لبعض الاعاجم:
شاها! دل آگاه گدایان دارند
سر رشته عشق، بینوایان دارند
گنجی که زمین و آسمان طالب اوست
چون در نگری برهنه پایان دارند
شاها! دل آگاه گدایان دارند
سر رشته عشق، بینوایان دارند
گنجی که زمین و آسمان طالب اوست
چون در نگری برهنه پایان دارند
نقطه چین ....
مشغول خواندن شرح حال خودنوشت محمد علی مبارکه ای بودم. روزهای پنجشنبه و جمعه، یعنی دیروز و امروز هم، مراسم بزرگداشتی برای ایشان در مبارکه و اصفهان بوده است. شرح حال خودنوشت خواندنی است. بخش هایی را قبلا هم خوانده بودم و حالا به صورت کتاب از سوی موسسه کتاب شناسی شیعه، منتشر شده است.
به نظر می رسد، برای فهم دوره پهلوی اول بویژه از لحاظ مذهبی، متنی ارزش مند است. اما دوست داشتم، دستی در آن برده نمی شد. یکی از نقاط حساس آن، دیدار رضاشاه با علمای نجف است که مدتی در قم بودند. دو عالم معروف وقت مرحوم نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی بودند که به دلیل مسائل عراق، یازده ماه در ایران ماندند. در این وقت، در ایران، منازعه بر سر جمهوریت و سلطنت بود. سردار سپه، ابتدا، دنبال جمهوریت بود تا خود به عنوان رئیس جمهور سرکار بیاید. او فکر می کرد، نمی تواند به عنوان سلطنت جای سلطنت قاجاری را بگیرد، و جمهوری مسیر و ابزار بهتری است. اما جو عمومی مخالفت جمهوریت بود، چون آن را به بی دینی نزدیک تر می دانستند. سردار سپه برای دیدار با علما به قم آمد، و وقتی موافقت علما را با سلطنت خود دریافت، دست از جمهوریت کشیده، همان سلطنت را پذیرفت و این بار با الغای سلطنت قاجار، سلطنت پهلوی را بنیاد گذاشت. محمدعلی مبارکه ای که این زمان تازه به قم آمده بوده، به طور کوتاه، مطلبی در این باره نوشته است. با این حال، جایی که گویا به وصف سردار سپه پرداخته، در متن حاضر نقطه چین گذاشته شده است! او با اشاره به این که ایام عید نوروز [1303ش] و مصادف با نیمه شعبان [1342ق] بوده و قم بسیار شلوغ و حرم شلوغ تر می نویسد: حاجی میرزا عبدالله واعظ تهرانی در صحن کوچک منبر رفته، تمام ناله و فریادهای مردم، درخواست کردن از خداوند، واژگون کردن اساس جمهوریت بود. چه آن که عده ای خواستند در مرکز، سلطنت ایران تبدیل به جمهوریت شود و ملت با این مرام مخالف بود. ولی در خلع سلطنت قاجار موافق بودند. رئیس الوزراء وقت که ... این لباس را بر قامت او بریده بودند، در قم به ملاقات علمای نجف آمد، [علما] صلاح کشور و ملت را در پیشگاه او استدعا نمودند، و الحق بر وفق مرام حاصل آمد. به طوری که هیچ کس تصور حصول این مقصود نمی کرد. (شجره مبارکه، ص 132)
حقیقت دوست داشتم بدانم جای این نقطه چین چه بوده است؟ چه اشکالی دارد اگر حتی مبارکه ای جمله در در تأیید رضاخان در آن وقت نوشته باشد، بماند و خوانده شود. اگر نکته دیگری هم بوده که به هر حال باز علاقه مندیم بدانیم چه بوده است.
مشغول خواندن شرح حال خودنوشت محمد علی مبارکه ای بودم. روزهای پنجشنبه و جمعه، یعنی دیروز و امروز هم، مراسم بزرگداشتی برای ایشان در مبارکه و اصفهان بوده است. شرح حال خودنوشت خواندنی است. بخش هایی را قبلا هم خوانده بودم و حالا به صورت کتاب از سوی موسسه کتاب شناسی شیعه، منتشر شده است.
به نظر می رسد، برای فهم دوره پهلوی اول بویژه از لحاظ مذهبی، متنی ارزش مند است. اما دوست داشتم، دستی در آن برده نمی شد. یکی از نقاط حساس آن، دیدار رضاشاه با علمای نجف است که مدتی در قم بودند. دو عالم معروف وقت مرحوم نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی بودند که به دلیل مسائل عراق، یازده ماه در ایران ماندند. در این وقت، در ایران، منازعه بر سر جمهوریت و سلطنت بود. سردار سپه، ابتدا، دنبال جمهوریت بود تا خود به عنوان رئیس جمهور سرکار بیاید. او فکر می کرد، نمی تواند به عنوان سلطنت جای سلطنت قاجاری را بگیرد، و جمهوری مسیر و ابزار بهتری است. اما جو عمومی مخالفت جمهوریت بود، چون آن را به بی دینی نزدیک تر می دانستند. سردار سپه برای دیدار با علما به قم آمد، و وقتی موافقت علما را با سلطنت خود دریافت، دست از جمهوریت کشیده، همان سلطنت را پذیرفت و این بار با الغای سلطنت قاجار، سلطنت پهلوی را بنیاد گذاشت. محمدعلی مبارکه ای که این زمان تازه به قم آمده بوده، به طور کوتاه، مطلبی در این باره نوشته است. با این حال، جایی که گویا به وصف سردار سپه پرداخته، در متن حاضر نقطه چین گذاشته شده است! او با اشاره به این که ایام عید نوروز [1303ش] و مصادف با نیمه شعبان [1342ق] بوده و قم بسیار شلوغ و حرم شلوغ تر می نویسد: حاجی میرزا عبدالله واعظ تهرانی در صحن کوچک منبر رفته، تمام ناله و فریادهای مردم، درخواست کردن از خداوند، واژگون کردن اساس جمهوریت بود. چه آن که عده ای خواستند در مرکز، سلطنت ایران تبدیل به جمهوریت شود و ملت با این مرام مخالف بود. ولی در خلع سلطنت قاجار موافق بودند. رئیس الوزراء وقت که ... این لباس را بر قامت او بریده بودند، در قم به ملاقات علمای نجف آمد، [علما] صلاح کشور و ملت را در پیشگاه او استدعا نمودند، و الحق بر وفق مرام حاصل آمد. به طوری که هیچ کس تصور حصول این مقصود نمی کرد. (شجره مبارکه، ص 132)
حقیقت دوست داشتم بدانم جای این نقطه چین چه بوده است؟ چه اشکالی دارد اگر حتی مبارکه ای جمله در در تأیید رضاخان در آن وقت نوشته باشد، بماند و خوانده شود. اگر نکته دیگری هم بوده که به هر حال باز علاقه مندیم بدانیم چه بوده است.
Forwarded from مجلّه سياستنامه
📰کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران که در سال 74 با چهار هزار جلد کتاب کار خود را آغاز کرد، در حال حاضر بیش از 212 هزار جلد کتاب و ۳۲ هزار فایل یجیتالی آنلاین دارد، و همه آنها را می توان در sohalibrary.com مشاهده و جستجو کرد. طبعا تصویر آثار دیجتیالی این کتابخانه را که آثار بسیار با ارزشی هستند، می شود از روی سها برداشت و استفاده کرد. فراهم کردن منابع قدیم و جدید به ویژه در بخش های لاتین و عربی مشتاقان، محققان و نویسندگان بسیاری را به این کتابخانه جذب کرده است. یکی از فرصت های این کتابخانه و دیگر کتابخانه های تخصصی در این مجموعه، حضور مدیران آنها در نمایشگاه های بین المللی سوریه، شارجه، بحرین، بیروت، جده، مصر و مراکش را موجب غنی شدن منابع عربی این کتابخانه در موضوعات مختلف شده است. به علت تخصصی بودن کتابخانه، متخصصان تاریخ و گرایش های وابسته به آن و نیز علاقه مندان به این رشته بیشترین مراجعه کنندگان به این کتابخانه را تشکیل می دهند. کتابها و مجلات کتابخانه تاریخ، علاوه بر منابع و مآخذ تاریخی، شامل موضوعات مرتبط، مانند علوم سیاسی، علوم اجتماعی، علوم دینی اسلام، تاریخ و کلام سایر ادیان، ادبیات، جغرافیا و هنر ، و به زبانهای فارسی، عربی، انگلیسی، آلمانی، ترکی، اردو و… میباشد.یکی از نقاط قوت کتابخانه، منابع فراوان آن است. این کتابخانه، روازنه شاهد رفت و آمد شمار قابل توجهی از پژوهشگران عراقی است که برای نوشتن رساله های دکتری و پایان نامه های ارشد خود در حوزه تاریخ ایران به آن مراجعه می کنند. در این کتابخانه و برای ارایه هر چه بهتر و آسان تر خدمات به محققان و پژوهشگران سعی شده از مقررات خشک و دست و پاگیر رایج در کتابخانه ها کاسته شود، لذا استفاده از کتب با آسان ترین روش انجام می شود. امری که مربوط به سلیقه شخصی و اهتمام فردی رسول جعفریان در عرصه کتابداری است🗞
🖍گروه اندیشه
🔖 1600 کلمه
⏰زمان مطالعه: 10 دقيقه
📌 متن کامل را در صفحه 9 روزنامه سازندگی مورخ 22 آبان 1398 مطالعه کنيد
💠 @goftemaann
🖍گروه اندیشه
🔖 1600 کلمه
⏰زمان مطالعه: 10 دقيقه
📌 متن کامل را در صفحه 9 روزنامه سازندگی مورخ 22 آبان 1398 مطالعه کنيد
💠 @goftemaann
آقا سید علی شهیدی در باره این عکس ☝️☝️ (به نقل از کانال وارثون) نوشتند:
استاد شیخ موسی نثری کبودرآهنگی
در سال ۱۲۶۰ خورشیدی در دستجرد کبودرآهنگ متولد شد.
روزنامهنگار، داستاننویس و از پیشگامان معارف همدان و از پیروان غمام همدانی بود. مدیریت مدرسه نصرت بر عهدهٔ او بود و از ابتدای تأسیس انجمن ادبی همدان عضویت آن را داشت و یک چند نیز رئیس انجمن بود. از ۱۳۰۴ مناصبی چون: ریاست معارف همدان، کرمانشاه، کردستان، و قزوین را عهدهدار گردید. در اواخر عمر در تهران اقامت گزید.
استاد شیخ موسی نثری کبودرآهنگی
در سال ۱۲۶۰ خورشیدی در دستجرد کبودرآهنگ متولد شد.
روزنامهنگار، داستاننویس و از پیشگامان معارف همدان و از پیروان غمام همدانی بود. مدیریت مدرسه نصرت بر عهدهٔ او بود و از ابتدای تأسیس انجمن ادبی همدان عضویت آن را داشت و یک چند نیز رئیس انجمن بود. از ۱۳۰۴ مناصبی چون: ریاست معارف همدان، کرمانشاه، کردستان، و قزوین را عهدهدار گردید. در اواخر عمر در تهران اقامت گزید.
Forwarded from 🇳🇱سفارت ج.ا.ایران در هلند🇮🇷
کاشی برجسته دوره ایلخانیان (قرن هشتم هجری/ سیزدهم میلادی) متعلق به شهر "کاشان"، شامل بخشی از آیه ۲ سوره "انسان"، در ابعاد ۴۰*۲۰*۳ سانتیمتر، عرضه شده در غرفه گالری فومنی در نمایشگاه پان (PAN) آمستردام
@IR_NL
@IR_NL
به اقتفای وحشی بافقی....
ز غم یکی هلاکم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که بر او اثر ندارد
دگر آن شبیست امشب که ز پی سحر ندارد
من و این همه دعاها که یکی اثر ندارد
غلطست آن که گویند که بدل رهیست امشب
دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد
تو بکش بزن بخنجر بنگر به حال عاشق
که بغیر پاکبازی گنه دگر ندارد
همه زهر داده پیکان، خورم و رطب شمارم
چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد
دم مردن است عرفی برخش نظاره ای کن
که امید بازگشتن کس از این سفر ندارد
ز غم یکی هلاکم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که بر او اثر ندارد
دگر آن شبیست امشب که ز پی سحر ندارد
من و این همه دعاها که یکی اثر ندارد
غلطست آن که گویند که بدل رهیست امشب
دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد
تو بکش بزن بخنجر بنگر به حال عاشق
که بغیر پاکبازی گنه دگر ندارد
همه زهر داده پیکان، خورم و رطب شمارم
چه کنم که نخل حرمان به از این ثمر ندارد
دم مردن است عرفی برخش نظاره ای کن
که امید بازگشتن کس از این سفر ندارد