مقدمه کتاب «آغاز مطبوعات نگاری پزشکی در ایران»
دانش مدرن پزشکی در کنار برخی از دانش های دیگر از طریق آشنایی ما با غرب بدست آمد. آنچه ما داشتیم، تجربه های علمی هزارن سال بشر بود که مسلمانان نیز تلاش زیادی برای پیشرفت آن داشتند و آثار زیادی پدید آوردند، اما در یک مقطع تاریخی، دانش های طبیعی قدیم، از اعتبار افتاد. این اتفاق با انقلابی پدید آمد که در علم نوین ایجاد شده و طی قرون هیجدهم و نوزدهم، با سرعت سرسام آوری بیشتر نقاط عالم را درنوردید. ایران نیز به آرامی و در قرن هیجدهم با این دانشها آشنا شد. طبعا سالها بلکه دهها سال طول کشید تا علم جدید پزشکی جای علوم قدیمه را بگیرد.
برای این کار، لازم بود تا ابعاد دانش جدید شناخته شود، و این کار با ترجمه متون فرنگی و نیز آوردن پزشکان اروپایی به ایران و به تدریج، تأسیس تشکیلات حفظ الصحه در دولت قاجار فراهم آمد. کتابهای زیادی از زبانهای فرنگی ترجمه و در ایران به چاپ رسید. حجم زیادی کتاب، از همان دوره، همچنان به صورت خطی در کتابخانه مجلس یا ملی باقی مانده که همه از آثاری است که در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری و اوائل قرن چهاردهم ترجمه شده و فراهم آمده است.
در کنار سهمی که «کتاب» در نشر علم داشت، به تدریج جایی هم برای «نشریات» باز شد. شاید اوائل تصور می شد نشریات فقط برای اعلان اخبار و بیانیه ها و مطالب کوتاه است، اما به تدریج دامنه استفاده از مطبوعات بیشتر شد، به طوری که گرایش به تخصصی کردن مطبوعات ایجاد شد. این مهم است که بدانیم نخستین کسانی که در فکر ایجاد نشریه ای برای ترویج مسأله طب افتادند، چه کسانی بودند. این ابتکار و خلاقیت، می توانست سرمنشأ حرکت تازه ای در ترویج دانش پزشکی باشد. در این میان، چند نوع کار وجود داشت. اخبار عالم پزشکی و بحث حفظ الصحه که شامل مباحث مختلفی می شد، اطلاع دادن از بیماری های واگیردار، بویژه وبا، کاستی ها مربوط به امر بهداشت در نقاط مختلف کشور، بحث از اخبار علم پزشکی و کارهای نوی که در این دانش از کشف مسائل علمی یا داروها انجام شده بود، اخبار مربوط به اقدامات دولت در این زمینه، و بسیاری از مسائل دیگری که می توانست در این قبیل نشریات انعکاس یابد، محتوای این نشریات را تشکیل می داد. این که یک نشریه تخصصی در زمینه علمی مانند طب پدید آید، نشان دهنده نوعی پیشرفت به حساب می آید.
آنچه پیش رو دارید، گزارشی است از سرآغاز پزشکی نگاری مطبوعاتی. نخستین بار گزارش های پزشکی در کدام یک از نشریات منعکس می شد و به تدریج، چه نشریاتی به صورت مستقل به این امر پرداختند؟ این کار در بخش اوّل انی کتاب انجام شده و متخصص و حافظه یگانه تاریخ مطبوعات ایران، استاد سید فرید قاسمی، رشته این امر را پی گرفته و شرح داده اند. علاوه بر آن، در بخش گزیده، نمونه ای از مطالب این نشریات را آورده اند تا دامنه و محتوای اخبار پزشکی مطبوعات قدیم را نشان دهند. مسلما، گزارش های طبی زیادی هم هست که در میان اسناد است، اما آنچه در اینجا ملاحظه می کنیم، انتخابی است از این گزارش ها که در مطبوعات وقت درج شده است.
به نظر می رسد رابطه میان یک علم خاص مانند پزشکی با «مطبوعات» یک نکته مهم است، چنان که این امر، در حوزه «کتاب» هم اهمیت دارد.
این کتاب، همزمان با برگزاری یک نمایشگاه از مطبوعات پزشکی ایران (از دوره قاجاریه و اندکی پس از آن) که در آذر ماه سال 1398 در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران برگزار شد، انتشار یافت. درست دو ماه قبل از این بود که تالار نشریات این کتابخانه افتتاح شد و به مناسبت آن، کتابی با عنوان نشریات قدیمی موجود در کتابخانه مرکزی، توسط استاد قاسمی نوشته و منتشر شد. افتخار می کنیم که همراهی دوست عزیز و استاد گرانقدر جناب سید فرید قاسمی را در کارهای کتابخانه مرکزی داریم. و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.
رسول جعفریان / 12/9/1398
رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران
دانش مدرن پزشکی در کنار برخی از دانش های دیگر از طریق آشنایی ما با غرب بدست آمد. آنچه ما داشتیم، تجربه های علمی هزارن سال بشر بود که مسلمانان نیز تلاش زیادی برای پیشرفت آن داشتند و آثار زیادی پدید آوردند، اما در یک مقطع تاریخی، دانش های طبیعی قدیم، از اعتبار افتاد. این اتفاق با انقلابی پدید آمد که در علم نوین ایجاد شده و طی قرون هیجدهم و نوزدهم، با سرعت سرسام آوری بیشتر نقاط عالم را درنوردید. ایران نیز به آرامی و در قرن هیجدهم با این دانشها آشنا شد. طبعا سالها بلکه دهها سال طول کشید تا علم جدید پزشکی جای علوم قدیمه را بگیرد.
برای این کار، لازم بود تا ابعاد دانش جدید شناخته شود، و این کار با ترجمه متون فرنگی و نیز آوردن پزشکان اروپایی به ایران و به تدریج، تأسیس تشکیلات حفظ الصحه در دولت قاجار فراهم آمد. کتابهای زیادی از زبانهای فرنگی ترجمه و در ایران به چاپ رسید. حجم زیادی کتاب، از همان دوره، همچنان به صورت خطی در کتابخانه مجلس یا ملی باقی مانده که همه از آثاری است که در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری و اوائل قرن چهاردهم ترجمه شده و فراهم آمده است.
در کنار سهمی که «کتاب» در نشر علم داشت، به تدریج جایی هم برای «نشریات» باز شد. شاید اوائل تصور می شد نشریات فقط برای اعلان اخبار و بیانیه ها و مطالب کوتاه است، اما به تدریج دامنه استفاده از مطبوعات بیشتر شد، به طوری که گرایش به تخصصی کردن مطبوعات ایجاد شد. این مهم است که بدانیم نخستین کسانی که در فکر ایجاد نشریه ای برای ترویج مسأله طب افتادند، چه کسانی بودند. این ابتکار و خلاقیت، می توانست سرمنشأ حرکت تازه ای در ترویج دانش پزشکی باشد. در این میان، چند نوع کار وجود داشت. اخبار عالم پزشکی و بحث حفظ الصحه که شامل مباحث مختلفی می شد، اطلاع دادن از بیماری های واگیردار، بویژه وبا، کاستی ها مربوط به امر بهداشت در نقاط مختلف کشور، بحث از اخبار علم پزشکی و کارهای نوی که در این دانش از کشف مسائل علمی یا داروها انجام شده بود، اخبار مربوط به اقدامات دولت در این زمینه، و بسیاری از مسائل دیگری که می توانست در این قبیل نشریات انعکاس یابد، محتوای این نشریات را تشکیل می داد. این که یک نشریه تخصصی در زمینه علمی مانند طب پدید آید، نشان دهنده نوعی پیشرفت به حساب می آید.
آنچه پیش رو دارید، گزارشی است از سرآغاز پزشکی نگاری مطبوعاتی. نخستین بار گزارش های پزشکی در کدام یک از نشریات منعکس می شد و به تدریج، چه نشریاتی به صورت مستقل به این امر پرداختند؟ این کار در بخش اوّل انی کتاب انجام شده و متخصص و حافظه یگانه تاریخ مطبوعات ایران، استاد سید فرید قاسمی، رشته این امر را پی گرفته و شرح داده اند. علاوه بر آن، در بخش گزیده، نمونه ای از مطالب این نشریات را آورده اند تا دامنه و محتوای اخبار پزشکی مطبوعات قدیم را نشان دهند. مسلما، گزارش های طبی زیادی هم هست که در میان اسناد است، اما آنچه در اینجا ملاحظه می کنیم، انتخابی است از این گزارش ها که در مطبوعات وقت درج شده است.
به نظر می رسد رابطه میان یک علم خاص مانند پزشکی با «مطبوعات» یک نکته مهم است، چنان که این امر، در حوزه «کتاب» هم اهمیت دارد.
این کتاب، همزمان با برگزاری یک نمایشگاه از مطبوعات پزشکی ایران (از دوره قاجاریه و اندکی پس از آن) که در آذر ماه سال 1398 در کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران برگزار شد، انتشار یافت. درست دو ماه قبل از این بود که تالار نشریات این کتابخانه افتتاح شد و به مناسبت آن، کتابی با عنوان نشریات قدیمی موجود در کتابخانه مرکزی، توسط استاد قاسمی نوشته و منتشر شد. افتخار می کنیم که همراهی دوست عزیز و استاد گرانقدر جناب سید فرید قاسمی را در کارهای کتابخانه مرکزی داریم. و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.
رسول جعفریان / 12/9/1398
رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران
حدود شصت هزار کتاب نادر عربی را در لینک زیر می توانید ملاحظه بفرمایید:
dlib.nyu.edu/aco/
dlib.nyu.edu/aco/
http://mtif.ir/document/74041
نامه مرحوم آقا عزیز طباطبایی به مرحوم آیت الله خویی در باره فعالیت های موسسه آل البیت ع
نامه مرحوم آقا عزیز طباطبایی به مرحوم آیت الله خویی در باره فعالیت های موسسه آل البیت ع
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شیخ محمد دماوندی
آقا سيد على مجتهد بحر العلوم
خلف الصدق آقا سيد رضا بن السيد بحر العلوم المشهور فى ممالك ايران و الهند و الروم از جمله عظماء علماء و كبراء رؤساء بود. اگرچه اصلا و اهلا ايرانى مىباشد اما كليه بيت بحر العلومى در عراق عرب و غالبا در نجف مىنشينند. سيد مشاراليه رياستى عظمى داشت.
و وجه معلوم كه همه ساله از هند براى محصلين اثنى عشريه به عراق عرب مىآيد چون حضرت شيخ الطايفه حجة الحق مرتضى الانصارى به موجبى مسترد ساخت وى بپذيرفت و سالها به دست اين بزرگوار مىرسيد.
دودمان اينان در تمام ممالك شيعه اماميه از بيوتات محترمه قدسيه است. فقاهت و اجتهاد و تقوى و فضايل و مزاياى ديگر هيچگاه از اين دوده مفارقت ننموده و اين كرامتى است حقيقة سيد بحر العلوم بزرگ را، انار الله تعالى برهانه. (المآثر و الاثار: 1/206).
خلف الصدق آقا سيد رضا بن السيد بحر العلوم المشهور فى ممالك ايران و الهند و الروم از جمله عظماء علماء و كبراء رؤساء بود. اگرچه اصلا و اهلا ايرانى مىباشد اما كليه بيت بحر العلومى در عراق عرب و غالبا در نجف مىنشينند. سيد مشاراليه رياستى عظمى داشت.
و وجه معلوم كه همه ساله از هند براى محصلين اثنى عشريه به عراق عرب مىآيد چون حضرت شيخ الطايفه حجة الحق مرتضى الانصارى به موجبى مسترد ساخت وى بپذيرفت و سالها به دست اين بزرگوار مىرسيد.
دودمان اينان در تمام ممالك شيعه اماميه از بيوتات محترمه قدسيه است. فقاهت و اجتهاد و تقوى و فضايل و مزاياى ديگر هيچگاه از اين دوده مفارقت ننموده و اين كرامتى است حقيقة سيد بحر العلوم بزرگ را، انار الله تعالى برهانه. (المآثر و الاثار: 1/206).