کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
16.5K subscribers
9.99K photos
222 videos
2.12K files
1.51K links
کانال رسمی کتابخانه تخصصی تاریخ اسلام و ایران
http://www.historylib.com/
http://www.sohalibrary.com/
https://ebookshia.com/
https://t.me/Ebookshia
Download Telegram
این یکی از بهترین مقالاتی است که از مرحوم باستانی خوانده ام. تصویری از افسانه و خرافه در جامع التواریخ. این که مردی مثل رشیدالدین فضل الله، چطور مثل بسیاری دیگر، وقتی تاریخ به این مهمی را می نویسد، خرافات را هم تاریخ می پندارد.
مقاله پیشگفته باستانی در این مجموعه منتشر شده است.
ای زمان در طول تاریخ اینچنین داری سراغ
بی کفن، لب تشنه، بی سر، پادشاه دیگری ؟
ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام تسلیت
مجله خروس جنگی ۱۳۲۹
امروز در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، خدمت دو استاد بزرگوار استاد صفی نژاد و استاد فرید قاسمی بودیم. خیلی عزیزند، خیلی.
عزاداری در اردبیل در دوره رضاشاه (از کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ: 2/143)
قمه زدن و شبيه درآوردن و دسته راه انداختن در سال 1310 خورشيدى از طرف دولت ممنوع گرديد و در آنسال در دو محله عالى‏قاپو و آقا نقى خرمنى بر اثر تيراندازى مأمورين عده‏اى از پيراهن سفيدان زخمى گرديدند و على نام يكى از آنها كه بدان سبب «على عاشورا» لقب يافته بود تا اين اواخر زنده بود. سال بعد از آن زنهاى محلات سلطان‏ آباد و «ديك‏باشى» جمع شده دسته براه انداختند و تا محله اوچدكان پيش آمدند.
آنها پرچم و زنجيرزن و غيره نداشتند. بلكه متجاوز از سيصد نفر زن بودند كه چادر بسر انداخته ناله‏ كنان حركت مينمودند.
در نزديكى ميدان اوچدكان پاسبانها جلوى آنها را گرفتند و چون زنها اصرار داشتند كه بمسجد درآمده عزادارى كنند دست بسلاح برده با تيراندازى هوائى آنها را متفرق ساختند.
سردسته آنها شيرزنى بود بنام «نازى» يا «نازلى» و با آنكه آن زن امروز وجود ندارد بين بانوان اردبيل برشادت معروف و از حسن شهرت برخوردار است.
در آن سالها روضه‏ خوانى نيز قدغن گرديد و از برگزارى چنين مجالسى ولو بطور خصوصى در منازل هم جلوگيرى شد و گرچه بعد از شهريور 1320 عزادارى باز رونق گرفت ولى شبيه درآوردن و قمه‏زدن همچنان ممنوع گشت.
عکسهای روی دیوار یک مغازه در خیابان چهارمردان قم. الان. هوا هم گرمه.
JIHS_Volume 15_Issue 1_Pages 21-36
659.4 KB
JIHS_Volume 15_Issue 1_Pages 21-36

پایان سنت حد نامه نویسی توصیفی و سهم مهندس بغایری در نقشه برداری مدرن ایران /امید رضایی
حاکمیت صهیونیسم بر اراضی فلسطین که با حمایت غربی ها صورت گرفت، جدای از نابود کردن حرث و نسل و کشته شدن صدها هزار انسان، به نابودی شمار زیادی از آبادی های فلسطینی منجر شد، آبادی هایی که به کلی از میان رفتند و امروز فقط نامی از آنها باقی مانده است. مرکز الدراسات الفلسطینیه، کتابی با عنوان «کی لاننسی» = «تا فراموش نکنیم» در باره فهرست بلندی از این روستاهای نابود شده (418 روستا) و نشانه های آنها در منابع تاریخی و جغرافیایی نوشت. اکنون این کتاب توسط انتشارات حامیان آزادی قدس، در 764 صفحه در قطع دایره المعارفی و با کاغذ بسیار سبک و زیبا، منتشر شده است. این کتاب، از معدود تحقیقات خوبی است که در باره فلسطین در ایران منتشر می شود. کتاب یاد شده علاوه بر جنایات سیاسی صهیونیسم، نشانگر نقش ویرانگر این دولت در از میان بردن آثار تمدن بشری است، دولتی که با ادعاهای دروغ سعی کرد، خود اعراب را در واگذاری زمینهایشان به یهودیان مقصر نشان دهد، در حالی که تنها و تنها بر اساس این فهرست، 418 روستا را به زور تصرف کرد و از روی زمین محو نمود.مولف آن، ولید الخالدی، و مترجم امیر حسین بابالار است. تلفن ناشر: 66977903
قبض تأیید کمک به ساختمان مسجد اعظم (آیت الله بروجردی) در کنار حرم حضرت معصومه س.
اطلاعیه درخواست کمک برای تبدیل ساختمان سینمای قم که مخروبه شده و آیت الله مرعشی خریده بود، به مدرسه. اطلاعیه از جناب دکتر سید محمود مرعشی است و باید مربوط به سالهای 54 و 55 ش باشد.
سيد اسماعيل‏ حسنى‏ توسط طرفداران کتاب شهید جاوید کتک خورد و مرد

مرحوم شیخ محمد رازی در کتاب گنجینه دانشمندان، ذیل عنوان «سید اسماعیل حسنی» نوشته است:

حجة الاسلام و الفاضل العلام مرحوم آقا سيد اسماعيل فرزند آقا سيد ابو القاسم حسنى نجف‏آبادى از علماء و فضلاء روشن‏فكر و باتدبير نجف‏آباد بوده است. وى در سال 1303 شمسى در نجف‏آباد چشم بدنيا گشود و بعد از نشوونما و پرورش در بيت سيادت و تحصيلات ابتدائى باصفهان رفته و مدت سه سال در مدرسه جده بزرگ مشغول بمقدمات بوده تا اينكه در سال 1320 شمسى مهاجرت بقم نموده و سطوح اوليه را خدمت حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ اسد اللّه نور اللهى و حجة الاسلام حاج سيد مرتضى علوى فريدنى و آية اللّه حاج شيخ محمد فكور و آية اللّه حاج شيخ عبد الجواد جبل العاملى فراگرفته و در درس خارج آية اللّه العظمى بروجردى شركت نموده و از بحر زخار معظم له و آية اللّه موسوى استفاده نموده و براى ارشاد مردم بتبليغ اسلام و ترويج احكام‏ باطراف اصفهان و محال بختيار و غيره مسافرت و خدماتى از قبيل بناء مساجد و حمام و راه‏سازى و آب لوله‏كشى و غيره نموده تا در جمادى الثانى 1394 قمرى كه بجرم دفاع از سالار شهيدان حضرت ابا عبد اللّه الحسين (ع) از طرف حاميان نويسنده كتاب ضد مقام علمى و ولايتى آنحضرت و خاندان جليل رسالت (كتاب شهيد جاويد) بواسطه ضربات چوب كه بر گردن ايشان اصابت كرده بوده مريض شد و يكسال بعد از ضربات مانند اجداد طاهرين خود شهيدا از دنيا رفته و باسلاف پاك خود ملحق و برحمت حق پيوست. اللهم اللعن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له على ذلك. اللهم العنهم جميعا ( گنجينه دانشمندان، ج‏7، ص: 300)
پانزده خوابی که ملافرج الله میاندوآبی دیده است!
نسخه ای به شماره 16892 با عنوان شعشعه ذوالفقار و رسائلی دیگر در مجلس هست که در صفحات آغازین آن، شخصی که لابد مالک نسخه بوده، تعدادی از خواب های خود را نوشته است. از این یادداشت ها چنین بر می آید که نامش ملافرج الله و روضه خوان بوده است. یک بار هم ملافرج الله بن حسنیه بانو، خود را نامیده است. بیشتر تاریخ این خوابها سالهای 1237، 1238 و 1239 است. اما در یک مورد، 1216 [ظاهرا] و موردی هم 1242 ق است. محتوای آنها جنبه مذهبی و بیشتر تأکید بر اشاراتی دارد که به او یا دیگری گفته می شود که عمر طولانی خواهد کرد یا حتی تعداد سالهای باقی مانده عمر او را بیان می کند. در موارد دیگر هم عنایاتی به او شده اما تقریبا هیچ کدام بد نیتسند. وی در بیشتر این خوابها، پیغمبر، امام علی، امام حسین و در برخی دیگر «شخصی» را به خواب دیده است که این نکات را به او می گوید. یک بار هم مطالبی روی چوبی به عربی و فارسی و ترکی نوشته شده بوده است. در برخی از موارد از این خوابها، کلماتی محو شده و ناخواناست و یک مورد هم تقریبا اکثر آن محو شده است. مواردی هم هست که با تردید خوانده و علامت تعجب گذاشته ام. یک بار از شهر میاندوآب یاد شده که روشن نیست همان شهر زندگی می کرده یا جایی در نزدیکی آن. به هر حال، حتما در آنجا رفت و آمد داشته است. یک باره هم از روستای قره کلیک که منبر می رفته یاد شده است. می دانیم که در ادبیات آن دوره، خواب دیدن را با تعبیر «در واقعه دیدم» بیان می کنند. عمده نگرانی ها مرگ، بحث طول عمر، سلامتی و خوف از آمدن مرض، و عاقبت بخیری است.

اصل این یادداشت را که گزارش وی از خوابهای اوست، در لینک زیر مشاهده فرمایید
http://yon.ir/Wi4cf
16 شهریور سال 1397، استاد دمیرچی از میان ما رفت و اکنون یک سال گذشت، سالی که کمتر روزی می شد به فکر او نباشم. مردی دلسوز، توانا، فعال که بیش از همه تاریخ چاپ را می شناخت، به آن علاقه مند بود و عمرش را برای آن گذاشته بود. همان روزهای اول که به کتابخانه مرکزی آمدم، یک دستگاه چاپ قدیمی هدیه آورد که حالا در ورودی کتابخانه نگه داری می شود. خداوند کسانی را که امیدهایش را برای تحقق یک موزه چاپ بر باد دادند، نیامرزد.
کتابی تازه منتشر شده در باره تقی ارانی از آقای یونس جلالی.
یادداشتی از استاد غلامرضا سحاب در باره مرحوم دمیرچی 👇👇👇
یادداشتی از استاد غلامرضا سحاب در باره مرحوم دمیرچی
یک سال از درگذشت استاد وپیشکسوت صنعت چاپ گذشت. (16 شهریور) او یار ویاور اهالی چاپ بود. اوباعشق وعلاقه‌ خدمات بزرگ وماندگاری را دررشته چاپ از خود بیادگار گذاشت‌ که شرح آن را‌ قابل توصیف نیست . او یار بنیاد فرهنگی‌سحاب‌ بود‌ که برای دانش پژوهان‌ چاپ سنتی را در محل بنیاد آموزش می داد . یادش را‌گرامی می داریم.
او در سال ۱۳۸۹ در کتابخانه مجلس باحمایت و علاقه مندی آقای دکتر جعفریان رئیس سابق کتابخانه مجلس موفق شد باهزاران زحمت قطعات قدیمی ماشین های چاپ را از همکاران خود و چاپخانه های مختلف جمع آوری و موزه ای برای صنعت چاپ، پایه گذاری نماید.
او بادست خالی فقط به اعتبار شخصیت و متانت و احترامی که اهالی صنعت چاپ به او داشتند ، توانست این ماشین آلات را جمع آوری نموده تا فرزندان ما با سیستم چاپ در گذشته آشنا شوند ومربی آنها خود آقای دمیرچی بود. همه روزه از مدارس و دانشگاهها برای دیدن موزه می آمدند و دمیرچی باچنان عشق و علاقه ای راجع به ماشینهای چاپ قدیمی صحبت می کرد گویا از فرزندانش نام می برد و آموزش چاپ یکی از درسهایش بود.
دمیرچی همزمان با اهالی چاپ ومدیران چاپخانه ها مصاحبه کرد و شرح حال ۲۲۰ نفر از آنان را در کتابی بنام قبیله چاپ وهمچنین کتاب دیگری بانام هویت های پایدار به چاپ رسانید. ودرمرحله بعد کتابی در شرح حال واسناد موسسه نوریانی ومهندس نوریانی پدر صنعت چاپ ایران وکتاب تاریخ شفاهی دست اندرکاران چاپ ایران را به چاپ رسانید.
مااغلب در مورد موزه چاپ باهم دردل می کردیم که چکار باید کرد تا کار موزه به انجام برسد . او هیچگاه نا امید نشد و تا اخرین روز زندگی اش حتی قبل از مراسم روز صنعت چاپ سال گذشته که باهم صحبت کردیم ،گفت سحاب چکار کنیم کار به جایی نرسیده ...اگر من رفتم چه کسی می خواهد این کار را به پایان برساند؟
@bonyadfarhangisahab
تازه ترین کتاب استاد محقق داماد. با عناوینی چون: سهروردی در دادگاه جهل مقدس، سیاست و تقدس، اندر نکوهش خودبرتر بینی قدسی، نمایش جهل مقدس در خشونت دینی، دفاع خونین از اصل آزادی بیعت، رسانه های مورد استفاده اهل بیت برای احیای عاشورا، نقش دستگاه های تبلیغاتی در واقعه کربلا، نخست تعقل سپس دینداری، پویایی پژوهش در سایه آزادی نقد علمی، عذر تقصیر به پیشگاه ملت ایران.