420)
سخنان امام حسین بر سر قبر برادرش حسن بن علی:
قال الحسين بن عليّ عند قبر أخيه الحسن: «رحمك اللّه أبا محمد! إن كنت لتباصر الحقّ مظانّة، و تؤثر اللّه عند مداحض الباطل في مواطن التقيّة بحسن الرويّة، و تستشفّ جليل معاظم الدنيا بعين لها حاقرة، و تفيض عليها يدا ظاهرة الأطراف نقيّة الأسرّة ، و تردع بادرة غرب أعدائك بأيسر المئونة عليك؛ و لا غرو و أنت ابن سلالة النبوّة و رضيع لبان الحكمة؛ فإلى روح و ريحان و جنّة نعيم؛ أعظم اللّه لنا و لكم الأجر عليه، و وهب لنا و لكم السّلوة و حسن الأسی عنه. (عیون الاخبار: 2/338).
قال الحسين بن عليّ عند قبر أخيه الحسن: «رحمك اللّه أبا محمد! إن كنت لتباصر الحقّ مظانّة، و تؤثر اللّه عند مداحض الباطل في مواطن التقيّة بحسن الرويّة، و تستشفّ جليل معاظم الدنيا بعين لها حاقرة، و تفيض عليها يدا ظاهرة الأطراف نقيّة الأسرّة ، و تردع بادرة غرب أعدائك بأيسر المئونة عليك؛ و لا غرو و أنت ابن سلالة النبوّة و رضيع لبان الحكمة؛ فإلى روح و ريحان و جنّة نعيم؛ أعظم اللّه لنا و لكم الأجر عليه، و وهب لنا و لكم السّلوة و حسن الأسی عنه. (عیون الاخبار: 2/338).
Forwarded from مجمع پریشانی (سهیل یاریِ گُلدَرِّه)
مَقتَلسَراییِ کِسایی مروزی
...دست از جهان بشویم، عزّ و شرف نجویم
مدح و غزل نگویم، مَقتَل کنم تقاضا
میراث مصطفی را، فرزند مرتضی را
مقتولِ کربلا را تازه کنم تولّا
آن نازش محمّد، پیغمبرِ مؤبَّد
آن سیّد ممجّد، شمع و چراغ دنیا
آن میرِ سربُریده، در خاک خوابنیده
از آب ناچشیده، گشته اسیرِ غوغا
تنها و دلشکسته، بر خویشتن گرسته
از خان و مان گسسته وز اهل بیتِ آبا
از شهرِ خویش رانده وز مُلک برفشانده
مولی ذلیل مانده، بر تختِ مُلک مولی
مجروح خیره گشته، ایّام تیره گشته
بدخواه چیره گشته، بیرحم و بیمُحابا
بیشرم شمرِ کافر، ملعون سَنانِ ابتر
لشکر زده برو بر چون حاجیان بَطحا
تیغ جفا کشیده بوقِ ستم دمیده
بیآب کرده دیده، تازه شده مُعادا
آن کور بسته مِطرَد بیطَوع گشته مُرتَد
بر عترت محمّد، چون ترک غُزّ و یغما
صِفّین و بدر و خندق، حجّت گرفته با حق
خیل یزید احمق، یک یک، به خونْش کوشا
پاکیزهآلیاسین گمراه و زار و مسکین
وان کینههای پیشین آن روز گشته پیدا
آن پنجماهه کودک، باری چه کرد، ویحک!
کز پای تا به تارک مجروح شد مُفاجا
بیچاره شهربانو مَصقول کرده زانو
بیجاده گشته لؤلؤ، بر درد ناشکیبا
آن زینبِ غَریوان اندر میانِ دیوان
آل زیاد و مروان نظّاره گشته عمدا
مؤمن چنین تمنّی هرگز کند؟ نگو، نی!
چونین نکرد مانی، نه هیچ گبر و ترسا
آن بیوفا و غافل غَرّه شده به باطل
ابلیسوار و جاهل کرده به کفر مَبدا
رفت و گذاشت گیهان، دید آن بزرگ برهان
وین رازهای پنهان پیدا کنند فردا
تخمِ جهانِ بیبر این است و زین فزونتر
کِهتر عَدوی مِهتر، نادان عَدوی دانا
بر مَقتَل ای کِسایی برهان همینمایی
گر هم بر این بپایی، بیخار گشت خرما
مؤمن دِرَم پذیرد تا شمعِ دین بمیرد
ترسا به زر بگیرد سُمّ خر مسیحا
تا زندهای چنین کن دلهای ما حزین کن
پیوسته آفرین کن بر اهل بیت زهرا
کِسایی مروزی. زندگی، اندیشه و شعر او. تألیف و تحقیق دکتر محمّدامین ریاحی. ص ۶۹-۷۲
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
...دست از جهان بشویم، عزّ و شرف نجویم
مدح و غزل نگویم، مَقتَل کنم تقاضا
میراث مصطفی را، فرزند مرتضی را
مقتولِ کربلا را تازه کنم تولّا
آن نازش محمّد، پیغمبرِ مؤبَّد
آن سیّد ممجّد، شمع و چراغ دنیا
آن میرِ سربُریده، در خاک خوابنیده
از آب ناچشیده، گشته اسیرِ غوغا
تنها و دلشکسته، بر خویشتن گرسته
از خان و مان گسسته وز اهل بیتِ آبا
از شهرِ خویش رانده وز مُلک برفشانده
مولی ذلیل مانده، بر تختِ مُلک مولی
مجروح خیره گشته، ایّام تیره گشته
بدخواه چیره گشته، بیرحم و بیمُحابا
بیشرم شمرِ کافر، ملعون سَنانِ ابتر
لشکر زده برو بر چون حاجیان بَطحا
تیغ جفا کشیده بوقِ ستم دمیده
بیآب کرده دیده، تازه شده مُعادا
آن کور بسته مِطرَد بیطَوع گشته مُرتَد
بر عترت محمّد، چون ترک غُزّ و یغما
صِفّین و بدر و خندق، حجّت گرفته با حق
خیل یزید احمق، یک یک، به خونْش کوشا
پاکیزهآلیاسین گمراه و زار و مسکین
وان کینههای پیشین آن روز گشته پیدا
آن پنجماهه کودک، باری چه کرد، ویحک!
کز پای تا به تارک مجروح شد مُفاجا
بیچاره شهربانو مَصقول کرده زانو
بیجاده گشته لؤلؤ، بر درد ناشکیبا
آن زینبِ غَریوان اندر میانِ دیوان
آل زیاد و مروان نظّاره گشته عمدا
مؤمن چنین تمنّی هرگز کند؟ نگو، نی!
چونین نکرد مانی، نه هیچ گبر و ترسا
آن بیوفا و غافل غَرّه شده به باطل
ابلیسوار و جاهل کرده به کفر مَبدا
رفت و گذاشت گیهان، دید آن بزرگ برهان
وین رازهای پنهان پیدا کنند فردا
تخمِ جهانِ بیبر این است و زین فزونتر
کِهتر عَدوی مِهتر، نادان عَدوی دانا
بر مَقتَل ای کِسایی برهان همینمایی
گر هم بر این بپایی، بیخار گشت خرما
مؤمن دِرَم پذیرد تا شمعِ دین بمیرد
ترسا به زر بگیرد سُمّ خر مسیحا
تا زندهای چنین کن دلهای ما حزین کن
پیوسته آفرین کن بر اهل بیت زهرا
کِسایی مروزی. زندگی، اندیشه و شعر او. تألیف و تحقیق دکتر محمّدامین ریاحی. ص ۶۹-۷۲
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
زندگانی_امام_حسین_زین_العابدین_رهنما_جلد_اول.pdf
4.7 MB
با مقدمه محمدعلی جمالزاده
Audio
#فایل_صوتی_معرفی_کتاب
💠 معرفی کتاب توسط استاد مهدوی راد
🔹 عنوان کتاب: موسوعة المقاتل الحسينية
🆔 @OstadMahdaviRad
💠 معرفی کتاب توسط استاد مهدوی راد
🔹 عنوان کتاب: موسوعة المقاتل الحسينية
🆔 @OstadMahdaviRad
https://historylib.com/articles/1905/
کسی صرفا با فشار آوردن به مغزش نمی تواند علم بدست آورد، بلکه با مطالعه آخرین پژوهشهای علمی می تواند پیشرفت کند.
مصاحبه امروز در باره مشکلات کتابخانه های دیجیتالی در ایران با همشهری (دوشنبه دهم شهریور 99).
کسی صرفا با فشار آوردن به مغزش نمی تواند علم بدست آورد، بلکه با مطالعه آخرین پژوهشهای علمی می تواند پیشرفت کند.
مصاحبه امروز در باره مشکلات کتابخانه های دیجیتالی در ایران با همشهری (دوشنبه دهم شهریور 99).