در کربلای معلی، در کتابخانه مرحوم حاجی سید محمد کاظم رشتی اعلی الله مقامه، به مبلغ سه تومان هدیه نموده ام، لعنت خدا بر کسی که سرقت کند یا بگیرد، رد نکند. 1260
@historylibrary
@historylibrary
میراث طبی ما در تمدن اسلامی، شامل طب یونانی، و در حاشیه آن طب اسلامی بود که شامل شماری حدیث اغلب نامعتبر می شد. این میراث، همزمان با ورود دانش طبی جدید، بسرعت از دور خارج شد، و در دارالفنون، طب اروپایی بر اساس متون جدید، تدریس و میان جامعه، مراکز درمانی ایجاد شد. به تدریج اندیشه ای در ذهن شماری از متفکران پدید آمد تا ریشه های طب جدید را در متون اسلامی جستجو کنند و ضمن اثبات علمی بودن دین، به احیای اعتماد به نفس مسلمانان کمک نمایند. ادبیات بهداشت اسلامی محصول این نگرش منبعث از روشنفکری مذهبی بود. به دنبال آن، در آثاری که در باره تمدن اسلامی یا عظمت اسلام نوشته می شد، چه کتاب و چه مقاله، به بیان این نظریه و مصادیق آن می پرداختند که آنچه در طب جدید آمده، پیش از این، در متون ما گفته شده است. نمونه ای که مکرر در این ادبیات آمده، همین است که شیطان وارده در برخی از روایات، همان میکروبی است که فرنگی ها شناخته اند. در این کتاب، ضمن بیان سوابق پیدایش این ادبیات، چند متن از متون ادبیات بهداشت اسلامی، از روشنفکران مذهبی، از جمله آثاری از دکتر امیر اعلم، تومانیانس، شیخ قاسم مهاجر، مبارکه ای، عبداللهی خوروش آمده است.
دوستانی که کتابچه های خرج و دخل دوره قاجاری رو دیدند، ارزش این نقاشی رو بیشتر می فهمند.
@historylibrary
@historylibrary
این اطلاعیه هم اهمیت داستان اصغر گاریچی دوره مشروطه رو می تواند نشان بدهد....
@historylibrary
@historylibrary
فکرش رو بکنید کوچه ای بنام میناچی در خیابان قبا کنار حسینیه ارشاد. مرحوم ناصر میناچی که علم حقوق خوانده بود، با مرحوم مطهری و همایون، حسینه ارشاد را بنیاد گذاشت. بعدها آقای مطهری از آنجا رفت، اما اول انقلاب، میناچی را برای وزارت ارشاد به امام معرفی کرد. بعدها تا آخر عمر مدیر حسینیه بود و کتابی هم با عنوان تاریخچه حسینیه ارشاد نوشت.
Al-Madaini_and_the_Narratives_of_the_A.pdf
1020.6 KB
مدائنی و روایات مربوط به دولت عباسی
http://historylib.com/articles/1853/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87+%D8%B1%D8%A7%D9%87+%D8%AD%D8%AC+%D8%A7%D8%B2+%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%21
دفترچه ای از اشعار هجو به نام هاشم یا شیخ ابوهاشم هست که اغلب اشعار آن هجویات است و گهگاه تعابیر زشتی هم دارد. در میان این دفترچه چند ده صفحه ای، اشعاری در باره سفر حج مؤلف هست که خطاب به بردارش ـ با نام ابوتراب ـ سروده و بخشی از مشکلاتش را با شتردار یا جمّال بیان کرده است. نام این جمال، محمد گنجی بوده و چنان که می گوید، او را بسیار اذیت کرده است. وقتی به جده رسیده اند، به خانه سید موسی نامی وارد شده و تلاش کرده تا انتقامش را از این محمد گنجی بگیرد. اما کارشان به مصالحه کشیده و گرفتن مداری آجیل میانشان اصلاح شده است. در ادامه، اشعاری در باره سختی راه دریا دارد که برای شناخت دشواری های راه حج، بی فایده نیست. این که این ابوهاشم کیست، اطلاعی نداریم اما خودش را تحویل گرفته، و اعیان زاده می داند. اگر شوخی نکرده باشد، لابد از یکی از خاندان های روحانی یا اعیان آن وقت بوده است. این چند صفحه را که در فریم های 29 تا 32 آمده در اینجا می آورم، و هدف در اختیار گذاشتن اشاراتی است که در این اشعار، در باره راه حج دارد
دفترچه ای از اشعار هجو به نام هاشم یا شیخ ابوهاشم هست که اغلب اشعار آن هجویات است و گهگاه تعابیر زشتی هم دارد. در میان این دفترچه چند ده صفحه ای، اشعاری در باره سفر حج مؤلف هست که خطاب به بردارش ـ با نام ابوتراب ـ سروده و بخشی از مشکلاتش را با شتردار یا جمّال بیان کرده است. نام این جمال، محمد گنجی بوده و چنان که می گوید، او را بسیار اذیت کرده است. وقتی به جده رسیده اند، به خانه سید موسی نامی وارد شده و تلاش کرده تا انتقامش را از این محمد گنجی بگیرد. اما کارشان به مصالحه کشیده و گرفتن مداری آجیل میانشان اصلاح شده است. در ادامه، اشعاری در باره سختی راه دریا دارد که برای شناخت دشواری های راه حج، بی فایده نیست. این که این ابوهاشم کیست، اطلاعی نداریم اما خودش را تحویل گرفته، و اعیان زاده می داند. اگر شوخی نکرده باشد، لابد از یکی از خاندان های روحانی یا اعیان آن وقت بوده است. این چند صفحه را که در فریم های 29 تا 32 آمده در اینجا می آورم، و هدف در اختیار گذاشتن اشاراتی است که در این اشعار، در باره راه حج دارد