سخنرانی موسوی خوئینی.PDF
1 MB
این هم بالاخره از اسناد تاریخی است. سخنرانی برای دانشجویان پیرو خط امام که همان وقت منتشر شده است.
در حج سال 1396 که این اثر را در باره غدیر از مکه خریدم، این یادداشت را در باره آن نوشتم:
امروز از مکتبة الاسدیه، کتابی درباره حدیث غدیر خریدم که به تازگی در ریاض منتشر شده است. عنوان دقیق آن این است: حدیث الغدیر مع سیدنا علی بن ابی طالب علیه السلام فی غدیر خم، عبدالوهاب الطریری، دار وجوه للنشر و التوزیع، 1437، 132 صفحه.
کتاب بسیار همدلانه با غدیر نوشته شده، و فارغ از این که موالات رو به معنای دوستی و ولاء گرفته، حدیث غدیر را از هرجهت بحث و شکلهای مختلف روایتی آن را مورد تأیید و بررسی قرار داده است. بلافاصله باید گفت در سعودی که همه علمای آن همه وقتشان را روی حدیث و ارزیابی آن میگذارند، فکر میکنم اولین بار است که کتابی درباره حدیث الغدیر منتشر میشود.
برخی از عناوین آن: غدیر خم، ما قبل الغدیر، غیر خم.. الزمان و المکان، ذاکرة المکان، خطبة الغدیر، اثر خطبة الغدیر، مولی کل مؤمن، روایات اخری لحدیث الغدیر، تأملات فی روایة الوصیة، الغدیر و فریضة التفکیر، تکوین الکتاب، شکر و تقدیر، اهداء، الخرائط و الصور، الهوامش.
مولف میگوید بیست سال قبل فکر تألیف این کتاب در ذهنش آمده، و روش آن را مثل کتاب دیگرش «کأنک تراه» و «قصص نبویه» که هر دو درباره رسول خدا (ص) است، تنظیم کرده است. (ص 101).
وی یک لیست بلند بالا از کسانی که در این کار کمکش کردند، از مورخ و محدث، در صفحه 103 ارائه کرده که شیخ حمد الغطاس که فکر تألیف این اثر رو در او پدید آورده، نخستین آنهاست.
در بخش نقشهها و تصاویر، بجز یک نقشه کلی از راه مکه ـ مدینه و تعیین موقعیت غدیر خم در حجة الوداع، چند تصویر قدیمی از غدیر که بر اثر مرور زمان، آثار آن تغییر کرده، تصویری همراه چند تن از دوستانش از جمله سالم الغانمی و دیگران که در جای فعلی غدیر خم گرفته «عند مکان الغدیر»، موقعیت فعلی غدیر که نزدیک مسیر قطار تازه تأسیس مکه ـ مدینه است، تصویری از برخی از درختان وادی غدیر، جایی که رسول زیر درختی مانند آن خطبه خواند، و تصویری از مورخ دکتر احمد النعمانی که دقیقا در جایی ایستاده که گفته میشود مصلای رسول در غدیر خم بوده به صورت رنگی منتشر کرده است.
یکی از صفحات شیرین آن ذیل عنوان «ولی کل مؤمن» هست که با عبارتی رسا، ویژگیهای امام علی علیه السلام را برای شایستگی رسیدن به این مقام از ولاء و موالات نشان میدهد. این ستایش به معنای تأیید هر آنچه در این اثر آمده نیست، اما به نظرم در این شرایط کار جالبی صورت گرفته و شایسته تأمل است.
امروز از مکتبة الاسدیه، کتابی درباره حدیث غدیر خریدم که به تازگی در ریاض منتشر شده است. عنوان دقیق آن این است: حدیث الغدیر مع سیدنا علی بن ابی طالب علیه السلام فی غدیر خم، عبدالوهاب الطریری، دار وجوه للنشر و التوزیع، 1437، 132 صفحه.
کتاب بسیار همدلانه با غدیر نوشته شده، و فارغ از این که موالات رو به معنای دوستی و ولاء گرفته، حدیث غدیر را از هرجهت بحث و شکلهای مختلف روایتی آن را مورد تأیید و بررسی قرار داده است. بلافاصله باید گفت در سعودی که همه علمای آن همه وقتشان را روی حدیث و ارزیابی آن میگذارند، فکر میکنم اولین بار است که کتابی درباره حدیث الغدیر منتشر میشود.
برخی از عناوین آن: غدیر خم، ما قبل الغدیر، غیر خم.. الزمان و المکان، ذاکرة المکان، خطبة الغدیر، اثر خطبة الغدیر، مولی کل مؤمن، روایات اخری لحدیث الغدیر، تأملات فی روایة الوصیة، الغدیر و فریضة التفکیر، تکوین الکتاب، شکر و تقدیر، اهداء، الخرائط و الصور، الهوامش.
مولف میگوید بیست سال قبل فکر تألیف این کتاب در ذهنش آمده، و روش آن را مثل کتاب دیگرش «کأنک تراه» و «قصص نبویه» که هر دو درباره رسول خدا (ص) است، تنظیم کرده است. (ص 101).
وی یک لیست بلند بالا از کسانی که در این کار کمکش کردند، از مورخ و محدث، در صفحه 103 ارائه کرده که شیخ حمد الغطاس که فکر تألیف این اثر رو در او پدید آورده، نخستین آنهاست.
در بخش نقشهها و تصاویر، بجز یک نقشه کلی از راه مکه ـ مدینه و تعیین موقعیت غدیر خم در حجة الوداع، چند تصویر قدیمی از غدیر که بر اثر مرور زمان، آثار آن تغییر کرده، تصویری همراه چند تن از دوستانش از جمله سالم الغانمی و دیگران که در جای فعلی غدیر خم گرفته «عند مکان الغدیر»، موقعیت فعلی غدیر که نزدیک مسیر قطار تازه تأسیس مکه ـ مدینه است، تصویری از برخی از درختان وادی غدیر، جایی که رسول زیر درختی مانند آن خطبه خواند، و تصویری از مورخ دکتر احمد النعمانی که دقیقا در جایی ایستاده که گفته میشود مصلای رسول در غدیر خم بوده به صورت رنگی منتشر کرده است.
یکی از صفحات شیرین آن ذیل عنوان «ولی کل مؤمن» هست که با عبارتی رسا، ویژگیهای امام علی علیه السلام را برای شایستگی رسیدن به این مقام از ولاء و موالات نشان میدهد. این ستایش به معنای تأیید هر آنچه در این اثر آمده نیست، اما به نظرم در این شرایط کار جالبی صورت گرفته و شایسته تأمل است.
مقدمه بنده بر کتاب تاثیر تمدن پارسی در اندلس اسلامی که به اهتمام دوست عزیز جناب آقای موجانی منتشر شد.:
پژوهش بین رشته ای از ایران تا اندلس
این کتاب در درجه اول یک کار بین رشته ای میان تاریخ، دین، و هنر است، کاری که ما در دوره جدید سخت نیازمند آن هستیم. در واقع، روزگاری که آفت ملی گرایی مانند خوره به جان ملت ها آفتاده؛ از یک سو ملتی را از باقی ملت ها جدا کرده و از سوی دیگر تعصب و کورباطنی و خودمحوری را در آنان فزونی می بخشد، اگر ما بتوانیم مناسبات انسانی را به خصوص در سایه اخلاق و دین، و در قالب هنر توسعه دهیم، می توانیم امیدوار باشیم تا از پیامدهای منفی ملی گرایی افراطی جلوگیری کنیم. بدین ترتیب، پژوهش بین رشته ای آن هم در حوزه جغرافیایی بین المللی یا منطقه ای، همیشه می تواند تقویت کننده مناسبات انسانی باشد.
یکی از آثار این سبک کار، دیدن مردمان جهان، در ارتباط با دیگر و همزمان، حفظ حق تقدم و پیشگامی آنان در خلق و ابداع یک علم یا هنر است. پژوهش بین رشته ای انجام می شود تا در نگاه وسیع و با دیدی باز، بتوانیم مناسبات میان ملل را شناسایی کرده، داد و ستد آنها را بازشناسی و تأثیر و تأثر میان آنان را بشناسیم. صد البته در این باره نباید متعصبانه نگاه کنیم، بلکه باید تابع نشانه ها و دلایلی باشیم که گرچه ممکن است در نگاه اولیه به ذهن نیاید، اما یک پژوهشگر می تواند با تتبع در منابع و با تخصص در نشانه شناسی، آنها را کنار هم گذاشته و ما را با این مناسبت میان ملل آشنا سازد.
در کار بین رشته ای، شما همزمان به انواع ارتباط های میان رشته های مختلف دانش از یک سو، و تحولات سیاسی و اجتماعی توجه دارید. در واقع، پذیرفته اید که دانش و سیاست در درون یک اجتماع با یکدیگر در ارتباط هستند. زمانی که ملت های مختلف، در دوران نخستین اسلامی، در یک مملکت وسیع اسلامی با ایده های یکدست و مشابه اسلامی زندگی می کردند، زیر سایه سیاست های چند گانه ای که در بلاد مختلف اعمال می شد، به این سو و آن سو می رفتند. نخبگان، هنرمندان و دانشیان، هر بار ممکن بود در درباری اقامت کنند، پذیرایی شوند و در قبال آن اثری را در معماری و یا به طور کلی در حوزه دانش بیافریند. دنیای اسلام، سرشار از این تبادلات علمی و هنری است که از شرقی ترین نقطه تا غربی ترین آن به دلیل تعلق خاطری که به اسلام وجود داشت، در تبادل بود. بررسی این موارد، چشم تیزبینی می خواهد تا بتواند از روی نشانه ها، و با توجه به تاریخ ها، شرایط سیاسی، و تبادلات اقتصادی و رفت و آمد کاروان های کالا از نقاط مختلف آنها را دریابد، کنار هم بگذارد و پازل خود را برای ارائه طرحی در جهت اثبات نوع این تبادلات و آثار آنها تکمیل نماید.
ما در این کتاب، با چنین تلاشی روبرو هستیم. نویسنده می کوشد، با ایجاد یک پل در میان هنر، دین، و تاریخ و سیاست، و اقتصاد، ما را در جریان مناسبات دو منطقه بزرگ که هر کدام سهمی عظیم در تمدن اسلامی دارند بگذارد. ایران و اندلس. اینها به ظاهر در حاشیه بودند، اما از قضا، به دلیل پتانسیلی که از نظر فلسفه، عرفان و هنر داشتند، با محیط های عربی مرکزی جهان اسلام بسیار متفاوت بودند. این که ابن سینا از شرق اسلامی و ابن حزم و ابن رشد و ابن خلدون از غرب اسلامی بر می خیزند، نشانی از این نیرو پتانسیلی است که از آن سخن می گوییم. هزاران فرسنگ میان این دو منطقه فاصله بود، اما همه آنها در دل یک تمدن بودند. وقتی شما در ساحل اقیانوس اطلس می خواستید نماز بخوانید، با وقتی که در شرقی ترین نقطه جهان اسلام، می خواستید نماز بخوانید، تفاوتی نداشت و در هر دو حال، یک گونه وضو می گرفتید. نمادهای مذهبی و هنری شما هم به مقدار زیادی به هم نزدیک بود. بنابر این منطقا، داد و ستد میان شما آسان بود، چون به هر حال، تفاوهم میان شما برقرار بود. این هدفی است که در نوشته حاضر می توان آن را دنبال کرد. ممکن است به برخی استدلالها، یا تندروی ها در برداشت، یا تفسیرهای خاص از برخی از دیدگاه های مذهبی ایراداتی باشد، اما در کل، نمای کتاب در جهت تحقق یک کار بین رشته ای در حوزه دین و هنر، در میان دو نقطه مهم در شرق و غرب اسلامی است. باید از مولف، مترجم، ویراستار و نیز همت جناب موجانی برای به انجام رسیدن این کتاب، سپاسگزار بود.
پژوهش بین رشته ای از ایران تا اندلس
این کتاب در درجه اول یک کار بین رشته ای میان تاریخ، دین، و هنر است، کاری که ما در دوره جدید سخت نیازمند آن هستیم. در واقع، روزگاری که آفت ملی گرایی مانند خوره به جان ملت ها آفتاده؛ از یک سو ملتی را از باقی ملت ها جدا کرده و از سوی دیگر تعصب و کورباطنی و خودمحوری را در آنان فزونی می بخشد، اگر ما بتوانیم مناسبات انسانی را به خصوص در سایه اخلاق و دین، و در قالب هنر توسعه دهیم، می توانیم امیدوار باشیم تا از پیامدهای منفی ملی گرایی افراطی جلوگیری کنیم. بدین ترتیب، پژوهش بین رشته ای آن هم در حوزه جغرافیایی بین المللی یا منطقه ای، همیشه می تواند تقویت کننده مناسبات انسانی باشد.
یکی از آثار این سبک کار، دیدن مردمان جهان، در ارتباط با دیگر و همزمان، حفظ حق تقدم و پیشگامی آنان در خلق و ابداع یک علم یا هنر است. پژوهش بین رشته ای انجام می شود تا در نگاه وسیع و با دیدی باز، بتوانیم مناسبات میان ملل را شناسایی کرده، داد و ستد آنها را بازشناسی و تأثیر و تأثر میان آنان را بشناسیم. صد البته در این باره نباید متعصبانه نگاه کنیم، بلکه باید تابع نشانه ها و دلایلی باشیم که گرچه ممکن است در نگاه اولیه به ذهن نیاید، اما یک پژوهشگر می تواند با تتبع در منابع و با تخصص در نشانه شناسی، آنها را کنار هم گذاشته و ما را با این مناسبت میان ملل آشنا سازد.
در کار بین رشته ای، شما همزمان به انواع ارتباط های میان رشته های مختلف دانش از یک سو، و تحولات سیاسی و اجتماعی توجه دارید. در واقع، پذیرفته اید که دانش و سیاست در درون یک اجتماع با یکدیگر در ارتباط هستند. زمانی که ملت های مختلف، در دوران نخستین اسلامی، در یک مملکت وسیع اسلامی با ایده های یکدست و مشابه اسلامی زندگی می کردند، زیر سایه سیاست های چند گانه ای که در بلاد مختلف اعمال می شد، به این سو و آن سو می رفتند. نخبگان، هنرمندان و دانشیان، هر بار ممکن بود در درباری اقامت کنند، پذیرایی شوند و در قبال آن اثری را در معماری و یا به طور کلی در حوزه دانش بیافریند. دنیای اسلام، سرشار از این تبادلات علمی و هنری است که از شرقی ترین نقطه تا غربی ترین آن به دلیل تعلق خاطری که به اسلام وجود داشت، در تبادل بود. بررسی این موارد، چشم تیزبینی می خواهد تا بتواند از روی نشانه ها، و با توجه به تاریخ ها، شرایط سیاسی، و تبادلات اقتصادی و رفت و آمد کاروان های کالا از نقاط مختلف آنها را دریابد، کنار هم بگذارد و پازل خود را برای ارائه طرحی در جهت اثبات نوع این تبادلات و آثار آنها تکمیل نماید.
ما در این کتاب، با چنین تلاشی روبرو هستیم. نویسنده می کوشد، با ایجاد یک پل در میان هنر، دین، و تاریخ و سیاست، و اقتصاد، ما را در جریان مناسبات دو منطقه بزرگ که هر کدام سهمی عظیم در تمدن اسلامی دارند بگذارد. ایران و اندلس. اینها به ظاهر در حاشیه بودند، اما از قضا، به دلیل پتانسیلی که از نظر فلسفه، عرفان و هنر داشتند، با محیط های عربی مرکزی جهان اسلام بسیار متفاوت بودند. این که ابن سینا از شرق اسلامی و ابن حزم و ابن رشد و ابن خلدون از غرب اسلامی بر می خیزند، نشانی از این نیرو پتانسیلی است که از آن سخن می گوییم. هزاران فرسنگ میان این دو منطقه فاصله بود، اما همه آنها در دل یک تمدن بودند. وقتی شما در ساحل اقیانوس اطلس می خواستید نماز بخوانید، با وقتی که در شرقی ترین نقطه جهان اسلام، می خواستید نماز بخوانید، تفاوتی نداشت و در هر دو حال، یک گونه وضو می گرفتید. نمادهای مذهبی و هنری شما هم به مقدار زیادی به هم نزدیک بود. بنابر این منطقا، داد و ستد میان شما آسان بود، چون به هر حال، تفاوهم میان شما برقرار بود. این هدفی است که در نوشته حاضر می توان آن را دنبال کرد. ممکن است به برخی استدلالها، یا تندروی ها در برداشت، یا تفسیرهای خاص از برخی از دیدگاه های مذهبی ایراداتی باشد، اما در کل، نمای کتاب در جهت تحقق یک کار بین رشته ای در حوزه دین و هنر، در میان دو نقطه مهم در شرق و غرب اسلامی است. باید از مولف، مترجم، ویراستار و نیز همت جناب موجانی برای به انجام رسیدن این کتاب، سپاسگزار بود.
کتابخانه دانشگاه بن واقع در کشور آلمان اخیراً آرشیو شماری از نشریات قدیمی ایران را به صورت دیجیتال در شبکه اینترنت قرار داده است. این نشریات از جمله عبارتند از اختر، آینده، باباشمل، بهار، دانش، حبل المتین، جنگل، مجلس، نامه فرهنگستان، نشریه مدرسه مبارکه دارالفنون تبریز، نوروز، روح القدس، شرف، شرافت، شرق، شکوفه، سراج الاخبار، صوراسرافیل، تربیت و یادگار.
👈 این نشریات منبعی ارزشمند برای تاریخ نگاری ایران در دوره معاصر هستند. برای مشاهده این نشریات اینجا را کلیک کنید.
https://www.translatio.uni-bonn.de/online-zeitschriften/persische-online-zeitschriften
👈 این نشریات منبعی ارزشمند برای تاریخ نگاری ایران در دوره معاصر هستند. برای مشاهده این نشریات اینجا را کلیک کنید.
https://www.translatio.uni-bonn.de/online-zeitschriften/persische-online-zeitschriften
خاطرات سه تن از دختران مرحوم آیت الله شیخ جعفر محلاتی. تصویری است از چشم دختران یک آیت الله فارس از وضعیت تحصیل زنان و مدارس و خاطرات دیگر.... این کتاب با مقدمه جناب دکتر محمد جعفر محلاتی و به کوشش خانم دکتر شایسته شریعتمداری دختر یکی از همان سه نفر منتشر شده است. خاطراتی از دل خانواده های روحانیون بزرگ، همیشه مهم هستند و نمونه هایی دارند که از جمله خاطرات خانم فاطمه طباطبایی دختر مرحوم آیت الله سلطانی و همسر مرحوم احمد آقای خمینی است.