خراب شدن ايوان شاهى در روز عيد اضحى سال 1015
روز عید قربان سال 1015 همه اعیان و اشراف در زیر یک ایوان بزرگ نشسته بودندن تا شاه عباس وارد شده و عید را به او تبریک بگویند. اما یکبار، سقف فرویخت، عده ای گریختند، و عده ای از علما و اعیان گرفتار شدند. عده ای کارگر آنجا با بیل مشغول به کار بودند که دویدند و عده ای را نجات دادند، اما عده ای هم درگذشتند.
وقتی شاه رسید، دستور داد عده ای فصّاد آوردند و همه را فصد کردند تا قدری حالشان بهتر شود. این پزشکی ما.
اما این که چرا شاه نیامد، دو نظر هست، یکی این که منجمان پیشگویی این امر را کرده بودند که گزندی به شاه می رسد، قدری با حرف او را معطل کردند تا دیرتر بیاید. و نظر دیگر که اسکندر بیک دارد، مسخره کردن نظر منجمان و آن حکایت است و این که شاه خوابش گرفت، و رفت خوابید که این اتفاق افتاد، و این که « آرى آن را كه حفظ الهى نگهبان است از حوادث روزگار چه ضرر و آنجا كه لطف ايزديست ثوابت و سيار را چه اثر».
روز يكشنبه عيد اضحى حضرت اعلى در ايوانى كه استادان نجار به چوبها و ستونها در جنب ديوانخانه همايون ترتيب داده به نى پوشيده بودند، بترتيب مقدمات جشن اشاره فرموده جشنهاى گوناگون گستردند. فرمانبران در صدر مجلس جهت جلوس همايون مسند شاهانه و اورنك پادشاهانه نصب نمودند، و صدور عظام و علماء اعلام و امراء و وزراء و اركان دولت بر در كرياس گردون اساس جمع آمده منتظر بودند كه بشرف عتبهبوسى مشرف گشته زبان به تهنيت عيد و مباركبادى آنروز سعيد گشايند.
قريب بظهرى كه هنگام بيرون آمدن حضرت اعلى بود مقرر شد كه حاضران بارگاه معلى از ابناى ملوك و سلاطين ميرزادههاى داغستان و اهالى شيروان و اعيان قزلباش بايوان رفته هريك در مكان مناسب قرار گيرند كه بعد از ترتيب مجلس و اجلاس مجلسيان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بايوان تشريف آوردند و ايشيكآقاسيان هريك را فراخور قدر و منزلت جا مىنمودند هنوز دودانك مردم قرار نگرفته بودند كه از تقدير فلكى تزلزل در بنيان ثبات و قرار ايوان افتاده فرودآمده، ميرزادهها و مردم داغستان كه در يك طرف نشسته بودند در آغاز فرودآمدن خبردار شده خود را بيرون انداختند، و صدور و علماء كه دست و پاى حركت نداشتند در زير گل و چوب ماندند.
از اتفاق حسنه جمعى از بيلداران خاصه شريفه در برابر ايوان مذكور طرح باغچه انداخته كار مىكردند فىالفور هجوم آورده چوب و گل را به يك طرف ريخته زيرماندهها را يكيك بيرون مىآوردند. جمعى ديگر كه حيات داشتند خصوصا قاضى خان صدر و مير جلال الدين حسن صدر و مير سيد محمد قاضى معسكر ولد مير سيد حسين مجتهد و مير صدر الدين محمد علوى محتسب الممالك و ولد مير عباس گيلانى كه از زمره علماء بود و حاجى عنايت تبريزى را بيرون آوردند.
اما اكثر مجروح و ناتوان و اعضايشان در هم كوفته شده رنگ رخسارشان به نوعى تيره و تار شده بود كه هيچيك را نمىتوانست شناخت.
حضرت اعلى شاهى ظل اللهى از اين حال خبردار گشته بيرون تشريف آورده، امر فرمودند كه هماندم فصاد آورده همگى را قصد كردند. بعد از قصد اندكى بحال خود آمدند روز ديگر مير صدر الدين محمد علوى كه جگرش قصور كرده بوده برحمت ايزدى پيوست و ديگران صاحبفراش گشته، در تاريخ شب جمعه هشتم شهر ربيع الثانى مير جلال الدين حسين صدر نيز كه از آن كوفت تا سه ماه صاحبفراش بود و درد معده و اسهال علاوه آن گشته مريض و عليل شده بود دار فانى را وداع نموده به سراى باقى انتقال نمود و ديگران صحت يافتند.
از نوادر اتفاقات چنين مسموع شد كه منجمان خاصه شريفه از زايجه طالع اقدس يافته بودند كه در نصف النهار آنروز ذات مقدس را احتمال ضرر و آسيبى هست اما از تأثير نظرات كواكب سعد كه در آنوقت بكوكب عمر و دولت صاحب طالع ناظرند اميد هست كه جبران نحوست شده المى بذات مقدس نرسد در خلوتخانه خاص آن حضرت را دمبهدم بحرف و حكايت مشغول ساختهاند كه تا انقضاى معظم تأثير حركتى از آن حضرت واقع نشود و بدين جهت تأخير در بيرون آمدن واقع شده بود كه آن حالت روى داد.
اما راقم حرف بىواسطه از وحيد الزمانى مولانا عليرضاى خوشنويس كه از خواص مقربان حضرت اعلى بود استماع نمودم كه از زبان الهام بيان آن حضرت تقرير مىكرد كه وقت بيرون آمدن خوابى بر آن حضرت غلبه كرده بىاختيار بخواب مىروند و هنوز در خواب بود كه اين قضيه سانح شد و سبب تأخير و تعويق بيرون آمدن آن خواب بىاختيار بود كه به نيروى بخت بيدار بر آن حضرت غلبه كرده پيش از آنكه حضرت اعلى بايوان رفته بر سرير دولت قرار گيرند اين صورت روى نمود.
آرى آن را كه حفظ الهى نگهبان است از حوادث روزگار چه ضرر و آنجا كه لطف ايزديست ثوابت و سيار را چه اثر.
روز عید قربان سال 1015 همه اعیان و اشراف در زیر یک ایوان بزرگ نشسته بودندن تا شاه عباس وارد شده و عید را به او تبریک بگویند. اما یکبار، سقف فرویخت، عده ای گریختند، و عده ای از علما و اعیان گرفتار شدند. عده ای کارگر آنجا با بیل مشغول به کار بودند که دویدند و عده ای را نجات دادند، اما عده ای هم درگذشتند.
وقتی شاه رسید، دستور داد عده ای فصّاد آوردند و همه را فصد کردند تا قدری حالشان بهتر شود. این پزشکی ما.
اما این که چرا شاه نیامد، دو نظر هست، یکی این که منجمان پیشگویی این امر را کرده بودند که گزندی به شاه می رسد، قدری با حرف او را معطل کردند تا دیرتر بیاید. و نظر دیگر که اسکندر بیک دارد، مسخره کردن نظر منجمان و آن حکایت است و این که شاه خوابش گرفت، و رفت خوابید که این اتفاق افتاد، و این که « آرى آن را كه حفظ الهى نگهبان است از حوادث روزگار چه ضرر و آنجا كه لطف ايزديست ثوابت و سيار را چه اثر».
روز يكشنبه عيد اضحى حضرت اعلى در ايوانى كه استادان نجار به چوبها و ستونها در جنب ديوانخانه همايون ترتيب داده به نى پوشيده بودند، بترتيب مقدمات جشن اشاره فرموده جشنهاى گوناگون گستردند. فرمانبران در صدر مجلس جهت جلوس همايون مسند شاهانه و اورنك پادشاهانه نصب نمودند، و صدور عظام و علماء اعلام و امراء و وزراء و اركان دولت بر در كرياس گردون اساس جمع آمده منتظر بودند كه بشرف عتبهبوسى مشرف گشته زبان به تهنيت عيد و مباركبادى آنروز سعيد گشايند.
قريب بظهرى كه هنگام بيرون آمدن حضرت اعلى بود مقرر شد كه حاضران بارگاه معلى از ابناى ملوك و سلاطين ميرزادههاى داغستان و اهالى شيروان و اعيان قزلباش بايوان رفته هريك در مكان مناسب قرار گيرند كه بعد از ترتيب مجلس و اجلاس مجلسيان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بايوان تشريف آوردند و ايشيكآقاسيان هريك را فراخور قدر و منزلت جا مىنمودند هنوز دودانك مردم قرار نگرفته بودند كه از تقدير فلكى تزلزل در بنيان ثبات و قرار ايوان افتاده فرودآمده، ميرزادهها و مردم داغستان كه در يك طرف نشسته بودند در آغاز فرودآمدن خبردار شده خود را بيرون انداختند، و صدور و علماء كه دست و پاى حركت نداشتند در زير گل و چوب ماندند.
از اتفاق حسنه جمعى از بيلداران خاصه شريفه در برابر ايوان مذكور طرح باغچه انداخته كار مىكردند فىالفور هجوم آورده چوب و گل را به يك طرف ريخته زيرماندهها را يكيك بيرون مىآوردند. جمعى ديگر كه حيات داشتند خصوصا قاضى خان صدر و مير جلال الدين حسن صدر و مير سيد محمد قاضى معسكر ولد مير سيد حسين مجتهد و مير صدر الدين محمد علوى محتسب الممالك و ولد مير عباس گيلانى كه از زمره علماء بود و حاجى عنايت تبريزى را بيرون آوردند.
اما اكثر مجروح و ناتوان و اعضايشان در هم كوفته شده رنگ رخسارشان به نوعى تيره و تار شده بود كه هيچيك را نمىتوانست شناخت.
حضرت اعلى شاهى ظل اللهى از اين حال خبردار گشته بيرون تشريف آورده، امر فرمودند كه هماندم فصاد آورده همگى را قصد كردند. بعد از قصد اندكى بحال خود آمدند روز ديگر مير صدر الدين محمد علوى كه جگرش قصور كرده بوده برحمت ايزدى پيوست و ديگران صاحبفراش گشته، در تاريخ شب جمعه هشتم شهر ربيع الثانى مير جلال الدين حسين صدر نيز كه از آن كوفت تا سه ماه صاحبفراش بود و درد معده و اسهال علاوه آن گشته مريض و عليل شده بود دار فانى را وداع نموده به سراى باقى انتقال نمود و ديگران صحت يافتند.
از نوادر اتفاقات چنين مسموع شد كه منجمان خاصه شريفه از زايجه طالع اقدس يافته بودند كه در نصف النهار آنروز ذات مقدس را احتمال ضرر و آسيبى هست اما از تأثير نظرات كواكب سعد كه در آنوقت بكوكب عمر و دولت صاحب طالع ناظرند اميد هست كه جبران نحوست شده المى بذات مقدس نرسد در خلوتخانه خاص آن حضرت را دمبهدم بحرف و حكايت مشغول ساختهاند كه تا انقضاى معظم تأثير حركتى از آن حضرت واقع نشود و بدين جهت تأخير در بيرون آمدن واقع شده بود كه آن حالت روى داد.
اما راقم حرف بىواسطه از وحيد الزمانى مولانا عليرضاى خوشنويس كه از خواص مقربان حضرت اعلى بود استماع نمودم كه از زبان الهام بيان آن حضرت تقرير مىكرد كه وقت بيرون آمدن خوابى بر آن حضرت غلبه كرده بىاختيار بخواب مىروند و هنوز در خواب بود كه اين قضيه سانح شد و سبب تأخير و تعويق بيرون آمدن آن خواب بىاختيار بود كه به نيروى بخت بيدار بر آن حضرت غلبه كرده پيش از آنكه حضرت اعلى بايوان رفته بر سرير دولت قرار گيرند اين صورت روى نمود.
آرى آن را كه حفظ الهى نگهبان است از حوادث روزگار چه ضرر و آنجا كه لطف ايزديست ثوابت و سيار را چه اثر.
تبدیل شدن آتشکده ها به محل درآمد نفتی ها در باکو در قرن نوزدهم....
ایران سرزمین ائمه، نام سفرنامه ای استکه به تازگی ترجه شده و اصل آن از جبمز باست «میسیونر هیئت پرسبیتری» از سالهای 1871 تا 1885 در ایران و روسیه است. نام شگفتی انتخاب کرده است. عجالتا در جایی وقتی در باکو است، جایی که بسیار نفت خیز بوده و صدها چاه در اطراف آن کنده شده و منبعی پردرآمد برای مردم شده بود، می نویسد:
سالها پیش، عبد آتش پرستان در این مکان قرار داشت، ساختمان قدیمی آن پا برجاست. اما مشخص است که به حال خود رها شده، و خیلی وقت است که آتش این منطقه ـ ناشی از چاه های نفت و گاز ـ جنبه راز آلود خود را از دست داده و در اختیار چنین مصارف دنیوی [شرکتی های نفتی] قرار داده شده، تا نشان دهد که منشأ الهی ندارد یا این که چیز مناسبی برای پرستش نیست. با کنار رفتن نمادهای آتش پرستی این مکانها، به زیارتگاه مال پرستان تبدیل شده اند (ایران سرزمین ائمه، ص 191).
جالب است که خود این شخص، به عنوان یک مسیونر موظف از سوی کلیسای پرزبیتری به قصد ترویج همین امور رمز آلود راه دور از امریکا تا ایران را آمد و سالها در شهرهای ایران برای رواج مسیحیت تلاش کرد... به جایی هم نرسید.
ایران سرزمین ائمه، نام سفرنامه ای استکه به تازگی ترجه شده و اصل آن از جبمز باست «میسیونر هیئت پرسبیتری» از سالهای 1871 تا 1885 در ایران و روسیه است. نام شگفتی انتخاب کرده است. عجالتا در جایی وقتی در باکو است، جایی که بسیار نفت خیز بوده و صدها چاه در اطراف آن کنده شده و منبعی پردرآمد برای مردم شده بود، می نویسد:
سالها پیش، عبد آتش پرستان در این مکان قرار داشت، ساختمان قدیمی آن پا برجاست. اما مشخص است که به حال خود رها شده، و خیلی وقت است که آتش این منطقه ـ ناشی از چاه های نفت و گاز ـ جنبه راز آلود خود را از دست داده و در اختیار چنین مصارف دنیوی [شرکتی های نفتی] قرار داده شده، تا نشان دهد که منشأ الهی ندارد یا این که چیز مناسبی برای پرستش نیست. با کنار رفتن نمادهای آتش پرستی این مکانها، به زیارتگاه مال پرستان تبدیل شده اند (ایران سرزمین ائمه، ص 191).
جالب است که خود این شخص، به عنوان یک مسیونر موظف از سوی کلیسای پرزبیتری به قصد ترویج همین امور رمز آلود راه دور از امریکا تا ایران را آمد و سالها در شهرهای ایران برای رواج مسیحیت تلاش کرد... به جایی هم نرسید.
Forwarded from پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (ندای محبت)
میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب،
مبارک باد . . .
مبارک باد . . .
Forwarded from فهم دین (سید محمد صادق رضوی)
139614-fulltext.pdf
8.1 MB
#پایان_نامه
تصحیح مناقب علوی (علیه السلام) اثر میر حسین علی خان تالپور، از میراث شبه قاره در قرن سیزدهم
بر اساس نسخه خطی گنجینه تالپور
فاطمه الهامی/ دانشگاه پیام نور
تصحیح مناقب علوی (علیه السلام) اثر میر حسین علی خان تالپور، از میراث شبه قاره در قرن سیزدهم
بر اساس نسخه خطی گنجینه تالپور
فاطمه الهامی/ دانشگاه پیام نور
Forwarded from کتاب پاپیروس
مناقب علوی- کتاب پاپیروس.pdf
2.3 MB