یادداشتی از استاد غلامرضا سحاب در باره مرحوم دمیرچی
یک سال از درگذشت استاد وپیشکسوت صنعت چاپ گذشت. (16 شهریور) او یار ویاور اهالی چاپ بود. اوباعشق وعلاقه خدمات بزرگ وماندگاری را دررشته چاپ از خود بیادگار گذاشت که شرح آن را قابل توصیف نیست . او یار بنیاد فرهنگیسحاب بود که برای دانش پژوهان چاپ سنتی را در محل بنیاد آموزش می داد . یادش راگرامی می داریم.
او در سال ۱۳۸۹ در کتابخانه مجلس باحمایت و علاقه مندی آقای دکتر جعفریان رئیس سابق کتابخانه مجلس موفق شد باهزاران زحمت قطعات قدیمی ماشین های چاپ را از همکاران خود و چاپخانه های مختلف جمع آوری و موزه ای برای صنعت چاپ، پایه گذاری نماید.
او بادست خالی فقط به اعتبار شخصیت و متانت و احترامی که اهالی صنعت چاپ به او داشتند ، توانست این ماشین آلات را جمع آوری نموده تا فرزندان ما با سیستم چاپ در گذشته آشنا شوند ومربی آنها خود آقای دمیرچی بود. همه روزه از مدارس و دانشگاهها برای دیدن موزه می آمدند و دمیرچی باچنان عشق و علاقه ای راجع به ماشینهای چاپ قدیمی صحبت می کرد گویا از فرزندانش نام می برد و آموزش چاپ یکی از درسهایش بود.
دمیرچی همزمان با اهالی چاپ ومدیران چاپخانه ها مصاحبه کرد و شرح حال ۲۲۰ نفر از آنان را در کتابی بنام قبیله چاپ وهمچنین کتاب دیگری بانام هویت های پایدار به چاپ رسانید. ودرمرحله بعد کتابی در شرح حال واسناد موسسه نوریانی ومهندس نوریانی پدر صنعت چاپ ایران وکتاب تاریخ شفاهی دست اندرکاران چاپ ایران را به چاپ رسانید.
مااغلب در مورد موزه چاپ باهم دردل می کردیم که چکار باید کرد تا کار موزه به انجام برسد . او هیچگاه نا امید نشد و تا اخرین روز زندگی اش حتی قبل از مراسم روز صنعت چاپ سال گذشته که باهم صحبت کردیم ،گفت سحاب چکار کنیم کار به جایی نرسیده ...اگر من رفتم چه کسی می خواهد این کار را به پایان برساند؟
@bonyadfarhangisahab
یک سال از درگذشت استاد وپیشکسوت صنعت چاپ گذشت. (16 شهریور) او یار ویاور اهالی چاپ بود. اوباعشق وعلاقه خدمات بزرگ وماندگاری را دررشته چاپ از خود بیادگار گذاشت که شرح آن را قابل توصیف نیست . او یار بنیاد فرهنگیسحاب بود که برای دانش پژوهان چاپ سنتی را در محل بنیاد آموزش می داد . یادش راگرامی می داریم.
او در سال ۱۳۸۹ در کتابخانه مجلس باحمایت و علاقه مندی آقای دکتر جعفریان رئیس سابق کتابخانه مجلس موفق شد باهزاران زحمت قطعات قدیمی ماشین های چاپ را از همکاران خود و چاپخانه های مختلف جمع آوری و موزه ای برای صنعت چاپ، پایه گذاری نماید.
او بادست خالی فقط به اعتبار شخصیت و متانت و احترامی که اهالی صنعت چاپ به او داشتند ، توانست این ماشین آلات را جمع آوری نموده تا فرزندان ما با سیستم چاپ در گذشته آشنا شوند ومربی آنها خود آقای دمیرچی بود. همه روزه از مدارس و دانشگاهها برای دیدن موزه می آمدند و دمیرچی باچنان عشق و علاقه ای راجع به ماشینهای چاپ قدیمی صحبت می کرد گویا از فرزندانش نام می برد و آموزش چاپ یکی از درسهایش بود.
دمیرچی همزمان با اهالی چاپ ومدیران چاپخانه ها مصاحبه کرد و شرح حال ۲۲۰ نفر از آنان را در کتابی بنام قبیله چاپ وهمچنین کتاب دیگری بانام هویت های پایدار به چاپ رسانید. ودرمرحله بعد کتابی در شرح حال واسناد موسسه نوریانی ومهندس نوریانی پدر صنعت چاپ ایران وکتاب تاریخ شفاهی دست اندرکاران چاپ ایران را به چاپ رسانید.
مااغلب در مورد موزه چاپ باهم دردل می کردیم که چکار باید کرد تا کار موزه به انجام برسد . او هیچگاه نا امید نشد و تا اخرین روز زندگی اش حتی قبل از مراسم روز صنعت چاپ سال گذشته که باهم صحبت کردیم ،گفت سحاب چکار کنیم کار به جایی نرسیده ...اگر من رفتم چه کسی می خواهد این کار را به پایان برساند؟
@bonyadfarhangisahab
تازه ترین کتاب استاد محقق داماد. با عناوینی چون: سهروردی در دادگاه جهل مقدس، سیاست و تقدس، اندر نکوهش خودبرتر بینی قدسی، نمایش جهل مقدس در خشونت دینی، دفاع خونین از اصل آزادی بیعت، رسانه های مورد استفاده اهل بیت برای احیای عاشورا، نقش دستگاه های تبلیغاتی در واقعه کربلا، نخست تعقل سپس دینداری، پویایی پژوهش در سایه آزادی نقد علمی، عذر تقصیر به پیشگاه ملت ایران.
رهنمای_سعادت_آموزش_های_لازم_برای.rar
16.6 MB
کتابچه مهمی از دوره پیش از پهلوی در باره آموزش های لازم برای زنان و دختران است. منبع قابل توجهی برای شناخت دیدگاه های رایج در این دوره.
احمد رضا کریمی، از مجاهدین پیش از انقلاب بود که دستگیر شد، هم سلولی شریعتی طی شش ماه بود و یک تک نگاری در باره آن نوشت. بعد از انقلاب، باز به زندان افتاد و یک گزارش در باره مجاهدین خلق نوشت که کتاب شد. حالا هم این کتاب را در باره تقی شهرام نوشته که بسیار مفصل است. تجربه های بسیار خوبی از این دوره دارد و باید اثری با ارزش باشد.
اطلاعیه ای برای سخنرانی مذهبی (دکتر مناقبی) در سال 1347ش در مسجد جامع نارمک
@historylibrary
@historylibrary
آتش زدند لانۀ مرغ پریده را /ایرج میرزا
رسم است هر که داغ جوان دید،دوستان
رأفت برند حالت آن داغ دیده را
یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را
آن دیگری برو بفشاند گلاب و شهد
تا تقویت کند دل محنت کشیده را
یک جمع دعوتش به گل و بوستان کند
تا برکنندش از دل، خارِ خلیده را
جمع دگر برای تسلای او دهند
شرح سیاهکاری چرخِ خمیده را
القصّه! هر کسی به طریقی ز روی مهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رسیده را
آیا که داد تسلیت خاطرِ حسین
چون دید نعش اکبر در خون تپیده را؟
آیا که غمگساری و اندُه بری نمود
لیلای داغ دیدۀ زحمت کشیده را؟
بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانۀ مرغ پریده را
رسم است هر که داغ جوان دید،دوستان
رأفت برند حالت آن داغ دیده را
یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را
آن دیگری برو بفشاند گلاب و شهد
تا تقویت کند دل محنت کشیده را
یک جمع دعوتش به گل و بوستان کند
تا برکنندش از دل، خارِ خلیده را
جمع دگر برای تسلای او دهند
شرح سیاهکاری چرخِ خمیده را
القصّه! هر کسی به طریقی ز روی مهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رسیده را
آیا که داد تسلیت خاطرِ حسین
چون دید نعش اکبر در خون تپیده را؟
آیا که غمگساری و اندُه بری نمود
لیلای داغ دیدۀ زحمت کشیده را؟
بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانۀ مرغ پریده را
سه دفاع از سه رساله کارشناسی ارشد با موضوعات تازه و خوب. روز شنبه، بین ساعت یازده تا سه بعد از ظهر.