کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.96K photos
175 videos
2.12K files
1.36K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
از میان اسناد.... شعر مهدی سهیلی علیه هویدا سال 57 تکثیر از انتشارات امیر کبیر...
@historylibrary
از میان اسناد
شعارهای تشییع جنازه شهید مفتح
@historylibrary
کار آقای رحیم قاسمی، و ناشر هم کنگره مبارکه که همین پنج شنبه (23 آبان) در مبارکه برگزار می شود، و البته با همت دست اندرکاران موسسه کتاب شناسی شیعه با مدیریت استاد آیت الله شیخ رضا مختاری. از مبارکه، روحانی دوره رضاشاه و زنده تا سال 1325 چند کتاب دیگر هم منتشر شده. دو کتاب مرآت الغیب و اسلام خالص که من منتشر کردم. کتابی هم در باره شرح حال علما و دانشوران منتشر شده که بخش قابل توجهی از آن حذف شده است. این اثر هم باید بسیار مهم باشد، به خصوص برای شناخت جریان های فکری بعد از مشروطه تا دوره پهلوی اول ...
Forwarded from مجمع پریشانی (سهیل یاریِ گُل‌دَرِّه)
ذیل نفثة المصدور.pdf
331.7 KB
عنوان مقاله: تصحیح برخی کلمات در کتاب ذیل نفثة المصدور
نویسنده: سهیل یاری گل‌دره
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
تهران. هرمس. ۱۳۹۷
09
1 MB
خزانه حوزه علمیه قم (گزارشی از کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران)
در روزنامه سازندگی
طلع البدر علينا من ثنيات الوداع
وجب الشكر علينا ما دعى لله داع
أيها المبعوث فينا جئت بالأمر المطاع
جئت شرفت المدينة مرحباً يا خير داع
بازار اصفهان از بالای سقف آن
در نعت مصطفی (ص) از عطار:
خواجهٔ دنیا و دین گنج وفا /صدر و بدر هر دو عالم مصطفی
آفتاب شرع و دریای یقین / نور عالم رحمة للعالمین
جان پاکان خاک جان پاک او / جان رها کن آفرینش خاک او
خواجهٔ کونین و سلطان همه / آفتاب جان و ایمان همه
صاحب معراج و صدر کاینات / سایهٔ حق خواجهٔ خورشید ذات
هر دو عالم بستهٔ فتراک او / عرش و کرسی قبله کرده خاک او
پیشوای این جهان و آن جهان / مقتدای آشکارا و نهان
مهترین و بهترین انبیا / رهنمای اصفیا و اولیا
مهدی اسلام و هادی سبل /مفتی غیب و امام جز و کل
خواجه‌ای کز هرچه گویم بیش بود / در همه چیز از همه در پیش بود
خویشتن را خواجهٔ عرصات گفت / انما انا رحمة مهدات گفت
هر دو گیتی از وجودش نام یافت / عرش نیز از نام او آرام یافت
همچو شبنم آمدند از بحر جود / خلق عالم بر طفیلش در وجود
نور او مقصود مخلوقات بود / اصل معدومات و موجودات بود
حق چو دید آن نور مطلق در حضور / آفرید از نور او صد بحر نور
بهر خویش آن پاک جان را آفرید / بهر او خلقی جهان را آفرید
آفرینش را جزو مقصود نیست / پاک دامن‌تر ازو موجود نیست
@historylibrary
مجموعه مقالاتی است که که در همایشی در قطر برگزار شده است. یک مقاله هم از آقای دکتر کعبی با عنوان «الشیعه العرب فی المخیال الشعبی الایرانی» که بر اساس سفرنامه های حج قاجاری (دوره هشت جلدی) نوشته شده است.
http://www.janjustwitkam.nl/publications/index.html
فهرست و پی دی اف مقالات آقای ویتکام از فهرست نویسان برجسته اروپایی را در اینجا ملاحظه کنید.
لبعض الاعاجم:
شاها! دل آگاه گدایان دارند
سر رشته عشق، بینوایان دارند
گنجی که زمین و آسمان طالب اوست
چون در نگری برهنه پایان دارند
نقطه چین ....
مشغول خواندن شرح حال خودنوشت محمد علی مبارکه ای بودم. روزهای پنجشنبه و جمعه، یعنی دیروز و امروز هم، مراسم بزرگداشتی برای ایشان در مبارکه و اصفهان بوده است. شرح حال خودنوشت خواندنی است. بخش هایی را قبلا هم خوانده بودم و حالا به صورت کتاب از سوی موسسه کتاب شناسی شیعه، منتشر شده است.
به نظر می رسد، برای فهم دوره پهلوی اول بویژه از لحاظ مذهبی، متنی ارزش مند است. اما دوست داشتم، دستی در آن برده نمی شد. یکی از نقاط حساس آن، دیدار رضاشاه با علمای نجف است که مدتی در قم بودند. دو عالم معروف وقت مرحوم نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی بودند که به دلیل مسائل عراق، یازده ماه در ایران ماندند. در این وقت، در ایران، منازعه بر سر جمهوریت و سلطنت بود. سردار سپه، ابتدا، دنبال جمهوریت بود تا خود به عنوان رئیس جمهور سرکار بیاید. او فکر می کرد، نمی تواند به عنوان سلطنت جای سلطنت قاجاری را بگیرد، و جمهوری مسیر و ابزار بهتری است. اما جو عمومی مخالفت جمهوریت بود، چون آن را به بی دینی نزدیک تر می دانستند. سردار سپه برای دیدار با علما به قم آمد، و وقتی موافقت علما را با سلطنت خود دریافت، دست از جمهوریت کشیده، همان سلطنت را پذیرفت و این بار با الغای سلطنت قاجار، سلطنت پهلوی را بنیاد گذاشت. محمدعلی مبارکه ای که این زمان تازه به قم آمده بوده، به طور کوتاه، مطلبی در این باره نوشته است. با این حال، جایی که گویا به وصف سردار سپه پرداخته، در متن حاضر نقطه چین گذاشته شده است! او با اشاره به این که ایام عید نوروز [1303ش] و مصادف با نیمه شعبان [1342ق] بوده و قم بسیار شلوغ و حرم شلوغ تر می نویسد: حاجی میرزا عبدالله واعظ تهرانی در صحن کوچک منبر رفته، تمام ناله و فریادهای مردم، درخواست کردن از خداوند، واژگون کردن اساس جمهوریت بود. چه آن که عده ای خواستند در مرکز، سلطنت ایران تبدیل به جمهوریت شود و ملت با این مرام مخالف بود. ولی در خلع سلطنت قاجار موافق بودند. رئیس الوزراء وقت که ... این لباس را بر قامت او بریده بودند، در قم به ملاقات علمای نجف آمد، [علما] صلاح کشور و ملت را در پیشگاه او استدعا نمودند، و الحق بر وفق مرام حاصل آمد. به طوری که هیچ کس تصور حصول این مقصود نمی کرد. (شجره مبارکه، ص 132)
حقیقت دوست داشتم بدانم جای این نقطه چین چه بوده است؟ چه اشکالی دارد اگر حتی مبارکه ای جمله در در تأیید رضاخان در آن وقت نوشته باشد، بماند و خوانده شود. اگر نکته دیگری هم بوده که به هر حال باز علاقه مندیم بدانیم چه بوده است.
متن این کتاب را که مولف اجازه انتشار الکترونیکی آن را داده اند، پایین ملاحظه فرمایید. 👇👇